ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۵۶۰٬۵۰۹ مورد.
۸۱.

شناسایی و تحلیل کج فهمی های بنیادین در یادگیری مفاهیم فیزیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۸
علوم تجربی به عنوان یکی از مهم ترین، بنیادی ترین و تأثیرگذارترین دروس در نظام آموزشی مدارس شناخته می شود؛ درسی که نقشی اساسی در شکل گیری دانش، نگرش و مهارت های علمی دانش آموزان ایفا می کند و آنان را برای درک بهتر جهان پیرامون آماده می سازد. این حوزه آموزشی، افزون بر انتقال مفاهیم علمی، زمینه ساز پرورش تفکر منطقی، حل مسئله، مشاهده دقیق و تحلیل پدیده های طبیعی نیز هست. در میان شاخه های مختلف علوم تجربی، درس فیزیک به دلیل ماهیت مفهومی، انتزاعی و گاه پیچیده مباحث خود، همواره از چالش برانگیزترین دروس برای بسیاری از دانش آموزان به شمار آمده است. پیشینه پژوهشی نشان می دهد که دانش آموزان غالباً بر اساس مشاهدات روزمره، برداشت های شهودی، آموزش های غیررسمی و گاه توضیحات نادقیق، پیش فرض های ذهنی ناسازگار با اصول علمی شکل می دهند. این پیش فرض ها در بسیاری از موارد به ایجاد کج فهمی های پایدار و بنیادین در یادگیری مفاهیم فیزیکی منجر می شود و درک صحیح آنان از موضوعات پایه را با مانع مواجه می کند. از همین رو، شناسایی این کج فهمی ها و تحلیل علل شکل گیری آن ها، از مسائل مهم در حوزه آموزش علوم به شمار می رود. این پژوهش با هدف شناسایی، دسته بندی و تحلیل کج فهمی های شایع دانش آموزان در درس فیزیک و نیز ارائه راهکارهای کاربردی برای معلمان و مدرسان این حوزه انجام شده است. روش تحقیق در این مطالعه، کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی بوده و داده ها از طریق بررسی نظام مند منابع کتابخانه ای، مقالات علمی و نشریات معتبر گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد که ریشه این کج فهمی ها عمدتاً در محدودیت تجربه های حسی، تفسیرهای غیرعلمی از پدیده ها، ضعف در آموزش مفاهیم پایه و شیوه های تدریس ناکافی نهفته است. در نهایت، این مقاله با ارائه تحلیلی ساختاریافته، چارچوبی مفهومی برای درک بهتر موانع یادگیری فراهم کرده و راهبردهایی برای بهبود فرآیند آموزش فیزیک، چه در سطح تدریس معلمان و چه در سطح یادگیری دانش آموزان، پیشنهاد می کند.
۸۲.

بررسی تأثیر کورکومین بر پارامترهای اسپرم انسانی پس از انجماد و ذوب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۳
زمینه و هدف: در این مطالعه، تأثیر کورکومین، به عنوان یک آنتی اکسیدان قوی و شناخته شده، بر پارامترهای اسپرم انسانی پس از فرآیند انجماد و ذوب مورد بررسی قرار گرفت. روش ها: در این مطالعه مداخله ای، از مایع منی ۱۰ مرد مراجعه کننده به مرکز ناباروری تهران که بر اساس استانداردهای بین المللی سلامت دارای پارامترهای طبیعی اسپرم بودند، استفاده شد. نمونه ها مطابق با استانداردهای سازمان جهانی بهداشت آنالیز و پایش شدند. هر نمونه مایع منی به سه بخش تقسیم گردید. گروه کنترل بدون هیچ گونه مداخله ای منجمد شد. گروه آزمون سمیت با ۱۰ میکرومولار کورکومین مخلوط شد و گروه تجربی با ۱۰ میکرومولار کورکومین مخلوط شده و سپس تحت فرآیند انجماد و ذوب قرار گرفت. در نهایت، داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۵ تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس یافته های حاصل از این مطالعه، مشخص شد که در گروه انجماد همراه با کورکومین، زنده مانی اسپرم ها به طور معنی داری مطلوب تر از گروه کنترل است. همچنین نتایج نشان داد که تحرک پیش رونده اسپرم در گروه انجماد با کورکومین به طور معنی داری افزایش یافته و تحرک غیرپیش رونده اسپرم به طور معنی داری کاهش یافته است. از سوی دیگر، مورفولوژی طبیعی اسپرم ها در گروه منجمدشده با کورکومین در مقایسه با گروه کنترل تفاوت معنی داری نشان نداد. میزان تولید گونه های فعال اکسیژن (ROS) در گروه کنترل پس از ذوب به طور معنی داری نسبت به گروه آزمون سمیت و گروه کورکومین افزایش یافت. همچنین میزان پراکسیداسیون لیپیدی در گروه کنترل پس از ذوب در مقایسه با گروه آزمون سمیت و گروه کورکومین به طور معنی داری افزایش داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه می توان بیان کرد که کورکومین با دوز ۱۰ میکرومولار می تواند به طور مؤثری پارامترهای اسپرم انسانی را پس از فرآیند انجماد و ذوب بهبود بخشد.
۸۳.

بررسی نقش میانجی خودتنظیمی تحصیلی در رابطه بین خودناتوان سازی تحصیلی و ادراک از جو مدرسه در دانش آموزان دارای آسیب بینایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه: شناخت عوامل مؤثر بر یادگیری و موفقیت تحصیلی دانش آموزان، به ویژه آن هایی که با چالش های بینایی روبرو هستند، امری ضروری است. بنابراین هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودتنظیمی تحصیلی در رابطه بین خودناتوان سازی تحصیلی و ادراک از جو مدرسه در دانش آموزان دارای آسیب بینایی بود. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع معادلات ساختاری بود. جامعه مورد مطالعه شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر 12 تا 22 ساله دارای آسیب بینایی شهر تهران در سال تحصیلی 1404-1403 بود که تعداد 248 نفر به صورت روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده شامل پرسشنامه خودناتوانسازی تحصیلی شوینگر و استینسمر-پلستر (2011)، ادراک از جو مدرسه بر و همکاران (2011) و خود تنظیمی تحصیلی بوفارد و همکاران (1995) بود. داده های جمع آوری شده با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و مدلسازی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار 24SPSS و Amos تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که ضریب مسیر مستقیم بین ادراک از جو مدرسه بر خودناتوان سازی تحصیلی (780/0-=β و 001/0=sig)، همچنین بین ادراک از جو مدرسه و خودتنظیمی تحصیلی (79/0 =β و 001/0=sig) و بین خودتنظیمی تحصیلی و خودناتوان سازی تحصیلی (21/0-=β و 001/0=sig) معنادار است. همچنین نتایج آزمون بوت استروپ نشان داد که اثر غیرمستقیم خودتنظیمی تحصیلی 459/0- معنادار است. نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت که خودتنظیمی تحصیلی به طور معناداری بین ادراک از جو مدرسه و خودناتوان سازی تحصیلی نقش میانجی ایفا می کند. بنابراین، تمرکز بر بهبود کیفیت روابط، احساس تعلق و امنیت در محیط مدرسه، و همچنین ارائه آموزش ها و حمایت های لازم برای تقویت مهارت های خودتنظیمی، می تواند راهکارهای مؤثری برای کمک به پیشرفت تحصیلی و روانی دانش آموزان با آسیب بینایی باشد.
۸۴.

کاهش بیان ژن NPC1 در بافت روده: نقش تمرین هوازی و عصاره سبوس برنج در موش های تغذیه شده با غذای چرب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۴
مقدمه و هدف: اضافه وزن و چاقی ناشی از رژیم غذایی منجر تغییر هموستاز کلسترول می گردد و یکی از مراحل مهم جذب کلسترول در مسیر جذب روده ای واقع شده است. از آنجایی که نقش مکمل های گیاهی مانند سبوس برنج و تمرین هوازی بر مسیر جذب روده ای کلسترول نامعلوم بود، هدف از انجام این مطالعه بررسی تأثیر تمرین هوازی با شدت متوسط و مکمل عصاره سبوس برنج بر بیان ژن NPC1 بافت روده در رت های تغذیه شده با غذای چرب بود. روش کار: در این مطالعه تعداد 30 سر موش صحرایی ماده 8 هفته ای به صورت تصادفی به 5 گروه (6 سر در هر گروه) شامل کنترل تغذیه غذای نرمال، کنترل تغذیه با غذای پرچرب، تمرین هوازی- تغذیه با غذای پرچرب و تمرین هوازی- سبوس برنج تغذیه با غذای پرچرب تقسیم شدند. برنامه تمرین هوازی تداومی با شدت متوسط (50- 65% حداکثر اکسیژن مصرفی) به مدت 6 هفته و هر هفته 5 جلسه به طول انجامید. عصاره اتانولی سبوس برنج میزان 60 میلی گرم به ازای هر کیلوگرم به روش گاواژ به موش های صحرایی گروه مکمل و تعامل تمرین و مکمل خورانده شد. پس از دوره مداخله، موش های صحرایی قربانی شده و بافت روده جهت تعیین میزان بیان ژن NPC1 با تکنیکPCR Real Time خارج شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بیان ژن NPC1 در گروه های تمرین، تمرین+ عصاره اتانولی سبوس برنج، عصاره اتانولی سبوس برنج در مقایسه با گروه کنترل چاق کاهش معنادار داشتند (05/0≥P). نتیجه گیری: به طور کلی می توان نتیجه گرفت، از آنجا که ژن NPC1 در تنظیم جذب و متابولیسم چربی ها نقش کلیدی دارد، کاهش بیان آن می تواند بیانگر تأثیر مثبت این مداخلات بر بهبود اختلالات ناشی از رژیم چرب باشد. بنابراین، بهره گیری هم زمان از تمرین هوازی و عصاره سبوس برنج ممکن است رویکردی مؤثر برای تعدیل تغییرات مولکولی مرتبط با چاقی و بهبود عملکرد متابولیک دستگاه گوارش باشد
۸۵.

نقش فناوری های نوین شناختی و هوش مصنوعی در تغییر نگرش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۹
فناوری های شناختی به عنوان ابزارهای نوین، از طریق تحلیل داده ها و ارائه اطلاعات شخصی سازی شده، توان بالقوه ای در تأثیرگذاری بر شکل گیری نگرش ها و تغییر رفتار انسان ها دارند. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر این فناوری ها بر تغییر نگرش از طریق  سازوکارهای شناختی همچون اقناع، انگیزش، شکل دهی طرحواره های شناختی و تلنگر است. به این منظور،  پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی - تحلیلی، به بررسی فناوری های هوش مصنوعی و نسبت آن ها با قوای شناختی انسان می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که فناوری های شناختی با به کارگیری راهبردهای اقناعی، انگیزشی و تلنگری، و نیز با استفاده از الگوهای خلق ارزش، قادرند انتخاب ها و ترجیحات افراد را تحت تأثیر قرار دهند. به کارگیری این فناوری ها به عنوان ابزارهایی برای انتقال اطلاعات، ارائه بازخورد و تجسم همدلی، می تواند فرآیندهای تحول شناختی و رفتاری افراد را تسهیل کند. در مجموع، به نظر می رسد کاربرد فناوری های شناختی در تغییر نگرش و طراحی رفتار، و تحلیل آن ها از منظر های مختلف نظری و عملی، نقش مهمی در تحولات اجتماعی و فرآیندهای تصمیم گیری ایفا می کند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که حکمرانی اجتماعی فعالانه و مسئولانه در بهره برداری از این فناوری های نوین، ضرورتی انکارناپذیر است.
۸۶.

پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان پسر نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بر اساس نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۶۴
پیشینه و اهداف: ورزش دانش آموزی رویکردی کارآمد برای افزایش فعالیت جسمانی دانش آموزان از طریق برنامه ها، فعالیت ها و رویدادهای ورزشی در یک محیط حمایتی با زیرساخت ها و امکانات امن و راحت است. هدف از این پژوهش پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان پسر نوجوان در ساعت ورزش مدرسه بر اساس نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی بود. روش ها: روش پژوهش زمینه یابی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان پسر دوره متوسطه دوم شهر خرم آباد در سال تحصیلی 1404-1403 بود. از میان جامعه آماری تعداد 240 دانش آموز پسر به شیوه نمونه-گیری خوشه ای تصادفی با میانگین سنی 21/15 و انحراف معیار 68/1 به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. شرکت کنندگان به پرسشنامه های انگیزه مشارکت ورزشی گیل (1983)، مسئولیت پذیری اجتماعی کردلو (1393) و نیازهای بنیادی روان شناختی گاردیا و همکاران (2000) پاسخ دادند. نتایج با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان داد که بین نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی با انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد (۰1 /۰>P). همچنین نتایج حاصل از آزمون کلی مدل رگرسیون نشان داد نیازهای بنیادین روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی 21 درصد از واریانس انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان را تبیین نمایند (0۰1 /۰>P). نتیجه گیری: نتایج حاصل از این پژوهش اطلاعات مفیدی را در جهت نقش متغیرهای نیازهای بنیادی روان شناختی و مسئولیت پذیری اجتماعی در پیش بینی انگیزه مشارکت ورزشی دانش آموزان نوجوان ارائه می نماید.
۸۷.

الگوی روابط ساختاری پیش بینی اعتیاد به بازی های آنلاین بر اساس ترومای کودکی و خودگویی انگیزشی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۷
هدف:   هدف از پژوهش حاضر بررسی الگوی روابط ساختاری پیش بینی اعتیاد به بازی های آنلاین بر اساس ترومای کودکی و خودگویی انگیزشی با نقش میانجی سازگاری اجتماعی بود. روش: این پژوهش به روش همبستگی (معادلات ساختاری) انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر سبزوار در سال 1403 بود. از این جامعه 200 نفر به صورت نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای، انتخاب و به پرسشنامه های اعتیاد به بازی های آنلاین (OGAQ؛ وانگ و همکاران، 2002)، ترومای کودکی – فرم کوتاه (CTQ-SF؛ برنشتاین و همکاران، 1998)، خودگویی انگیزشی (MSTQ؛ ولترز و همکاران، 2000) و سازگاری اجتماعی (SAQ؛ سهرابی و همکاران، 2011) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS.26  و Smart PLS.3 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ترومای کودکی اثر مستقیم و مثبت معناداری بر اعتیاد به بازی های آنلاین دارد (001/0>p؛ 571/0=β)؛ درحالی که خودگویی انگیزشی (001/0>p؛ 64/0- =β) و سازگاری اجتماعی (01/0>p؛ 584/0-=β)، اثر مستقیم منفی و معناداری بر اعتیاد به بازی های آنلاین نشان دادند. همچنین، نتایج تحلیل مسیر حاکی از آن بود که خودگویی انگیزشی (05/0>p؛ 26/0-=β) و ترومای کودکی (05/0>p؛ 24/0-=β) از طریق سازگاری اجتماعی به صورت غیرمستقیم بر اعتیاد به بازی های آنلاین اثر معنادار دارند. شاخص های برازش مدل نیز برازش مناسب مدل پیشنهادی را تأیید کردند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که برای کاهش اعتیاد به بازی های آنلاین، در تدوین مداخلات پیشگیرانه و درمانی آینده باید به ترومای کودکی، خودگویی انگیزشی و سازگاری اجتماعی توجه شود.
۸۸.

تأثیر درمان شناختی رفتاری بر سوگیری توجه در افراد با نشانه های بدریخت انگاری بدن: یک مطالعه نیمه تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۷
هدف: اختلال بدریخت انگاری بدن نوعی اختلال روانی است که در آن فرد نگرانی های غیرواقعی درباره ظاهر خود دارد. هدف این پژوهش تعیین اثر درمان شناختی-رفتاری بر سوگیری توجه در افراد دارای نشانه های بدریخت انگاری بدن بود. روش: این مطالعه از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دوماهه و شامل گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل تمامی مراجعه کنندگان به کلینیک های زیبایی شهر کرمانشاه در سال ۱۴۰۲ بود که از میان آن ها ۳۶ نفر داوطلب واجد شرایط به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۸ نفر) تخصیص یافتند. گروه آزمایش در ۱۰جلسه درمان شناختی–رفتاری مبتنی بر پروتکل بک و بک (۲۰۱۱) شرکت کردند، درحالی که گروه کنترل در این جلسات حضور نداشت. سنجش سوگیری توجه با پرسش نامه کانون توجه (وودی و همکاران، ۱۹۹۷) انجام شد و داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-۲۶ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که اثر زمان (۰۰۱/۰>p، ۹۸/۰=η²)، اثر گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) و اثر متقابل زمان و گروه (۰۰۱/۰>p، ۹۷/۰=η²) بر سوگیری توجه معنادار بود. در پس آزمون و پیگیری در میانگین نمره سوگیری توجه تفاوت معنادار وجود نداشت (۰۵/۰ نتیجه گیری: این نتایج نشان می دهد که درمان شناختی-رفتاری می تواند سوگیری توجه و نشانه های اختلال بدریخت انگاری بدن را کاهش دهد و به کارگیری آن در کلینیک ها، دانشگاه ها و مراکز آموزشی برای درمان و پیشگیری توصیه می شود.
۸۹.

