فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
91 - 118
حوزههای تخصصی:
با وجود تغییرات گسترده اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی در دهه های اخیر، کار خانگی همچنان به عنوان وظیفه اصلی و هنجار فرهنگی برای بسیاری از زنان، حتی زنان شاغل باقی مانده است. مسئولیت های اجتماعی و خانوادگی این گروه از زنان، تأثیرات عمیقی بر کیفیت زندگی شخصی و حرفه ای، رضایت مندی و سلامت روانی و اجتماعی آنان دارد. در این چارچوب، پژوهش حاضر به شیوه پدیدارشناسانه، تجربه زیسته و روایت زنان شاغل از کار خانگی و نحوه مواجهه آن با دوگانگی نقش و پیامدهای آن را بررسی می کند. بیان نظری موضوع با ارجاع به نظریه نقش های اجتماعی، تعارض نقشی و تحلیل و تفسیر نظریه فمینیستی از نابرابری جنسیتی صورت بندی شد. از نظر روش، این مطالعه با رویکرد کیفی پدیدارشناسی تفسیری و با استفاده از تکنیک مصاحبه عمیق با 15 نفر از زنان شاغل در بخش دولتی و خصوصی شهر مریوان که به شیوه هدفمند و نظری انتخاب شدند، به اجرا درآمد. یافته ها نشان داد «خانه داری به مثابه یک مسئولیت گریزناپذیر» بخشی از هویت اجتماعی دوگانه زنان شاغل تلقی می شود. درنتیجه این موقعیت متضاد آن ها با تجربه «فشار نقش و رنج های دوگانه کاری» مواجه هستند. یافته ها همچنین بیانگر این است که کار خانگی اگرچه به عنوان تکلیف زنانه تحت سیطره «سنت های مردسالارانه» به زنان تحمیل می شود، اما در مقابل اشتغال برای آنان انتخابی آزادانه و به مثابه «ابزاری برای مقاومت» عمل می کند. تغییر در موقعیت زنان مستلزم تحقق برابری جنسیتی از طریق گام های تدریجی به سوی تغییر ساختار و فرهنگ مشارکتی و برابری خواهانه است.
مفهوم سازی کاربردی «مراقبت» در پیشگیری از بحران های خانواده: مروری سیستماتیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف مفهوم سازی کاربردی «مراقبت» در پیشگیری از بحران های خانواده انجام شد. بدیهی است درک عمیق تر این مفهوم، به تعیین دقیق تر قلمرو و مرز رفتارهای مراقبتی در خانواده کمک می کند و به عنوان اهرمی در پیشگیری از بحران های خانواده می تواند سودمند باشد. این مطالعه از نوع مطالعات ثانویه و به روش مرور سیستماتیک ا نجام شد. جامعه آماری پایگاه های اطلاعاتی و مطالعاتی است که از جنبه های متعدد به موضوع مراقبت در بازه ی زمانی 1401-1390 (2010 تا 2023) پرداخته اند. تجزیه و تحلیل داده ها به صورت کیفی انجام و در نهایت 52 مقاله ی دارای معیار ورود به مطالعه (30 مقاله داخلی و 22 مقاله خارجی) بررسی شدند. نتایج، سه گروه مفاهیم اصلی مراقبت را نشان داد که شامل مقوله های بُعد شناختی مراقبت (آگاهی، پذیرش و آمادگی)، بُعد عاطفی (هشیاری عاطفی، همدلی و صمیمیت) و ُبعد رفتاری (رعایت حدود، حضور فعال، حمایت، حفاظت از خطر و خیرخواهی) بود. نتایج نشان داد مراقبت، در سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری، ظرفیت پیشگیری از خطرات و بحران های خانواده را دارد. این مفهوم سازی می تواند به عنوان یک مدل مراقبتی برای خانواده تنظیم شود و مطالعات عمیق تری را به خود اختصاص دهد.
مقایسه شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان در زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر مقایسه شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان در زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست بود. روش پژوهش از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری را کلیه زنان سرپرست خانوار مراجعه کننده به سازمان بهزیستی شهر تبریز در سال 1402 تشکیل دادند. نمونه آماری شامل 100 نفر (50 نفر) از زنان سرپرست خانوار و (50 نفر) زنان غیرسرپرست به منظور مقایسه با گروه هدف، با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و با استفاده از پرسشنامه های شادکامی آکسفورد (1989)، علاقه اجتماعی علیزاده (2020) و بدتنظیمی هیجان گراتس و رومر (2004) مورد آزمون قرار گرفتند. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، از آزمون تحلیل واریانس چندمتغییره (مانوا) و آزمونt مستقل استفاده شد. آزمون فرضیه های پژوهش نشان دادند که بین زنان سرپرست خانوار و غیرسرپرست از منظر شادکامی و مؤلفه های آن (رضایت از زندگی، خلق مثبت، سلامتی، کارآمدی، عزت نفس) (001/0>P)، علاقه اجتماعی و مؤلفه های آن (اهمیت دادن به دیگران، مسئولیت پذیری، شجاعت، پذیرش خود) (001/0>P) و بدتنظیمی هیجان (001/0>P) تفاوت معنی دار وجود دارد. با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که زنان سرپرست خانوار از نظر شادکامی، علاقه اجتماعی و بدتنظیمی هیجان وضعیت بدتری نسبت به زنان غیرسرپرست دارند.
اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان بر استرس ادراک شده و انعطاف پذیری کنشی زنان مبتلا به اختلال وسواس فکری-عملی مبتنی بر عوامل فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
55 - 67
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی درمان متمرکز بر هیجان براسترس ادراک شده و انعطاف پذیری کنشی زنان مبتلا به اختلال وسواس مبتنی بر عوامل فرهنگی بود. جامعه آماری شامل زنان مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اهواز در سال 1403 بود. نمونه پژوهش 50 زن مبتلا به اختلال وسواس فکری -عملی بود. که به روش دردسترس از بین زنان مراجعه کننده به یکی از مراکز مشاوره انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (25 نفر) و کنترل (25 نفر) گمارش شدند. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی واز نوع پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار پژوهش شامل مقیاس استرس ادراک شده کوهن و همکاران(1983) و پرسشنامه انعطاف پذیری کنشی کانر و دیویدسون (2003)، بود. گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای درمان متمرکز بر هیجان را دریافت کردند و گروه کنترل هیچگونه مداخله ای دریافت نکردند. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره و تک متغیره انجام شد. نتایج پژوهش نشان داد که درمان متمرکز بر هیجان بر استرس ادراک شده و انعطاف پذیری کنشی زنان مبتلا به اختلال وسواس مبتنی بر فرهنگ اثربخش است و می تواند به عنوان یک درمان کمکی برای زنان مبتلا به وسواس مبتنی بر عوامل فرهنگی استفاده شود.
مطالعه پدیدارشناسی موانع اشتغال زنان دارای معلولیت شهرستان خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی موانع اشتغال زنان دارای معلولیت در شهرستان خرم آباد است. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و پدیدارشناسی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنان دارای معلولیت شهرستان خرم آباد بوده است. در بخش نمونه گیری، با استفاده از نمونه گیری هدفمند، داده های پژوهش با 28 مصاحبه با زنان دارای معلولیت به اشباع نظری رسید. به منظور جمع آوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شده است، همچنین برای تحلیل یافته ها از نرم افزار مکس کیودی اِی و تحلیل تِماتیک و کدگذاری استفاده شده است. در نهایت یافته های پدیدارشناختی مبتنی بر تجربه زیسته زنان دارای معلولیت شهرستان خرم آباد نشان داد که یازده ریشه و بٌن مایه اساسی به عنوان موانع اشتغال زنان دارای معلولیت این شهرستان وجود دارد که عبارتند از: بٌن مایه های مسائل روانی و فردی، ناکارآمدی سازمانی، آموزش نامناسب، فضاسازی اجتماعی نامناسب، تبعیض و نابرابری، داغ ننگ، اقلیت شدگی و اِنزوای اجتماعی، ناکارآمدی نهاد خانواده، فقدان امنیت اجتماعی، ضعف انجمن های حمایت کننده و فرسایش سرمایه اجتماعی. هر کدام از عوامل یاد شده به صورت مستقیم و غیرمستقیم اشتغال زنان دارای معلولیت را تحت تأثیر قرار داده و زیست زنان دارای معلولیت شهرستان خرم آباد را با چالش اساسی مواجه کرده اند.
