فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۴۱ تا ۱٬۷۶۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۶
55 - 66
حوزههای تخصصی:
هدف: جایگاه عقل در مدیریت و بررسی زمینه های بهره مندی از آن یکی از مسائلی است که امروزه به آن توجه بسیاری شده است. در این راستا، مدیریت حکمت رویکردی است که به بهره گیری از دانش، تجربیات و درک درست در فرآیند تصمیم گیری و مدیریت تأکید دارد. این مدل مدیریت با ارتقا فهم عمیق و اثربخشی در تصمیم گیری ها، به منظور دستیابی موفق به اهداف سازمانی موثر می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف شناسایی پیشایندهای مدیریت حکمت در سازمان ها انجام پذیرفت.روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده ها پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر خبرگان متشکل از اساتید مدیریت دانشگاه های استان لرستان می باشند، که از میان آن ها 30 نفر به عنوان اعضای نمونه با روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده در بخش کیفی پژوهش، مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است. به منظور تحلیل داده ها در بخش کیفی از رویکرد تحلیل محتوا و با بهره گیری از نرم افزار اتلس تی و در بخش کمی از روش نقشه شناختی فازی استفاده شده است. روایی و پایایی مصاحبه پژوهش با استفاده از روش روایی محتوایی و روایی نظری و پایایی درون کدگذار میان کدگذار تایید شد. همچنین روایی و پایایی پرسشنامه پژوهش با روایی محتوایی و بازآزمون سنجیده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که مهمترین پیشایندهای مدیریت حکمت در سازمان ها، داشتن مهارت انسانی-ادراکی با شاخص مرکزی (45/26)، ارتقا براساس شایستگی با شاخص مرکزی (27/26)، توانایی حل مسئله (57/25)، دانش و تجربه ی مدیر (56/25)، توانش یادگیری قوی (44/25) و عدم وابستگی به منابع قدرت با شاخص مرکزی (09/25) می باشند.نتیجه گیری: پیشایندهای مدیریت حکمت در سازمان ها، عبارت اند از: توانش یادگیری قوی، ارتقا بر اساس شایستگی، سالم بودن، انتقادپذیر بودن، قضاوت نکردن بر اساس شنیده های دیگران، داشتن روحیه مشورت، داشتن مهارت انسانی - ادراکی، توانایی حل مسئله، توانایی تصمیم گیری منطقی بر اساس مستندات، عدم وابستگی به منابع قدرت، فرهنگ سازمانی، توانمندی در تجزیه وتحلیل وضعیت، دانش و تجربه مدیر، شرایط بازار، کارکرد هوشمندانه، توانایی تعامل اجتماعی، توانایی سازماندهی و مدیریت زمان، مدیریت استرس، داشتن هوش تصمیمی و مسئولیت پذیری. یافته های بخش کمی نیز بیانگر اولویت این پیشایندها است.اصالت/ارزش: سازمان ها می بایست در مراحل اولیه گزینش و استخدام، توجه خود را به توانایی ها و ویژگی های شخصیتی افراد معطوف نموده تا بتوانند زمینه پیاده سازی مدیریت حکمت را در سازمان ایجاد کنند و در مراحل بعد به تقویت این مهارت ها بپردازند.
ارائه چارچوب قابلیت های رایزنی بازرگانی خارجی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رایزنی بازرگانی خارجی به عنوان یک فعالیت کلیدی در توسعه تجارت بین المللی نیازمند مجموعه مشخصی از قابلیت ها در سطح های فردی و سازمانی است؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف ارائه یک چارچوب قابلیت استراتژیک رایزنی بازرگانی خارجی صورت گرفته است. روش این پژوهش از نوع کیفی با استفاده از روش نظریه داده بنیاد با رویکرد گلیزری و نیز از نوع توسعه ای است. جامعه این پژوهش شامل متخصصان و خبرگان حوزه رایزنی بازرگانی از جمله رایزنان بازرگانی و سُفراست. مشارکت کنندگان شامل 12 نفر هستند که به روش قضاوتی هدفمند انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته است. در این مطالعه برای اعتبارسنجی یافته های پژوهش از ضریب کاپا بین کدگذاران استفاده شده که با توجه به مقدار آن که 73/0 بود، یافته های پژوهش اعتبار مطلوبی داشته است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که قابلیت های لازم برای موفقیت در رایزنی بازرگانی خارجی در دو سطح فردی و سازمانی طبقه بندی می شود. در سطح فردی، قابلیت های دانش و تخصص، مهارت های ارتباطی و بین فردی، مهارت های فنی و مهارت های رهبری و مدیریتی اهمیت ویژه ای دارد. در سطح سازمانی، ساختار و منابع، فرهنگ سازمانی و فرآیندها و سیستم ها به عنوان عوامل کلیدی در موفقیت رایزنی بازرگانی خارجی شناسایی شده است. همچنین، ارائه ارزش و روابط خارجی به عنوان دو عامل مهم در سطح بین سازمانی مطرح شده است. این چارچوب می تواند به عنوان یک ابزار مدیریتی برای سازمان هایی که در حوزه بازرگانی بین المللی فعالیت می کنند، استفاده شود.
شناسایی محرک های آنلاین و آفلاین ارزش ویژه برند مشتری محور در شرکت های مخابراتی کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۵۳)
149 - 170
حوزههای تخصصی:
ارزش ویژه برند مشتری محور یکی از کلیدی ترین مفاهیم در بازاریابی است که در آن شرکت ها و سازمان های مختلف همواره به دنبال ارتقای ارزش ویژه برند خود هستند. پژوهش حاضر با هدف تشریح ارزش ویژه برند مشتری محور در شرکت های مخابراتی کشور عراق و شناسایی محرک های آفلاین و آنلاین مؤثر بر آن انجام شده است. این پژوهش با روش کیفی تکنیک تحلیل تم انجام شد که در آن 25 نفر از خبرگان دانشگاهی و اجرایی شرکت های مخابراتی مختلف در کشور عراق به شکل هدفمند مصاحبه شدند. در این مطالعه از الگوی پنج مرحله ای Castleberry & Nolen (2018) که شامل کامپایل کردن، جداسازی، گردآوری مجدد، تفسیر و نتیجه گیری برای تجزیه وتحلیل داده هاست، استفاده شد. مطابق نتایج 55 کد باز نهایی، 13 تم فرعی و 6 تم اصلی تولید شد که در دو طبقه ارزش ویژه برند مشتری محور و محرک های آن دسته بندی شدند. ارزش ویژه برند مشتری محور شامل مؤلفه های کیفیت ادراک شده، تداعی برند، آگاهی از برند و وفاداری به برند است که در آن مؤلفه کیفیت ادراک شده مفهوم کلیدی تری دارد. محرک های ارزش ویژه برند در دو بخش محرک های آفلاین و محرک های آنلاین دسته بندی شد. محرک های آفلاین شامل ارزش قیمتی، حفظ حریم خصوصی، ادراک امنیت، خدمات جانبی، خدمات سفارشی شده و ایجاد حس مشارکت مشتریان در امور شرکت بود. محرک های آنلاین نیز دو تم فرعی پشتیبانی اینترنتی و قابلیت های اینترنت پیشرفته را داشت. مجموع محرک های آفلاین و آنلاین می تواند موجبات ارتقای ارزش ویژه برند را در شرکت های مخابراتی عراق فراهم کند.
تأثیر بحران بانکی بر فقر با به کارگیری مدل رگرسیون آستانه ای گسسته مطالعه موردی اقتصاد ایران
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۱)
39 - 60
حوزههای تخصصی:
هدف: فقر در هر جامعه ای از عوامل بازدارندگی بسیاری از اصلاحات اقتصادی محسوب می شود. ازاین رو شناخت عوامل اثرگذار بر آن حائز اهمیت است. هدف این مقاله بررسی تأثیر بحران بازارهای مالی بر پدیده فقر است.روش: با توجه به بانک محور بودن بازار مالی در اقتصاد ایران، اثر بحران های بانکی به عنوان یکی از شوک های تأثیرگذار بر پدیده فقر با استفاده از تحلیل رگرسیون آستانه ای گسسته موردبررسی قرار گرفته است.یافته ها: در ادبیات موجود، کانال های اثرگذاری بحران های بانکی بر فقر عبارت اند از: بازار نیروی کار، بازار محصول، بازار دارایی ها و بازار اعتبارات. این اثرات با استفاده از داده های فصلی، شاخص بی ثباتی بانک ها به عنوان شاخص بحران، نسبت فقر سرشمار و متغیرهای کانال های مذکور، در چهارچوب یک مدل رگرسیون آستانه ای- گسسته برای دوره زمانی 1400- 1383 برآورد شد ه اند. نتایج نشان داد بازار کار، بازار محصول و قیمت ها، کانال های اثرگذاری بحران های بانکی بر فقر هستند. در دوره های مواجه با بحران بانکی، تأثیر رشد محصول، نرخ بیکاری و تورم بر فقر تشدید می شود.نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه سیاست های حمایتی دولت از گروه های کم درآمد از طریق برنامه ریزی هدفمند و سیاست های مرتبط به حمایت از تولید به منظور افزایش مقاومت بازار کار در مقابل بحران مالی، مانع از گسترش نرخ فقر با شدت بیشتر می شود. با توجه به نقش بازار کار و رشد اقتصادی در نرخ فقر در دوران بحران بانکی، سیاستی توصیه می شود که بهبود فضای کسب وکار و حمایت های تولیدی را به همراه داشته باشد تا مانع از گسترش فقر شود.
بررسی رابطه میان تعهد حرفه ای و تعهد سازمانی کارکنان شعب سازمان تأمین اجتماعی استان اصفهان
منبع:
تامین اجتماعی دوره ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۷۱)
135 - 154
حوزههای تخصصی:
هدف: تعهد را می توان پذیرش پیمان و قرارداد دانست که فرد خود را ملزم به انجام آن می داند. موضوع تعهد در دو دهه اخیر توجه قابل ملاحظه ای را در مطالعات سازمان به خود جلب کرده است. در این تحقیق رابطه بین تعهد سازمانی و تعهد حرفه ای در بین کلیه کارکنان و مدیران سازمان تأمین اجتماعی استان اصفهان بررسی می شود.روش: در این پژوهش جامعه آماری شامل کلیه کارکنان تأمین اجتماعی استان اصفهان بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای از بین شعب مختلف تعداد 10 شعبه به صورت تصادفی انتخاب و در هر شعبه تعداد نمونه ها به صورت تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افراز spss در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی انجام گرفت، برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه (پرسشنامه استاندارد تعهد سازمانی، ساخته شده توسط مؤدی، استیرز و پورتر و پرسشنامه تعهدحرفه ای محقق ساخته) استفاده شد که پایایی آن به ترتیب با ضریب 83/0 و 85/0 و روایی نیز در سطح بالایی مورد تأیید قرار گرفت.یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش بین تعهد حرفه ای و سازمانی کارکنان و مدیران رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین بین هویت نسبت به شغل با اعتقاد به اهداف و ارزش های سازمان در بین کارکنان و مدیران، نیاز به استمرار خدمت در یک شغل با تمایل به تلاش قابل ملاحظه به خاطر سازمان و بین احساس مسئولیت بالا نسبت به شغل با آرزو و خواست قوی و عمیق برای ادامه عضویت با سازمان رابطه وجود دارد.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که رابطه تعهد حرفه ای و سازمانی الزاماً متعارض و ناسازگار نیست ، بلکه این رابطه تحت تأثیر متغیرهای فراوانی ازجمله عوامل شغلی و سازمانی است. بدین معنی که اگر سازمان شرایط ارتقاء، مسیر شغلی مناسب، پرداخت منصفانه، رعایت عدالت در توزیع پاداش ها ، استقلال عمل در کار، هویت حرفه ای و ارائه تصویر مناسب از شغل و سازمان در سطح جامعه را فراهم آورد، مسلماً دستیابی هم زمان به سطوح بالای تعهد حرفه ای و سازمانی امکان پذیر خواهد بود.
تبیین فرایند و توسعه مدل کنترل استراتژی با رویکرد منبع محور در حوزه حمل و نقل دریایی: مطالعه ای با روش شناسی نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت بازرگانی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۷
13 - 33
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر درصدد دستیابی به مضامین مشترک و درک عمیق از تجارب زیسته خبرگان حوزه حمل و نقل دریایی، در جهت تبیین فرایند و توسعه مدل کنترل استراتژی با رویکرد منبع محور در سازمان بنادر و دریانوردی است. پژوهش پیش رو بر روش کیفی و رویکرد استراتژی داده بنیاد کوربین و استراوس نسخه 2015 مبتنی است. برای جمع آوری داده ها، از مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 24 مشارکت کننده، به عنوان خبرگان حوزه حمل و نقل دریایی استفاده شد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که کنترل استراتژی، بسیار زمینه محور و متاثر از جنبه ها و عوامل حاصل از شرایط زمینه ای شامل هویت سازمان، بستر سازمان و متغیرهای فردی است. علاوه بر آن رویکرد فرایندی به عنوان مقوله محوری راهبردها و عوامل کنترل استراتژی را رقم می زند. نقطه آغازین این فرایند، مقوله زیرساخت ها و سیستم های مدیریتی است. به دنبال زیرساخت ها و سیستم ها، مقوله منابع و نیروی انسانی مطرح می شود و در نهایت مقوله فرایندهای اصلی و پشتیبانی قرار دارد که منتهی به پیامدهایی می گردد. کیفیت خدمات و یا محصولات، کیفیت فرایندها و رضایت متوازن ذی نفعان از پی آمدهای کنترل استراتژی است که برآیند آن ها کیفیت یک سازمان را به عنوان یک پیامد کلان و منتج از اطلاعات و نتایج تلفیقی رقم خواهد زد.
چالش های اجرای فرآیند حسابرسی فناوری اطلاعات در شبکه بانکی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، چالش های اجرای فرآیند حسابرسی فناوری اطلاعات در شبکه بانکی ایران از طریق انجام یک مطالعه موردی در چهار بانک بزرگ ایرانی شناسایی شده است. داده ها از طریق انجام 20 مصاحبه با خبرگان هر دو حوزه مدیریت فناوری اطلاعات و حسابرسی فناوری اطلاعات مؤسسات اعتباری مزبور، و بررسی برخی از اسناد داخلی آنها جمع آوری شده است. در این پژوهش 20 مورد از چالش ها و مشکلات اصلی اجرای فرآیند حسابرسی فناوری اطلاعات شناسایی شد. یافته های پژوهش نشان داد که "عدم استقلال و وجود منافع مالی مشترک"، "ناتوانی برقراری ارتباط میان واحد حسابرسی فناوری اطلاعات و واحد فناوری اطلاعات"، "سازمان و ساختار اداری نامناسب نهاد تحت حسابرسی"، "فقدان دانش تخصصی فناوری اطلاعات و قابلیت های ضروری حسابرسی فناوری اطلاعات"، "تجربیات ناکافی و سوابق نامناسب حسابرسان فناوری اطلاعات"، "فقدان دوره های آموزشی معتبر و عدم برخورداری حسابرسان از گواهینامه ها و مدارک معتبر بین المللی حسابرسی فناوری اطلاعات" و "اعتماد به نفس ناکافی حسابرسان"، از اصلی ترین چالش های اجرای فرآیند حسابرسی فناوری اطلاعات به شمار می رود. شناخت این چالش ها ضمن فراهم آوردن زمینه مطالعات آتی در خصوص تدوین چارچوب ها و مدل های پیاده سازی حسابرسی فناوری اطلاعات در بانک ها برای پژوهشگران، به مؤسسات اعتباری کمک می کند تا با شناسایی این چالش ها، اقدامات موثری جهت اجرای فرآیند حسابرسی فناوری اطلاعات انجام دهند.
تحلیل ایدئولوژی در خط مشی های عمومی (مطالعه موردی: وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۵
35 - 72
حوزههای تخصصی:
همواره انگاره ها و شبه علم هایی با قطعیت بالا در اذهان خط مشی گذاران وجود دارد که به دلیل قطعیت، ارزش محور بودن و سرعت بالا در بسیج افکار عمومی برای نیل به کنش در رقابت با شواهد عینی و علم غالب می گردند. توجه به اهمیت این انگاره ها، پژوهشگران در این تحقیق را بر آن داشت تا به بررسی نسبت ایدئولوژی ها بر فرایند سیاستگذاری در حوزه آموزش عالی تمرکز کنند. اصلی ترین عرصه بازتولید ایدئولوژیها، خط مشی های آموزشی هستند که در حوزه های آموزش عمومی، آموزش و پرورش و آموزش عالی اثرگذار است. از میان اینها، محققان ایدئولوژی در خط مشی گذاری را مورد مطالعه نظامند قرار داده و چارچوبی برای تحلیل ایدئولوژی در عرصه خط مشی گذاری در حوزه آموزش عالی طراحی نمودند. جامعه آماری این تحقیق سیاستهای مصوب و ابلاغی نهادهای عالی خط مشی گذاری در حوزه آموزش عالی یعنی مجلس شورای اسلامی از بعد از انقلاب اسلامی و شورای عالی انقلاب فرهنگی از زمان تاسیس تا سال 1402 در حوزه نظام آموزش عالی بوده که نمونه ها به روش هدفمند از این مصوبات استخراج گردیده و با استفاده از روش تحلیل محتوا و استفاده از کدگذاری استقرایی مورد مطالعه قرار گرفتند و در نهایت دو ایدئولوژی اسلام گرایی و مدیریت گرایی در این سیاستها را استخراج نمودند. این دو ایدئولوژی با زیرمولفه های تحول در علوم انسانی، اسلامی سازی دانشگاه ها و نیز پولی سازی و خصوصی سازی آموزش عالی شناسایی گردیده و به تأیید تعدادی از صاحبنظران این حوزه نیز رسیده است.
بررسی اثربخشی آموزش فراشناخت بر انگیزه پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانشجویان (مطالعه موردی یک مرکز نظامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۲ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۷)
101 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش تکنیک های فراشناختی بر انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانشجویان یک مرکز نظامی بود. این پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری چهارماهه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری در این پژوهش، دانشجویان یک مرکز نظامی در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. نمونه گیری این پژوهش به صورت تصادفی ساده بود که تعداد ۴۰ آزمودنی به شیوه تصادفی انتخاب و در گروه آزمایش و گروه کنترل قرار گرفتند و برگه اطلاعات جمعیت شناختی و پرسش نامه انگیزش پیشرفت هرمنس (۱۹۷۰) در رابطه با آنها، بررسی شد. از معدل دانشجویان به عنوان شاخص عملکرد تحصیلی استفاده شد. گروه آزمایش، ۸ جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش تکنیک های فراشناختی قرار گرفتند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد: ارائه مداخله آموزش تکنیک های فراشناختی باعث افزایش 9/45 درصدی نمره های عملکرد تحصیلی آزمودنی ها در مرحله پس آزمون و افزایش 6/45 درصدی آن در مرحله پیگیری شد. بنابراین فرضیه اول پژوهش تأیید شد. افزون بر این، نتایج نشان داد که مداخله تکنیک های فراشناختی باعث افزایش 1/57 درصدی نمره های انگیزش تحصیلی آزمودنی ها در مرحله پس آزمون و افزایش 6/56 آن در مرحله پیگیری شد. ازاین رو فرض دوم پژوهش نیز تأیید شد. این پژوهش مداخلات مبتنی بر آموزش تکنیک های فراشناختی را درراستای افزایش انگیزش پیشرفت و عملکرد تحصیلی دانشجویان، پیشنهاد می کند.
شناسایی مؤلفه های امنیت سایبری اینترنت اشیاء
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق، شناساسی مؤلفه های امنیت سایبری اینترنت اشیاء و احراز هویت متقابل می باشد. در این مقاله، با توجه به بکر و خاص بودن موضوع و گستردگی و غنی بودن تحقیق و پژوهش در این زمینه و سهولت دسترسی به منابع و از سوی دیگر مطالعه و جمع بندی تمامی مقاله های مرتبط از روش فراترکیب استفاده شده است. فراترکیب روشی است که با گام های مشخص، داده های نتایج حاصل از سایر مطالعات را برای پاسخگویی به هدف پژوهشگر ترکیب نموده و نتایج جدیدی به دست می دهد. با استفاده از الگوی سندلوسکی و بارسو، و کلید وا ژه های امنیت اینترنت اشیاء، حریم خصوصی، امنیت شبکه و احراز هویت متقابل، حدود 65 مقاله خارجی و داخلی علمی پژوهشی چاپ شده از سال 2014 تا 2023 و مطالب جمع آوری شده از بانک های اطلاعاتی خارجی و مقالات فارسی چاپ شده در مجلات و نشریه های علمی و پژوهشی داخل کشور از سال 1394 تا 1401 یافت شد که تعداد مقاله خارجی 47 و مقاله داخلی 18 عنوان بود. تعداد 40 مقاله پس از بررسی و پالایش جهت استخراج مطالب مورد نیاز مقاله انتخاب شد که تعداد 34 عنوان مقاله خارجی و تعداد 6 عنوان مقاله فارسی انتخاب شد. از جمله مؤلفه های کنترل تهدید، کنترل دسترسی، کنترل فنی، حفاظت فایروال، امنیت API ، دروازه های امنیتی، احراز هویت و توکن ها شناسایی شد.
نقش نوآوری های بنیادین محصول بر عملکرد شرکت های تولید کننده ادوات کشاورزی وابسته به تعاونی های روستایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعاون و کشاورزی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
1 - 13
حوزههای تخصصی:
امروزه سازمان ها ازرویکردهای مختلفی برای افزایش عملکرد خود در بازار استفاده می کنند. از میان این رویکردها، نوآوری های بنیادین محصول از اهمیت ویژه ای برخوردار هستند. هدف از انجام این تحقیق نقش نوآوری های بنیادین بودن محصول بر عملکرد شرکت های تولید کننده ادوات کشاورزی وابسته به تعاونی های روستایی می باشد. این پژوهش، پژوهشی توصیفی به روش همبستگی بوده و پژوهشی کاربردی نیز شمرده می شود. از نظر زمان مقطعی، و از نظر نوع داده ها کمی است. ابزار پژوهش، پرسش نامه بوده که به صورت حضوری توزیع گردید و برای تعیین میزان روایی آن، از نظر خبرگان بهره گرفته شده است. برای آزمون فرضیات تحقیق از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل استفاده شده است. این تحقیق در بین 201 نفر از مدیران و کارشناسان شرکت های تولیدکننده ادوات کشاورزی وابسته به تعاونی های روستایی انجام شد. نتایج نشان داد که نوآوری بنیادین محصول بر مزیت محصول با ضریب مسیر (0.64) و عدم آشنایی محصول با ضریب مسیر(0.59) تاثیر مثبت دارد. همچنین مزیت محصول جدید بر عملکرد شرکت ها با ضریب مسیر(0.65)تاثیر مثبت می گذارد اما تاثیر عدم آشنایی مشتری بر عملکرد شرکت با ضریب مسیر (0.38-) بصورت منفی و معنادار شناخته شد.
اولویت سنجی استراتژی های قیمت گذاری محصولات جدید در یک بازار اسلامی با استفاده از رویکرد MCDM هیبریدی(مطالعه موردی: شرکت مواد سلولزی و دستمال کاغذی شکوه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۱
42 - 65
حوزههای تخصصی:
هدف: سئوال اصلی: قیمت گذاری کالا و خدمات یکی از مباحث مهم اقتصاد اسلامی است که از دیرباز مورد توجه اندیشمندان جامعه اسلامی بوده است. عدم نظارت دولت بر قیمت ها، مصداق بارز تجاوز به حقوق اجتماعی است که پیامدهای زیان بار را به همراه دارد. از این رو در برخی از موارد اقدام به قیمت گذاری می-بایست مورد توجه قرار گیرد. استراتژی های قیمت گذاری برای هر مرحله از چرخه عمر محصول متفاوت است. اگرچه هر مرحله از عمر محصول دارای ویژگی ها و چالش های خاص خود است، اما سخت ترین و چالش برانگیزترین مرحله تعیین قیمت برای محصولات جدید است. از اینرو هدف پژوهش حاضر این است با استفاده از تصمیم گیری چند شاخه، به اولویت سنجی استراتژی های قیمت گذاری محصولات جدید و ارائه راهکارهای مناسب برای آن می پردازد. روش پژوهش: با توجه به تعدد معیارهای ارزیابی کمی و ماهیت فازی بودن معیارهای کیفی، لذا در این پژوهش، به منظور ارزیابی و انتخاب راهکارهای مناسب از یک رویکرد MCDM هیبریدی مبتنی بر فرایند تحلیل شبکه فازی، دیمتل و کوپرس فازی استفاده شده است. نمونه آماری پژوهش را 15 نفر از خبرگان و متخصصان شرکت مواد سلولزی و دستمال کاغذی شکوه تشکیل داده اند. بر اساس مطالعات صورت گرفته، معیارهای اصلی در این تحقیق نوآوری، بازاریابی، سازمان، مشتری، محصول و تکنولوژی می باشند که هر یک به نوبه خود شامل زیرمعیارهایی می باشند. یافته ها، بحث و نتیجه گیری نتایج این تحقیق نشان دهنده آن است که ارائه رایگان محصولاتی که هزینه تولید صفر دارند، در اولویت اول، قیمت گذاری بسته ای چند محصول با ترکیب آن ها در یک بسته در اولویت دوم بوده است.
الگوی توسعه حرفه ای اساتید در دانشگاه آزاد اسلامی مبتنی بر رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تعالی منابع انسانی سال ۵ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۷)
60 - 77
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی وضع مموجود توسعه حرفه ای اساتید دانشگاه آزاد اسلامی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. جامعه ی آماری شامل کلیه کارگزاران دخیل در توسعه حرفه ای اساتید دانشگاه آزاد اسلامی هستند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه ی نیمه ساختار یافته با هفده نفر از اساتید دانشگاه آزاد اسلامی نه نفر از مدیران گروه های آموزشی دانشگاه آزاد اسلامی جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده ی پانزده مفهوم محوری و پنج مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل توسعه حرفه ای فرد گرا مبتنی بر توتالیتاریسم به عنوان پدیده مرکزی وضع موجود توسعه حرفه ای اساتید، چالش های توسعه حرفه ای (مشتمل بر مؤلفه هایی چون عدم همراهی عوامل توسعه حرفه ای، عملکرد سلیقه ای و کمیت گرایی در برنامه های توسعه حرفه ای)، رویه ها و فرآیندهای توسعه حرفه ای (مشتمل بر محورهایی چون مدیریت دانش استراتژیک، توجه به شایستگی های دانشی و ایجاد شبکه های تعاملی)، بسترهای شکل گیری وضع موجود (مشتمل بر محورهایی چون عوامل فراسازمانی، سازمانی و فردی) و پیامدهای وضع موجود ( مشتمل بر مؤلفه های پیامدهای فرهنگی، آموزشی و مدیریتی) مورد سازماندهی قرار گرفت.
بررسی الگوی بهینه مواجهه تنظیم گر با معاملات تاریک در بازارهای سرمایه اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۳۲)
303 - 358
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف این پژوهش با هدف ارائه تصویری جامع از معاملات تاریک اعم از شبکه های معاملاتی غیرشفاف (استخرهای تاریک) و سفارش های پنهان در بازارهای سهام و تبیین ملاحظات و الزامات تنظیم گری مبتنی بر شریعت اسلامی انجام شده است. تمرکز اصلی بر بررسی جایگاه شفافیت و پنهان سازی در سازوکارهای معاملاتی و پیامدهای آن برای کارایی بازار و مشروعیت شرعی است. 2. مواد و روش ها روش تحقیق به صورت آمیخته بوده و شامل توصیف موضوع، تحلیل مالی، تنظیمی و فقهی معاملات تاریک و بررسی تطبیقی قواعد فقهی مرتبط است. علاوه بر مطالعات کتابخانه ای، تحلیل داده ها با بهره گیری از آزمون ناپارامتریک فریدمن جهت رتبه بندی الگوهای تنظیمی انجام شده است. 3. یافته های تحقیق نتایج پژوهش نشان می دهد که در حوزه پنهان سازی سفارش ها، چه از منظر کارایی بازار و چه بر اساس معیارهای شرعی، اولویت با الگوهای شفاف است و توسعه الگوهای تاریک با قواعد فقهی مهمی مانند ممنوعیت غرر تعارض دارد. در حوزه تاریک سازی بازارها نیز قاعده غرر محدودیت هایی ایجاد می کند، اما با اعمال برخی تغییرات ساختاری می توان بخشی از ملاحظات شرعی را رفع کرده و شرایط توسعه مشروع بازارهای تاریک را فراهم ساخت. 4. بحث و نتیجه گیری یافته ها بیانگر آن است که توسعه بی ضابطه معاملات تاریک می تواند تعارض جدی با اصول فقهی و اهداف کارایی بازار ایجاد کند. با این حال، در صورت طراحی ساختارهای اصلاح شده و محدودیت های مشخص، می توان از ظرفیت معاملات تاریک برای کاهش اثرات بازار مخرب، جلوگیری از معاملات تقلیدی و مهار رفتارهای توده ای استفاده کرد. در پایان، پیشنهادهای سیاستی مشخصی برای نهاد ناظر بازار سرمایه اسلامی ارائه شده است.
ضعف و قوت سامانه های کشف راداری قرارگاه مشترک پدافندهوایی خاتم الانبیاء(صلی الله علیه وآله وسلّم) کشور در جنگ آینده با تأکید بر اصول پدافند غیرعامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰
149 - 170
حوزههای تخصصی:
این مقاله دارای طبقه بندی می باشد به همین دلیل بر بستر اینترنت منتشر نخواهد شد.
جهت استفاده از این مقاله با همراه داشتن نامه به دفتر فصلنامه مراجعه شود.
تحلیل فضایی شاخص های برند گردشگری مقصد در سکونت گاه های روستایی(مطالعه موردی: شهرستان زبرخان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : صنعت گردشگری از بزرگ ترین صنایع در جهان و مهم ترین منبع درآمد و ایجاد فرصت های شغلی است. در همین راستا جوامع با اقدام به برند سازی در عرصه گردشگری باعث ایجاد تمایز و توسعه گردشگری روستایی می شوند. هدف مطالعه حاضر تحلیل فضایی شاخص های برند گردشگری مقصد در سکونت گاه های روستایی است. روش شناسی : روش تحقیق جمع آوری اطلاعات این پژوهش توصیفی- تحلیلی و به صورت اسنادی و میدانی (پرسش نامه) است. جامعه آماری پژوهش خانوارهای روستایی است که با توجه به فرمول کوکران 165 خانوار از کل 4726 خانوار روستایی ساکن در 10 روستای شهرستان زبرخان بررسی شده اند. یافته ها : بر پایه نتایج در مورد شاخص های ایجاد برند گردشگری روستایی، بررسی وضعیت شاخص ها در سطح روستاهای مورد مطالعه با استفاده از آزمون تی تک نمونه ای نشان داد روستای دیزبادعلیا در شاخص های تصویر برند، کیفیت ادراک شده و آگاهی از برند به ترتیب با میانگین 3/53، 3/83 و 4/29 رتبه اول و روستای اردوغش با میانگین 4/66 در شاخص حس تعلق به مکان، رتبه اول را به خود اختصاص دادند و همچنین براساس نتایج آزمون T شاخص حس تعلق به مکان و کیفیت ادراک شده به ترتیب با میانگین های 4/36 و 3/47 به عنوان مهم ترین شاخص های برند گردشگری در روستاهای مورد مطالعه بوده اند. نتیجه گیری و پیشنهادات : با استفاده از روش تصمیم گیری چند معیاره ماباک مشخص شد شاخص های مؤثر بر ایجاد برند گردشگری در روستاهای دیزبادعلیا، اردوغش، باغشن و حاجی آباد به ترتیب با وزن های نهایی 33/23-، 33/46-، 33/46 و 33/56- بالاتر از حد ایده آل مثبت و در روستاهای حصار زبرخان، عصمت آباد و گرینه به ترتیب با وزن های 34/14-، 33/86- و 33/74- پایین تر از حد ایده آل است. نوآوری و اصالت : تحقیق حاضر در زمره معدود تحقیقاتی است که در حوزه برند گردشگری در منطقه مورد مطالعه انجام پذیرفته است.
ارائه مدل خودتوسعه ای منابع انسانی مبتنی بر فرهنگ یادگیرنده در شهرداری های کلان شهرهای ایران
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف ارائه مدلی برای خودتوسعه ای کارکنان مبتنی بر فرهنگ یادگیرنده در سازمان های خدماتی (شهرداری کلان شهرهای ایران) انجام شده است.
روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی است. برای دستیابی به هدف پژوهش، از راهبرد نظریه پردازی داده بنیاد با رهیافت نظام مند استفاده شده است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۶ نفر از مدیران و متخصصان حوزه برنامه ریزی و توسعه منابع انسانی شهرداری های کلان شهرها و استادان دانشگاهی گردآوری و از طریق کدگذاری های باز، محوری و انتخابی تحلیل شدند. به منظور ارزیابی اعتبار یافته ها، از راهبرد بررسی همکاران و اعتبارسنجی اعضا استفاده شد و برای پایایی مصاحبه ها، روش توافق درون موضوعی دو کدگذار با محاسبه درصد توافق به کار رفت. داده ﻫا با استفاده از نرم افزار مکس کیودا تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: یافته های پژوهش، به استخراج ۱۹۳ مفهوم و ۴۱ مقوله فرعی و ۱۱ مقوله اصلی انجامید که در قالب مدل پارادایمی قرار گرفت. در این مدل، فعالیت های خودتوسعه ای با تأکید بر فرهنگ یادگیرنده، به عنوان پدیده محوری انتخاب شد و شرایط علّی (مسئولیت پذیری فردی در آموزش، یادگیری و مسئولیت پذیری سازمان)، عوامل زمینه ای (توسعه جویی کارکنان، فرهنگ سازمانی، مشوق های توسعه منابع انسانی، زیرساخت ها)، عوامل مداخله گر (جوّ حاکم سازمانی، رویکرد سنتی نظام اداری)، راهبردها (توانمندسازی فردی، توانمندسازی سازمانی ) و پیامدها (توسعه فردی، توسعه سازمانی ) شناسایی شدند.
نتیجه گیری: مدل ارائه شده نشان می دهد که تقویت فرهنگ یادگیرنده و راهبردهای توانمندسازی، در خودتوسعه ای کارکنان در سازمان شهرداری ها نقش کلیدی دارد. این رویکرد با افزایش مسئولیت پذیری و کاهش موانع سازمانی، به توسعه فردی و بهبود عملکرد سازمانی منجر می شود.
جمهوریت به مثابه امکان»: جایگاه نظم جمهوری در الگوی حکمرانی متعالی از دیدگاه امام خمینی (ره)»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۰
37 - 57
حوزههای تخصصی:
امام خمینی(ره) پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، دولت آرمانی و مطلوب خود را با شاخصه هایی ترسیم کرده است که با هیچ یک از نظام های سیاسی نوین ازجمله جمهوری مطابقت کامل ندارد و حتی آشکارا، برخی ویژگی های جمهوریت را نفی می کند. با این حال، با پیروزی انقلاب اسلامی شکل و قالب جمهوری را برای تحقق محتوای حکومت اسلامی پیشنهاد می دهد. هدف این مقاله واکاوی دلایل مطرح شدن جمهوریت در الگوی حکمرانی متعالی از دیدگاه امام خمینی(ره) است. پرسش اصلی این است که چرا ایشان از بین امکان های گوناگون، نظم جمهوری را به عنوان شکل حکومت اسلامی پذیرفتند. این پژوهش از نوع پژوهش های نظری و بنیادی است و با رویکردی توصیفی تحلیلی انجام شده است. داده های پژوهش به روش کتابخانه ای اسنادی و با مراجعه به بیانات امام خمینی(ره) و اسناد انقلاب اسلامی فراهم شده و در چارچوب «منطق درونی نظریه های سیاسی» که توسط توماس اسپریگنز ارائه شده است، تحلیل و بررسی شده است. نتایج نشان می دهد پذیرش جمهوریت در الگوی حکمرانی متعالی امام خمینی(ره) نه به دلیل برخی عناوین ثانویه یا دگرگونی در اندیشه سیاسی ایشان، بلکه بر اساس مؤلفه های واقع نگری و با در نظر گرفتن قابلیت های عینی و نظری نظم جمهوری، ملاحظه برخی محدودیت ها مانند نبود تجربه حکمرانی و در دسترس نبودن الگوی مناسب برای تحقق حکومت اسلامی و توجه به ضرورت هایی همچون لزوم اجرای شریعت و اولویت محتوا بر شکل حکومت صورت پذیرفته است؛ بنابراین در ارائه الگوی متعالی حکمرانی، امام خمینی(ره) نه واقع گرا یا عملگرای سیاسی است، نه آرمان گرای خیال پرداز؛ بلکه با توجه به قابلیت ها، امکانات، ضرورت ها و اولویت ها که لازمه نظریه پردازی واقع بینانه است، نظم جمهوری را به عنوان قدر مقدور حکمرانی متعالی معرفی کرده است.
اثر متقابل و پویای نوآوری و رشد اقتصادی: آیا سطح نوآوری و میزان درآمد سرانه کشورها اهمیت دارد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دیریت نوآوری سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۵۰)
1 - 34
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به دنبال شناسایی اثرات متقابل و پویای نوآوری و رشد اقتصادی و مقایسه آن در دسته های چهارگانه درآمدی کشورها و دسته های کشورهای نوآور و سنتی است. برای پاسخ به سوالات پژوهش از برآود خودرگسیون برداری در داده های تابلویی طی دوره 2022-2013 در شش دسته از گروه کشورها که مجموعاً شامل 107 کشور می شود، استفاده شده است. نتایج مطالعه نشان از آن دارد که اولاً نوآوری در همه گروه های درآمدی، اثر مثبت بر رشد اقتصادی دارد، و این اثر در کشورهای با درآمد متوسط، قوی تر است. ثانیاً رشد اقتصادی در کوتاه مدت سبب بهبود نوآوری شده و این تاثیر بین گروه های درآمدی کشورها تقریباً مشابه هم است. نتایج نشان از آن دارد که در کشورهایی که درآمد بیش از میانگین دارند، شوک نوآوری مهمترین عامل در شکل گیری نوآوری جدید است. اما در کشورهایی که درآمد کمتر از میانگین دارند، شوک های دموکراسی و رشد اقتصادی نیز اثرات مهمی در تحولات نوآوری جدید دارند. نتایج بررسی از نظر گروه های کشورهای نوآور و سنتی نیز نشان از آن دارد که در این کشورها نیز نوآوری بر رشد اقتصادی موثر بوده است،در کشورهای نوآور شوک نوآوری مهمترین عامل تحول در نوآوری های جدید است، اما در کشورهای سنتی، شوک رشد اقتصادی و شوک دموکراسی نیز اثرات مهمی بر تغییرات در رشد نوآوری داشته اند.
بررسی انگیزه های تغییر ریسک مدیران صندوق های سرمایه گذاری مشترک در بازارهای صعودی و نزولی و تأثیر آن بر بازدهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۴۴)
139 - 160
حوزههای تخصصی:
انگیزه های مدیران صندوق ها و توانایی های برتر آن ها در سرمایه گذاری و مدیریت آن، دو توضیح برای تغییرات ریسک صندوق های سرمایه گذاری مشترک در شرایط مختلف بازار است. در این پژوهش بر همین اساس از طریق تحلیل 21 صندوق سرمایه گذاری مشترک در سهام برای دوره 79 ماهه از شهریور 1390 تا اسفند 1396 با استفاده از روش حداقل مربعات، به بررسی انگیزه های تغییر ریسک مدیران صندوق های سرمایه گذاری مشترک در سهام و تأثیر آن بر بازدهی پرداخته ایم. نتایج پژوهش حاکی از آن است که در بازارهای صعودی بین صندوق های بازنده انگیزه ی جبران سازی خسارت وجود دارد به طوری که مدیران این صندوق ها با افزایش سطح ریسک موجب افزایش بازدهی دوره آتی صندوق ها می شوند. در مقابل، مدیران صندوق های برنده با استفاده از مهارت های برتر در سرمایه گذاری، ریسک صندوق را کاهش داده و باعث افزایش بازده دوره ی آتی می شوند.طبق نتایج، در بازارهای نزولی مدیران با افزایش ریسک صندوق باعث کاهش بازده دوره آتی خواهند شد که نشان دهنده ضعف سازمانی و یا ضعف مهارت مدیران در سرمایه گذاری است. در مقابل مدیرانی که سطح ریسک صندوق را کاهش می دهند در صدد افزایش بازده دوره آتی صندوق هستند که بیانگر انگیزه ی نگرانی های شغلی مدیران است.