فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۱۰۱ تا ۴٬۱۲۰ مورد از کل ۶٬۷۹۹ مورد.
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۱ بهار ۱۳۹۲ شماره ۱
135 - 152
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر، به منزله یکی از تحقیقاتی که در حوزه مفهوم قدرت انجام گرفته است، در پی پاسخگویی به این سؤال است که مجموعه عوامل مؤثر بر قدرتِ تصمیم گیری زنان در خانواده چیست؟ تحقیق حاضر، به منظور پاسخگویی به این سؤال، از مفاهیم نظریِ متفکران نظریه منبع بهره جسته است. از نگاه نظریه منبع، اشتغال، تحصیلات، منزلت شغلی، و مالکیت و داراییِ شخصی از جمله منابعی هستند که موجب افزایش قدرت تصمیم گیری زنان در خانواده می شوند. در این نوشتار، با استفاده از روش پیمایش و تکنیک پرسشنامه، به دنبال یافتن پاسخ سؤالات تحقیق بوده ایم. حجم نمونه را 350 تن از زنان شاغل و غیرشاغل شهر بابل تشکیل می دهند که از طریق نمونه گیری خوشه ایِ چندمرحله ای، به طور تصادفی، انتخاب شده اند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که به طورکلی قدرت تصمیم گیری زنان در خانواده در سطح بالایی قرار دارد و میان اشتغال، تحصیلات، و دارایی شخصیِ زنان با افزایش قدرت تصمیم گیری در خانواده رابطه مستقیم و مثبت وجود دارد. اما میان درآمد و منزلت شغلی با قدرت تصمیم گیری در خانواده رابطه ای وجود ندارد.
تجربه تعارض های هویّتی در سبک زندگی زنان متأهل شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هویّت، درک فرد از کیستی خویشتن است. در دنیای معاصر بابرداشته شدن مرزهای ارتباطی و گسترده شدن چشم اندازهای زندگی، مؤلّفه های فردی و اجتماعی متنوعی برای تحقق هویّت در اختیار فرد قرار می گیرد. تلاش برای بهره گیری از این مؤلّفه ها در جهت ساخت روایتی منحصربه فرد، در سبک زندگی خاص هر شخص نمود می یابد. اگرچه زنان متاهل و شاغل در سبک زندگی خود، به سان دیگر افراد، به دنبال تأمین بالاترین ارتباط و نزدیکی میان سویه های هویّتی هستند، اما پذیرفتن تعهدات و انگاره های دو نقش متفاوت شغلی و خانگی برای آن ها با دغدغه های عینی و ذهنی بسیاری همراه است، امری که تا حدی از هویّت جنسیّتی آنان تأثیر می پذیرد. این پژوهش با هدف شناسایی و توصیف سبک زندگی زنان متاهل و شاغل و درک عمیق تر مسائل هویّتی ملازم با آن، از روش کیفی بهره گرفته است. داده های پژوهش با استفاده از تکنیک مصاحبه نیمه ساخت یافته با 22 نمونه فردی و یک نمونه گروهی گردآوری شده و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند. یافته های تحقیق نشان دهنده آن هستند که این زنان به واسطه تعدد نقش و تفاوت و گاه تعارض زمینه های فکری و فرهنگی حامی این نقش ها، با چالش های هویّتی خاصی مواجه هستند که به اشکال گوناگون در ابعاد مختلف سبک زندگی، یعنی زندگی روزمره، روابط و مصرف نمود می یابد.
