فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۳٬۱۱۹ مورد.
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۳۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲۳
107 - 134
حوزههای تخصصی:
چکیده گسترده مقدمه و اهداف: در حوزه روش شناسی تحقیق، مدل های متعددی برای هدایت پژوهشگران در طراحی و اجرای مطالعات علمی توسعه یافته اند. یکی از مدل های شناخته شده، مدل پیاز پژوهش ساندرز است که مراحل مختلف فرآیند تحقیق را به صورت لایه های پیاز توصیف و به محققان کمک می کند تا با در نظر گرفتن ابعاد مختلف تحقیق، از جمله فلسفه، رویکرد و استراتژی ها، پژوهش های خود را به صورت نظام مند پیش ببرند. باوجوداین، در سال های اخیر، این چهارچوب با توجه به تحولات روش شناختی و انتقادات واردشده، نیاز به توسعه و بازنگری داشته است. با توجه به پیچیدگی فزاینده محیط پژوهش و ظهور روش های جدید، این پژوهش با استفاده از روش مرور دامنه ای، مطالعات انجام شده در این حوزه را بررسی کرده و مدلی جدید تحت عنوان «مدل تار عنکبوتی پژوهش» پیشنهاد داده است که با بهره گیری از پیوستار «ذهنی تا عینی» در روش شناسی تحقیق، به پژوهشگران امکان می دهد تا با توجه به ماهیت مطالعه خود، مناسب ترین روش ها را انتخاب و در صورت لزوم، از ترکیب مدل های مختلف بهره برداری کنند. این مدل از سه لایه اصلی تشکیل شده است: لایه عینی، لایه ذهنی و لایه ذهنی-عینی. لایه عینی بر داده های عینی، قابل اندازه گیری و کمّی تأکید دارد و از روش های علمی دقیق و سیستماتیک برای تحلیل داده ها استفاده می کند. لایه ذهنی به ابعاد ذهنی و تفسیری تحقیق پرداخته و به پژوهشگر کمک می کند تا به جای تمرکز صرف بر داده های عینی، به تجربیات ذهنی افراد نیز اهمیت دهد. لایه ذهنی-عینی، ترکیبی از دو رویکرد ذهنی و عینی در پژوهش استفاده می کند. روش: در این پژوهش از روش مرور دامنه ای یا سریع، پیرامون مفاهیم کلیدی روش و مدل های تحقیق، به منظور یافتن منابع اصلی و انواع شواهد، مطابق با مراحل پنجگانه ارائه شده توسط آرکسی و اومالی، پایگاه های علمی و استنادی داخلی و موتورهای جستجوی علمی گوگل اسکالر و ساینس دایرکت، در بازه زمانی دو دهه اخیر (2024-2004) مورد بررسی قرار گرفت و با استفاده از کلیدواژه های مرتبط با سؤالات تحقیق، مطالعات مروری و پراستناد و همچنین با استفاده از عملگرهای بولین[1] یا ترکیبی و به کارگیری «جستجوی پس رونده»، بررسی فهرست منابع مقالات مرتبط انجام شد و در هر مرحله، از نمودار PRISMA-ScR 9 (برنامه توسعه یافته پریزما برای مرور دامنه ای) استفاده شد. در فرایند بررسی و مطالعه دقیق انبوه مقالات یافته شده، صرفاً مقالاتی که به پاسخ سؤالات تحقیق می پرداختند، مورد بررسی بیشتر قرار گرفت و سایر مقالات غیرمرتبط حذف شد. سرانجام به منظور ثبت و طبقه بندی نتایج، تعداد مطالعات گزینش شده در سه دسته مقالات کیفی، کمّی و آمیخته تقسیم بندی شدند و مطابق با مراحل مرور سیستماتیک پریزما اصلاح یافته و سرانجام 25 مطالعه جهت انجام تحقیق ثبت و طبقه بندی شد. نتایج: با توجه به نقاط ضعف پیاز پژوهش ساندرز، این پژوهش در پی آن است تا با ارائه مدل پیشنهادی تار عنکبوتی ضعف های پیازپژوهش را مرتفع نموده و ضمن بازطراحی، آن را توسعه دهد. مدل تار عنکبوتی پیشنهادی، سه لایه را به عنوان مبنای چهارچوب مدل قرار داده است که به ترتیب از داخلی ترین لایه به خارجی ترین لایه (از هسته به پوسته های خارجی)، لایه 1: لایه عینی؛ لایه2: لایه عینی – ذهنی؛ لایه3: لایه ذهنی می باشد. 1. لایه عینی بر داده های عینی، قابل اندازه گیری و کمّی تأکید دارد. در این لایه، محقق از روش های علمی دقیق و سیستماتیک برای جمع آوری و تحلیل داده ها استفاده می کند تا به دقت و عینیت در نتایج تحقیق، امکان تعمیم پذیری یافته ها به جامعه بزرگ تر بپردازد. این لایه به پژوهشگر کمک می کند تا نتایجی قابل اعتماد و عینی ارائه دهد که برای تصمیم گیری های علمی و عملی مفید است. 2. لایه ذهنی، به ابعاد ذهنی و تفسیری تحقیق مربوط می شود. در این لایه، محقق به دنبال درک عمیق تر از پدیده ها از طریق تجربیات، باورها، و دیدگاه های افراد می باشد. استفاده از این لایه به پژوهشگر کمک می کند تا به جای تمرکز صرف بر داده های عینی، به تجربیات ذهنی افراد نیز اهمیت دهد. این لایه به ویژه در تحقیقات علوم اجتماعی و انسانی مورد توجه قرار دارد. 3. در لایه ذهنی- عینی (ترکیبی)، که ترکیبی از دو لایه ذهنی و عینی است، به محقق اجازه می دهد تا از مزایای هر دو رویکرد بهره برداری کند. استفاده از این لایه به بهبود روش تحقیق کمک می کند؛ زیرا بین عمق و دقت تعادل را ایجاد کرده و به محقق امکان می دهد تا از روش های ترکیبی استفاده کند و به درک جامع تری از پدیده ها منجر می شود؛ به ویژه در مسائل پیچیده ای که نیاز به تحلیل چندبعدی و تلفیق دیدگاه های مختلف دارند. بحث و نتیجه گیری: مدل پیاز پژوهش ساندرز به عنوان یک چهارچوب روش شناختی جامع، در ادبیات پژوهش مورد استقبال گسترده ای قرار گرفته است. این مدل به پژوهشگران کمک می کند تا تصمیمات منسجمی در مورد فلسفه، رویکرد، استراتژی، روش ها و تکنیک های پژوهش اتخاذ کنند. باوجوداین، این مدل با محدودیت هایی نیز مواجه است که نیاز به توسعه و تکمیل دارد. پژوهش حاضر، با توجه به پیچیدگی ها و تنوع موجود در پژوهش های علمی، با ارائه مدل پیشنهادی تار عنکبوتی و الگوی تکاملی باکاربست مدل پیاز پژوهش، استفاده از مدلی متنوع و ترکیبی را ارائه کرده است که می تواند به بهبود کیفیت و دقت نتایج منجر شود. این مدل با انعطاف پذیری بیشتر و استفاده از سه لایه ذهنی، عینی، ذهنی- عینی می تواند برای طیف وسیعی از پژوهش ها استفاده شود. این مدل پیشنهادی، به پژوهشگران کمک می کند با توجه به ماهیت مطالعه خود، مناسب ترین روش ها را انتخاب و در صورت لزوم، از ترکیب مدل های مختلف بهره برداری کنند. با وجود تلاش برای پوشش جامع پیشنهادات مطرح شده در مطالعات، پژوهش حاضر با محدودیت هایی مانند پیچیده بودن برای پژوهشگران تازه کار به دلیل ساختار لایه ای و ترکیبی، نیاز به آموزش و آشنایی کامل با مفاهیم روش شناسی ترکیبی و میان رشته ای برای استفاده مؤثر از این مدل و همچنین زمان بر بودن اجرای این مدل به دلیل نیاز به تحلیل های عمیق و چندلایه همراه می باشد. در پایان برای غلبه بر چالش ها و تکمیل شکاف های موجود، پژوهشگران آینده می توانند بر موضوعاتی مانند بررسی امکان تطبیق مدل تارعنکبوتی با حوزه های پژوهشی نوظهور مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین و علوم داده، بهبود و یکپارچه سازی این روش ها برای حل مسائل پیچیده دنیای واقعی و افزایش اعتبار و کاربردپذیری با تطبیق و بهبود مداوم استراتژی های پژوهشی تمرکز کنند تا از ترکیب مدل تارعنکبوتی با سایر مدل های روش شناسی برای دستیابی به نتایج دقیق تر و جامع تر استفاده نمایند. تعارض منافع: در این مقاله تعارض منافع وجود ندارد. [1] . Boolean Operator
شناسایی چالش های بهره برداری از اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه در صنایع منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست علم و فناوری سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
37 - 50
حوزههای تخصصی:
یکی از ابزارهای حمایتی از پروژه های تحقیق و توسعه که اخیراً به سبد ابزارهای حمایتی بوم سازگان علم و نوآوری کشور اضافه گردیده است، برنامه اعتبار مالیاتی تحقیق و توسعه، موضوع بند «ب» ماده 11 قانون جهش تولید دانش بنیان است. با توجه به گذشت بیش از دو سال از برنامه یاد شده لازم است که پیاده سازی برنامه یاد شده در صنایع مختلف مورد بررسی قرار گیرد. در این مقاله با استفاده از روش کیفی تحلیل مضمون، چالش های بهره برداری از برنامه اعتبار مالیاتی در پنج صنعت منتخب (فناوری اطلاعات و ارتباطات، دارو و فراورده های تشخیص و درمان، مواد شیمیایی، تجهیزات و ماشین آلات سنگین و برق و الکترونیک) در قالب پنج مضمون یکپارچه ساز اختصاصی (عدم پوشش کامل هزینه های نیروی انسانی، هزینه های غیرمستقیم، هزینه تجهیزات، تحقیق و توسعه محور نبودن و انعطاف ناپذیری فرایند ارزیابی هزینه کرد) و سه مضمون یکپارچه ساز مشترک (عدم اعتماد به سازمان امور مالیاتی، کاربرپسند نبودن سامانه اعتبار مالیاتی و عدم وجود ساز و کارهای هدایت پروژه های تحقیق و توسعه) شناسایی شده و به دنبال آن پیشنهادات سیاستی به منظور رفع این چالش ها پیشنهاد گردیده است. به منظور رفع این چالش ها از یک سو لازم است که دست اندرکاران برنامه اعتبار مالیاتی بازنگری سرفصل های هزینه کردی قابل پذیرش در برنامه اعتبار مالیاتی با توجه به ویژگی های پروژه های صنایع مختلف را در دستور کار قرار دهند و از طرف دیگر فعالیت های حمایتی از اجرای برنامه را مدنظر قرار دهند. از جمله این فعالیت ها می توان به بازبینی فرایندهای اجرایی سامانه موجود، راه اندازی ساز و کارهای جهت دهی به پروژه های تحقیق و توسعه در راستای اخذ پدیرش در برنامه اعتبار مالیاتی و تهیه و به روز رسانی فهرست پروژه های دارای اولویت ملی اشاره نمود. تنها در این صورت است که می توان انتظار داشت برنامه اعتبار مالیاتی منجر به افزایش شدت تحقیق و توسعه در کشور گردد.
آسیب شناسی تبادل فناوری در بستر شبکه فن بازار ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت اشاعه و به کارگیری فناوری در ارتقای نظام علم و فناوری، تبادل فناوری به عنوان سازوکاری مهم برای برطرف کردن شکاف میان پژوهش و تجاری سازی و کاربردی سازی پیشرفت های علمی مورد توجه قرار گرفته است. یکی از اقدامات مرتبط با این موضوع در کشور، راه اندازی شبکه فن بازار ملی ایران از سال ۱۳۸۱ توسط پارک فناوری پردیس با هدف تسهیل تبادل فناوری و به هم رسانی عرضه و تقاضای فناوری در زیست بوم علم و فناوری، بوده است. پیرو توسعه کمی زیرساخت های این شبکه و راه اندازی فن بازارهای منطقه ای و تخصصی و کارگزاری های تجارت فناوری، ضروری است ارتقای اثربخشی این شبکه در تسهیل تبادل فناوری مورد توجه قرار گیرد. این پژوهش با هدف تحلیل انتقادی و آسیب شناسی عملکرد شبکه فن بازار ملی ایران و ارائه راهبردهای سیاستی برای ارتقای نقش آن در تبادل فناوری انجام شده است. دراین راستا با اتخاذ رویکرد پژوهش کیفی، ابتدا مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 15 خبره صورت پذیرفت و سپس تحلیل محتوای مصاحبه ها در قالب ۳۰ مقوله محوری، ۹ مقوله یکپارچه ساز و سه بعد زیست بوم، سیاست گذاری و اجرا انجام شد. براساس یافته های پژوهش، چالش ها اصلی فراروی ارتقای نقش آفرینی شبکه فن بازار ملی ایران عبارت اند از: چالش های ساماندهی کارگزاری ها، وجود سامانه های موازی در حوزه به هم رسانی، عدم تکمیل زیرساخت های بازار فناوری، عدم تبدیل موضوع به هم رسانی در بستر شبکه فن بازار به یک موضوع ملی، عدم تحقق نظارت و یادگیری در چرخه سیاست، ضعف در راهبری اجرایی و تنظیم روابط، عدم توازن در توسعه انواع فن بازارها، توسعه ناکافی سامانه شبکه فن بازار و عدم تکمیل نظام ارزیابی و رتبه بندی کارگزاری ها.
تفکر سیستمی و موانع آن از دیدگاه قرآن و روایات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: واکاوی و تبیین موانع شش گانه تفکر سیستمی از منظر قرآن کریم و روایات معصومین (ع). این پژوهش در پی آن است که نشان دهد چگونه این موانع، درک عمیق واقعیت ها و دستیابی به راه حل های پایدار را که از اهداف تفکر سیستمی در اسلام است، مختل می کنند. روش پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. بدین صورت که ابتدا به تحلیل و تبیین مفهوم «تفکر سیستمی» در منظومه فکری اسلام پرداخته و سپس موانع شش گانه آن را بر اساس متون دینی (آیات و روایات) مورد بررسی و تحلیل قرار داده است. یافته ها : مهم ترین یافته های پژوهش، شناسایی و تحلیل شش مانع اصلی در برابر تفکر سیستمی از منظر قرآن و روایات است که عبارتند از: 1. جزءنگری: تقلیل دادن حقایق به اجزای مجزا و جدا از کل. 2. فرافکنی: انتساب مشکلات به عوامل بیرونی و تضعیف احساس مسئولیت پذیری فردی و اجتماعی. 3. تفکر دوگانه: دیدن واقعیت ها به صورت سیاه و سفید که مانع درک پیچیدگی های امور می شود. 4. تفکر قالبی: گرایش به الگوهای ثابت فکری بدون توجه به تفاوت های فردی و موقعیتی. 5. کمیت گرایی: تمرکز افراطی بر جنبه های کمی و نادیده گرفتن کیفیت و ابعاد غیرمادی پدیده ها. 6. عدم تمرکز بر وقایع: توجه گذرا و سطحی به رویدادهای آنی به جای توجه به روندهای تدریجی و بلندمدت. نتیجه کلی پژوهش نشان می دهد که از منظر قرآن و روایات، این موانع شش گانه نقش بسیار ویژه ای در تضعیف تفکر سیستمی ایفا می کنند. غلبه بر این موانع، شرط ضروری برای پرورش نگرش کل نگر، درک روابط علّی و معلولی در هستی و در نهایت، دستیابی به فهمی عمیق تر از واقعیت و راه حل های پایدار برای مسائل فردی و اجتماعی است .
فلسفه دانش جامعه شناختی قارّه ای به مثابه بینش نظری در معرفت جامعوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۳۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲۵
7 - 41
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: عصر جدید را عصر پیچیدگی هایی باید به شمار آورد که ساحات و ابعاد جدیدی از خود را به طور مداوم به منصه ظهور می رسانند. این عصر مرزهای نهایی حصری را به تصویر می کشد که جز با فهم پیوندهای آشکار و نهان اش با بنیان های غیرغایی فراچنگ نمی آید. این چنین، بنیان هایی که از تعیّن ذات فراگستر رسته اند و با فروبستگی این ذات و حدود و ثغور آن و عناصر و عوامل هم پیوند با آن به گونه ای مواجه شده اند که دوگانگی ای اساسی را رقم زنند و ذات را در بستری که «دیگری» را به طور پیوسته بازتولید می نماید، به عنوان «دیگری» تعریف کنند «خود» این بار و در «عصر جدید» به اموری تعیّن بخش مبدل شده اند که عاملیت کنشگرانه انسان را به نحوی که تا پیش از این کمتر پیشینه ای داشته است، محدود و محصور می نمایند. این چنین، ضرورت پدیدآیی و رشد و بسط حوزه معرفتی ای هویدا می شود که قادر باشد به استلزامات جدید معرفتی پاسخ گوید: از آنجا که جامعه شناسی در نقطه ثقل حوزه های معرفتی ای جای دارد که وظیفه یا رسالتشان انطباق شناختی با شرایط جامعه مشحون از پیچیدگی است و از آنجا که جامعه شناسی برای برعهده گرفتن نقشی که ایفای آن جز «به واسطه» حوزه ای دیگر امکان پذیر نمی شود به حوزه ای از دانش نیازمند می باشد که به عنوان «آستانه» عمل نماید، مقاله حاضر «فلسفه جامعه شناسی قاره ای» را به عنوان عاملی پیشِ روی می گذارد که اولاً، این امر را امکان پذیر می کند که اجتماعات علمی اندیشمندان برای واگشایی و ایضاح تحول معرفتی ای مهیا شوند که در عصر جدید گریزناپذیر است و، ثانیاً، ساختار معرفتی جامعه شناسی را با بازاندیشی بنیادینی در قرابت قرار می دهد که جز به واسطه نسبت مستقیم اش با «استعلای درون باشنده» نباید شناخته شود. روش شناسی: بدین لحاظ، پژوهش پیشِ رو اگر بخواهد فلسفه جامعه شناسی قاره ای را به عنوان «عامل» میانجی ای واکاوی نماید که سرحدات حصر را برحسب کارکرد معرفتی ای که دارد، در کانون توجهات قرار می دهد، مسیر خود را با بداعت نظری ای باید تلفیق کند که به عامل شناساننده اش تبدیل شود. این چنین، مقاله حاضر بر «روش شناسی ایدئال گونه نگر» و به نحوی اتکا دارد که صورت بندی نظری جدیدی را از استلزامات معرفتی ای ارائه دهد که پاسخ به آنها برای جامعه شناسی و به منظور ورود به مسائل غامض عصر جدید چالش برانگیز است. این امر بدین طریق صورتِ واقع پذیرفته است که عناصر بنیانی متمایزکننده این عصر در نسبت مستقیم با گونه ایدئالی تحلیل و واگشایی شده اند که از یکایک پیش نیازهای معرفتی موردنیاز جامعه شناسی ارائه شده است. این چنین، هرکدام از عناصری که مشخصه اصلی این عصر پیچیده به شمار می رود به نحوی متضمن گونه ای ایدئال می باشد و، درحقیقت، به نحوی بر لزوم و ضرورتِ وجود یا فراروی نهادن این «گونه» صحه می گذارد که آنچه «مسئله» ورود جامعه شناسی به ساحات درهم تنیده «عدم قطعیت» را حل می کند یا آن را در مسیر حل شدن قرار می دهد امری جز این نمی باشد که از کلیت جهان متلون اجتماعی و از هر یک از اجزاءِ هسته ای و غیرهسته ای آن گونه ای ایدئال ارائه شود و نقاط ثقلی که پیوندهای میان این «گونه ها» را برجسته می کنند در مناسبت با نقاط گرانیگاهی ای مدنظر قرار گیرند که اشتراکات میان گونه های ایدئالی را پُررنگ می نمایند که از استلزامات نظری ورود به جهان یادشده و مشغولیت به آن پیشاروی هستند. مقاله حاضر این مسیر را به نحوی پیموده است که «نقاط ثقل» یا «نقاط گرانیگاهی» آشکارکنندگان مرزهای فروبستگی باشند. نتایج: این چنین است که اگر محدودیت های معرفتی ای که با کسب شناخت از عصر جدید عجین و درهم تنیده اند جز از طریق شناسایی نقاط ثقل و نقاط گرانیگاهی فراچنگ نمی آیند و اگر جامعه شناسی به سبب محدودیت های معرفتی ای که از آنها برخوردار و با آنها مواجه است، این امکان را در اختیار ندارد که به طور مستقل و بدون توجه به شاخه ای از معرفت که کارکرد حیاتی اش «ایستادن» در عتبه ورود آن به واکاوی های نظری درباره جامعه پیچیده معاصر است به اقدام بنیادینی مبادرت ورزد که همانا درآمیخته شدن با مسائل غامض این جامعه «از حیث نظری» است، نوشتار پیشِ رو این شاخه معرفتی را به عنوان میانجی ای واکاوی می نماید که کسب شناخت از کلیت و یکایک اجزاءِ متشکّله آن و عناصر قوام دهنده به آن جز با پرده افکنی از ضرورت ایجابی ای امکان پذیر نمی شود که در پسِ حدود و ثغورِ متصل به کارکردهای ویژه آن قرار دارد.ازاین رو، مقاله حاضر شاخه معرفتیِ یادشده را نه تنها از این جهت در کانون توجهات قرار داده است که بینش نظری استواری را برای حوزه ای از علم فراهم می آورد که رسالتش ورود به مسائل مبتلا به جامعه پیچیده معاصر است، بلکه آن را از این حیث نیز مطمح نظر قرار داده است که خود همان بینش نظری موردبحث است. این چنین، با شاخه معرفتی ای مواجهیم که افزون بر اینکه بداعت ها و بدعت های نظری اش را با ابتناء بر «حضور همواره باشنده» امر ذاتی و به واسطه ارجاعات مداوم به این امر مشخص می کند، شرح ها و بسط های نظری اش را در راستای دوام و قوام بخشیدن به این منطق بنیادین پیشِ روی می گذارد که رهسپاری به برونیّتِ ساحتِ درونی با ارجاعات مداوم به این ساحت صورتِ واقع می پذیرد. بحث و نتیجه گیری: بنابراین، اگر جامعه شناسی به حُکم الحاقش به مسائل غامض واقعیت انضمامی ای که جز با پیچیدگی های درون بودی و ذاتی اش شناسایی نمی شود، بر این امر پرتو می افکند که آنچه «سازگاری» با اقتضائات جدید معرفتی را امکان پذیر و محقق می نماید، حوزه ای از دانش با عنوان «فلسفه جامعه شناسی» می باشد که اولاً، با طرح و بسط کارکردهای خاص معرفتی ای که آن را از حوزه هایی هم ارز همچون فلسفه علوم اجتماعی و فلسفه اجتماعی جدا و سپس متمایز می کند، این امر را از حیث نظری ایضاح می نماید که حدود و مرزهای دامنه گستر جامعه امروزین و درآمیختگی بنیادین این جامعه با دو اصل «تنوّع» و «تکثّر» دلالت کنندگانی بلافصل بر ضرورت کارکردی آن هستند؛ ثانیاً، با پرده افکنی از این امر که حدود و مرزهای جامعه موردبحث نامتعیّن، نامشخص و نااستوار هستند و با پرتوافکنی بر این امر که تنوع و تکثّرِ پیش گفته جز با ارجاعات مستقیم به اصل «انتظام در پراکندگی» ادراک و فهم نمی شوند، بر انفکاک حیاتی ای صحه می گذارد که میان گونه «قارّه ای» و گونه «تحلیلی» آن وجود دارد و نخستین گونه را در تناسب مستقیم با فضای عاری از ایقان و مشحون از آپوریایی موردلحاظ قرار می دهد که انقطاع هستی شناختی ای را در بستر زمان مشخص می کند؛ و، ثالثاً، از حیث چنین تناسبی که با جامعه استوار بر پیچیدگی دارد «به خودی خود» بینش نظری ای باید محسوب شود که افزون بر اینکه کسب معرفت از مسائل خاص این جامعه یا کسب «معرفت اجتماعی» را امکان پذیر می کند، نقش اصلی خود را در شکل دادن به اصول بنیادینی ایفا می کند که فراگرفتن آنها برای کسب معرفت از اصول ماهوی جامعه یا همانا کسب «معرفت جامعوی» ضرورت تام وتمام دارد. تقدیر و تشکر: نویسندگان از داوران ناشناس برای نظرات سودمندشان صمیمانه قدردانی می کنند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافعی ندارند.
در جستجوی ارتباط بین دانشگاه و جامعه در قرن بیست ویکم: مروری نظام مند بر ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۲
61 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف: در دهههای اخیر، بسیاری از دانشگاههای جهان به اهمیت همکاری دانشگاه و جامعه توجه نشان داده و طرحها و ابتکارات متعددی را برای مواجهه با مسائل اجتماعی اجرا کردهاند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی مضامین و ارزشهای غالب در ارتباط دانشگاه و جامعه در قرن بیستویکم است. روش پژوهش: در این پژوهش از دو روش مرور سیستماتیک و تحلیل مضمون استفاده شد. در گام نخست، تمامی پژوهشهای مرتبط در پایگاههای اطلاعاتی معتبر بینالمللی در بازه زمانی 2000 تا 2022 بازیابی و غربالگری شدند؛ سپس، بر اساس منابع منتخب، عوامل و مضامین مرتبط، استخراج و در سه مرحله کدگذاری شدند. در گام بعد، برای بررسی میزان توجه دانشگاههای برتر جهان به مضامین استخراجشده، وبسایت این دانشگاهها مورد تحلیل قرار گرفت. یافتهها: با تحلیل دادهها، چهار مضمون اصلی شناسایی شد: حکمرانی خوب (ظرفیتسازی جامعه، مسئولیتپذیری مدنی، پردیس سبز)؛ توسعه علم و دانش (غنیسازی محتوای آموزشی، پژوهش نافع، مسئولیتپذیری علمی، کارآفرینی آکادمیک)؛ تصویرسازی خلاقانه (دسترسپذیری، خیر و منفعت عمومی، بصریسازی)؛ حکمرانی مطلوب شبکهای (توصیههای سیاستی، مرجعیت علمی، ترویج علم و فناوری). بررسی وبسایت دانشگاههای برتر نشان داد که تمامی این مضامین، بهگونهای در سیاستها، برنامهها و فعالیتهای آنها بازتاب یافتهاند. نتیجهگیری: یافتههای این پژوهش، بینشی روزآمد و مبتنی بر شواهد تجربی درباره ابعاد مختلف ارتباط دانشگاه و جامعه ارائه میدهد. مضامین شناساییشده میتوانند پژوهشگران و مدیران دانشگاهی را در فهم عمیقتر این ارتباط، از مرحله مسئلهیابی تا اجرا، یاری دهند و زمینهساز تولید دادههای غنی برای پاسخگویی به نیازهای روبهرشد جامعه باشند.
تبیین روابط فرهنگ و جو دانشگاهی ایران با نگرش به ازدواج های دوره دانشجویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ در دانشگاه اسلامی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۶)
105 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف تبیین روابط فرهنگ و جوّ دانشگاهی ایران با نگرش به ازدواجهای دوره دانشجویی انجام شده است. روش: این پژوهش کاربردی، بر اساس رویکرد کمّی و روش توصیفی- همبستگی از نوع معادلات ساختاری انجام شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را دانشجویان دانشگاه سمنان در سال تحصیلی 4-1403 تشکیل می دادند که به صورت تصادفی طبقه ای، 324 نفر از آنان مورد مطالعه قرار گرفتند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد فرهنگ دانشگاهی و جوّ دانشگاهی و برای سنجش نگرش دانشجویان نسبت به ازدواجهای دوره دانشجویی از پرسشنامه رغبت سنج ازدواج نسخه دانشجویی استفاده شده است. روایی و پایایی پرسشنامه های مذکور تأیید شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روشهای آمار توصیفی و استنباطی و مدل معادلات ساختاری استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای اس.پی.اس.اس-24 و اسمارت پی.ال.اس-4 انجام شد. یافته ها: میانگین متغیّرهای پژوهش، کمتر از حد متوسط و خرده مقیاسهای هنجارهای دانشگاه، ارتباطات و موانع ازدواج، بیشتر از حد متوسط بودند. افزون بر این، فرهنگ و جوّ دانشجویی با نگرش به ازدواجهای دوره دانشجویی رابطه مستقیم و معناداری دارد. همچنین فرهنگ دانشگاهی به واسطه جوّ دانشگاهی با ضریب اثر غیر مستقیم 142/0 بر نگرش به ازدواج در دوره دانشجویی تأثیر مثبت و معناداری دارد. نتیجه گیری: نگرش به ازدواج دانشجویان به عنوان کنشگران گذار از ارزشهای سنّتی به ارزشهای مدرن و پست مدرن، تحت تأثیر فرهنگ و جوّ دانشگاهی قرار گرفته، به سوی ارزشهایی حرکت خواهند کرد که بر عقل، آزادی فردی و تنوع تأکید دارند و خودشان نقش فعالی در این روند خواهند داشت.
تحلیل نظام مند پیامدهای مهاجرت افراد تحصیل کرده دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
۶۴-۴۳
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی پیامدها و آثار مثبت و منفی ناشی از مهاجرت افراد تحصیلکرده انجام شده است.
روش پژوهش: روش تحقیق حاضر، مرور نظاممند مطالعات پیشین با استفاده از دو راهبرد مرور نظاممند توصیفی و فرا تحلیل کیفی است که طی آن 65 مقاله که بین سالهای 1380 تا 1403 در نشریات معتبر داخلی منتشر شده بودند، موردبررسی قرار گرفتند. بررسی پیشینه تجربی پژوهش نشان داد که علیرغم وجود برخی تحقیقات داخلی در زمینه مرور نظاممند و فرا تحلیل مهاجرت نخبگان، تحقیق حاضر به لحاظ رویکرد متفاوت (پرداختن به پیامدهای مهاجرت افراد تحصیلکرده)، گستره زمانی وسیع (فرا تحلیل تحقیقات بین سالهای 1380 تا 1403) و تعداد مقالات موردبررسی (65 مقاله)، نسبت به فرا تحلیلهای دیگر در این حوزه از نوآوری و جامعیت بالاتری برخوردار میباشد.
یافتهها: یافتهها نشان میدهد مهاجرت افراد تحصیلکرده برای کشورهای مهاجر فرست و مهاجرپذیر در ابعاد مختلفی میتواند مثبت یا منفی باشد، اما اغلب این پیامدها برای کشورهای مهاجر فرست، منفی و برعکس برای کشورهای مهاجرپذیر مثبت میباشند. پیامدهای مذکور در پنج دسته قرار گرفتند که عبارتاند از: پیامدهای اجتماعی- فرهنگی (تقویت شبکههای همکاری نخبگانی، معرفی فرهنگ ملی، بهبود سطح آگاهی، کاهش سرمایههای انسانی، تشدید نابرابریهای اجتماعی، افزایش آسیبهای اجتماعی، تغییر ویژگیهای هویتی، مشکلات خانوادگی و ...)، پیامدهای اقتصادی (ایجاد جریان تجارت دوجانبه، بازگشت سرمایه، ارتقاء جایگاه شغلی، شکاف و نابرابری درآمدی، نشتی اقتصادی، کند شدن جریان توسعه، افت کیفیت اشتغال، کاهش درآمد مالیاتی، هدر رفت هزینه آموزش و ...)، پیامدهای جمعیتی- زیستی (کاهش ژن نخبگی، کاهش جمعیت مبدأ، تغییر ترکیب سنی و جنسی جمعیت و ...)، پیامدهای علمی- آموزشی (بهروزرسانی دانش، انتقال فناوری، افزایش تولیدات علمی، کاهش تولیدات علمی، هدر رفت منابع و کاهش نیروی انسانی متخصص، کاهش قابلیت نوآوری علمی، افزایش وابستگی تکنولوژیکی و ...) و پیامدهای سیاسی- امنیتی (تربیت سفیران فرهنگی، افزایش وابستگی به جنگافزارهای نظامی، استفاده از نیروهای متخصص مهاجر بهعنوان مخالفان نظام، دامن زدن به ایران هراسی و ...).
نتیجهگیری: نتایج این تحقیق نشان داد که مهاجرت افراد تحصیلکرده دارای آثار مثبت و منفی متعددی است و در کنار فرصتهایی که برای بهرهبرداری از نخبگان و افراد تحصیلکرده در داخل کشور فراهم است، تهدیداتی نیز در خارج از مرزها برای جذب نخبگان وجود دارد. لذا در یک برنامهریزی صحیح، بایستی به آثار مثبت و منفی ناشی از مهاجرت تحصیلکردگان در کنار هم با واقعبینی و به دور از جزماندیشی و نگاه امنیتی نگریسته شده و با اتخاذ رویکردهای فعالانه و سیاست های مناسب بستر استفاده از ظرفیت مهاجران و نیروهای متخصص را فراهم آورد.
نقش فناوری های نوظهور هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی در سازمان های واسطه ای تسهیل گر توسعه کارآفرینی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل عمیق و نظام مند نقش فناوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی، در بازآفرینی کارکردهای سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی نظیر شتاب دهنده ها، مراکز رشد و پارک های علم و فناوری است. با دیجیتالی شدن فزاینده بوم سازگان های کارآفرینی، این سازمان ها با چالش ها و فرصت های جدیدی مواجه شده اند. این تحقیق با اتخاذ یک رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷)، به سنتز یکپارچه منابع موجود می پردازد. خروجی اصلی این فراترکیب، شناسایی چهار مضمون سازمان دهنده کلیدی است: ۱) تقویت هوشمند کارکردهای سنتی؛ ۲) ظهور پارادایم دوگانه: واسطه زدایی و بازواسطه گری؛ ۳) توانمندسازی در بوم سازگان های آسیب پذیر؛ و ۴) حکمرانی الگوریتمی و معماری جدید اعتماد. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی، ذیل مضمون «تقویت هوشمند»، با افزایش دقت و کاهش سوگیری های انسانی، کارکردهایی نظیر غربالگری و شبکه سازی را بهینه می سازد. در مقابل، زنجیره بلوکی در چارچوب پارادایم «واسطه زدایی و بازواسطه گری»، با ارائه مکانیسم های نوین تأمین مالی و اعتمادسازی الگوریتمی، مدل های کسب وکار سنتی را به چالش می کشد. تحلیل ها همچنین نشان می دهد این فناوری ها، به ویژه در بافتار ایران، به عنوان ابزاری برای «توانمندسازی در شرایط آسیب پذیر» عمل کرده و راهکارهایی برای عبور از موانع نهادی ارائه می دهند. این مقاله استدلال می کند که موفقیت آتی سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی در ایران، در گروی تکامل نقش آن ها به «معماران بوم سازگان دیجیتال» و هم راستاسازی قابلیت های فناورانه با نیازهای بومی کارآفرینان است.هدف این پژوهش، تحلیل عمیق و نظام مند نقش فناوری های نوظهور، به ویژه هوش مصنوعی و زنجیره بلوکی، در بازآفرینی کارکردهای سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی نظیر شتاب دهنده ها، مراکز رشد و پارک های علم و فناوری است. با دیجیتالی شدن فزاینده بوم سازگان های کارآفرینی، این سازمان ها با چالش ها و فرصت های جدیدی مواجه شده اند. این تحقیق با اتخاذ یک رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (۲۰۰۷)، به سنتز یکپارچه منابع موجود می پردازد. خروجی اصلی این فراترکیب، شناسایی چهار مضمون سازمان دهنده کلیدی است: ۱) تقویت هوشمند کارکردهای سنتی؛ ۲) ظهور پارادایم دوگانه: واسطه زدایی و بازواسطه گری؛ ۳) توانمندسازی در بوم سازگان های آسیب پذیر؛ و ۴) حکمرانی الگوریتمی و معماری جدید اعتماد. یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی، ذیل مضمون «تقویت هوشمند»، با افزایش دقت و کاهش سوگیری های انسانی، کارکردهایی نظیر غربالگری و شبکه سازی را بهینه می سازد. در مقابل، زنجیره بلوکی در چارچوب پارادایم «واسطه زدایی و بازواسطه گری»، با ارائه مکانیسم های نوین تأمین مالی و اعتمادسازی الگوریتمی، مدل های کسب وکار سنتی را به چالش می کشد. تحلیل ها همچنین نشان می دهد این فناوری ها، به ویژه در بافتار ایران، به عنوان ابزاری برای «توانمندسازی در شرایط آسیب پذیر» عمل کرده و راهکارهایی برای عبور از موانع نهادی ارائه می دهند. این مقاله استدلال می کند که موفقیت آتی سازمان های واسطه ای تسهیلگر کارآفرینی در ایران، در گروی تکامل نقش آن ها به «معماران بوم سازگان دیجیتال» و هم راستاسازی قابلیت های فناورانه با نیازهای بومی کارآفرینان است.
فراتر از یک فراتحلیل: کاربرد فرا-فراتحلیل در علوم رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۳۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲۵
105 - 132
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: فراتحلیل فراتحلیل ها (متامتاآنالیز یا فرا-فراتحلیل) یکی از انواع فراتحلیل مدرن است که در پاسخ به محدودیت های درونی فراتحلیل های کلاسیک و رشد فزاینده تعداد این پژوهش ها، ایجاد شده و توسعه یافته است؛ زیرا با افزایش تعداد فراتحلیل ها، مواردی مانند تضاد نتایج، سوگیری انتشار و ناهمگونی در اندازه اثرها، لزوم روش هایی جامع تر، برای اصلاح و ادغام نتایج فراتحلیل های منفرد را آشکار نمود. فراتحلیل فراتحلیل ها، با ترکیب و بازتحلیل نتایج چندین فراتحلیل منفرد، می کوشد تصویری جامع تر و کمتر سوگیرانه از روابط میان متغیرها به دست دهد. در علوم رفتاری، این روش به شکل ویژه تری اهمیت می یابد؛ زیرا داده های حاصل از پژوهش های انسانی، مداخلات روان شناختی و متغیرهای وابسته و مستقل اغلب با پیچیدگی ها، سوگیری ها و ناهمگونی های درونی روبه رو هستند. ازسوی دیگر، این روش، ابزاری برای یادگیری سطح دوم یا سطح بالاتر (فرایادگیری) به شمار می آید که از تلفیق کلان داده ها و مرور نظام مندِ فراتحلیل ها، امکان نیل به شناخت ساختاری تر از شواهد علمی را فراهم می کند. به همین سبب، باید آن را نه تنها یک روش تحقیق، بلکه نوعی شناخت شناسی در نظر گرفت. هدف این مقاله، تبیین مبانی نظری، روش شناختی و کارکردی فراتحلیل فراتحلیل ها در علوم رفتاری، بررسی ابزارها و دستورالعمل های کلیدی این روش، نظیر پریسما، امستار و پرایر، و نیز بازنمایی جایگاه این رویکرد، در تحول پژوهش های مبتنی بر شواهد است. همچنین، این پژوهش می کوشد با مرور نمونه های شاخص تاریخی و معاصر، از جمله پژوهش های کازرین (1979) و ون آرت (2019) توضیح دهد که فراتحلیل فراتحلیل ها چگونه می تواند هم زمان با افزایش توان و دقت تحلیلی، امکان نقد، بازاندیشی و اصلاح ساختارهای معرفتی موجود در پژوهش های رفتاری را فراهم آورد. روش: پژوهش پیش رو، از نوع نظری-تحلیلی می باشد که با رویکردی مروری-تطبیقی، به بررسی کاربردها و استلزامات روش فراتحلیل فراتحلیل ها، در علوم رفتاری می پردازد. روش کار مبتنی بر مرور نظام مند منابع علمی و پژوهش های عملی موجود است؛ به گونه ای که هم بنیان های مفهومی و هم دستورالعمل های اجرایی این رویکرد از دل متون استخراج و بازتبیین شوند. ازاین رو، ابتدا، مقالات، کتب و دستنامه های نظری و کاربردی درخصوص فراتحلیل های مدرن به طور اعم و فرافراتحلیل ها به طور اخص مطالعه شدند و در مرحله بعد، بخشی از ادبیات پژوهش و پژوهش های عملی که اختصاصاً در حوزه علوم رفتاری متمرکز بودند، مبنای استخراج مفاهیم و تکنیک های کلیدی قرار گرفتند. در تحلیل تطبیقی، ساختار و اهداف فرافراتحلیل ها در دو سطح بررسی شدند: نخست، تحلیل روش های کمّی به کار رفته در آنها، برای ترکیب اندازه های اثر، شناسایی سوگیری انتشار و ناهمگونی؛ دوم، تحلیل کیفی مفاهیمی مانند فرایادگیری و فراشناخت در چهارچوب های آماری و روش شناسی نوین. همچنین، شیوه استفاده از ابزارهای ارزیابی استاندارد و نحوه سازمان دهی، تحلیل و گزارش دهی نتایج، در پژوهش های عملی انجام شده با روش فراتحلیل فراتحلیل ها، بررسی و تفسیر شد. نتایج: نتایج بررسی حاضر نشان می دهد که در فراتحلیلِ فراتحلیل ها، چه هدف شناسایی شکاف های موجود در فراتحلیل های پیشین باشد و چه دستیابی به یادگیری سطح بالاتر، از مجموعه ای از روش ها و دستورالعمل های مشترک استفاده می شود. این روش ها معمولاً ترکیبی از شیوه های نوین مرور نظام مند و ابزارهای گزارش دهی استاندارد هستند. در میان این شیوه ها، «مرور چتری» به منظور خلاصه سازی شواهد از منابع مختلف و دستیابی به تصویری کلی از یک پرسش پژوهشی به کار می رود؛ درحالی که «نقشه نگاری تحلیلی» مجموعه ای از فنون مدرن برای بازنمایی و ترکیب روابط میان مطالعات، مفاهیم و نتایج پژوهش ها را فراهم می کند. این روش امکان ترسیم تصویری گرافیکی از نقاط قوت، ضعف و تناقضات موجود در ادبیات را ایجاد و درک تعاملات میان متغیرها را تسهیل می نماید. بستر اصلی اجرای این تحلیل ها نرم افزار آماری R است که پیش از انجام تحلیل، تمام فراتحلیل های واردشده را براساس شاخص هایی مانند کیفیت، سوگیری انتشار، ناهمگونی و وجود مطالعات پرت ارزیابی می کند. برای انجام و گزارش دهی این مطالعات، دستورالعمل های مدونی مانند «پریسما» (راهنمای گزارش دهی مرورهای نظام مند)، «پرایر» (دستورالعمل چهارمرحله ای تدوین گزارش)، «امستار» (ابزار ارزیابی کیفیت مرورها) و «موس» (ویژه مطالعات مشاهده ای) استفاده می شوند. همچنین، روش های بررسی سوگیری انتشار در دو دسته کلی قرار می گیرند: روش های تشخیص وجود سوگیری و روش های تصحیح اندازه های اثر. در میان آنها، روش trim and fill رایج ترین شیوه است که با حذف اندازه اثرهای افراطی و متقارن سازی نمودار قیفی، میزان سوگیری را کاهش داده و در نهایت امکان آزمون فرض صفر و برآورد دقیق تر اثر واقعی را فراهم می آورد. بحث و نتیجه گیری: نتایج بررسی حاضر نشان می دهد که فراتحلیل فراتحلیل ها در علوم رفتاری، نه صرفاً ابزاری برای تجمیع داده ها، بلکه چهارچوبی برای بازاندیشی در تولید دانش و نقد بنیان های روش شناختی است. این رویکرد با عبور از محدودیت های فراتحلیل کلاسیک، به پژوهشگر امکان می دهد تا به جای تمرکز بر یافته های منفرد، به ساختار روابط میان مطالعات و فراتحلیل ها بیندیشد. از منظر فلسفه علم، فراتحلیل فراتحلیل ها گونه ای از «روش شناسی بازتابی» است که دانش را در سطحی فراداده ای سازمان می دهد و امکان ارزیابی ثانویه فرضیه ها، ابزارها و روش های آماری را فراهم می کند. در حوزه روان شناسی و علوم رفتاری، اهمیت ویژه این رویکرد در آن است که می تواند خطاهای انباشته در کارآزمایی های بالینی و مطالعات تجربی را شناسایی و تصحیح کرده و از این طریق، شواهد قابل اتکاتری برای تصمیم گیری های بالینی و سیاست گذاری های آموزشی و اجتماعی فراهم آورد.همچنین، با به کارگیری دستورالعمل های گزارش دهی مانند پریسما، امستار و...، می توان به استانداردسازی و شفافیت بیشتر در تولید و انتشار داده های ترکیبی دست یافت. به طورکلی، فراتحلیل فراتحلیل ها پلی میان علم داده، روش شناسی آماری و تفکر انتقادی در علوم انسانی است که به کارگیری آن در علوم رفتاری، نه تنها امکان ارزیابی کیفیت واقعی کارآزمایی های بالینی را فراهم می کند، بلکه فرصتی برای بررسی عمیق و گسترده دامنه متغیرها، فنون و روش های به کاررفته در پژوهش ها نیز به دست می دهد. در نتیجه، این رویکرد گامی مهم در ارتقای ادبیات علمی و بهبود کیفیت پژوهش در حوزه علوم رفتاری و زیرشاخه های گوناگون آن به شمار می آید. افزون براین، می تواند به سیاست گذاری آگاهانه تر در زمینه پیشگیری، مداخله بهنگام و درمان مشکلات و اختلال های رفتاری و روان شناختی، برای افراد و جامعه، بر پایه یافته های قابل اعتمادتر و مستحکم تر یاری رساند. تعارض منافع: نویسندگان اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافع مالی، علمی یا سازمانی در انجام، نگارش و انتشار این مقاله وجود ندارد. تمام مراحل طراحی، تحلیل و نگارش اثر به صورت مستقل انجام شده و هیچ منبع مالی بیرونی در تهیه یا تأثیرگذاری بر نتایج پژوهش نقش نداشته است.
اندازه گیری میل اعظم (میل دایرهالبروج) با رصد انقلابین در دوره اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ علم دوره ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۸)
173 - 202
حوزههای تخصصی:
میل اعظم یا میل کلّی (برابر با میل دایرهالبروج) یکی از پارامترهای مهم نجومی است که در دوره اسلامی رصدهایی پرشمار برای اندازه گیری آن به انجام رسیده است. معتبرترین روش برای این کار از نظر دانشوران کهن، یافتن بیشینه و کمینه ارتفاع نیم روزی سالانه خورشید (با رصد ارتفاع نیم روزی خورشید در چند روز نزدیک به انقلاب تابستانی و زمستانی) و محاسبه نصف تفاضل این دو بود. رصدهایی پرشمار بدین شیوه انجام شده است. بیشتر این رصدها با ربعی خشتی و بزرگ مشهور به لِبْنَه، در شماری از موارد با حلقه های مدرج فلزی در اندازه های مختلف، و دست کم در دو مورد با سدسی بسیار بزرگ از خشت، مشهور به سدس فخری انجام شده است. شماری از اخترشناسان دوره اسلامی، همچون خجندی، میل را دارای روندی کاهشی می دانستند و شماری دیگر (بیشتر در اندلس) با پیروی از فرض نادرست نامور به «اقبال و ادبار فلک» تغییرات آن را نوسانی می پنداشتند. اما شماری نیز، همچون ابوریحان بیرونی و ابن شاطر تفاوت در نتایج رصدها را به خطای ابزارهای رصدی و رصدگر (به ویژه درباره خجندی و ابوالفضل هروی) نسبت می دادند. از این رو بسیاری از اخترشناسان به مقدارهای متفاوت یافته شده برای میل اعظم اشاره کرده اند و بیرونی سیاهه ای کمابیش گاه نگارانه از رصدهای میل اعظم تا روزگار خود فراهم آورده است. جستار حاضر برای نخستین بار فهرستی تحلیلی و گاه نگارانه از این رصدها را با ملاحظاتی پرشمار درباره برخی دقایق و نکات مرتبط با این رصدها عرضه می کند.
موانع دستیابی به سبک زندگی سالم در میان دانشجویان خوابگاهی: مطالعه ای در کوی پسران دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۲
111 - 147
حوزههای تخصصی:
هدف: بهزیستی جسمی و روانی و عملکرد تحصیلی دانشجویان ساکن خوابگاه پیوند عمیقی با سبک زندگی آنها دارد. این پژوهش با هدف شناسایی چالشهای دستیابی به سبک زندگی سالم در بین دانشجویان خوابگاهی انجام شد. روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد پدیدارشناسی توصیفی و با استفاده از نمونهگیری در دسترس از بین دانشجویان کارشناسی ارشد ساکن کوی پسران دانشگاه تهران انجام گرفت. پس از اجرای 15 مصاحبه نیمهساختاریافته، اشباع دادهها حاصل شد. فرایند کدگذاری با استفاده از نرمافزار MAXQDA و تحلیل دادهها مطابق با روش هفت مرحلهای کلایزی صورت پذیرفت. یافتهها: تحلیل تجارب مشارکتکنندگان به شناسایی پنج مضمون محوری و چهارده زیرمضمون منجر شد: 1- چالشهای بهداشت و تندرستی: تغذیه نامناسب، بهداشت خواب پایین، فعالیت فیزیکی ناکافی، چالش نظافت فردی و عمومی و بیماریهای مُسری؛ 2- چالشهای محیط اجتماعی: کمبود احساس آزادی، محدودیت در حریم شخصی و کمبود اوقات فراغت و تفریحات جمعی؛ 3- چالشهای بهزیستی: شامل فشارهای روانی، خلق منفی، و کاهش انگیزه و تلاش؛ 4- چالشهای اقتصادی: موانع اشتغال و دشواریهای مدیریت منابع مالی؛ 5- چالشهای بهرهوری: مدیریت ناکارآمد زمان و ناهماهنگی در برنامهها. نتیجهگیری: یافتهها بر ضرورت توسعه زیرساختهای خوابگاهی، ارائه برنامههای آموزشی برای تقویت مهارتهای زندگی، گسترش خدمات مشاورهای، و ایجاد فرصتهای تفریحی و شغلی تأکید دارند. این اقدامات میتوانند با کاهش موانع موجود، زمینهساز ارتقای سبک زندگی سالم و بهبود سلامت پایدار دانشجویان شوند.
نقش «نمایش» در روش شناسی فوکو: جنون، تعذیب، آناتومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روش شناسی علوم انسانی سال ۳۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲۴
7 - 31
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: فوکو در ابتدای هریک از سه گانه های تاریخی خود -تاریخ جنون (1961)، تولد کلینیک (1963)، مراقبت و تنبیه (1975)- فصولی را به تلقی دوره پیشامدرن از جنون، تنبیه و مجازات، و بیماری اختصاص می دهد. در دو کتاب تاریخ جنون و مراقبت و تنبیه او با تأکید بر «نمایش» هایی که از جنون و تعذیب در دوره رنسانس و عصر کلاسیک برگزار می شد، می کوشد تا تصوری از تلقی مردمان آن دوره ها از جنون و تعذیب (تنبیه و مجازات) در ذهن خواننده شکل دهد. به طوری که می توان گفت: بیان این نمایش ها، جزئی از روش وی در این کتاب هاست.در کتاب تاریخ جنون وقتی از جنون در دوره پیشامدرن سخن می گوید، معتقد است: به «نمایش» گذاردن دیوانگان از قرون وسطا تا عصر کلاسیک رسمی قدیمی بود. فوکو در کتاب خود می کوشد تا تلقی های گوناگون از جنون را بیان کند. یکی از تلقی های رایج از جنون -در قرن هفدهم- این بود که دیوانه حیوان پنداشته می شد. محبس دیوانگان به منزله باغ وحشی بود که مردم به تماشای آن می رفتند و دیوانگان همچون حیوانات سیرک به زور شلاق وادار می شدند تا به انواع رقص و بندبازی ها بپردازند. هر از چندگاهی در دارالمجانین ها معرکه هایی برپا می شد تا مردم به تماشای «نمایش» دیوانگان بنشینند. به عبارت دیگر، در این دوره برای شادی و خوشایند مردم از جنون، «نمایش» ساختند.فوکو معتقد است: بدین گونه «جنون به نمایش محض تبدیل شد» و «جنون به موضوع تماشا و نظاره بدل شد». دیوانگان بازیگران نمایشی بودند که انسان های عاقل به تماشای آنان می پرداختند. مشاهده دیوانگان در این نمایش ها دارای ویژگی خاصی بود: «این مشاهده به طور اساسی دیوانه را درگیر نمی کرد؛ بلکه از توجه به ظاهر هولناک و حیوانیت عیانش فراتر نمی رفت. به علاوه دست کم از یک نظر مشاهده ای دو طرفه بود؛ زیرا انسان عاقل می توانست در وجود دیوانه همچون در آینه نظاره گر سقوط قریب الوقوع خویش باشد». به دیگرسخن، تماشای دیوانگان در نمایشی که ترتیب داده می شد، دارای دو ویژگی بود:- اولاً، همان طورکه تماشای حیوانات در قفس یا سیرک از دیدن ظاهر آنان و رفتار و حرکاتشان فراتر نمی رفت، تماشای دیوانگان هم تنها سبب افزایش شور و حدت حرکات و اعمال آنها می شد و نمی کوشید که به عمق وجود آنان نفوذ کند تا آنان را اصلاح یا درمان کند. این فقط تماشای یک «نمایش» بود؛- ثانیاً، تماشای نمایش دیوانگان توسط افراد عاقل مشاهده ای بازتابی بود؛ یعنی دیوانه مشاهده افراد عاقل تماشاگر را برمی گرداند و به آنان خاطرنشان می کرد که ممکن است که آنان نیز روزی به سرنوشت دیوانگان مبتلا شوند. درواقع، در این بازتاب مشاهده نوعی عبرت نهفته بود و به افراد عاقل متذکر می شد که دیوانگی نوعی از وضعیت وجود انسانی است که هر آن ممکن است افراد عاقل هم به آن مبتلا شوند. به عبارت دیگر، «دیوانه حقیقت هر کس را به او یاد آور می شد».کتاب تاریخ تنبیه و مجازات: تولد زندان همچون نمایشنامه ای با دو اپیزود آغاز می شود. در اپیزود نخست، تعذیبی سوزناک و دردناک در قرن شانزدهم را به نمایش می گذارد و در اپیزود دوم، یک روز در یک زندان مدرن را به تصویر می کشد. در اپیزود نخست، فوکو به تفصیل فرایند تعذیب دامی ین را به جرم سوءقصد به جان شاه توصیف می کند و نشان می دهد که چگونه بدن تعذیب شده، مثله شده، تکه تکه شده و داغ خورده بر صورت و شانه دامی ین در معرض دید عموم به «نمایش» گذاشته شد. فوکو معتقد است: در دوره پیشامدرن، تعذیب نمایشی برای نشانه گذاری قربانیان و قدرتی بود که تنبیه می کرد. «تعذیب در مراسمی تمام عیار از فتح انجام می گرفت؛ اما همچنین به منزله هسته نمایشی (دراماتیک) در اجرای یکنواخت خود، حاوی یک صحنه رویارویی بود: کنش بی واسطه و مستقیم جلاد بر بدن «عذاب دیده»». اما در کتاب تولد کلینیک اشاره ای به هیچ نمایشی نمی شود. موضوع این کتاب چگونگی انتقال از طب اخلاطی به پزشکی مدرن (کلینیکی) است و آموزه اصلی آن این است که چگونه در اواخر قرن هجدهم و در قرن نوزدهم بیماری در بدن مکان مند شد. در فصول ابتدایی کتاب فوکو به بررسی مفهوم بیماری، تشخیص و درمان در طب اخلاطی می پردازد و در فصول بعد نشان می دهد که چگونه پزشکان قرن هجدهم و نوزدهم با رویکرد تجربه گرایی کوشیدند با تشریح جسد بیماران، بیماری ها را به ضایعه های به وجود آمده در بدن منتسب کنند. گرچه فوکو به این موضوع اشاره می کند که آناتومی پیش از پزشکی مدرن نیز وجود داشته، اما او معتقد است در طب اخلاطی، آناتومی در خدمت آسیب شناسی قرار نداشت تا برای اتیولوژی و تشخیص و درمان بیماری ها به کار گرفته شود. اما این کتاب نیز می توانست همچون دو کتاب دیگر با «نمایش» تشریح اجساد در دوره پیشامدرن آغاز شود و به اجرای نمایشی به نام «تئاتر آناتومی عمومی» اشاره کند. تئاتری که در اواخر قرون وسطا و در دوره رنسانس با حمایت دانشگاه ها، شهرداری ها، قدرت حاکمه و کلیسا برگزار می شد و در آن به تشریح اجساد می پرداختند. افرادی که در این تئاتر شرکت می کردند، فقط پزشکان و دانشجویان پزشکی نبودند؛ بلکه مردم عادی نیز همچون بقیه افراد متخصص می توانستند با پرداخت هزینه در آن شرکت کنند؛ اما فوکو تأکیدی بر این رویداد نمی کند که گاه چندین بار در سال برگزار می شد.اگر فوکو کتاب تولد کلینیک را با تئاتر آناتومی عمومی آغاز می کرد، در این صورت می توانستیم بگوییم که روش روایت فوکو از دوره پیشامدرن، در سه گانه تاریخی اش بر توصیف یک «نمایش» مبتنی است. در این مقاله می کوشیم ابتدا این روش را در دو کتاب تاریخ جنون و مراقبت و تنبیه نشان دهیم. سپس به بازسازی نقش «نمایش» در توصیف تلقی مردمان پیشامدرن از آناتومی و تشریح می پردازیم. ازاین رو، ویژگی های برگزاری تئاتر آناتومی عمومی را توصیف می کنیم تا نشان دهیم اگر در فصول ابتدایی کتاب تولد کلینیک بدان اشاره می شد، می توانست همچون دو اثر دیگر روایتی نمایشی از تلقی دوره پیشامدرن -در حوزه طب- ارائه کند. در این صورت، خواننده می توانست بهتر بفهمد که چگونه تا پیش از تولد پزشکی مدرن در قرن نوزدهم، آناتومی و تشریح اجساد به طور آشکار و مجاز انجام می شد؛ اما عملاً تأثیری بر آسیب شناسی بیماری ها در طب اخلاطی نداشت؛ نکته ای که در هنگام مطالعه کتاب همواره ذهن را درگیر می کند.
چیستی و چرایی تمدن اکولوژیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تمدن تکنولوژیک، علی رغم پیشرفت های چشمگیر خود، بحران های محیط زیستی، اجتماعی و اقتصادی گسترده ای را به همراه داشته است. تغییرات اقلیمی، کاهش تنوع زیستی، آلودگی گسترده و وابستگی به منابع فسیلی، پایداری سیاره را به خطر انداخته و ناکارآمدی این تمدن در تأمین نیازهای پایدار بشری را آشکار کرده است. در واکنش به این چالش ها، تمدن اکولوژیک به عنوان جایگزینی ضروری مطرح می شود که بر اصولی همچون پایداری محیط زیست، عدالت اجتماعی، اقتصاد چرخشی و همزیستی انسان و طبیعت استوار است. این تمدن بر مدیریت مسئولانه منابع، بهره گیری از تکنولوژی های پایدار، کاهش مصرف گرایی و توسعه سیاست های حمایتی تأکید دارد. گذار به تمدن اکولوژیک علاوه بر درک درست و جامع ماهیت این مفهوم، نیازمند تغییرات اساسی در الگوهای تولید و مصرف، سیاست گذاری های محیط زیستی و آموزش عمومی است. اصلاح نظام اقتصادی، جایگزینی سوخت های فسیلی با انرژی های تجدیدپذیر، حمایت از کشاورزی پایدار و توسعه شهرهای اکولوژیک، از جمله راهکارهای کلیدی این تحول است. با این حال، این گذار با چالش هایی همچون مقاومت نظام های اقتصادی موجود، هزینه های بالای تکنولوژی های پایدار و موانع فرهنگی همراه است. تحقق تمدن اکولوژیک مستلزم همکاری جهانی، تغییر سیاست های توسعه ای و پذیرش سبک زندگی پایدار است. انسان به عنوان تنها حاکم فعلی این سیاره، نه تنها در راستای یافتن پاسخی برای بحران های کنونی، بلکه به عنوان ضرورتی برای تضمین بقای خود و اکوسیستم های طبیعی در آینده نیازمند آن است تا از جاده تمدن اکولوژیک گذر کرده و هرچه زودتر سازوبرگ این سفر را آماده کند، احتمالا با سرعت و سهولت بیشتری به سر منزل مقصود خواهد رسید.
مدل یابی روابط هم زمان جهان بینی رهبری، ساختار سازمانی و بلوغ جو سازمانی: مطالعه موردی دانشگاه گیلان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
42 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت نقش رهبری مناسب و نوع آن در موفقیت مؤسسات آموزش عالی برای دستیابی به مطلوبیت سازمان و همچنین پاسخگویی به اقتضائات محیطی از طریق طراحی ساختار سازمانی مناسب و همچنین ایجاد بستر مناسب جهت تحقق بلوغ افراد در سازمان، در این پژوهش تلاش شد به مدل یابی روابط هم زمان جهان بینی رهبری، ساختار سازمانی و بلوغ جو سازمانی: مطالعه موردی دانشگاه گیلان پرداخته شود.روش پژوهش: در این مطالعه توصیفی از نوع همبستگی، 310 نفر از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد تمامی رشته های دانشگاه گیلان در سال 1400 به روش نمونه گیری تصادفی ساده و 225 نفر از اعضای هیئت علمی به روش نمونه گیری خوشه ای مرحله ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه های نوع جهان بینی رهبری، نوع ساختار سازمانی و بلوغ جو دانشگاه بود. داده ها با استفاده از نرم افزار آماری SPSS24 و آزمون های آماری t تک متغیره، t زوجی، تحلیل واریانس درون گروهی، تعقیب بنفرونی و رگرسیون چندمتغیره تجزیه وتحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که بالاترین میانگین مربوط به جهان بینی رهبری شبکه ای (72/2) و پایین ترین میانگین مربوط به جهان بینی رهبری تنظیمی (54/2) است. میانگین ساختار تواناساز (03/3) بالاتر از ساختار بازدارنده (98/1) است که این تفاوت از نظر آماری معنی دار است (001/0=p). همچنین نتایج نشان داد جهان بینی رهبری تنظیمی، پیش بینی کننده منفی و معنی دار همه ابعاد بلوغ جو سازمانی است. جهان بینی رهبری اجتماعی، شبکه ای و کارآفرینی پیش بینی کننده مثبت و معنی دار همه ابعاد بلوغ جو سازمانی است. ساختار سازمانی تواناساز، پیش بینی کننده مثبت و معنی دار و ساختار سازمانی بازدارنده، پیش بینی کننده منفی و معنی دار همه ابعاد بلوغ جو سازمانی است (01/0>P).نتیجه گیری: بر اساس این نتایج رهبران مؤسسات آموزشی با اتخاذ جهان بینی رهبری شبکه ای و ساختار سازمانی تواناساز، توانایی سازمان را برای بقا در محیط پرتلاطم و پویا ارتقا دهند و زمینه ساز بلوغ یافتگی جو سازمانی را فراهم نمایند.
اثربخشی آموزش خودنظم دهی هیجانی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی نوجوانان دارای نشانه-های اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودنظم دهی هیجانی بر افزایش انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی در نوجوانان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دارای نشانه های اضطراب اجتماعی در شهر کوهدشت در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از این جامعه، ۳۰ نفر که دارای پایین ترین سطح انعطاف پذیری شناختی و بالاترین سطح حساسیت بین فردی بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش، مداخله آموزشی خودنظم دهی هیجانی را در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد گردآوری و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) در نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر متغیرهای وابسته، تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دقیق تر، آموزش خودنظم دهی هیجانی منجر به افزایش معنادار انعطاف پذیری شناختی و کاهش معنادار حساسیت بین فردی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (p < 0.01). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه، می توان نتیجه گرفت که آموزش خودنظم دهی هیجانی یک مداخله مؤثر و مفید برای بهبود عملکرد شناختی-هیجانی نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی است و می توان از آن به عنوان یک روش درمانی مکمل برای ارتقای انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت در روابط بین فردی این افراد استفاده کرد.
شایستگی های لازم برای دستیابی به زندگی توحیدی رضایت بخش و اثرگذار در دنیای امروز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف دستیابی به فهرستی از شایستگی های لازم برای ساختن یک زندگی توحیدی در شرایط دنیای امروز، که از منظر فردی و اجتماعی رضایت بخش و اثرگذار باشد، انجام شد. روش: این پژوهش به روش آمیخته اکتشافی از طریق «مطالعه کتابخانه ای نظام مند» و استفاده از روش «دلفی اصلاح شده» و مصاحبه با جمعی از صاحب نظران حوزه های علوم دینی، علوم تربیتی و روان شناسی اسلامی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش با محوریت «اصل توحید» سامان گرفته و برای تفصیل آن از نظریه «حیّ متألّه» آیت الله جوادی آملی و نظریه «حیات معقول» علامه جعفری بهره برده شده است. در این پژوهش، 48 عنوان شایستگی در سه بخش «دانشی»، «اخلاقی» و «مهارتی» به دست آمد. یافته ها: بر اساس یافته های این پژوهش، انسان امروزین در مسیر ساخت زندگی توحیدی رضایت بخش و اثرگذار، نیازمند کسب شایستگی های بسیار متنوّعی است که این موضوع به نوبه خود نمایانگر حقیقت جامع و ذوابعاد انسان و زندگی انسانی است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند در زمینه تدوین یک برنامه آموزشی-تربیتی جامع نگر، کاربردی و متّکی بر مبانی عمیق دینی، یاری گر بسیاری از نهادها و مؤسسات کوچک و بزرگی باشد که به نحوی با امر خطیر تربیت نسل جدید سر و کار دارند.
شناسایی پیشران های توسعه منابع مالی واحدهای آموزشی مهارتی با هدف طراحی الگویی آینده نگر: مروری نظام مند با فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش عالی ایران سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
107 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف: افزایش هزینه های آموزش عالی طی سالیان اخیر و در عین حال نوسانات بودجه ای دولت ها و هزینه های رقیب آموزش عالی، نقصان در زیرساخت های کارگاهی به روز و مباحث مالی مرتبط با خدمات دانشجویی، وضعیت مالی آشفته و نابسامان واحدهای آموزشی مهارتی را متاثرخود نموده است. بررسی های پیشین در ایران نشان دهنده فقدان مطالعات جامع در زمینه توسعه منابع مالی در سطح واحدهای آموزشی مهارتی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشران های توسعه منابع مالی و به منظور طراحی الگویی آینده نگر برای واحدهای آموزشی مهارتی، اجرا شده است. روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی بوده و بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع مطالعات اسنادی- کتابخانه ای می باشد. بدین منظور با استفاده از مرور نظام مند مطالعات پیشین و روش فراترکیب، در قدم اول و برای بازشناسی پیشران های الگو، کلیدواژه های مختلف در مهم ترین پایگاه های اطلاعات علمی داخلی و خارجی جستجو و تعداد 107 اثر پژوهشی مرتبط در این زمینه شناسایی شدند. در قدم بعد و بر اساس شاخص های معین، تعداد 56 اثر علمی که به مطالعه پیشران های توسعه منابع مالی پرداخته اند، انتخاب و یافته های کلیدی آن ها با روش کدگذاری و تحلیل کیفی، تحلیل و فراترکیب شدند. یافته ها: دستاورد مرور نظام مند یافته های کیفی منابع کلیدی منتخب، استخراج و طبقه بندی314 مضمون کلیدی و پایه،34 مضمون سازمان دهنده فرعی در قالب 12 مضمون سازما ن دهنده اصلی می باشد؛ که مضامین سازمان دهنده اصلی شامل: توسعه راهبری و سکانداری آموزشی، توسعه مالیه و کارآمدسازی دانشگاهی، توسعه ارتباط با صنعت و جامعه، تجاری سازی دستاوردهای علمی و نوآوری دانشگاهی، توسعه تعاملات و همکاری های بین المللی، برنامه ریزی توسعه دانشگاهی، تعالی و توسعه فردی - سازمانی، توسعه کمک های خیرخواهانه و داوطلبانه، توسعه سازوکارهای قانونی و پیشران، توسعه سازوکارهای مالی، حمایتی و ترویجی، توسعه نهاد بازار و عوامل محیطی و بیرونی می شوند، که با استفاده از شاخص ضریب توافق کاپا، مورد تایید قرارگرفته است. نتیجه گیری: تمرکز زدایی و استقلال بخشی به تصمیمات واحدهای دانشگاهی مهارتی و محدود نمودن مداخلات دولتی در این زمینه باید از الویت های اصلی نظام آموزشی ایران شود. همچنین توجه به تعامل دوسویه و انطباق آموزش ها با نیازهای بازارکار و توجه به اصل رقابت پذیری و شبکه سازی منطقه ای در بخش های مختلف آموزش های مهارتی ضروری است. در این زمینه هم افزایی مستمر و سازنده با صنعت و گسترش شبکه حامیان دانشگاهی و هدایت آ ن به سمت و سوی توسعه منابع مالی در سطح واحدهای دانشگاهی مهارتی پیشنهاد می شود.
تحلیل سیاستی اقلیم یادگیری در دانشگاه : مدل غیرخطی تعامل تعهد، اعتماد و فناوری اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه آموزش عالی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۲
61 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تحلیل سیاستی اقلیم یادگیری در دانشگاهها و بررسی نقش تعهد سازمانی، اعتماد میانفردی و فناوری اطلاعات انجام گرفته است. هدف اصلی، شناسایی ترکیب بهینه این عوامل برای ارتقای یادگیری سازمانی در آموزش عالی ایران است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و بهروش توصیفی–تحلیلی انجام شد. برای مدلسازی روابط میان متغیرها از روش سطح پاسخ و طرح مرکب مرکزی استفاده شد. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه لرستان بود. دادهها از طریق پرسشنامه و در قالب ۱۵ سناریوی ترکیبی گردآوری و با نرمافزار Design Expert تحلیل شد. یافتهها: هر سه متغیر تعهد سازمانی، اعتماد میانفردی و فناوری اطلاعات اثر مثبت و معناداری بر اقلیم یادگیری دارند. تعهد سازمانی و فناوری اطلاعات دارای اثر غیرخطی و اشباعشونده بودند، در حالی که اعتماد میانفردی اثری خطی و پایدار نشان داد. همچنین تعامل معناداری میان تعهد سازمانی و فناوری اطلاعات مشاهده شد. بهترین وضعیت اقلیم یادگیری زمانی حاصل شد که هر سه عامل در سطح بالا و متعادل قرار داشتند. نتیجهگیری: اقلیم یادگیری مفهومی پویا و چندسطحی است که نیازمند سیاستگذاری تلفیقی در حوزه منابع انسانی و فناوری است. یافتهها الگویی کاربردی برای توسعه حرفهای اعضای هیئت علمی و تقویت زیرساختهای فناورانه ارائه میدهد.
شناسایی و ارزیابی وضعیت اینفلوئنسرهای توییتر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ظهور اینترنت و در پی آن ظهور شبکه های اجتماعی جهان را وارد عصر جدیدی کرد که معادلات و ساختار زندگی بشر را به کلی دگرگون کرد. از یک سو تعاملات اجتماعی بشر متحول گردید و ارتباطات بشر روزافرزون و انعطاف پذیر گردید و از سوی دیگر از خلال شبکه های اجتماعی اقیانوسی از داده ها ایجاد گردید. بازشناسی کاربران پر نفوذ و مشخص کردن رویکردهای سیاسی و جزئیات دیگر محصول مطالعه و مشخص شدن کنشگری و جایگاه اینفلوئنسرهای توییتر است. از همین روی هدف این پژوهش تحلیل کنشگری و جایگاه اینفلوئنسرهای توییتر فارسی است. این پژوهش با استفاده از تکنیک داده کاوی به تحلیل داده های خام شبکه اجتماعی توییتر پرداخته است. درواقع داده های خام از شبکه اجتماعی توییتر استخراج شد و پس از پالایش داده های خام به داده های ساختاریافته تبدیل و بر روی داده ها تحلیل صورت گرفت. نتایج این پژوهش مبتنی بر سه مولفه کارکرد، رویکرد سیاسی و دنبال کننده است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که عمدتاً کاربران بین 20 تا 30 هزار دنبال کنده سهم عمده ای در کارکردهای مختلف به جز کارکرد شخصیت مذهبی دارد و سهم عمده دسته دنبال کننده بیش از 200 هزار در کارکرد رسانه ها است. رویکرد سیاسی معارض به جز دسته 20 تا 30 هزار رویکرد غالب در کلیه دسته ها است. هم چنین عاملیت عمده رویکرد سیاسی معارض در کارکرد های مختلف نظیر فعالان فرهنگ و رسانه، شخصیت های علم و فناوری، رسانه ها، غیراخلاقی و سلبریتی ها است. از طرف دیگر کنشگری عمده رویکرد اصول گرا در دو کارکرد شخصیت مذهبی و سیاسیون است.