اثربخشی آموزش هیجان مدار بر اضطراب مرگ، باورهای فراشناختی و رفتارهای خود آسیب رسان دختران با طرحواره ناسازگار اولیه از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
1 - 13
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر،تعیین اثربخشی آموزش هیجان مدار بر اضطراب مرگ، باورهای فراشناختی و رفتارهای خودآسیب رسان دختران با طرحواره های ناسازگار اولیه از منظرفرهنگی بود. جامعه آماری تمامی دختران 15-25 سال با طرحواره ناسازگار اولیه در شهرستان مهریز سال 1401 بود. نمونه پژوهش 30 نفر از دختران با طرحواره ناسازگار اولیه بود که به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب وبه صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل، هرگروه 15 نفرجایگزین شدند. روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه طرحواره ناسازگار یانگ(2005) ، مقیاس اضطراب مرگ تمپلر(1970)، پرسشنامه باورهای فراشناختی ولز و هاتون(2004) و پرسشنامه رفتارخودآسیب رسان جانسون (1998) بود. گروه آزمایش، آموزش گروهی هیجان مدار را در 9 جلسه 90 دقیقه ای دریافت کرد و گروه کنترل آموزشی را دریافت نکرد. نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش هیجان مدار بر اضطراب مرگ، باورهای فراشناختی و رفتارهای خودآسیب رسان موثر بود. هم چنین آموزش هیجان مدار به دختران با طرحواره ناسازگار اولیه از منظر فرهنگی کمک می کند بتوانند هیجانات را مدیریت کنند و از این طریق باعث کاهش رفتارهای خودآسیب رسان در آن ها شود.
ملاحظات فقهی در باب روش های نوین زیبایی: تعادل میان احکام دینی و کرامت انسانی
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین ساحت های وجودی انسان، کرامت و ارزشمندی اوست؛ انسان دارای دو نوع کرامت ذاتی و اکتسابی است؛ آنچه می تواند زمینه سعادت و رستگاری او را فراهم کند، کرامت اکتسابی و ارزشی است که در پرتو ایمان و اعمال صالح به دست می آید. بی گمان برخورداری زنان از کرامت انسانی، بر مبانی و پایه های مهمی ازجمله بُعد معنوی شخصیت زنان و نقش آنان در انسان سازی، ظرفیت تحصیل علم و دستیابی به کمالات انسانی، برخورداری از نیروی تعقّل و اندیشه و هدف غایی در خلقت آنان استوار است. در این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، این نتایج حاصل شده است که: اگرچه میل به زیبایی و تنوّع طلبی، از جمله امیان فطری در وجود انسان است که در زنان به عنوان یکی از مظاهر زیبایی و جمال به هنگام خلقت قرار داده شده است؛ لیکن چنانچه از این میل در راه صحیح استفاده نشود و موجب توجّه افراطی زنان به مصادیق آرایش های نوپدید و در نهایت تبرّج و خودنمایی شود؛ ازآنجایی که نتیجه ای جز ابتذال شخصیت زن، غفلت از فلسفه آفرینش و بازماندن از سیر تکامل اخلاقی و معنوی به دنبال ندارد، در منافات با کرامت و منزلت جایگاه زن قرار می گیرد که به حکم قاعده عقلی «دفع ضرر احتمالی واجب است»، باید ترک شود.
ساخت و اعتبارسنجی مقیاس خوداثربخشی در انتخاب همسر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موقعیت انتخاب همسر از خطیرترین مراحل زندگی انسان است. پیامدهای خوداثربخشی سازنده یا مخرب افراد در این موقعیت می تواند بر تمام آینده فرد اثرگذار باشد. پژوهش حاضر باهدف ساخت و اعتبارسنجی مقیاس خوداثربخشی در انتخاب همسر به روش غیرآزمایشی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری شامل افراد حاضر در شبکه اجتماعی ایتا بود که باروش نمونه گیری در دسترس تعداد 228 نفر از ایشان انتخاب شدند و به مقیاس های خوداثربخشی در انتخاب همسر و خودکارآمدی در انتخاب همسر پاسخ دادند. برای تعیین اعتبار پرسش نامه از روش آلفای کرونباخ و دونیمه سازی و برای تعیین روایی سازه از روش همبستگی و تحلیل عاملی اکتشافی استفاده شد. داده های به دست آمده به کمک نسخه 24 نرم افزار آماری SPSS، با روش های همبستگی پیرسون، آزمون دونیمه سازی و تحلیل عاملی اکتشافی تجزیه و تحلیل شد. نتایج نشان داد که مقیاس خوداثربخشی در انتخاب همسر، هفت عامل دارد که عبارتند از: خوداثربخشی شناختی، خوداثربخشی ارتباطی، خودتنظیمی هیجانی، تردید در انتخاب، مواجهه جرأت مندانه، انتخاب هدفمند و خودتنظیمی شناختی. آلفای کرونباخ 95/0 نشان دهنده اعتبار مناسب این مقیاس است. براساس یافته های پژوهش می توان گفت که این مقیاس خوداثربخشی در انتخاب همسر، اعتبار و روایی مناسبی دارد و عوامل منسجمی از آن به دست می آید که می توان با کاربرد آن، خوداثربخشی افراد را در ازدواج بررسی و در فعالیت های بالینی، آموزشی و پژوهشی از آن استفاده کرد.
تأثیر احیای صنایع دستی بر توانمندسازی زنان روستایی (مطالعه موردی: روستاهای هدف گردشگری منطقه الموت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
267 - 288
حوزههای تخصصی:
یکی از موضوعات کلیدی مورد بحث برای زنان در کشورهای درحال توسعه، توانمندسازی زنان روستایی و چگونگی افزایش توانمندی و نقش آن ها در توسعه مناطق روستایی است. توجه به نقش زنان و بحث های جنسیتی و شناسایی عوامل و محرک های مؤثر بر توانمندسازی زنان در بسترهای توسعه روستایی می تواند تأثیر بسزایی در فرایندهای توسعه و اتخاذ سیاست های مربوط داشته باشد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر احیای صنایع دستی بر توانمندسازی زنان روستایی در روستاهای منطقه الموت استان قزوین انجام شد. این پژوهش به لحاظ پارادایم کمی، از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش علی-ارتباطی است. جامعه آماری پژوهش تمامی زنان روستایی فعال در حوزه صنایع دستی است و حجم نمونه به روش نمونه گیری تصادفی ۱۰۰ نفر برآورد شد. برای بررسی داده های پژوهش، بعد از تحلیل توصیفی با استفاده از نرم افزار SPSS-22 و PLS-3 و با کمک معادلات ساختاری به بررسی فرضیات پرداخته شد. نتایج رویکرد مدلسازی معادله های ساختاری گویای آن است که احیای صنایع دستی در ابعاد روانی (812/0=β)، اجتماعی (682/0=β) و اقتصادی (321/0=β)، تأثیر مثبت و معناداری بر توانمندی زنان روستایی منطقه مورد مطالعه دارد؛ بنابراین برای افزایش توانمندی زنان روستایی در منطقه مورد مطالعه و سایر مناطق روستایی کشور، لازم است به این عوامل نیز توجه کافی صورت گیرد.
تصاویر زنان و گفتمان هژمونیک رسانه ای در دهه شصت شمسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
335 - 354
حوزههای تخصصی:
دهه 13۶۰ در ایران دوره ای مهم از لحاظ تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است. در این مقاله با استفاده از روش کیفی، نظریه گفتمان فوکو و با الهام از رویکرد نشانه شناسی اجتماعی کرس و ون لیوون، ۱5 تصویر از میان ۴۳۱ تصویر زنان در صفحه اول روزنامه های دهه 13۶۰ تحلیل شدند. هدف پژوهش، بررسی گفتمان های مسلط در بازنمایی زنان و چگونگی تقویت هنجارهای ایدئولوژیک از طریق این تصاویر است. یافته ها نشان می دهد بازنمایی زنان در روزنامه ها فراتر از انعکاس ارزش های غالب، فرایندی فعال برای مدیریت تنش های هویتی، عادی سازی نقش های معین جنسیتی و ساخت و تثبیت سوژه زن مطلوب انقلابی از طریق به کارگیری سازوکارهای بصری و تکنیک های دیداری مشخص است. تصاویر زنان در روزنامه های دهه 13۶۰ ابزاری برای بازتولید گفتمان های مسلط و تقویت ارزش های انقلابی و اسلامی هستند و زنان را به عنوان حامیان پرشور انقلاب و آرمان های آن بازنمایی می کنند. همچنین نقش حمایتی زنان در دوران جنگ تحمیلی برجسته شده است. در کنار این نقش های حمایتی، تصاویری از حضور زنان در عرصه های علمی و مدیریتی نیز دیده شد که نشان دهنده پذیرش نسبی نقش های جدیدتر برای زنان در جامعه انقلابی البته در چارچوب ارزش های اسلامی است. علی رغم اینکه در این تصاویر، زنان در عرصه های گوناگونی حضور فعال دارند، این بازنمایی ها نقش زنان را به انتظارات از پیش تعریف شده اجتماعی و فرهنگی در چارچوب های انقلابی-اسلامی محدود و به تثبیت این گفتمان ها کمک می کند.
تأثیر دگرگونی اقتدار جنسیتی دوره قاجار بر فعالیت ها و فضاهای شهری ایران (با محوریت دارالخلافه تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
235 - 257
حوزههای تخصصی:
متعاقب دگرگونی های فرهنگی میانه دوره قاجار، مرز عاملیت و اقتدار زنان و مردان جابه جا و فعالیت ها و فضاهای شهری دگرگون شد. هدف این پژوهش، بررسی دگرگونی اقتدار جنسیتی دوره قاجار بر فعالیت ها و فضاهای شهری ایران است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، تفسیری-تاریخی و تحلیل سند به صورت اسنادی و کتابخانه ای است: وضعیت اقتدار و عاملیت زنان و مردان قاجاری، از میان منابع معتبر شناسایی شده و فعالیت ها و فضاهای شهری بررسی و مشخص شد کدام یک براساس دگرگونی اقتدار جنسیتی سامان دهی شده اند. در این میان برخی اسناد تاریخی هم وجود داشت که برای دسترسی به حوادث تاریخی و فضاهای شهری قاجار، از تحلیل آن ها استفاده شد. دارالخلافه تهران تمرکز این پژوهش است؛ چرا که روند دگرگونی های اقتدار جنسیتی سریع تر و وسیع تری داشته است. نتایج تحقیق نشان می دهد به واسطه تحولات اجتماعی و فرهنگی عصر قاجار، شهرها که تا پیش از این دوره غالباً جنسیتی مردانه داشتند، دارای فعالیت ها و فضاهای زنانه نیز شدند. حال آنکه سلسله قاجار تغییر نکرده بود. همچنین فعالیت های اجتماعی زودتر از فضاهای شهری، جنسیتی زنانه پیدا کردند. بدین جهت زنان ناگزیر به استفاده از خانه ها برای تحقق برخی فعالیت های خود بودند و اندرونی خانه از عرصه خصوصی به عرصه عمومی تبدیل شد. بررسی فضاهای شهری عصر ناصری در نقشه تهران 1270 شمسی نشان می دهد فعالیت ها و فضاهای بی سابقه نظیر خیابان های نوظهور، میدان های شهری جدید، مدارس دخترانه، مریض خانه، تکیه دولت، خیاط خانه، ایستگاه ماشین دودی، عکاس خانه و کافه در پایتخت احداث شدند که با امکان حضور زنان در آنجا، آنان اقتدار بیشتری در جامعه یافتند.
بررسی مفهوم سوژه، هویت و دیگری در نوشتار زنانه با تکیه بر آرای گرماس ( درخت گلابی، بزرگ بانوی روح من، جایی دیگر از گلی ترقی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
363 - 380
حوزههای تخصصی:
دوره معاصر بیش از هر چیز عصر فردیت است و موضوع هویت و خود در ادبیات داستانی نقش پررنگی دارد. از آنجایی که فرآیند شکل گیری هویت در زنان مسیری متفاوت از مردان در پیش می گیرد، این تفاوت در تولیدات ادبی زنانه مشهود می باشد. در واقع، بررسی نوشتار نویسندگان زن مستلزم در نظرگرفتن هویت جنسی خالق آنها است . الگوی کنشی پیشنهادی گرماس، یکی از شیوه های تحلیل سازه های یک متن روایی است که به تحلیل نقش سوژه و ارتباط شخصیت ها با یکدیگر به عنوان کنشگران داستان می پردازد. کنشگران یک نوشتار زنانه می توانند با ایجاد چالش های هویتی همسو یا ناهمسو، با جامعه به تعامل بپردارند یا علیه آن طغیان کنند. جستار حاضر با مطالعه داستان های کوتاه گلی ترقی به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر آرای گرماس، در پی بررسی نقش کنشگر "سوژه" و مفهوم "هویت ارتباطی" یا "من چند پاره " در حوزه نوشتار زنانه است، بدان معنا که سوژه در راستای رسیدن به هویت از دست رفته خویش به رابطه ای تعاملی با دیگری می پردازند. بنابراین، در نوشتار زنانه، نوع دیگری از فردیت سوژه شکل می گیرد که می توان آن را هویت ارتباطی نامید. این امر به این معناست که زنان همواره در ارتباط با دیگران هویت خود را باز می یابند و «دیگری» نقش مهمی در شکل گیری آن دارد.