مطالعه نمونه هایی از پیکرک های سفالی زنان در ادوار سلجوقی و ایلخانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ پاییز ۱۳۹۲ شماره ۳
327 - 344
حوزههای تخصصی:
پیکرک های گلی و سفالین زنان جزء نخستین آثار هنری بشر در اعصار پیش از تاریخ محسوب می شوند که ساخت آن ها با تغییراتی خاص تا دوران اسلامی نیز تداوم یافته است. پیکرک های سفالی مزبور، که گونه های مختلفی از تکنیک های ساخت و تزیین هنر سفالگری اسلامی را دربرمی گیرند، اغلب در شهرها و مراکز مهم سفالگری ایران ساخته شده اند. از مهم ترین ادوار ساخت این پیکرک ها می توان به ادوار سلجوقی و ایلخانی مقارن با قرون پنجم تا نهم هجری اشاره کرد که با توجه به منع ساخت پیکرک و مجسمه در دوران اسلامی ، دلایل و انگیزه ها و نیز منابع الهام بخشِ ساخت این پیکرک ها در دوره های مزبور جای تأمل دارد. موضوع پژوهش کنونی بررسی و تحلیل تعدادی این پیکرک ها در کلیه ابعادِ تکنیکی و مفهومی است. هدف اصلی مقاله، بررسی و شناخت مهم ترین ویژگی های پیکرک های سفالین مزبور به همراه طبقه بندی آن هاست. روش پژوهش انتخابی، با توجه به نوع موضوع و هدف، تلفیقی از روش های توصیفی، تاریخی، و مقایسه ای است. در همین زمینه، ده عدد از نمونه های شاخصِ پیکرک های سفالین زنان در ادوار سلجوقی و ایلخانی، فارغ از تعلق به سبک یا گونه ای خاص، از بین آثار موجود در موزه های مختلف داخلی و خارجی انتخاب و از منظرِ شیوه ساخت، تزیین، کاربرد، فرم، اهداف ساخت، منابع الهام بخش، و... بررسی، طبقه بندی، و تحلیل شده است. بنابر یافته های پژوهش، پیکرک های سفالی زنان در ادوار مزبور، به خصوص دوره سلجوقی، تحت تأثیر عوامل مختلفی ساخته شده اند که از جمله آن ها می توان به تأثیر سنت های هنری پیش از اسلام، تأثیر نظام قبیله ای، تأثیر برخی از شخصیت های زن ادبیات ایران، به علاوه تأثیر صور فلکی با نماد مؤنث اشاره کرد. همچنین توجه به نقش ها و کارکردهای زنان به جای تمرکز بر ویژگی های جنسیتی آن ها، از مهم ترین تفاوت های پیکرک های مزبور با نمونه های پیش از تاریخی است.
پیش بینی رضایت زناشویی همسران براساس باورهای ارتباطی و مهارت های ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکرد شناختی ـ رفتاری، و با هدف بررسی نقش باورهای ارتباطی و مهارت های ارتباطی در پیش بینی رضایت زناشویی زوجین انجام شده است. بدین منظور، 80 زوج از ساکنین شهر تبریز انتخاب شدند. پس از ایجاد انگیزه برای مشارکت در تحقیق و کسب رضایت آگاهانه، از شرکت کننده ها خواسته شد پرسشنامه های باورهای ارتباطی (RBQ)، مهارت های ارتباطی زناشویی و رضایت زناشویی (ENRICH) را تکمیل کنند. نتایج نشان داد که مردان رضایت زناشویی بالاتری نسبت به زنان دارند.
تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که مهارت-های ارتباطی و مدت ازدواج پیش بینی کننده های معنا دار رضایت زناشویی مردان هستند. هم چنین، مهارت های ارتباطی و برخی از باورهای ارتباطی از جمله باور به «کامل بودن همه چیز در روابط زناشویی»، «انجام همه کارها با کمک یکدیگر» و «رمانتیک گرایی»، به ترتیب، نقش معنا داری در پیش بینی رضایت زناشویی زنان داشتند. سهم سایر باورهای ارتباطی در پیش بینی رضایت زناشویی افراد معنا دار نبود. نتایج این تحقیق با روشن کردن نقش مهارت ها و باورهای ارتباطی در رضایت زناشویی، مؤید این است که رویکردهای رفتاری ـ شناختی با تمرکز بر آموزش مهارت-های ارتباطی برای هر یک از زوجین و اقدامات درمانی در جهت تغییر باورهای غیرمنطقی زنان، در درمان مشکلات زناشویی مؤثر خواهند بود.
عوامل موثر بر مشارکت زنان شهر تهران در نیروی کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهمترین عوامل موثر در توسعه، بهره گیری حداکثری از مشارکت زنان و مردان در نیروی کار است. زنان به عنوان نیمی از نیروی کار بالقوه هر جامعه، با مشارکت در فعالیت های اقتصادی می توانند رشد و توسعه اقتصادی را سرعت بخشند. در این مقاله با استفاده از داده های نمونه دو درصد سرشماری سال 1385 شهر تهران تأثیر متغیرهای جمعیتی، اجتماعی و اقتصادی بر مشارکت زنان در نیروی کار مورد بررسی قرار گرفته است. پس از مرور ادبیات نظری و تجربی، تأثیرگذارترین متغیرها (با توجه به داده های موجود) بر مشارکت زنان شناسایی شد و بعد از تحلیل دو متغیره برای تحلیل نهایی از رگرسیون لجستیک استفاده گردید. نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که زنان مطلقه و هرگز ازدواج نکرده مشارکت بیشتری نسبت به زنان متاهل و بی همسرِ بر اثر فوت، در نیروی کار شهر تهران دارند. سطح باروری تأثیری معکوس بر میزان مشارکت زنان شهر تهران در نیروی کار دارد، بطوری که زنان بدون فرزند در مقایسه با زنان دارای فرزند مشارکت بیشتری در نیروی کار دارند. همچنین سطح تحصیلات متغیری تأثیرگذار بر مشارکت زنان شهر تهران درنیروی کار است بطوری که با افزایش سطح تحصیلات بر مشارکت زنان در نیروی کار بشدت افزوده می شود. وضعیت اقتصادی خانواده تأثیری معنادار بر مشارکت زنان شهر تهران در نیروی کار دارد بدین صورت که زنان در خانواده هایی با وضعیت اقتصادی ضعیف در مقایسه با زنان درخانواده هایی با وضعیت اقتصادی مناسب، مشارکت بیشتری در نیروی کار دارند. نتایج حاصل از رگرسیون لجستیک با کنترل سن نشان می دهد که متغیرهای موجود در همه مدل ها تأثیر معنادار در سطح 99 درصد بر وضع فعالیت زنان در همه سنین داشتند. سطح تحصیلات با کنترل سایر متغیرها تأثیرگذارترین متغیر بر فعال بودن زنان در همه سنین بجز زنان 34-20 ساله است در حالی که برای زنان 34-20 ساله، وضع تاهل با کنترل سایر متغیرها تأثیر بیشتری بر فعال بودن زنان دارد. میزان تشخیص مدل ها بر اساس متغیرهای مستقل موجود بسیار بالا بوده و پیش بینی پذیری مدل ها بیش از80 درصد می باشد. بنابراین هر چهار متغیر بررسی شده بر تصمیم زن برای پیوستن به نیروی کار تأثیر زیادی دارند. در مجموع می توان نتیجه گرفت که سطح تحصیلات تأثیرگذارترین متغیر بر مشارکت زنان در نیروی کار است، افزایش سطح تحصیلات نه تنها مستقیماً مشارکت زنان در نیروی کار را افزایش می دهد بلکه با تأثیر بر وضعیت تاهل (افزایش سن ازدواج، افزایش طلاق) و کاهش سطح باروری، موجب افزایش مشارکت زنان در نیروی کار می شود؛ بنابراین این متغیرها در تعامل با دیگر متغیرها بر تصمیم زنان برای پیوستن به نیروی کار تأثیر می گذارند.
بررسی عوامل مؤثر بر میزان مشارکت دانشجویان دختر دانشگاه بوعلی سینا در فعالیت های ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله میزان مشارکت دانشجویان دختر در فعالیت های ورزشی و عوامل مؤثر بر آن بررسی شد. روش مورد استفاده در این پژوهش پیمایشی بود. جامعه آماری شامل دختران دانشجو دانشگاه بوعلی سینا همدان (5096 نفر) بوده اند که از این تعداد 385 نفر از طریق فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه انتخاب شده و از طریق روش نمونه گیری خوشه ای، بین آن ها پرسشنامه توزیع شد.در چارچوب نظری از نظریاتی همچون نظریه فیش باین-آیزن، نظریه یادگیری اجتماعی، نظریه سرمایه فرهنگی، نظریات فمنیستی، نظریه چافتز،کلیشه های جنسیّتی سندرا بم و دیدگاه نظری چو بهره گرفته شد. نتایج نشان داد بین متغیر های حمایت اجتماعی، سرمایه فرهنگی، سودمندی ادراک شده، تمایل فردی و موانع اجتماعی مشارکت با میزان مشارکت ورزشی رابطه معناداری دیده می شود، اما بین متغیرهای رشته تحصیلی، قومیت و پایگاه اقتصادی-اجتماعی با میزان مشارکت ورزشی رابطه معناداری مشاهده نمی شود. همچنین بین باورهای قالبی و مشارکت ورزشی رابطه معنادار و معکوس وجود دارد.
سنجش بررسی رابطه دین داری و سبک زندگی (مطالعه موردی زنان 20 ساله و بیش تر ساکن شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ بهار ۱۳۹۲ شماره ۱
85 - 101
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به وسیله «پرسشنامه» به بررسی موضوع سبک زندگی و عوامل مؤثر بر آن -نظیر دین داری افراد- پرداخته ایم. جمعیت آماری، شامل زنان 20 سال به بالای ساکن تهران است و حجم نمونه به وسیله نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، 361 نفرتعیین شد. اساس نظری تحقیق بر نظریه کنش وبر استوار است. بر اساس مدل گلاک و استارک، برای سنجش دین داری چهار بعد، اعتقادی، عاطفی، پیامدی و مناسکی در نظر گرفته شد. هم چنین سبک زندگی افراد با سه شاخص مدیریت بدن، روابط بین شخصی و هنجارهای مصرف سنجیده شد. تحلیل رگرسیون نشان داد از میان متغیر های مستقل تحقیق -مانند دین داری و سن- که وجود رابطه آن ها با متغیر وابسته در حد ضعیف تأیید شد، بیش ترین میزان همبستگی میان دین داری و سبک زندگی (r=/162) وجود دارد. هم چنین فرضیه های رابطه میان سبک زندگی زنان، مدیریت بدن، هنجارهای مصرف اثبات شد. مهم ترین دستاورد پژوهش حاضر به ارتباط میان دین داری و سبک زندگی افراد مربوط می شود. با کم رنگ شدن اقتدار نهادهای سنتی دینی و رواج انتخابگری فردی در حوزه دین و ترکیبی شدن اصول فکری و عقیدتی، سخنگویان دین، دیگر تنها عامل اثرگذار بر واکنش افراد نسبت به مسائل مختلف اجتماعی، تصمیم گیری ها و نظرات نیستند. برمبنای نتایج، بیش ترین تبیین کنندگی دین، در حوزه هنجارهای مصرف (r = 247) بود که به نوبه خود رقم قابل توجهی نیست. هم چنین، می توان نتیجه را بر مبنای ظهور انواع دین داری تبیین نمود، پیدایش اشکال بسیار متنوع و فردی دین داری از عرصه هایی است که بی شکلی دوران مدرن را بازتاب می دهد.
تحلیل میزان مشارکت زنان روستایی شهرستان فلاورجان در تعاونی ها: کاربرد نردبان مشارکت شری آرنستین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مشارکت فرآیندی است جمعی که افراد دخیل در آن به صورت آگاهانه، آزادانه برای رسیدن به هدف تلاش نمایند با توجه به اهمیت نقش زنان به عنوان نیمی از قشر جامعه و مشارکت به عنوان یکی از مولفه های مهم توسعه پایدار، در این مطالعه، به بررسی سطح مشارکت و تبیین عوامل موثر بر آن پرداخته می شود. به این منظور در این مطالعه موردی، توصیفی- پیمایشی، میزان مشارکت زنان در تعاونی روستایی شهرستان فلاورجان با110 نفر عضو در بیست روستا به مرکزیت پیربکران، بر اساس سطوح گوناگون نردبان شری آرنستین، مورد بررسی قرار گرفت که نمونه ای به حجم 86 نفر با استفاده از نمونه گیری طبقه ای انتخاب گردید، ابزار جمع آوری داده پرسشنامه و مصاحبه بود. روایی پرسشنامه به وسیله جمعی از اساتید به تایید رسید و پایایی آن به وسیله ضریب کرونباخ برای هر سازه جدا محاسبه شد و برای تمامی موارد بیش تر از 5/0به دست آمد. برای سنجش سطح مشارکت از الگوی نردبان شری آرنستین پیروی شد، هشت پله مشارکت به ترتیب از پایین به بالا عبارتند از: دگرگون سازی، مرتفع سازی، آگاه سازی، مشاوره، توافق، شراکت، قدرت قانونی و کنترل. بر اساس یافته های پژوهش، اولین اولویت مربوط به پله شراکت و کمترین آن مربوط به پله مشاوره بود. با استفاده از روش تحلیل عاملی، عوامل موثر بر مشارکت در چهار دسته نهادی، فردی- شخصیتی و اجتماعی- فرهنگی و اقتصادی تقسیم شد. نتایج حاصل از ضریب همیستگی نشان می دهد بین عوامل اجتماعی و میزان مشارکت، با احتمال 99 درصد رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد بین عوامل اقتصادی و میزان مشارکت، با احتمال 99 درصد رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد. بین عوامل نهادی و میزان مشارکت، با احتمالی 90 درصد رابطه معنادار و مستقیمی وجود دارد.
بررسی تأثیر تمایزات فردی و روانی زنان بر مدیریت بدن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نیاز به آگاهی داشتن از اندام خود و نظارت و کنترل بر بدن، یکی از ضروریات عصر حاضر به شمار می رود که در مباحث جامعه شناسیِ بدن به عنوان مدیریت بدن مطرح می گردد. کنترل، نظارت و مدیریت بر بدن، گاهی در قالب فعالیت های ورزشی و گاهی در قالب جراحی های زیبایی، انجام می شود. توجه بیشتر زنان به وضعیت ظاهر و زیبایی خود نسبت به مردان، سبب می شود تا گاهی به صورت افراطی، رفتارهایی به منظور مطابقت دادن ویژگی های بدن خود با الگوهای فرهنگی زیبایی و چهره و اندام که در رسانه های جمعی و صنعت زیبایی تبلیغ می شود، اتخاذ کنند. این امر تبعات سوئی به دنبال دارد. پرسش اصلی تحقیق حاضر این است که آیا تمایزات فردی و روانی بر مدیریت بدن، مؤثر است؟ اگر پاسخ مثبت است میزان تأثیر آن چقدر است؟ در مقاله پیش رو جهت تدوین الگوی نظری، از نظریه گئورگ زیمل استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه زنان مراجعه کننده به مجموعه های ورزشی و کلینیک های جراحی زیبایی منطقه 1 شهر تهران و در سال 1392 می باشند. هم چنین روش تحقیق، پیمایش بوده و از ابزار پرسشنامه جهت جمع آوری داده ها استفاده شده است. هم چنین برای نمایش یافته ها نیز از دو نوع آمار توصیفی و استنباطی شامل جداول توافقی، آزمون های پارامتری (اسپیرمن و پیرسون، رگرسیون و تحلیل مسیر) و برای مقایسه بین گروه ها از آزمون F استفاده شده است. نتایج تحقیق حاکی است که تمایزات فردی و روانی بر مدیریت بدن، مؤثر است. هم چنین مدیریت بدن در گروه های سنّی، تحصیلی و وضعیت های تأهل، تفاوت معناداری دارد. درحالی که مدیریت بدن در گروه های شغلی مختلف تفاوت معناداری ندارد و بین مدیریت بدن با میزان درآمد رابطه معناداری وجود ندارد.
سنجش تأثیر مسئولیت زنان شاغل بر باروری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۱ بهار ۱۳۹۲ شماره ۱
29 - 44
حوزههای تخصصی:
زنان شاغل، در مقایسه با زنان غیرشاغل، علاوه بر کارهای غیرمزدی خانه داری و بچه داری، بایستی مدت زمانی را نیز به کار مزدی در بیرون از خانه اختصاص دهند. بار مسئولیت مضاعف زنان شاغل اشاره به مقدار کاری دارد که آن ها در مقایسه با زنان غیرشاغل انجام می دهند. این مقاله درباره کمّی کردن بار مسئولیت مضاعف زنان شاغل برحسب تعداد فرزندان وابسته آن هاست. بدین منظور، به مقایسه مدت زمان اختصاص داده شده به کارهای غیرمزدی (خانه داری و بچه داری) و مزدی بین زنان شاغل و غیرشاغل دارای همسر به تفکیک تعداد فرزندان وابسته (زیر 7 سال) در کشور پرداخته شده است. در این پژوهش، از تحلیل ثانویه داده گذران وقت استفاده شده است. این پیمایش توسط مرکز آمار ایران در نقاط شهری کشور در دو سال پی درپی و در چهار فصل متمادی آذر و اسفند 1378 و خرداد و شهریور 1388 انجام شده و در آن از روش نمونه گیری احتمالی به کار است. جامعه آماری تحقیق حاضر همه زنان شاغل و غیرشاغل دارای همسرِ فاقد کودک یا دارای کودک وابسته (زیر 7 سال) ساکن در نقاط شهری کشور است. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که زنان شاغل فاقد فرزند، 3 ساعت و 6 دقیقه؛ دارای یک فرزند وابسته، یک ساعت و 42 دقیقه؛ و دارای 2 فرزند وابسته، یک ساعت و 29 دقیقه بیشتر از همتایان غیرشاغل خود کار می کنند. درواقع، نتایج نشان می دهد که با افزوده شدن بر تعداد فرزندانِ وابسته از میزان بار مسئولیت مضاعف زنان شاغل نیز کاسته می شود.
دگردیسی عکاسی مد در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴
507 - 528
حوزههای تخصصی:
روند جهانی عکاسی مد برای تبلیغ مد اسلامی، جریان نوظهور عکاسی مد مادستی [1] را برگزیده است؛ جریانی که زادگاهش در خارج از مرزهای کشورهای مسلمان بوده، اما برای آشتی میان مد و عکاسی با عقاید مذهبی در سرزمین های اسلامی اهمیت وافری یافته است.در این پژوهش، به بررسی آثار خلق شده در حوزه عکاسی مد پوشاک اسلامی در نشریات (چاپی و آنلاین) ایرانی و مقایسه آن ها با آثار تولید شده در جهان در حوزه عکاسی مد مادستی پرداخته شده است و سپس برای درک ویژگی ها و تمایزهای میان این دو، برمبنای پیشینه فرهنگی و مذهبی و تاریخی، از منابع مکتوب استفاده شده است.و در آخر، بررسی تصاویر مد اسلامی نشان می دهد که برمبنای تقابل دائمی تابوهای فرهنگی مذهبی و نیازهای روانی جامعه، نوع متفاوتی از عکاسی مد در ایران پدید آمده است. این دگردیسی عکاسی مد در ایران، حاصل محدودیت های تصویری زن از یک سو و ناشناخته ماندن عکاسی مد مادستی به منزله گرایش متناسب با فرهنگ جامعه مسلمان از سوی دیگر است.
مطالعه کاشی نگاره هایی با نقوش زنان قاجاری در خانه های شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۵ زمستان ۱۳۹۲ شماره ۴
577 - 594
حوزههای تخصصی:
هنر دوره قاجار به لحاظ محتوا و ماده، موضوع، و نحوه اجرا ویژگی های متمایز و منحصر به فردی دارد. وفور نقش مایه های زنانه در محصولات هنری عصر قاجار، از جمله در کاشی نگاره ها، در فضاهای خصوصی و نیمه خصوصی کاخ ها، و خانه های اعیان و اشراف از ویژگی های شاخص آن است. زنان قاجاریِ نقش بسته بر این کاشی نگاره ها در تعامل هویتی با هویت زن فرنگی، چهره نوینی از زن ایرانی را به نمایش گذاشته اند. با این حال، در بررسی نقوش زنان در هنر دوره قاجار، شاهد هم حضوری هویت ایرانی، اسلامی و فرنگی این زنان هستیم که درک آن نیازمند شناخت مفهوم سر اسطوره ها و عملکرد هم زمان اسطوره های چندگانه در فضای معناشناختی فرهنگ و هنر آن دوره است. این مقاله به بررسی ویژگی های هویتی زن در این زمان و کنش ها و خصوصیات شخصیتی او، با مطالعه تحلیلی مجموعه ای بی بدیل از اسناد تصویری، یعنی تک فریم های زنان در کاشی های آراینده خانه های به جا مانده از دوره قاجار در شیراز، پرداخته است. هدف این پژوهش، معرفی و ارائه مستندهای نگارگری شده ای است که نظریه معاصر سراسطوره ها را تبیین می کند
بررسی نقش زنان در بهبود بهداشت روانی خانواده اسلامی ایرانی با الهام از زندگی حضرت علی(ع) و فاطمه (س)
تحلیلی بر کیفیت زندگی زنان دچار طلاق عاطفی (مطالعه موردی: شهرکرد)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر، بررسی کیفیت زندگی زنان دچار طلاق عاطفی است. به این منظور در قالب روش پیمایشی، 340 نفراز زنان شهرکرد در دو گروه نمونه عادی و طلاق عاطفی به دو روش نمونه گیری گلوله برفی و سهمیه ای اتفاقی ساده انتخاب شده و از طریق پرسشنامه به جمع آوری اطلاعات پرداخته شد. یافته های تحقیق نشان می دهد: بین طلاق عاطفی و شش بعد کیفیت زندگی زنان (احساس فردی، روابط خانوادگی، روابط اجتماعی، کیفیت سلامت، رضایت از شرایط محیطی و رضایت از شرایط اقتصادی) رابطه معناداری وجود دارد. همچنین اختلاف رتبه ها در هر کدام از متغیرهای وابسته در دو گروه نیز معنادار بوده است. در نهایت این نتیجه حاصل شد که کیفیت زندگی زنان دچار طلاق عاطفی بر اساس طیف لیکرت، درحد پایین و کیفیت زندگی زنان عادی درحد بالایی است.
بررسی عوامل موثر بر گرایش به کجروی فرهنگی دانشجویان دختر و پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی عوامل موثر بر گرایش به کجروی فرهنگی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیا منور در شهرستان در هشهر صورت پذیرفته است. متغیرهای مطرح در این پژوهش که شامل پایگاه اجتماعی- اقتصادی، دینداری، میزان کجرو بودن دوستان، و غیره است، با استفاده از دلالت های نظریه های کجروی فرهنگی مطرح شدند. چارچوب نظری این پژوهش بنا به تناسب موضوع، کجروی فرهنگی را مورد استفاده قرار داده و فرضیات پژوهش استخراج شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه ی دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور شهرستان در هشهر را که حدود 1600 نفر بودند تشکیل می دهد. این پژوهش به شیوه پیمایشی بر روی 300 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه پیام نور شهرستان دره شهر در سال 1391 که به صورت تصادفی انتخاب شدند، صورت گرفت. ابزار سنجش، پرسشنامه بوده است و روایی آن با محاسبه ضریب آلفای کرونباخ مورد سنجش قرار گرفت. داده های آماری با استفاده از نر مافزار آماری برای علوم اجتماعی و روش همبستگی پیرسون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش، حاکی از آن (SPSS) است که بین متغیر جنسیت با گرایش به کجروی فرهنگی، رابطه ای وجود ندارد، اما بین، پایگاه اجتماعی- اقتصادی، میزان دینداری، میزان کجرو بودن دوستان، واکنش والدین و متغیر دلال تهای
مقاومتی با گرایش به کجروی فرهنگی، رابط ه وجود دارد. همچنین، معادله پی شبینی میزان گرایش 0 درصد از واریانس متغیر وابسته را پی شبینی نماید. / به کجروی م یتواند 347
نظریه پردازی مبنایی دلالت های فرهنگی تنوع پوشش های زنانه در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقالة حاضر دلالت ها یا معانی فرهنگی حاکم بر انتخاب پوشش های متنوع زنانه در فضای شهر تهران تشریح و تحلیل کرده است. کدهای مختلف پوششی زنان، فرایندهای تولید معانی، استراتژی های پوششی و پیامدهای انتخاب انواع پوشش با اتخاذ رویکردی پدیدارشناسانه و استقرایی مطابق با روش نظریه پردازی مبنایی تحت بررسی قرار گرفت. نتایج تحقیق که برآمده از نمونه گیری نظری و مصاحبه با 35 زن تهرانی بود نشان داد پوشش این زنان نه تنها در شکل بلکه در معنا نیز لایه ها و سطوح متنوعی دارد و نمی توان آن را صرفاً در تفکری اصلی که گفتمان مسلط برای بازتولید آن می کوشد خلاصه کرد. داده ها نشان می دهند که تنوع پوششی در میان نمونه ها از نوعی منطق مذاکره ای نشئت می گیرد که مبتنی بر نوعی چانه زنی و بده بستان با محیط است. این زنان ازطریق تغییر کدهای پوششی خود با فضایی که وارد آن می شوند به گفت وگو می پردازند و درقبال پوششی که برمی گزینند، پاسخی متناسب از محیط دریافت می کنند و بدین ترتیب خود را به اهداف، انگیزه ها و پیامدهای دل خواه نزدیک می کنند. زنان می توانند به واسطة تغییر پوشش خود در محیط های مختلف حضور اجتماعی متفاوتی را رقم بزنند. چنین تغییری نتیجة زندگی در زیست جهانی متناقض است و نشان می دهد که زنان در فضای امروز ایران نه درقالب کلیشة سنتی، فرودست و پذیرای بی چون وچرای ساختارهای اجتماعی هستند و نه توان ازبین بردن آنها را دارند، بلکه هم زمان دارای درجاتی از سوژگی و فرودستی اند که به آنها امکان می دهد ساختارهای اجتماعی را نه به طور کامل بلکه به طور نسبی نادیده بگیرند یا به چانه زنی با آن بپردازند.
تبیین و بررسی اثربخشی دوره های آموزشی کارآفرینی طرح های زود بازده بر کارآفرینان زن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آموزش کارآفرینی سیاستی است که به گونه مستقیم در کمیت و کیفیت عرضه کارآفرین در یک جامعه اثر می گذارد. به همین دلیل، در بسیاری از کشورها بویژه در کشورهای پیشرفته که تا حدودی در آن موانع و مشکلات برطرف شده است، دولت ها به شکوفا کردن توان بلقوه مردم پرداختند. هدف این پژوهش نیز ارزیابی اثربخشی دوره های آموزشی کارآفرینی طرح های زودبازده بر کارآفرینان زن استان مازندران می باشد. جامعه آماری این پژوهش، 850 نفر از زنان کارآفرین استان مازندران می باشد، که با توجه به محدودیت های خاص جمع آوری داده ها 120 نفر به عنوان نمونه انتخاب، برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده، و تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله نرم افزارهای SPSS و LISREL انجام شده است. نتایج آزمون T-test نشان داده است که اثربخشی دوره های آموزش کارآفرینی و همه ابعاد مورد بررسی یعنی: تحریک انگیزه ها، پرورش ویژگی ها و آموزش مهارت ها، در وضعیت مطلوبی قرار نداشته و یافته ها مدل معادلات ساختاری بیانگر تایید کلیت مدل ها و ارتباط معنی داری مولفه ها با اثربخشی دوره های آموزش کارآفرینی بود. در پایان هم به مدیران پیشنهاد می شود که بیش از پیش به کیفیت برنامه های آموزشی خویش پرداخته، تا شاهد اثربخشی و کیفیت بیشتر این دوره ها باشیم.
مطالعه ای پدیدارشناسانه درباره تجربه زیسته مدیران زن در اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اشتغال زنان پدیده ای است که در طی سال های اخیر توجه عده بسیار زیادی را به خود جلب کرده است؛ به طوری که عده ای به جنبه های مثبت آن توجه نموده، بر اشتغال هر چه بیشتر زنان در عرصه های مختلف تأکید میکنند، اما از طرف دیگر، عده ای به جنبه های منفی اشتغال زنان توجه کرده، از تعارض کار- خانواده سخن به میان میآورند. این مقاله بر آن است که به تجربه زیسته زنان مدیر متأهل در بافت جامعه ایران و در حیطه های مختلف بپردازد. روش به کارگرفته شده در این پژوهش به صورت کیفی و به شیوه پدیدارشناسی است و مبتنی بر نمونه گیری هدفمند 10 نفر از زنان مدیر متأهل است که در خلال مصاحبه، جربیات خود را از زندگی شغلی، فردی و خانوادگی به طور کامل بیان کردند. یافته های این پژوهش در قالب 3 کد تبیینی – که حاصل استخراج و مقوله بندی داده در 118 کد توصیفی، 28 زیر کد تفسیری و 10 کد تفسیری است- عبارتنداز : تجارب فرد از زندگی فردی، تجارب فرد از زندگی خانوادگی و تجارب فرد از زندگی شغلی و اجتماعی. یافته های این مطالعه نشان میدهد که اشتغال فرد بر جنبه های مختلف زندگی فردی، اجتماعی و خانوادگی او تأثیرگذار است. تجارب شرکت کنندگان در این مطالعه نشان میدهد که اشتغال در بیرون از خانه سبب افزایش رضایت از زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی آنان میشود و اشتغال به شخص اجازه میدهد تا خود را به عنوان فردی مفید برای جامعه تعریف کند، اما از طرفی اکثر مشارکت کنندگان به سختی هماهنگی نقش های خانوادگی و نقش های شغلی اذعان دارند. همچنین، در صورتی که زنان استعدادها و تواناییهای خود را در کار پرورش دهند، میتوانند در یک زمان به خوبی از عهده چندین نقش برآیند و برعکس زمانی که چندین نقش بر عهده دارند، میتوانند تواناییها و قابلیت های خود را افزایش دهند.
بررسی و مقایسه خصوصیات شخصیتی در دانش آموزان پسر مقطع دبیرستان با مادران شاغل و غیر شاغل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی و مقایسه خصوصیات شخصیتی در دانش آموزان پسر مقطع دبیرستان با مادران شاغل و غیر شاغل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پسر مقطع دبیرستان در شهرستان سرپل ذهاب بود. نمونه شامل 200 دانش آموز بود که به روش نمونه گیری تصادفی (خوشه ای چند مرحله ای) انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از فرم کوتاه پرسشنامه شخصیتیچند وجهی مینه سوتا (MMPI) و پرونده تحصیلی و مشاوره دانش آموزان استفاده شد. داده های پژوهش با روش تحلیل واریانس چند متغیری (MANOVA) تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد میان دانش آموزان با مادران شاغل و غیر شاغل در مؤلّفه های افسردگی، رفتارهای ضد اجتماعی و هیستری تفاوت معناداری وجود دارد (01/0p<). دانش آموزانی که مادران آن ها شاغل است، افسردگی بیش تری را تجربه می کنند و رفتارهای ضداجتماعی بیش تری از خود نشان می دهند؛ در حالی که دانش آموزانی که مادران آن ها شاغل نیست، رفتارهای هیستری گونه بیش تری از خود نشان می دهند.
مقایسه نقش های جنسیتی و خود متمایز سازی در دانشجویان متاهل زن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف مقایسه میزان تمایز یافتگی زنان در الگوهای متفاوت جنسیتی از جمله آندروژنی، مردانه و زنانه انجام، و اهمیت الگویابی جنسیتی در دستیابی به سطوح بالای تمایزیافتگی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. این پژوهش به شیوه علی مقایسه ای بوده و در آن برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیری MANOVA و آزمون تعقیبی شفه استفاده شده است. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان متاهل دانشگاه های دولتی شهر تهران بوده است که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تعداد 200 نفر از آنها به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه نقش جنسیتی بم (BSRI) و پرسشنامه خود متمایزسازی اسکورون می باشد. براساس یافته های این پژوهش، میزان تمایز یافتگی و ابعاد گوناگون آن در بین الگوهای جنسیتی زنانه، مردانه و آندروژن (فراجنسیتی) متفاوت است. بدین معنا که میزان تمایزیافتگی زنان دارای الگوی جنسیتی آندروژن نسبت به سایر گروه های جنسیتی بیش تر است و میزان آن در الگوی جنسیتی زنانه کمتر از سایر گروه های جنسیتی به چشم می خورد