ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۶۰ مورد از کل ۳٬۰۳۷ مورد.
۴۱.

سازوکارهای انحصار پنهان در پلتفرم های دیجیتال ایران: بازاندیشی در سیاست گذاری اقتصاد دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انحصار پنهان پلتفرم دیجیتال قدرت پلتفرم سیاست گذاری دیجیتال

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۷
پژوهش حاضر با هدف شناسایی سازوکارهای شکل گیری «انحصار پنهان» در پلتفرم های دیجیتال ایران انجام شده است؛ پدیده ای که برخلاف انحصار آشکار، نه از طریق حذف مستقیم رقبا یا سلطه قیمتی، بلکه از مسیرهایی تدریجی، نامحسوس و مبتنی بر بستر نهادی شکل می گیرد. این مطالعه با بهره گیری از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، داده های خودرا ازطریق ۱۸مصاحبه نیمه ساختاریافته با مدیران پلتفرم ها، سیاست گذاران، فعالان صنفی و پژوهشگران اقتصاد دیجیتال گردآوری کرده است. یافته های پژوهش با تلفیق دو رویکرد تحلیلی مکمل: (۱) سیاست گذاری و تنظیم گری رقابت (بالا به پایین) و (۲) منطق درونی مدل کسب وکار پلتفرمی (پایین به بالا) چارچوبی سه بُعدی شامل ابعاد ساختاری، رفتاری و نهادی ارائه می دهد که امکان فهم عمیق تر و چندلایه انحصار پنهان را در بوم سازگان ایران فراهم می سازد. در این چارچوب، انحصار پنهان به عنوان تجلی کنترل پنهان پلتفرم در بعد رفتاری تفسیر شده که در نقطه تلاقی میان بعد ساختاری (یعنی طراحی و معماری پلتفرم) و بعد نهادی(یعنی بهره برداری منفعل از خلأهای سیاستی و تنظیم گری) رخ می دهد. این نوع انحصار، در قالب چرخه ای خودتقویت شونده، بازتولید می شود. پژوهش نشان می دهد که پلتفرم های دیجیتال برای تثبیت سلطه خود، الزاماً نیازمند نوآوری های تهاجمی نیستند، بلکه با تکیه بر ضعف نظارت و خلأهای حکمرانی دیجیتال، جایگاه مسلط خود را حفظ و تقویت می کنند که این امر به تداوم انحصار پنهان نیز می انجامد. در نهایت، چارچوب سه بعدی این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی نظری برای تحلیل حکمرانی دیجیتال و ارائه راهکارهای مقابله با سلطه پلتفرمی مورد استفاده قرار گیرد. براین اساس، توصیه می شود سیاست های تنظیمی در ایران به صورت اقتضایی، چابک و منطبق با منطق کسب وکار پلتفرم ها طراحی شوند؛ چرا که مداخلات کلی نگر و دیرهنگام، نه تنها اثربخشی لازم را ندارند بلکه می توانند به تقویت و تثبیت انحصار پنهان بیانجامند.
۴۲.

طراحی الگوی برنامه درسی تربیت معلم با رویکرد آینده پژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوی برنامه درسی تربیت معلم آینده پژوهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۷۴
هدف پژوهشی: هدف این پژوهش، طراحی الگوی برنامه درسی تربیت معلم با رویکرد آینده پژوهی بوده است.  روش پژوهشی: این مطالعه با روش تحقیق نظریه داده بنیاد کلاسیک انجام شده است. جامعه پژوهش را متخصصان آینده پژوهی، متخصصان علوم تربیتی و مدرسین دانشگاه فرهنگیان و سایر دانشگاه های کشور در سال های 1402-1404 تشکیل دادند. با استفاده از نمونه گیری نظری، تعداد 23 نفر از اساتید برنامه ریزی درسی برای مصاحبه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه عمیق و غیرساختاریافته بود و داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شدند.  یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که الگوی برنامه درسی تربیت معلم با رویکرد آینده پژوهی از ده بعد اصلی تشکیل شده است. این ابعاد عبارتند از: اهداف یادگیری، محیط یادگیری، محتوای یادگیری، گروه بندی یاددهی-یادگیری، منابع/مواد یادگیری، فعالیت های یادگیری، زمان بندی یادگیری، نقش معلمان، ارزشیابی یادگیری و منطق یادگیری.  نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که برای تربیت معلمانی که بتوانند نیازهای آینده را پیش بینی و پاسخ دهند، لازم است برنامه درسی جامعی طراحی شود که این ده بعد را به طور هماهنگ و با نگاه آینده نگرانه در بر گیرد. این الگو می تواند به عنوان چارچوبی اساسی برای بازنگری و تدوین برنامه های درسی تربیت معلم مورد استفاده قرار گیرد.
۴۳.

آزمون رابطه عوامل دین داری با کج روی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دین داری کج روی اجتماعی کنترل اجتماعی مشارکت مذهبی پیشگیری از انحراف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۸۹
هدف: دین به مجموعه ای از باورها، مناسک و قواعد اخلاقی از سوی خداوند، اطلاق می شود که با نهادینه شدن آن در خلقیات و کردار انسانی، نقش کنترلی و پیشگیرانه پیداکرده، منجر به کاهش بزهکاری و کج روی اجتماعی می شود. هدف اصلی این پژوهش، آزمون رابطه عوامل دینداری با کج روی اجتماعی بود. روش: روش تحقیق حاضر، فراتحلیل کمّی و جامعه آماری آن، 80 مورد است که بر حسب ملاک ورود و خروج، 48 مطالعه برای فراتحلیل در فاصله زمانی 1383 تا 1403 انتخاب شدند. از دیدگاه نظری دورکیم، هیرشی و استارک، برای تبیین این رابطه استفاده شده است. بعد از ورود داده ها(ضریب همبستگی، حجم نمونه و سال پژوهش) به cma2، نتایج آزمون آماری d کوهن و f فیشر نشان می دهد که با افزایش میزان دینداری از گرایش به کج روی اجتماعی کاسته می شود و مقدار ضریب اثر نهایی آن برابر با 0.451 است. یافته ها: بین عوامل دینداری، از جمله: مشارکت در مناسک دینی(0.389)، باورهای دینی خانواده(0.208)، سبک زندگی دینی(0.412) و دینداری دوستان(0.277) با کج روی اجتماعی، رابطه معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: دینداری، قوی ترین متغیّر در تبیین رفتارهای کج روانه محسوب می شود. با تقویت الگوهای دینداری به طور رسمی و غیر رسمی(خلق سرمایه اجتماعی مذهبی) از طریق منابر، مساجد، مؤسسات علمی و سازمانی و همچنین سازمانهای مردم نهاد دینی(سمن) در جامعه می توان میزان آسیب و مسائل اجتماعی(خودکشی، سرقت، سوءمصرف مواد، طلاق و غیره) را کاهش داد.
۴۴.

کشف ابعاد فرااخلاق در محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی: مطالعه ای فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرااخلاق هوش مصنوعی محیط یادگیری مطالعه فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: هوش مصنوعی با توانایی بی نظیر خود در نوآوری، انقلابی در محیط های یادگیری ایجاد کرده است. با این حال، می بایست چالشهای اخلاقی آن نیز در نظر گرفته شود. هدف این مطالعه، کشف ابعاد فرااخلاق در محیط های یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی با رویکرد فراترکیب بود. روش: این مطالعه بر اساس هدف، تحقیق کاربردی؛ با توجه به ماهیت داده ها، تحقیق کیفی و با توجه به اجرای آن، جزء پژوهشهای فراترکیب با رویّه هفت مرحله ای سندولوسکی و بارسو(2006) بود. کلیدواژه های مشخص در پایگاههای اطلاعاتی مجلات نور، مگیران، سیویلیکا، گنج، علم نت؛ آی جت، اریک، اسکوپس، ساینس دایرکت و گوگل اسکالر جستجو شد و پس از چندین مرحله غربالگری، در  نهایت 23 مقاله انتخاب و با کدگذاری و تحلیل مضمونی و متاسنتزی به شش مؤلفه ختم شد. یافته ها: مؤلفه های انصاف و برابری، حفظ حریم خصوصی و امنیت، عدم سوء استفاده، استقلال و خودمختاری، شفافیت و توضیح پذیری و همکاری میان رشته ای، در این مطالعه بررسی شد. بررسی ها نشان داد که ادغام ملاحظات فرااخلاقی با هوش مصنوعی، محیط های یادگیری اخلاقی تر و مؤثرتری را پرورش می دهد. این ترکیب منحصر به فرد، پیشرفتهای معناداری را در فنّاوری آموزشی امکان پذیر می کند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که این مؤلفه ها با ترکیب بینش فلسفی با اجرای عملی، مبنایی برای چارچوب آموزشی متحول کننده فراهم می کنند که مربیان و یادگیرندگان را نه تنها برای استفاده از ابزارهای پیشرفته هوش مصنوعی، بلکه برای ارزیابی انتقادی خروجی های آنها نیز آماده کرده و در نتیجه، نسل جدیدی از متخصصان اخلاق مدار و آگاه به فنّاوری را پرورش می دهند.
۴۵.

مرور سیستماتیک کارکردهای نظام نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظام نوآوری تحلیل پویایی نظام نوآوری تحلیل کارکردی نظام نوآوری خط مشی نظام نوآوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۳
نوآوری موتور محرکه اقتصادی قرن 21ام است که در یک محیط ایزوله اتفاق نمی افتد. نوآوری ها در نظام های نوآوری رخ می دهند. نظام های نوآوری مجموعه ای از نهادها، سازمان ها و روابط میان آنها هستند که برای تاثیرگذاری بر فرآیندهای نوآوری می بایست کارکردهای مشخصی داشته باشند. کارکردهایی که هدف غایی تمامی آنها خلق و اشاعه نوآوری است. تاکنون نظریه های مختلفی پیرامون کارکردهای نظام نوآوری انجام شده که هر یک به ترکیب خاصی از فعالیت ها اشاره دارند. در این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام مند تلاش شد تا نظریه های پیشین مطالعه و مرور کاملی از آنها انجام شود. در نهایت و با جمع بندی کارکردهای پیشین، 7 کارکرد فعالیت های کارآفرینانه و استارت آپی، توسعه دانش، اشاعه دانش، هدایت مسیر جستجو، بازارسازی، بسیج منابع و مشروعیت بخشی معرفی شدند.
۴۶.

تأثیر عوامل اجتماعی بر شیفتگی تحصیلی دانشجویان مهندسی با میانجیگری احساس تعلق به محیط آکادمیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حمایت خانواده حمایت دانشگاه حمایت جامعه شیفتگی تحصیلی احساس تعلق آکادمیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۵
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر عوامل اجتماعی بر شیفتگی تحصیلی دانشجویان مهندسی با میانجیگری احساس تعلق به محیط آکادمیک بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بوده و با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. جامعه آماری شامل دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه صنعتی اصفهان در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود و نمونه آماری به روش خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه ادراک حمایت خانواده (پروسدیاتو و هلر، ۱۹۸۳)، حمایت دانشگاهی از دانشجویان (مازر و تامسون، ۲۰۰۹)، پرسشنامه حمایت اجتماعی (واکس و همکاران، ۱۹۸۶)، پرسشنامه احساس تعلق آکادمیک (اندرسون و همکاران، ۲۰۰۲) و پرسشنامه شیفتگی تحصیلی (مارتین و جکسون، ۲۰۰۸) بود. داده ها با نرم افزارهای SPSS و AMOS تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان دهنده وجود رابطه میان حمایت های اجتماعی، خانوادگی و دانشگاهی با شیفتگی تحصیلی و همچنین وجود رابطه غیر مستقیم این متغیرها با میانجی گری احساس تعلق آکادمیک است. علاوه بر این، میان حمایت های اجتماعی، دانشگاهی و خانوادگی با احساس تعلق آکادمیک و میان احساس تعلق اکادمیک با شیفتگی تحصیلی رابطه وجود دارد. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهند که خانواده، اجتماع و دانشگاه باید توجه داشته باشند که حمایت از دانشجویان زمانی به افزایش شیفتگی تحصیلی آنها منجر می شود که پیش از هر چیز اقداماتی برای تقویت احساس تعلق دانشجویان به محیط آکادمیک انجام دهند.
۴۷.

تحلیل و نقد جریانهای معماری اسلامی و معرفی جریان برگزیده با تکیه بر مبانی دانش جریان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: معماری اسلامی جریان شناسی رویکرد تحولی جریان برگزیده تمدنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف: امروزه وجود حلقه های متکثّر از گفتمانهای مختلف دانشی، باعث شده است که نسبت به تغییر پدیده ها از جمله معماری، فهم درستی صورت نگیرد و به نظر می رسد باید رویکردی جریانی در تاریخ وجود داشته باشد تا بتواند بین حلقه های ظاهراً متکثر تاریخ، یک حلقه وصل، ایجاد و فهم حرکت تاریخی را برای پژوهشگر سهل کند. بر این اساس، به نظر می رسد بازشناسی جریانهای معماری اسلامی با تکیه بر نوع و طبقه بندی جریانها و نوع کارامدی و مبانی و روش شناسی آنها می تواند در فهم و انسجام جریانها و ارائه راه حلهای تحولی آینده، بسیار کارساز باشد. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل و نقد جریانهای معماری اسلامی و معرفی جریان برگزیده با تکیه بر مبانی دانش جریان شناسی بود. روش: روش پژوهش حاضر، توصیفی- تحلیلی است. یافته ها: با مطالعه جریانهای مختلف معماری اسلامی و تکیه بر روش و دانش جریان شناسی، همواره جریان کارامد برای تحول معماری از وضع موجود به سوی مطلوب را معرفی شده است. نتیجه گیری: همواره جریان تمدنی واقع گرایانه، مناسب ترین جریان برای تغییروتحول معماری از وضع موجود به وضعیت مطلوب معرفی می شود؛ زیرا نسبت به سایر جریانها دارای رویکرد جامع گرایانه و حکیمانه به دانش معماری است.
۴۸.

تحليل سرديّ لقصة موسی والخضر في القرآن الكريم علي ضوء منهج تودوروف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: القصص القرآنی السردیات البنیویه تزفیتان تودوروف الإعجاز السردی التحلیل اللفظی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۹
یستخدم القرآن الکریم اللغه العربیه والهیاکل السردیه لنقل رسائله الإلهیه بطریقه مؤثره. تتناول هذه الدراسه تحلیل المظهر اللفظی لقصه موسى والخضر فی سوره الکهف (الآیات 60-82) وفق منهج تزفیتان تودوروف السردی. ترکز الدراسه على أربعه مستویات: الوجه، الزمن، زاویه الرؤیه، والنبره، مع تحلیل عناصر النظام، الاستمراریه، والتکرار، لإظهار کیفیه التزام النص بالمبادئ البنیویه. تُظهر النتائج أن النقل المباشر یعزز الحضور الدرامی، والانزیاحات الزمنیه تزید التشویق، بینما یکشف مزج الرؤیتین الخارجیه والداخلیه عن التباین بین العلم الظاهری والباطنی. کما توجّه النبره التعلیمیه والتحذیریه المتلقی نحو التأمل فی الحکمه الإلهیه. یبرز هذا التحلیل الإعجاز السردی للقرآن من خلال الربط بین السردیات الحدیثه والنص الدینی، مع الإشاره إلى أن منهج تودوروف، رغم فعالیته، یواجه تحدیات فی تحلیل النصوص الدینیه بسبب طبیعتها الإلهیه، مما یتطلب دمج أدوات لغویه إضافیه. تقدّم الدراسه رؤیه جدیده للدراسات القرآنیه، وتؤکد إمکانیه تطبیق المنهج على قصص قرآنیه أخرى لاستکشاف أبعادها السردیه والدلالیه.
۴۹.

اصول تربیتی جِهاد تبیین با تأکید بر اصول مقابله با جهل مرکّب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اصول تربیتی جهاد تبیین جهل مرکب موانع شناخت قرآن و عترت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف: تبیین کارامدی نظام مبتنی بر ولایت فقیه، مستلزم تبیین مبانی معرفتی انقلاب اسلامی، دستاوردهای مادی و معنوی نظام اسلامی و موانع ایجاد شده توسط نظام استکبار است. اما اقناع شدن و پذیرش مخاطب تبیین، گاهی با موانعی مواجه می شود. هدف مقاله حاضر، یافتن اصول تربیتی مبتنی بر معارف قرآن و عترت به منظور مقابله با جهل مرکّب به عنوان مانعی برای موفقیت در جهاد تبیین بود. روش: روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی است که با استناد به منابع کتابخانه ای انجام شده است. یافته ها: اسباب ایجاد جهل مرکّب نسبت به شناخت مبانی معرفتی انقلاب اسلامی و میزان کارامدی آن، در سه دسته گرایشی(مانند تعصّبات حزبی)، بینشی(مانند تقلید کورکورانه یا تبعیت از گمان) و رفتاری(مانند خوردن مال حرام) قرار می گیرند. بر این اساس، اصول تربیتی مقابله با جهل مرکّب عبارتند از: یادآوری و هشدار نسبت به توهّم دانایی؛ تزکیه و تهذیب اخلاقی متربّی؛ تواضع علمی و پرهیز دادن نسبت به غرور و فریفتگی علمی؛ ارزشیابی مستمر روشهای کسب اطلاعات و اخبار و روشهای استنتاجی به صورت معتدل. نتیجه گیری: رعایت اصول تربیتی قرآن بنیان می تواند با رفع موانع شناخت حقیقت، به منظور مقابله با جهل مرکّب و زمینه سازی برای موفقیت جِهاد تبیین، مفید واقع شود.
۵۰.

نرجسية حكام الأهواز الشعراء (دراسة شعر الأمير الشاعر علي بن خلف المشعشعي علي ضوء نظرية هاينز كوهت)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الأهواز المشعشعیون علی بن خلف المشعشعی النرجسیه هاینز کوهت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۷
کانت الأهواز مرکزاً حضاریاً وثقافیاً مهماً فی العصور المختلفه، حیث تُعدّ محلاً حیویاً للتجمعات الأدبیه والثقافیه والعلمیه. وبعد ما أوشک الأقلیم علی الانحطاط من حیث التطور والثقافه والأدب فی العصر العثمانی، ظهر المشعشعیون مؤسّسین إمارتهم فی مدینه الحویزه، ومساهمین بإحیاء الإقلیم وتطویر الأدب. کان الأمیر علی بن خلف المشعشعی أحد المتضلّعین بالأدب فی تلک الفتره، حیث کان من أبرز أدباء عصره. إنه شاعر مفلق نظَمَ الشعر فی أغراض شتّی کالفخر، والقومیه، والوطنیه والسیاسه وغیرها من الأغراض، کما کان کثیراً ما یتباهی بنفسه وقومه ونسبه، وهذا ما دفع الباحث إلی محاوله کشف نرجسیه الشاعر وتبیین مواضع تجلی خصائص الشخص النرجسی فی دیوانه. ومن هذا المنطلق، قام الباحثون بتحلیل کل دیوان الشاعر المسمی "خیر أنیس لخیر جلیس"، ودراسه النرجسیه فی شعره علی ضوء نظریه هایز کوهت اعتماداً علی المنهج النفسی. وقد أظهرت النتائج أنَّ کلَّ الخصائص الخمس للشخص النرجسی المتمثّله بالمبالغه فی مدح الذات بصفات العظمه، وإعطاء قیمه عالیه للأفعال والبحث عن المثالیه للذات، ورسم الطموح العالیه للنفس والأهداف النبیله، واحترام الذات وإعطاء قیمه عالیه للأفضال الشخصیه، والبحث عن المثالیه فی الآباء من حیث المرکز والعطاء، التی استُخلصت من آراء کوهت فی النرجسیه، قد تجلت فی شعر علی بن خلف. وکذلک شوهِدت هذه الخصائص فی کل الأغراض الشعریه السبع التی نظم بها الشاعر، کما تبیّن أنّ الدیوان المحتوی علی 347 بیتاً شعریاً یحمل الخصائص النرجسیه فی 100 بیت منه، أی ظهرت النرجسیه بنسبه 28.82 % فی کل دیوان علی بن خلف المشعشعی.
۵۱.

المؤسسات الرقابية القضائية ومسؤوليتها المدنية في الحوادث الوطنية (دراسة حادثة بلاسكو أنموذجا)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: المسؤولیه المدنیه المؤسسات الرقابیه القضائیه الحوادث الوطنیه حادثه مبنى بلاسکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۶
المسؤولیه المدنیه هی الالتزام بتعویض ضرر یُلحقه شخص بآخر، سواءً نشأ الضرر فی إطار علاقه تعاقدیه أو غیر تعاقدیه. وتضطلع المؤسسات الرقابیه القضائیه، مثل النیابه العامه، ومنظمه التفتیش العامه، ومدیریه الوقایه فی السلطه القضائیه، وفی إطار مهامها الموکله إلیها وصون الحقوق العامه؛ بواجب التفتیش المستمر لضمان حسن تنفیذ القوانین. حتى وعند ملاحظه أی مخالفه، تتخذ الإجراءات القانونیه مباشره ودون الحاجه إلى تقدیم شکوى، من أجل وقف مسار المخالفات الضاره فی مراحلها المبکره، وقبل وقوع الحوادث قدر الإمکان. ومن ثم فإن تحقق الرقابه الفاعله یقلل إلى أدنى حد ممکن من احتمالات وقوع الحوادث الضاره. وانطلاقا من القواعد الفقهیه والقانونیه، مثل قاعده «لا ضَرَرَ وَلا ضِرارَ فی الإسلام»، التی تنفی وقوع أی الضرر- حتى فی بعض الحالات التی ینشأ فیها الضرر عن ممارسه شخص لحق مشروع - إذا وقع ضرر ناجم عن الإخلال بتنفیذ واجبات الرقابه أو التقاعس عن مواجهه المخالفین، فإنه یندرج تحت إطار المسؤولیه المدنیه ویجب التعویض عنه. فی هذه المقاله، ومن خلال دراسه حاله حادثه بلاسکو، وبعد استعراض مهام المؤسسات الرقابیه القضائیه وإیضاحها، قمنا بتحدید المسؤولیه التی نجمت عن غیاب الرقابه الوقائیه من جانب المؤسسات الرقابیه القضائیه، وتوصلنا فی النهایه إلى أن مسؤولیتها، بصفتها عاملا من العوامل المؤدیه إلى وقوع الأضرار، هی مسؤولیه لا یمکن إنکارها وعلیه فقد اقترحنا فی الختام مسوده ماده قانونیه تُعرض للمراجعه والإقرار، بهدف وضع آلیه للوقایه من تکرار مثل هذه الأحداث.
۵۲.

بازمهندسی نظام موضوعات علم بر اساس روش تحقیق تکاملی؛ پیش نیاز تحول در علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحول در علوم انسانی بازمهندسی نظام موضوعات علم مدیریت روش تحقیق تکاملی قاعده روشی «درون بیرون ارتباط»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۲
مقدمه و اهداف: تحول در علوم انسانی به عنوان موضوعی پیچیده، نیازمند نرم افزار یا الگوی شناسایی، ارزیابی و تصمیم گیری است. نخستین گام در این زمینه -  به عنوان پیش نیاز تحول -  بررسی، واکاوی و تفرس در منابع موجود این علوم و ارائه طبقه بندی جامع از آنهاست؛ زیرا این علوم در وضعیت خلأ به سر نمی برند و در تمام عرصه ها، علوم تحقق یافته ای وجود دارد. این کار با هدف آگاهی دقیق از علم محقَّق شده، ایجاد انسجام در این علوم و نمایش آن در یک الگو به منظور مشخص شدن کاستی ها، جهت دهی مطالعات آتی و کمک به پژوهشگران برای انتخاب مسیر و جهت گیری صورت می پذیرد. درواقع، «بازمهندسی علوم انسانی»، به عنوان نخستین گام در این راستا و نقطه عزیمت به سوی تحول، باید با قوت برداشته شود. در این راستا، نویسندگان این اثر، در بین علوم انسانی، «دانش مدیریت» را جهت هدف این پژوهش مورد توجه قرار داده اند و در پی بازمهندسی نظام موضوعات این دانش و طبقه بندی آنچه در آن تولید شده، رفته اند. پژوهش حاضر در پی آن است تا با استفاده از یک منطق ازپیش تعیین شده از روش تحقیق تکاملی، آنچه از ابتدا تاکنون در این دانش تولید شده را در یک الگوی جامع طبقه بندی کند. این الگو که از فراتحلیل متون مدیریت به دست آمده است، قالبی برای خوانش مدیریت است که افزون بر نمایش موجودی ها و مفصل بندی علم مدیریت، کاستی های این علم را نیز نمایش می دهد. این اثر آشفتگی ذهنی و پراکندگی ای را برطرف می کند که مخاطب غیرمدیریتی آن را حس می کند و برای کسانی مفید خواهد بود که کمتر در فضای مدیریت هستند؛ زیرا در یک نگاه، فهم کلی از دانش مدیریت را ارائه می دهد. روش: در فاز مقدماتی تحقیق، به منظور تأمین مواد اولیه پژوهش از روش تحقیق دانشگاهی استفاده شده است. براساس پیاز پژوهش ساندرز، مبنای فلسفی تحقیق، تفسیری و جهت گیری آن بنیادی می باشد. همچنین پژوهش حاضر به لحاظ روش، توصیفی - کیفی و دارای رویکردی استقرایی است. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها و شناسایی الگو نیز از شیوه تحلیل مضمون استفاده شده است. در فاز اصلی تحقیق (روش تحقیق تکاملی)، به منظور بازمهندسی نظام موضوعات دانش مدیریت، از روش تحقیق تکاملی استفاده شده است. این روش مبتنی بر فلسفه نظام ولایت و توسط مرحوم علامه سیدمنیرالدین حسینیe ارائه شده است. نقطه عزیمت و خاستگاه این حرکت فکری گرایش ها، باورها و قدرمتیقن های دینی است و از مفاهیم انکارناپذیر برای ایجاد روش تحقیقی استفاده می کند که توان تولید تصرف در عینیت را دارد. براساس این روش، کدهای به دست آمده از فاز مقدماتی، در قالب سه دسته کد اصلی «فعل، موضوع و هدف» طبقه بندی شده اند. این سه دسته در طبقه بندی شامل تری تحت عنوان «درون علم» قرار گرفته و به همراه طبقه «بیرون علم» (مبانی، مکتب، نظریه) و «ارتباط» (پیدایش، تغییر، تکامل) جدول و الگوی نظام موضوعات علم مدیریت را به نمایش گذاشته اند. نتایج: مبتنی بر روش تحقیق تکاملی، کدهای به دست آمده در مرحله مقدماتی در سه  دسته درون، بیرون و ارتباط طبقه بندی شده و در قالب جدول 1 در هم ضرب می شوند که نظام موضوعات دانش مدیریت را در 27 حوزه بازمهندسی می کند که هر حوزه ممکن است حاوی دانش هایی باشد که آن دانش ها نیاز به تکمیل یا اصلاح دارند یا حوزه هایی که اصلاً ادبیاتی در آن تولید نشده است.   جدول 1: طبقه بندی کدهای به دست آمده در مرحله مقدماتی بیرون مبانی مکتب نظریه ارتباط درون پیدایش تغییرات تکامل پیدایش تغییرات تکامل پیدایش تغییرات تکامل فعل 1. تأثیر مبانی در پیدایش فعل مدیریت 2. تأثیر مبانی در تغییرات فعل مدیریت 3. تأثیر مبانی در تکامل فعل مدیریت 4. تأثیر مکتب در پیدایش فعل مدیریت 5. تأثیر مکتب در تغییرات فعل مدیریت 6. تأثیر مکتب در تکامل فعل مدیریت 7. تأثیر نظریه در پیدایش فعل مدیریت 8. تأثیر نظریه در تغییرات فعل مدیریت 9. تأثیر نظریه در تکامل فعل مدیریت موضوع 10. تأثیر مبانی در پیدایش موضوع مدیریت 11. تأثیر مبانی در تغییرات موضوع مدیریت 12. تأثیر مبانی در تکامل موضوع مدیریت 13. تأثیر مکتب در پیدایش موضوع مدیریت 14. تأثیر مکتب در تغییرات موضوع مدیریت 15. تأثیر مکتب در تکامل موضوع مدیریت 16. تأثیر نظریه در پیدایش موضوع مدیریت 17. تأثیر نظریه در تغییرات موضوع مدیریت 18. تأثیر نظریه در تکامل موضوع مدیریت هدف 19. تأثیر مبانی در پیدایش هدف مدیریت 20. تأثیر مبانی در تغییرات هدف مدیریت 21. تأثیر مبانی در تکامل هدف مدیریت 22. تأثیر مکتب در پیدایش هدف مدیریت 23. تأثیر مکتب در تغییرات هدف مدیریت 24. تأثیر مکتب در تکامل هدف مدیریت 25. تأثیر نظریه در پیدایش هدف مدیریت 26. تأثیر نظریه در تغییرات هدف مدیریت 27. تأثیر نظریه در تکامل هدف مدیریت بحث و نتیجه گیری: پژوهش حاضر، پیش نیاز تحول در هر یک از علوم انسانی را بررسی و طبقه بندی دقیق آنچه در این علوم محقق شده است، می داند. روش تحقیق تکاملی این بررسی و طبقه بندی را با عنوان «بازمهندسی نظام موضوعات» ارائه می دهد؛ به طوری که می توان ادعا کرد جنبه ای از این علوم باقی نمانده که در الگوی نهایی پژوهش دیده نشده باشد. طبقه بندی علوم محقق فعلی در این چهارچوب، افزون بر نمایش جایگاه دقیق موضوعات می تواند جایگاه هایی که کمتر مورد نظر اندیشمندان قرار گرفته را نیز نمایش دهد. در چهارچوب ارائه شده از موجودیت علم مدیریت، سه دسته اصلی «فعل، موضوع، هدف» ارائه و اثرات لایه های بالاتر یعنی مبانی و مکتب و حتی نظریات بر این سه نشان داده شده است. مبتنی بر جدول نهایی این پژوهش و همچنین الگوی نمادین ارائه شده در انتهای مقاله، می توان بیان نمود یکی از مواردی که محل تحول می تواند باشد، تغییر در مبانی است که مکاتب و در ادامه نظریات را تحت تأثیر قرار می دهد. به طورمثال، انسان شناسی پارادایم های جامعه شناسی سازمان و مدیریت نشان می دهد هیچ یک، از ساحت های مادی انسان فراتر نرفته اند. طبیعی است که این نگاه در مکاتب و نظریات و در ادامه فعل، موضوع و هدف مدیریت خود را نشان می دهد؛ ازاین رو عنایت به مبانی یکی از بزنگاه ها در تحول علوم انسانی است.
۵۳.

واکاوی روش شناسی واسازی در پژوهش کیفی (از تئوری تا عمل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: واسازی پژوهش کیفی دریدا تحلیل انتقادی مدیریت آموزشی معنا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۴
مقدمه و اهداف: فهم عمیق پدیده های اجتماعی و فرهنگی در دنیای پیچیده امروز، حیاتی است. پژوهش های کیفی، با تمرکز بر تجارب زیسته و معانی برساخته شده، دریچه ای به سوی درک این پیچیدگی ها می گشایند. داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی، به دلیل ماهیت چندوجهی و ابهام، نیازمند روش های تحلیلی عمیق ترند. «واسازی»، رویکردی نوآورانه است که با بررسی ابعاد مختلف پدیده، امکان دستیابی جامع تر به داده ها و نتایج را فراهم می کند. واسازی، افسانه «وضوح» متن را به چالش می کشد و بخش های پنهان سنت فلسفی را آشکار می کند. واسازی، وجهی از نقد متافیزیک است که با واکاوی ساختارها، خاستگاه و نقش مرکز مقتدر را برملا می کند. واسازی دریدایی به معنای تخریب نیست؛ بلکه ریشه در اندیشه های ژاک دریدا دارد و با مفاهیمی چون «مرکززدایی»، «دیفرانس» و «بازی معنا» به نقد لوگوسانتریسم می پردازد. دریدا، با زیر سؤال بردن ثبات معنا، زمینه ای برای خوانش های چندگانه ایجاد می کند. او معتقد است هر متنی، حضور «دیگری» را منعکس می کند که کلید فهم معناست. کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی، با وجود پتانسیل بالا، با چالش هایی روبه روست. پیچیدگی مفهومی، ابهام در اجرا و نیاز به تفسیر دقیق، از جمله دشواری های پژوهشگران است. ازاین رو، تبیین چهارچوبی عملیاتی و ارائه راهکارهای کاربردی برای واسازی در پژوهش های کیفی، ضروری است. این پژوهش، با هدف واکاوی روش شناسی واسازی در تحلیل داده های کیفی و ارائه چهارچوبی عملیاتی، درصدد پاسخگویی به سؤالاتی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی است. سؤال اصلی پژوهش این است که چگونه می توان با واسازی، به تحلیل و تفسیر دقیق تر داده های کیفی دست یافت؟ هدف نهایی، ارائه راهکارهایی برای به کارگیری مؤثر واسازی و فهم عمیق تر پدیده هاست. روش: این پژوهش، روش واسازی را به عنوان رویکردی نوآورانه در تحلیل داده های کیفی، به ویژه در حوزه های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی بررسی می کند. پیچیدگی داده های کیفی، نیاز به روش های تحلیلی عمیق تر، مانند واسازی را ایجاب می کند. واسازی با آشکارسازی مفروضات پنهان، تناقضات درونی و روابط قدرت، تحلیل چندوجهی و انتقادی را ممکن می کند. این پژوهش با بررسی مبانی فلسفی واسازی، به ویژه اندیشه های دریدا، و ارائه چهارچوبی عملیاتی، به پرسش هایی در مورد روش ها، ابزارها، مزایا، چالش ها و کاربردهای واسازی در پژوهش های کیفی پاسخ می دهد. برای انجام این پژوهش مروری، جستجوی نظام مند منابع علمی در پایگاه های داده داخلی با کلیدواژه های «واسازی»، «پژوهش کیفی»، «دریدا»، «تحلیل انتقادی»، «مدیریت آموزشی» و «معنا» انجام شد. معیار ورود به مطالعه، مقالات فارسی زبان در مورد کاربرد واسازی در پژوهش های کیفی بود. پس از غربال گری اولیه عناوین و چکیده ها، 21 مقاله برای مطالعه کامل انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهند واسازی با زیر سؤال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی و فرهنگی و توسعه نظریه های جدید کمک می کند. در مدیریت آموزشی، این رویکرد با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور طراحی می کند. پیچیدگی واسازی، نیاز به آموزش و تمرین کافی و توجه به زمینه را ضروری می کند. واسازی به عنوان رویکردی مکمل، تفکر انتقادی را تقویت و زمینه تحولات مثبت در علوم انسانی را فراهم می کند. این پژوهش با بررسی نقاط قوت و ضعف واسازی، درک جامع تری از این روش ارائه و ارتباط آن با سایر روش های کیفی را بررسی می کند. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که واسازی، با زیر سؤال بردن ثبات معنا، به درک عمیق تر پدیده های اجتماعی، فرهنگی و تربیتی و توسعه چهارچوب های نظری نوین کمک می کند. این رویکرد، با آشکارسازی پیش فرض های پنهان، روابط قدرت و تناقضات درونی متن، زمینه ای برای خوانش های چندگانه و تفاسیر بدیع فراهم می کند. در مدیریت آموزشی، واسازی با تحلیل انتقادی برنامه های درسی، سیاست گذاری ها و فرایند ارزشیابی، باورهای رایج را به چالش می کشد و به طراحی سیستم های عادلانه تر و یادگیری محور کمک می کند. به عنوان مثال، واسازی مفهوم «نمره» در ارزشیابی تحصیلی، نشان می دهد که نمره نمی تواند به تنهایی معیار جامع سنجش یادگیری باشد و توجه به ابعاد دیگر یادگیری، مانند خلاقیت، تفکر انتقادی، مهارت های اجتماعی و توانایی حل مسئله، ضروری است. همچنین، یافته ها نشان می دهد واسازی می تواند به پژوهشگران در حوزه های مختلف علوم انسانی، ازجمله ادبیات، فلسفه، مطالعات فرهنگی و علوم اجتماعی، در درک بهتر پیچیدگی های متون و پدیده های اجتماعی یاری رساند. با استفاده از واسازی، می توان به نقد و تحلیل انتقادی مفاهیم، گفتمان ها و ساختارهای قدرت پرداخت و زمینه را برای تغییرات مثبت اجتماعی و تربیتی فراهم نمود. به طورمشخص، این پژوهش نشان داد که چگونه می توان با به کارگیری واسازی در تحلیل داده های کیفی، به ابعاد پنهان و ناگفته پدیده ها دست یافت و درک جامع تری از آنها به دست آورد. همچنین، یافته ها تأکید دارند که واسازی می تواند به عنوان ابزاری برای توانمندسازی گروه های به حاشیه رانده شده و تقویت صداهای نادیده گرفته شده مورد استفاده قرار گیرد. درنهایت، این پژوهش نشان می دهد که چگونه واسازی می تواند به عنوان یک روش مکمل در کنار سایر روش های کیفی، به درک بهتر و عمیق تر از پدیده ها کمک کند. بحث و نتیجه گیری: از تحلیل های انجام شده می توان نتیجه گرفت که رویکرد واسازی نه تنها ابزاری نوین برای بازاندیشی در ساختارهای فکری است، بلکه زمینه ای برای شکستن قوالب ثابت برداشت های معمول فراهم می آورد. نتایج به دست آمده مؤید هستند که با به کارگیری این روش، پژوهشگران قادر به جداسازی مفاهیم پیچیده از دیدگاه های سنتی و ارائه نقدی عمیق تر می شوند. رویکرد یادشده با تأکید بر پویایی معنا و فروپاشی موانع تثبیت شده، فرصت های بین رشته ای ایجاد نموده و موجب ارتقای دانش انتقادی و بسط نظریه های نوین شده است. یافته های حاضر نشان می دهد تأثیر مستقیم این رویکرد در حوزه های اجتماعی و تربیتی موجب تحول نگرش نسبت به مسائل متنی و نقد ساختاری شده است. استفاده دقیق از اصطلاحات واژگانی و آشکارسازی اثرات پنهان عملیاتی شواهد محکم جهت بازسازی چهارچوب های مرتبط با عدالت ارائه نمود. این روش با واگذاری مسئولیت تفسیری به خوانندگان و ایجاد مشارکت فکری در تفسیر متون، تعادل بین نقد و بازسازی را برقرار کرده است. افزون برآن، امکان تطبیق شناخت در شرایط متغیر تاریخی، زبانی و فرهنگی فراهم و چالش های مفهومی با دیدگاهی نوین ارزیابی شده است. به طورکلی، نتایج پژوهش پیشنهاد می کند که واسازی به دلیل قابلیت بازنگری مبانی نظری و انعطاف پذیری در تحلیل، می تواند به عنوان رویکرد مکمل در کنار سایر روش های کیفی به کار رود. این یافته ها نویدبخش توسعه روش های انتقادی هستند و چهارچوب عملیاتی ارائه شده افق های تازه ای در مطالعات علوم انسانی گشوده است. این نتایج به تبیین ساختارهای نوین و بهبود تفسیر معارف منجر شده است. پژوهش های آتی می توانند به بررسی تأثیر واسازی بر توانمندسازی افراد و گروه های به حاشیه رانده شده و همچنین، به نقش آن در ایجاد تغییرات اجتماعی بپردازند. تقدیر و تشکر: از استادان گران قدر که با حمایت ها و راهنمایی های ارزشمندشان، همواره الهام بخش و مشوق پیشرفت های علمی بوده اند، صمیمانه سپاسگزاریم. تعارض منافع: مؤلفان اعلام می کنند در اجرای این پژوهش هیچ تعارض مالی، اعتباری یا شخصی وجود نداشته و مراحل تحقیق به شیوه ای شفاف انجام شده است.
۵۴.

الگوی شایستگی های فردی مرجعیت علمی در اساتید دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مرجعیت علمی شایستگی های فردی صلاحیت حرفه ای فرهنگ محوری آموزش عالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۰ تعداد دانلود : ۱۱۶
هدف: مرجعیت علمی در نظام آموزش عالی کشور، نگاه محوری و موضوع اصلی پژوهش محسوب می شود. مرجعیت علمی اصالتاً پدیده ای فردمحور است و بر همین اساس، افرادی که در این فرایند قرار می گیرند، باید از صلاحیتهایی برخوردار باشند. لذا شناسایی شایستگی های مرجعیت علمی، موجب تسریع در روند دستیابی به این پدیده مهم می شود. هدف اصلی این تحقیق، شناسایی شایستگی های فردی مرجعیت علمی در اساتید دانشگاهی بود. روش: تحقیق حاضر در حوزه آموزش عالی انجام شده است. این تحقیق بر اساس هدف، کاربردی و بر اساس ماهیت روش، تحقیق کیفی است که با رویکرد اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش را اساتید خبره دانشگاهی تشکیل داده اند. برای نمونه تحقیق با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، تعداد 14 نفر انتخاب شدند. ابزار اصلی گردآوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. برای بررسی اعتبار مصاحبه ها، از روش سه سویه سازی و پایایی بین دو کدگذار و برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از تکنیک تحلیل تم استفاده شد. یافته ها: با تحلیل داده های تحقیق، در مجموع 46 مضمون پایه شناسایی شد که در قالب 12 مضمون سازمان دهنده و سپس در قالب پنج ضمون فراگیر دسته بندی شدند. نتیجه گیری: شایستگی های فردی مرجعیت علمی در اساتید دانشگاهی عبارتند از: خُلق وخوی سازمانی سازنده، کیفیت تدریس، صلاحیت حرفه ای، فرهنگ محوری و پایداری فرهنگی و حرکت در جهت توسعه پایدار. به طور کلی، ترکیب این عوامل می تواند به ایجاد چارچوبی قوی برای مرجعیت علمی اساتید دانشگاه منجر شود و آنان را به عنوان الگوهای علمی در جامعه معرفی کند. پیشنهاد می شود اساتید دانشگاهی با توسعه مهارتهای ارتباطی و توسعه محتوای آموزشی، همچنین تقویت صلاحیتهای حرفه ای، ضمن ترویج رفتارهای پایدار، در راستای تبدیل شدن به مرجعیت علمی قدم بردارند.
۵۵.

شناسایی ابعاد درونی سازی دانش در انتقال فناوری مبتنی بر نظام نوآوری بخشی بر مبنای روش داده بنیاد چندگانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انتقال دانش انتقال فناوری درونی سازی دانش نوآوری نظام نوآوری بخشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۷
امروزه، دست یابی به فناوری های نوین در بخش های گوناگون به توسعه دانش آن فناوری وابسته است. مرزشکنی های علمی می توانند مسیرهای جدیدی را به دنیای پیچیده و وسیع علوم باز کنند و از طریق دستیابی به دانشی که برای انسان قابل دسترس است، سطوح پیشرفته ای از فناوری را در صنایع مختلف تحقق بخشند. هدف این پژوهش دستیابی به الگوی درونی سازی دانش در انتقال فناوری مبتنی نظام نوآوری بخشی است. بدین منظور با روش شناسی پژوهش مبتنی بر رویکرد داده بنیاد چندگانه، در دو فاز فراترکیب و نظریه داده بنیاد به استخراج ابعاد و سنجه های مدل می پردازد. ابتدا پس از جمع آوری ادبیات موضوعی پژوهش و مرور پژوهش های موجود، پژوهش های مرتبط شناسایی و تحلیل شدند و سپس، با انجام مصاحبه هایی با ۱۸ نفر از خبرگان حوزه مورد بررسی، مقوله ها، طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی تجزیه و تحلیل شدند و در پایان مدل مورد نظر استخراج گردید. مدل نهایی پژوهش با 93 شاخص با محوریت مقوله های علّی، شرایط زمینه ای، شرایط واسطه ای، راهبردها و پیامدها استخراج گردید. به منظور بررسی اعتبار مدل، مدل توسط سه تن از نخبگان و اساتید دانشگاه مورد بررسی دوباره قرار گرفت و پس از حذف و اضافه شدن برخی کدهای اولیه و تأیید سایر مولفه های استخراجی، در پایان مدل با 74 شاخص (کد باز) تدوین گردید. به منظور درونی سازی دانش در انتقال فناوری در نظام نوآوری بخشی ایجاد پلتفرم های همکاری مشترک به همراه بهره مندی از شایستگی ها و قابلیت های کلیدی پیشنهاد می شود. ایجاد ظرفیت های فناورانه جدید، شکل گیری نهادهای حمایتی و شبکه های ارتباطی و همچنین تخصیص منابع بهینه به ظرفیت ها از راه برنامه های ملّی و خط مشی های پشتیانی از جمله عوامل کلیدی در ارتقاء موضوع درونی سازی دانش در انتقال فناوری است که می تواند توسعه فناوری در کشور را به شکل قابل ملاحظه ای ارتقاء دهد.
۵۶.

دیپلماسی علمی؛ واکاوی همکاری بین المللی ایران با عراق در عرصه آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دیپلماسی علمی عراق آموزش عالی بین المللی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۲
دیپلماسی علمی یک مفهوم میان رشته ای است، و به طور خاص در بحث عراق، حوزه هایی همچون علم و فناوری، روابط بین الملل، سیاست خارجی، حوزه نظامی و حوزه گفتمانی مهم ترین آبشخورهای مفهومی سازنده آن می باشند. این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که دیپلماسی علمی جمهوری اسلامی ایران با عراق چگونه صورت بندی می شود و مهم ترین چالش های همکاری های علمی ایران و عراق چیست؟ این پژوهش چندبعدی و در پارادایم کیفی انجام شده است. روش جمع آوری داده ها و اطلاعات ترکیبی از منابع اسنادی و کتابخانه ای، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تعاملی، مشاهده همراه مشارکت، مصاحبه متخصصان، برگزاری پانل خبرگان، جلسات کارشناسی و کسب نقطه نظرات دستگاه ها و نهادهای مرتبط با موضوع بوده است. در این پژوهش ابعاد 4 گانه آموزشی، پژوهشی، فرهنگی و اجرایی دیپلماسی علمی ایران و عراق مورد مداقه قرار خواهد گرفت. افزایش نقش آفرینی کارگزاران برون مرزی عرصه دیپلماسی به ویژه تقویت نقش رایزن علمی و رایزن فناوری در شناسایی ظرفیت های کشور مقصد و معرفی ظرفیت های ایران، تدوین نقشه راه با مرکزیت نهادهای مسئول بخش علم و فناوری، تنظیم بوروکراسی تعاملات بین المللی کنشگران دانشگاهی و صنعتی و تسهیل رویه های کنسولی برای اتباع غیر ایرانی، تدوین بانک داده ورودی و خروجی نهاد آموزش عالی به منظور تقویت شبکه سازی و بهره مندی از تخصص افراد، نیازسنجی مداوم از بازار و شرایط محیطی کشور مقصد، تلاش در جهت تعریف واحد و واقع بینانه از دنیا و روابط بین الملل، افزایش سواد فرهنگی بازیگران عرصه دیپلماسی علمی و بین المللی سازی دانشگاه ها به طور خاص، سرمایه گذاری بر افزایش کیفیت نیروی انسانی در این حوزه می تواند در پیشبرد دیپلماسی علمی ایران مؤثر باشد.
۵۷.

شرایط اعمال ولایت بر نکاح صغار(شرطیت عدم وجود مفسده یا وجود مصلحت)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ولایت قهری نکاح صغار ولایت بر ترویج شرطیت عدم مفسده شرطیت مصلحت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۸
هدف پژوهش: بررسی حقوقی ولایت بر تزویج صغار در فقه و قانون مدنی با هدف یافتن راهکاری برای حمایت از کودکان و تعیین شرایط و محدودیت های اعمال این ولایت توسط ولی قهری.  روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. بدین ترتیب که با مطالعه و تدقیق در منابع فقهی (مانند نصوص روایی و سایر ادله) و مقررات قانونی (مانند ماده ۱۰۴۱ قانون مدنی)، مبانی و نظریات مربوط به ولایت بر تزویج صغار توصیف و سپس به صورت تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است.  یافته ها: - دلایل فقهی ولایت بر تزویج صغار قطعی است و در قانون مدنی ایران (ماده ۱۰۴۱) نیز این امر صریحاً پیش بینی شده است. - اعمال این ولایت توسط ولی قهری، مطلق نیست و باید شرایطی رعایت شود. - با توجه به تغییرات اجتماعی مانند سبک زندگی و عرف، تزویج صغیر در عصر حاضر نه تنها پسندیده نیست، بلکه در بسیاری از موارد باعث آسیب های جبران ناپذیر به کودک می شود. - مطابق مبانی فقهی، اعمال ولایت بر نکاح صغیر مشروط به دو شرط اساسی است: اول، عدم وجود مفسده برای کودک و دوم، احراز غبطه و مصلحت او توسط اهل خبره.  نتیجه گیری: در نتیجه، اگر ولی قهری در نکاح صغیر، غبطه و مصلحت وی را رعایت نکند، بطلان نکاح حکمی است که با مبانی فقهی سازگار و قابل دفاع می باشد. این شرطیتِ احراز مصلحت توسط کارشناسان، به عنوان راهکاری حقوقی برای پیشگیری از آسیب های احتمالی و حمایت از حقوق کودکان پیشنهاد می شود.
۵۸.

میانجی های بین بوم سازگان های دانش و کسب و کار: یک گونه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میانجی های بوم سازگانی بوم سازگان وابسته بوم سازگان ساختاری گونه شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۲
تعامل میان جریان های دانشی و جریان های کسب و کاری در رویکردهای مختلف خطی، فرایندی، شبکه ای و سیستمی، همواره مسئله ای مورد توجه بوده است. در سطح بوم سازگان ها نیز، منطق عملیاتی بوم سازگان های ایجاد شده توسط بشر، که جریان های محوری متفاوت (در اینجا دو جریان محوری دانش و کسب و کار) دارند، با یکدیگر متفاوت است. به عبارتی، تمرکز فعالیت در بوم سازگان دانش، خلق دانش و در بوم سازگان کسب و کار، ارزش است. این تفاوت، چالشی جدی برای برقراری ارتباط مؤثر میان این دو ایجاد کرده است. با در نظر گرفتن میانجی ها به عنوان سازوکارهای تعامل میان جریان های این دو بوم سازگان، این مقاله در تلاش است تا یک گونه شناسی از میانجی های بوم سازگانی، مبتنی بر ساختاری یا وابسته بودن بوم سازگان دانش و کسب و کار توسعه دهد. با بهره گیری از توسعه گونه شناسی مفهومی مبتنی بر تحلیل گونه های ایده آل، چهار گونه میانجی بوم سازگانی شامل "پیشران ارزش"، "راهبر دارایی های مکمل"، "شتاب دهنده ارزش" و "راهبر شبکه" شناسایی شده اند که هر کدام، کارکردهای میانجی گرانه سازماندهی شبکه و سیستم، تسهیل دسترسی به دارایی های مکمل، ایجاد بستر یادگیری و شتاب دهی و تسهیل دسترسی به بازار را با هدف و روش متمایزی انجام می دهند. داده های کیفی مورد نیاز برای توسعه گونه شناسی از طریق مرور پیشینه و مطالعه موردی گونه های ایده آل جمع آوری شده و گونه شناسی با تأیید خبرگانی، مورد تصدیق واقع شده است. این گونه شناسی تبیین جدیدی از میانجی ها در سطح بوم سازگانی ارائه نموده است.
۵۹.

مدل فرایندی سیاستگذاری توسعه هوش مصنوعی در صنعت فینتک ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فینتک فناوری مالی هوش مصنوعی سیاست گذاری هوش مصنوعی در فینتک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۸
فینتک (فناوری مالی) به عنوان یکی از صنایع پیشرو در تحول دیجیتال، با بهره گیری از هوش مصنوعی توانسته است مزایای رقابتی قابل توجهی از جمله هوشمندی بیشتر، داده های بزرگ تر و در نتیجه عملکرد بهتری ایجاد کند. با این حال، گسترش کاربرد هوش مصنوعی در این صنعت، چالش های مالی، قانونی، اخلاقی و اجتماعی متعددی را برای کسب وکارها، مصرف کنندگان و نهادهای حاکمیتی و نظارتی به همراه داشته که ضرورت سیاستگذاری نظام مند در این حوزه را آشکار می سازد. هدف این تحقیق، ارائه یک مدل سیاستگذاری فرایندی برای توسعه هوش مصنوعی در صنعت فینتک است. در این تحقیق با با مبنا قرار دادن فرامدل توسعه هوش مصنوعی در صنعت فینتک ایران با استفاده از روش مطالعه موردی، اقدام شده است. به این منظور 24 مورد شامل 6 مورد مستند مرتبط با موضوع تحقیق و 18 مورد مصاحبه شناسایی و تحت مطالعه موردی قرارگرفت. با هدف ایجاد فرایند سازمان یافته و امکان ارزیابی صحیح و عادلانه تر مصاحبه ها، پروتکل مصاحبه بر اساس پروتکل مصاحبه اسپیکارد تنظیم گردید و سپس انجام مصاحبه ها با نخبگان سیاستگذاری توسعه هوش مصنوعی و فعالان صنعت فینتک، بصورت عمیق و نیمه ساختاریافته و تا حصول کفایت نظری ادامه یافت. روش نمونه گیری در این تحقیق روش گلوله برفی و تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل مضمون صورت پذیرفته است. تحلیل تفسیری متن در این  تحقیق بر اساس روش هشت مرحله ای رابین و گیلهام  و تحلیل مضامین با روش جایگاه مضمون در شبکه مضامین اتراید_استرلینگ انجام شده است.در نهایت مدل سیاستگذاری توسعه هوش مصنوعی در صنعت فینتک با پنج گام اصلی شامل بررسی و شناسایی، ارائه و تحلیل ، اتخاذ سیاست، اجرای سیاست، ارزیابی و بازنگری و 22 مرحله ارائه گردید. همچنین ملاحظات راهبردی و عملیاتی  مربوط به هر گام که از تحلیل مضامین احصاء شده به دست آمده بود، جهت بهبود در کیفیت اجرای مدل توضیح داده شد.
۶۰.

خطاطات الإستعارة البنيويّة وآلياتها في الصحيفة السجّادية في ضوء نظرية لايكوف وجونسون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الاستعاره المضمونیه لایکوف وجونسون الاستعاره البنیویّه الصحیفه السجادیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۹
الاستعاره شغلت حیزاً واسعاً من اهتمام البلاغیین والمفکّرین، وبذلک تکون قد أضحت محطّ أنظار، لدى مختلف التخصصات والتوجهات، فکانت مجالاً کبیراً، نظراً لدورها الذی تؤدیه فی نقل معانی النصّ لکونها رکیزه رئیسه من رکائز البیان؛ وأشهر من توسّع فی عرض النظریه هما جورج لایکوف ومارک جونسون، وخاصهً أنّها تأتی بفکر جدیده حول البناء التفاعلی للمعنى حیث نعتمد على أفکار علم النفس المعرفی من حیث احتفاظ المعلومه فی الذاکره، وعرضها عند الحاجه إلیها. لایکوف وجونسون یعتقدان بأنّ الإستعاره لیست للزخرفه أو للتزیین أو ظاهره لغویه متعلقه بلغه الشعر وإنّما ظاهره فکریه هی متعلقه بنسقنا التصوری، ملازمه لحیاتنا الاعتیادیه التی نعیشها، لانکاد ندرکها فی معظم الأحیان وأنّ جزءاً هاماً من انفعالاتنا وسلوکاتنا وتجاربنا من حیث طبیعته استعاری؛ وتعدّ الاستعاره البنیویه أهمّ نوع من الاستعاره المضمونیه من حیث إنّها ینقل أساساً بنیه کلّ مفهوم عینی وموضوعی إلى مفهوم مجرّد.کانت الصحیفه السجادیه تلعب دوراً مهماً فی توظیف الاستعاره ویعود ذلک لانفتاحها على سیروره لا نهائیه، وعنها ینتج سلسله تفسیریه متنوّعه، ومن ثمّ یختلف تفسیر الاستعاره بحسب المضامین المعرفیه التی ینطلق القارئ منها، بحیث تلعب الأدعیه دوراً مرکزیاً عن طریق التفاعل الکامن.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان