ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۵۶۰٬۵۰۹ مورد.
۱۴۱.

واکاوی چالش های حضور شرکت های با اقامتگاه مضاعف، در پروژه های نفت و گاز کشور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۳
در کشور ما، مسئله تابعیت مضاعف شرکت ها بی توجه مانده، لذا در ادبیات حقوق اداری، تنها دو تعریف شرکت ایرانی و خارجی وجود دارد. تحت این شرایط، شرکت های ایرانی با فعالیت بین المللی، مجبور به انتخاب نام دیگر و ثبت شرکت در کشور ثالث می باشند. این پژوهش به روش تحلیلی-توصیفی انجام شده و هدف آن است که چالش های اداری حضور شرکت های مذکور در پروژه های نفت و گاز کشور مورد بررسی قرار گیرد. چنین نتیجه شد که در پروژه های مهم، به سبب عدم مالکیت تجهیزات، به توانایی شرکت های ایرانی اطمینان وجود ندارد و در شرایط تحریمی نیز هرگونه ارتباط بین شعبه خارجی شرکت و دفتر اصلی در ایران، تحت عنوان روابط برون مرزی تحت رصد بوده و می تواند پرهزینه باشد. در داخل کشور نیز ارتباطات مذکور از دیدگاه امنیتی نگریسته شده که می تواند توسط مقامات مذکور تحت اتهاماتی نظیر پول شوئی و خرابکاری قرار گیرد. نظام اداری حتی به شرکت های تمام ایرانی با فعالیت بین المللی نیز توجهی نداشته و این مهم موجب عدم انگیزه آن ها در فعالیت های پرهزینه مذکور می گردد. در قوانین موضوعه، محدودیتی برای رسمیت تابعیت دوگانه شرکت ها ذکر نشده و مسئولین اداری-اجرائی، می توانند ضمن تصویب آئین نامه ی کامل در خصوص اجرای اصول 41 و 42 قانون اساسی، به بین المللی بودن شرکت رسمیت بخشند. در این صورت روابط داخلی شرکت، حتی با جنبه بین المللی فاقد حساسیت بوده و بسیاری از چالش های مذکور، به خودی خود قابل مرتفع شدن می باشد.
۱۴۲.

پیش بینی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از مدل شبکه عصبی نارکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۲۹۳
این پژوهش با هدف تعیین تنظیمات بهینه مدل شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی با ورودی های برون زا (نارکس) برای پیش بینی روز آتی شاخص کل بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است. سایر اهداف شامل مقایسه عملکرد مدل نارکس با مدل های شبکه عصبی خودرگرسیون غیرخطی (نار) و ورودی - خروجی غیرخطی (نایو)، توسعه بازه زمانی پیش بینی با استفاده از شبکه عصبی نار، اعتبارسنجی مدل نارکس ازطریق تحلیل حساسیت و مقایسه عملکرد آن با مدل میانگین متحرک خودرگرسیون انباشته (آریما) است. طبق داده های شاخص کل از سال ۱۳۸۸ تا ۱۴۰۲، مدل نارکس برای پیش بینی روز آتی و مدل نار برای توسعه بازه زمانی پیش بینی به کار گرفته شد. عملکرد مدل نارکس با مدل های نار، نایو و آریما براساس درصد خطای مطلق مقایسه شد. برای تعیین تنظیمات بهینه مدل نارکس و مقایسه عملکرد مدل نار با آریما نیز میانگین مجذور خطا ملاک قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که مدل نارکس پیشنهادی، در ترکیب با داده های قیمت باز، بسته، سقف و کف، حجم معاملات و میانگین های متحرک ساده و نمایی بهترین عملکرد پیش بینی را داشته است. در مقایسه با سایر الگوریتم های آموزشی، الگوریتم لونبرگ - مارکوارت بالاترین دقت را ایجاد کرده است. نتایج اعتبارسنجی نیز برتری مدل نارکس را به الگوریتم های شبکه عصبی نار و نایو و مدل سنتی آریما تأیید می کند. این پژوهش نخستین بررسی از عملکرد شبکه عصبی نارکس در پیش بینی شاخص کل بورس تهران است و یافته های آن، علاوه بر توسعه دانش نظری در زمینه کاربرد شبکه عصبی پویا می تواند به عنوان ابزاری اثربخش در اختیار تحلیلگران بازار سرمایه قرار گیرد.
۱۴۳.

مطالعه دیدگاه مدیران پیرامون ابعاد و مؤلفه های رفتارهای پرخطر دانش آموزان مدارس متوسطه: پژوهش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف پژوهش، مطالعه دیدگاه مدیران پیرامون ابعاد و مؤلفه های رفتارهای پرخطر دانش آموزان مدارس متوسطه شهر اردکان بود. رویکرد پژوهش «کیفی» و روش پژوهش «داده بنیاد» بود. مشارکت کنندگان بالقوه، مدیران مدارس متوسطه شهر اردکان در سال تحصیلی 1403- 1402 بودند. روش نمونه گیری، هدفمند بود. نمونه گیری مبتنی بر اشباع نظری داده ها تا 10 نفر شرکت کننده ادامه یافت. روش گردآوری داده ها «مصاحبه نیمه ساختاریافته» بود. داده ها به شیوه «کدگذاری» و «مقوله بندی» در سه سطح کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. برای تعیین اعتبار داده ها، از روش «سه سویه سازی» استفاده شد. نتایج نشان داد «عوامل علّی» شامل علل روان شناختی – بیولوژیک، اعتقادی، تکنولوژیک، فرهنگی و اجتماعی، هویت یابی نوجوانی، جامعه-شناختی و اقتصادی بود. «شرایط مداخله ای» شامل عوامل نهادی، عوامل نسلی و ارتباطی و «شرایط زمینه ای» شامل شرایط کلی، شرایط خانوادگی مستعد، شرایط انضباطی، شرایط بالینی و شرایط شناختی – ارتباطی بودند. «راهبردها» شامل راهبرد درمانی درون نهادی مؤثر، راهبرد ارتباطی راهبرد درون نهادی غیرمؤثر، راهبرد برون نهادی و راهبرد ترکیبی بودند. «پیامدها» شامل افزایش رفتارهای پرخطر، پیامدهای بالینی - روان شناختی، پیامدهای پرورشی و پیامدهای آسیب زا بود. پژوهش حاضر، مدل پارادایمی جامعی از دیدگاه مدیران مدارس متوسطه اردکان درباره رفتارهای پرخطر دانش آموزان ارائه می دهد. این مدل، ضمن تأکید بر ماهیت سیستمی و پیچیده رفتارهای پرخطر، لزوم توجه هم زمان به عوامل فردی، خانوادگی، نهادی و محیطی در طراحی مداخلات پیشگیرانه و درمانی را آشکار می سازد.
۱۴۴.

تأثیر درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی کشور عراق با تأکید بر ریسک ژئوپلیتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۶
مقدمه و هدف: درآمدهای نفتی به طور قابل توجهی بر سیاست های مالی، مخارج عمومی و مدیریت بودجه عراق تأثیر می گذارد. مطالعه این اثرات به سیاست گذاران کمک می کند تا اثربخشی استراتژی های مدیریت درآمد مانند تخصیص درآمدهای نفتی، برنامه ریزی بودجه و ایجاد صندوق های تثبیت را ارزیابی کنند. علاوه بر این، تاثیر ریسک ژئوپلیتیک بر رشد اقتصادی که در عمده کشورهای صادرکننده نفت حضور مسلط داشته است، به یک ضرورت تبدیل شده است و نتایج آن می تواند حاوی دلالت های سیاست گذاری بسیار مهمی برای سیاست گذاران و تصمیم گیرندگان در سطوح کلان باشد. از این رو، وابستگی عراق به درآمدهای نفتی، موجب شده تا درک اثرات درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی برای ارزیابی پایداری اقتصاد عراق از اهمیت بسزایی برخوردار باشد. هدف این مطالعه بررسی تاثیر درآمدهای نفتی بر رشد اقتصادی عراق با در نظر گرفتن ریسک ژئوپلیتیک، می باشد. بطوری که نتایج مطالعه به شناسایی میزان وابسته بودن رشد اقتصادی عراق به درآمدهای نفتی و خطرات احتمالی مرتبط با چنین وابستگی همراه با ریسک های موجودکمک خواهد کرد. روش شناسی: این مطالعه بر اساس اهداف خود، از نوع کاربردی است. داده ها و اطلاعات در بخش پیشینه با رویکرد کتابخانه ای و داده ها و آمارهای مورد نیاز برای برآورد الگوی تجربی، از سایت بانک مرکزی عراق و بانک جهانی به صورت سری زمانی جمع آوری شده و تجزیه و تحلیل الگوی پژوهش نیز با استفاده از الگوی خودتوضیح با وقفه های گسترده (ARDL) انجام شده است. متغیرهای کلان اقتصادی کشور در دوره زمانی 1995 تا 2022 داده هایی است که در این مطالعه مورد استفاده قرار گرفته است. یافته ها و نتایج: بر اساس نتایج تخمین مدل، درآمدهای نفتی در کوتاه مدت و بلندمدت تاثیر مثبت و معنی داری بر رشد اقتصادی دارد و اثر ریسک ژئوپلیتیک و اثر تعاملی ریسک ژئوپلیتیک در درآمدهای نفتی، در بلندمدت منفی و معنی داری در رشد اقتصادی می باشد. همچنین نتایج نشان از تاثیر مثبت و معنی دار سرمایه گذاری مستقیم خارجی در رشد اقتصادی دارد. درآمدهای نفتی به عنوان یک منبع درآمدی اصلی می تواند منجر به افزایش بودجه دولتی، سرمایه گذاری داخلی و خارجی در زیرساخت ها، بهبود خدمات عمومی و ایجاد فرصت شغلی در بخش های مختلف اقتصادی شود. با این وجود تنش ها و ناپایداری سیاسی و ریسک ژئوپلیتیک می توانند باعث کاهش سرمایه گذاری ، کاهش تولید و در نتیجه کاهش
۱۴۵.

طراحی مدل حکمرانی داده در سیستم های مالی مبتنی بر هوش مصنوعی توضیح پذیر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۹۳
تحول دیجیتال و گسترش هوش مصنوعی در صنعت مالی، فرآیندهای تصمیم گیری، مدیریت ریسک، ارزیابی اعتباری و کشف تقلب را متحول کرده است. با این حال، پیچیدگی مدل های هوش مصنوعی و ابهام در نحوه تصمیم گیری آن ها، چالش هایی نظیر کاهش شفافیت، مسئولیت پذیری، حفظ حریم خصوصی و رعایت الزامات نظارتی را به همراه داشته است. در این راستا، هوش مصنوعی توضیح پذیر به عنوان رویکردی مؤثر برای افزایش شفافیت و قابلیت تفسیر تصمیمات الگوریتمی مطرح شده است. بهره گیری مؤثر از این فناوری در سیستم های مالی، نیازمند استقرار چارچوبی منسجم برای حکمرانی داده است.هدف این پژوهش، طراحی مدل حکمرانی داده در سیستم های مالی مبتنی بر هوش مصنوعی توضیح پذیر است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، کیفی و اکتشافی است. بدین منظور، ادبیات مرتبط با حکمرانی داده، هوش مصنوعی توضیح پذیر و فناوری های مالی به صورت نظام مند بررسی و ابعاد و مؤلفه های مدل از طریق تحلیل محتوا و نظر خبرگان استخراج شد. یافته ها نشان می دهد مدل پیشنهادی شامل ابعاد کیفیت داده، امنیت و حریم خصوصی، شفافیت الگوریتمی، پاسخگویی، مدیریت ریسک، انطباق مقرراتی و نظارت مستمر است.نتایج پژوهش بیانگر آن است که استقرار این مدل می تواند اعتماد ذی نفعان را افزایش داده، سوگیری های الگوریتمی را کاهش دهد، کیفیت تصمیمات مالی را بهبود بخشد و انطباق با الزامات قانونی و نظارتی را تسهیل کند. ازاین رو، مدل ارائه شده می تواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای سازمان های مالی، بانک ها، شرکت های فین تک و نهادهای ناظر مورد استفاده قرار گیرد.
۱۴۶.

تبیین عملکردی مصوبات کمیسیون ماده 5 بر توسعه متوازن شهر زنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۲
گسترش سریع شهرنشینی و تغییرات شتابان در ساختارهای شهری، لزوم اصلاح سیاست های مدیریت و برنامه ریزی شهری را آشکار ساخته است. در این راستا، عملکرد کمیسیون ماده 5، به عنوان یکی از نهادهای کلیدی در تصویب تغییرات کاربری اراضی و تراکم ساختمانی، تأثیرات چشمگیری بر توسعه پایدار شهری دارد. بنابراین کمیسیون ماده 5 ازجمله کمیسیون های تصمیم گیرنده و مهم در نظام شهرسازی می باشد که هدف اصلی آن نظم عمرانی و زیست محیط شهری است این پژوهش با هدف بررسی عملکرد مصوبات کمیسیون ماده 5 در شهر زنجان طی یک دوره 9 ساله (1390-1399) انجام شده است. روش تحقیق، کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوا است و جامعه آماری شامل 3000 مصوبه این کمیسیون در شهر زنجان است. یافته ها نشان می دهند که بیش از 62 درصد مصوبات به افزایش سطح اشغال، 23 درصد به تغییر کاربری زمین، و 7 درصد به افزایش تراکم ساختمانی مربوط است. بیش از 16 درصد مصوبات موافقت شده فاقد دلایل روشن و کارشناسی است و بسیاری از تغییرات اعمال شده، موجب کاهش سرانه های خدماتی، تخریب ساختار فضایی، و توسعه نامتوازن شده اند. همچنین، بیشترین درخواست ها از سوی متقاضیان شخصی و با مالکیت خصوصی ارائه شده و سهم شهرداری و سازمان های حقوقی در مقایسه بسیار محدودتر است. نتایج نشان می دهد که عملکرد کمیسیون ماده 5، به ویژه در عدم شفافیت و در نظر نگرفتن پیامدهای بلندمدت تغییرات، نقش مؤثری در توسعه ناپایدار و عدم تحقق طرح های تفصیلی داشته است. پیشنهاد می شود با بازنگری در سیاست ها و فرآیندهای کمیسیون، به ویژه ارزیابی ضرورت تغییرات، توجه بیشتری به سرانه های خدماتی و عدالت فضایی معطوف شود.
۱۴۷.

چالش های کارورزی فکورانه از نگاه دانشجو-معلمان گروه علوم پایه دانشگاه فرهنگیان تهران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۴
دانشگاه فرهنگیان، همواره تأکید ویژه ای بر ترویج کارورزی فکورانه و کمک به دانشجو معلمان در شناخت، اصلاح و ارتقای هویت حرفه ای خود داشته است. هدف این پژوهش، شناسایی مشکلات عملی در اجرای برنامه کارورزی است. این پژوهش، به بررسی ضرورت اجرای صحیح کارورزی در دانشگاه فرهنگیان، همچنین چالش های موجود در اجرای کارورزی از دید کارورزان می پردازد. این پژوهش با رویکرد کیفی از نوع تحلیل محتوای قراردادی انجام شد. نمونه گیری از نوع هدفمند بود و تا اشباع کامل داده ها از 24 نفر از دانشجویان که به طور میانگین 4 واحد کارورزی گذرانده بودند، برای اعتباربخشی یافته ها از دو روش بررسی توسط مشارکت کنندگان و بررسی توسط همکاران استفاده شد. یافته های حاصل از تحلیل مصاحبه ها نشان داد که این درس با چالش های زیر روبرو است، نقش استادان راهنما، نقش معلمان راهنما ، ویژگی های تحصیلی، شناختی و انگیزشی کارورزان، فضای فیزیکی، اجتماعی، عاطفی مدرسه و عدم حمایت و برنامه ریزی دانشگاه مهم ترین عوامل چالش های کارورزی در دانشگاه فرهنگیان هستند. بر مبنای تجربیات دانشجویان کارورز، برنامه ریزی اجرایی دانشگاه فرهنگیان برای تبیین اهمیت و ابعاد کارورزی فکورانه به نحو کافی انجام نشده است. این موضوع باعث دلسردی کارورزان و کاهش کارآمدی کارورزی، به عنوان مهم ترین برنامه تربیت معلم، شده است. برای حل این مشکل، بهره گیری از نتایج پژوهش های انجام شده از قبیل سبک ها و طرح های نوین عملیاتی کارورزی، ایجاد سازوکار مناسب برای تعامل با مدارس، توانمندسازی عوامل مشارکت کننده در کارورزی، افزایش سطح علمی و عملیاتی مدراس، افزایش نظارت و پایش مداوم کارورزی می تواند در رفع چالش ها مؤثر باشد.
۱۴۸.

بررسی عوامل وابستگی تکانه با استفاده از ابزار اینتراکتیو فیزیک در چارچوب روش آموزشی (IBSE)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۵
این پژوهش با هدف سنجش میزان وابستگی کمیت تکانه خطی به دو متغیر بنیادی جرم و سرعت در محیط آموزشی مجازی، با بهره گیری از شبیه ساز قدرتمند Interactive Physics (نسخه 9.0) طراحی و اجرا گردید. رویکرد محوری آموزشی مورد استفاده، روش آموزش مبتنی بر کاوشگری علمی (Inquiry-Based Science Education - IBSE) بود که بر مبنای اصول سازنده گرایی، دانش آموز را از حالت دریافت منفعلانه خارج ساخته و او را درگیر فرایند فعال مشاهده، طرح پرسش، فرضیه سازی، آزمایش و استنتاج قوانین علمی می کند. در این چارچوب، یادگیرندگان به جای حفظ روابط، از طریق تعامل مستقیم با متغیرها و تحلیل نتایج، به درک عمیق تری از مفاهیم فیزیکی دست می یابند. جامعه ی آماری پژوهش شامل 32 نفر از دانش آموزان پایه نهم متوسطه (صرفاً پسرانه) در سال تحصیلی ۱۴۰۵–۱۴۰۴ بود که در قالب یک طرح شبه آزمایشی پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل مورد بررسی قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده ها شامل آزمون محقق ساخته سنجش درک مفهومی تکانه خطی و نیز چک لیست تحلیل کیفی فرایند یادگیری بود. مراحل اجرای پژوهش شامل تبیین دقیق مسئله پژوهش، تدوین فرضیه های مبتنی بر مبانی نظری مکانیک کلاسیک، طراحی سناریوهای شبیه سازی، دست کاری کنترل شده متغیرهای جرم و سرعت در محیط نرم افزار و در نهایت تحلیل آماری داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و استنباطی بود. یافته های پژوهش نشان داد که کمیت تکانه خطی (P = mv) رابطه ای مستقیم و کاملاً متناسب با هر دو متغیر جرم (m) و سرعت (v) دارد، به گونه ای که افزایش هر یک از این متغیرها به طور خطی موجب افزایش مقدار تکانه می شود. نتایج شبیه سازی در محیط مجازی انطباق کامل با پیش بینی های نظری فیزیک کلاسیک داشت. افزون بر این، تحلیل کیفی داده ها نشان داد بهره گیری از شبیه سازی تعاملی، موجب تقویت درک مفهومی، کاهش خطاهای شهودی رایج و مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری شده است. این نتایج بر کارآمدی تلفیق فناوری های شبیه سازی با رویکرد کاوشگری در آموزش مفاهیم بنیادین فیزیک تأکید می کند.
۱۴۹.

Tracing Nicholas Royle’s Concept of the Uncanny in the Characterization of Mary Shelley’s Frankenstein(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۰ تعداد دانلود : ۵۵۹
Mary Shelley’s Frankenstein (1818) is a cornerstone of Gothic literature, renowned for its dark settings and themes of death, isolation, and vengeance, all of which evoke terror. These elements create profound unease in readers, which Sigmund Freud calls the uncanny. While Freud’s psychoanalytic account emphasizes repressed fears and childhood anxieties, Nicholas Royle’s expanded theory redefines the uncanny as a literary mode which destabilizes identity. This article aims to apply Royle’s theoretical framework to analyze Shelley’s characterization of Victor Frankenstein and his Creature, focusing on five central concepts: silence and isolation, thought, the double, the phantom, and the death drive and repetition. From this vantage point, the study depicts how silence resounds with ghostly echoes in solitude, thought can make the identity fractured, doubling becomes a rupture of the self, the phantom uncovers hidden traumas and inherited secrets, and the death drive takes form as compulsive repetition which haunts the mind. These elements reframe the novel’s horror as uncanny. The findings suggest that through a Roylean perspective on the uncanny, Shelley’s Frankenstein transcends traditional Gothic boundaries by dramatizing the instability of the self and the persistence of what cannot be fully known or repressed.
۱۵۰.

بررسی مقدماتی اثربخشی آموزش یکپارچه مبتنی بر شش کلاه تفکر و نقشه ذهنی بر هیجانات و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۱
زمینه و هدف: با توجه به نقش هیجانات تحصیلی در یادگیری و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان، استفاده از رویکردهای آموزشی فعال و یکپارچه مورد توجه روزافزون قرار گرفته است. هدف این پژوهش بررسی اثربخشی آموزش یکپارچه مبتنی بر شش کلاه تفکر و نقشه ذهنی بر هیجانات تحصیلی و عملکرد تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم در درس علوم بود. روش ها: پژوهش حاضر شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی ناحیه دو آموزش وپرورش شهر شیراز در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۲ تشکیل دادند. یک مدرسه پسرانه با دو کلاس پایه پنجم به روش در دسترس انتخاب و کلاس ها به طور تصادفی در گروه های آزمایش و کنترل (هر کدام ۳۰ نفر) قرار گرفتند. داده ها با آزمون محقق ساخته عملکرد تحصیلی و پرسشنامه هیجانات تحصیلی پیش نوجوانی گردآوری و با تحلیل کوواریانس در نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که آموزش یکپارچه در گروه آزمایش با افزایش معنادار عملکرد تحصیلی و بهبود هیجانات تحصیلی همراه بوده است؛ به طوری که کاهش هیجانات منفی، شامل ملالت، ناامیدی، اضطراب و خشم، و افزایش هیجانات مثبت، شامل افتخار و لذت، هم در موقعیت کلاس و هم در موقعیت آزمون مشاهده شد (05/0>p). نتیجه گیری: آموزش یکپارچه در این مطالعه شبه تجربی با بهبود معنادار عملکرد تحصیلی و ایجاد تعادل مطلوب تر در هیجانات تحصیلی همراه بود. در نتیجه، پیشنهاد می شود، با توجه به محدودیت های روش شناختی (به ویژه تخصیص خوشه ای و حجم نمونه)، نتایج با احتیاط تفسیر شده و در مطالعات آتی با طرح های گسترده تر و تحلیل های چندسطحی این یافته ها بررسی مجدد شوند.
۱۵۱.

از تابناکی تا نور تابناکی: بررسی پدیده ی اپتیکی غیرخطی در نقاط کوانتومی با روش نظریه-ی تابعی چگالی (DFT)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۸۰
تابناکی پدیده ای است که در آن یک ماده، بدون نیاز به افزایش محسوس دما، انرژی جذب شده را به صورت تابش نوری آزاد می کند و به عنوان یکی از پدیده های بنیادی در فیزیک نور، بیانگر گسیل فوتون از ماده در اثر برانگیزش غیرحرارتی است. این پدیده در حالت های خاصی از تابش نوری شدید، رفتار غیرخطی از خود نشان می دهد و از این رو در شاخه ی اپتیک غیرخطی مورد توجه ویژه قرار گرفته است. بررسی های اخیر نشان داده اند که نقاط کوانتومی به دلیل ساختار گسسته ی ترازهای انرژی و اثرات محصورشدگی کوانتومی، بستر بسیار مناسبی برای مطالعه و کنترل تابناکی هستند. در این مواد، فرآیندهایی چون جذب چندفوتونی، تغییر طیف گسیل و افزایش بازده نورتابناکی با تغییر اندازه و ترکیب نقاط کوانتومی قابل تنظیم است. در این تحقیق، با مروری بر مبانی نظری تابناکی و بررسی انواع آن، به ویژه روابط میان تابناکی، نورتابناکی و رفتارهای غیرخطی در مواد نانوساختار — به ویژه نقاط کوانتومی — تحلیل شده است. این تحلیل با هدف شناسایی ویژگی های فیزیکی مؤثر بر شدت، بازده و پایداری تابش نوری در میدان های قوی انجام گرفت. شبیه سازی های این قسمت از پژوهش با نظریه ی تابعی چگالی انجام شده است. نورتابناکی، رفتار این پدیده در حضور میدان های نوری شدید مورد بررسی قرار گرفته است. تمرکز اصلی این پژوهش، بر تبیین رابطه ی بین نورتابناکی و نقاط کوانتومی است تا نقش ساختار الکترونی و اثرات اپتیکی غیرخطی در کنترل تابش نوری روشن شود. نتایج این مطالعه می تواند در درک بهتر مکانیزم های گسیل نور در مقیاس نانو و طراحی لیزرهای پیشرفته مبتنی بر نقاط کوانتومی مؤثر واقع شود.
۱۵۲.

بازخوانی روایت به مثابه بازنمود امکان های سوژه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۲۰۶
در این جستار، نظریه روایت پل ریکور به مثابه بازنمایی کنش انسانی در بستر ادبیات، با رویکردی انتقادی و تطبیقی بازخوانی می شود. در کانون این بازخوانی، مدل مفهومی «پنج گانه روی آوری سوژه» قرار دارد که شامل روی آوری به خود، به دیگری، به اشیای جهان، به دیگری بزرگ و به زبان است. این مدل با الهام از سنت های پدیدارشناسی، هرمنوتیک و تحلیل گفتمان، چارچوبی برای فهم چندلایگی، گسست مندی و دیالکتیک هویت سوژه در روایت فراهم می آورد. مقاله نشان می دهد روایت نه بازنمایی خنثای کنش، بلکه سازوکاری فعال و سوبژکتیو برای بازسازی خود است؛ فرایندی که در آن، زبان، قدرت، ساختار، تاریخ، ایدئولوژی، حافظه، بدن و نهادهای اجتماعی هم زمان دخیل هستند. از این دیدگاه، سوژه در روایت هم فاعل معناست و هم محصولی از گفتمان ها. این بازخوانی افق هایی تازه برای روایت شناسی، نقد ادبی، فلسفه زبان و مطالعات فرهنگی و ارتباطات می گشاید. در پایان، پیامدهای نظری این تحلیل در نسبت با امکان نقد ایدئولوژی و بازاندیشی در خودمختاری سوژه بررسی می شوند.
۱۵۳.

پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی منطبق بر مبانی فقهی امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۹۶
هدف: اهمیت برنامه ریزی مطلوب فرهنگی برای دانشگاه به عنوان یک سازمان پویای فرهنگی و لزوم پژوهش در ابعاد مختلف به منظور ارتقا و تسهیل این امر موجب شد پژوهش حاضر با هدف واکاوی پیشران های مؤثر بر برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه منطبق بر مبانی فقهی امامیه انجام شود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته است. بنابراین، از روش تحلیل مضمون به منظور تحلیل داده های کیفی و روش دلفی فازی به منظور تحلیل داده های کمّی استفاده شد. شیوه گردآوری داده ها مطالعات کتابخانه ای و میدانی است. بدین منظور، در مرحله کیفی برای تحلیل مضمون از دستورالعمل های سیاستی در حوزه فرهنگی دانشگاه و در مرحله کمّی از پرسشنامه خبره سنجی استفاده شد. جامعه نظری پژوهش صاحب نظران حوزه برنامه ریزی فرهنگی شامل استادان، معاونان، و مدیران فرهنگی دانشگاه بودند که 25 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد مضمون فراگیر برنامه ریزی فرهنگی شامل 12 مضمون سازنده و 90 مضمون پایه است. همچنین استعدادپروری، اعتمادآفرینی، هم اندیشی، همبستگی و مشارکت، توسعه فرهنگی دانش محور، پشتیبانی و مانع زدایی، بصیرت افزایی، مدیریت عملکرد، دانشگاه اسلامی، دانشگاه تمدن ساز، سیاست گذاری فرهنگی آینده نگر، و امنیت فرهنگی پایدار به عنوان پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه شناسایی شدند. نتیجه : در نظر گرفتن پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی توسط مدیران و برنامه ریزان دانشگاه می تواند موجب تسهیل و ارتقای برنامه ریزی فرهنگی و افزایش اثربخشی آن شود.
۱۵۴.

تحلیلی بر نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی موثر بر مکانیابی پادگان های نظامی با استفاده از قابلیت های سنجش از دور و GIS (مطالعه موردی: دشت مغان، استان اردبیل)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۶۳
زمینه و هدف: مکان یابی بهینه پادگان های نظامی به عنوان یکی از عناصر راهبردی در توسعه زیرساخت های دفاعی کشور، نیازمند تحلیل دقیق مؤلفه های محیطی، اقلیمی و انسانی با بهره گیری از رویکردهای نوین فضایی است. بنابراین هدف از این پژوهش بررسی نقش عوامل اقلیمی و ژئومورفولوژی موثر بر مکانیابی پادگان های نظامی در دشت مغان واقع در استان اردبیل با استفاده از قابلیت های سنجش از دور وGIS می باشد. روش شناسی: در راستای هدف پژوهش ابتدا 13 معیار مؤثر شامل بارش، دما، تبخیر و تعرق واقعی، ارتفاع، شیب، جهت شیب، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، فاصله از رودخانه، گسل، جاده، شهر، روستا انتخاب گردید. لایه های مورد نیاز با استفاده از داده های سنجش ازدور از جمله تصاویر Sentinel2، مدل رقومی ارتفاعی 5/12 متر ALOS PALSAR و پایگاه های جهانی اقلیمی مانند TerraClimate استخراج و در محیطGoogle Earth Engine پردازش شدند. سپس با تعریف نقاط نمونه آموزشی از مناطق مناسب و نامناسب، مدلRandom Forest آموزش داده شد و برای تهیه نقشه پهنه بندی نهایی مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها نتیجه گیری: نتایج تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که فاصله از شهر و روستا، شیب، پوشش گیاهی و فاصله از گسل از مهم ترین عوامل مؤثر در مکان یابی پادگان نظامی در منطقه مطالعه شده هستند. نقشه نهایی پهنه بندی منطقه به پنج کلاس کاملاً مناسب (158 کیلومترمربع)، مناسب (1374 کیلومترمربع)، متوسط (2498 کیلومترمربع)، نامناسب (927 کیلومترمربع)، و کاملا نامناسب (111 کیلومتر مربع) تقسیم شد که در آن بخش هایی از نواحی شمالی و شرقی دشت مغان در کلاس بسیار مناسب قرار گرفتند. این پژوهش تأکید می کند که استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین در کنار داده های سنجش ازدور می تواند رویکردی مؤثر و کارآمد برای تحلیل مکانی و پشتیبانی تصمیم گیری های راهبردی در حوزه دفاعی و نظامی باشد. نتایج این مطالعه می تواند به بهینه سازی مکان یابی پادگان های نظامی با درنظرگرفتن معیارهای استراتژیک، محیط زیستی و امنیتی کمک کند. این امر موجب افزایش کارایی عملیات نظامی، بهبود مدیریت بحران، کاهش هزینه های زیرساختی و کاهش آسیب پذیری در برابر بلایای طبیعی می شود.
۱۵۵.

ارزیابی و اولویت بندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه های آبخیز قره سو در استان اردبیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۳
زمینه و هدف: امنیت آبی به عنوان مفهومی جامع که سنجش میزان دست یابی به اهداف مختلف مدیریت منابع آب را در بر می گیرد. به عبارتی امنیت آب شدیدأ تحت تاثیر عوامل بسیاری از جمله، افزایش جمعیت شهرنشینی، توسعه اقتصادی، تغییرات در استاندارد زندگی، افزایش آلودگی آب، برداشت بیش از اندازه از منابع آب های زیرزمینی و تغییرات آب و هوای است. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی و اولویت بندی شاخص امنیت آب (WSI) در زیرحوزه های آبخیز قره سو در استان اردبیل است. روش شناسی: در این پژوهش از شاخص های هیدرولوژی (H)، محیط زیستی (E)، زندگی (L) و ... جهت برآورد شاخص امنیت آب استفاده شد. به عبارتی شاخص امنیت آب از تلفیق شاخص های مذکور و نرمال نمودن جهت ارزیابی پایداری حوزه آبخیز استفاده می کند. نتایج و یافته ها: نتایج حاصله از ارزیابی معیار محیط زیستی نشان داد که بیش ترین اراضی مرتعی مربوط به زیرحوزه (17) با مقدار 33/19 درصد و از نظر اراضی جنگلی بیش ترین مقدار به زیرحوزه (7) با 92/60 درصد اختصاص دارد و کم ترین میزان اراضی مرتعی به ترتیب به زیرحوزه (11) با مقدار 04/0 و اراضی جنگلی مربوط به زیرحوزه های (5، 11، 14) با مقدار 01/0 است. نتایج حاصله از ارزیابی معیار زندگی نیز نشان داد که بیش ترین توسعه انسانی در زیرحوزه های (1، 4، 5، 11، 14، 15، 17، 24، 25) با حداکثر امتیاز 1 می باشد. درنهایت براساس نتایج حاصله از تلفیق شاخص های (H, E, L)، نتایج شاخص امنیت آب (WSI) نشان داد که بیش ترین میزان پایداری حوزه آبخیز قره سو سامیان از نظر امنیت آب مربوط به زیرحوزه (1) با مقدار 63/0 است که نشان از پایداری این زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قره سو سامیان است. هم چنین پایین ترین سطح پایداری حوزه از نظر امنیت آب نیز به زیرحوزه (21) با مقدار 03/0 اختصاص یافت که نشان از ضعف بسیار بالایی امنیت آب زیرحوزه در کل سطح حوزه آبخیز قره سو سامیان است. نتیجه گیری: بنابراین نتیجه گیری می گردد که هرچه زیرحوزه ها از نظر شاخص های هیدرولوژی، محیط زیستی و زندگی در سطح بالایی قرار بگیرند حوزه از پایداری و امنیت آب بالا برخوردار خواهد شد. درنهایت پیشنهاد می گردد در مطالعات آتی از آزمون ها، شاخص های بیش تر و روش های جدیدی جهت ارزیابی امنیت آب حوزه آبخیز استفاده گردد.
۱۵۶.

مطالعه تطبیقی مناطق کلانشهر تبریز بر مبنای مؤلفه های مبلمان شهری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۷
مقدمه: مبلمان شهر در واقع نمود زیباشناسی و هویت یک جامعه است. از این رو طراحی کاربردی، مکان یابی مناسب در کنار استفاده درست و اصولی از مبلمان در بستر شهر پراهمیت است. بااینکه مبلمان شهری جز مهم ترین مقوله یک شهر می باشد اما تجهیز نمودن و همچنین بهبود وضعیت موجود این مهم در یک برهه زمانی و به صورت همزمان در سطح تمامی مناطق یک شهر ممکن نیست؛ بنابراین مقایسه تطبیقی در این خصوص می تواند کارساز بوده و به عملکرد و تصمیم گیری بهتر مدیران شهری متناسب با اولویت مداخله در سطح هریک از مناطق کمک نماید. بر این مبنا پژوهش حاضر با هدف مطالعه تطبیقی مناطق کلان شهر تبریز بر مبنای مولفه های مبلمان شهر تدوین یافته است. روش شناسی: این پژوهش از نظر ماهیت کاربردی و از نظر روش توصیفی، تحلیلی و پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش شامل 30 نفر از کارشناسان و خبرگان حوزه شهری می باشند. به منظور ارزیابی و اولویت بندی مناطق هدف از 5 مولفه (کیفیت محیط، زیبایی و تناسب مبلمان شهری، جانمایی صحیح مبلمان شهری، ساختار متوازن شهری، کفیت اجزای مبلمان شهری) بهره برده شد. در این خصوص مناطق 10 گانه شهر تبریز با استفاده مدل MABACاولویت بندی گردیدند یافته ها و نتیجه گیری: نتایج حاصل از پیاده سازی مدل مزبور نشان داد منطقه دو با کسب امتیاز نهایی 0.513 و رتبه نخست و در وضعیت مطلوب قرار گرفته و مناطق 5 و 9 نیز به ترتیب با کسب امتیازات 0.388 و 0.362 در رتبه های دوم و سوم قرار گرفته اند. در مقابل منطقه 1 با کسب کمترین امتیاز 0382- در رتبه آخر قرار گرفته است. در این خصوص برنامه ریزی و مدیریت متناسب با رتبه بندی صورت گرفته در پژوهش حاضر می تواند به نوبه خود راهگشای مدیران شهری جهت برنامه ریزی آتی در محدوده مورد مطالعه باشد.
۱۵۷.

Cyber-acculturation through social media exposure: A Q methodology and network analysis

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۵ تعداد دانلود : ۱۸۴
Background: Social media has enabled both intentional and incidental user exposure to diverse cultures and subcultures. This exposure fosters the socialization of similar cultural elements or produces changes in original cultural patterns through cyber-acculturation, which arises from continuous contact with culturally distinct groups. Aims: This study aimed to develop models of social media users’ cyber-acculturation in their exposure to cyber-subcultures. Methodology: Using a Q methodology research design, the study employed convenience snowball sampling and an online questionnaire to collect data from 52 participants, who freely rated 61 statements derived from interviews. Exploratory Factor Analysis, treating participants as variables, was conducted to identify distinct cyber-acculturation models. To further examine the characteristics of each factor, network analysis was applied. Discussions: Users demonstrated varying patterns of cyber-acculturation. Comparable to the model proposed by Sam and Berry (2006)— which outlines the strategies of assimilation, separation, integration, and marginalization— this study identified five distinct models of social media users’ acculturation in exposure to cyber-subcultures: 1) Conservative Socialization Adopters, 2) Media-Literate Non-Adopters, 3) Media-Literate Acculturation Adopters, 4) Change-Aspirant Semi Non-Adopters, and 5) Risk-Taking Socialization Adopters. Each of these categories, to some extent, reflects the integration strategy, particularly motivated by social mobility, self-actualization, well-being, and personal advancement. Conclusion: Understanding the variations in how users adopt cultural elements enables governance bodies, policymakers, and professionals in media, culture, and education to design and implement more effective measures with greater impact across different user types.
۱۵۸.

پیش بینی درگیری تحصیلی براساس سبک زندگی مجازی محور با نقش میانجی سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
این پژوهش با هدف پیش بینی درگیری تحصیلی براساس سبک زندگی مجازی محور با نقش میانجی سرمایه اجتماعی در دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نوع مطالعات همبستگی و روش تحلیل از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر مشغول به تحصیل در مقطع متوسطه دوم شهرستان سرپل ذهاب در سال تحصیلی 1404-1403 بود، که 240 نفر از میان آن ها با نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها شامل پرسشنامه درگیری تحصیلی (ریو، 2013)، پرسشنامه سبک زندگی مجازی محور (طاهری، 1393) و پرسشنامه سرمایه اجتماعی (پایوا و همکاران، 2014) بود. تحلیل داده ها با روش مدل یابی معادلات ساختاری و استفاده از نرم افزارهای AMOS و SPSS انجام شد. نتایج نشان داد مدل مطرح شده از برازش خوبی برخوردار است (020 /0=RMSEA 963,/0=CFI، 93/3= X2/df و 05/0>P). یافته ها نشان داد سبک زندگی مجازی محور بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر تأثیر مستقیم و معناداری دارد (355/0=β). همچنین، سرمایه اجتماعی بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر، تأثیر مثبت و معناداری داشت (413/0=β). سبک زندگی مجازی محور به طور غیرمستقیم و از طریق سرمایه اجتماعی اثر معناداری بر درگیری تحصیلی دارد (192/0=β و 0/001=P). براساس نتایج پژوهش حاضر، برای ارتقای درگیری تحصیلی دانش آموزان پیشنهاد می شود، نهادهای آموزشی بخصوص مدارس، برنامه های آموزشی و کارگاه های مهارتی برگزار کنند تا به آموزش نحوه استفاده موثر از فضای مجازی و شبکه های اجتماعی بپردازند، و با تقویت سرمایه اجتماعی و ایجاد یک فضای حمایتی آنلاین به افزایش درگیری تحصیلی و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان کمک کنند.
۱۵۹.

Understanding Brain Rot: a processual and philosophical analysis through Avicenna’s hierarchy of intellect(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۸ تعداد دانلود : ۲۲۴
This study explores the concept of brain rot and its correlation with Avicenna’s four stages of intellect, offering a philosophical and normative perspective on cognitive decline in the digital age. By mapping the stages of brain rot—excessive exposure to digital content, mediating factors, cognitive dysfunction, and chronic cognitive decline—onto Avicenna’s hierarchy, this study reveals how digital overstimulation hinders intellectual progression. The research highlights the stagnation of cognitive faculties, from the passive, unactualized state of ʿAql Hayūlānī (potential intellect) to the irreversible decline seen in ʿAql Mustafād (acquired intellect). Mediating factors such as digital addiction, information overload, and mental fatigue exacerbate this stagnation, preventing the activation of higher cognitive functions and reflective reasoning. The study also integrates recent literature on brain rot and digital dementia to provide empirical support for the mapping process, demonstrating how excessive digital exposure disrupts intellectual growth and rational autonomy. These findings suggest the need for philosophical reflection on cognitive decline and underscore the importance of addressing the challenges posed by digital media in fostering intellectual engagement and development.
۱۶۰.

Philosophical Theories of Good Governance and Efficiency in Public Administration: a study of the views of selected philosophers in islamic and western philosophy on freedom, justice, equality, and fairness(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۸۸
Good governance and efficiency have long been important and central topics in philosophical and political discussions around the world. This study examined philosophical theories related to good and efficient governance, as well as their importance in government structure and performance. Among Western philosophers Plato in his book considers good governance as a government based on justice and the common good, while Aristotle considers it based on good people and citizens. On the other hand, Islamic philosophers such as Khwaja Nasir al-Din Tusi consider justice to be the basis of government, and Al-Farabi likens good government to the utopian city. This study shows that philosophical concepts in good governance should go beyond abstract theories and be effectively implemented at executive levels. In particular, the emphasis on justice and fairness, freedom and authority, equality and equity in good governance are considered as fundamental pillars in resource management and fair distribution in order to achieve social welfare and democracy. Ultimately, good and efficient governance not only contributes to justice but also to strengthening the relationship between the government and citizens a well as promoting social capabilities to achieve a dynamic and stable government.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان