ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۸۱ تا ۱٬۱۰۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
۱۰۸۱.

ارائه الگوی زنجیره ارزش کارآفرینانه در بوم گردی های استان گلستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: زنجیره ارزش کارآفرینانه بومگردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۱
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی زنجیره ارزش کارآفرینانه در بومگردی های استان گلستان بود. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از حیث روش اجرا، توصیفی- پیمایشی بود که با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری در مرحله کیفی 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و تجربی بودند که به روش غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند و در مرحله کمی، کلیه صاحبان کسب و کارهای بوم گردی استان گلستان به تعداد 140 نفر بودند که حجم نمونه مطابق جدول کرجسی و مورگان 103 نفر تعیین و برای نمونه گیری از روش تصادفی ساده استفاده شد. به منظور شناسایی متغیرها از روش داده بنیاد و برای تعیین برازش الگو از روش معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS3 استفاده شده است. نتایج داده بنیاد نشان دادند شرایط علی (آموزش کارافرینانه، مشاوره کارآفرینانه، عوامل انگیزشی و تامین منابع مالی)، شرایط مداخله گر (محیط اقامتی و کیفیت منابع انسانی)، شرایط زمینه ای (زیرساخت های اساسی، سیاست ها و حمایت های دولت و فرهنگ کارآفرینانه)، راهبردها (تدوین برنامه های کسب و کار و بازاریابی کارآفرینانه) و پیامدها (پایداری اقتصادی، پایداری اجتماعی و فرهنگی، پایداری اکولوژیکی و پایداری مقصد گردشگری) می باشند. همچنین نتایج معادلات ساختاری نشان داد الگوی زنجیره ارزش کارآفرینانه در بومگردی های استان گلستان دارای برازش مناسبی است.
۱۰۸۲.

تبیین و رتبه بندی مؤلفه ها و شاخص های حسابرسی زیست محیطی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: حسابرسی زیست محیطی رتبه بندی خبرگان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۲
حسابرسی زیست محیطی به سازمان ها کمک می نماید از سطح واقعی عملکرد زیست محیطی مطلع شده و در صورت پایین تر بودن عملکرد از سطح استانداردهای زیست محیطی اقدام های اصلاحی را انجام دهند. هدف پژوهش حاضر، تبیین و رتبه بندی مؤلفه ها و شاخص های حسابرسی زیست محیطی در شرکت های تولیدی می باشد. روش پژوهش، نظریه داده بنیاد و از طریق مصاحبه با 18 نفر از خبرگان در سال 1403 می باشد. جامعه آماری پژوهش که به صورت گزینشی و هدفمند انتخاب شدند شامل حسابداران، مدیران مالی، حسابرسان و اعضای هیئت علمی خبره می باشد. جهت رتبه بندی مؤلفه های حسابرسی زیست محیطی از آزمون فریدمن استفاده گردید. نتایج پژوهش نشان داد مؤلفه های حسابرسی زیست محیطی به ترتیب عبارت اند از: مؤلفه گزارشگری پایداری، مؤلفه کنترل و کاهش آلاینده ها، مؤلفه مدیریت پسماند و زیست بوم، مؤلفه الزامات محیطی و فرهنگی و مؤلفه مدیریت منابع طبیعی و انرژی. همچنین، 25 شاخص طبق نظرات خبرگان استخراج گردید. همچنین، با شناسایی و ارزیابی دقیق این مؤلفه ها و شاخص ها، شرکت های تولیدی می توانند نقاط قوت و ضعف خود را درزمینه عملکرد زیست محیطی شناسایی کرده و اقدامات بهبود مناسبی را اتخاذ کنند.
۱۰۸۳.

واکاوی تحول مدل های سفر مشتری در بازارهای گردشگری دیجیتال از آغاز تا عصر دیجیتال: کاربست رویکرد تاریخی تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سفر مشتری گردشگری دیجیتال تحول دیجیتال رفتار مصرف کننده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: تحولات گسترده و شتابان فناوری های دیجیتال، طی دهه های اخیر، موجب بازتعریف عمیق مدل های سنتی سفر مشتری در صنعت گردشگری شده اند. در گذشته، این مدل ها معمولاً ساده، خطی و محدود به چند مرحله مشخص بودند؛ اما امروزه با ظهور فناوری هایی همچون اینترنت اشیا، کلان داده، هوش مصنوعی و واقعیت افزوده، سفر مشتری به فرایندی پیچیده، چندبُعدی، تعاملی و غیرخطی تبدیل شده است که در آن، رفتار مصرف کننده تحت تأثیر انواع متغیرهای فناورانه و اجتماعی قرار دارد. این پژوهش با اتخاذ رویکردی تاریخی تحلیلی، به بررسی روند تکامل مدل های سفر مشتری در بستر دیجیتالی صنعت گردشگری از سال ۱۹۷۵ تا ۲۰۲۴ می پردازد. تمرکز اصلی بر درک نحوه تغییر الگوهای رفتاری مشتریان در واکنش به پیشرفت های فناورانه و شناسایی نقش آن ها در شکل گیری نقاط تماس نوین، تعاملات چندکاناله و شخصی سازی تجربه های سفر است. با تحلیل تاریخی این دگرگونی ها، پژوهش حاضر ضمن برجسته سازی روندهای کلیدی و عوامل محرک، تلاش می کند که تصویری جامع از مسیرهای آینده مدل های سفر مشتری ترسیم کند و چارچوبی مفهومی برای مواجهه با چالش ها و فرصت های آتی در این حوزه ارائه دهد. روش: این مطالعه با استفاده از روش تحلیل تاریخی و مرور نظام مند ادبیات پژوهش، به بررسی ۸۷۳۳ مقاله از پایگاه داده اسکوپوس پرداخته است. داده ها بر اساس شش حوزه کلیدی شامل تحول دیجیتال، تاریخچه توسعه مدل های سفر مشتری، رفتار مصرف کننده، پیشرفت های فناورانه، شخصی سازی داده محور و ظهور نقاط تماس دیجیتال تحلیل شده اند. برای شناسایی روندهای پژوهشی و تغییرات مفهومی در مدل های سفر مشتری، تحلیل هم واژگانی با نرم افزار وُس ویور به کار گرفته شده است. یافته ها: این پژوهش نشان داد که مدل های سنتی سفر مشتری که بر تعاملات خطی و آفلاین متمرکز بودند، با پیشرفت فناوری های دیجیتال، به چارچوب های پیچیده و چندکاناله تبدیل شده اند. ورود هوش مصنوعی، کلان داده، اینترنت اشیا و واقعیت افزوده، مسیر تصمیم گیری مشتریان را تغییر داده و تجربه سفر را شخصی سازی کرده است. پلتفرم های دیجیتال و سیستم های توصیه گر، تعاملات مشتریان را افزایش داده اند و فرایند رزرو و انتخاب مقاصد را متحول کرده اند. همچنین، تحلیل داده های کلان به بهبود تجربه مشتری و افزایش وفاداری آن ها کمک کرده است. بررسی های منطقه ای نشان داد که در اروپا، تمرکز بر تجربه های لوکس و پایدار است، در آسیا سیستم های هوشمند و پرداخت دیجیتال رشد کرده اند و در بازارهای نوظهور، چالش های زیرساختی همچنان مطرح هستند. علاوه براین، نقاط تماس دیجیتال مانند اپلیکیشن ها، شبکه های اجتماعی و چت بات ها، در تعاملات مشتریان نقش کلیدی ایفا کرده اند. این تحولات نشان می دهد که آینده مدل های سفر مشتری بر شخصی سازی داده محور، استفاده از فناوری های تعاملی و توسعه اکوسیستم های گردشگری هوشمند متمرکز خواهد بود. نتیجه گیری: تحلیل روندهای تاریخی نشان می دهد که مدل های سفر مشتری از چارچوب های ساده به ساختارهای غیرخطی، چندمرحله ای و دیجیتالی شده تحول یافته اند. ظهور فناوری های تعاملی، نیاز به شخصی سازی تجربه های سفر را افزایش داده و پیچیدگی فرایندهای تصمیم گیری را دوچندان کرده است. این پژوهش نشان می دهد که برای بهینه سازی مدل های آینده، کسب وکارهای گردشگری باید از تحلیل داده های کلان، بازاریابی هوش مصنوعی محور و سیستم های پیش بینی رفتار مشتری بهره ببرند. همچنین، بررسی شکاف های پژوهشی نشان داد که تحقیقات آینده باید بر نقش تجربه های تعاملی، اعتماد دیجیتال و ترکیب مدل های سفر مشتری با فناوری های نوظهور همچون متاورس و واقعیت افزوده متمرکز شوند.  
۱۰۸۴.

بررسی تأثیر انعطاف پذیری مالی و توانایی مدیریتی بر نوسان پذیری بازده سهام با مداخله ریسک نکول شرکت (با رویکرد رفتار دینامیکی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری مالی توانایی مدیریتی ریسک نکول نوسان پذیری بازده سهام نمای لیاپانوف

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۳
هدف: هدف این پژوهش، بررسی تأثیر انعطاف پذیری مالی و توانایی مدیریتی بر نوسان پذیری بازده سهام با مداخله ریسک نکول شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از روش خطی و غیرخطی (رویکرد رفتارهای دینامیکی) است. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، برای اندازه گیری انعطاف پذیری مالی از میانگین ۵ شاخص (نسبت وجه نقد به کل دارایی ها، نسبت دارایی های جاری به کل دارایی ها، نسبت دارایی های مشهود به کل دارایی ها، نسبت دارایی های نامشهود به کل دارایی ها و نسبت سرمایه به کل دارایی ها)، برای اندازه گیری توانایی مدیریتی از تکنیک تحلیل پوششی داده ها و برای اندازه گیری ریسک نکول شرکت از شاخص فالمر استفاده شد. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۱ است. ۸۲ شرکت، به عنوان نمونه انتخاب شد. فرضیه ها با استفاده از رگرسیون خطی آزمون شدند. یافته ها: نتایج حاکی از این است که تأثیر انعطاف پذیری مالی و توانایی مدیریتی بر نوسان پذیری بازده سهام شرکت ها معنادار است و ریسک نکول شرکت، تأثیر انعطاف پذیری مالی و توانایی مدیریتی بر نوسان پذیری بازده سهام را تعدیل می کند، همچنین، بر اساس بررسی مدل به روش غیرخطی مشخص شد که نمای لیاپانوف (LyE) برای تمامی متغیرها مثبت است و این نشان می دهد که متغیرهای سیستم در مسیرهای بی نهایت نزدیک، به طور سریع از یکدیگر جدا می شوند و در سیستم آشوب رخ می دهد. این موضوع را می توان چنین تحلیل کرد که انعطاف پذیری مالی، توانایی مدیریتی و ریسک نکول، بر نوسان پذیری بازده سهام تأثیر دارند؛ اما در آینده ممکن است این متغیرهای مستقل و تعدیلگر تأثیری بر متغیر وابسته نداشته باشند. از طرفی دیگر، ضرایب آنتروپی نمونه نیز نشان می دهد که انعطاف پذیری مالی در ریسک نکول، میزان تغییرات نوسان پذیری بازده سهام را پیش بینی نمی کند؛ ولی توانایی مدیریتی در ریسک نکول، میزان تغییرات نوسان پذیری بازده سهام را پیش بینی می کند. ضریب آلفا DFA نیز نشان می دهد که انعطاف پذیری مالی و توانایی مدیریتی و همچنین، انعطاف پذیری مالی در ریسک نکول و توانایی مدیریتی در ریسک نکول با نوسان پذیری بازده سهام، هم بستگی قوی دارند. ضریب بُعد هم بستگی نشان می دهد که انعطاف پذیری مالی، کمترین و توانایی مدیریتی، بیشترین میزان هم بستگی را با نوسان پذیری بازده سهام دارد. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، می توان گفت که با افزایش انعطاف پذیری مالی سال قبل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، بر میزان نوسان پذیری بازده سهام سال جاری این دسته از شرکت ها افزوده می شود. همچنین، با افزایش ریسک نکول شرکت ها، تأثیر توانایی مدیریتی بر میزان نوسا ن پذیری بازده سهام سال جاری آن ها، کاهش می یابد.
۱۰۸۵.

ارزیابی پایداری مالی در شرایط عدم اطمینان اقتصادی در صنعت بانکداری کشور با رویکرد اهمیت عملکرد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پایداری مالی صنعت بانکداری عدم اطمینان اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: نظر به اینکه شرایط کلی حاکم بر اقتصاد دستخوش تغییرات زیادی شده، مسئله عدم اطمینان اقتصادی و به تبع آن، افزایش ریسک های سیستم اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا کرده است. به همین دلیل، پژوهشگران و سیاست گذاران توجه بسیاری را به پیامدهای مالی ناشی از این تغییرات اقتصادی معطوف کرده اند؛ اما هنوز فاصله زیادی برای موازنه در دستیابی به پایداری مالی در شرایط عدم اطمینان اقتصادی وجود دارد. بانک ها به عنوان مهم ترین بازیگر بازار پول، در اقتصاد کشور نقش حیاتی ایفا می کنند و نظر به اهمیت صنعت بانکداری در شرایط ناپایداری اقتصادی و تأثیرگذاری آن بر اقتصاد و اجتماع، لازم است که مدیران بانکی از آگاهی کافی در خصوص اثرگذاری پایداری مالی بر سودآوری در صنعت بانکداری کشور برخوردار باشند. در این راستا، پژوهش حاضر با هدف ارزیابی پایداری مالی در شرایط عدم اطمینان اقتصادی در صنعت بانکداری کشور انجام شده است. روش: مطالعه حاضر از نظر هدف، کاربردی توسعه ای و از منظر روش گردآوری داده ها، پیمایشی مقطعی است که با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شده است. جامعه مشارکت کنندگان در بخش کیفی، مدیران و معاونان بانکی بوده است. روش نمونه گیری این پژوهش از نوع نظری بوده و با ۱۰ نفر، اشباع نظری حاصل شده است. جامعه آماری بخش کمّی نیز، کارشناسان صنعت بانکداری بوده که با فرمول کوکران حجم نمونه ۳۸۴ نفر برآورد شده است. با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی ساده، حجم نمونه مورد نیاز تأمین شد. برای گردآوری داده ها، از مصاحبه نیم ساختاریافته و پرسش نامه استفاده شد. مقوله های زیربنایی پایداری مالی با روش داده بنیاد شناسایی شد و با استفاده از روش تجزیه وتحلیل اهمیت عملکرد (تحلیل شکاف)، وضعیت سازه های پژوهش مشخص شد. داده های کیفی به کمک نرم افزار مکس کیودا و داده های بخش کمّی با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس تحلیل شدند. یافته ها: براساس مدل پارادایمی پژوهش مشخص شد که عوامل سازمانی، مشتری محوری و سیاست های مالی، بر پایداری مالی بانک ها تأثیر می گذارد. مسئولیت اجتماعی بانک زمینه و بستر لازم را ایجاد می کند وعدم اطمینان اقتصادی، عامل مداخله گری است که در تدوین استراتژی بانکداری پایدار تأثیر می گذارد. در پایان استراتژی بانکداری پایدار، به پایداری اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی منجر می شود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، شرایط علّی، مشتمل بر عوامل سازمانی، عوامل مشتری محوری و سیاست های مالی، بر پدیده محوری (پایداری مالی بانکی) تأثیرگذارند. همچنین، شرایط زمینه ای (مسئولیت اجتماعی صنعت بانکداری) زمینه و بستر لازم را برای دستیابی به اهداف پایداری مالی فراهم می آورد. شرایط زمینه ای تأثیر مثبت و شرایط مداخله گر (عدم اطمینان اقتصادی) تأثیر منفی بر راهبردها و اقدامات (استراتژی بانکداری پایدار) می گذارد. در نهایت، استراتژی بانکداری پایدار، به پیامدهایی نظیر پایداری زیست محیطی، پایداری اقتصادی و پایداری اجتماعی منجر می شود. با توجه به نتایج مدل استخراج شده، می توان پیشنهاد داد که بانک ها باید به توسعه استراتژی بانکداری پایدار توجه بیشتری داشته باشند و در کنار آن، برنامه هایی برای افزایش مسئولیت اجتماعی خود را اجرا کنند.
۱۰۸۶.

مدل آینده نگری به کارگیری هوش مصنوعی در گزارشگری مالی با تأکید بر سودمندی درک شده و سهولت استفاده شده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده نگاری کاربرد هوش مصنوعی سودمندی درک شده سهولت استفاده کیفیت گزارشگری مالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: هدف حسابداری، ارائه اطلاعات سودمند برای مقاصد تصمیم گیری استفاده کنندگان است و ارتقای سطح سودمندی گزارشگری مالی و سهولت استفاده از آن، نقش مهمی در تصمیم گیری استفاده کنندگان از گزارش های مالی ایفا می کند. با وجود این، سازوکار بهبود کیفیت گزارشگری مالی از طریق فناوری های نوین مبتنی بر هوش مصنوعی با توجه به سودمندی درک شده و سهولت استفاده توسط کاربران آن، هنوز چندان روشن نیست. در این راستا، پژوهش حاضر درصدد است تا به ارائه مدل کیفیت گزارشگری مالی مبتنی بر به کارگیری هوش مصنوعی با تأکید بر سودمندی درک شده و سهولت استفاده بپردازد. روش: پژوهش حاضر از لحاظ هدف، از نوع کاربردی و از حیث روش جمع آوری داده ها، بر اساس روش آمیخته انجام شد. در بخش کیفی، از مصاحبه های باز و نیمه ساختاریافته، مبتنی بر نظر خبرگان پژوهش استفاده شد. این مصاحبه ها با ۱۲ نفر از خبرگان و استادان دانشگاهی مرتبط به حوزه حسابرسی و آشنا به هوش مصنوعی انجام شد. در بخش کمّی نیز، نمونه آماری ۲۰۰ نفر از حسابرسان شاغل در سازمان و مؤسسه های حسابرسی در کشور عراق بودند. با توجه به رویکرد کیفی که مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود، پس از گردآوری مصاحبه ها، داده ها از طریق سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی و به روش تحلیل متنی تجزیه وتحلیل شدند. در نهایت، مدل کیفیت گزارشگری مالی مبتنی بر به کارگیری هوش مصنوعی با تأکید بر سودمندی درک شده و سهولت، در قالب ۸۰ مضمون پایه و ۲۷ کد محوری ارائه شد. یافته ها: نتایج نشان می دهد که شرایط علّی، مانند تجزیه وتحلیل داده های بزرگ، اتوماسیون وظایف، تجزیه وتحلیل پیش بینی و شناسایی الگوها و ناهنجاری ها، همراه با شرایط زمینه ای، شامل سودمندی درک شده و سهولت استفاده، بر مقوله محوری کیفیت گزارشگری مالی تأثیرگذارند. مقوله محوری، شامل ارتقای شفافیت، تحلیل داده های مالی در زمان واقعی، کاهش اقلام تعهدی اختیاری، بهبود پیش بینی سود و جریان نقدی، کاهش تقلب و ریسک تحریف بااهمیت است. راهبردهای بهبود کارایی، دقت تحلیل، سرعت و تصمیم گیری مالی، پیامدهایی همچون کاهش خطای انسانی، صرفه جویی در زمان، افزایش شهرت حسابرسان، و حسابرسی مستمر را به همراه دارد. بااین حال، شرایط مداخله گر نظیر هزینه های یکپارچه سازی، نگرانی های امنیتی و نیاز به انطباق با مقررات، چالش هایی را ایجاد می کنند. توجه به این مؤلفه ها برای دستیابی به گزارشگری مالی کارآمدتر و باکیفیت تر ضروری است. نتیجه گیری: نتایج حاکی از این است که هوش مصنوعی توانایی خودکارسازی و افزایش دقت فرایندهای گزارشگری مالی را دارد. با استفاده از هوش مصنوعی در جمع آوری داده ها، تجزیه وتحلیل و مدل سازی پیش بینی کننده، شرکت ها قادر خواهند بود به استانداردهای بالاتری از کیفیت گزارشگری دست یابند. این امر با بینش های زمان واقعی، شناسایی روندها و قابلیت های تصمیم گیری بهبودیافته مشخص می شود. همچنین، از آنجا که ارتقای سطح سودمندی گزارشگری مالی و سهولت استفاده از آن، در تصمیم گیری استفاده کنندگان نقش مهمی ایفا می کند، یکپارچه سازی هوش مصنوعی در شیوه های گزارشگری، می تواند مسیری برای گزارشگری کارآمدتر، دقیق تر و روشن تر ارائه دهد. این فرایند علاوه بر بهبود کیفیت گزارش ها، به کسب وکارها کمک می کند تا تصمیم های مالی بهتری اتخاذ کنند و ریسک های احتمالی را کاهش دهند. بنابراین، با توجه به قابلیت های بالقوه هوش مصنوعی در افزایش دقت و سرعت گزارشگری مالی، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران چارچوب ها و مقرراتی را طراحی کنند که استفاده از هوش مصنوعی در این حوزه را تسهیل کند و در عین حال از سوءاستفاده ها و تهدیدهای امنیتی جلوگیری کند. این امر نه تنها به بهبود کیفیت گزارشگری مالی کمک خواهد کرد، بلکه به توسعه دانش و نوآوری در این زمینه نیز می انجامد.
۱۰۸۷.

Extended Producer Responsibility in the Apparel Industry: An Agent-Based Simulation Incorporating Physical and Emotional Product Durability(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Extended Producer Responsibility Supply Chain apparel industry Agent - based Simulation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۷
Objective : This study examines the impacts of Extended Producer Responsibility (EPR) on product life extension and market dynamics. It investigates the relationship between the physical and emotional durability of products in the apparel supply chain, highlighting the importance of the secondary market in prolonging product life and value. By understanding the connections among producers, consumers, and the secondhand market, the study aims to develop a practical approach that helps planners derive optimal synergistic solutions, considering the needs of consumers, ecological considerations, and the economic factors within the apparel market. Methods : The interactions among consumers, producers, and the government are demonstrated through agent-based simulations across five scenarios. The market includes various groups of consumers to represent its heterogeneous nature. The simulation, conducted in NetLogo, models the behavior of both producers and buyers in the context of government intervention. Results : Simulation results indicate that EPR policies, combined with government interventions such as incentives, penalties, and regulations, can effectively promote the management of products at the end of their life cycle. In scenarios that utilized incentives, producers were more likely to buy and sell secondhand products, reducing the production of new items and increasing recycling rates. These results underscore the critical importance of collaboration among the government, the public, and producers to implement EPR policies successfully. Conclusion : Effective implementation of EPR policies requires government market intervention calibration. When the government applies a reward-and-penalty system to enforce EPR, product waste is reduced, and producer profitability surpasses other scenarios.
۱۰۸۸.

Modeling Lean Manufacturing Strategies in the Supply Chain of Natural Stone Industry: A Hybrid Simulation and Multi-Criteria Decision-Making Approach(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Best - Worst Method discrete event simulation lean manufacturing strategies Multi - criteria decision making VIKOR

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۷
Objective : Reducing waste and improving productivity are crucial challenges in today’s competitive manufacturing landscape. Lean production tackles these issues by eliminating activities that do not add value, cutting costs, and enhancing quality. However, the success of lean implementation relies on selecting strategies that align with an organization’s operational context. This study evaluates four fundamental lean strategies under various production conditions: Work-in-Progress (WIP) Inventory Reduction, Batch Size Reduction, Setup Time Reduction, and Multi-skilled Workforces. Methods : A hybrid methodology was utilized, integrating discrete-event simulation (DES) with multi-criteria decision-making (MCDM). Six scenarios were modeled, varying production capacity (low, medium, and high) and work shift schedules (one or two shifts). The Best-Worst Method (BWM) was employed to determine the weights of the evaluation criteria: total cost, available inventory, waiting time, and lead time. The VIKOR method was then used to rank the strategies for each scenario. Results : The results indicate that total cost (weight = 0.54) is the most critical evaluation criterion, followed by available inventory (0.27), waiting time (0.11), and lead time (0.08). Both simulation and VIKOR analyses demonstrated a contextual pattern: reducing setup time was more effective than other strategies in low-capacity environments. In contrast, reducing batch size consistently ranked highest in medium and high-capacity environments, regardless of the shift schedule. Conclusion : The findings highlight that lean strategies' effectiveness depends on the context. Reducing setup time is most beneficial for resource-limited systems, while reducing batch size offers greater advantages in high-output environments. The hybrid simulation-MCDM framework created in this study is a structured and objective tool for managers, allowing them to choose lean strategies aligned with their specific operational conditions. This, in turn, enhances supply chain performance and fosters long-term competitiveness.
۱۰۸۹.

فراترکیب شناسایی عوامل و الزامات توسعه صندوق های سرمایه گذاری املاک و مستغلات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: صندوق سرمایه گذاری املاک و مستغلات فراترکیب سرمایه گذاری جایگزین املاک و مستغلات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۵
اهداف: هدف از این پژوهشْ شناسایی، استخراج و طبقه بندی عوامل و الزامات مؤثر بر توسعه صندوق های سرمایه گذاری املاک و مستغلات با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب است.روش: با جست وجو در پایگاه های عملی معتبر، 1869 مطالعه مرتبط در بازه زمانی 23 سال (2000 تا 2023) بررسی شد و پس از اعمال فیلترهای مختلف، 91 مطالعه که ازنظر عنوان، چکیده و محتوا بیشترین ارتباط را با موضوع پژوهش داشت، برای تجزیه وتحلیل نهایی استفاده شد. درنهایت، عوامل و الزامات توسعه صندوق های سرمایه گذاری املاک و مستغلات در قالب 4 مضمون فراگیر و 12 مضمون سازمان دهنده طبقه بندی شد.نتایج: نتایج پژوهش بیانگر این است که عوامل و الزامات توسعه صندوق های سرمایه گذاری املاک و مستغلات را می توان براساس چهار مقوله کلی (عملکردی، نظارتی و حمایتی، زیرساختی و ساختاری و حاکمیتی) تحلیل کرد. از منظر عملکردی، توجه به شاخص ها و مباحث مالی و اقتصادی، توجه به عوامل فرایندی و عملیاتی، توجه به اصول و مبانی سرمایه گذاری و مدیریت ریسک بررسی می شود. از منظر نظارتی و حمایتی، عوامل مرتبط با قانون گذاری، سیاست گذاری و اصول نظارتی مطرح می شود. از منظر زیرساختی، دو بعد فرهنگ سازی و آموزشی و نیز نوآوری و فناوری تحلیل می شود. از منظر ساختاری و حاکمیتی، عوامل ناظر بر مدیران، سرمایه گذاران و نیز حاکمیت شرکتی صندوق های سرمایه گذاری املاک و مستغلات شناسایی می شود.نوآوری: باتوجه به اینکه در پژوهش حاضر از رویکرد فراترکیب استفاده شده است، نوآوری آن در بررسی کلیه مطالعات داخلی و خارجی در این زمینه بوده و اطمینان می دهد، ابعاد موضوع را به صورت جامع و همه جانبه، شناسایی و دسته بندی کرده است.
۱۰۹۰.

رتبه بندی تفسیری و توسعه اثربخش مکانیزم های افشا برمبنایِ ویژگی های شخصیتی مدیران مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مکانیزم های افشا ویژگی های شخصیتی مدیران بازار سرمایه ماتریس رتبه بندی تفسیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۶
یکی از پایه های اساسی موفقیت شرکت ها داشتن مدیران شایسته و کارآمد می باشد، شایستگی مدیران بیش از آنکه تابع معلومات و مهارت هایشان باشد، به نوع رفتار، ویژگی های شخصیتی و نگرش آنان وابسته است. افشا داوطلبانه ایجادِ شفافیت های اطلاعاتی برای سرمایه گذاران جهتِ اتخاذِ تصمیم گیری های مالی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی را در بر داشته است. هدف این پژوهش توسعه اثربخش افشا داوطلبانه برمبنایِ ریسک های سرمایه گذاران شرکت های بازار سرمایه ایران می باشد. در این پژوهش به منظور شناسایی مولفه ها (ابعادِ افشا) و گزاره های پژوهش (مضامین ویژگی های شخصیتی مدیران مالی) از تحلیل فراترکیب و با مشارکت ۱۵ نفر از خبرگان رشته حسابداری در سطح دانشگاهی استفاده شد. در بخش کمی مولفه ها و گزاره های شناسایی شده در قالب پرسشنامه های ماتریسی توسط ۲۰ نفر از مدیران مالی شرکت های بازار سرمایه مورد ارزیابی رتبه بندی تفسیری (IRP) قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد، گزاره ی مسئولیت پذیری و خودکنترلی به عنوان تاثیرگذارترین مضامین که باعث تقویتِ تمرکز بر مکانیزم های قانونیِ به عنوان مولفه ی پارادایم افشا می شود. این نتیجه نشان می دهد تحتِ وجودِ مسئولیت پذیری و خودکنترلی مدیران شرکت ها، اهمیتِ وجودِ مکانیزم های قانونی در افشا می تواند به افزایشِ شفافیت های اطلاعاتی جهت حفاظت از منافع سرمایه گذارانِ منجر شود.
۱۰۹۱.

تأثیر عملکرد شرکت بر رابطه بین مدیریت سود و کارایی سرمایه گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عملکرد شرکت مدیریت سود کارایی سرمایه گذاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۶
گزارش های مالی مهم ترین منبع اطلاعاتی جهت ارزیابی عملکرد مالی شرکت ها هستند به طوری که ذینفعان با توجه به آن ها اطلاعات لازم جهت تصمیم گیری را بدست می آورند. مدیران به عنوان تهیه کنندگان گزارش های مالی، از روش هایی برای گزارشگری استفاده می کنند که علاوه بر اینکه در چهارچوب اصول پذیرفته شده حسابداری باشند، منافع آن ها را نیز تأمین کند. به مقوله دستکاری سود مدیریت سود گفته می شود. در همین راستا، مطالعه حاضر به تحلیل تأثیر عملکرد شرکت بر رابطه بین مدیریت سود و کارایی سرمایه گذاری می پردازد. بدین منظور؛ اطلاعات 110 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال های 1392 الی 1401 استخراج و متغیرهای پژوهش با استفاده از آزمون های آماری محاسبه شده اند. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی، طرح آن از نوع تجربی و رویکرد آن پس رویدادی است. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از رگرسیون خطی چندمتغیره و جهت بررسی و آزمون فرضیه ها از روش های آماری استفاده شده است. بدین منظور سه فرضیه تدوین و آزمون شده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که مدیریت سود بر کارایی سرمایه گذاری تأثیر منفی و معناداری دارد، عملکرد شرکت بر کارایی سرمایه گذاری تأثیر ندارد و عملکرد شرکت بر رابطه بین مدیریت سود و کارایی سرمایه گذاری تأثیر منفی و معناداری دارد.
۱۰۹۲.

نقش اشتیاق شغلی بر رابطه اخلاق حرفه ای حسابرسان با عملکرد شغلی و اشتراک گذاری دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اشتیاق شغلی اخلاق حرفه ای حسابرسان عملکرد شغلی اشتراک گذاری دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۷
با توجه به اینکه اخلاق حرفه ای و جو اخلاقی می توانند بر کیفیت برآیندهای سازمانی اثرگذار باشند، هدف از پژوهش حاضر بررسی تاثیر اخلاق حرفه ای بر عملکرد شغلی و تمایل به اشتراک گذاری دانش حسابرسان با نقش تعدیلی اشتیاق شغلی است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه حسابرسان(حسابداران رسمی)، به تعداد 3152 نفر بود. تعداد 347 نفر به عنوان نمونه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای برای جمع آوری داده ها انتخاب شدند. برای سنجش اشتیاق شغلی کارکنان ازپرسشنامه استاندارد اسچافل و باکر (2006)، پرسشنامه اخلاق حرفه ای عزیزی (1389)، اشتراک دانش از پرسشنامه هوی و همکاران (2010) و عملکرد شغلی بر اساس عملکرد وظیفه ای بیرنه و همکاران(2005) و عملکرد زمینه ای کونوی(1999) استفاده شد. روش تحلیل داده ها، تحلیل آماری معادلات ساختاری می باشد. نتایج نشان داد، اخلاق حرفه ای حسابرسان بر عملکرد شغلی و اشتراک گذاری دانش تاثیر مثبت و معناداری دارد. رعایت اصول اخلاق حرفه ای بر عملکرد حسابرسان تاثیر بسزایی دارد. همچنین حسابرسان با تجربه و کارآمد، از لحاظ عملکردی، توانایی تحلیل، شناسایی و کشف تقلب، نس بت ب ه حسابرسانی که تازه وارد عرصه حسابرسی شده اند، برتری دارند. پایبندی به اصول اخلاقی منجر به نگرش مثبت حسابرسان نسبت به انتقال دانش و تجربه به دیگر حسابرسان شده و در رشد حرفه نقش بسزایی دارد. براساس یافته های پژوهش، اشتیاق شغلی تاثیر اخلاق حرفه ای بر عملکرد شغلی حسابرسان را تقویت می کند ولی بر رابطه اخلاق حرفه ای با تمایل به اشتراک گذاری دانش حسابرسان تاثیری ندارد.
۱۰۹۳.

ارزیابی عوامل موثر بر کیفیت فضای معماری داخلی در راستای بهبود تاب آوری فضا با هدف ارتقاء بهره وری منابع انسانی بر پایه نظریه سلسله مراتبی نیازهای مازلو(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معماری داخلی کیفیت فضا تاب آوری بهره وری منابع انسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۲
هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین کیفیت معماری فضای داخلی محل کار کارکنان سازمانها با تاب آوری فضایی و تأثیر آن بر بهره وری کارکنان است. این پژوهش از منظر هدف، اکتشافی، به لحاظ استفاده کاربردی و از نظر فنون گردآوری داده ها، کیفی است. در این پژوهش از شیوه مطالعه اسنادی، انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته و تشکیل گروه متمرکز خبرگان حوزه های مرتبط به منظور گرد آوری داده ها و اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش شامل خبرگان گرایش های مختلف از سه رشته معماری، روانشناسی و مدیریت به تعداد 12 نفر بوده است. در این مطالعه از روش تحلیل محتوای کیفی برای تحلیل داده ها بهره گیری شده است برای دستیابی به نتایج نهایی، یافته های حاصل از تحلیل محتوای نظرات گروه متمرکز از یک سو با پژوهش های پیشین در حوزه تاب آوری، کیفیت فضا و از سوی دیگر با آرای "آبراهام مازلو" مربوط به سلسله مراتب نیازها منطبق گردیده است. در پژوهش حاضر، نقش محوری بهره وری کارکنان به عنوان متغیر تأثیرپذیر در اتصال همه مؤلفه ها در نظر گرفته شده است. نتایج حاصل از پژوهش به یک مدل منتهی شده که محورهای اصلی آن (عوامل زیستی و روانی؛ عوامل رضایت مندی و ماندگاری؛ و عوامل اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی) به صورت یک چرخه مثلثی با هم در تعامل قرار می گیرند. با افزایش بهره وری امکان توسعه محور سوم به عنوان اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی حاصل می شود که خروجی این بخش به سمت توسعه کیفیت فضا و استمرار جریان منجر می شود.
۱۰۹۴.

عوامل علی اتخاذ استراتژی های غیربازار در سطح بنگاه و نهادی: یافته های مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استراتژی غیربازار دیدگاه نهادمحور استراتژی شکست بازار شکست دولت مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۷
هدف: همان گونه که این روزها مشاهده می کنیم، شرکت ها به طور فزاینده ای در حال پذیرش مسئولیت اجتماعی شرکت (CSR) و فعالیت سیاسی شرکت (CPA) هستند. مشاهده می شود که برخی از شرکت ها، یک واحد مستقل با عنوان واحد سیاسی، مسئولیت اجتماعی یا غیربازار ایجاد کرده اند. با این حال، تأثیر اقدامات غیربازار بر عملکرد شرکت، در ادبیات پیشینه همواره مثبت گزارش نشده است. وقتی به دنبال روشی برای تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت غیربازار در ادبیات پیشینه می گردیم، مشاهده می کنیم که هیچ روشی برای تمایز فعالیت غیربازار استراتژیک، از فعالیت غیربازار صرف پیشنهاد نشده است؛ حتی بدتر اینکه در این ادبیات پیشینه، معلوم نیست که چه عواملی به اتخاذ استراتژی های غیربازار منجر می شوند. عطف به این حقایق، پژوهش حاضر به دنبال شناسایی عواملی است که به اتخاذ استراتژی غیربازار توسط بنگاه ها منجر می شوند تا با اهرم سازی آن، الگویی برای تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت های غیربازار ارائه کند. روش: این پژوهش یک مرور نظام مند با رویکرد پیکره بندی است. در این پژوهش به دنبال آنیم تا یک پیکره بندی جدید از دانش موجود، برای درک مسائلی ارائه کنیم که به اتخاذ استراتژی غیربازار منجر می شوند. این کار با شناسایی سرنخ ها از مطالعات پیشین و ترکیب آن ها در یک کل منسجم انجام می شود. در واقع یک تحقیق کارآگاهی انجام داده ایم. روش پژوهش بدین صورت است که ابتدا، ۱۰۱ مقاله در ادبیات پیشینه گسترده، چندبُعدی و نابالغ غیربازاری انتخاب شد که سرنخ های مرتبطی با مسئله پژوهشی تولید می کردند. سپس با اهرم سازی منطق پس کاوی/ استفهامی، سرنخ ها استخراج شدند. روش استخراج کدهای مرتبط با مسائل سطح بنگاه و نهادی، تحلیل محتوای کیفی است که از تحلیل تماتیک بهره می برد. تحلیل تماتیک با انجام کدگذاری باز بر محتوای مقاله ها آغاز می شود و با شناسایی و معرفی تم های گسترده تر و فراتم برای مجموعه ای از تم های مرتبط پایان می یابد. یافته ها: یافته های اصلی این پژوهش، ارائه یک مقوله بندی از مسائل سطح بنگاه و نهادی است که به طور بالقوه، به تدوین استراتژی غیربازار منجر می شوند. تم های محوری مسائل سطح بنگاهی که به اتخاذ استراتژی غیربازار منجر می شوند، عبارت اند از: ضعف رقابت پذیری، مکمل سازی مزیت رقابتی، مزیت رقابتی ملی، مدیریت ریسک نهادی، مدیریت ذی نفعان بیرونی (مشروعیت)، مأموریت و ارزش های سازمانی و مسئله عاملیت. فراتم این تم ها «هزینه های نهادی مبادله» است. به طور مشابه، تم های محوری مسائل سطح نهادی که به اتخاذ استراتژی غیربازار منجر می شوند، عبارت اند از: جست وجوی رانت، شکست بازار، شکست دولت، ریسک سیاسی و اخلاق. فراتم این تم ها «مدیریت بافت نهادی» است. نتیجه گیری: این پژوهش بر مبنای یافته های آن، چیرگی تئوری های نهادی جامعه شناختی در گفتمان نهادی غیربازار را نقد و بر لزوم محوریت تئوری های نهادی اقتصادی در این گفتمان تأکید می کند. همچنین این پژوهش با اهرم سازی فراتم «هزینه های نهادی مبادله»، به گونه شناسی و تشریح هزینه های مبادله اقدام می کند. در ادامه و با اهرم سازی این گونه شناسی، الگویی برای استراتژی یکپارچه بازار و غیربازار در سطح جهت گیری های کلان بنگاه پیشنهاد می کند. این الگو می تواند در تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت غیربازار نیز مبنا قرار داده شود؛ به این معنا پژوهش حاضر، هم از منظر شناسایی عوامل علّی اتخاذ استراتژی غیربازار در سطح بنگاه و نهادی و هم از منظر خلق مبنایی برای تبیین جهت گیری استراتژیک فعالیت غیربازار در قالب استراتژی یکپارچه، گفتمان علمی غیربازار را توسعه می دهد.
۱۰۹۵.

شناسایی مؤلفه های کلیدی حکمرانی چندسطحی در سازمان های پیچیده با استفاده از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حکمرانی چندسطحی سازمان های پیچیده تحلیل محتوا فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۸۵
هدف: سازمان ها در دنیای پیچیده امروز با چالش هایی همچون عدم شفافیت، تعارض منافع و تغییرات سریع محیطی مواجهند. این چالش ها، به مدل حکمرانی سازگار و مؤثری نیاز دارند که بتواند به بهبود تصمیم گیری کمک کند. مدل های حکمرانی موجود، اغلب به سطوح یا جنبه های خاصی می پردازند و نمی توانند وضوح کافی برای مدیریت جامع و یکپارچه فراهم کنند. ایجاد یک مدل حکمرانی چندسطحی، می تواند به شفاف تر شدن فرایندهای تصمیم گیری، بهبود ارتباطات و ارتقای همکاری بین سطوح مختلف کمک کند. نگرانی هایی در خصوص پیاده سازی حکمرانی چندسطحی در سازمان های پیچیده وجود دارد؛ اما به رغم این دغدغه ها، تاکنون رویکرد و مدل جامع و کارآمدی در این حوزه ارائه نشده است. عمده مطالعات انجام شده، بر یک مدل نسبتاً ساده تأکید دارند که در آن، دولت از طریق نهادهای خود، حکمرانی را برای جامعه فراهم می کند. هدف از پژوهش حاضر، شناسایی مؤلفه های حکمرانی چندسطحی در سازمان های پیچیده است. روش: این پژوهش به منزله یک مطالعه توسعه ای با بهره گیری از روش های اسنادی، تحلیل محتوا و فراترکیب انجام شد. روش گردآوری داده ها با استفاده از رویکردهای اسنادی و تحلیل محتوا، به منظور تبیین مؤلفه های کلیدی حکمرانی چندسطحی در سازمان های پیچیده است. در بخش روش شناسی اسنادی، یادداشت برداری از منابع تحقیقاتی مرتبط با موضوع حکمرانی چندسطحی انجام شد. در تحلیل محتوا، آثار و مطالعات موجود در این حوزه، بررسی و با نظرهای محققان سازمان دهی شد. در ادامه، با استفاده از روش فراترکیب که نوعی تحلیل کیفی است، ۳۶۱ مقاله مرتبط با حکمرانی چندسطحی بررسی و از بین آن ها، ۶۷ منبع (۵۴ مقاله به زبان انگلیسی و ۱۳ مقاله به زبان فارسی) برای تحلیل نهایی انتخاب شد. برای استخراج مفاهیم و مؤلفه های کلیدی حکمرانی چندسطحی، از الگوی هفت مرحله ای سنتی فرا تحلیل توسط سندلوسکی و باروسو استفاده شد که مراحل آن عبارت اند از: ۱. تنظیم سؤال تحقیق؛ ۲. بررسی نظام مند متون؛ ۳. جست وجو و دسترسی به منابع؛ ۴. استخراج اطلاعات از منابع؛ ۵. تجزیه، تحلیل و ترکیب یافته ها؛ ۶. کنترل کیفیت؛ ۷. ارائه یافته ها. در گام دوم انجام پژوهش، برای تبیین ضریب اهمیت مؤلفه های احصا شده، از آنتروپی شانون استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، مؤلفه های کلیدی شناسایی شده حکمرانی چندسطحی در سازمان های پیچیده، عبارت اند از: ابعاد پیچیدگی موضوعی، سیاستی و ساختاری، پویایی رشد و محیطی، توافق ذی نفعان، ظرفیت سیاست گذاری و اصلاح استراتژی های کلان. در این میان، مؤلفه های پویایی رشد و محیطی و ظرفیت سیاست گذاری، بر حکمرانی چندسطحی بیشترین تأثیر را داشته اند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج تحقیق، پیشنهاد می شود که سیاست گذاران با برنامه ریزی دقیق، ساختارها و فرایندها را بازمهندسی کنند. این امر باید از طریق ایجاد بستر مناسب، دستیابی به اجماع بین بازیگران مختلف، ارتقای هماهنگی بین ذی نفعان و ارزیابی مستمر فعالیت های اولویت دار انجام شود. همچنین، ارزیابی های رسمی و سازمانی برای سنجش میزان تحقق حکمرانی چندسطحی و تقویت نقش رهبری ضروری است.
۱۰۹۶.

A Mathematical Model for Reviewer Assignment Problem: Balancing Maximum Coverage, Fairness, and Expertise Matching(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: reviewer assignment maximum coverage Fairness expertise matching

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۷۲
Objective : This study tackles the reviewer assignment problem by proposing a model that optimizes reviewer-proposal matching based on thematic coverage, fairness, and expertise, while considering workload balance and team size constraints. The model incorporates practical constraints such as limits on the number of proposals each reviewer can handle and team composition requirements. This approach is especially relevant to institutions like academic conferences, journals, and funding organizations, aiming to enhance the integrity and efficiency of the review process. Methods : This study is classified as descriptive research with a practical orientation and relies on data collection through applied methods. The approach is grounded in mathematical modeling. Initially, the selected articles are grouped into clusters. Reviewers are then assigned to these clusters using a multi-objective binary integer programming model that incorporates all relevant criteria and constraints. To implement this model, 150 articles were selected through purposive sampling. The model was optimized using Python, employing both the branch-and-bound algorithm and a genetic metaheuristic algorithm to maximize the degree of reviewer-proposal matching within the proposed framework.  Results : The proposed model demonstrates strong practical relevance by closely reflecting real-world reviewer assignment challenges. By simultaneously optimizing thematic coverage, evaluation fairness, and reviewer expertise, the model captures the complexity of actual allocation scenarios. To validate its effectiveness, the model was solved using both the branch-and-bound algorithm and a genetic algorithm. The branch-and-bound method yielded an objective value of 177.349 in approximately one hour, while the genetic algorithm reached 120.35 in just seven minutes. Although branch-and-bound guarantees optimality, its longer runtime makes it less practical for larger datasets. Given the similarity of results, the genetic approach is a reliable and scalable alternative. Conclusion : This study introduces a new allocation strategy and mathematical model for reviewer assignment, addressing often-overlooked factors such as reviewer expertise, grouping, and conflicts of interest. By integrating these elements, the proposed model better reflects real-world conditions. Future work is encouraged to expand on these findings with new frameworks and methods.
۱۰۹۷.

A Hybrid Approach to Feature Extraction and Information Gain-Based Reduction for Image Classification(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Image classification Feature extraction feature reduction information gain UCI ge-netic algorithm

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۷۷
Image classification is a significant process in the field of computer science. It has applications in every field, such as spam detection in emails, medical diagnosis, image recognition, sentiment analysis, object detection, weather forecasting, pattern recognition, and security. Image classification deals with the grouping of images based on labels or characteristics. Feature extraction, feature selection, feature reduction, and classification are the main steps used to classify images. A medicinal and non-medicinal flowers data set is prepared by clicking images for the study. Methodology is used to achieve satisfactory classification results on the seeds, Wisconsin Diagnostic Breast Cancer, Heart Failure Clinical Records, and Wisconsin Prognostic Breast Cancer data sets, which are taken from the University of California, Irvine (UCI) repository. The proposed methodology suggests an efficient feature extraction and selection approach for data sets under consideration. An information gain-based genetic algorithm is used for feature reduction. It is performed on the extracted features to retrieve an optimized feature set. Fitness of the features is evaluated to choose the most relevant features. A neural network is used to classify the obtained feature subset. Better classification results are attained with the help of feature extraction and feature reduction.
۱۰۹۸.

طراحی چارچوب رهبری عصب پایه ذهن آگاه برای توانمندسازی تاب آوری کسب وکارهای کوچک و متوسط در محیط های پر تلاطم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رهبری ذهن آگاه تطبیقی خودشناسی سازمانی الگوپردازی مدیریتی آگاهانه تفکر سیستمی کل نگر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۹۳
در پژوهش حاضر، غایت اصلی معطوف به طراحی چارچوب رهبری عصب پایه ذهن آگاه برای توانمندسازی تاب آوری کسب وکارهای کوچک و متوسط در محیط های پرتلاطم بوده است؛ الگویی که بتواند از رهگذر ارتقای ظرفیت های شناختی، هیجانی و راهبردی مدیران و رهبران، موجبات شکوفایی پایدار این دسته از کسب وکارها را در بسترهای متلاطم اقتصادی و اجتماعی فراهم آورد. این مطالعه به لحاظ هدف شناسی، در زمره تحقیقات کاربردی طبقه بندی می گردد؛ زیرا ضمن برخورداری از ارزش های معرفت شناختی و غنای نظری، قابلیت انطباق عملی در سطح سازمان های راهبردی، نهادهای تسهیل گر و سیاست گذار را نیز داراست. از حیث روش شناسی نیز، با توجه به چندوجهی بودن مسئله و پیچیدگی ابعاد مفهومی آن، رویکرد آمیخته (ترکیبی از روش های کیفی و کمی) برگزیده شده است تا هم عمق مفهومی و هم اعتبار تجربی یافته ها تضمین گردد. یافته های حاصل از گردآوری و تحلیل داده ها، حکایت از آن دارد که مدل رهبری ذهن آگاه پیشنهادی، از پنج مؤلفه بنیادین شکل گرفته است که هر یک دربردارنده لایه هایی از توانمندسازی روان شناختی، مدیریتی و راهبردی می باشند. نخست، مؤلفه خودشناسی است که شامل ابعادی همچون هوش هیجانی، شفاف سازی ارزش های فردی، و توسعه ذهنیت رشد می باشد؛ مؤلفه ای که به مثابه شالوده بنیادین رهبری ذهن آگاه، نقش کلیدی در انسجام درونی و پایایی رفتاری رهبران ایفا می کند. دوم، مفهوم همدردی به عنوان تجلی گاه تعهد اجتماعی و التزام اخلاقی رهبران، از طریق مهارت گوش دادن فعال، تدوین مأموریت سازمانی معنادار و ارائه پاسخ های دلسوزانه به نیازهای ذی نفعان، تبیین شده است. سوم، مؤلفه هدف گذاری مطرح می گردد که با تمرکز بر ترسیم چشم انداز روشن، تبیین ارزش های اصلی سازمان و طراحی نقشه راه استراتژیک، بستر هدایت هوشمندانه سازمان را فراهم می سازد. چهارم، مؤلفه تطبیق پذیری به عنوان بازوی دینامیک مدل، با تکیه بر انعطاف پذیری شناختی و رفتاری، اشتیاق به آزمون گری، و توانایی یادگیری از ناکامی ها، امکان واکنش فعالانه به تحولات محیطی را مهیا می کند. در نهایت، مؤلفه تفکر سیستمی با رویکردی کل نگر، از طریق فهم روابط متقابل میان عناصر سازمانی، بهره گیری از حلقه های بازخورد و تدوین راهبردهای عملیاتی چندلایه، مدل را به سطحی از انسجام و کارآمدی ساختاری ارتقاء می دهد.در مجموع، مدل ارائه شده واجد انسجام مفهومی، تعادل ساختاری و قابلیت انطباق در محیط های پیچیده و پویای کسب وکارهای کوچک و متوسط است و می تواند به مثابه چارچوبی کارآمد برای توانمندسازی رهبری در سطوح خرد و کلان ایفای نقش نماید.
۱۰۹۹.

طراحی منشور اخلاقی کانون های ارزیابی شایستگی ها

کلیدواژه‌ها: منشور اخلاقی کانون های ارزیابی ملاحظه های اخلاقی کانون های ارزیابی چالش های کانون های ارزیابی سرمایه انسانی کانون ارزیابی شایستگی ها شایسته سالاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۰
زمینه و هدف: شایسته سالاری از اهداف اساسی مدیریت منابع انسانی به شمار می رود و دستیابی به آن، مستلزم بهره گیری از ابزارهای معتبر و اثربخش ارزیابی سرمایه انسانی است. در این میان، کانون های ارزیابی به منزله یکی از روش های معتبر و علمی برای ارزیابی شایستگی ها، به ویژه در بخش دولتی، به طور فزاینده ای در کانون توجه خط مشی گذاران و متخصصان منابع انسانی قرار گرفته اند. با این حال، گسترش کاربرد این کانون ها، بدون توجه کافی به ملاحظه های اخلاقی، به بروز چالش هایی در صحت، بی طرفی و اعتبار نتایج آن ها منجر شده است. هدف از این پژوهش، طراحی منشور اخلاقی کانون های ارزیابی است. نهادینه سازی این منشور اخلاقی، به ارتقای سلامت فراگردهای کانون های ارزیابی کمک می کند و افزایش اعتماد ذی نفعان، بهبود تصمیم های مدیریتی و در نهایت، تحقق شایسته سالاری را به همراه دارد. روش: در این پژوهش، با استفاده از مرور ادبیات موجود، محورهای اولیه منشور اخلاقی کانون های ارزیابی شناسایی و سپس با روش دلفی اصلاح و تأیید شدند. در نهایت، منشور اخلاقی کانون های ارزیابی شایستگی ها بر اساس آن محورها تهیه شد. یافته ها: محورهای منشور اخلاقی کانون ارزیابی عبارت اند از: رعایت احترام، کرامت انسانی و حقوق ارزیابی شوندگان و ارزیان؛ اطلاع رسانی کامل، شفاف، به موقع، دقیق و کتبی؛ رعایت محرمانگی اطلاعات، امانت داری و حفظ حریم شخصی ارزیابی شوندگان؛ طراحی، اعتبارسنجی، اجرا و مستندسازی فراگرد کانون؛ پایبندی به اصول دقت، عدالت گرایی، حقیقت گرایی و شایسته سالاری؛ شفاف سازی و حذف زمینه های تعارض منافع؛ رعایت خط مشی ها، قوانین، دستورالعمل ها و اصول حرفه ای؛ به کارگیری ارزیابان متخصص، آموزش دیده و پایبند به اصول اخلاقی؛ استفاده از ابزارهای معتبر، به روز، متنوع، مرتبط و ویژه سازی شده؛ ارائه گزارش های بازخور مناسب، دقیق، جامع؛ پرهیز از قضاوت، تعصب و سوءبرداشت های اخلاقی؛ اجتناب از نگاه درآمدزایی و منفعت طلبی؛ ارتقای خودشناسی و توسعه شایستگی ها؛ حفظ مالکیت معنوی و فکری. متناظر با این محورها، ملاحظه ها و خط مشی های اخلاقی کانون های ارزیابی طراحی شدند. نتیجه گیری: آموزش مستمر کدهای اخلاقی به ارزیابان و مدیران کانون ها، گزینش افراد متعهد به اخلاق حرفه ای، استفاده از فناوری های نوین و کانون های ارزیابی مجازی و طراحی سازوکارهای شفاف گزارش دهی، بازخور و پاسخ گویی، به کاهش خطاهای انسانی، پیشگیری از سوگیری ها، افزایش شفافیت و ارتقای کیفیت تصمیم گیری در کانون های ارزیابی منجر می شود.
۱۱۰۰.

مدیریت تجربه کارکنان: شناسایی مؤلفه ها، چالش ها و راه کارهای اصلاحی (نمونه پژوهی: یکی از مؤسسه های آموزشی تحقیقاتی)

کلیدواژه‌ها: تجربه کارکنان رضایت شغلی مدیریت منابع انسانی فرهنگ سازمانی مؤلفه های کاری دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۶۷
زمینه و هدف: تجربه کارکنان در رشد سازمانی نقش مهمی ایفا می کند. این پژوهش به بررسی تجربه کارکنان در یکی از مؤسسه های آموزشی و تحقیقاتی پرداخت، عوامل مؤثر را شناسایی کرد و با بیان چالش ها، راه کارهای اصلاحی را ارائه داد. روش: این مطالعه از روش آمیخته استفاده کرده است که شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته (کیفی) و تجزیه وتحلیل داده های حاصل از پرسش نامه ها (کمّی) می شود. این پژوهش از نظر هدف توصیفی، از منظر استفاده کاربردی، از نظر رویکرد استقرایی و از منظر زمانی مقطعی است. یافته ها: نتایج نشان داد که چهار مؤلفه مدیریتی، فرهنگی، دانشی و کاری، در تجربه کارکنان نقش اساسی دارد. مدیریت مؤثر، فرهنگ سازمانی مثبت، فرصت های توسعه فردی و شرایط مناسب کاری، سفر کارمند را بهبود می بخشند و باعث افزایش بهره وری و رفاه کارکنان می شوند. نتیجه گیری: این تحقیق با ارائه چارچوبی چندُبعدی برای ارزیابی تجربه کارکنان در محیط های آموزشی و پژوهشی، چالش های خاص این حوزه را بررسی کرد و راه کارهای متناسبی را پیشنهاد داد. تمرکز بر بهبود رضایت و انگیزه کارکنان، پژوهش را به منبعی ارزشمند برای مطالعات آینده و راهبردهای اجرایی تبدیل می کند. ایجاد محیطی دوستانه و حمایتگر که استرس را کاهش دهد و همکاری را تقویت کند، ارتباطات میان مدیران و کارکنان را بهبود می بخشد. ارتقای تعاملات مثبت، مشارکت مدیران و فرصت های رشد حرفه ای، تجربه کارکنان را تقویت می کند و اثربخشی سازمان را افزایش می دهد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان