فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۶٬۶۲۱ تا ۱۶٬۶۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارائه الگوی معماری مسئولیت های اجتماعی مدیریت منابع انسانی براساس راهبردها بود. روش پژوهش آمیخته (کیفی- کمی) بود. در مرحله کیفی از تحلیل مضمون و ابزارهای مطالعات کتابخانه ای و مصاحبه استفاده شد. در مرحله کمی روش پیمایشی با ابزار پرسشنامه به کار گرفته شد. جامعه آماری مرحله کیفی، در گام پیشینه پژوهی، همه پژوهش های موجود در پایگاه های اطلاعاتی در طول سال های 1980-2019 و در گام مصاحبه، خبرگان بود. جامعه آماری مرحله کمی پژوهش، مدیران منابع انسانی همه شرکت های دولتی وزارت نفت بود. با استفاده از نتایج بخش کیفی، مدل اولیه با 82 مضمون پایه، 22 مضمون سازمان دهنده و 4 مضمون فراگیر ترسیم شد. یافته های بخش کمی نشان داد، راهبرد 5 شرکت اثرگذار، 8 شرکت تطبیقی، 3 شرکت دفاعی و درنهایت 2 شرکت واکنشی بود. مطابق یافته ها تعداد شاخص ها، مؤلفه ها و ابعاد تأییدشده در هرکدام از شرکت های اثرگذار، تطبیقی، دفاعی و واکنشی به ترتیب (73، 21، 4) (52، 19، 4) (33، 15، 4) و (28، 14، 4) بود. نتایج پژوهش نشان داد در شرکت های اثرگذار به مسئولیت های اجتماعی توجه بیشتری می شود.
عوامل رفتاری مؤثر بر اشتراک دانش: مرور نظام مند یک دهه پژوهش در دو پایگاه اطلاعاتی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال چهارم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۱۳
129 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف: شناسایی عامل رفتاری مؤثر بر اشتراک دانش در مطالعات پیشین منتشر شده در دو پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و پورتال جامع علوم انسانی از طریق مرور نظام مند است.روش شناسی: در این مطالعه از روش نظام مند به عنوان روش پژوهش استفاده شد.به منظور بررسی فرایند پژوهش از چارچوب آرکسی و اومالی (2005) به عنوان راهنمای اصلی استفاده شد. علت انتخاب این چارچوب این است که مراحل تحلیل بر پایه مؤثرترین روش ها و در عین حال از دستورالعمل ساده ای برخوردار است. جامعه آماری پژوهش، 450 مقاله از هر دو پایگاه مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی و پورتال جامع علوم انسانی که پس از غربالگری، تعداد 42 مقاله که با هدف پژوهش مطابقت داشت به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد بیشترین تعداد مقالات منتشر شده در خصوص تأثیر عوامل رفتاری بر اشتراک دانش مربوط به نیمه دوم دهه 90 شمسی بود. در رابطه با سهم حوزه های مختلف در انتشار مقالات مربوط به تأثیر عوامل رفتاری بر اشتراک دانش در مجلات حوزه علوم مدیریت، حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی و حوزه آموزش و پرورش دارای بیشترین مقالات منتشر شده بودند. از نظر استفاده از نوع رویکرد پژوهشی، روش کمی با بیشترین نوع روش پژوهش با تعداد 37 مقاله بود. همچنین جامعه های آماری مقالات مورد بررسی ابتدا کارکنان، اعضای هیأت علمی و دانشجویان و معلمان به ترتیب رتبه اول تا سوم را به خود اختصاص دادند. در نهایت متغیرهای مورد استفاده در مقالات منتشر شده به سه محور اصلی شامل شناختی، روانی و فردی – اجتماعی تقسیم بندی شد.نتیجه گیری: به طور کلی نتایج این پژوهش حاکی از آن است که عوامل مختلفی بر اشتراک دانش مؤثر است. عوامل رفتاری یکی از این عوامل است که در سه بُعد روانشناختی، روانی و فردی- اجتماعی نقش مهمی در شکل گیری اشتراک دانش افراد را دارد. همچنین پرداختن به عوامل مؤثر بر اشتراک دانش با رویکرد مرور نظام مند علاوه بر تقویت پژوهش ها می تواند کاستی هایی که در مقالات پیشین وجود دارند را شناسایی نماید تا در این راستا، اقدامات لازم در جهت برطرف کردن آن ها صورت گیرد.
نقش ارتباطات یکپارچه بازاریابی در خلق ارزش ویژه برند
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش روابط بین دو عنصر اصلی برنامه های ارتباطات یکپارچه بازاریابی- تبلیغات و ترفیع فروش – و تاثیرشان بر خلق ارزش ویژه ی برند بررسی می شود. به ویژه، این تحقیق به هزینه تبلیغات و رویکردهای افراد درباره تبلیغات می پردازد. این تحقیق تاثیرات دو نوع ترفیع فروش، ترفیع پولی و غیرپولی، را نیز بررسی می کند. براساس نظرسنجی از 302 مصرف کننده بریتانیایی، نتایج نشان می دهند رویکرد افراد به سمت تبلیغات نقشی اصلی برای تاثیرگذاری ابعاد ارزش ویژه برند بازی می کند، در حالی که هزینه تبلیغات برای نام های تجاری تحت بررسی به بهبود آگاهی از نام تجاری می پردازد اما برای تاثیرگذاری مثبت بر تداعی نام تجاری و کیفیت ادراکی کافی نیست. این مقاله تاثیرات متمایز ترفیع پولی و غیرپولی را بر ارزش ویژه ی برند نشان می دهد. علاوه بر این، نتایج نشان می دهند شرکت ها می توانند فرایند مدیریت ارزش ویژه برند را با ملاحظه روابط موجود بین ابعاد متفاوت ارزش ویژه برند بهبود دهند.
ایجاد هم افزایی در بازار گرایی و برند گرایی
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی تعامل بین گرایش به برند و گرایش به جهت گیری بازار می پردازد. گرایش به برند یک رویکرد درون نگر و هویت محور است که برند را به عنوان مرکز یک سازمان و استراتژی آن می بیند. به همین ترتیب، گرایش به بازار، یک رویکرد تصویر محور و برون نگر است. در ابتدا، بازارگرایی و برندگرایی دو گزینه استراتژیک مختلف به نظر می رسد. اگرچه ترکیب هم افزای این دو نیز ممکن است، اما آنها در نظریههای قبلی بررسی نشده اند و نه به عنوان بخشی از فلسفه وعمل نام تجاری شناخته نشده اند. یک گرایش جدید، یعنی ترکیبی بین گرایش نام تجاری و بازاریابی، در میان یافته های کلیدی این مطالعه قرار می گیرد. این مقاله مسیرهای معمول تکامل این گرایش را نشان می دهد و جنگ بین دو پارادایم را از طریق ایجاد یک رویکرد پویا به تحرک وا می دارد. این مطالعه راه را برای درک بهتر، عملیاتی و ارزیابی رویکردهای جایگزین به بازاریابی هموار می کند.
روش های متقاعد سازی در تبلیغات در بازارهای در حال ظهور در مقابل بازارهای توسعه یافته
حوزههای تخصصی:
آیا در بازارهای نوظهور باید رویکردی متفاوت با تبلیغات داشت؟ با استفاده از داده های ۲۵۶ آزمایش تجاری تلویزیونی که توسط یک شرکت چندملیتی کالاهای مصرفی سریع (FMCG) در ۲۳ کشور انجام شده است، ما دو مسیر متقاعدسازی را در نظر می گیریم: یک مسیر کاربردی، که بر ویژگی ها و مزایای یک محصول تأکید می کند، و یک مسیر تجربی. که احساسات، احساسات و تخیلات را برمی انگیزد.در حالی که در بازارهای توسعه یافته، مسیر تجربی بیشتر متقاعد کننده است، مسیر عملکردی محرک نسبتاً مهم تری در بازارهای نوظهور است. علاوه بر این، ما تأثیر متفاوتی از محلی/جهانی و سنتی/مدرن پیدا می کنیم. این یافته برای جذابیت های تبلیغاتی فردگرایانه و جمعی بین بازارهای در حال ظهور و توسعه یافته صادق نیست. ما پیامدهای یافته خود را برای تبلیغات در بازارهای نوظهور و برای توسعه فرهنگ مصرف کننده جهانی مورد بحث قرار می دهیم.
بررسی رقابت در بازار هتل های لوکس و سبک های مدیریت تحول
حوزههای تخصصی:
این مطالعه، به بررسی روابط بین عملکرد بخش های مالی و غیر مالی هتل، رقابت های بازاری و سبک مدیریت تحول می پردازد. بررسی آزاد به شیوه پستی در این زمینه برای گرداوری داده انجام شد. پرسش نامه های کامل و قابل استفاده ای از مدیران 56 هتل و رستوران از بخش های مربوط به مواد غذایی و نوشیدنی، دریافت شد. سبک های مدیریت تحول، رقابت های بازاری، و عملکرد شعب با استفاده از ابزارهای مورد استفاده دربررسی های قبلی، ارزیابی شد. نتایج بررسی، نشان داده است که سبک مدیریت تحول به طور مثبتی در ارتباط با عملکرد غیر مالی بوده که در عوض به طور مثبتی در ارتباط با عملکرد مالی بود است. به هر حال هیچ رابطه ای بین رقابت بازاری و عملکرد های مالی و غیر مالی یافت نشد.
فین تک ها و نظارت بر آن ها
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های اخیر در فناوری اطلاعات منجر به توسعه و گسترش سریع خدمات مالی جدید و نوآورانه شده است. این فناوری نوین مالی، فین تک (تکنومالی) نامیده می شود. فین تک ترکیب اصطلاحات مالی و تکنولوژی است؛ فین تک با افزایش شفاف سازی، کاهش هزینه ها، کاهش واسطه ها و دسترسی به اطلاعات، فرصت های جدیدی را برای توانمندسازی مردم به ارمغان می آورد. اکنون شرکت های فین تک، دامنه فعالیت خود را از طریق اینترنت و تلفن همراه مانند پرداخت های تلفن همراه و حواله و از طریق بانکداری آنلاین سنتی توسط شرکت های مالی تا خدمات مالی نوآورانه و متفاوت توسط ارائه دهندگان غیرمالی گسترش می دهند. اگرچه بسیاری از محققان معتقدند که فین تک می تواند آینده صنعت مالی را تغییر دهد، اما هنوز بر سر این مساله تردید وجود دارد. موانع اصلی پذیرش فین تک ها عبارت اند از: ریسک های مالی، ریسک های مقرراتی، امنیت و حفظ حریم خصوصی و عملیاتی. لذا با توجه به وجود مخاطرات و نگرانی ها در ادغام آن ها با بانکداری، مراحل و مزایای آن باید موردبررسی قرار گیرد. هدف این تحقیق بررسی فین تک ها و ارائه راهکارهای پیشنهادی جهت نظارت بر فین تک ها است. این تحقیق به روش توصیفی انجام گرفته و برای گردآوری داده ها و ادبیات تحقیق از روش کتابخانه ای استفاده گردیده است. نتایج تحقیق به روش استنباطی نشان داد که فین تک ها دارای مزایا و معایبی هستند لذا از بین آن ها باید فین تک هایی انتخاب شوند که دارای مزایای بیشتر و خطرات کمتری برای نظام بانکداری باشند. در پایان راهکارهای نظارتی بر فین تک ها پیشنهاد گردیده است.
تأثیر تعهد سازمانی بر طرح درس و اجرای تدریس اساتید دانشگاه علوم پزشکی
منبع:
کنکاش مدیریت و حسابداری جلد ۱ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۲
۲۸۴-۲۶۸
حوزههای تخصصی:
دستیابی به عملکرد بهینه اساتید در ارائه تدریس باکیفیت از آرمان های حیاتی سازمان های آموزشی می باشد. علی رغم تحقیقات متعدد در این زمینه هنوز شواهد تجربی و پژوهشی کم کیفیتی آموزش را انعکاس می کنند. بر همین اساس پژوهش حاضر باهدف تأثیر تعهد سازمانی بر طرح درس و اجرای تدریس اساتید ترتیب داده شده است. گردآوری اطلاعات پیمایشی از طریق۳۰۰ پرسشنامه قابل اعتماد به صورت تصادفی طبقه ای از بین اساتید دو دانشگاه علوم پزشکی تبریز و ارومیه جمع آوری گردید. نتایج تحلیل مسیر نشان داد که تعهد سازمانی به میزان قابل توجهی رفتار اساتید را در رابطه با طرح درس و اجرای تدریس پیش بینی می کند، یعنی برخورداری از تعهد موجب می شود که اساتید برای ارائه تدریس خوب نسبت به طرح درس و اجرای تدریس رفتار مسئولیت پذیرانه تری را نشان دهند. این تعهد سازمانی از طریق تعهدات هنجاری، عاطفی و مستمر توسط اساتید پشتیبانی می شود و به نوعی به نقش روابط پنهانی سازمان و کارکنان اشاره دارد. یافته های این پژوهش رهبران سازمان های آموزشی را در جهت ارتقای کیفیت تدریس اساتید از طریق تقویت روابط آنها با سازمان یاری می نماید و نقش تعهد سازمانی را در این زمینه برجسته می کند.
تحلیل تاریخی شکل گیری و تکامل جامعه مدیریت فناوری و نوآوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال پانزدهم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳ (پیاپی ۵۳)
11 - 36
حوزههای تخصصی:
جامعه مدیریت فناوری ایران، اجتماعی نوپاست که رفته رفته سکان مدیریت خود را به دست نسل دوم دانش آموختگان این حوزه می سپارد. نسل سوم این دانش آموختگان نیز هم اکنون به سرعت در حال طی پلکان ترقی در حوزه های مدیریت فناوری کشور هستند. اگرچه توجه به علم و دانش در این کشور قدمتی به اندازه تاریخ این سرزمین دارد ولیکن آموزش رسمی و گسترده حوزه دانشی مدیریت علم و فناوری و حرکت جدی در شکل گیری این جامعه علمی از سال های آغازین دهه 1380 شمسی شروع شده است. در این مقاله با مروری تاریخی بر جریان شکل گیری جامعه مدیریت فناوری تلاش شده تا با بررسی عملکرد پیشگامان این حوزه نظری در ایران، مهمترین اقدامات تأثیرگذار بر تولد این اجتماع علمی بررسی شود. فرصت ها و چالش های پیش روی اجتماع علمی مدیریت فناوری و نوآوری کشور و ترسیم راه پیش روی این جامعه جوان، متخصص و آتیه ساز کشور از مهم ترین یافته های این مقاله است. این مقاله دلالت هایی در راستای آشناسازی متخصصین جوان این حوزه دانشی با ریشه ها و جریان های اصیل شکل دهنده اجتماع متخصصین حوزه مدیریت فناوری و فناوری ایران داشته تا زمینه همگرائی و انسجام فکری بیشتر بین سه نسل از پیشگامان، توسعه دهندگان و بالاخره آتیه سازان این حوزه تخصصی را در کشورمان فراهم نماید.
بکارگیری رویکرد کیفی فراترکیب جهت ارائه الگوی پیامدهای یادگیری زدایی در سازمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال هشتم پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳۰
240-256
حوزههای تخصصی:
یادگیری زدایی سازمانی توجه محققان بسیاری را معطوف خود نموده است و این مهم به عنصر مهم نوآوری و فرآیندهای تغییرات پایدار فردی و سازمانی تبدیل شده است. هدف پژوهش حاضر شناسایی پیامدهای یادگیری زدایی سازمانی با استفاده از روش فراترکیب است. در راستای این روش پس از فیلتر مقالات، در نهایت تعداد 40 تحقیق که بطور مستقیم به موضوع پیامدهای یادگیری زدایی سازمانی پرداخته بودند وارد مرحله تحلیل در نرم افزار مکس کیودا شدند. پس از مرحله تلفیق تعداد 28 رمز متمایز شناسایی، و از بین رمزهای شناسایی شده رمزهای؛ خروجی های نوآوری با 6 ارجاع، یادگیری مجدد و انعطاف-پذیری سازمانی با 4 ارجاع، و نوآوری رادیکال و عملکرد کلی با 3 ارجاع به ترتیب بالاترین تعداد ارجاعات را در متون پژوهشی داشتند. در سطوح انتزاع بالاتر رمزها در قالب 11 مفهوم و در نهایت در قالب 6 مقوله (توانمندی های نوآورانه، ارتقاء موضع رقابتی در زنجیره ارزش، کارآفرینی سازمانی، چابکی و تحول سازمانی، مدیریت دانش مشارکتی، و توانمندسازی منابع انسانی) قرار داده شدند.
هوشمندسازی مدیریت انتظامی بحران های طبیعی (زلزله) در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال شانزدهم زمستان ۱۴۰۰شماره ۴
195 - 229
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بحران های طبیعی علاوه بر مسائل اجتماعی، کالبدی و اقتصادی در شهرها بر بروز ناامنی، جرم و جنایت نیز تأثیرگذارند. تاکنون مدیریت بحران به طور عام و مدیریت انتظامی بحران به طور خاص متکی بر روش های سنتی بوده و کمتر از روش های هوشمند بهره برده است. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگو و راهبردهای هوشمندسازی مدیریت انتظامی بحران های طبیعی (زلزله) در شهر تهران انجام شد. روش: پژوهش حاضر از نوع پژوهش های کاربردی است. گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه و پرسشنامه انجام شد. جامعه پژوهش در بخش کیفی متخصصان حوزه مدیریت انتظامی بحران های طبیعی بودند که بر مبنای دیدگاه آنان 34 شاخص استخراج شد. برای صحت سنجی یافته ها از ضریب هماهنگی کندال استفاده وسپس به منظور استخراج نقاط قوت، ضعف، فرصت ها و تهدیدها، پرسش نامه نیمه ساختاریافته ای تهیه و نتایج آن در قالب مدل QSPM مورد ارزیابی قرار گرفت. یافته ها: هوشمندی در مدیریت انتظامی بحران زلزله در سه بُعد نهادی- سازمانی، انسانی و تکنولوژیکی دسته بندی شد. این ابعاد در چهار زمینه یکپارچگی مدیریتی، اطلاعاتی، لجستیکی و عملیاتی قابل تحقق اند. نتیجه گیری: دلیل استفاده محدود از روش های هوشمند در مدیریت انتظامی بحران های طبیعی(زلزله) را می توان در نداشتن الگوی مناسب دانست. براساس یافته های این مطالعه می توان مؤلفه های اساسی الگوی هوشمند انتظامی را یکپارچگی مدیریتی، اطلاعاتی، لجستیکی و عملیاتی درنظر گرفت.
تبیین الگوی رهبری تحول آفرین و مدیریت تجدیدشونده با رویکرد آینده پژوهی تعبیری به مضامین فرهنگ و عرفان ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات رفتاری در مدیریت سال دوازدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۲۸
105 - 127
حوزههای تخصصی:
رهبری سازمان از مباحث مهم و دارای تنوع و پیچیدگی در حوزه سازمان و مدیریت به شمار می آید.در آینده پژوهی تعبیری با استدلال استعاری، هدف پیش بینی نیست بلکه بصیرت یافتن است.ازآنجایی که هر استعاره پردازی جدید درباره سازمان و رهبری، باعث می شود که علاوه بر اتخاذ نگاهی جدید به پدیده سازمان، کنشی متناسب با آن و افق های جدید برای رهبری و اداره آن تجلی و ظهور یابد، این پژوهش بر اساس روش کیفی- کمّی با رویکرد توصیفی- تحلیلی تلاش دارد که از مضامین و مفاهیم غنی و مهم همانند «جشن نوروز» و «فرشکرد» که از فرهنگ ایران باستان نشات می گیرند، در استعاره پردازی مفاهیم رهبری تحول آفرین و مدیریت تجدیدشونده استفاده شود.نتایج تحقیق نشان می دهد مطابق با مفهوم اوستایی «فرشکرد» و نوزایی و تجدید حیات طبیعت در بهار، سازمان ها و افراد نیز بایستی به احیاء و تجدیدقوا بپردازند.لذا استعاره پردازی رهبری تحول آفرین بهاری و مدیریت تجدیدشونده مبتنی بر مضامین ایرانی «نوروز»، «انارام و ققنوس» و «فرشکرد» می تواند مبتنی بر مضامین ایرانی و الگویی بومی مورد استفاده قرار گیرند.
ارائه چارچوبی برای تبیین تعارض خط مشی در نظام خط مشی گذاری سلامت ایران با رویکردی آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت دولتی دوره ۱۳ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۳
419 - 446
حوزههای تخصصی:
هدف: تعارض خط مشی به معنای عدم انطباق درونی خط مشی با اصول و استاندارهای خط مشی گذاری یا ناهماهنگی بین دو یا چند خط مشی با یکدیگر یا با اسناد بالادستی است که به انحراف عملکرد از هدف خط مشی و بروز پیامدهای ناخوشایند منجر می شود. هدف پژوهش حاضر، ارائه چارچوبی برای تبیین تعارض خط مشی در نظام خط مشی گذاری سلامت ایران است.
روش: برای پاسخ به پرسش اصلی پژوهش، مبنی بر اینکه چه عناصری بر تعارض خط مشی در فرایند خط مشی گذاری نظام سلامت ایران تأثیرگذار است، از 13 خبره در قالب سه دور پرسش نامه دلفی نظرسنجی به عمل آمد. سپس، از طریق پرسش نامه دیمتل فازی، میزان اثرگذاری یا اثرپذیری متغیرها تعیین شد و در مرحله بعد، از روش مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. بدین ترتیب، راهبرد این پژوهش آمیخته است.
یافته ها: متغیرهای تعارض خط مشی های نظام سلامت بدین صورت شناسایی شد: تنظیمات عناصر درونی خط مشی، نوع شناسی بازیگران، خصوصیت های ایدئولوژیک، بسترهای اجرا، ویژگی های محیطی، ابزارهای ایجاد تعارض، مجاری شناسایی تعارض، راهبردهای حل تعارض و پیامدهای حل تعارض. در پایان، با استفاده از روش های کمی، روابط و جهت بین متغیرها و شدت اثر آنها در چارچوب تعارض خط مشی مشخص شد.
نتیجه گیری: پیشنهاد می شود که خط مشی گذاران سلامت ضمن آموزش استانداردهای علمی خط مشی گذاری، عوامل مؤثر بر هر موقعیت تصمیم را شناسایی کرده و از راهبردهای مناسب برای مدیریت تعارض خط مشی استفاده کنند تا خط مشی هایی با کمترین تعارض غیرکارکردی و بیشترین انسجام و هم افزایی به وجود آید.
Extended Practice of Technology Acceptance Model; Impact of Personal Innovation and Ease of Use on Internet Shopping Intentions: A Study on Apparel Buyers’ Purchase Intention in Malaysia(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The progression of Internet as a vehicle to penetrate and develop markets is far reached. Advancement in telecommunication and technology are very rapid in Malaysia. Further, the spur is supported and promoted by the government whilst Malaysian’s are receptive to this. However, Malaysian retailers seem to channel much of its turnover through the old avenue. This study is a litmus test on Malaysians awareness on the local apparel sites. Some of the highlighted rationale to shop for apparels online is the experience, convenience and availability. On the flip side, non-user friendly, safety and non-sensory environment are underscored. These variables are analyzed using Chi-Square analysis to test its statistical independence, followed by correlation and further regressed. The research is focused on university students within Klang Valley. There are limited resources to previous studies done on this subject as source of reference. Therefore, further studies can bring forth insights on retailers in Malaysia and the consumer’s behavior; or either one, as the catalyst influence awareness on our local apparel sites. Rhetorical as it may sound, no one is prepared to assume risks in a questionable market
مدل کسب وکار هوشمند مبتنی بر عوامل مؤثر در صنایع تولیدی تجهیزات دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال بیست و یکم تابستان ۱۴۰۰ شماره ۸۲
105 - 150
حوزههای تخصصی:
از سازمان هایی که در دهه های اخیر توجه به مقوله هوشمندی و استفاده از فناوری های اطلاعات و ارتباطات در آن از اهمیت خاصی برخودار گشته است، سازمان های فعال در حوزه تولید تجهیزات دفاعی می باشد. به عبارتی، به دلیل پیشرفت های سریع و بنیادین فناورانه در حوزه تجهیزات نظامی و دفاعی، ادامه حیات این سازمان ها تنها منوط به افزایش توان رقابت پذیری و اتخاذ تصمیمات صحیح و به موقع در برابر این تغییرات از طریق هوشمندی، می باشد. در همین راستا، این پژوهش کاربردی در روشی توصیفی و پیمایشی، طراحی و تبیین مدل کسب وکار هوشمند در صنایع تولیدی تجهیزات دفاعی را مدنظر قرار داده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه مدیران ارشد فناوری شرکت های اپتیکی پیشرو در تولید تجهیزات دفاعی بودند که با توجه به حداقل نمونه لازم جهت انجام معادلات ساختاری، 275 نفر از این مدیران به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و از طریق پرسشنامه ای محقق ساخته مورد آزمون قرار گرفتند. نتایج آزمون مدل مفهومی این پژوهش با استفاده از نرم افزار لیزرل، حاکی از نقش معنادار عوامل سازمانی، عوامل فرآیندی و عوامل فنی و فناورانه بر کسب وکار هوشمند شرکت های فعال در صنایع تولیدی تجهیزات دفاعی بود.
ایجاد شبکه مالی غیرخطی مبتنی بر ویژگی مکان شناختی آن برمبنای نظریه گراف (مطالعه ای در بورس اوراق بهادار تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش معرفی شبکه ای مالی برمبنای روابط غیرخطی موجود بین سهام برای بهینه سازی سبد سهام سرمایه گذاران، شناسایی رهبران بازار سهام ایران با استفاده از معیارهای مرکزیت و درنهایت، خوشه بندی شبکه مالی غیرخطی است. روش: در این پژوهش، تعداد100 شرکت برتر پذیرفته شده در بورس با بیشترین سرمایه ثبت شده در دوره زمانی 11ساله (دی ماه 1388 تا دی ماه 1398) انتخاب شدند. نتایج: نتایج حاکی از آن است که با توجه به معیار درجه مرکزیت، سهام سیمان سپاهان، تأمین سرمایه امید و سرمایه گذاری امید، با توجه به معیار مرکزیت نزدیکی، سهام سرمایه گذاری غدیر، سرمایه گذاری توسعه ملی و فولاد خوزستان، با توجه به معیار مرکزیت بینابینی، سهام سرمایه گذاری غدیر، سیمان سپاهان و سرمایه گذاری توسعه ملی و با توجه به معیار مرکزیت تنگنا سهام فولاد خوزستان، سیمان سپاهان و بین المللی توسعه ساختمان بیشترین تأثیرگذاری را در بازار سهام دارند و در جایگاه رهبران بازار شناسایی شدند. برای خوشه بندی سهام برتر از الگوریتم سریع حریصانه استفاده شد که در آن شبکه به 11 خوشه تقسیم شد و هریک از این خوشه ها نشان دهنده بیشترین ارتباط موجود بین سهام شرکت ها در شبکه مالی است.
مدل چابک سازی زنجیره تأمین سازمان های پروژه محور (مطالعه موردی: قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا(ص) )(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بهره وری سال پانزدهم زمستان ۱۴۰۰ شماره ۵۹
123 - 144
حوزههای تخصصی:
زنجیره تأمین چابک توانایی فائق آمدن بر بازارهای پویا و چالش های محیطی را دارد. هدف این پژوهش چابک سازی زنجیره تأمین سازمان های پروژه محور است. پژوهش حاضر ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری شامل کارشناسان منتخب باسابقه قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء(ص) می باشد. نمونه آماری شامل پنج شرکت قرارگاه است که با روش نمونه گیری خوشه ای هدفمند انتخاب گردیدند. همچنین از سه پرسش نامه استفاده شده است. تأیید روایی پرسشنامه ها توسط 35نفر از خبرگان منتخب جامعه آماری انجام شده است. همچنین جهت بررسی پایایی پرسش نامه از ضریب آلفای کرونباخ، 841/0، 810/0 و 792/0 برای 3 پرسش نامه ، به دست آمد. در فاز شناسایی اولیه ابعاد و مؤلفه های مؤثر در زنجیره تأمین چابک سازمان های پروژه محور، از پرسش نامه اول و برای شناسایی ابعاد و مؤلفه های نهایی، از پرسش نامه دوم استفاده شده است. در ادامه با بهره گیری از روش های تجزیه و تحلیل آمار استنباطی و نرم افزارهای SPSS و EXCEL، 32 مؤلفه (در 5 بعد) به عنوان مؤلفه های اصلی چابک سازی زنجیره تأمین سازمان های پروژه محور قطعی گردیدند. همچنین از فن دیمتل جهت تعیین روابط مؤلفه های احصا شده (بر اساس پرسش نامه سوم) بهره گرفته شد. نرم افزار Amos-18 برای برازش مدل به دست آمده و تحلیل مسیر استفاده شد. مؤلفه های منتخب در ابعاد شایستگی، سرعت، تاب آوری و فناوری اطلاعات دسته بندی شدند. پس از تعیین روابط این ابعاد با چابک سازی و با یکدیگر، مدل چابکی زنجیره تأمین با برازش خوب به دست آمد. نتایج پژوهش نشان می دهد ابعاد تاب آوری و فناوری اطلاعات و زیر مؤلفه هایشان، مؤثرترین مؤلفه ها در چابک سازی و ابعاد سرعت و شایستگی در مراتب بعدی قرار دارند.
طراحی الگوی سلامت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مدیریت تحول سال سیزدهم بهار و تابستان ۱۴۰۰ شماره ۲۵
135 - 166
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش سعی شده است با اتخاذ نگاهی چند جانبه به موضوع سلامت سازمانی، الگویی جامع و متوازن جهت ارزیابی و بهبود سلامت سازمانی شرکت فولاد مبارکه اصفهان و ویژگی های تأثیرگذار بر آن ارائه گردد. این پژوهش از منظر هدف کاربردی، از منظر روش پژوهش کیفی از نوع گرانددی نظام مند است. در ابتدا با هدف روشن نمودن مسیر از نمونه گیری هدفمند و در ادامه نیز جهت دستیابی به اشباع نظری از نمونه گیری نظری از بین ذینفعان کلیدی این شرکت استفاده شده است. روش های گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته و مصاحبه گروه کانونی بوده است. با تجزیه وتحلیل داده ها با نرم افزار Atlas.ti 8 طی فرایند مقایسه مستمر 1532 نقل قول، 104 کد باز و 37 مقوله نهایی شناسایی شده از انواع عوامل علی، پدیده محوری، راهبردها، عوامل زمینه ای، عوامل مداخله گر و پیامدها، در قالب الگوی پارادایمی سلامت سازمانی این شرکت از دیدگاه ذینفعان کلیدی ارائه گردیده است. برای بررسی روایی الگو از شیوه کیفی و از شاخص های کمی CVI [1] و CVR [2] از نظر پنل خبرگان به تعداد 8 نفر و پایایی از روش های کیفی و روش کمی پایایی بازآزمون استفاده گردیده است. نتایج بیانگر ارتباط سلامت سازمانی با رهبری، جهت گیری، فرهنگ و جو سازمانی، شایستگی، توسعه حرفه ای، نوآوری، انسجام، مسئولیت پذیری، اعتماد، اشتیاق، استقلال، چابکی، قابلیت سازگاری و آمادگی برای تغییر، نحوه استفاده از منابع، حمایت، ادراک از سازمان، تکنولوژی، توجه به خواسته ها و انتظارات ذینفعان و سرمایه گذاری های سازمان در قالب الگوی ارائه شده می باشد.
بررسی تاثیر فرهنک بر تحریفات حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی تاثیر فرهنگ برتحریفات حسابداری می باشد. فرهنگ هر کشوری می تواند جنبه های مختلف اجتماعی، سیاسی و اقتصادی آن کشور را تحت تاثیر قرار دهد. قلمرو مکانی این تحقیق شرکتهای پذیرفته شده در بورس های اوراق بهادار ایران، ترکیه، قطر، بحرین، پاکستان، عمان، عربستان و امارات و قلمرو زمانی سالهای بین 2011 تا 2018 بوده است. نمونه تحقیق شامل 1.729 شرکت پذیرفته شده در بورس های اوراق بهادار مذکور می باشد. نتایج تحقیق بیانگر این موضوع می باشد که هارمونی و سلسله مراتب رابطه منفی و معنادار با تحریفات حسابداری دارد و از سویی دیگر اقتدار گرایی و تسلط رابطه مثبت و معنادار با تحریفات حسابداری دارند. بعبارت دیگر با افزایش هارمونی و سلسله مراتب تحریفات حسابداری کاهش می یابد و با افزیش اقتدار گرایی و تسلط تحریفات حسابداری افزایش می یابد.هر چقدر عدالت اجتماعی، صلح و امنیت(هارمونی) افزایش می یابد تحریفات حسابداری کاهش می یابد. حسابداری یکی از ابزارهای بسیار مهم برای تعیین تخصیص بهینه منابع بمنظور افزایش بازدهی می باشد(تئوری علامت دهی). تخصیص بهینه منابع می تواند امنیت اجتماعی و پایداری تولیدات بهینه را فراهم کند. از آنجائیکه تسلط و اقتدارگرایی بیشتر بر منافع شخصی تاکید دارد و در حسابداری تئوری نمایندگی و منافع شخصی مطرح می شود. زمانی که منافع شخصی بر منافع جمعی غالب باشد سوء استفاده ها و گزارشگری متقلبانه(تحریفات حسابداری) زیاد خواهد بود بر همین اساس لحاظ کردن فرهنگ منافع شخصی در جامعه می تواند در حسابداری نیز تاثیر گذار باشد.
ارتقای اعتماد به مواد غذایی ارگانیک با الگوسازی بسته بندی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۲ پاییز ۱۴۰۰ شماره ۴۷
137 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی و مدل سازی راهبردهای طراحی بسته بندی موثر بر اعتماد مواد غذایی ارگانیک است. این پژوهش در پنج مرحله صورت پذیرفته است. پس از جستجو در مبانی نظری پژوهش در مورد مفاهیم مورد نظر پژوهش برای کشف راهبردهای مناسب طراحی با استفاده از رویکرد کفایت نظری هفده راهبرد مورد شناسایی قرار گرفته و پس از انجام تحلیل عاملی اکتشافی و مدل سازی اکتشافی با استفاده از داده های حاصل از 505 پرسشنامه دریافتی از مصرف کنندگان غذاهای ارگانیک، این راهبردها مورد رتبه بندی به کمک روش فریدمن قرار گرفتند. نتایج این تحقیق 17 راهبرد را مورد اکتشاف قرار داد که این راهبردها در چهار دسته کلی ظاهر مناسب، مواد اولیه مناسب، اطلاعات مورد نیاز و ضمانتنامه های کیفی دسته بندی شدند. نتایج این پژوهش می تواند موجب بهبود وضعیت اعتماد به مواد غذایی ارگانیک شود. از نظر ارزش و کمک پژوهش تاکنون هیچ پژوهشی در مورد اینکه چگونه می توان اعتماد به مواد غذایی ارگانیک را از طریق بسته بندی آنها بهبود داد صورت نگرفته است و پژوهش حاضر برای اولین بار به دنبال شناسایی عواملی از طراحی بسته بندی است که می تواند موجب بهبود اعتماد مصرف کنندگان نسب به مواد غذایی ارگانیک شود.