فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۸۱ تا ۴۰۰ مورد از کل ۶٬۶۳۰ مورد.
منبع:
فصلنامه فرهنگی - تربیتی زنان و خانواده سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶۶
207 - 225
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نوع اثراتی است که نوجوانان دختر از افراد شاخص در تکوین هویت شان می پذیرند. روش پژوهش، کیفی از نوع پدیدارشناسی تفسیری بود. جمعیت مورد مطالعه، 11 نفر از دختران نوجوان 12 تا 14 ساله شهرستان تالش استان گیلان در سه ماهه تابستان 1401 بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا سر حد اشباع اطلاعات، انتخاب و در مطالعه شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. پس از ضبط هر مصاحبه، محتوای استخراج شده به صورت واژه به واژه بر روی کاغذ پیاده سازی شد. کدگذاری داده ها، هم زمان با جمع آوری داده ها ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از روش ون مانن (2016) در 6 مرحله انجام شد. مجموعاً از تعداد 11 مصاحبه، 221 کد اولیه، 57 مفهوم اولیه، 13 مضمون فرعی و 2 مضمون اصلی به دست آمد. مضامین اصلی شامل «پیامدهای مثبت اثرپذیری» با مضامین فرعی «تقویت گشودگی؛ تقویت جرات ورزی و سرسختی؛ تقویت علاقه اجتماعی؛ توجه به جسم و سلامتی؛ تقویت امیدواری و نشاط؛ تقویت مهارت های ارتباطی و هیجانی؛ و تقویت باورهای ایرانی–اسلامی» و «پیامدهای منفی اثرپذیری» شامل «تضعیف و سرگردانی هویت؛ مُدگرایی؛ اختلاف نظر با خانواده؛ توجه افراطی به ظاهر و تصویر بدنی؛ افراط در خیال پردازی؛ و اعتیاد به فضای مجازی و افت تحصیلی» بود. نتایج نشان داد که با توجه به افزایش رو به رشد فضای مجازی و شبکه های اجتماعی، فرهنگ گرایش به افراد شاخص یکی از منابع هویت بخش نوجوانان محسوب می شود.
سنخ شناسی زنان کارآفرین اجتماعی برمبنای صورتبندی نظام ارزش های شخصی؛ مورد مطالعه: زنان کارآفرین اجتماعی شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«کارآفرینی اجتماعی» مفهومی بین رشته ای است که در رشته های مدیریت، اقتصاد، روان شناسی و جامعه شناسی مطرح شده و می تواند راهکار مناسبی برای حل مسائل اجتماعی و محرکی برای تغییرات اجتماعی و توسعه اقتصادی باشد. این نوع از کارآفرینان، نقش کلیدی در پیشبرد کارآفرینی اجتماعی دارند، ولی داده های کافی در مورد ارزش های شخصی آنها به ویژه در ایران موجود نیست. این پژوهش با به کارگیری رویکرد کیفی و تحلیل محتوایی مضامین مصاحبه های نیمه ساخت یافته با 17 کارآفرین زن، موضوع سنخ شناسی زنان کارآفرین اجتماعی تهران برمبنای صورتبندی نظام ارزش های شخصی را مورد واکاوی قرار داده است. بر همین اساس، یافته ها بیانگر این هستند که مهم ترین ارزش های زنان کارآفرین اجتماعی توجه به دیگران، ارتقا سطح زندگی دیگری، حفظ محیط زیست، خودرهبری، تمایل به تغییر، محافظه کاری و قدرت طلبی می باشد. این ارزش ها تناقض های موجود بین ارزش های فرد گرایانه و جمع گرایانه در این زنان را نشان می دهند. ارزش های فردگرایی و جمع گرایی در زنان کارآفرین اجتماعی نسبی می باشند و به تکوین خودآگاهی، اعتمادبه نفس، هدفمندی و عاملیت آگاهانه آنها کمک می کنند. بر اساس این ارزش ها، چهار سنخ از زنان کارآفرین اجتماعی محافظه کار، اقدام پژوه، معنابنیان، و کاسب شرافتمند قابل شناسایی است. این سنخ بندی چارچوبی برای درک محرک های انگیزشی و اخلاقی که زیربنای فعالیت های زنان کارآفرین اجتماعی است، فراهم می کند.