بررسی فهم زنان شاغل جنوب تهران از فرزند آوری
حوزههای تخصصی:
کاهش تمایل به فرزندآوری در دهه های اخیر، نگرانی بسیاری از اندیشمندان حوزه های مختلف را در ایران برانگیخته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی درک و نگرش زنان شاغل جنوب تهران نسبت به فرزندآوری انجام شده است. این مطالعه به روش کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی انجام گرفته و از مصاحبه عمیق برای گردآوری داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نگرش زنان شاغل نسبت به فرزندآوری تحت تأثیر تحولات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی اخیر دستخوش تغییرات قابل توجهی شده است. زنان مشارکت کننده در این مطالعه، فرزندآوری را نه به عنوان یک ضرورت سنتی، بلکه امری وابسته به شرایط فردی، اقتصادی، شغلی و سبک زندگی خود می دانند. بسیاری از آنان دغدغه هایی چون ناتوانی در تأمین هزینه های فرزندپروری، دشواری در ایجاد تعادل بین نقش مادری و شغلی و نگرانی از آینده فرزندان را از دلایل اصلی کاهش تمایل به فرزندآوری عنوان کردند. در مجموع، نتایج این تحقیق حاکی از آن است که فهم جدید زنان شاغل از مفهوم مادری و باروری، آنان را به سمت انتخاب آگاهانه تر و گاه اجتناب از فرزندآوری سوق داده است. این تحول نگرشی می تواند یکی از عوامل مؤثر در کاهش نرخ باروری در مناطق شهری، به ویژه در میان زنان شاغل، تلقی شود.
تدوین مدل مفهومی غنی سازی روابط همسران با تأکید بر تأمین نیازهای روان شناختی براساس منتخب احادیث کتاب بحارالانوار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت روابط همسران در خانواده از اثرگذارترین عوامل سلامت و تعالی فرد و جامعه است. پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل مفهومی غنی سازی روابط همسران با تأکید بر تأمین نیازهای روان شناختی با تأکید بر منابع اسلامی انجام شده است. بدین منظور مجلداتی از کتاب بحارالانوار که به طور مبسوط به بیان روایات مرتبط با روابط بین فردی و به طور خاص به روابط همسران اختصاص دارد و در هر باب، آیات مرتبط با موضوع پژوهش حاضر را نیز شامل می شود انتخاب شد. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و کمی-کیفی تجزیه و تحلیل شده است. در پایان و پس از روایی سنجی نتایج به دست آمده، ۳ مؤلفه زمینه ساز سلبی، ۱5 مؤلفه زمینه ساز ایجابی، 3 مؤلفه هسته ای و 7 مؤلفه پیامدی در مورد غنی سازی روابط همسران به تأیید کارشناسان رسید که مبتنی بر آن مدل مفهومی غنی سازی روابط همسران با تأکید بر تأمین نیازهای روان شناختی و براساس روایات کتاب بحارالانوار طراحی شد.
تجربه زیسته زنان زندانی در یزد؛ مواجهه با انگ، انزوا و چالش های بازاجتماعی شدن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
289 - 312
حوزههای تخصصی:
با افزایش میزان زندانی شدن زنان در سال های اخیر، مطالعه تجربه زیسته آنان به عنوان موضوعی اساسی در حوزه جرم شناسی و جامعه شناسی مطرح شده است. این پژوهش با رویکردی کیفی و روش نظریه زمینه ای به دنبال درک تجربه زیسته زنان زندانی است. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه های نیمه عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شده است. نمونه مورد بررسی ۲۱ زن زندانی گروه سنی 19-65 سال هستند. نمونه حاضر از میان زنان زندانی شهر یزد به صورت هدفمند و دردسترس انتخاب شدند و داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد زیست در چرخه انحراف ساختاری به منزله پدیده اصلی حضور یافته است. این پدیده تحت تأثیر عواملی مانند خرده فرهنگ بزه آفرین، بحران عاطفی و انحراف ثانویه در زنان و نیز با مداخله شرایطی مانند حاشیه نشینی اقتصادی و فرهنگی، کودکی سرکوب شده و پاره ای عوامل زمینه ای مانند عواطف مخاطره آمیز، انسداد مهارتی و فقر قابلیتی به ورود زنان به فضای بزه و جرم و زیستن در چرخه انحراف ساختاری منجر می شود. مطابق نتایج، زنان زندانی پیامدهای انزوا تدافعی، فرسایش روانی و هویت تعلیقی را به دوش کشیده اند و درنهایت کنش زنان زندانی در مقابل مشکلات، به صورت بازآفرینی هویت، احیای معنوی و پالایش روانی رخ داده است.
سازوکار اعمال قدرت زنان متاهل شهر کابل در زندگی خانوادگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فصلنامه فرهنگی - تربیتی زنان و خانواده سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۰
117 - 148
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی تجارب و استراتژی های اعمال قدرت زنان متاهل شهر کابل در زندگی خانوادگی، پرداخته است. در این راستا، پژوهش حاضر به روش کیفی و با استفاده از مصاحبه عمیق و مقوله بندی مفهومی در قالب تحلیل تماتیک، انجام شد. جمعیت آماری پژوهش را 20 تن از زنان متاهل، شاغل و دارای تحصیلات دانشگاهی تشکیل می دهند. نمونه گیری به صورت هدفمند صورت گرفت بدین صورت که ابتدا کسانی که بیشترین اطلاعات را در راستای اهداف پژوهش دارند، انتخاب شدند، سپس بر اساس روش نمونه گیری نظری، تا رسیدن به اشباع نظری (دستیابی به اطلاعات تکراری) ادامه یافت. یافته ها نشان می دهد که استراتژی های بکار گرفته شده توسط زنان در محورهای زنانگی، محور همسری، محور شغلی و محور مادری به ترتیب عبارتند از؛ سیاست های زندگی پشت درهای بسته، نمایش لحظه به لحظه رخداد های زندگی، مبارزه جانانه جهت همیاری، سایه بزرگان فامیل بر امر قانونی، رهایی بدن، آمادگی ماندن، غلبه پیشرفت حرفه ای بر سایر نقش ها، شکایت علیه سو استفاده های نادرست، الگوسازی مادری مطلوب و مادری به تعویق افتاده می توان نام برد و نهایتا پیامدهایی همچون: مفاهمه جهت تصمیم گیری، سردی عاطفی در تکاپوی آرامش، پی بردن به ارزش وجودی، تنبیه از مجازات، به رسمیت شناختن تصویر ساخت شکنانه از سایر مادران و مصایب مادر نشدن را برایشان بدنبال داشته است.
بررسی و تحلیل کهن الگوی مادر مثالی در اشعار سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 20
حوزههای تخصصی:
یونگ، روان پزشک سوئیسی، در روان شناسی تحلیلی خود کهن الگوهای بسیاری را مطرح کرده است که می توانند معیارها و ملاک های مفیدی در سنجش، بررسی و تحلیل آثار ادبی در نقد روان شناختی باشند. تمرکز یونگ بر روی کهن الگوها بوده است. یکی از مهم ترین و حیاتی ترین این کهن الگوها، کهن الگوی «مادر مثالی» است که تصویری ذهنی و جهان شمول در شخصیت و فردیّت بشر است و به دو صورت مثبت و منفی جلوه می کند. سیمین بهبهانی از جمله شاعران معاصر ادبیات فارسی است که نمودهای مادر مثالی در اشعار او بازتاب داشته است. پژوهش حاضر که به روش تحلیلی-توصیفی و مبتنی بر جزئیات مد نظر یونگ انجام گرفته است، به دنبال کشف نمودهای کهن الگویی مادر مثالی در مفاهیم و سازه های شعری سیمین بهبهانی و شناسایی نمودهای مثبت و منفی آن با نگرش نقد اسطوره ای-روان شناختی است. نتایج پژوهش نشان از بازتاب 60 درصدی نمود مثبت و 40 درصدی نمود منفی مادر مثالی در شعر سیمین بهبهانی دارد؛ به گونه ای که در شکل مثبت به ترتیب بسامد، همذات پنداری با گیاهان، مادر زمینی، زایش و پرورش، شوق و شفقت، فصل بهار، آفتاب و وطن بیشترین نمود را دارند و در بعد منفی بیشترین بسامد مربوط به فصل های منفی (تابستان، پاییز و زمستان)، مرگ اندیشی، شب، مرداب، زمین سترون و شهر است.
مرد بودن یا نبودن، مسأله این است روایت های زنانه از چشمه افسونِ هزارافسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
343 - 361
حوزههای تخصصی:
در هزارویک شب فقط شهرزاد برای رهایی از چنگال مرگ قصه سرایی نمی کند که «کنیزک» نیز به ریسمان قصه چنگ می زند تا از کام مرگ برهد. او در رقابت با هفت وزیر، قصه هایی را در باب نیرنگ بازی مردان حکایت می کند که قصه «چشمه افسون» یکی از آن هاست. این قصه گرچه از زبان کنیزک و در دفاع از زنان گفته می شود، در آن «زن بودن» بدترین مصیبت خانمان براندازی است که ممکن است گریبان گیر مردی شود. از این رو منتقدان فمینیست مصری در کتاب قالت الراویه؛ حکایات من وجهه نظر المرأه من وحی نصوص شعبیه عربیه بر آن انگشت گذاشته و کوشیده اند از دیدگاهی زن محور به بازآفرینی اش دست زنند. «حکایت فهد در دنیای زنان» ثمره این تلاش است. برای خوانش این روایت زنانه از دو رویکرد بهره گرفته شد: رویکرد ساختارگرای تزوتان تودوروف و تحلیل فمینیستی. این انتخاب دو دلیل دارد: نخست آنکه تحلیل زنانه نگر نشان می دهد چرا قصه یادشده زن ستیز است و به بازنویسی زنانه نیاز دارد. همچنین روشن می کند منتقدان فمینیست در روایت نوآفریده خود چگونه از «چشمه افسون» سویه های زن ستیزانه را زدوده اند. دوم آنکه در بررسی ساختاری روایت در پی پاسخ به این پرسشیم که چنین قرائتی آیا می تواند در دریافت سویه های ضد زن یک متن یا فهم نگاه زنانه در متن دیگر گره گشا باشد؟ کاربست بوطیقای تودوروف در لایه نحوی آن نشان می دهد هر دو روایت، روایت هزارویک شب و بازگفت زنانه، ساختاری همسان دارند که در چارچوب الگوی تودوروف می گنجد، ولی این رهیافت از آشکارساختن و ارزیابی آن لایه های متن که برای منتقدان فمینیست اهمیت دارد ناتوان است.
حجاب استایل پدیده ای در جهت تکریم زنان یا تزیین آنها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حجاب استایل به عنوان یک پدیده فرهنگی رو به رشد در جوامع معاصر در میان زنان مسلمان، دامنه گسترده ای از پرسش ها را برانگیخته و موجب بحث های فرهنگی، اجتماعی و دینی شده است. هدف این پژوهش بررسی دو دیدگاه متمایز درباره ی این مفهوم است: آیا حجاب استایل به عنوان ابزاری برای تکریم زنان عمل می کند یا به مثابه ی ابزاری برای جلوه گری و تزئین آن ها در نظر گرفته می شود؟ به این منظور ابتدا به مفهوم شناسی حجاب استایل پرداخته، سپس مروری کوتاه بر حجاب در اقوام و فرهنگ و ادیان گذشته می کنیم. به علاوه دو دیدگاه متمایز درباره ی حجاب به عنوان ابزار تکریم یا تزیین زنان را بررسی کرده، سپس به جنبه های اجتماعی و فرهنگی حجاب استایل اشاره می کنیم. در ادامه به تأثیرات مصرف گرایی و تجاری سازی بر تلقی از حجاب و عفاف می پردازیم. درک چگونگی تأثیر حجاب استایل بر هویت شخصی و اجتماعی زنان مسلمان موضوع دیگری است که در این مقاله مورد توجه قرار می گیرد. در پایان، با تأکید بر روش هایی که به حفظ تکریم زنان در پرتو حجاب کمک می کنند، راهکارهایی برای جلوگیری از تحریف مقصود والای حجاب و عفاف ارائه خواهد شد. کلیدواژه ها: حجاب استایل، تکریم در برابر تزیین، زنان مسلمان، مصرف گرایی و تجاری سازی، عفاف و حجاب.
تحلیل ساختاری سبک زندگی الکترونیکی زنان و تأثیر آن بر پذیرش تبلیغات و قصد خرید اینترنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
63 - 89
حوزههای تخصصی:
امروزه گسترش اینترنت با سبک زندگی الکترونیکی همراه است. شناختن سبک و الگوی زندگی افراد در ارائه خدمات مناسب به بخش های مختلف آن ها از ضروریات است؛ بنابراین به نظر می رسد متناسب با تحولات فناورانه و استفاده از فنآوری های نوین، سبک زندگی الکترونیکی افراد ابزاری برای بازاریابی و طراحی خدمات مبتنی بر فناوری اطلاعات و ارتباطات باشد. هدف از این مطالعه بررسی تأثیر سبک زندگی الکترونیکی بر پذیرش تبلیغات و تمایل به خرید آنلاین در بین بانوان شهر اهواز است. براین اساس، این مطالعه از نظر ماهیت و هدف، یک پژوهش کاربردی و برحسب نحوه گردآوری داده ها از نوع پژوهش های توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری کلیه زنان شهروند اهوازی دارای تجربه خرید اینترنتی هستند که به روش نمونه گیری غیرتصادفی دردسترس، 384 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب و بررسی شدند. گردآوری داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد دارای روایی و پایایی انجام گرفت که با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار SmartPLS تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل داده ها نشان داد سبک های زندگی الکترونیکی (به جز سبک زندگی معاشرت طلب و سبک اضطرارمحور) بر قصد خرید اینترنتی تأثیر معناداری دارد. همچنین تأثیر سبک زندگی الکترونیکی بر پذیرش تبلیغات، و پذیرش تبلیغات بر قصد خرید اینترنتی به طور معنادار تأیید شد. علی رغم این، نقش میانجی پذیرش تبلیغات در تأثیر سبک زندگی الکترونیکی بر تمایل به خرید اینترنتی مثبت ولی غیرمعنادار شد و مورد تأیید قرار نگرفت.