فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۶۸۱ تا ۱٬۷۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۸
171 - 204
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش، بررسی و سنجش اثر میانجی گری متغیر جو مسموم سازمانی در رابطه بین متغیرهای سبک رهبری زهرآگین و فلات زدگی شغلی بر ترومای سازمانی است. این پژوهش از نظر روش استفاده شده در زمره پژوهش های توصیفی-پیمایشی قرار گرفته و از نظر هدف انجام پژوهش، جزو پژوهش های کاربردی است. حجم نمونه آماری به تعداد 169 نفر از جامعه کارکنان سازمان تامین اجتماعی استان خراسان جنوبی می باشد که به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. برای گردآوری داده های موردنیاز پژوهش، پرسشنامه ای براساس چهار پرسشنامه استاندارد کورنر (2014)، وووین و هورمن (2015)، حکاک و همکاران (2015) و ماکسول (2015) طراحی شده است. روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از تکنیک تحلیل عاملی و آلفای کرونباخ مورد تایید قرار گرفت. همچنین از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل جهت آزمون فرضیه های تحقیق استفاده گردید. نتایج تحقیق نشان داد که متغیرهای سبک رهبری زهرآگین و فلات زدگی شغلی بر متغیرهای جو مسموم سازمانی و ترومای سازمانی در سازمان تامین اجتماعی استان خراسان جنوبی، تاثیر معناداری دارند. همچنین نقش میانجی گری متغیر جو مسموم سازمانی در رابطه بین سبک رهبری زهرآگین و فلات زدگی شغلی با ترومای سازمانی مورد تایید قرار گرفت.
ارائه الگوی مهارتی نیروی انسانی در توسعه خوشه صنعت پلاستیک (مورد مطالعه صنعت پلاستیک)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۸
267 - 292
حوزههای تخصصی:
سهم بزرگی از اقتصاد و اشتغال کشورهای در حال توسعه مربوط به صنایع کوچک و متوسط است که صنعت پلاستیک هم یکی از این صنایع به حساب می آید و برخورداری از یک الگوی مهارتی نیروی انسانی، می تواند باعث ایجاد مزیت رقابتی در خوشه صنعت پلاستیک گردد. لذا هدف از انجام این پژوهش، ارائه الگوی مهارتی نیروی انسانی جهت توسعه خوشه صنعتی پلاستیک با استفاده از رویکرد کیفی بود. مشارکت کنندگان پژوهش را مدیران، اساتید و صاحبان مشاغل واحدهای پلاستیکی کشور تشکیل می داد که حجم نمونه پس از اشباع نظری به تعداد 12 نفر و به صورت هدفمند معیاری انتخاب شد. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند و تجزیه و تحلیل اطلاعات به روش فن مضمون انجام گردید. نتایج نشان داد شاخص های مهارتی نیروی انسانی جهت توسعه خوشه صنعتی پلاستیک ایران شامل «مهارت دانشی»، «مهارت ارتباطی»، «مهارت اثرگذاری»، «مهارت برنامه ریزی» و «مهارت مدیریت زمان» است. با توجه به سهم خوشه صنعت پلاستیک کشور در اشتغال زایی و توسعه کسب و کارهای کوچک، توجه به مهارت های نیروی انسانی در زمان جذب و استخدام نیروی انسانی و همچنین در فرایند کاری می تواند باعث توسعه و بهبود کسب و کارهای صنعت پلاستیک گردد.
تصویرپردازی از هوش حکمرانی (هم آفرینی هوش انسان و ماشین در آزمایشگاه حکمرانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت دولتی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
15 - 37
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف تصویرپردازی از هوش حکمرانی و حاصل هم آفرینی هوش انسان و ماشین در آزمایشگاه حکمرانی انجام شده است. در این پژوهش، ابتدا هوش حکمرانی معرفی شده و سپس جایگاه آن در آزمایشگاه حکمرانی تبیین شده است. نه تنها مفهوم حکمرانی، اخیراً در ادبیات علمی مورد توجه کنش گران علمی و تجربی قرار گرفته است بلکه در شناسایی نظام مسائل حکمرانی و حل شاهدمحور و علمی این مسائل نیز، آزمایشگاه حکمرانی معرفی شده است. در این میان به دلیل پیچیدگی بالای حکمرانی، هوش حکمرانی از یکسو به درک و از سوی دیگر به حل مسائل در آزمایشگاه حکمرانی کمک خواهد نمود که این مهم با رویکرد حکمرانی تجربی و مبتنی بر شواهد و روش شناسی علمی در مواجه با مسائل حکمرانی و شیوه حل آن ها رخ خواهد داد. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد: برای این پژوهش از روش کیفی فراترکیب سندولوسکی و باروسو (2007) استفاده شد و در طی آن از میان اسناد علمی گوناگون در پایگاه های علمی معتبر داخلی و خارجی، 250سند مرتبط بررسی اولیه گردیده تا در نهایت، 60 سند به منزله نمونه، کدگذاری شدند. با توجه به جدید و نوظهور بودن مفهوم حکمرانی، آزمایشگاه حکمرانی و هوش حکمرانی، با تحلیل متون علمی که به جنبه های مختلف این پدیده ها و مابین خطوط پژوهش ها به آن ها اشاره شده است، مدل هوش حکمرانی طراحی شده است تا بتوان تصویر روشن تری از مفهوم و واقعیت میدانی هوش حکمرانی را برای محققان و عملگرایان ارائه نمود. یافته های پژوهش : نتایج نشان داد که هوش حکمرانی از 10 وجه و بعد برخوردار است که نشان دهنده پیچیدگی آن است؛ این وجوه شامل هوش عقلایی و حل مسأله، هوش خط مشی گذاری و تنظیم گری؛ هوش آینده نگری و راهبردی، هوش کل نگر و سیستمی، هوش مدیریت و رهبری، هوش سیاسی و شبکه ای، هوش معنوی و اخلاقی، هوش فرهنگی و اجتماعی، هوش مالی و اقتصادی، هوش عاطفی و هیجانی. این ابعاد در کنار یکدیگر، ظرفیت هوشی مناسبی برای حکمرانی پدید می آورند. گردهم آیی چنین ابعاد و مؤلفه هایی از هوش حکمرانی نشان دهنده تعدد عوامل و عناصر حکمرانی و در نتیجه نیاز به هوش های چندگانه در حکمرانی است. بدیهی است به هر میزان که پیچیدگی یک پدیده افزایش می یابد، هوش مورد نیاز درک و حل مسائل آن نیز پیچیده تر خواهد شد. هوش انسانی و ماشینی در کنار هم می تواند بر این پیچیدگی ها فائل آمده و راه حل های مناسب تری برای مسائل حکمرانی، فراهم نمایند که توانسته است پیچیدگی حکمرانی را فهم نموده و تحلیل های عمیق تری از آن ارائه نماید. در نهایت، آزمایشگاه های حکمرانی، رویکردی برای هم آفرینی هوش های انسانی و ماشینی، در ابعاد 10 گانه برای شناسایی، درک و حل مسائل حکمرانی فراهم آورده و انتظار می رود با توسعه مداوم هوش حکمرانی، بتوان پاسخ های علمی و متقنی برای نظام مسائل حکمرانی کشور ارائه نمود و به تدریج شاهد بلوغ هوش حکمرانی و در نتیجه پاسخ های دقیق تری برای مسائل حکمرانی بود. محدودیت ها و پیامدها : مهم ترین محدودیت پژوهش حاضر، نبود تعاریف و مفاهیم مشخص و صریح از موضوع پژوهش بوده که این خود به ضرورت انجام پژوهش قوت بخشیده است. انتظار می رود چنین پژوهش هایی پیامدهای علمی و تجربی در اندیشه متخصصان و دانشمندان و هم چنین اقدامات کنشگران حکمرانی داشته باشد که حکمرانی را پیچیده و نیازمند تحلیل و واکاوی عمیق و وسیعی بدانند و همواره به دنبال توسعه ظرفیت های فکری و عملی در درک و حل مسائل حکمرانی باشند. پیامدهای عملی : مقاله حاضر بر ایجاد آزمایشگاه حکمرانی در درک و حل مسائل، تأکید نموده و هوش حکمرانی (هوش انسان و ماشین) را لازمه و یکی از مهم ترین ظرفیت های درک و حل مسائل حکمرانی به ویژه در آزمایشگاه حکمرانی، معرفی می کند. ابتکار یا ارزش مقاله : معرفی آزمایشگاه حکمرانی، هوش حکمرانی و دیدگاه حکمرانی تجربی که بر شاهدمحوری و روش شناسی علمی حل مسائل حکمرانی تأکید دارد، ابتکار و نوآوری مقاله حاضر است. نوع مقاله: مقاله پژوهشی
چالش های مشارکت اجتماعی در سازمان ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۷۷)
347 - 358
حوزههای تخصصی:
هدف: چند صباحی است که افزایش مشارکت مردمی در جریان های نهادی و سازمانی به موجی گسترده تبدیل شده است. اما آنچه در این موج ناگفته مانده چالش های مشارکت است که مردم با اعمال فشار بر اعضای سازمان در پی تحمیل خواسته های خود هستند. هدف از پژوهش حاضر واکاوی تجربه معلمان از شیوه های اعمال فشار والدین برای تحمیل خواسته هایشان بود.
روش پژوهش: برای دستیابی به این هدف از رویکرد کیفی و پدیدارشناسی تفسیری استفاده شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش آن دسته از معلمان مدارس ابتدایی در شهر سمنان بودند که اعمال فشار توسط والدین را تجربه کرده بودند. با استفاده از نمونه گیری هدفمند گلوله برفی و با تکیه بر اشباع نظری داده ها 16 نفر از آن ها به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد.
یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد والدین برای پیگیری و تعقیب خواسته های خود و اعمال فشار بر والدین از تاکتیک های ایجاد تنش و درگیری، استفاده از تهدید، شبکه سازی، ائتلاف موقت، و ترویج اخبار کذب و شایعه استفاده می کنند.
نتیجه: این یافته ها به صورت ضمنی نشان از آن داشتند که فشارهای مردم برای دخالت در سازکارهای سازمانی فشاری غیرنهادی است که مردم به صورت بی سازمان و هرج ومرج گونه به اعمال فشار بر اعضای سازمان می پردازند. ضعف نهادهای مدنی و روایتِ حاکم بر صنعت چاپ، که همواره روایتی به دور از تنش از سازمان ها ارائه می کند، سبب شده چالش های مشارکت نادیده انگاشته شود.
تأثیر مکانیزم های نظارتی بر رفتار مالی سرمایه گذاران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۹
165 - 215
حوزههای تخصصی:
رسمی بودن، شفافیت و برخورداری از پشتوانه محکم قانونی از مهم ترین ویژگی های بازار سهام نسبت به سایر بازارهای سرمایه گذاری می باشد. ظهور پدیده هایی مثل حباب های قیمتی در بازار سهام، وجود نوسانات بیش از حد در قیمت سهام، واکنش بیشتر یا کمتر از اندازه سرمایه گذاران به اطلاعات جدید، در تقابل با نظریه بازار کارا می باشد. نظارت و ایجاد اطمینان برای سرمایه گذاران از مهم ترین زمینه های تحکیم و توسعه بازار سرمایه به شمار می آید. علت عدم تصمیم گیری های درست را می توان در ضعف ابزارها و قوانین نهادهای ناظر بازار سرمایه نسبت داد. نظارت سازمان بورس بر شرکت ها از طریق مکانیزم های نظارتی انجام می شود. در این پژوهش مکانیزم های حجم مبنا، محدوده دامنه ی نوسان و انتشار ضعف کنترل داخلی مورد مطالعه قرار گرفته است. جامعه آماری این پژوهش را شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می دهد که در آن به بررسی تأثیر مکانیزم های نظارتی بر رفتار مالی سرمایه گذاران پرداختیم. پس از تجزیه و تحلیل داده های گردآوری شده در بازه زمانی 1395 تا 1401 نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که حجم مبنا بر تصمیم گیری سرمایه گذاران تأثیر دارد. علاوه بر این تجزیه و تحلیل داده های پژوهش حاکی از این است که انتشار گزارش ضعف کنترل داخلی و محدوده دامنه نوسان بر تصمیم گیری سرمایه گذاران تأثیری ندارد.
بررسی نقش حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمان های بخش عمومی: با میانجی گری کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری (مورد مطالعه: بیمارستانهای دولتی استان تهران)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش بررسی نقش حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمان های بخش عمومی: با میانجیگری کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری (موردمطالعه: بیمارستانهای دولتی استان تهران) بوده و حوزه پژوهش کاربردی است. روش تحقیق پیمایشی با کمی انجام شده است و داده ها با نمونه گیری تصادفی ساده به وسیله پرسش نامه ای استاندارد گردآوری شده است. توزیع پرسش نامه در 40 بیمارستان دولتی استان تهران در سال ۱۴۰3 انجام شده است و نمونه ای 200 نفره از جامعه آماری موردمطالعه شامل افرادی با پست های سازمانی: مدیر و کارشناس فناوری و اطلاعات، مدیر امور مالی و حسابداری و کارشناس سیستم اطلاعات در بیمارستان های دولتی استان تهران انتخاب شدند. آزمون آمار توصیفی از طریق نرم افزار spss26 و آزمون فرضیه های با استفاده نرم افزار آماری smart pls4 انجام شده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات عملکرد را افزایش نمیدهد، بلکه باید از طریق سیستم اطلاعات حسابداری میانجیگری شود. این موضوع نشان میدهد که توالی نقش حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات به سیستم اطلاعات حسابداری یک عامل اساسی در دستیابی به عملکرد سازمانی است؛ بنابراین حاکمیت مؤثر فناوری اطلاعات بر عملکرد سازمان های بخش عمومی: با میانجیگری کیفیت سیستم اطلاعات حسابداری (موردمطالعه: بیمارستانهای دولتی استان تهران) تأثیر معناداری دارد.
نقش کوچینگ در ارتقا مهارت های تصمیم گیری و کنترل هیجان معامله گران بازارهای مالی
حوزههای تخصصی:
معامله گری در بازارهای مالی پرنوسان با نرخ شکست بالایی همراه است که تحقیقات، ریشه های آن را بیش از دانش فنی، در عوامل روانشناختی جستجو می کنند. این مقاله مروری با تحلیل نظام مند ادبیات حوزه های مالی رفتاری و مالی-عصبی، نشان می دهد که فشار روانی ناشی از نوسانات بازار، با فعال سازی واکنش های فیزیولوژیک استرس، منجر به اختلال در فرآیندهای شناختی و بروز سوگیری های سیستماتیک می شود. این پدیده، شکافی موسوم به «شکاف دانش-عمل» ایجاد می کند که در آن، معامله گران علی رغم تسلط بر استراتژی ها در اجرای آن ها به دلیل اینکه تحت فشار هیجانی قراردارند، ناتوان هستند. در این راستا، کوچینگ به عنوان یک فرآیند ساختاریافته و مشارکتی، به عنوان یک راهکار بالقوه برای پر کردن این شکاف مطرح می شود. کوچینگ از طریق مکانیسم هایی چون افزایش خودآگاهی هیجانی، توسعه مهارت های عملی خودتنظیمی، و ایجاد پاسخگویی، به معامله گران کمک می کند تا واکنش های خود را مدیریت کرده و به اصول تحلیلی خود پایبند بمانند. این پژوهش بیان می کند که کوچینگ می تواند ابزاری مؤثر برای ارتقای پایداری عملکرد معامله گران باشد، هرچند ارزیابی تجربی اثربخشی آن نیازمند تحقیقات میدانی بیشتری است.
بررسی رابطه بین قدرت بازاری بانک، عملکرد شرکت، هزینه های تامین مالی و ساختار سرمایه شرکت های پذیرفته شده در بازار بورس و اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶ (جلد ۱)
179 - 198
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: هدف این پژوهش بررسی تأثیر قدرت بازاری بانک بر سه پیامد کلیدی مالی شرکت ها شامل عملکرد مالی، هزینه های تأمین مالی و ساختار سرمایه در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش از نوع کاربردی و از نظر روش شناسی در چارچوب رویکرد توصیفی–پس رویدادی قرار دارد. روش شناسی پژوهش: جامعه آماری شامل شرکت های کوچک و متوسط بورسی طی سال های ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲ است که با روش حذف سیستماتیک و بر اساس دسترسی به اطلاعات کامل انتخاب شده اند. داده های موردنیاز پژوهش از صورت های مالی حسابرسی شده شرکت ها، گزارش های کدال و اطلاعات رسمی بانک مرکزی استخراج و پس از عملیاتی سازی متغیرها، با استفاده از رگرسیون داده های تابلویی و آزمون های تشخیصی مرتبط تحلیل شده اند. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد قدرت بازاری بانک تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد عملیاتی شرکت ها (ROA) دارد، اما این اثر بر عملکرد مبتنی بر ارزش بازار (Q Tobin) معنادار نیست؛ امری که بیانگر نقش عملیاتی روابط بانکی و محدودیت انتقال این اثر به سطح ارزش گذاری بازار است. نتایج همچنین نشان داد قدرت بازاری بانک هزینه های تأمین مالی شرکت ها را به طور معناداری افزایش می دهد و حاکی از آن است که در ساختارهای بانکی متمرکز، شرکت ها با شرایط اعتباری سخت تر و نرخ های بهره بالاتر مواجه می شوند. در نهایت، بررسی ساختار سرمایه نشان داد بانک های دارای قدرت بازار بیشتر منجر به افزایش اهرم مالی شرکت ها می شوند، به گونه ای که وابستگی شرکت ها به بدهی را تقویت می کنند. نتیجه گیری: با توجه به اهمیت روابط بانکی در تأمین مالی و تصمیمات سرمایه گذاری، نتایج این پژوهش می تواند برای سیاست گذاران، بانک ها و مدیران مالی شرکت ها در جهت بهبود کارایی عملیاتی، کاهش هزینه های مالی و طراحی ساختار سرمایه بهینه مورد استفاده قرار گیرد.
نقش سبک مدیریت مالی در سلامت حرفه اى کارکنان شهردارى
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۶ (جلد ۱)
297 - 310
حوزههای تخصصی:
سلامت حرفه ای کارکنان یکی از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر عملکرد و کارایی سازمان ها به ویژه شهرداری ها است. مطالعات نشان می دهند که عوامل سازمانی مختلف، از جمله سبک مدیریت مالی، نقش مستقیم و قابل توجهی در سلامت حرفه ای کارکنان دارند. سبک مدیریت مالی شامل نحوه تخصیص منابع، بودجه بندی، شفافیت مالی، پرداخت به موقع حقوق و مزایا و مشارکت کارکنان در تصمیمات مالی است. تحقیقات نشان می دهند که سبک های مشارکتی و شفاف مدیریت مالی با افزایش رضایت شغلی، کاهش استرس و فشار روانی، افزایش انگیزه و تعهد سازمانی، و ارتقای بهره وری و عملکرد کارکنان مرتبط هستند. برعکس، سبک های دستوری و ناکارآمد مدیریت مالی می توانند موجب افزایش اضطراب، نارضایتی شغلی، فرسودگی حرفه ای و کاهش سلامت حرفه ای شوند. این مرور ادبیات تأکید می کند که برای بهبود سلامت حرفه ای کارکنان شهرداری ها، توجه ویژه به طراحی و اجرای شیوه های مدیریت مالی کارآمد و شفاف ضروری است و می تواند ابزار مؤثری برای ارتقای عملکرد سازمانی و کاهش مشکلات روانی-شغلی کارکنان باشد.
پیشران ها، محرک ها و پیامد های رقابت پذیری پایدار در صادرات سبز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، اهمیت پایداری و مسائل زیست محیطی در فعالیت های اقتصادی، به ویژه در حوزه صادرات، افزایش یافته است. شرکت های صادرکننده برای حفظ و ارتقای جایگاه خود در بازارهای جهانی، استراتژی های سبز و نوآورانه را اتخاذ نموده اند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر رقابت پذیری پایدار شرکت ها در صادرات سبز و ارائه یک مدل مفهومی انجام شده است. رویکرد پژوهش، آمیخته (کیفی و کمی) است. در فاز کیفی، با بهره گیری از روش فراترکیب، ۴۲ مقاله منتخب از میان ۱۷۴ مقاله موجود در پایگاه های اسکوپوس، ساینس دایرکت و گوگل اسکالر طی سال های ۲۰۱۵ تا فوریه ۲۰۲۵ تحلیل و ۱۱ مقوله اصلی استخراج شد. در فاز کمی، برای تحلیل روابط علّی میان مقوله ها، از روش دیمتل و نظرات ۱۰ نفر از خبرگان حوزه صادرات استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که عوامل مؤثر بر رقابت پذیری پایدار صادرات سبز در سه لایه «پیشران» (جهت گیری استراتژیک و سیاست های کلان صادرات سبز، تحول دیجیتال، نوآوری سبز و مدیریت دانش سبز)، «محرک» (رقابت پذیری و مزیت های رقابتی در بازارهای سبز) و «پیامد» (عملکرد سازمانی، پایداری زیست محیطی، بازاریابی سبز، مدیریت زنجیره تامین سبز، قابلیت های سازمانی و ریسک های صادرات سبز) طبقه بندی می شوند. مدل مفهومی ارائه شده، ضمن پوشش خلاهای موجود در ادبیات، ابزاری عملیاتی و راهبردی برای مدیران و سیاست گذاران به منظور ارتقای جایگاه رقابتی شرکت ها در بازارهای جهانی فراهم می آورد.
شناسایی و ارائه چارچوب مفهومی شاخص های کلیدی مؤثر بر ایجاد شهرهای مرکز مالی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی مؤلفههای کلیدی تأثیرگذار بر شکلگیری شهرهای مرکز مالی انجام شد. در مرحله نخست، ۱۴۲ سند علمی شناسایی و پس از پالایش، ۲۱ مقاله بهعنوان جامعه تحلیلی انتخاب گردید. برای اعتبارسنجی شاخصها، نظر ۱۰ نفر از خبرگان حوزه مالی و اقتصاد شهری، مدیران و مشاوران مالی با روش نمونهگیری هدفمند اخذ شد. پژوهش به روش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون بوده و دادهها طی کدگذاری باز، محوری و گزینشی تحلیل شدند. نتایج چهار مضمون اصلی شامل زیرساختهای مالی و اقتصادی، چارچوبهای قانونی و نظارتی، فناوری و نوآوری مالی و زیرساختهای ارتباطی و نیروی انسانی متخصص را نشان داد. چارچوب مفهومی حاصل میتواند مبنایی برای سیاستگذاری و توسعه شهرهای مالی، بهویژه در کشورهای در حال توسعه، فراهم کند.
نگاهی نقادانه به سند «راهبرد ملی پیشرفت صنعتی و ارتقای زنجیره های ارزش کشور»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴شماره ۳ (پیاپی ۶۹)
190 - 209
حوزههای تخصصی:
سند «راهبرد ملی پیشرفت صنعتی و ارتقای زنجیره های ارزش جمهوری اسلامی ایران» که در تاریخ 27/6/1404 به تصویب هیئت وزیران رسیده و در تاریخ 13/7/1404 ابلاغ شده است، یکی از مهم ترین اسناد سیاستی کشور در دهه حاضر به شمار می رود و هدف آن، تعیین چارچوب راهبردی برای صنعتی سازی پایدار، دانش بنیان و رقابت پذیر است. با این حال، تحلیل نقادانه محتوایی و سیاستی این سند و برای پیشرفت صنعتی کشور کمک زیادی خواهد کرد. در این مقاله، با استفاده از «چارچوب تحلیل سیاست عمومی» و «مدل توسعه صنعتی»، تلاش شده است سند پیشرفت صنعتی ایران به صورت تحلیلی و انتقادی مورد بررسی قرار گیرد. نتایج بررسی نشان می دهد که سند مزبور در بخش هایی مانند تأکید بر تولید دانش بنیان، توجه به مزیت های منطقه ای و هدف گذاری برای ارتقای بهره وری، نقاط قوت قابل توجهی دارد. با این حال، ضعف در «انتخاب چشم انداز درست»، «پویایی سند»، «نگاه ناقص به صنعت (تمرکز بر صنایع کارخانه ای و کنار گذاشتن صنایع مهمی مانند پتروشیمی، نیرو و ...)»، «عدم توجه به تجارت راهبردی و ایجاد هم افزایی بین صنعت و تجارت» از چالش های اصلی آن است.
تحلیل محتوای کتاب های جغرافیای دانش آموزان پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه عراق بر اساس ابعاد توسعه پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۵)
428 - 447
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تحلیل محتوای کتاب های جغرافیای دانش آموزان پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه عراق بر اساس ابعاد توسعه پایدارمی باشد. روش پژوهش توصیفی و در اصل یک پژوهش تحلیل محتوایی است. جامعه آماری تحقیق، کتاب های جغرافیا پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه در سال تحصیلی 03-1402 می باشند. ابزار تحقیق را چک لیست تدوین شده توسط محقق تشکیل می دهد که دارای 4 مؤلفه (اقتصادی-اجتماعی، منابع، مشارکت و روش های اجرایی) می باشد، در این پژوهش به دلیل محدود بودن جامعه آماری حجم نمونه با حجم جامعه برابر در نظر گرفته شده است. برای جمع آوری داده های موردنیاز از فرم های تحلیل محتوای کدگذاری شده با تأکید بر 4 مولفه اصلی توسعه پایدار استفاده شده است. روایی آن ها، بر اساس نظرات کارشناسان و همچنین اساتید راهنما و مشاور مورد تائید قرارگرفته است. پایایی ابزار پژوهش بر اساس روش هولستی با ضریب پایایی 87/0 محاسبه شده است. واحد تحلیل در این پژوهش متن، فعالیت، جداول، نمودار و تصاویر است که طبق آن محتوای کتاب ها کدگذاری شده و اطلاعات جمع آوری شده در جداول جداگانه و برای چهار مولفه انجام پذیرفته است. نتایج نشان داد که در کل محتوای کتاب جغرافیا پایه ششم ادبیات مقطع متوسطه، جمعاً 122 مورد مربوط به مؤلفه های توسعه پایدار آمده است که از این تعداد، بیشترین فراوانی به مولفه منابع و کمترین فراوانی به مشارکت مردمی مرتبط بود، همچنین نتایج تحلیل محتوا نشان داد که به طور برابر به مولفه های توسعه پایدار در محتوای کتاب درسی جغرافیا پرداخته نشده است.
تغییر استراتژی شرکت های فناوری اطلاعات در بستر سرمایه اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
177 - 194
حوزههای تخصصی:
زمینه: در دنیای پویای کسب وکار امروز، شرکت های فناوری اطلاعات با چالش های متعددی روبرو هستند که بقا و موفقیت آن ها را تهدید می کند. تغییرات سریع فنّاورانه، افزایش رقابت جهانی و تحولات ناگهانی در تقاضای مشتریان، سازمان ها را ملزم می سازد تا به طور مداوم استراتژی های خود را بازنگری و اصلاح کنند. هدف: پژوهش حاضر به بررسی چگونگی تأثیرگذاری سرمایه اجتماعی بر تغییر استراتژی شرکت های فناوری اطلاعات، با در نظر گرفتن نقش میانجی پویایی محیطی ادراک شده و نوآوری باز، می پردازد. روش شناسی: این پژوهش توصیفی- همبستگی با استفاده از پرسشنامه طیف لیکرت، به گردآوری داده ها از مدیران و کارکنان ارشد کسب وکارهای فناوری اطلاعات شهر تهران پرداخته است. حجم نمونه پژوهش 329 نفر و به صورت نمونه گیری در دسترس بوده است. برای تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای اس پی اسس و پی ال اس بهره گرفته شده است. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل مدل معادلات ساختاری نشان می دهد که تأثیر سرمایه اجتماعی بر تغییر استراتژی، پویایی محیطی ادراک شده و نوآوری باز مثبت و معنادار است. تأثیر مثبت و معناداری پویایی محیطی ادراک شده بر تغییر استراتژی تائید شد. همچنین تأثیر مثبت و معناداری نوآوری باز بر تغییر استراتژی تائید شد. نتیجه گیری: فرآیند تغییر استراتژی تلاشی است برای تهیه نسخه دوم از آنچه در مغز های انسان های بسیار باهوش و نخبه می گذرد یعنی کسانی که با استفاده از سرمایه های اجتماعی خود تغییرات را شناسایی کرده و بقای سازمان در عرصه رقابتها و کشمکش ها را فراهم می نمایند.
درک مالیات دهندگان از مسئولیت پذیری بخش عمومی شامل ( پاسخگویی بخش عمومی، شفافیت مالی دولت، بودجه متوازن و مازاد، انتشار مؤثر اطلاعات و مشارکت عمومی دولت) بر انطباق داوطلبانه رفتار مالیات دهندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حسابداری دولتی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۲)
179 - 196
حوزههای تخصصی:
موضوع و هدف مقاله: پژوهش حاضر در پی ردیابی درک مالیات دهندگان از مسئولیت پذیری بخش عمومی شامل(پاسخگویی بخش عمومی، شفافیت مالی دولت، بودجه متوازن و مازاد، انتشار مؤثر اطلاعات و مشارکت عمومی دولت) بر انطباق داوطلبانه رفتار مالیات دهندگان است. روش: جامعه آماری این پژوهش را مودیان مالیاتی و صاحبان مشاغل و صنایع در استان فارس تشکیل می دهند و محدوده زمانی این پژوهش سال 1404 است. با توجه به عدم وجود آمار دقیق در مورد اندازه جمعیت، از فرمول کوکران برای اندازه جمعیت ناشناخته برای تعیین حجم نمونه استفاده شد. بر این اساس، حجم نمونه 384 نفر محاسبه شد. در نهایت400 پرسشنامه بین کلیه افراد جامعه توزیع و مورد بررسی قرار گرفت. در مجموع از پرسشنامه های توزیع شده، با پیگیری های مکرر توسط محقق، 267 پرسشنامه کامل و قابل استفاده دریافت گردید. یافته ها: مشاهده گردید که بین همه متغیرهای مستقل شامل(پاسخگویی عمومی دولت، شفافیت مالی دولت، بودجه متوازن و مازاد دولت، انتشار مؤثر اطلاعات، تعامل دولت با شهروندان و مشارکت عمومی) با متغیر وابسته پژوهش(انطباق داوطلبانه رفتار مالیات دهندگان) در سطح اطمینان 99 درصد همبستگی مثبت و معنادار قابل توجهی وجود دارد. نتیجه گیری: انطباق داوطلبانه رفتار مالیات دهندگان به تمکین مالیاتی و پایبندی عموم مردم نسبت به انجام الزامات لازم برای اظهار و پرداخت مالیات اشاره دارد. افکار عمومی انتظار دارند که دولتشان از نظر مالی مسئولیت پذیر باشد، بدین منظور خواستار سلامت اداری، شفافیت، انتشار مؤثر اطلاعات، برگزاری جلسات استماع عمومی و ارائه گزارش های پاسخگویی هستند تا عملکرد مسئولان دولتی که به منابع عمومی دسترسی دارند، مورد ارزیابی قرار گیرد.
ارائه الگوی پیش بینی رفتارهای انحرافی مدیران و کارکنان با استفاده از تکنیک های شناخت درمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
35 - 60
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف پیش بینی رفتارهای انحرافی کارکنان و مدیران و کمک به مدیریت اثربخش سرمایه انسانی انجام شده است. اهمیت موضوع در این است که پیش بینی و پیشگیری از رفتارهای انحرافی می تواند از بروز خطاهای پُرهزینه سازمانی جلوگیری کند و به بهبود فرایندهای استخدام، گزینش و نگهداشت نیروی انسانی بینجامد. روش پژوهش، کیفی و از نوع توصیفی است و از روش ردیابی فرایند برای جمع آوری و تحلیل داده ها، استفاده شده است. داده ها شامل ۴۸ مورد درمان اختلالات و انحرافات رفتاری با استفاده از رویکرد شناخت درمانی است که از مستندات روان شناسان و درمانگران گردآوری شده اند. در این روش، با تحلیل سازوکارهای علّی میان افکار و رفتار، تلاش شد تا الگویی نظری برای پیش بینی رفتارهای انحرافی تدوین شود. یافته ها نشان می دهد که برخی از تکنیک های شناخت درمانی- ازجمله آزمون تحریف ها و خطاهای شناختی، تحلیل سود و زیان نگرانی، تبدیل نگرانی به پیش بینی، ارزیابی شواهد و تشخیص فکر از واقعیت- توان بالایی در پیش بینی رفتارهای انحرافی کارکنان و مدیران دارند. بر این اساس، الگویی پیشنهادی ارائه شد تا سازمان ها بتوانند با استفاده از این تکنیک ها، رفتارهای انحرافی را شناسایی، پیش بینی و کنترل کنند. نتایج حاکی از آن است که بهره گیری از علوم شناختی در مدیریت منابع انسانی، می تواند به پیشگیری از انحرافات رفتاری و افزایش بهره وری سازمانی منجر شود و زمینه تعامل میان روان شناسی بالینی و مدیریت رفتار سازمانی را فراهم آورد.
شناسایی پیشران های تأثیرگذار بر آینده نظام مالیاتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگرش مدیریت راهبردی سال ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۱۱)
169 - 188
حوزههای تخصصی:
نظام مالیاتی به عنوان یکی از ارکان اساسی هر کشور، نقش مهمی در تأمین منابع مالی دولت و تحقق اهداف اقتصادی ایفا می کند. در ایران، نظام مالیاتی با چالش ها و مسائل متعددی روبه روست که به بازنگری و اصلاحات اساسی نیاز دارد. این مقاله به شناسایی کلان روندها و آینده پژوهی نظام مالیاتی ایران از منظر اقتصادی می پردازد. در این تحقیق، روش پژوهش برمبنای هدف، کاربردی؛ بر مبنای روش جمع آوری داده، توصیفی- پیمایشی و بر مبنای نوع داده، ترکیبی است و پیشران های آینده ساز تأثیرگذار بر حوزه نظام مالیاتی ایران در 20 سال آینده با استفاده از روش های گروه خبرگی خبرگان، پرسش نامه باز، مصاحبه و دلفی فازی در سال 1402 شناسایی شدند. برای انتخاب افراد خبره از میان استادان و دانشجویان دکتری رشته حسابداری، کارکنان سازمان امور مالیاتی، اعضای جامعه حسابداران رسمی و متخصصان حرفه حسابداری مالیاتی، از روش های نمونه گیری قضاوتی و گلوله برفی استفاده شد. این فرآیند تا زمانی که اشباع نظری حاصل گردید ادامه یافت. نتایج پژوهش، با بهره گیری از نظرات کارشناسان، نشان داد که عواملی نظیر گسترش شرکت های کوچک و متوسط، توسعه شرکت های دانش بنیان و استارت آپ ها، افزایش جذب سرمایه گذاری خارجی، سیاست ها و مشوق های مالیاتی مرتبط با سرمایه گذاری های خارجی و اصلاح نظام نظارتی بانکی همراه با بهبود ساختار اقتصادی، از مهم ترین مؤلفه های تاثیرگذار بر شکل دهی آینده محسوب می شوند. همچنین در اولویت های بعدی، مواردی مانند جهانی شدن و رفع تحریم ها، خصوصی سازی مالکیت شرکت های بزرگ و کاهش نقش دولت، توسعه بورس های داخلی و بین المللی، سرمایه گذاری در زیرساخت ها، رشد تجارت بین المللی و پیشرفت در زمینه های ارزشیابی و پیچیدگی تجارت قرار گرفته اند.
نقش اختلالات عصب شناختی شنیداری و دیداری در تردید حرفه ای حسابرسان
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تردید حرفه ای، عامل بنیادینی در حفظ و بهبود کیفیت حسابرسی محسوب می شود و از این رو، مطالعات گوناگونی به بررسی عوامل اقتصادی، اجتماعی و روان شناختی موثر بر آن پرداخته اند. مطالعه حاضر، دامنه این عوامل را به حوزه عصب شناختی گسترش می دهد. به طور خاص، این مطالعه تأثیر اختلالات عصب شناختی، شامل اختلالات شنیداری و دیداری، بر تردید حرفه ای حسابرسان را ارزیابی می کند. همچنین، مطالعه حاضر تأثیر شرایط کاری مطلوب - شامل کیفیت پرداخت، فرصت های ارتقاء و محیط همکاری - در کاهش اثرات منفی این اختلالات را مورد بررسی قرار می دهد. روش شناسی: برای اندازه گیری اختلالات یادشده، از یک ابزار رایانه ای شبه آزمایشی با نام آزمون عملکرد پیوسته شنیداری و دیداری یکپارچه، استفاده می شود. تردید حرفه ای نیز با استفاده از مقیاس تردید حرفه ای هارت (2010) مورد ارزیابی قرار می گیرد. نمونه پژوهش شامل 76 نفر از حسابرسان مستقل می باشد. نتایج: نتایج نشان می دهد که اختلالات شنیداری تاثیر معنی داری بر تردید حرفه ای حسابرسان ندارد لکن، اختلالات دیداری به طور معکوس و معنی داری بر تردید حرفه ای اثرگذار می باشد. به بیان دیگر، اختلالات دیداری سبب تضعیف تردید حرفه ای می گردد. افزون بر این، مطابق با شواهد پژوهش، شرایط کاری مطلوب، به طور معناداری اثرات منفی اختلالات دیداری را کاهش می دهد. . نتیجه گیری: نتایج این پژوهش برای سیاست گذاران حوزه مالی و موسسه های حسابرسی دارای اهمیت است، زیرا نشان می دهد که اولا اختلالات عصب شناختی، تهدید با اهمیتی برای تردید حرفه ای محسوب می شود و ثانیا بهبود شرایط کاری می تواند به حفظ کیفیت حسابرسی حتی با وجود اختلالات عصب شناختی کمک نماید.
تلفیق مدیریت دانش و هوش مصنوعی جهت بهبود عملکرد نیروی انسانی (مورد مطالعه: دستگاه های اجرایی استان مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
36 - 61
حوزههای تخصصی:
هدف: تلفیق هوش مصنوعی و مدیریت دانش به استفاده راهبردی از فناوری برای افزایش ایجاد، اشتراک و استفاده از دانش در یک سازمان اشاره دارد. پیاده سازی هوش مصنوعی در مدیریت دانش، چالش ها و محدودیت هایی برای سازمان ها به ویژه دستگاه های اجرایی که وظیفه خدمت رسانی به مردم را دارند به همراه دارد. برای درک ارتباط بین مدیریت دانش و هوش مصنوعی، باید نحوه تأثیرگذاری آن بر متغیرهای مهم نیروی انسانی سازمان ها ازجمله «عملکرد» به دقت مورد بررسی قرار گیرد. هدف این مطالعه بررسی تأثیر هم زمان مدیریت دانش و هوش مصنوعی بر عملکرد نیروی انسانی دستگاه های اجرایی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر ازنظر جهت گیری، کاربردی و ازنظر روش شناسی، کمی است که با استفاده از راهبرد توصیفی-همبستگی انجام شده است. بازه زمانی مطالعه زمستان 1403 و بهار 1404 است. جامعه آماری پژوهش کارکنان دستگاه های اجرایی استان مرکزی است که 150 نفر از مدیران و کارشناسان به روش نمونه گیری گلوله برفی، انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از ابزار پرسش نامه استفاده شد که پایایی پرسش نامه براساس معیار های آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی و روایی آن براساس شاخص های AVEو بارعاملی متقابل موردتأیید قرار گرفت. جهت تجزیه وتحلیل داده ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و برای انجام محاسبات آن از نرم افزار Smart PLS 3.0 استفاده شد. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد کاربردهای مختلف هوش مصنوعی رابطه مستقیمی با فرآیندهای مدیریت دانش دارد. مستندسازی دانش ضمنی بر تبدیل و انتقال و به کارگیری دانش؛ شخصی سازی دسترسی به دانش بر حفظ و نگهداری دانش؛ پیش بینی و تصمیم گیری هوشمند بر ایجاد و به کارگیری دانش، تأثیر مثبت و معناداری دارند. همچنین تلفیق هوش مصنوعی و مدیریت دانش رابطه مستقیمی با عملکرد نیروی انسانی دستگاه های اجرایی دارد. ایجاد دانش بر مشارکت؛ حفظ و نگهداری دانش بر حفظ و نگهداشت و رضایت؛ تبدیل و انتقال دانش بر مشارکت؛ به کارگیری دانش بر حفظ و نگهداشت، رضایت و هزینه های آموزش، تأثیر مثبت و معناداری دارند. بیشترین ضریب مسیر (641/0) مربوط به تأثیر به کارگیری دانش بر رضایت، و کمترین ضریب مسیر (174/0) مربوط به تأثیر پیش بینی و تصمیم گیری هوشمند بر به کارگیری دانش، می باشد. نتیجه گیری: برنامه های آموزشی جامع برای تقویت مهارت ها و آگاهی کارکنان در زمینه هوش مصنوعی و مدیریت دانش راه اندازی شود. تشکیل تیم های چندتخصصی که ترکیبی از کارکنان بخش های مختلف سازمان هستند، می تواند در ایجاد فرهنگ هوش مصنوعی و مدیریت دانش در سازمان کمک کند. فرآیندهای استانداردی برای جمع آوری، سازماندهی و تبدیل داده ها به فرمت قابل استفاده وجود داشته باشد. اقدامات امنیتی شامل استفاده از الگوریتم های رمزنگاری قوی برای حفاظت از داده ها، اعمال سیاست ها و محدودیت های دسترسی، بررسی و شناسایی تهدیدات امنیتی، درنظر گرفته شوند. سازمان ها سازوکارهای نظارتی مناسبی برای تضمین کیفیت داده های به اشتراک گذاشته شده طراحی نمایند. اصالت/ارزش: مدیریت دانش شرایطی را فراهم می کند تا درک دانش رخ دهد، در حالی که هوش مصنوعی قابلیت های گسترش، استفاده و ایجاد دانش را به روش هایی نوین و کارآمد فراهم می کند. با تلفیق مؤثر فناوری با شیوه های مدیریت دانش ، سازمان ها می توانند تصمیم گیری ، نوآوری و عملکرد کلی سازمان را بهبود بخشند. آموزش و توسعه منابع انسانی متخصص در حوزه هوش مصنوعی و مدیریت دانش برای پیاده سازی موفق این فناوری بسیار حیاتی است.
تأثیر سرمایه گذاران نهادی بر افشای پایداری: بررسی نقش تعدیل کننده عملکرد مالی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی رابطه بین سرمایه گذاران نهادی و افشای پایداری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انجام شده است همچنین نقش تعدیل کننده عملکرد مالی در این رابطه مورد تحلیل قرار گرفت تا روشن شود آیا شرکت های با عملکرد مالی بهتر، در تقویت این رابطه نقش موثرتری ایفا می کنند یا خیر ؟ این پژوهش از نوع همبستگی، پس رویدادی و کاربردی است جامعه آماری این پژوهش کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1402- 1393 بود که پس از اعمال روش حذف سیستماتیک 58 شرکت (580 مشاهده سال –شرکت ) به عنوان نمونه انتخاب شدند. همپنین تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار Eviews 10 انجام شد. نتایج تحقیق نشان داد که سرمایه گذاران نهادی تاثیر مثبت و معناداری بر افشای پایداری شرکت ها دارند. همچنین عملکرد مالی به عنوان یک متغیر تعدیلگر، شدت این رابطه را به صورت مثبت و معناداری تقویت می کند. به بیان دیگر، شرکت هایی که از عملکرد مالی مطلوب تری برخوردارند، تمایل بیشتری به افشای اطلاعات مرتبط با پایداری نشان می دهند .