پدرسالاری روبه زوال و برخاستن زنانگی؛ تحلیل گفتمان فیلم برادران لیلا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
357 - 375
حوزههای تخصصی:
گفتمان های قدرت و نقش آن ها در مسائل اجتماعی موضوعی است که اخیراً در رسانه ها مورد توجه قرار گرفته و به اشکال مختلف بازنمایی می شود. این پژوهش نیز به بررسی گفتمان پدرسالاری و نحوه بازنمایی آن در فیلم برادران لیلا می پردازد. فیلم برادران لیلا تازه ترین فیلم سعید روستایی است که در آن گفتمان پدرسالاری و نقش زنان در ایستادگی مقابل آن بازنمایی شده است. این مطالعه با روش کیفی و تحلیل انتقادی گفتمان در پنج سطح «سطح سطح»، «عمق سطح»، «سطح عمق»، «عمق عمق» و «عمیق تر» صورت گرفته است. در سطح سطح، دیالوگ ها، صحنه ها و تمامی عناصر زبانی مرتبط با موضوع انتخاب می شود و در سطوح بعدی، غنی تر و انتزاعی تر می شود. در بخش عمق عمق، این عناصر زبانی در ارتباط با پرکتیس های گفتمانی قرار گرفته و گفتمان پنهان فیلم، مورد واکاوی قرار گرفته است. و درنهایت در سطح عمیق تر، گفتمان پژوهش با عناصر بین گفتمانی مفصل بندی می شود. یافته های پژوهش حاکی از این است که فیلم برآیند دو گفتمان عمده است که عبارت اند از: پدرسالاری روبه زوال (آرزومندی کم ارزش پدری، اصلاح گری محافظه کارانه، ته نشست های پدرسالاری) و برخاستن زنانگی (آگاهی زنانه، قدرت محتضر). فیلم برادران لیلا نشان می دهد که در جامعه امروزی آنچه شاهد آن هستیم یک پدرسالاری رو به اتمام و شروع یک گفتمان زنانه است. پدرسالاری بازنمایی شده در این فیلم یک پدرسالاری روبه زوال، همزمان با ورود زنان به عرصه های مختلف است.
تدوین بسته آموزش سلامت جنسی و اثربخشی آن بر عملکرد جنسی زوجین شاغل تازه ازدواج کرده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تدوین بسته آموزش سلامت جنسی و اثربخشی آن بر عملکرد جنسی زوجین شاغل تازه ازدواج کرده در سال 1402-1401 بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل زوجین تازه ازدواج کرده دانشگاه علوم پزشکی شهر کرمانشاه بود. جهت انتخاب نمونه آماری به روش نمونه گیری هدفمند، 40 نفر از زوجین تازه ازدواج کرده دانشگاه علوم پزشکی شهر کرمانشاه جهت استخراج مولفه های سلامت جنسی و برای بررسی تاثیر متغیر مستقل (رویکرد بسته آموزشی تدوین شده 10 زوج و برای گروه گواه نیز 10 زوج) انتخاب شدند و به صورت تصادفی در گروه-های آزمایش و گواه قرار گرفتند. لازم به ذکر است گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 40 دقیقه ای آموزش سلامت جنسی را دریافت کردند. آزمودنی ها در هر دو گروه، قبل از مداخله و بعد از گذشتن دو هفته از آموزش سلامت جنسی به پرسشنامه های عملکرد جنسی زنان و عملکرد جنسی مردان پاسخ دادند. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد مداخله آموزش سلامت جنسی بر عملکرد جنسی زوجین تازه ازدواج کرده تاثیر معناداری داشته است(001/0=P). بنابراین می توان نتیجه گرفت بسته آموزش سلامت جنسی می تواند در مشاوره های پیش از ازدواج و مشاوره خانواده مورد توجه روانشناسان و مشاوران جهت غنی سازی زندگی زوجین مورد استفاده قرار گیرد .
بررسی رابطه سبک های عشق ورزی و سبک های دلبستگی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزش و پرورش شهر تهران
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی رابطه سبک های عشق ورزی و سبک های دل بستگی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزش وپرورش شهر تهران بود. روش این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان متأهل که در آموزش وپرورش شهر تهران در سال 1403 مشغول به کار می باشند را تشکیل دادند. روش نمونه گیری خوشه ای و تصادفی در دسترس بود. افراد نمونه پرسشنامه های نگرش به عشق (سبک های عشق ورزی) (هندریک و هندریک، 1986)، پرسشنامه دل بستگی کولینز و رید (1990) و پرسشنامه سازگاری (اسپانیر، 1976) را تکمیل نمودند. برای بررسی ارتباط بین متغیرهای پژوهش از روش همبستگی پیرسون و به منظور بررسی چگونگی این ارتباط از روش رگرسیون چند متغیره در آخرین ورژن نرم افزاری SPSS-28 تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین سبک های دل بستگی با سازگاری زناشویی و همچنین بین سبک های عشق ورزی با سازگاری زناشویی زنان متأهل شاغل در آموزش وپرورش شهر تهران همبستگی معناداری وجود دارد. طبق یافته های پژوهش، بین سبک های عشق ورزی اروس، استروگ، پراگما، آگاپه با سازگاری زناشویی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و بین سبک های عشق ورزی لودوس و مانیا با سازگاری زناشویی رابطه منفی و معناداری وجود دارد. با توجه به سطح معناداری، سبک های عشق ورزی اروس با ضریب تأثیر (284/0)، لودوس با ضریب تأثیر (14/0-)، استروگ با ضریب تأثیر (29/0)، پراگما با ضریب تأثیر (12/0)، مانیا با ضریب تأثیر (14/0-) و سبک دل بستگی ایمن با ضریب تأثیر (09/0) می توانند سازگاری زناشویی را پیش بینی کنند، ولی سبک عشق ورزی آگاپه و سبک های دل بستگی اجتنابی و اضطرابی قادر به پیش بینی سازگاری زناشویی نمی باشند.
مدل یابی خشونت خانگی بر اساس عوامل استرس زا و راهبردهای مقابله ای با نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان در زنان قربانی همسرآزاری از منظر فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روان شناسی فرهنگی زن سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۶۰
51 - 69
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مدل یابی خشونت خانگی براساس عوامل استرس زا و راهبردهای مقابله ای با نقش میانجی دشواری تنظیم هیجان در زنان قربانی همسرآزاری از منظر فرهنگی بود. جامعه آماری پژوهش، تمامی زنان قربانی همسرآزاری در بازه زمانی بهمن ماه و اسفند ماه 1402بود که به بهزیستی و اورژانس اجتماعی شهر کرمان مراجعه کرده بودند. نمونه پژوهش 241 نفر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. ابزار اندازه گیری شامل پرسشنامه خشونت خانگی علیه زنان حاج یحیی(1999)، مقیاس استرس کودرون(2002)، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای اندلر وپارکر(1990) و پرسشنامه دشواری تنظیم هیجان گراتز و رومر(2004) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزارSPSS-27 و PLS-4 انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد، استرس ناشی از شخصیت و استرس ناشی از زندگی به طور مستقیم و غیر مستقیم با میانجی گری دشواری تنظیم هیجان بر خشونت خانگی اثر مثبت معنی داری دارد. و راهبرد های مقابله ای به طور غیر مستقیم با نقش واسطه ای دشواری تنظیم هیجان بر خشونت خانگی اثر مثبت معنی داری دارد p<0/05)). بنابراین می توان گزارش کرد عوامل استرس زا و راهبردهای مقابله ای به واسطه دشواری تنظیم هیجان، از عوامل اثرگذار بر خشونت خانگی زنان قربانی همسرآزاری می باشد. هم چنین عناصر فرهنگ ی می تواند همسرآزاری را بر علیه زنان در خانواده افزایش یا کاهش دهد.
بررسی جامعه شناختی تعاملات خشونت زا میان زنان و مردان در روابط خانوادگی
حوزههای تخصصی:
خشونت یا تنش، در روابط خانوادگی یکی از مسائل مهم اجتماعی است که از زوایای گوناگون مورد بررسی قرار می گیرد. در این میان، تجربه مردان از تنش های خانوادگی و نقش زنان در این تعارضات کمتر مورد توجه پژوهشی قرار گرفته است، به ویژه در بافت فرهنگی ایران که الگوهای سنتی نقش های جنسیتی بر روابط خانوادگی تأثیرگذار هستند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ابعاد مختلف رابطه بین طلاق عاطفی و تنش های خانوادگی میان زنان و مردان متأهل ساکن تهران انجام شده است. این تحقیق از نوع پیمایشی-همبستگی بوده و به بررسی ارتباط میان طلاق عاطفی و تجربه مردان از تعارضات خانوادگی پرداخته است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه مردان متأهل شهر تهران در سال ۱۳۹۹ می باشد که با استفاده از فرمول کوکران، ۳۷۲ نفر از آنان به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان می دهد که میان برخی متغیرهای فردی، مانند سطح تحصیلات و نوع شغل، با میزان تجربه مردان از تنش های خانوادگی رابطه معناداری وجود دارد، در حالی که این ارتباط در متغیر درآمد مشاهده نشد. همچنین، ضریب همبستگی چندگانه (R=0.757) نشان دهنده رابطه قوی بین متغیرهای مستقل و میزان تنش های خانوادگی است. ضریب تعیین تعدیل شده (564/0) نیز حاکی از آن است که بیش از ۵۰ درصد تغییرات متغیر وابسته (میزان تجربه تنش های خانوادگی) توسط متغیرهای مستقل ازجمله طلاق احساسی، طلاق شناختی، طلاق رفتاری و پایگاه اقتصادی-اجتماعی فرد و همسر تبیین می شود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که تعارضات خانوادگی پدیده ای چندبعدی است که تحت تأثیر ویژگی های فردی و روابط متقابل میان زنان و مردان قرار دارد. ازاین رو، سیاست گذاری های آگاهانه در حوزه حقوق خانواده باید به گونه ای باشد که به درک بهتر نقش های دوطرفه در این تعارضات کمک کند. همچنین، افزایش آگاهی عمومی درباره ابعاد مختلف این پدیده و کاهش موانع اجتماعی برای طرح و حل مسائل مرتبط می تواند به بهبود تعاملات خانوادگی و کاهش پیامدهای منفی آن کمک کند.
دانش عامیانه و نقش زنان در توسعه پایدار روستایی
حوزههای تخصصی:
دانش عامیانه و همچنین زنان در جوامع روستایی، می توانند به عنوان یک محرک عمل کرده و نقش بسزائی در رسیدن به توسعه پایدار داشته باشند یا بر عکس این جریان را به تأخیر بیندازد؟ در پژوهش حاضرکه یک «مقاله گزارشی کوتاه» به منظور بررسی و تبیین نقش زنان و دانش عامیانه در توسعه پایدار روستایی، وضعیت اقتصادی، اشتغال و محصولات کشاورزی سی روستای استان خراسان جنوبی با بهره مندی از نظریه ی تقسیم کار اجتماعی دورکیم –با نگاهی متفاوت در تقابل با اصول مکتب نوسازی در بیان موانع توسعه-، مورد بررسی قرار گرفته است. رویکرد این تحقیق کیفی، روش گردآوری اطلاعات در آن، اسنادی و همچنین تکنیک مورد استفاده، تحلیل محتوا می باشد. مطالعات انجام شده در روستاهای این استان از رابطه ی معنادار بین دانش عامیانه و توسعه پایدار روستایی و همچنین اهمیت نقش زنان، خبر می دهد. در نتیجه تقسیم بندی جوامع در تئوری دورکیم، سِیرِ حرکت جوامع را نشان می دهد و نه لزوماً عقب ماندگی جوامع ابتدایی به معنای مانعی در جهت رسیدن به هر نوع توسعه.
وضعیت شناسی نظریه تحول خانواده، گامی به سوی تحول خداسوی خانواده(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
یکی از پایه های مفهومی در مطالعات خانواده، نظریه تحول خانواده است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی نظریه تحول خانواده و ارائه دسته بندی از دیدگاه های گوناگون، ارزیابی رویکردهای موجود و سرانجام، حرکت به سمت تحول خداسوی خانواده است. روش پژوهش «فراترکیب» و رویکرد آن «تحلیل انتقادی» بوده و گردآوری داده ها با استفاده از جستجوی کلیدواژه ای در پایگاه های داخلی و خارجی صورت گرفته است. براین اساس، پس از بررسی 585 مقاله، 66 مقاله وارد فرایند پژوهش شدند. بر طبق یافته های پژوهش ، نظریه تحول خانواده را می توان به دو رویکرد کلاسیک و دینامیک در دو برهه زمانی چهل ساله تقسیم نمود. در ذیل رویکرد کلاسیک، هفت مرحله دووال و چرخه زندگی مک گلدریک و در ذیل رویکرد دینامیک نظریه گذار، مدل سیستماتیک و نظریه چندبعدی، مطالعه و مقایسه شدند. پس از آن، در بخش نتیجه گیری ، با بررسی انتقادی اختصاصی رویکرد کلاسیک در سطح روبنایی، هفت انتقاد، شامل شبهه جهان شمولی، تمرکز بر تک نسل، کم توجهی به تنوع ساختاری، پراکندگی و ناهمگرایی، سردرگمی در سطوح تحلیل، مشکلات روش شناختی و تصور وجود رابطه علی بین انجام تکالیف و گذر از مراحل مطرح می شود. همچنین بررسی انتقادی اختصاصی رویکرد داینامیک در سطح روبنایی، شامل چهار انتقاد کارکردزدایی، ساختارزدایی، جنسیت زدایی و ارزش زدایی شده است. پس از آن با بیان انتقادات اشتراکی نظریه تحول خانواده در سطح زیربنایی در چهار حوزه معرفت شناختی، انسان شناختی، هستی شناختی و ارزش شناختی، لایه های زیرین نظریه تحول خانواده به چالش کشیده می شود. درنهایت، با استفاده از تعریف خانواده و مؤلفه های تحولی آن در دیدگاه چندبعدی معنوی، گامی در جهت حرکت به سوی تحول خداسوی خانواده برداشته شد.
رهیافت جنسیتی به جایگاه «عقل» و «جمال» در کلام امام علی (ع)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
آموزه های قرآن به همراه احادیث اهل بیت ((ع))، دو رکن اساسی و مهم دین اسلام را تشکیل می دهند. قرآن، کلام پروردگار و مصون از هرگونه تحریف است، اما روایات بر اثر عوامل مختلف، دستخوش تغییراتی شده اند که این امر، ضرورت ارزیابی و پالایش آنها را دوچندان می نماید. مسئله اصلی پژوهش حاضر، بررسی حدیث «عُقُولُ النِّسَاءِ فِی جَمَالِهِنَّ وَ جَمَالُ الرِّجَالِ فِی عُقُولِهِمْ» به عنوان سخنی منقول از امام علی(ع) در جوامع روایی است که خِرد زن را وابسته به زیبایی وی و زیبایی مرد را در گرو خِرد او معرفی نموده است. تبیین چرایی و علت این تقابل و نیز پیامد برداشت های ناصحیحی که ممکن است از روایت فوق صورت پذیرد، بر اهمیت بررسی و اعتبارسنجی آن می افزاید. نوشتار پیش رو به روش توصیفی- تحلیلی و با هدف پرده برداری از مراد اصلی گوینده کلام نگارش یافته است. یافته های پژوهش نشان می دهد سند این روایت، به دلیل حضور راوی مجهول، ضعیف و همچنین به دلیل وجود طریقی واحد در نقل آن (تفرّد) غیرقابل اعتماد است. محتوای روایت نیز می تواند اشاره به طرز فکری از نگاه عموم مردم؛ یا تفاوت های طبیعی در خلقت زن و مرد و تمایلات هر کدام؛ و یا غلبه خارجی در صدر اسلام به دلیل کم توجهی به امر تعلیم وتربیت زنان داشته باشد. همچنین باید گفت تفاوت ادراکی زن و مرد در عقل «نظری» است (نه عقل «عملی») که تاثیری بر سعادت یا کمالات انسانی نخواهد داشت؛ و واژه جمال نیز به طور مطلق بر هرگونه زیبایی ظاهری و باطنی (نه فقط «زیبارویی») دلالت دارد. نتیجه آنکه، سخن امام(ع) در مقام ارزش گذاری یکی بر دیگری نیست؛ بلکه درصدد گزارش از یک واقعیت تکوینی در کیفیت خلقت زن و مرد بوده و ناظر به حالات طبیعیِ انسانی بیان شده است.
تجربه زیسته بیوگی: مطالعه ای پدیدارشناختی در میان زنان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، فهم معنا و نحوه توصیف بیوگی از دیدگاه زنانی است که این پدیده را بر اثر فوت همسر تجربه کرده اند. از پدیدارشناسی برای اجرای پژوهش استفاده شد. داده ها از طریق مصاحبه با 5 زن بیوه در شهر یزد گردآوری شد. یافته های تحقیق نشان می دهد زنان بیوه در ابتدا با فشارها و تنش های روانی عمیقی دست وپنجه نرم می کنند و چه بسا در نقش مادری نیز حضور داشته باشند و فشارها و مسئولیت های فرزندشان نیز برعهده آنان باشد؛ لذا بیو گی به یک باره آن ها را دچار شوک روانی می کند. در کنار تنش و آسیب های روانی، زنان بیوه مورد آماج فشارهای هنجاری و آسیب هایی وارده از طرف جامعه و اطرافیان قرار می گیرند. همچنین، این زنان بعد از فوت همسر در شرایط واماندگی اقتصادی قرار می گیرند. البته، تجربه بیوگی برای این زنان تنها آسیب و تنش به همراه نداشته، بلکه موجب رشد آنها نیز شده و خیلی از آنها را از وابستگی و ضعیف بودن نجات داده است. به نحوی که مضمون پختگی در بحران به عنوان تجربه زیسته مشترک در صحبت تک تک آنها بازنمایی می شود.
A Reproductive Rights: A Critical Study in International Human Rights Documents(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Human procreation and its various features are among the most important topics worldwide. One of the areas of this analysis deals with international human rights documents because these documents show international trends in reproductive rights. Therefore, this paper aims to prepare a venue to understand the definition, nature or entity, scope and content, right - holder and duty bearer, and the obligations of duty-bearers regarding others’ reproductive rights in international human rights organizations. The findings indicated there is no specific and agreed definition of reproductive rights in these human rights documents. The theories (Hohfeld’s theory about a right, the Will - Choice Theory, and the Benefit - Interest Theory) cannot justify the nature of reproductive rights well. There are many epistemological challenges regarding the content and the scope of these reproductive rights and related states’ obligations in those treaties, which made the realization of these reproductive rights difficult or even impossible.
واکاوی رضایت بانوان از آمیخته بازاریابی محصولات مد و لباس اسلامی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
در دنیای رقابتی امروز، مشتری مداری به ویژه در صنایع تخصصی مانند پوشاک اسلامی، به یک ضرورت استراتژیک برای کسب وکارها تبدیل شده است. با توجه به نقش کلیدی بانوان به عنوان یکی از گروه های اصلی مصرف کننده در این صنعت، رضایت آن ها از عوامل مهم موفقیت و تداوم کسب وکارها به شمار می رود. مسئله اصلی این پژوهش بررسی و تحلیل میزان رضایت بانوان از آمیخته بازاریابی در محصولات مد و لباس اسلامی است. این پژوهش کاربردی و توصیفی-پیمایشی است که با روش کمی و تحلیل معادلات ساختاری در نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام شده است. جامعه آماری، بانوان استان قم بوده و 190 نفر به عنوان نمونه انتخاب شده اند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه محقق ساخته است. یافته های پژوهشی نشان می دهد که آمیخته های محصول و ترفیع تأثیر مثبت و معناداری بر رضایت بانوان دارند، درحالی که قیمت و توزیع تأثیر قابل توجهی بر رضایت آنها نداشته است. درنتیجه بر اساس یافته ها، توجه به ویژگی های محصول، مانند کیفیت، طراحی، تنوع و همچنین اجرای راهبردهای تبلیغاتی مؤثر، می تواند به بهبود تجربه مشتری و افزایش رضایت آنان منجر شود. در مقابل، عواملی همچون قیمت و توزیع تأثیر چشمگیری بر رضایت بانوان نداشته اند، که می تواند نشان دهنده اهمیت بیشتر سایر مؤلفه های ارزش افزا در صنعت پوشاک اسلامی باشد. از این رو، تمرکز بیشتر بر توسعه محصولات و ترفیع مناسب، به همراه بررسی عمیق تر نقش قیمت و توزیع، می تواند به کسب وکارها کمک کند تا راهبردهای بازاریابی خود را بهینه سازی کرده و رضایت بیشتری در بین مشتریان هدف خود ایجاد کنند.
قرائت جماعت گرایانه از سلطه جنسیتی در اندیشه جان استوارت میل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن و جامعه سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۰)
45 - 59
حوزههای تخصصی:
هدف: سلطه، انحصارطلبی و اِعمال قدرت منجر به نابرابری و بی عدالتی می شود و با استثمار و به حاشیه راندن فردِ ستم دیده، تبعاتی برای خودِ فرد و جامعه به همراه دارد. هدف از این نوشتار، پرداختن به موضوع سلطه به عنوان یکی از موانع رشد و پیشرفت زنان و مشارکت آن ها در توسعه و سیاست است. روش: به عنوان یک مطالعه کیفی، این مقاله از الگوی هرمنوتیکی کوئنتین اسکینر استفاده می کند. اسکینر انگیزه و نیت مؤلف و هم چنین، زمینه های اجتماعی وی را مدنظر دارد و رویکردهای متن محور را بی اعتبار می داند. در این پژوهش چهار اندیشمند جماعت گرا (مایکل والزر، السدیر مک اینتایر، چارلز تیلور و مارتا نوسباوم) انتخاب شدند و با تأسی به آراء والزر، دیدگاه آن ها در مقابل دیدگاه جان استوارت میل(1873-1806)، فیلسوف لیبرال- فایده گرای قرن نوزدهم و فمینیست پیشرو قرار گرفت. به نظر والزر سلطه همواره به میانجی مجموعه ای از مواهب اجتماعی از قبیل اصل و نسب، ملک و املاک، سرمایه، تحصیلات، فیض الهی و قدرت دولتی به وجود می آید. در این پژوهش تلاش شده است که طبق توصیه اسکینر در مورد تفسیر و تسّری باورهای خاص، نظریه والزر به سایر اندیشمندان جماعت گرا تسرّی داده شود زیرا زمینه فکری آن ها تقریباً یکسان است و سپس در مقابل رویکرد لیبرالی جان استوارت میل قرار داده شود که قوانین و نهادها را در سلطه زنان دخیل می داند. هم چنین، با کمک روش دیالکتیک هگل، تضاد میان این دو اندیشه به صورت جدولی ترسیم و ارائه شده است.یافته ها: امکان تسری دادن نظر والزر به سایر جماعت گرایان به جز مارتا نوسباوم فراهم شد. نوسباوم خوانش متفاوتی از ارسطو دارد و سیاست ها و حقوق قانونی خاص و امکانات و ابزارهایی را برای توسعه توانایی های زنان جهت حذف سلطه توصیه می کند، لذا به نظر جان استوارت میل که چاره حذف سلطه را اصلاحات در قوانین و نهادها می داند نزدیک است. نتیجه گیری: برخورداری از مواهب اجتماعی در اعمال سلطه مؤثر است. لذا فردیت عاطفه گرا بدون در اختیار داشتن ابزارهای سلطه و مواهب اجتماعی نمی تواند سلطه جویی کند. دیگر این که اگر باور داشته باشیم که سلطه در هر صورت در طبیعت بشر وجود دارد، چگونه می توان انتظار داشت که فردی به رغم دارا بودن مواهب اجتماعی در موقعیت ساختاری مناسب، با وسوسه سلطه ورزیدن مبارزه کند؟ نکته آخر، برخی از مشکلات زنان به موقعیت آن ها و ساختارهای ریشه داری باز می گردد که به سادگی با تغییر قوانین و اصلاح نهادها برطرف نمی شود، اما این به این معنا نیست که قوانین و ساختارها اثرگذار نیستند. بنابراین، دارا بودن مواهب اجتماعی به همراه قوانین و نهادهای حمایت کننده می توانند در وضعیت زنان و توانمندی آنان تأثیر بگذارند.
الگوی راهبردهای شبکه های ماهواره ای فارسی زبان، برای تغییر نظام هنجاری جامعه ایران در مسئله حجاب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات زن و خانواده دوره ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۳۲)
82 - 111
حوزههای تخصصی:
حوادث و تنش های اجتماعی و سیاسی اواخر شهریور سال 1401، نشان از تغییر هنجاری در مسئله حجاب در جامعه ایرانی داشت. یکی از کانون های عمده در این تغییر هنجاری، نقش و کارکرد منفی و موثری است که رسانه های فارسی زبان دولت های متخاصم با جمهوری اسلامی و اپوزسیون آن در این موضوع انجام داده اند. شناخت راهبردهای عملیات رسانه ای این شبکه ها، به مسئولان حوزه فرهنگ و رسانه و پژوهشگران این عرصه کمک خواهد کرد تا بتوانند در سیاست گذاری ها بر اساس دانش صحیحی از نحوه کنش این رسانه ها طراحی های لازم را صورت دهند. در این راستا پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی ذیل ادبیات بازنمایی، به بررسی محتوای چهار شبکه اصلی ماهواره ای پرداخته است. نتایج این تحقیق شامل چهارده محور فرعی: عادی سازی بی حجابی در برابر نامحرم، برجسته سازی رویدادهای ضد فرهنگی، عرفی سازی حجاب از امر شرعی به امر اجتماعی سکولار، هنجارزدایی از هنجارهای فرهنگی و اخلاقی جامعه فراتر از حجاب، رشد میزان برهنگی محتوای تصویری، بهره از چهره های مشهور هنری و ورزشی، استفاده از ظرفیت شعر و موسیقی، قرار دادن حجاب در برابر پیشرفت حرفه ای بانوان، راه اندازی کمپین های مجازی و رسانه ای، هزینه سازی اجتماعی برای افراد محجبه، گسترش مناسبت ها و آیین های فرهنگی غرب، استفاده از ظرفیت ایرانیان خارج از کشور، استفاده از ظرفیت احساسات، مشابهت سازی گفتمانی بین جمهوری اسلامی ایران با گروههای ضد زن در هنجار حجاب و یک محور اصلی بود که نشان می دهد این رسانه ها برای تغییر هنجاری در حجاب اسلامی از چهارده راهبرد اصلی استفاده کرده اند. این راهبردها، تغییر نظام هنجاری حجاب را به عنوان هدف مشترک تعقیب کرده اند.
تحلیل مفهوم جنسیت در نمایشنامه «خشکسالی و دروغ» با استفاده از رویکرد تاریخی-گفتمانی روث وداک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
567 - 584
حوزههای تخصصی:
آثار هنری، بخشی اساسی از فرهنگ یک جامعه و منعکس کننده وضعیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن جامعه هستند. پژوهش پیش رو به تحلیل گفتمان انتقادی نمایشنامه خشکسالی و دروغ نوشته محمد یعقوبی می پردازد تا مطالعه کند که مفهوم جنسیت در این متن زبانی در قالب چه گفتمان هایی تولید یا بازتولید می شود. یعقوبی از نمایشنامه نویسانی است که در بیشتر آثارش، مضمون روابط میان زن و مرد در محیط خانواده و نقش های جنسیتی، برجسته است. برای نیل به هدف پژوهش، نظریه های مربوط به جنسیت از بعد زیست شناختی، فرهنگی و گفتمانی مطرح شده اند و در بخش روش تحقیق، رویکرد تاریخی-گفتمانی روث وداک که پس زمینه های تاریخی-اجتماعی متون را برای تحلیل درنظر می گیرد، انتخاب شده است. بهره گیری از افق تاریخی-اجتماعی دهه هشتاد و تحلیل متن نمایشنامه با استفاده از راهبرد های پنج گانه وداک و بررسی مضامین کلیدی مندرج در آن نشان می دهد در نمایشنامه خشکسالی و دروغ، تعریف جنسیت و نقش های جنسیتی در وضعیتی میان گفتمان سنتی رسمی مسلط و گفتمان مدرن (به عنوان گفتمان رقیب) که امکان بروز آن در دهه هشتاد فراهم شد، تولید می شود. همچنین نویسنده متن به خوبی توانسته موقعیت جامعه در حال گذار به سمت مدرنیته ایران در دهه هشتاد و پیامدها و تحولات ایجادشده به سبب آن در عرصه خصوصی خانواده و روابط زناشویی را در خصایص شخصیت هایش بازنمایی کند.
فسخ نکاح و آثار آن بر حیات اجتماعی زنان با عنایت به نگاه مذاهب خمسه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی زنان سال ۲۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱۰۳
31-50
حوزههای تخصصی:
در مذاهب خمسه فسخ نکاح به موجب عیوب معین، یکی از حقوق تعریف شده برای تفریق میان زوجین است. این موضوع به جهت ویژگی های خود بر حیات اجتماعی زنان تأثیراتی دارد که در میان نظرات فقهای مذاهب به صورت مجزا مورد بررسی قرار نگرفته است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی نشان می دهد که حق فسخ به واسطه برخی عیوب و توسعه حق فسخ به واسطه بیماری هایی نوین دارای مناط عقلی است. قاعده عسر و حرج و قواعد عام لاضرر و استصحاب، حق فسخ نکاح بعد از عقد را هموار می کند. فرضیه آن است که این رویه می تواند منجر به رسمیت شناختن حیات اجتماعی مستقل تری برای زنان براساس قانون مدنی گردد. در یک فرضیه رقیب ممکن است به دنبال این تفسیر، حق فسخ نکاح به صورت چشمگیری کاهش یابد و زمینه تأثیر آن بر نقش اجتماعی زنان در جامعه کمرنگ تر گردد.
عوامل تأخیر در سن ازدواج با رویکرد فراترکیب(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
مسئله اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل تأخیر در سن ازدواج بود که با روش فراترکیب انجام شد. برای گردآوری داده ها، از روش کتابخانه ای استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، تمام نشریات علمی- پژوهشی معتبر داخلی مرتبط با موضوع از سال 1380 تا 1402 ش بود. برای انجام پژوهش، پس از طراحی سؤالات تحقیق، از پایگاه های معتبر، جست وجویی نظام مند بر اساس کلیدواژه هایی نظیر ازدواج دیررس، ازدواج دیرهنگام و سن ازدواج صورت گرفت. از میان 139 پژوهش، 69 پژوهش، انتخاب شدند و مورد تجزیه وتحلیل و کدگذاری قرار گرفتند. کدهای محوری و انتخابی بر اساس نظر کارشناسان، مورد بررسی و روایی سنجی چندمرحله ای و بازنگری قرار گرفت. نتایج حاصل، در 87 کد باز، 22 کد محوری و 5 کد انتخابی طبقه بندی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد: الف) کدهای انتخابی فردی، اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی، به ترتیب مهم ترین عوامل تأخیر در ازدواج هستند؛ ب) همچنین عوامل فردی با ده عامل محوری، دارای بیشترین فراوانی و عاملیت است؛ ج) عوامل اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی نیز هرکدام با سه عامل محوری، در رتبه دوم تا پنجم اهمیت و عاملیت قرار دارند؛ د) از میان 87 عامل مرتبط با ازدواج دیرهنگام، به ترتیب فراوانی، پنج عامل پرتکرار، شامل ادامه تحصیل دختران، بیکاری پسران، نگرانی شغلی پسران، مشکلات اقتصادی دختران و مشکلات اقتصادی پسران، دارای اهمیت و عاملیت بیشتری هستند؛ ه) عوامل استخراج شده می تواند توسط دستگاه های سیاست گذاری کشور و خانواده ها مورد توجه قرار گیرد. نتایج این فراترکیب نشان می دهد که برای بررسی عوامل تأخیر در ازدواج، باید همزمان به عوامل فردی، اقتصادی، خانوادگی، اجتماعی و فرهنگی توجه گردد؛ هرچند که مهم ترین عامل، مربوط به عوامل فردی است.
صورت بندی بعد اجتماعی مفهوم جنسیت در نظام حکمت صدرایی با تأکید بر نظریه انسان مکتسب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
803 - 821
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تبیین و صورت بندی بعد اجتماعی مفهوم جنسیت براساس نظریه «انسان مکتسَب» در حکمت متعالیه با روش اکتشافی و تحلیلی است. آنچه در آثار فلاسفه اسلامی در مسئله جنسیت مشاهده می شود، تنها بحث از ذکورت و انوثت است که به تفاوت های دو جنس اشاره دارد. تعریف مفهوم جنسیت مبتنی بر نظام فلسفی، نیازمند قواعدی است که بتواند عنصر تغییر و تأثیر اجتماع در هویت انسان را توضیح دهد. مبانی و اصول نظریه «انسان مکتسب» در حکمت متعالیه حاوی ظرفیت های تبیینی در این خصوص است. طبق اصل اختیار و حرکت جوهری اشتدادی، به علاوه اصل اتحاد علم و عالم و اتحاد عمل و عامل، هر آنچه انسان از نظر و عمل به آن اقدام می کند ابعاد مختلف هویتی او از جمله هویت جنسیتی او را می سازد یا در تشکیل آن نقش دارد. رفتارشناسی در حکمت متعالیه نیز مؤید آن است که هر رفتار جنسیتی نخست آنکه ابعاد اکتسابی دارد، دوم آنکه هویت جنسیتی زن و مرد را شکل می دهد. درنهایت، طبق اصول حکمت متعالیه، گرچه عنصر اکتساب، هویت جنسیتی را تعریف می کند، اما این تعریف از نظر ارزش گذاری خنثی نیست. همچنین حدود این تغییرات نیز در چارچوب فطرت و طبیعت است و فراتر از آن وارد عرصه ناهنجاری ها می شود.
تجربه زیسته مادران دارای فرزند با ناتوانی های ذهنی- حرکتی (مقدمه ای بر چالش های روان شناختی مواد 53 و 56 قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در توسعه و سیاست دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
89 - 113
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر به دلیل کاهش نرخ فرزندآوری، در نظام سیاست گذاری تلاش هایی شده است که از آن جمله می توان به طرح جوانی جمعیت و حمایت از خانواده، مصوب اسفند 1399 اشاره کرد. در موادی از این طرح به تحدید غربالگری اشاره شده که هدف از انجام دادن این پژوهش شناسایی ملاحظات فردی- اجتماعی حذف غربالگری مادران باردار پیش از تولد فرزند است. روش پژوهش کیفی و رویکرد آن پدیدارشناسی است. پاسخگویان به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند و داده ها با مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مادرانی که فرزند معلول و کم توان دارند و برای کلاس های گفتاردرمانی و کاردرمانی به مرکز توان بخشی مراجعه کرده اند، جمع آوری شده است. داده های حاصل از مصاحبه ها به روش تحلیل هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شده اند. طبق پژوهش انجام یافته، داده ها در دو گروه فردی و اجتماعی دسته بندی شدند. مسائل فردی شامل مشکلات آموزشی، کمبود اطلاعات و ناآگاهی، احساسات و عواطف و مسائل ارتباطی است. بخش اجتماعی شامل مسائل برچسب اجتماعی و حمایت های اجتماعی است که هرکدام شامل زیرمجموعه هایی است. می توان نتیجه گرفت که حضور فرزند بیمار در خانواده تأثیرات زیادی در همه ابعاد زندگی اعضای خانواده و به خصوص مادر دارد. امید است نتایج این تحقیق بتواند در راستای کاهش نگرانی های عمومی مؤثر واقع شود؛ به گونه ای که سیاست های مربوط به افزایش جمعیت موفق تر عمل کند و چالش های روانی– اجتماعی غربالگری مادران باردار پیش از تولد فرزند را بهتر پاسخ دهد تا درنهایت تلاش های انجام یافته در افزایش جمعیت سالم نمود یابد و قانون گذاری صحیح در راستای منافع ملت و دولت انجام گیرد.