فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴٬۰۰۱ تا ۴٬۰۲۰ مورد از کل ۶٬۷۹۹ مورد.
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴
461 - 470
حوزههای تخصصی:
گسترش شهرها در دوران معاصر، همراه با پیچیدگی های خاص خود از یک سو و طرح موضوع فضاها یا قلمروهای عمومی، امکان و کیفیت حضور و بهره برداری از این فضاهای شهری از سوی دیگر، سبب شد تا موضوع زنان و شهر در ادبیات جامعه شناسی شهری وارد شود. این پژوهش سعی در واکاوی تجربه و درک زنان از حضور در و دسترسی به فضاهای شهری طراحی شده در شهر ایلام دارد. بدین منظور و با استفاده از روش کیفی با 15 زن ایلامی مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته انجام و دیدگاه زنان در خصوص دسترسی به فضاهای شهری بررسی شده است. نتایج نشان می دهد که بدن زنانه یکی از عوامل مهم ایجاد محدودیت است. ترس از تعرض و تجاوز، زنان را از فضاهای شهری دور نگه می دارد. طراحیِ محیطیِ شهر که برای زنان دارای فرزند و زنان خانه دار و همین طور فیزیولوژی خاص زنان جایی در نظر نگرفته است، در دسترسی نداشتن زنان به این فضاها نقش مهمی دارد. از طرف دیگر، باید به مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی حاکم بر شهر اشاره کرد که حضور زنان را به شرایطی منوط می داند که این شرایط برساخته اجتماع است و عموماً فضاها را به تملک مردان درمی آورد یا به نوعی زنان را برای حضور در فضاها به همسران و کودکان خود وابسته می کند.
حلال بی؛ بررسی رفتاری کهن با کارکردهای فرهنگی - اجتماعی در کاهش زن آزاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پدیده ""حلال بی""، یکی از انواع حلال کردن یا حلالی طلبیدن است که در هر نوع جدایی، که احتمال دیدار مجدد در آن بسیار کم باشد، مثل هنگام مسافرت های دور و خطرناک، یا در هنگام بیماری لاعلاج، یا در هنگام رفتن به اطاق عمل و غیره توسط افراد انجام می شود و به نوعی تقاضای بخشش رفتارهای نابهنجار، اعمال و مظالم فرد را توسط اطرافیان به ویژه همسر فرد در پی دارد.
حلالی طلبیدن یا حلال کردن در دو سوی خط ارتباطی بین دو نفر رفتاری است بسیار پسندیده که از گذشته های دور در جامعه ما اعم از شهر، روستا و عشایر رایج بوده و هنوز هم تا حدودی وجود دارد. آنچه در این مقاله بررسی می شود، کارکردهای نوعی خاص از رفتار حلال کردن مرد فوت شده توسط همسر یا همسرانش است که در مراسم خاکسپاری او انجام می شود. مشاهدات محقق در منطقه شهرستان بهمئی نشان می دهد که شرایط، حالات، اعمال، ارتباطات، پیام ها و نمادهای ""حلال بی"" در مجموع نوعی مکانیسم دفاعی اجتماعی را به وجود آورده است که با کارکردهای پنهان خودش در نظم بخشی و نظارت رفتار بین زن و شوهرها نقش بسیار مهمی را اجرا می کند. به طوری که می تواند موجب پیشگیری و کاهش "" زن آزاری "" توسط شوهران در بین خانواده های این طوایف شود.
خلاصه این رفتار به این صورت است که وقتی مرد خانواده فوت می کند بعد از تشییع جنازه، غسل، کفن و دفن، نماز میت و بعد از اینکه جسد مرد متوفی را در قبر گذاشتند و قبل از اینکه روی جسد خاک بریزند، از همسر او تقاضا می کنند که کنار قبر بیاید، یا داخل قبر برود و در حضور حاضرین، شوهرش را حلال کند و در حقیقت اجازه بدهد تا روی جسد را خاک بریزند و قبر او را ببندند. مشاهدات انجام شده در منطقه بهمئی استان کهگیلویه و بویر احمد نشان می دهد که این مراسم از کارکردهای اجتماعی – فرهنگی بسیاری برخوردار بوده است که در این مقاله بخشی از ان را مورد بررسی قرار داده ایم.
سنجش نگرش زنان شهر یزد درباره ی آپارتمان نشینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آپارتمان نشینی مانند بسیاری از دیگر مظاهر شهرنشینی، بیش از آنکه از دل جامعه ی ما جوشیده باشد از غرب اقتباس شده است. گسترش روزافزون این پدیده می تواند پیامد های مثبت و منفی زیادی به همراه داشته باشد. در جامعه ی ما چون زنان معمولاً کمتر از مردان شاغلند و بیشتر در محیط خانه و آپارتمان هستند، بنابراین تجربه ی زندگی در این محیط ها باعث شکل گیری نگرش خاصی نسبت به آپارتمان نشینی در ذهن آنها می گردد. از آنجا که نگرش ها می توانند روی رفتار، سلامت روانی و ذهنی افراد، روابط اجتماعی، استحکام خانواده و دیگر ابعاد زندگی تأثیرگذار باشند، بنابراین با توجه به این تأثیرات بررسی نگرش نسبت به آپارتمان نشینی دارای اهمیت است. روش این تحقیق پیمایشی است؛ داده ها با ابزار پرسشنامه و با استفاده از شیوه نمونه گیری دومرحله ای که درمرحله اول خوشه ای ودرمرحله دوم درداخل خوشه های انتخابی به روش سیتماتیک زنان انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند از ۳۸۴ نفر از زنان متأهل شهر یزد گردآوری شده است. یافته های تحقیق بیانگر آنست که میانگین نگرش زنان شهریزد نسبت به آپارتمان نشینی، از حد متوسط پایین تر است. وزنان آپارتمان نشین در مقایسه با زنان ویلایی نشین، نگرش مثبت تری نسبت به آپارتمان نشینی دارند. همچنین، زنان غیر بومی در مقایسه با زنان بومی، نگرش مثبت تری نسبت به آپارتمان نشینی دارند.واین تفاوت ها ازنظر آماری معنادار است. و زنان شاغل نیز در مقایسه با زنان غیر شاغل نگرش مثبت تری نسبت به آپارتمان نشینی دارند اما این تفاوت ازنظر آماری معنادارنیست. از سویی دیگر، بین متغیرهای سن و بعد خانوار و نگرش نسبت به آپارتمان نشینی رابطه معکوس و معناداری وجود دارد. در حالیکه بین پایگاه اقتصادی- اجتماعی و نگرش نسبت به آپارتمان نشینی رابطه معناداری وجود ندارد.
بررسی ارتباط معنا و هدف زندگی و انگیزش تحصیلی با آمادگی برای بی حوصلگی در دانشجویان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس مطالعات، زمینه های مختلفی می تواند به بروز بی حوصلگی منجر شود. این پژوهش با هدف بررسی ارتباط معنا و هدف در زندگی و انگیزش تحصیلی با آمادگی برای بی حوصلگی در دانشجویان دختر انجام شد. نمونه پژوهش 207 نفر از دانشجویان دختر دانشگاه تبریز در سال تحصیلی 92-1391 بودند که به پرسشنامه معنا و هدف زندگی، انگیزش تحصیلی و آمادگی برای بی حوصلگی فارمر و ساندبرگ (1986) پاسخ دادند. همه آزمودنیها داوطلبانه پرسشنامه ها را تکمیل کردند و برگرداندند. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون تحلیل شد. نتایج نشان داد که معنا و هدف زندگی و انگیزش تحصیلی بیرونی و درونی رابطه معناداری با بی حوصلگی دارد. هم چنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که به ترتیب 38، 44 و 49 درصد بی حوصلگی دانشجویان با متغیرهای پیش بین تبیین می شود. با توجه به این موارد و عوارض متعدد بی حوصلگی (افت تحصیلی، ترک تحصیل، افسردگی، سوء مصرف مواد) لازم است در دانشگاه ها برنامه هایی به منظور پیشگیری از آن اجرا شود.
بررسی عوامل درون خانوادگی مؤثر بر خانه گریزی دختران (مطالعه موردی: دختران خانه گریز و غیر خانه گریز شهر همدان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی عوامل خانوادگی مؤثر بر فرار دختران از خانه پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش، دختران فراری و عادی شهر همدان در سال 1390، و تعداد نمونه 60 نفر متشکل از 30 دختر فراری و 30 دختر غیرفراری بوده که با روش نمونه گیری در دسترس از مرکز بهزیستی شهر همدان بررسی و تحلیل شده است. گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و مصاحبه انجام گرفته است بدین صورت که داده ها از طریق دو پرسشنامه جداگانه در دو مرحله از دختران فراری و غیر فراری تکمیل گردیده است. یافته ها نشان می دهد که عوامل خانوادگی در ایجاد زمینه های فرار دختران از خانه نقش بسزایی ایفا می کند. در این زمینه می توان گفت که دختران فراری از نظر خانوادگی به علت نفاق، ناسازگری، اعتیاد والدین، تشنج در محیط خانوادگی، طرد و تحقیر، کمبود محبت، سبک تربیتی نادرست، از هم گسیختگی خانواده، عدم مراقبت و بی توجهی والدین و سرپرستان نسبت به دختران، ترس از تنبیه و پایگاه اجتماعی نامناسب به فرار از خانه اقدام کرده اند.
بررسی عوامل مؤثر بر توازن کار خانواده در نهادهای آموزشی (مطالعه موردی دانشگاه های دولتی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۲ بهار ۱۳۹۳ شماره ۱
39 - 56
حوزههای تخصصی:
افزایش حضور زنان در محیط های کاری، در سال های اخیر، توازن میان کار و خانواده را به یکی از چالش های پیش روی مدیران معاصر تبدیل کرده است. مقاله حاضر با هدف شناخت عوامل تأثیرگذار بر توازن کار خانواده زنان شاغل در تعدادی از دانشگاه های شهر تهران انجام شده است. نمونه آماری شامل 261 نفر از زنان شاغل در این دانشگاه هاست. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه و برای تحلیل آن ها از آزمون همبستگی و رگرسیون استفاده شده است. متغیرهای پژوهش عبارت اند از حمایت خانوادگی، حمایت سازمانی، انعطاف پذیری کار، منابع فردی، و توازن کار خانواده. به منظور بررسی روابط میان متغیرها چهار فرضیه مطرح شده که تأثیر متغیرهای حمایت خانوادگی، حمایت سازمانی، انعطاف پذیری کاری، و منابع فردی را بر توازن کار خانواده بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که حمایت خانوادگی و منابع فردی بر توازن کار خانواده تأثیر مثبت دارد، ولی حمایت سازمانی و انعطاف پذیری کار بر این متغیر بی تأثیر بوده است. به مدیران پیشنهاد شده که به منظور ترویج فرهنگ حامی کار خانواده و نیز فراهم کردن فرصت های انعطاف زمانی و مکانی در کار تلاش کنند.
نقش اجتماعی زنان در مقایسه با مردان: از نگاه قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۶ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴
445 - 460
حوزههای تخصصی:
از نظر قرآن، زن و مرد از نظر هویت انسانی و بهره های روحی و ایمانی برابرند؛ با وجود این، خداوند در قرآن، به جز یک استثنا، زنان را مورد خطاب قرار نداده است؛ به ویژه در آیات احکام اجتماعی و خانوادگی، جایی که مخاطب مستقیم آیات مردان اند، همواره از زنان با صیغه غایب یاد کرده است. در مقاله حاضر، این مسئله از منظر های وظایف الهی اجتماعی در قرآن تحلیل و با سیره زنان الگو در قرآن و اسلام تطبیق داده شد و در نتیجه روشن شد که خداوند در تقسیم نقش های خانوادگی و اجتماعی، زنان را برای «نقش پنهان» برگزیده، همان گونه که برخی بندگان برگزیده خود را در چنین جایگاهی نهاده است. پنهانیِ نقش انسانی که از جانب خدا مأمور است، نه تنها از ارزش و اثر نقش او نمی کاهد، که در مواردی ارزشمندتر و مؤثرتر است. یادکرد خداوند از زنان در آیات احکام اجتماعی و خانوادگی با ضمیر غایب، برای اشاره به نقش پنهان آنان در این عرصه است. همچنین، با تأکید بر «نقش پنهان» از حقیقت ملکوتی احکام اجتماعی زنان و اثر آن در رساندن زن به کمال انسانی سخن رفته است.
پیش بینی توانمندسازی زنان روستایی با استفاده از الگوی مبتنی بر تحلیل تشخیصی (مطالعه موردی: شهرستان کنگاور)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مطالعه پیش بینی توانمندسازی زنان روستایی شهرستان کنگاور با استفاده از الگوی مبتنی بر تحلیل تشخیصی است. در واقع این مطالعه به خودی خود هدف نیست، بلکه این مطالعه تلاش می کند که عوامل مختلفی را کشف کند که بر توانمندسازی زنان روستایی اثر گذار، و بهترین ایجاد کننده تمایز بین زنان روستایی با توانهای متفاوت است. در این راستا، این مطالعه با استفاده از تحلیل تشخیصی به دنبال یافتن معادله ای است که توانایی دسته بندی زنان روستایی را از نظر توانمندی در سه سطح کم، متوسط و زیاد داشته باشد. این پژوهش کاربردی با روش پیمایشی و از نوع توصیفی همبستگی به بررسی مسئله پرداخته است. با توجه به حجم جامعه آماری (2899N= ) با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای نمونه های مورد مطالعه به شیوه تصادفی و با استفاده از جدول کرجسی و مورگان (339n=) انتخاب شد. نتایج مطالعه نشان داد که متغیرهای پیش بین کنترل بر منابع اقتصادی، قدرت تصمیم گیری در خانواده، تحرک و پویایی و آزادی از تسلط خانواده در طبقه بندی زنان روستایی به سه گروه توانمندی کم، متوسط و زیاد نقش داشت.
بررسی عوامل جامعه شناختی رضایتمندی زنان از خانه داری (نمونه ی موردی شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعات جامعه شناسان نشان می دهد که نقش زن خانه دار پیچیده است، به این معنا که گروهی از زنان آن را ارضاکننده می دانند گروهی دیگر آن را یکنواخت و آزار دهنده ارزیابی می کنند. این مقاله که مبنا بر پژوهش است، میزان رضایت زنان نسبت به خانه داری را ارزیابی می کند. مبنای نظری این پژوهش نظریه ی رضایت ""مازلو"" است که نیازهای انسان را برای هماهنگی با شرایط کار در سه دسته خلاصه می کند: «سطح اول: نیازهای حیاتی و زیستی؛ سطح دوم: نیاز های ارتباطی؛ سطح سوم: نیاز به شکوفا شدن استعدادها» بر این اساس، هرکاری که سطوح بالاتری از نیازها را تامین کند، کارکنان آن دارای رضایت بیش تری هستند. روش تحقیق، کیفی و کمی (پیمایشی) است. حجم نمونه ی نهایی 390 نفر بوده است که 300 نفر آن را زنان خانه دار و 90 نفر دیگر را نیز زنان شاغل تشکیل می دهند. این نمونه ها با استفاده از نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای از مناطق بیست گانه ی شهر تهران انتخاب شده اند. نتایج تحقیق بیانگر آن است که زنان شاغل و خانه دار کار خانه را به کاری واقعی تعریف می کنند و انتظاراتی که از کار دارند این است که اولاً استقلال مالی و امنیت خاطر آنان را حفظ کند که شامل همان نیازهای سطح اول رضایتمندی شغلی است. در مرحله ی بعد کار هم باعث پیوندشان با دیگران شود و آن ها را از انزوا دور نماید و هم نتیجه ی کارشان در اختیار کسی (همسر) قرار گیرد که به او عشق می ورزند که با نیازهای سطح دوم رضایتمندی مطابقت دارد و نهایتاً این که کار، توان و استعداد آن ها را به کار گیرد که همان نیازهای سطح سوم رضایتمندی است.
بررسی حدود اختیارات کشورهای اروپایی در ممنوع کردن حجاب با تکیه بر دکترین صلاحدید دولت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اجرای دکترین صلاحدید دولت ها در اتحادیه اروپا، جهت احترام به حاکمیت دولت ها و نیز در نظر گرفتن منافع ملی آنها و در عین حال، عدم تخطی از مفاد کنوانسیون اروپایی حقوق بشر صورت گرفته است. بر مبنای این نظریه برای دولت ها اختیار و صلاحدیدی در نظر گرفته شده که از طریق آن آزادی عمل و اختیاراتی برای ایشان در تفسیر مفاد کنوانسیون اروپایی فراهم گشته تا آنها را در عین تعهد به اجرای مفاد کنوانسیون در حفظ منافع ضروری شان یاری نماید. نکته حائز اهمیت اینکه با توجه به رویه دیوان اروپایی حقوق بشر در خصوص «حق های بنیادین بشری»، دولت های عضو کنوانسیون اروپایی در جهت تعلیق و یا محدود کردن این حق ها دارای حق به صلاحدید نمی باشند. لذا آنها بالطبع در خصوص حق بر حجاب با توجه به اینکه این حق به عنوان یکی از آثارِ «حق بر آزادی مذهب» محسوب شده و در عرصه حقوق بین الملل بشر به عنوان یکی از حق های بنیادین بشری در نظر گرفته می شود، دارای آزادی عمل و اختیار در جهت محدود نمودن آن نمی باشند، هرچند به نظر می رسد که دیوان اروپایی حقوق بشر بدون توجه به ماهیت این حق و نیز شرایط لازم برای اعمال دکترین صلاحدید از ناحیه دولتها، با اعطاء حق به صلاحدید به دولت ها در جهت محدود نمودن حجاب، در برخورد با این حق دچار تعارض شده است.
بررسی تأثیر نوع و میزان فعالیت زنان روستایی بر سطح حقوق اقتصادی - اجتماعی آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی روانشناختی زنان (مطالعات زنان سابق) دوره دوازدهم زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴ (پیاپی ۴۱)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در پی بررسی رابطه بین نوع و میزان فعالیت های زنان روستایی و بهره مندی آن ها از حقوق اقتصادی- اجتماعی بود. به عبارت دیگر این مقاله به دنبال یافتن تأثیر تقسیم کار جنسی میان زنان و مردان بر میزان نابرابری بین آن ها بود. چارچوب نظری این پژوهش مبتنی بر نظریه های فمینیسم درباره تقسیم کار جنسیّتی است. به این شکل که تقسیم کار جنسی به نوع و میزان فعالیت و نابرابری جنسیّتی به میزان بهره مندی از حقوق اجتماعی-اقتصادی برگردانده شده است. روش تحقیق، پیمایشی بوده و اطلاعات از طریق پرسشنامه گردآوری شد. یافته های پژوهش حاکی از مشارکت قابل توجه زنان روستایی در امور زراعت و باغداری، دامپروری و صنایع دستی است. همچنین، بین میزان فعالیت زنان کشاورز روستایی و میزان بهره مندی از حقوق اجتماعی-اقتصادی شان رابطه منفی معناداری وجود دارد. بین تحصیلات و پایگاه اجتماعی- اقتصادی زنان کشاورز روستایی با میزان بهره مندی از حقوق اجتماعی-اقتصادی شان رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. از طرف دیگر، رابطه معنا داری بین نوع فعالیت های زنان روستایی و سن آن ها با میزان بهره مندی آن ها از حقوق اقتصادی-اجتماعی وجود ندارد. به طور کلی می توان گفت بین تقسیم کار جنسی و میزان بهره مندی از حقوق رابطه معناداری وجود دارد.
رابطه ی باورهای مذهبی و انعطاف پذیری کنشی با خوش بینی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه
منبع:
زن و فرهنگ سال پنجم بهار ۱۳۹۳ شماره ۱۹
47-59
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه ی باورهای مذهبی وانعطاف پذیریکنشی با خوش بینی در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه ی شهرستان دزفول بود. نمونه شامل 300 نفر دانش آموز دختر بود که به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش عبارت بودند از: پرسشنامه ی باورهای مذهبی، پرسشنامه انعطاف پذیری کنشی کانر و دیویدسون (CD- RISC) و پرسشنامه خوش بینی (ASQ) که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. تحقیق حاضر از نوع همبستگی بود .جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش رگرسیون چندگانه استفاده شد. نتایج نشان داد که بین باورهای مذهبی با خوش بینی و انعطاف پذیری کنشی با خوش بینی رابطه ی مثبت معنادار وجود دارد. همچنین، نتیجه تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که باورهای مذهبی و انعطاف پذیری کنشی به ترتیب پیش بینی کننده خوش بینی می باشند.
زن در آیین دادرسی کیفری ایران و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات مهم و مورد توجه جامعه بین المللی، احترام به حقوق زن و مرد و عدم
تبعیض بر اساس جنسیت است. کشورها تلاش کردهاند در وضع قوانین و مقررات داخلی خود تا
آنجا که شرایط و اوضاع واحوال حاکم بر نگر شهای داخلی اجازه م یدهد از رهنمودها و
دستاوردهای جامعه بین الملل استفاده کنند. قانونگذار ایران و فرانسه نیز کم وبیش در این راستا، در
قلمرو حقوق کیفری شکلی بنا به ملاحظات زیستی و جسمانی ویژه بانوان، قوانین و مقررات
متفاوتی را که حاکی از سیاست ویژه افتراقی ارفاق آمیز نسبت به متهمان و مجرمان زن است، وضع
کردهاند. به طور کلی، در آیین دادرسی کیفری ایران و فرانسه، برخی از تفاوتها به نفع زنان و در
مقام حمایت از آنان وضع شده است. درعین حال، در نظام های حقوقی مزبور، خلأ قوانین حمایتی
خاص به ویژه در مرحله تحقیقات پلیسی و نزد مراجع تحقیق، مشهود است.آنچه از موارد خاص
تبعیض جنسیتی در نظام دادرسی ایران در خصوص ادله اثبات دعوا و اجرای احکام کیفری
ملاحظه می شود، از طریق سیاست جنایی تقنینی مدبرانه، تحول د ر رویه قضایی، بهر هگیری ا ز
ظرفیت های موجود در آرای فقها و تصویب مقررات موردی در یکسان سازی و ایجاد تعادل بین
حقوق زنان و مردان درمورد تعیین دیه اقلیت های دینی و مسلمانان و نیز اصلاح قانون بیمه اجباری
مسئولیت مدنی دارندگان وسایل نقلیه موتوری راجع به لزوم پرداخت یکسان دیه قربانیان زن،
ناشی از حوادث وسایل مزبور با مردان، و الغای خصوصیت مصادیق فوق الذکر، قابل رفع است.
بررسی تعارض شغلی/ خانوادگی زنان سرپرست خانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۲ پاییز ۱۳۹۳ شماره ۳
425 - 448
حوزههای تخصصی:
زنان سرپرست خانوار، به منزله یکی از گروه های آسیب پذیر اجتماعی، با مشکلات متعددی در زندگی روبه رو هستند که در این میان، تعارض بین نقش های شغلی و خانوادگی به دلیل ایفای نقش دوگانه (پدر و مادر) یکی از مسائل مهمی است که این گروه از زنان با آن مواجه اند. به همین دلیل، پژوهش حاضر با استفاده از روش گراندد تئوری و مصاحبه عمیق و رودررو، که با 25 نفر از زنان سرپرست خانوار صورت گرفته است، به بررسی مشکلات عمده آنان در این زمینه می پردازد. نتایج به دست آمده بر اساس تحلیل داده ها و مدل پارادایمی حاکی از آن است که اجبار به ایفای هم زمان نقش شوهری (نان آوری) و زنی (مادری) شرایط علّیِ ایجاد تعارض را در زنان سرپرست خانوار فراهم می کند و از جهت دیگر، فقدان حمایت خانوادگی و اجتماعی به منزله شرایط مداخله گر، سهم زیادی در تشدید این تعارض برعهده دارند که در بستر مشکلاتی چون اضافه بار نقش خانوادگی و شغلی بروز می کند. راهبرد زنان سرپرست خانوار در این وضعیت برقراری توازن بین نقش های شغلی و خانوادگی است که به دلیل نبود حمایت های لازم در این زمینه، با تعارض بین نقش ها مواجه می شوند که برای آنان پیامدهای نامطلوبی چون کاهش کیفیت زندگی و تضعیف نقش های خانوادگی را به دنبال دارد.
بررسی تأثیر تحصیلات زنان بر هویت آنان (مطالعه موردی شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر تحصیلات بر تغییرات هویتی زنان پرداخته است. در این تحقیق، تحصیلات زنان به عنوان متغیر مستقل و هویت مدرن و پست مدرن به عنوان متغیرهای وابسته تعیین شده است. روش تحقیق از نوع پیمایشی و ابزار اندازه گیری تحقیق پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری در این تحقیق عبارت است از تمام زنان بالای 15 سال ساکن در شهر تبریز، شیوه نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای، حجم نمونه 350 نفر بوده که از طریق فرمول کوکران براورد شده است. یافته های تحقیق، تأثیر تحصیلات را بر هویت مدرن و پست مدرن در ابعاد مختلف آنها نشان می دهد. بر این اساس، تحصیلات عاملی محدود کننده برای زنان در زندگی خانوادگیشان به شمار نمی رود بلکه با افزایش تحصیلات در عین اینکه فرصت مشارکت و حضور در عرصه های عمومی برای زنان افزایش می یابد، قدرت انتخاب و قدرت کنترل آنها بر زندگیشان زیادتر می شود. تحصیلات برای زنان فرصتهایی را ایجاد می کند که از طریق آن، پلی بین نقشهای حوزه عمومی و خصوصی برقرار سازند و توان خود را در جامعه نشان دهند.
بررسی رابطه ی مهارت های ارتباطی، الگوهای ارتباطی و سبک های حل تعارض با صمیمیمت زناشویی در زنان شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر، بررسی رابطه ی مهارت های ارتباطی، الگوهای ارتباطی و سبک های حل تعارض با صمیمیت زناشویی در زنان شهر اصفهان می باشد. به این منظور از میان کلیه ی زنان متأهل شهر اصفهان در سال 1391، تعداد 200 زن به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند که به پرسشنامه های صمیمیت زوجین اولیاء، مهارت های ارتباطی کوئین دام، الگوهای ارتباطی(CPQ) و سبک های اداره ی تعارض بین فردی(ICMSI) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها، از روش همبستگی استفاده شد.نتایج همبستگی نشان داد که همه ی پنج بعد مهارت های ارتباطی (قاطعیت در کلام، بینش نسبت به فرایند ارتباط، درک پیام، کنترل عواطف، گوش دادن) با صمیمیت زناشویی همبستگی مثبت معنادار دارند. هم چنین همه ی ابعاد الگوهای ارتباطی (سازنده ی متقابل، اجتنابی متقابل و توقع/ کناره گیری) در زنان با صمیمیت زناشویی همبستگی معنادار دارند. بین هر پنج سبک حل تعارض، به جز سبک اجتنابی نیز با صمیمیت زناشویی زنان همبستگی معنادار وجود دارد.
مقایسه بین متغیرهای جمعیت شناختی، فرهنگی و مذهبی زوج های عادی و متقاضی طلاق در شهر تهران در سال 1393(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف محقق از پژوهش حاضر مقایسه متغیرهای جمعیت شناختی، فرهنگی، و مذهبی زوج های عادی و متقاضی طلاق در شهر تهران است و جامعه آماری این پژوهش را زوج های متقاضی طلاق مراجعه کننده به دادگاه خانواده در شهر تهران و زوج های عادی تشکیل می دهند. نمونه اولیه شامل 156 زوج متقاضی طلاق و 164 زوج عادی بود و پس از ریزش 132 زوج متقاضی طلاق و 132 زوج عادی باقی ماندند. پرسش نامه تحقیق شامل دو پرسش نامه (جمعیت شناختی و باورهای مذهبی) بود. در پرسش نامه جمعیت شناختی اطلاعاتی مثل زمان ازدواج، تحصیلات، تفاوت های فرهنگی، و قومیت استفسار شد و شرکت کنندگان در تحقیق آن را تکمیل کردند. پس از تکمیل پرسش نامه ها، داده ها با نرم افزار Spss v15 و با استفاده از آزمون های خی دو (chi-squared) و کوکران تحلیل شد. تحلیل نتایج نشان داد که تفاوت فرهنگی زیاد، تفاوت مذهبی زیاد، سن زیر 25 سال مرد در زمان ازدواج، سن زیر 20 سال زن در زمان ازدواج، میزان آشنایی کم تر از شش ماه زوجین، و اختلاف تحصیلات بیش از دو مقطع زن و مرد در دو گروه زوج های عادی و متقاضی طلاق تفاوت های معنی داری داشتند.
بررسی رابطه سطوح خود متمایز یافتگی و سبک های مقابله با فشار روانی در زنان مطلقه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه سطوح خود متمایز یافتگی و گرایش به انواع سبک های مقابله با فشار روانی در زنان مطلقه انجام شد. پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود و جامعه آماری، کلیه زنان مطلقه شهر تهران بود. تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه خود متمایزسازی (DSI - R) (اسکورن و فراید لندر، 1999) و مقیاس استاندارد سنجش روش های مقابله با فشار روانی بود. داده ها از طریق آمار توصیفی (شاخص های مرکزی و پراکندگی «میانگین و انحراف استاندارد») و آمار استنباطی (آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش گام به گام) تجزیه و تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که بین سطوح خودتمایزیافتگی و سبک های مقابله با فشار روانی رابطه معنی داری وجود دارد. بر اساس داده های به دست آمده از بین سطوح خودمتمایزیافتگی، جایگاه من و خودمتمایزیافتگی (نمره کل) در سطح (01/0 < P) به صورت مثبت با سبک مقابله متمرکز بر حل مسئله رابطه معنی داری دارد. یافته های این پژوهش نقش مهم سطوح خودمتمایزیافتگی در زنان مطلقه و رابطه آن با سبک های مقابله با فشار روانی را نشان داد و مشخص کرد که زنان با سطح خودمتمایزیافتگی بالا به سبک متمرکز بر حل مسئله و زنان با سطح پایین، به سبک متمرکز بر هیجان و اجتنابی گرایش دارند.
سنجش عوامل جمعیتی مؤثر بر مشارکت اقتصادی زنان در منطقه شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۱۲ زمستان ۱۳۹۳ شماره ۴
525 - 544
حوزههای تخصصی:
امروزه، میزان مشارکت زنان در بازار کار به منزله یکی از عوامل توسعه یافتگی جوامع شناخته می شود؛ از این رو، این پژوهش به بررسی عوامل اثرگذار مانند آموزش، وضعیت زناشویی، سن زن، و سرپرست خانوار بودن زن بر احتمال مشارکت زنان در بازار کار می پردازد. بدین منظور، از ریزداده های طرح هزینه درآمد خانوار شهری مرکز آمار ایران در سال 1390 و از مدل پروبیت داده های تابلویی و روش برآورد حداکثر درستنمایی استفاده شده است. براساس نتایج برآورد، انتظار می رود که در مناطق شهری ایران، آموزش در مقاطع پایین تحصیلی (ابتدایی و راهنمایی)، انگیزه ای برای ورود زنان به بازار کار نباشد؛ اما تحصیل در مقاطع بالاتر، به خصوص در دانشگاه، سبب ورود زنان به بازار کار شود. از نظر تأثیر وضعیت زناشویی، مطلقه و مجرد بودن زنان اثر مثبت، ولی بی همسر بودن بر اثر فوت اثر منفی بر احتمال مشارکت زنان در بازار کار دارند. رابطه میان سن و احتمال مشارکت زنان، U وارونه است؛ بدین مفهوم که در سن جوانی احتمال ورود زنان به بازار کار بیش از دوران میانسالی است. سرپرست خانوار بودن زن نیز بر احتمال مشارکت زنان اثر مثبت می گذارد.