سرمایه معنوی و عملکرد سازمانی: مرور نظام مند مطالعات کمّی در روان شناسی دین و سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۰
مقدمه و اهداف: در دهه های اخیر، تمرکز پژوهش های سازمانی از منابع مادی و ساختاری به سوی سرمایه های ناملموس و درونی انسان سوق یافته است. در این میان «سرمایه معنوی» به عنوان مفهومی میان رشته ای در تقاطع روان شناسی دین، مدیریت و مطالعات سازمانی، توجه فزاینده ای را به خود جلب کرده است. سرمایه معنوی ناظر به مجموعه ای از باورها، ارزش ها، معناها و جهت گیری های درونی است که می تواند کنش فردی و جمعی را در مسیر هدف مندی، تعهد اخلاقی، مسئولیت پذیری و پایداری سازمانی هدایت کند. در شرایطی که سازمان ها با چالش هایی چون فرسودگی شغلی، بحران معنا، کاهش تعهد و فشارهای فزاینده رقابتی مواجه اند، سرمایه معنوی به مثابه منبعی درونی و پایدار، ظرفیت آن را دارد که از راه معنا بخشی به کار و تقویت انگیزش درونی، عملکرد فردی و سازمانی را ارتقا دهد. با وجود رشد چشمگیر پژوهش ها در این حوزه، ادبیات موجود با چالش هایی اساسی روبه روست؛ از جمله ناهمگونی مفهومی در تعریف سرمایه معنوی، همپوشانی آن با مفاهیمی مانند معنویت در کار یا رهبری معنوی و پراکندگی یافته ها درباره سازوکارهای اثرگذاری آن بر عملکرد که به ویژه نقش متغیرهای میانجی و تعدیل کننده در این باره، اغلب به صورت جزیره ای بررسی می شود و فاقد جمع بندی نظام مند است. هدف پژوهش حاضر آن است که با بهره گیری از روش مرور سیستماتیک مطالعات کمّی به تبیین منسجم رابطه سرمایه معنوی با عملکرد فردی و سازمانی پرداخته، مسیرهای اثرگذاری آن را شناسایی کند و تصویری یکپارچه از سازوکارهای روان شناختی، فرهنگی و ساختاری مرتبط را ارائه دهد. روش: پژوهش حاضر از روش مرور سیستماتیک برای شناسایی، ارزیابی و ترکیب شواهد تجربی کمّی درباره تأثیر سرمایه معنوی بر عملکرد سازمانی بهره گرفته است. در گام نخست، سؤال پژوهش به صورت مشخص تدوین شد: «سرمایه معنوی چگونه و از طریق چه سازوکارهایی بر عملکرد سازمانی اثر می گذارد؟». بر این اساس جستجوی نظام مند مقالات در پایگاه های معتبر علمی شامل Scopus، Web of Science،Emerald Insight  و Google Scholar انجام گرفت. کلیدواژه های اصلی شامل Spiritual Capital، Workplace Spirituality، Organizational Performance  و Employee Performance بودند که با استفاده از عملگرهای منطقی AND و OR ترکیب شدند. بازه زمانی مطالعات به سال های ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۴ محدود شد تا تمرکز پژوهش بر مطالعات معاصر و مبتنی بر سنجش های کمّی سرمایه معنوی باشد. معیارهای ورود شامل مقالات انگلیسی زبان، دارای داوری علمی با رویکرد کمّی و تمرکز صریح بر رابطه سرمایه معنوی و عملکرد سازمانی بود. پژوهش های نظری یا کیفی فاقد داده های قابل سنجش از فرایند مرور حذف شدند. درنهایت از میان ۲۶۵ مقاله اولیه، پس از پالایش و ارزیابی کیفیت، هفت مقاله واجد شرایط نهایی انتخاب شد. برای ارزیابی کیفیت مطالعات از چک لیست PRISMA و دستورالعمل های Joanna Briggs Institute استفاده شد. هر مقاله براساس شفافیت روش شناسی، تحلیل داده ها و گزارش نتایج در مقیاس پنج درجه ای ارزیابی گردید. تمامی مقالات منتخب حداقل معیارهای لازم برای ورود به تحلیل نهایی را دارا بودند. نتایج: یافته های مرور سیستماتیک نشان داد که سرمایه معنوی در تمامی مطالعات بررسی شده، رابطه ای مثبت و معنادار با عملکرد فردی، تیمی یا سازمانی دارد؛ با این حال، تحلیل تطبیقی نتایج آشکار ساخت که این تأثیر به ندرت به صورت مستقیم گزارش و اغلب از طریق متغیرهای میانجی منتقل می شود. مهم ترین میانجی های شناسایی شده شامل سرمایه روان شناختی (امید، خوش بینی، تاب آوری و خودکارآمدی)، انگیزش درونی، معنویت در محیط کار، نوآوری، فرایندهای مدیریتی و توانمندسازی دیجیتال بودند. مطالعات نشان می دهند که سرمایه معنوی با تقویت معنا و هدف در کار زمینه افزایش انگیزش درونی کارکنان را فراهم می کند و بدین شیوه رفتارهای نوآورانه، خودطراحی شغلی و بهره وری را ارتقا می دهد. همچنین در برخی پژوهش ها، سرمایه معنوی از مسیر سرمایه روان شناختی بر عملکرد شغلی اثرگذار بوده است؛ بدین معنا که ارزش ها و باورهای معنوی، نخست به منابع روانی تبدیل شده و سپس در قالب عملکرد قابل مشاهده بروز یافته اند. در کنار متغیرهای میانجی، نقش تعدیل کننده عواملی مانند تعهد سازمانی و تاب آوری سازمانی نیز در برخی مطالعات برجسته شده است. این یافته ها نشان می دهد که شدت اثر سرمایه معنوی بر عملکرد، وابسته به زمینه سازمانی و ظرفیت های حمایتی موجود است. درمجموع، نتایج مرور نشان می دهد که سرمایه معنوی زمانی بیشترین اثربخشی را دارد که در تعامل با عوامل روان شناختی، فرهنگی و ساختاری سازمان فعال شود. بحث و نتیجه گیری: تحلیل نظام مند شواهد نشان می دهد که سرمایه معنوی نه یک عامل مستقیم عملکرد، بلکه یک منبع عمیق هویتی و ارزشی است که با سازوکارهای واسط به پیامدهای عملکردی تبدیل می شود. این یافته، دیدگاه های ساده انگارانه درباره تأثیر مستقیم معنویت بر عملکرد را به چالش می کشد و بر ضرورت مدل سازی فرایندی و چندسطحی تأکید دارد. سرمایه معنوی زمانی به رفتارهای کاری، نوآوری یا بهره وری می انجامد که بتواند به منابع روان شناختی قابل بسیج و سازوکارهای سازمانی ترجمه شود. همچنین نتایج این مرور نشان می دهد که ناهمگونی مفهومی در تعریف سرمایه معنوی، یکی از چالش های اصلی ادبیات موجود است؛ با این حال، تحلیل تطبیقی مطالعات امکان دسته بندی ابعاد سرمایه معنوی در قالب مؤلفه هایی مانند معنا، هدف مندی، تعهد اخلاقی و هم راستایی ارزشی را فراهم می کند. از نظر کاربردی، یافته ها گویای آن است که سازمان ها برای بهره گیری مؤثر از سرمایه معنوی باید رویکردی یکپارچه اتخاذ کنند که همزمان سطوح فردی، بین فردی و ساختاری را پوشش دهد. درنهایت پژوهش حاضر با ارائه تصویری منسجم از مسیرهای اثرگذاری سرمایه معنوی می تواند مبنایی نظری برای توسعه مدل های تلفیقی و همچنین راهنمایی عملی برای سیاست گذاری منابع انسانی و طراحی محیط های کاری معنابخش باشد. تقدیر و تشکر: نویسندگان بر خود لازم می دانند از پژوهشگران و صاحب نظرانی که آثار علمی آنان مبنای این مرور نظام مند قرار گرفته و به غنای ادبیات پژوهش کمک کرده اند، قدردانی کند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که در انجام این پژوهش هیچ گونه تعارض منافع مالی یا سازمانی وجود ندارد.
۹۰.

الگوی قرآنی سلامت روان با تأکید بر مفاهیم رضا، شکر و امید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۴
سلامت روان به عنوان یکی از ارکان کلیدی کیفیت زندگی تحت تأثیر عوامل معنوی و روان شناختی قرار دارد. قرآن کریم به عنوان منبع اصلی هدایت، مفاهیم مهمی مانند «رضا»، «شکر» و «امید» را معرفی می کند که اجزای بنیادین سلامت روان را تشکیل می دهند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی، به بررسی عمیق این سه مفهوم در آیات قرآن و تطبیق آن ها با نظریه های روز روان شناسی، به ویژه روان شناسی مثبت نگر و معناگرا می پردازد. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و کمی، داده ها از طریق نظرسنجی ها و تحلیل متون جمع آوری شده است. نتایج نشان می دهد که پذیرش تقدیر الهی (رضا) می تواند به بهبود تاب آوری و کاهش اضطراب و افسردگی کمک کند. همچنین، قدردانی از نعمت ها (شکر) به افزایش احساسات مثبت و کاهش استرس منجر می شود و به عنوان مداخله مؤثر در بهبود کیفیت زندگی شناخته می شود. داشتن نگرش مثبت و امیدوارانه به آینده (امید) نیز به تقویت روحیه و افزایش تاب آوری افراد کمک می کند. این ارتباط میان مفاهیم دینی و نظریه های روان شناسی مدرن، چشم انداز جدیدی برای مشاوره و درمان های روان شناختی اسلامی ایجاد می کند و می تواند به عنوان راهکار مؤثری برای ارتقاء سلامت روان در جامعه مدرن مورد استفاده قرار گیرد. در نهایت، این مطالعه تأکید دارد که پیوند میان آموزه های دینی و رویکردهای علمی می تواند به بهبود کیفیت زندگی و سلامت روان افراد کمک کند.
۹۱.

تحلیل خرده گفتمان های رایج در بین همسران با هدف حفظ تعادل حیاتی: مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان " فرکلاف"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۶
پژوهش حاضر به منظور بررسی و تحلیل خرده گفتمان های رایج در بین همسران که به منظور حفظ تعادل حیاتی به کار بسته می شوند، صورت گرفته روش: روش پژوهش کیفی، و در چهارچوب تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف بود. جامعه مورد پژوهش را مردان متأهل (25تا 45) ساله ساکن شهر تهران (در سال 1403) تشکیل دادند. شیوه نمونه گیری، به صورت هدفمند و با حداکثر تنوع از نظر نوع نگارش نسبت به موضوع پژوهش – تعادل خانواده و سازوکارهای ترجیحی افراد- بود. بر اساس اصل اشباع نظری، تعداد یازده مشارکت کننده انتخاب و در پژوهش شرکت داده شدند. و به منظور افزایش غنای پژوهش و دستیابی به داده های مد نظر، از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده شد. نتایج تحلیل گفتمان زوجین در خصوص حفظ تعادل حیاتی نشان می دهد که در حالت کلی می توان گفتمان های موجود را در دو گروه گفتمان های تعادل بخش (با خرده گفتمان های مدارا، سازش، مراجعه به متخصص و افراد ذی صلاح، مذاکره منطقی، بازنگری در موقعیت های تعادلی، جبران) و گفتمان های انحرافی (با خرده گفتمان های تهدید به طلاق، تظاهر به خیانت، کناره گیری فیزیکی، کناره گیری عاطفی، برخورد فیزیکی، کنترل گری مفرط، عمل وارونه، دادن وعده های خلاف واقع و مثلث سازی)، طبقه بندی کرد. همچنین سه گفتمان هژمون سنت گرایی، تجددگرایی، و اصول گرایی دینی به عنوان گفتمان های غالب بر فضای جامعه مورد تحلیل قرار گرفت و در نهایت گفتمان اصول گرایی دینی به عنوان مفیدترین و کاربردی ترین گفتمان در حوزه روابط زوجی شناسایی شد.
۹۲.

رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در پنج سال اول زندگی؛ نقش میانجی استحکام روان شناختی و جهت گیری مذهبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۱
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی استحکام روان شناختی و جهت گیری مذهبی در رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در پنج سال اول زندگی انجام شد. روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دانشجویان زن متأهل دانشگاه آزاد مشهد در اردیبهشت 1403 که کمتر از 5 سال از زندگی مشترک آنان گذشته باشد، بود که 214 نفر به عنوان نمونه ی پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه فردی-دموگرافیک، استحکام روان شناختی کلاف و همکاران (2002)، مقیاس سازگاری زناشویی اسپانیر (1976) و جهت گیری مذهبی آلپورت و راس (1950) بود. تحلیل یافته ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر انجام پذیرفت و در کلیه تجزیه و تحلیل های آماری این پژوهش از نرم افزارAmos22 و SPSS22 استفاده گردید. نتایج نشان داد که سن به صورت مستقیم با سازگاری زناشویی و به صورت غیر مستقیم یعنی از طریق جهت گیری مذهبی با سازگاری زناشویی رابطه دارد (05/0› p-value)؛ باید اضافه نمود، سن به صورت غیر مستقیم یعنی از طریق استحکام روان شناختی با سازگاری زناشویی رابطه نداشت (05/0< p-value). با استفاده از نتایج حاصل می توان نتیجه گرفت که رابطه سن زنان با سازگاری زناشویی در زنان یک رابطه خطی ساده نیست و جهت گیری مذهبی می تواند نقش میانجی گرانه ایفا کند.
۹۳.

اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کنترل هیجان و شدت درد در زنان مبتلا به سردرد میگرنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۹
هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی رفتاردرمانی دیالکتیکی بر کنترل هیجان و شدّت درد در زنان مبتلا به سردرد میگرنی بود. پژوهش حاضر از نوع مطالعات نیمه آزمایشی با الگوی پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 30 نفر از زنان مبتلا به سردرد میگرنی مراجعه کننده به متخصص مغز و اعصاب شهر ارومیه به صورت داوطلبانه انتخاب شده و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. گروه آزمایش مداخله رفتاردرمانی دیالکتیکی را به مدت یازده جلسه 60 دقیقه ای دریافت کردند و در گروه کنترل مداخله ای ارائه نشد. گردآوری داده ها با پرسشنامه های درد مک گیل (MPQ)، کنترل هیجانی (ECQ2) و سردرد میگرن اهواز (AMQ) استفاده شد. تحلیل کواریانس نشان داد که رفتاردرمانی دیالکتیکی بازداری هیجانی، نشخوار ذهنی، سردرد و شدت درد زنان مبتلا به سردرد میگرنی را به طور معناداری کاهش می دهد (P<0.05). یافته های پژوهش حاضر گویای آن بود که رفتاردرمانی دیالکتیکی رویکردی اثربخش برای بهبود کنترل هیجانی و شدت درد زنان مبتلا به سردرد میگرنی بوده و می تواند در این گروه به طور کاربردی و موثری مورد استفاده قرار گیرد.
۹۴.

بررسی اثربخشی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک بر یادگیری خود راهبر دانش آموزان دختر پایه هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۱۰۲
زمینه و هدف: یادگیری خودراهبر به عنوان یکی از مهارت های کلیدی موفقیت در عصر حاضر، به تازگی مورد توجه محققان حوزه عادات ذهنی قرار گرفته است. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان دختر پایه هشتم متوسطه بود. داده ها و روش: این پژوهش به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری دو ماهه انجام شد. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر پایه هشتم شهرستان خواف در سال تحصیلی ۱۴۰4-۱۴۰3 تشکیل می داد که پس از انتخاب یک مدرسه به صورت در دسترس، 40 نفر از دانش آموزان به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی 16 جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت آموزش بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک قرار گرفت. داده ها با استفاده از پرسشنامه توانایی یادگیری خودراهبر چنگ و همکاران (2010) جمع آوری و با روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که اجرای بسته توانمندسازی عادات ذهنی در مراحل پس آزمون و پیگیری، تأثیر معناداری بر بهبود تمامی مؤلفه های یادگیری خودراهبر در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل داشته است .(p<0.05) نتیجه گیری: بسته توانمندسازی مبتنی بر عادات ذهنی کاستا و کالیک می تواند ابزاری اثربخش برای ارتقا یادگیری خودراهبر در دانش آموزان دختر پایه هشتم باشد. بر این اساس، نتایج این پژوهش می تواند در طراحی فعالیت ها و تدوین محتوای آموزشی برای دانش آموزان دختر پایه هشتم متوسطه، باهدف تقویت یادگیری خودراهبر آنان، مورد استفاده قرار گیرد.
۹۵.

تبیین پیامدهای اقتصادی حرکات جمعیتی (مهاجرفرستی و مهاجرپذیری) در سکونتگاه های روستایی شهرستان لنگرود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۶۸
پژوهش حاضر با هدف تبیین پیامدهای اقتصادی حرکات جمعیتی در روستاهای شهرستان لنگرود انجام شده است، در این راستا از نظر هدف، کاربردی و بر حسب ماهیت کیفی و کمی است، و به لحاظ روش و نحوه اجراء از نوع مصاحبه، پیمایشی و اکتشافی، توصیفی-تحلیلی می باشد. همچنین به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS استفاده شده است. جامعه آماری ساکنین روستاهای 7 دهستان (چاف، دیوشل، گل سفید، اطاقور، لات لیل، دریاسر، مریدان) که تعداد 368 نفر به عنوان حجم نمونه؛ و متخصصان و نخبگان و افراد مطلع و آگاه در روستاها که بر اساس نمونه گیری هدفمند تعداد 30 نفر تعیین شدند، را شامل شده اند. نتایج نشان داد، 5 پیامد اقتصادی حرکات جمعیتی (مهاجر فرستی)، که شامل: بیکاری پنهان در بین مهاجران، رخنه بی انگیزگی در اشتغال در فعالیت های کشاورزی و دامداری در روستاها، کاهش شکاف جامعه شهری و روستایی در تولید محصولات غذایی و نوع سبک غذایی، کسب موقعیت بهتر اقتصادی برای مهاجران و خانواده های آنان در روستا، سرمایه شدن زمین و مسکن در روستاها، شناسایی شدند که رخنه بی انگیزگی اشتغال در فعالیت های کشاورزی و دامداری در روستاها، بیشترین میزان اهمیت را به خود اختصاص داده است. در ادامه نیز 5 پیامد اقتصادی مهاجرپذیری شامل: پیامد منفی: نئولیبرالیسون و رانت بازی در روستاها و پیامدهای مثبت: هویت در زمین های روستایی، شکوفایی اشتغال روستاها، افزایش بهره وری در روستا و کسب پول و سرمایه در روستاها، شناسایی شدند، که از بین آن ها نئولیبرالیسون و رانت بازی در روستاها بیشترین میزان اهمیت را به خود اختصاص داده است.
۹۶.

گونه شناسی تخیل در اشعار قیصر امین پور با الگوی ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۱
پیشینه و اهداف : تخیل به عنوان یکی از مؤلفه های بنیادین شعر و در پیوندی تنگاتنگ با ذهن بشر، همواره مورد توجه پژوهش های ادبی و انسان شناختی بوده است. پژوهش حاضر با هدف گونه شناسی تخیل در اشعار قیصر امین پور، بر اساس الگوی منظومه های روزانه و شبانه ژیلبر دوران، به بررسی چگونگی بازنمایی مفاهیم زمان و مرگ در تصویرآفرینی شاعر می پردازد. روش ها: این پژوهش با رویکردی کیفی–تفسیری و روش توصیفی - تحلیلی انجام شده و داده ها از طریق تحلیل ساختاری تصاویر شعری و شناسایی الگوهای تکرارشونده تخیلی، بر مبنای چارچوب نظری دوران، بررسی شده اند. یافته ها : یافته های پژوهش نشان می دهد که قیصر امین پور در مواجهه با گذر زمان، غالباً رویکردی تعاملی و پذیرش محور اتخاذ می کند و حتی در موارد تقابل با زمان نیز بیشتر از ریخت های مثبت تخیلی بهره می برد. همچنین غلبه نسبی منظومه شبانه تخیل در شعر او حاکی از تمایل شاعر به تلطیف اضطراب های ناشی از زمان و مرگ و تبدیل آن ها به تجربه ای معنا مند است. نتیجه گیری : در مجموع، نتایج این پژوهش نشان می دهد که تخیل شاعرانه در شعر قیصر امین پور نه صرفاً ابزاری زیباشناختی، بلکه سازوکاری معنایی برای مواجهه با مسئله فناپذیری انسان و بازاندیشی نسبت انسان با زمان در بافت فرهنگی و فکری عصر مدرن است.
۹۷.

از هژمونی الگوریتمی تا حاکمیت فناورانه: نقد اقتصاد سیاسی حکمرانی درونی هوش مصنوعی و طراحی استاندارد پیشنهادی «الگوریتم پارسا»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۱۲
در بحبوحه رقابت جهانی بر سر تنظیم گری هوش مصنوعی، این پژوهش مدل «حکمرانی درونی» را به طور انتقادی تحلیل کرده است. مسئله اصلی، عبور از دوگانه «تنظیم گری دولتی» در برابر «خودتنظیمی» و واکاوی سازوکارهای شرکت های بزرگ فناوری برای تبدیل استانداردهای فنی به ابزار قدرت سیاسی و اقتصادی است. این پژوهش کیفی با بهره گیری از روش «تحلیل گفتمان انتقادی» و در چارچوب اقتصاد سیاسی ارتباطات انجام شده است. داده ها شامل اسناد رسمی، فنی و سیاستی سه شرکت پیش روی آمریکایی (Open AI Google DeepMind, Anthropic, ) به عنوان معماران اصلی گفتمان «ایمنی» و مدل حکمرانی مبتنی بر سرمایه گذاری خطرپذیر است. حکمرانی درونی از طریق معماری سه لایه فنی، سیاستی و سازمانی اعمال می شود و سه کارکرد اصلی دارد: ۱) ایجاد موانع ورود از طریق افزایش هزینه های انطباق، ۲) «تسخیر نرم مقررات» برای پیش دستی بر قانون گذاری دولتی، و ۳) تثبیت «هژمونی الگوریتمی» که ارزش های اکوسیستم فناوری آمریکا را جهانی سازی می کند. حکمرانی درونی یک پروژه ژئوپلیتیک برای حفظ انحصار فناورانه است. نوآوری پژوهش، طراحی «الگوی سوم حکمرانی» از طریق ارائه استاندارد پیشنهادی «الگوریتم پارسا» به عنوان بدیلی بومی در برابر استانداردهای سیلیکون ولی است. این استاندارد چارچوبی فنی برای ممیزی و سنجش انطباق هوش مصنوعی با ارزش های بنیادین ایران و گذار از «مصرف کننده منفعل» به «حکمران فناورانه فعال» فراهم می کند.
۹۸.

کاربست الگوی تار عنکبوتی آکر در طراحی برنامه درسی یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۷۸
پیشینه و اهداف:هدف از پژوهش حاضر بررسی کاربست الگوی تار عنکبوتی آکر در طراحی برنامه درسی یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی، از نظر ماهیت، کیفی و از نظر شیوه گردآوری داده ها، میدانی است. روش ها :جامعه آماری شامل 20نفر از صاحب نظران و اساتید دانشگاه فرهنگیان استان های آذربایجان غربی و شرقی، و همچنین متخصصان برنامه ریزی درسی می باشد که با نمونه گیری هدفمند از نوع معیار محور و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان بود. یافته ها: . تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون انجام شد.10مضمون اصلی(اصول و رویکردهای بنیادین، توانمندی های حرفه ای، آموزش پویا، راهبردهای یاددهی-یادگیری، آموزش گستری، زیرساخت ها و منابع، پویایی، زیرساخت ها و منابع، انطباق پذیری، ارتباطات و شبکه سازی) و 28 مضمون فرعی(به طورمثال یادگیری تجربی، توانمندسازی معلمان، پژوهش محوری، تفکر سیستمی، نوآوری، ارزیابی عملکردی) به دست آمد. این مضمون ها به طور ویژه فرآیندهای مختلف یادگیری، تدریس، ارزیابی و زیرساخت های مورد نیاز را با دقت و جزئیات کامل بیان می کنند.نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که الگوی تار عنکبوتی آکر با فراهم کردن انسجام میان عناصر برنامه درسی، چارچوبی کارآمد برای طراحی یادگیری پدیده محور در دانشگاه فرهنگیان فراهم می سازد. به کارگیری این الگو می تواند موجب تقویت ارتباط هدفمند بین اهداف، محتوا، فعالیت های یادگیری، نقش استاد و ارزشیابی شود.
۹۹.

شناسایی و رتبه بندی ریشه های فقر اقتصادی با تأکید بر آموزه های امام علی (ع): مطالعه موردی استان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
این پژوهش به بررسی ریشه های اقتصادی فقر در استان کرمانشاه از منظر آموزه های اقتصادی اسلام می پردازد و سوال اصلی آن این است که این ریشه ها کدامند و چگونه می توان با استناد به تعالیم اسلامی، به ویژه سیره امام علی (ع)، راهکارهایی برای مقابله با آن ها ارائه داد؟ فرضیه این تحقیق بر این نکته استوار است که عوامل اقتصادی-اجتماعی ناشی از ضعف در اجرای عدالت، عدم پایبندی به اصول اخلاقی در اقتصاد مانند اسراف و ترک قناعت، و سوء مدیریت، از عوامل کلیدی در بروز و تداوم فقر در این استان محسوب می شوند. برای آزمون این فرضیه، از روش ترکیبی دلفی سنتی و فازی با تحلیل داده های حاصل از پرسشنامه که میان 385 نفر و با روش نمونه گیری خوشه ای استخراج شد، استفاده شده است. نتایج نشان داد که ریشه های اصلی فقر اقتصادی شامل عدم پرداخت حقوق واجب الهی توسط اغنیا، کم توجهی مسئولین به فقرا و عدالت، و اسراف است که این عوامل در دسته های مسئولین، عموم مردم، اغنیا و نیازمندان طبقه بندی شده اند. در نتیجه، این تحقیق بر لزوم تقویت نظام مالی اسلامی، اصلاح الگوی مصرف، ارتقاء مسئولیت پذیری و عدالت محوری در حکمرانی و حمایت هدفمند از اقشار محروم تأکید دارد و معتقد است مبارزه پایدار با فقر نیازمند ترکیبی از اصلاحات ساختاری و اخلاقی، همگام با آموزه های اسلامی، در تمامی سطوح جامعه است.
۱۰۰.

اقتصاد دورانی: مدلی پایدار برای تقویت زنجیره ارزش افزوده پسته در کرمان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: اقتصاد دورانی یک رویکرد بین المللی است که بر اکولوژی و دایره اقتصادی بسته تکیه دارد. در این مدل، شرکت ها باید منابع را در فرآیندهای خود و در زنجیره تولیدی و تجاری بهینه کنند. هدف این مقاله شناسایی فرصت های بهبود اقتصاد دورانی در زنجیره کشاورزی پسته در استان کرمان است.   روش: روش تحقیق به صورت میدانی است که از سال 1401 تا 1403 انجام شده است. ابتدا ذینفعان شناسایی شدند تا روابط شبکه های مربوط را تعیین کنند.   فرآیند تولید اقتصاد دورانی بر اساس نظرات کارشناسان در بخش های مختلف زنجیره ارزش پسته مشخص شد. متغیرهای اصلی بر مبنای مستندات علمی تعیین و ارزیابی شدند. سپس وزن مخصوص هر بعد با استفاده از فرآیند تحلیل سلسله مراتبی تعیین گردید. متغیرهای CEL برای ارزیابی سطح اقتصاد دورانی زنجیره تأمین محاسبه شدند. از آ زمون های آماری مانند کروسکال- والیس و روش های خوشه بندی در فرآیند تحقیق استفاده شد.   یافته ها: نتایج نشان داد منبع یا تأمین مواد، بخش طراحی، بخش توزیع و فروش، و بخش بازسازی دارای بیشترین نقص ها در زنجیره هستند. با استفاده از روش های خوشه بندی، سه خوشه شناسایی شد که خوشه سوم با عملکرد برتر در ابعاد مختلف شناخته شد. در نهایت، مشخص شد که عملکرد شاغلان از نظر CEL (شاخص اقتصاد دورانی) به حلقه زنجیره ای که شاغل در آن قرار دارد، بستگی ندارد و استراتژی طراحی شده برای کل زنجیره منطقی است .   نتیجه گیری: در راستای بهبود و بهره وری در زنجیره ارزش پسته، توصیه می شود از ضایعات تولید شده در سیستم تولید پسته بهره برداری به صورت بهینه باشد. استراتژی پیشنهادی شامل فرآیندهای افزایش ارزش نظیر تولید کودهای آلی، سوخت های زیستی، بسترهای کشت، خوراک دام و محصولات بهداشتی و آرایشی است. اجرای این رویکردها در چارچوب اقتصاد دورانی (CE)  می تواند به کاهش ضایعات و افزایش ارزش افزوده کمک شایانی نماید و در نتیجه، منجر به توسعه پایدار و اقتصادی در منطقه کرمان شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان