فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۸۱ تا ۱٬۸۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۷)
125 - 150
حوزههای تخصصی:
باتوجه به اهمیت شناسایی عوامل مؤثر بر بازاریابی پایدار به عنوان اولین و یکی از مهم ترین مراحل تحقق آن، مطالعه حاضر با هدف شناسایی و رتبه بندی عوامل مؤثر بر بازرایابی پایدار در صنعت پتروشیمی انجام شده است. این مطالعه به لحاظ هدف کاربردی و باتوجه به ماهیت و روش گردآوری و تحلیل داده ها، مطالعه ای آمیخته است. در بخش کیفی برای شناسایی عوامل مؤثر بر بازایابی پایدار از روش تحلیل نظام مند ادبیات و در بخش کمّی برای رتبه بندی عوامل شناسایی شده از روش ترکیبی دیمتل و فرایند تحلیل شبکه ای استفاده شده است. جامعه آماری بخش کیفی را مطالعات پیشین (مقاله های چاپ شده به زبان فارسی از سال 1370 تا 1403 و مقاله های چاپ شده به زبان انگلیسی از سال 1990 تا 2024 میلادی) تشکیل می دهند. در این ارتباط، پایگاه های داده فارسی (مانند مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و پورتال جامع علوم انسانی) و انگلیسی (مانند Emerald Insight SCOPUS,) به منظور شناسایی منابع لازم بررسی شده اند. جامعه آماری بخش کمّی از کارشناسان و خبرگان صنعت پتروشیمی استان کرمانشاه تشکیل شده است و مشارکت کنندگان با روش هدفمند و ازطریق معیارهای از قبل تعیین شده انتخاب شده اند. داده های لازم در بخش کمّی ازطریق بررسی منابع در دسترس گردآوری شده است. داده های لازم در بخش کمّی ازطریق پرسشنامه گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای اکسل (برای محاسبات مربوط به روش دیمتل) و نرم افزار سوپر دسیژن (برای محاسبات فرایند تحلیل شبکه ای) تحلیل شده اند. یافته ها نشان می دهد عوامل مؤثر بر بازاریابی پایدار می توانند در 5 معیار اصلی دسته بندی شوند که به ترتیب اولویت عبارت اند از: معیار «فرهنگ سازمانی»؛ معیار «عوامل تولیدی»؛ معیار «ویژگی های زنجیره تأمین و توزیع»؛ معیار«عوامل رقابتی- بازار» و معیار «عوامل بازاریابی و فروش».
ابعاد و مؤلفه های مشارکت مردم در فعالیت های اقتصادی در مکتب شهید سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
193 - 222
حوزههای تخصصی:
مشارکت مردم در فعالیت های اقتصادی یکی از ارکان اصلی تحقق اقتصاد مقاومتی است. بعد از شهادت سردار قاسم سلیمانی، رهبر انقلاب اسلامی بیان فرمودند به شهید سلیمانی به عنوان یک مکتب و یک مدرسه درس آموز پرداخته شود. یکی از ویژگی های کلیدی مکتب شهید سلیمانی مردم باوری، مردم یاری و مردمی سازی است. لذا با توجه به شرایط حساس اقتصادی کشور و جنگ اقتصادی دشمن و لزوم ساماندهی مردمی در مقابل آن، در این تحقیق به شناسایی ابعاد و مولفه های مردمی سازی فعالیت های اقتصادی پرداخته شده است. جهت گردآوری داده ها، ابتدا منابع کتابخانه ای شامل کتاب ها، مقالات و دیگر مطالب موجود، مورد بررسی قرار گرفتند و در مرحله بعد نیز از طریق مصاحبه با 24 نفر از افراد مرتبط با موضوع مضامین مرتبط با مردمی سازی فعالیت های اقتصادی در مکتب شهید سلیمانی با استفاده از روش تحلیل مضمون احصاء شد. در این پژوهش مجموعاً 1629 گزاره کلیدی، 132 مضمون پایه ، 22 مضمون سازمان دهنده و 5 مضمون فراگیر شناسایی شد. در نهایت مؤلفه های مردمی سازی فعالیت های مالی و اقتصادی، ذیل پنج بعد اصلی، شامل ابعاد سیاستی، ابعاد فرهنگی و اجتماعی، ابعاد مدیریتی، ابعاد فنی و ابعاد محیطی دسته بندی شدند.
تحلیل و طراحی الگوی بهبود بهره وری منابع انسانی در بخش عمومی (مطالعه ای در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهندسی سیستم و بهره وری سال ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۵)
119 - 147
حوزههای تخصصی:
بهره وری منابع انسانی نقش حیاتی در بهبود عملکرد سازمان ها دارد و از آن به عنوان عامل اصلی برای توسعه و بقای سازمان ها یاد می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر بهره وری منابع انسانی در وزارت بهداشت و درمان و آموزش پزشکی و ارائه الگویی برای بهبود آن انجام شده است. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش شناسی، آمیخته اکتشافی متوالی است. در ابتدا، داده های کیفی از طریق مصاحبه های عمیق و هدفمند با 18 نفر از مدیران بخش سلامت جمع آوری شد. مصاحبه ها با روش گلوله برفی و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. در فرآیند تحلیل داده های کیفی، از تحلیل تماتیک استفاده شد و داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی موردبررسی قرار گرفتند و پس ازآن، داده ها با استفاده از نرم افزار Atlas.ti تجزیه وتحلیل و 118 کد اولیه، 75 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی احصاء شدند. در مرحله کمی، پرسشنامه ای محقق ساخته با 30 سؤال بر اساس نتایج حاصل از مصاحبه ها و مدل های معتبر بهره وری منابع انسانی در پنج بخش مختلف شامل اطلاعات دموگرافیک، عوامل تأثیرگذار بر بهره وری منابع انسانی، چالش ها، فرصت ها و ارزیابی کلی عملکرد طراحی گردید. روایی پرسشنامه به صورت روایی محتوا از طریق ارزیابی توسط متخصصان و همچنین، روایی سازه از طریق تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) مورد ارزیابی و تأیید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ عدد (0/87) به دست آمد که نشان دهنده پایایی مطلوب ابزار اندازه گیری می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران وزارت بهداشت و دانشگاه های زیرمجموعه آن بود. تعداد حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 296 نفر تعیین و به روش نمونه گیری تصادفی ساده، پرسشنامه توزیع و جمع آوری و داده های کمی با استفاده از روش های آماری توصیفی و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شد. نتایج پژوهش نشان داد که عواملی مانند ارزیابی عملکرد، رضایت شغلی، شایستگی ها و محیط کاری بر بهره وری منابع انسانی تأثیر دارند. همچنین، چالش هایی مانند کمبود منابع و فرصت هایی نظیر آموزش و توسعه منابع انسانی، به عنوان عوامل مؤثر شناسایی شدند.
ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
159 - 186
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مدلی جهت تبیین و کاربست کوچینگ برای مدیران مدارس است. این پژوهش از نوع کیفی است. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهی، خبرگان سطوح مدیریتی آموزش و پرورش و مدیران مدارس است. براساس روش نمونه گیری هدفمند و در دسترس، پس از مصاحبه نیمه ساختاریافته با 15 نفر، اشباع نظری حاصل و مصاحبه متوقف شد. در این پژوهش جهت دستیابی به روایی، از مشاوران و کارشناسان صاحب نظر در زمینه مدیریت آموزشی استفاده گردید و برای تعیین پایایی، از راهبرد تأیید همکاران پژوهشی استفاده شد، بر این اساس روایی و پایایی تأیید شد. روش تجزیه و تحلیل مورد استفاده در پژوهش حاضر، روش تحلیل مضمون بود که با استفاده از نرم افزار Maxqda نسخه 20 انجام شد. براساس نتایج مصاحبه ها، 25 مضمون در قالب 8 مفهوم مدیریت استراتژیک منابع انسانی (مشارکت کارکنان، توانمندسازی و ...)، سلامت سازمانی (مسئولیت پذیری کارکنان و اعتماد سازمانی)، بهسازی سازمانی (آموزش کارکنان، برنامه ریزی آموزشی و ...)، مدیریت دانش (اشتراک، انتشار و سازماندهی دانش)، حمایت سازمانی (مدیریت روابط دوستانه، همدلی سازمانی و ...)، مدیریت ارتباطات سازمانی (تقویت مهارت ارتباطی و بهبود تعاملات درون سازمانی) و دوسوتوانی سازمانی (تأکید بر بهره وری سازمانی، تقویت خلاقیت و انعطاف پذیری سازمانی) شناسایی شد. بر این اساس پیشنهاد می شود مدیران مدارس الگوی تدوین شده در این این پژوهش را به عنوان ملاک کار خود به منظور بهبود مدیریت خود در مدارس مدنظر قرار دهند.
شناسایی استراتژی های تأمین و نگهداشت منابع انسانی در استارت آپ های ورزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی استراتژی های تأمین و نگهداشت منابع انسانی در استارت آپ های ورزشی ایران بوده است. این تحقیق از نوع کاربردی، کیفی و از نوع تحلیل مضمون بوده است. مشارکت کنندگان اساتید دانشگاهی مدیریت ورزشی، مدیریت منابع انسانی و مدیران استارت آپ های ورزشی بوده اند که 16 نفر از آنان به صورت هدفمند انتخاب شده اند. ابزار پژوهش مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته بوده است. جهت بررسی روایی ابزار تحقیق از چهارعنصر قابلیت اعتبار، قابلیت انتقال، قابلیت اتکا و قابلیت تأیید استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از مراحل تحلیل مضمون انجام شده است. نتایج کدگذاری ها در 90 مضمون پایه، 5 مضمون سازمان دهنده و 2 مضمون فراگیر به دست آمد و نشان داد استراتژی های تامین منابع انسانی در استارتاپ های ورزشی شامل استراتژی های درون سازمانی (آموزش و ارتقا، انتقال، فن اعلان شغلی، فن داوطلبی شغلی و مراجعه به کارکنان قبلی) و برون سازمانی (شبکه های اجتماعی، سایت های اینترنتی، متقاضیان ناخوانده، موسسات کارمندیابی، رسانه های گروهی، موسسات آموزشی، توصیه و معرفی، سازمان های دولتی و موسسات غیر دولتی و اتحادیه ها و سازمان های کارگری و حرفه ای) و استراتژی های نگهداشت شامل استراتژی های مالی (ایجاد وابستگی مالی، افزایش حقوق و دستمزد، ارتقای خدمات رفاهی و تسهیلاتی و سهام دادن)، استراتژی های آموزشی (ایجاد محیط یادگیرنده و ایده پرور، توسعه و پرورش مهارت ها و جانشین پروری) و استراتژی های عدالت محوری (تمایز آشکار بین نیروی انسانی مستعد و عادی، ایجاد حس انصاف و عدالت و ایجاد فرصت های برابر رشد) می باشد. بنابراین در تامین منابع انسانی در استارتاپ های ورزشی می توان از نیروی انسانی هر دو بخش داخل و خارج سازمان و در نگهداشت آن ها از روش های مالی، آموزشی و عدالت محوری بهره گرفت.
ارائه چارچوب حکمرانی آموزش عالی: مروری سامان یافته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
5 - 32
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف مروری سامان یافته بر مطالعات حکمرانی آموزش عالی انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع کیفی، توسعه ای، تفسیری و استقرایی بوده، که با رویکرد سامان یافته و روش تحلیل محتوای کیفی اجرا شده است. یافته ها: پس از بررسی و ترکیب نتایج مطالعات منتخب، نُه مضمون نهایی در حکمرانی آموزش عالی به شرح زیر شناسایی شدند: 1) «شفافیت چندگانه» شامل: شفافیت اداری، شفافیت سیاسی و فرهنگی و شفافیت اقتصادی؛ 2) «نظارت و ارزیابی سامان یافته» شامل: نظارت متقابل و ارزیابی سامان یافته؛ 3) «مشارکت پذیری چندجانبه» شامل: مشارکت اقتصادی، مشارکت اداری و مشارکت سیاسی و فرهنگی؛ 4) «پاسخ گویی همه جانبه» شامل: پاسخ گویی اقتصادی، پاسخ گویی سیاسی و فرهنگی و پاسخ گویی اداری؛ 5) «حکمرانی آینده نگر» شامل: اثربخشی حکومت، نتیجه گرایی و آینده نگری و حکمرانی دانش؛ 6) «اجماع و هماهنگی سیاسی و ملی» شامل: یکپارچگی و ادغام حوزه های آموزش عالی کشور، اجماع گرایی، مراوده و هماهنگی ملی و ثبات سیاسی؛ 7) خط-مشی گذاری مداخله محور در آموزش عالی» شامل: استقلال نهادی آموزش عالی، مداخله ذی نفعان و ذی حقان، جهانی سازی و بین المللی شدن؛ 8) «الزام های بنیادی در حکمرانی آموزش عالی» شامل: عدالت گرایی، انطباق قانونی و حقوقی، شایسته سالاری و 9) «بایسته های حکمرانی» که مؤلفه هایی چون تجهیز و تأمین منابع مالی، رهبری تغییر و استفاده از فناوری های نوظهور را در برمی گیرد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش، بیانگر این است که می توان با شناخت مسائل اساسی و اولویت دار که زمینه ساز آسیب های فراوان در حکمرانی آموزش عالی اند و همچنین کشف روابط بین آن ها، راهکارها و پیشنهاد هایی برای اعمال حکمرانی مطلوب در نظام آموزش عالی ایران ارائه داد.
Modeling and Analysis of Strategic Entrepreneurship Factors With a Cultural Approach in the Rural Tourism Industry (Case Study: West Azerbaijan Tourist Villages)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Entrepreneurship serves as a pivotal solution to address the economic challenges faced by nations. Given the positive impacts of tourism activities in rural areas, experts recognize it as a cultural instrument for fostering entrepreneurship in villages. This study aims to develop a strategic entrepreneurship model for the rural tourism industry through a cultural lens. Employing a mixed-methods approach (qualitative and quantitative) with grounded theory, the research gathered quantitative data from a statistical population of 384 participants, while qualitative insights were derived from 20 semi-structured interviews. Data analysis utilized SPSS25 for structural exploration and AMOS for composite reliability (CR) assessment via structural equation modeling. Key findings identified causal factors (e.g., value creation in rural tourism, effective rural tourism promotion, risk-taking, self-efficacy, and innovation among villagers and farmers), contextual factors (e.g., cultural interactions, awareness of cultural heritage, cultural development, and cultural education), intervening factors (e.g., environmental-regional infrastructure, social dynamics, and motivational drivers), and strategic pillars (e.g., essential R&D, organizational support, and management planning). The implementation of these strategies yielded outcomes such as rural income diversification, enhanced competitiveness of small businesses, employment generation, and increased productivity and revenue growth. This study concludes that a culturally informed approach to rural tourism entrepreneurship offers a novel strategy for rural economic development, effectively diversifying income sources and fostering sustainable progress.
شناسایی و تحلیل فراترکیب چالش های اخلاقی هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی: ارائۀ چارچوب مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
143 - 166
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: تحول دیجیتال و ظهور انقلاب صنعتی ۴.۰، محیط کسب وکار را دگرگون کرده است و هوش مصنوعی، در این تحول نقش مهمی ایفا می کند. با توجه به کاربرد فزاینده هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی، این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل نظام مند چالش های اخلاقی کاربرد هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی اجرا شده است.
روش: این مطالعه از رویکرد فراترکیب استفاده کرده و با بررسی نظام مند مطالعات منتشر شده در بازه زمانی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ انجام شده است. طی فرایند پژوهش، ۱۰۷ مقاله اولیه استخراج و در چهار مرحله پالایش شد. در نهایت، ۲۷ مقاله با استفاده از برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی با کسب امتیاز بالای ۳۵، برای تحلیل نهایی انتخاب شد.
یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، سه مضمون اصلی چالش های اخلاقی شناسایی و طبقه بندی شد: ۱. چالش های ساختاری – عملیاتی کاربست هوش مصنوعی؛ ۲. چالش های عدالت محور و حقوق بنیادین؛ ۳. چالش های حکمرانی الگوریتمی در تصمیم گیری های منابع انسانی. مهم ترین چالش، سوگیری های سیستماتیک در الگوریتم های تصمیم گیری منابع انسانی با ۳۳ فراوانی بود. پس از آن، اثرهای اتوماسیون بر اشتغال و مسائل حریم خصوصی با ۲۲ فراوانی در رتبه های بعدی قرار گرفتند.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر با بازشناسی و طبقه بندی نظام مند چالش های اخلاقی کاربرد هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی، نشان داد که این حوزه با چالش های اخلاقی پیچیده ای روبه روست که طیف گسترده ای از مسائل فنی تا اجتماعی را دربرمی گیرد. این بازشناسی می تواند زمینه ساز پژوهش های آتی در جهت ارائه چارچوب های مدیریتی برای مواجهه با این چالش ها باشد.
شناسایی و تحلیل ابعاد تنهایی مدیریتی در بخش دولتی (طراحی و اعتبارسنجی سنجۀ اندازه گیری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
59 - 85
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: مرور مطالعات پیشین، نشان دهنده فقدان درک جامع و سنجه ای معتبر برای اندازه گیری تنهایی مدیریتی است. این مطالعه به دنبال این سؤال بود که مدیران بخش دولتی، از تنهایی در محیط کار چه تجربه ای دارند و تنهایی مدیریتی چه ابعادی دارد؟ این ابعاد چگونه سنجیده می شوند؟ شناسایی ابعاد تنهایی مدیریتی و طراحی سنجه اندازه گیری آن، از اهداف اصلی این پژوهش است.
روش: این پژوهش از نظر جهت گیری پژوهش، کاربردی توسعه ای و از نظر رویکرد پژوهش، آمیخته (کیفی کمّی) است. در بخش کیفی، با استفاده از رویکرد داده بنیاد گلیزری و مصاحبه با مدیران (۱۶ مدیر حرفه ای منتصب در دستگاه های اجرایی مشمول قانون مدیریت خدمات کشوری در شهر تهران، در گروه های مدیر ارشد، مدیر میانی، مدیر پایه و مدیر عملیاتی)، از طریق نمونه گیری نظری و در دسترس، ابعاد تنهایی شناسایی شد. در بخش کمّی، شاخص ها با تکنیک دلفی فازی غربال و به کمک تحلیل عاملی تأییدی اعتبارسنجی شدند. مدل معادلات ساختاری، از روش های کمّی به کاررفته در این پژوهش است.
یافته ها: در بخش کیفی، براساس مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۶ مدیر بخش دولتی، بین دو بُعد تنهایی مدیریتی تمایز قائل شدیم: ۱. احساس فقدان و نقص از جنبه روابط کاری؛ ۲. احساس فقدان و نقص از جنبه روابط غیرکاری. احساس فقدان و نقص در روابط غیرکاری مدیر با احساس کمبود روابط اصیل، احساس کمبود روابط تعلق مدار، احساس کمبود روابط صمیمی، احساس کمبود روابط انسانی امن و احساس کمبود روابط هم دلانه بیان می شود. بُعد احساس فقدان و نقص در روابط کاری، احساس کمبود روابط دارای مشروعیت، احساس کمبود روابط تخصصی و حرفه ای، احساس کمبود روابط حمایتگرانه و احساس کمبود روابط دارای تمامیت را شامل می شود. در بخش کمی، پرسش نامه طراحی شده به روش دلفی فازی و روش تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد.
نتیجه گیری: این پژوهش با ارائه سنجه ای معتبر، درک بهتری از تنهایی مدیریتی فراهم کرده و زمینه ساز مطالعات دقیق تر در آینده است. به علاوه، طراحی و اعتبارسنجی سنجه اندازه گیری تنهایی مدیریتی، می تواند از انحراف های احتمالی مطالعات آتی جلوگیری کند.
تأثیرکیفیت حسابرسی بر سرمایه سازمانی و ظرفیت تأمین مالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اگرچه کیفیت حسابرسی یکی از گسترده ترین حوزه های پژوهشی در حیطه حسابرسی محسوب می شود، شواهد محدودی درباره نقش آن در فعالیت های سرمایه گذاری و تصمیم های تأمین مالی شرکت ها وجود دارد؛ براین اساس، هدف این پژوهش بررسی تأثیر کیفیت حسابرسی بر سرمایه سازمانی و ظرفیت تأمین مالی است. داده های مربوط به ۱۴۸ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۱ جمع آوری و تحلیل شد. در این پژوهش، از حق الزحمه حسابرسی به عنوان شاخصی برای سنجش کیفیت حسابرسی در چارچوب فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) استفاده شده است. یافته ها نشان می دهد که کیفیت حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری بر سرمایه سازمانی دارد. این نتیجه بیانگر آن است که کیفیت حسابرسی بالا، با انتخاب های راهبردی در سرمایه گذاری های مرتبط با منابع سازمانی در ارتباط است و به عنوان عاملی کلیدی در شکل گیری سرمایه سازمانی عمل می کند. همچنین، کیفیت حسابرسی تأثیر منفی بر ظرفیت تأمین مالی شرکت ها دارد. این یافته نشان می دهد که رابطه بین کیفیت حسابرسی و ظرفیت تأمین مالی رابطه ای پویا است که ممکن است محدودیت های مالی شرکت ها را تعدیل کند و درنهایت منجر به افزایش اعتبار و دسترسی به منابع مالی پایدارتر شود.
بررسی اثر متغیرهای حسابداری و مالی شرکت بر ریسک سیستماتیک سهام: کاربرد روش میانگین گیری مدل بیزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۵
37 - 82
حوزههای تخصصی:
متغیرهای حسابداری شرکت دارای اطلاعات ارزشمندی برای ارزیابی ریسک سیستماتیک هستند. این ایده برای محققان بسیار جذاب است، چرا که اندازه گیری مبتنی بر بازار ریسک سیستماتیک دارای ایرادهایی از جمله عدم امکان اندازه گیری ریسک سیستماتیک شرکت هایی که سهام آنها در بازار سهام مبادله نمی شود، است. در این راستا تحقیقات متعددی که ریسک سیستماتیک را به انبوهی از متغیرهای حسابداری شرکت مرتبط می کنند، انجام شده است. اکثر مطالعات از روش رگرسیون کلاسیک استفاده نموده اند که ایراد اساسی این روش، تمرکز بر چند متغیر محدود برای حفظ درجه آزادی در یک سطح قابل قبول بوده است. مطالعه حاضر با بکارگیری روش میانگین گیری مدل بیزین این محدودیت را رفع نموده است. این مطالعه با بکارگیری داده های 55 شرکت از بورس تهران در فاصله سال های 1389تا 1402به بررسی اثر 58 متغیر مختلف حسابداری بر ریسک سیستماتیک این شرکت ها پرداخته و مهمترین متغیرهای تعیین کننده ریسک سیستماتیک را مشخص نموده است. بر اساس نتایج تخمین از مجموعه متغیرهای مورد بررسی در مجموع 5 متغیر دارای بیشترین تاثیر بر ریسک سیستماتیک بوده که از میان آنها اندازه شرکت در رتبه اول قرار دارد. متوسط ضریب این متغیر مثبت است. در رتبه دوم و سوم به ترتیب گردش دارایی و کارایی عملیاتی قرار دارند. ضریب متوسط کارایی عملیاتی منفی است و متوسط ضریب گردش دارایی مثبت است. در رتبه چهارم نسبت بدهی بلندمدت به حقوق صاحبان سهام با ضریب مثبت قرار دارد. در نهایت پنجمین متغیر توضیحی نسبت ارزش بازاری بنگاه به ارزش دفتری کل دارایی ها است که اثر منفی بر ریسک سیستماتیک دارد.
عوامل سازمانی تعیین کننده نوآوری باز: تحلیل علم سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۰
33 - 52
حوزههای تخصصی:
امروزه، نوآوری باز به یک مزیت رقابتی برای سازمان ها تبدیل شده است. یکی از چالش ها در استفاده از آن، مشخص کردن عوامل سازمانی تعیین کننده جهت استفاده مناسب از نوآوری باز است، بنابراین هدف این پژوهش مشخص کردن عوامل سازمانی تعیین کننده جهت نوآوری باز بر اساس استاندارد APQC است و از علم سنجی با بهره گیری از رویکردهای توصیفی، هم استنادی و هم واژگانی استفاده شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است، جامعه آن مقاله های منتشر شده در پایگاه وب آو ساینس است که مرتبط با نوآوری باز و حوزه های 13گانه APQCاند و برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای سایت اِسپِیس، وی اُ اِس وییوِر و اِکسل استفاده شد. بر اساس نتایج رویکرد توصیفی، روند انتشار پژوهش ها در چند سال اخیر صعودی بود و مجله Research Policy به عنوان مهمترین مجله این حوزه تعیین شد، همچنین امریکا مهمترین کشور و چِسبرو نویسنده برتر تعیین شد. در تحلیل هم استنادی دوازده خوشه تعیین شد که تنها یک خوشه فعال بود و نقشه درخت دانش پژوهش ها رسم شد و پژوهش های شکوفا، بیشترین استناد و مرکزیت مشخص شدند. همچنین در تحلیل هم واژگانی روند پژوهش ها در سه بازه زمانی مختلف بررسی شد و علاوه بر ترسیم شبکه هم واژگانی، موضوعات به روز این حوزه در هر یک از گروه های 13گانه APQC تعیین و تحلیل شدند.
الگوی موانع توسعه نظام رتبه بندی مؤسسات حسابرسی: با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۰
58 - 83
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف طراحی الگویی برای شناسایی موانع توسعه نظام رتبه بندی مؤسسات حسابرسی ایران، با توجه به ویژگی های محیطی و شرایط کشور انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی و مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد بوده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق با 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و حرفه ای در حوزه حسابرسی در نیمه دوم سال 1403 جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد که منجر به شناسایی 6 بعد اصلی، 26 مؤلفه محوری و 78 مفهوم گردید. یافته ها نشان می دهد که شرایط علّی شامل ضعف شفافیت معیارها و عدم استقلال کافی، شرایط زمینه ای نظیر نوسانات اقتصادی و چالش های فرهنگی سازمانی، و شرایط مداخله گر مانند کمبود فناوری پیشرفته و محدودیت های قانونی هستند. راهبردهای پیشنهادی شامل ارتقای شفافیت معیارها، تقویت استقلال نظام رتبه بندی، و استفاده از فناوری های نوین می باشد که پیامدهای مثبتی از جمله بهبود کیفیت خدمات حسابرسی و افزایش اعتماد عمومی به همراه دارد. این مطالعه بر اهمیت انطباق نظام رتبه بندی مؤسسات حسابرسی با استانداردهای جهانی و نیازهای محلی کشور برای ارتقای شفافیت و کیفیت تأکید دارد.
ارائه الگوی تعیین بهره وری مدیریت منابع انسانی پایدار در پروژه های ساختمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۵
59 - 94
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به لحاظ هدف توسعه ای، به لحاظ گردآوری داده ها پیمایشی و از نظر زمانی مقطعی (سال 1400 ) است. این مطالعه براساس دو رویکردکمی وکیفی (آمیخته) انجام شد، جامعه آماری در مرحله کیفی اساتید دانشگاه و خبرگان متخصص شاغل در پروژه های ساختمانی وزارت نیرو و راه و شهرسازی با حجم نمونه 15 نفر ، و در مرحله کمی شامل کارشناسان و مهندسان پروژه های ساختمانی وزارت نیرو و راه و شهرسازی به تعداد 144 نفر با حجم نمونه 132 می باشد. در مرحله کیفی تحلیل نتایج مصاحبه های نیمه ساختارمند با روش تحلیل مضمون (با نرم افزار MaxQDA ) انجام گرفت و در ادامه برای تجزیه و تحلیل مصاحبه ها از روش تحلیل تماتیک استقرایی استفاده شد. نتیجه مصاحبه ها با خبرگان، 9 بعد (تم نهایی) برای طراحی الگو بود. که در ادامه پس از طراحی مدل مربوطه، از تحلیل عاملی تأییدی با کمک نرم افزار Smart PLS معنی داری روابط میان عوامل موثر در مدل بهره وری مدیریت منابع انسانی پایدار در پروژه های ساختمانی مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها : 3 بعد مدیریت ارتباطات، مدیریت سازمانی منابع انسانی و مدیریت فنی از مدل حذف و 7 بعد : گزینش، آموزش و جبران خدمات کارکنان ، مدیریت و سیاست گذاری مالی ، تعریف عملیاتی دقیق از بهره وری فعالیتها، نظارت و ارزیابی مسئولانه ، ثبت واستفاده از اطلاعات بروز و انتخاب بهترین راه حلها تائید شدند.
The Mathematical Model for Optimizing Accounts Receivable Financing in Production Planning: A Solution to Enhance Liquidity and Mitigate Financial Risks(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Efficient management of liquidity and inventory is a critical challenge in production planning, especially for organizations aiming to optimize financial performance while mitigating risks. This study introduces a novel mathematical model that integrates accounts receivable financing into production planning. Unlike traditional models, our approach explicitly incorporates parameters such as cash inflows, advance payments, and bank discount rates, while addressing constraints related to liquidity, inventory balance, and credit limits. The objective function is designed to maximize liquidity at the end of the planning horizon, ensuring financial stability and operational efficiency. The model employs advanced optimization techniques, including linear and nonlinear programming, to provide actionable insights for decision-makers. Sensitivity analyses highlight its adaptability to dynamic market conditions, such as demand fluctuations and interest rate changes. The results demonstrate the model’s potential to reduce financial risks, improve cash flow, and optimize resource allocation across periods. This work serves as a practical framework for managers in diverse industries, offering a comprehensive solution to production planning challenges. Limitations and future research opportunities are also discussed to inspire further advancements
الگوی روابط علی عوامل موثر بر حکمرانی خوب در نظام سلامت ایران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: حکمرانی خوب در نظام سلامت نقشی بنیادین در بهبود کیفیت خدمات، افزایش عدالت و ارتقای بهره وری ایفا می کند. شناسایی عوامل مؤثر بر حکمرانی خوب و درک روابط علت و معلولی میان آن ها چالشی اساسی در سیاست گذاری سلامت است. این مطالعه با هدف بررسی الگوی روابط علت و معلولی میان عوامل تأثیرگذار بر حکمرانی خوب در نظام سلامت ایران انجام شد. روش: این مطالعه با رویکرد ترکیبی کیفی-کمی انجام شد. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۷ متخصص دانشگاهی و مدیران نظام سلامت جمع آوری و با تحلیل مضمون بررسی شدند. در بخش کمی، با استفاده از روش DEMATEL، روابط علی بین مؤلفه های شناسایی شده تحلیل شد. یافته ها: تحلیل کیفی نشان داد حکمرانی خوب در نظام سلامت ایران تحت تأثیر هفت بعد کلیدی شامل اثربخشی، کارایی، عدالت، شفافیت و پاسخگویی، مشارکت، قانونی بودن و رهبری است. تحلیل DEMATEL نشان داد «پاسخگویی سریع» بیشترین تأثیر را در نظام حکمرانی دارد ولی «بهینه سازی فرآیندها و استفاده از فناوری» بیشترین وابستگی را دارد. همچنین، مولفه هایی مانند تحقق هدف، رضایت بیماران و بهره وری به عنوان عوامل علّی، و زیرساخت، شفافیت تصمیم گیری و رهبری راهبردی به عنوان عوامل وابسته شناسایی شدند. نتیجه گیری: ضرورت تمرکز بر شتاب بخشی به سازوکارهای پاسخگویی، افزایش بهره وری، توسعه زیرساخت ها و بهینه سازی فرآیندهای سلامت از طریق فناوری از نکات کلیدی چارچوب پیشنهادی است. این چارچوب ابزاری کاربردی برای سیاست گذاران برای تدوین اصلاحات موثر به شمار می آید تا نظام سلامت ایران در مقابله با چالش ها کاراتر و عادلانه تر عمل نماید.
بررسی موانع اجرای خط مشی ایجاد پایگاه اطلاعات هویتی و صدور کارت هوشمند ملی مطابق بند «د» ماده 46 قانون برنامه پنجم توسعه کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش، به بررسی موانعِ اجرای خط مشی ایجادِ پایگاه اطلاعات هویتی، و صدور کارت هوشمند ملی، مطابق بند «د» ماده ۴۶ قانون برنامه پنجم توسعه کشور، می پردازد. روش شناسی: این مطالعه، با رویکردِ کیفی و در چارچوب فلسفی ساخت گرایی (رویکرد تفسیری) انجام شده است، و از نظر جهت گیری، پژوهشی کاربردی، با روشِ استقرایی محسوب می شود. داده ها، از طریقِ مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مدیران و کارشناسانِ سازمانِ ثبت احوال کشور، گردآوری شده اند. نمونه گیری، به روش قضاوتی هدفمند، صورت گرفته، و حجم نمونه، بر اساسِ اشباع نظری، تعیین گردیده است. داده های گردآوری شده، با روش تحلیلِ مضمون، بر اساسِ الگوی براون و کلارک، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، و برای افزایش اعتبارِ یافته ها، از بازبینی همتا و بازخوردِ مشارکت کنندگان، استفاده شده است. با توجه به محیطِ انجامِ پژوهش، این مطالعه، در دسته پژوهش های میدانی، و از نوعِ تک مقطعی، قرار می گیرد. یافته ها: تحلیلِ داده ها، نشان داد که موانع اجرای خط مشی، در چهار سطح قابل طبقه بندی هستند:- در سطح اول، ضعف در تأمینِ مواد اولیه تولید بدنه کارت به عنوانِ مانع وابسته، و همچنین، ضعفِ مدیریتی و فرآیندهای داخلی سازمانِ ثبت احوال، به عنوان مانعِ پیوندی، شناسایی شدند.- در سطح دوم، فقدانِ چارچوب سیاستی و تعامل بین سازمانی، و مشکلاتِ طراحی و تدوینِ خط مشی، به عنوانِ موانعِ مستقل، مطرح شدند.- سطح سوم شاملِ ضعف در نظامِ نظارت و ارزیابی خط مشی، به عنوانِ مانع پیوندی است.- در سطح چهارم، بی توجهی به بسترهای فرهنگی، و مسائل اجتماعی مؤثر، بر پذیرشِ فناوری های نوین، به عنوانِ مانعی بنیادین، شناسایی شد. ارزش/ اصالت پژوهش: پژوهشِ حاضر، می تواند راه گشای سیاست گذاران، برای اصلاحِ خط مشی ثبت احوالِ هوشمند، و کمک به مدیران، جهتِ توسعه و بهبود روندِ پیاده سازی این خط مشی، باشد. پیشنهادهای اجرایی/ پژوهشی: این پژوهش، راهنمای مناسبی برای خط مشی گذاری و برنامه ریزی مناسب، به منظورِ توسعه دولت الکترونیک، و بهره گیری از هوشِ مصنوعی، در آینده کشور و سازمان ثبت احوال، است.
استرس ناشی از فناوری (تکنو استرس)؛ واکاوی پدیدارشناسانه پدیده استرس فناوری در سازمان امور مالیاتی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: استرس فناوری، یکی از چالش های مهم در عصر دیجیتال است، که به دلیلِ پیشرفتِ سریع و مداوم فناوری و تغییرات در نقش کارکنان، تأثیرات عمیقی بر سلامت روانی و عملکردِ شغلی افراد، دارد. بنابراین، با توجه به اهمیتِ موضوع، پژوهشِ حاضر با هدفِ واکاوی پدیدارشناسانه پدیده استرس فناوری (تکنواسترس) در سازمان امور مالیاتی کشور، انجام پذیرفته است. طرح پژوهش/ روش شناسی/ رویکرد: پژوهشِ حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی-اکتشافی و از نوع پژوهش های کیفی است که با استفاده از روشِ پدیدارشناسی و رویکرد دیکلمن، انجام شده است. روشِ جمع آوری اطلاعات در این پژوهش، مصاحبه های عمیق با مشارکت کنندگان است. بر همین اساس، با استفاده از روشِ نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری، 18 نفر از مدیران و کارکنان سازمان امور مالیاتی کشور، به عنوان اعضای نمونه، انتخاب شدند. در این پژوهش، به منظور بررسی و تحلیل داده های حاصل از مصاحبه، از روشِ تحلیل محتوای کیفی و نرم افزار Maxqda استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش، علاوه بر شناخت و فهم پدیده مذکور، 15 عامل ایجادکننده، به عنوانِ عوامل ایجادکننده استرس فناوری را شناسایی کرده است. ارزش/ اصالت پژوهش: با افزایشِ روزافزون، نیاز به استفاده از سیستم های دیجیتال و نرم افزارهای مالی در سازمان امور مالیاتی کشور، کارکنان این سازمان، ممکن است با فشارهای روانی ناشی از تغییراتِ سریع فناوری و انتظاراتِ بالای سازمان، مواجه شوند. بنابراین، تحلیلِ پدیدارشناسانه این پدیده، به ما کمک می کند، تا به بررسی عمیق تر تجربیات، و احساساتِ کارکنان، در رابطه با این فشارها پرداخته، و جنبه های ذهنی و اجتماعی تأثیر فناوری بر کارایی و رفاه کارکنان را، شناسایی کنیم.
The Effects of Firms’ Board Gender Diversity on Their Financial Statement Fraud by the Considering Role of State Ownership(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In this paper, the effects of firms’ board gender diversity on their financial statements fraud are examined by considering the role of state ownership. Using a logistic regression model, the role of female managers in financial statement fraud is examined for Iranian listed companies from 2013 to 2022. The methodology of this study is a quantitative and ex-post and the sample of this research is related to 153 companies on the TSE. The results of research regression analysis showed that there is a negative and significant relationship between firms’ board gender diversity and their financial statements fraud. The results also showed that in the group of non-state firms, there is a negative and significant relationship between firms’ board gender diversity and their financial statements fraud, but this relationship is not significant in the group of state-owned firms. According to the research findings, legislators and corporate supervisors should pass laws to encourages corporate gender diversity or requires the minimum number of female directors. Policymakers must also consider the nature of companies' ultimate controllers; Because state control over companies has conflicting effects on the regulatory effectiveness of board gender diversity.
کاهش هزینه کشف تقلب در تراکنش های کارت های اعتباری: با رویکرد هم جوشی اطلاعات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
324 - 353
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه اکثر شرکت ها و سازمان ها، تجارت الکترونیک را برای به دست آوردن بهره وری در خدمات و محصولات خود، در زمینه هایی مانند کارت اعتباری، مخابرات، بیمه درمانی، بیمه خودرو و غیره به کار گرفته اند. از طرفی، با توجه به حجم رو به رشد تراکنش های کارت های اعتباری و انواع روش های کلاه برداری و تقلب در این کارت ها، تقاضا برای کشف تقلب در این حوزه نیز افزایش یافته است. با توجه به انواع راه کارها و الگوریتم های ارائه شده برای کاهش هزینه تقلب در تراکنش های کارت های اعتباری، هدف از این پژوهش، ارائه روشی ترکیبی و بهینه، برای کاهش هزینه تشخیص تقلب در تراکنش های کارت های اعتباری، با استفاده از هم جوشی الگوریتم های ناهمگن طبقه بندی و خوشه بندی در سطح تصمیم گیری است.
روش: این پژوهش روی داده های یک مجموعه تراکنش های بانک برزیلی در بازه زمانی دو ماهه، از ۱۴ جولای ۲۰۰۴ تا ۱۲ سپتامبر همان سال انجام شده است. در این مقاله با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی، به عنوان یک رویکرد با سرپرستی و الگوریتم خوشه بندی K نزدیک ترین همسایه، به عنوان یک رویکرد بدون سرپرستی، تابع هزینه را به دست آوردیم. همچنین با توجه به شاخص های مختلف کشف تقلب که تاکنون در ادبیات معرفی شده، شاخص هزینه کشف تقلب انتخاب و بر اساس این تابع هزینه که نخستین بار توسط گادی و همکارانش (۲۰۰۸) معرفی شد، به سنجش این شاخص ها پرداختیم. از آنجا که استفاده از تنها یک الگوریتم هزینه زیادی دارد، به منظور کاهش آن، هم جوشی الگوریتم ها به دو روش نظریه گواه دمستر – شفر و هم جوشی احتمالی پیشنهاد شده است. هر دو روش هم جوشی در سطح تصمیم استفاده شده و ورودی های ناهمگن، از دو رویکرد با سرپرستی و بدون سرپرستی با هم ترکیب شده اند.
یافته ها: با توجه به الگوریتم های اجرا شده، استفاده از تنها یک الگوریتم برای به دست آوردن تابع هزینه قابل قبول، می تواند بسیار پُرهزینه باشد. در حالی که استفاده از رویکرد هم جوشی، می تواند در کاهش هزینه تأثیر بسزایی داشته باشد. هم جوشی احتمالی، در مقایسه با نظریه گواه دمستر شفر کاهش هزینه چشمگیری داشته است که هر دو این الگوریتم ها، در سطح تصمیم به کار رفته اند. هم جوشی احتمالی نسبت به شبکه عصبی مصنوعی، کاهش هزینه ای معادل ۴/۲۱ درصد و نسبت به الگوریتم K نزدیک ترین همسایه، کاهش هزینه ای معادل ۸/۳۵ درصد داشته است. نتیجه این مطالعه، در نهایت با مقاله ای که اولین بار این مجموعه داده در آن با الگوریتم سیستم ایمنی مصنوعی به کار رفته است، مقایسه شده و کاهش هزینه چشمگیری را نشان داده است.
نتیجه گیری: در این مطالعه با استفاده از دو الگوریتم طبقه بندی و خوشه بندی و هم جوشی آن ها در سطح تصمیم، نشان دادیم که روش های ترکیبی در مقایسه با استفاده هر یک از الگوریتم ها به تنهایی، کاهش هزینه بیشتری خواهند داشت. همچنین هم جوشی احتمالی در مقایسه با نظریه گواه دمستر شفر، هزینه کمتری برای کشف تقلب در سیستم های مالی دارد که این نتیجه درخور توجهی برای بانک ها و مؤسسه های مالی است تا یک سیستم کشف تقلب خوب بسازند.