ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۴۱ تا ۱٬۱۶۰ مورد از کل ۵۷٬۳۰۸ مورد.
۱۱۴۱.

تحلیل سیاست های آموزشی و پژوهشی کشورها با افق های پیش روی آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی سیاست های آموزشی سیاست های پژوهشی دانشگاه فرهنگ سازمانی شایسته

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۰
هدف این پژوهش، تحلیل مبانی راهبردی سیاست های آموزشی و پژوهشی در کشورهای اسکاندیناوی است که  افق امیدبخشی برای ارتقای حکمرانی آموزش عالی در بستر ملی مورد واکاوی قرار گرفته است. این مطالعه با رویکرد تفسیر و تاویل گرایی(تفسیر و تاویل گرایی) و مبتنی بر پنج پرسش اساسی پژوهش است. جامعه آماری با تأکید بر معیار فرهنگی شامل پنج کشور سوئد، دانمارک، فنلاند، نروژ و ایران می باشد. سیاست های آموزشی- پژوهشی در چهار کشور مبتنی بر اجرای طرح بولونیا بر اساس بافتار آن جامعه بوده است. این بررسی پس از مطالعه مقالات این حوزه و نیز تفسیر آراء و اثرگذاری سیاست های آموزشی و پژوهشی صورت پذیرفته است. بررسی مورد نظر در کشور ایران نیز در پاسخ به افق های پیش روی آموزش عالی با توجه به نهادهای علم و فناوری و اسناد مرتبط بر اساس برداشت ضمنی از برنامه های منتخب به انجام رسیده است. نتایج بررسی در کشورهای منتخب نشان داد سه عامل جایگاه اجتماعی، مشروعیت، و وابستگی منابع اهمیت دارد. این عوامل یک دیگر را تقویت کرده و رابطه ای تنگاتنگ میان آنها وجود دارد. جریان افکار در میان کشورهای اسکاندیناوی، تغییرات مشابه سایر نقاط اروپا را در سطح سیاست گذاری رقم زده است. در ایران بیشترین تأثیر در جهت گیری برنامه ها وجود دارد. زیرا سیاستگذاری درون زمینه اتفاق می افتد. لذا ریشه سیاست های آموزشی و پژوهشی کاملاً وابسته به زمینه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. از این رو، به منظور افق های پیش روی آموزش عالی ایران، شبکه سازی فرهنگی، توسعه آگاهی عمومی، پویایی کنشگران و تقویت اجماع نخبگانی کشور پیشنهاد می گردد. 
۱۱۴۲.

شناسایی و تحلیل عوامل پدیدآورنده مهارت انعطاف پذیری شناختی مدیران؛ ارائه نقشه شناختی فازی عوامل پدیدآورنده با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری انعطاف پذیری شناختی مهارت های ادراکی مدیران نقشه نگاشت فازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۶۰
یگانه امر ثابت دنیای امروز ما تغییر است، به نحوی که تغییر و تحول به عنصر ثابتی از معادلات امروز بدل شده است. تغییر و تحول موجب بروز محرک های جدید در دنیای کسب وکار شده و مهارت های انعطاف پذیری را به یک ضرورت مهم تبدیل کرده است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف شناخت و فهم پدیده انعطاف پذیری شناختی مدیران و ارائه نقشه نگاشت فازی عوامل پدیدآورنده با روش FCM انجام پذیرفت. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از حیث روش گردآوری داده ها از نوع پیمایشی و اکتشافی است که دارای فلسفه پژوهشی قیاسی استقرایی می باشد. جامعه آماری پژوهش، خبرگان مشتمل بر روانشناسان صنعتی و سازمانی به همراه مدیران شرکت های دانش بنیان هستند که اعضای نمونه بااستفاده از روش نمونه گیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی مصاحبه و در بخش کمی پرسشنامه است که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب بااستفاده از روایی محتوایی و پایایی درون کدگذار میان کدگذار برای مصاحبه و روایی محتوایی و پایایی بازآزمون برای پرسشنامه مورد تحلیل قرار گرفته است. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری و در بخش کمی از روش نقشه نگاشت فازی FCM بهره گرفته شده است.
۱۱۴۳.

شناسایی و اولویت بندی ابعاد سیاستگذاری نمایشی در صنعت بانکداری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سیاستگذاری سیاستگذاری نمایشی صنعت بانکداری بانک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۶۲
هدف از انجام این مطالعه طراحی الگوی سیاستگذاری نمایشی در صنعت بانکداری بوده است. روش پژوهش حاضر بر اساس رویکرد آمیخته و به صورت کیفی و کمی در پارادایم قیاسی-استقرایی است. جامعه کیفی در پژوهش حاضر را کلیه اساتید دانشگاهی در حوزه مدیریت دولتی، مدیریت بانکداری، مدیریت استراتژیک به همراه اعضای هیئت مدیره و مدیران عامل بانکهای کشور تشکیل دادند که تعداد مشارکت کنندگان در این مطالعه 18 نفر بوده اند. جامعه آماری کمی این مطالعه را اعضای هیئت مدیره و مدیران ارشد بانکهای کشور تشکیل دادند. تعداد 45 نفر از جامعه آماری به عنوان نمونه پژوهش تعیین شدند. یافته های حاصل از انجام این مطالعه نشان داد که فرهنگ سازمانی، ویژگی های شخصیتی مدیران، اقتضائات محیطی، سیاست زدگی، هوش عاطفی، سبک مدیریت تظاهرگرایانه، سوداگری، عدم مطالبه گری، جهت دهی هدفمند افکار عمومی، عملکرد ویترینی، شرایط سازمانی و جو سازمانی به عنوان ابعاد اصلی سیاستگذاری نمایشی در صنعت بانکداری مطرح هستند. اولویت بندی ابعاد شناسایی شده نشان داد که به ترتیب ویژگی های شخصیتی مدیران، جهت دهی هدفمند افکار عمومی، سوداگری، فرهنگ سازمانی، اقتضائات محیطی، جو سازمانی، هوش عاطفی، عملکرد ویترینی، شرایط سازمانی، عدم مطالبه گری، سبک مدیریت تظاهرگرایانه و سیاست زدگی به عنوان مهمترین ابعاد سیاستگذاری نمایشی مطرح می باشند.
۱۱۴۴.

بررسی و ارزیابی پذیرش فناوری هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی فناوری حسابداری مدیریت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۶
این پژوهش با هدف بررسی و ارزیابی پذیرش فناوری هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت صورت گرفته است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ای (پیوست آخر فایل) با طیف لیکرت پنج گزینه ای استفاده گردید. ابتدا پرسشنامه از دیدگاه خبرگان امر از نظر روایی محتوا تایید شد. سپس روایی سازه با استفاده از فن تحلیل عاملی تاییدی نیز انجام شد. مقدار AVE تمامی متغیرها نیز بالای 5/0 بوده و روایی همگرا تایید شد. برای سنجش پایایی نیز ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب محاسبه گردید. ضریب آلفای کرونباخ و مقدار CR تمامی متغیرها نیز بالای 7/0 بدست آمده است. بنابراین پایایی پرسشنامه مطلوب ارزیابی گردیده است. جامعه آماری این حسابداران دارای سابقه بیش از 5 سال می باشد که به دلیل جامعه نامحدود نمونه نهایی با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر بدست آمد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از فن حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart Pls استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان داد سطح آمادگی از فناوری های هوش مصنوعی بر حرفه حسابداری اثرگذار است. سطح پذیرش استفاده از فناوری های هوش مصنوعی بر حرفه حسابداری اثرگذار است.
۱۱۴۵.

نقش توانایی سیاست مالی بر نابرابری درآمد

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: سیاست مالی درآمد نابرابری درآمد رشد اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۰
وقتی تعادل عمومی در اقتصاد به واسطه رکود یا تقاضای مازاد بر هم بخورد، دولت برای برقراری دوباره تعادل در اقتصاد و کاهش رکود و تقاضا می تواند به اجرای سیاست مالی بپردازد. با ایجاد رکود، تولید کاهش می یابد و اگر تقاضای مازاد وجود داشته باشد، در جامعه تورم ایجاد می شود. در صورتی که دولت بخواهد اقدامی در این خصوص انجام دهد، می تواند به اجرای سیاست مالی بپردازد تا در بازار کالا و خدمات دخالت کند. سیاست مالی مستقیما از طریق دولت بر فضای اقتصادی کشور اعمال می شود. هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی توانایی سیاست مالی نابرابری درآمد می باشد. پژوهش حاضر در نیمه اول سال 1404 صورت گرفته و از نوع توصیفی تحلیلی است و پس از بررسی مفاهیم با ارائه نتایج به پیشنهادات کاربردی پرداخته شده است. روش پژوهش، توصیفی و روش گردآوری اطلاعات آن، کتابخانه ای است. بدین صورت که از منابع کتابخانه ای نظیر: کتاب، مقاله، منابع خارجی و... و آموخته های محقق استفاده شده است. از نتایج پژوهش چنین برمی آید که سیاست مالی و استفاده بهینه آن، بر نابرابری درآمد تاثیر مستقیم دارد که در راستای پژوهش، ضمن بررسی آن، سؤالات پژوهش تحلیل شده و نتایج تحلیل بیانگر این بود که با آگاهی پیدا کردن نسبت به عوامل و جنبه های سیاست مالی، می توان آن را تا حدی بهبود و از بروز نابرابری درآمد در سازمان جلوگیری کرد.
۱۱۴۶.

تأثیر حسابرسی داخلی الکترونیک مبتنی بر حاکمیت فناوری اطلاعات در کاهش ریسک های حسابرسی در سازمان های بخش عمومی

کلیدواژه‌ها: حسابرسی داخلی الکترونیک ریسک حسابرسی الکترونیک حاکمیت فناوری اطلاعات بخش عمومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۱
هدف اصلی این پژوهش بررسی تأثیر حسابرسی داخلی الکترونیکی با تأکید بر حاکمیت فناوری اطلاعات و تأثیر آن بر کاهش ریسک های حسابرسی (مورد مطالعه: شهرداری های استان البرز) می باشد. روش این پژوهش از نوع کمی بوده و داده ها با استفاده از رویکرد میدانی، از طریق پرسشنامه جمع آوری شده است. همچنین پایایی آن طبق آزمون آلفا کرونباخ مورد سنجش قرار گرفته و معتبر شناخته شد. پرسشنامه ها در 17 شهرداری استان البرز در سال ۱۴۰۳ توزیع شده و 106 پرسشنامه معتبر دریافت شد. جامعه آماری این پژوهش شامل کارکنان با عناوین شغلی مختلف مانند مدیران و کارشناسان امور مالی و حسابداری، حسابرسان داخلی و مدیران و کارشناسان فناوری اطلاعات می باشد. آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از تحلیل رگرسیون چندمتغیره و نرم افزار ۲۶ SPSS انجام شده است. یافته ها نشان داد که حسابرسی داخلی الکترونیک مبتنی بر حاکمیت فناوری اطلاعات تأثیر معناداری بر کاهش ریسک های حسابرسی دارد. همچنین، متغیرهای ارزیابی انطباق، تضمین کنترل و ارزیابی ریسک به عنوان عوامل مؤثر در این کاهش ریسک ها شناسایی شده اند.
۱۱۴۷.

بررسی اثرات تغییرات اقلیمی، تغییرات آب و هوایی و تجارت بین الملل بر امنیت غذایی در کلان شهر تبریز در سال های ۱۴۰۲- ۱۴۰۳(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تغییرات اقلیمی تغییرات آب و هوایی تجارت بین الملل امنیت غذایی تبریز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
با توجه به رشد سریع جمعیت در قرن حاضر، مسئله ی غذا به یکی از چالش های بسیار مهم و حیاتی تبدیل شده است. بر این اساس، مفهوم امنیت غذایی در جهان مطرح شده است. هدف از نگارش این پژوهش نیز بررسی اثرات تغییرات اقلیمی، تغییرات آب و هوایی و تجارت بین الملل بر امنیت غذایی در کلان شهر تبریز در سال های 1402 و 1403 بود. در این راستا، جامعه آماری، شامل افراد بالای 18 سال شهر تبریز بوده و نمونه آماری، بر اساس نمونه گیری تصادفی ساده، از بین افراد بالای 18 سال، 100 نفر انتخاب شد. ابزار این پژوهش، پرسشنامه ای با 5 درجه لیکرت (از کاملاً موافقم تا کاملاً مخالفم) و 30 سؤال می باشد که توسط محقق ساخته شده است. برای تحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS26 استفاده شده است. این پژوهش، از نوع توصیفی و میدانی بوده و از روش همبستگی پیرسون برای بررسی تغییرات اقلیمی، آب و هوایی و تجارت بین الملل در سال های مورد بررسی بر امنیت غذایی شهر تبریز استفاده شده است تا همبستگی بین آن ها مشخص گردد. تحلیل داده های این پژوهش، نشان می دهد که تغییرات اقلیمی اخیر در منطقه تبریز تأثیرات قابل توجهی بر بهبود امنیت غذایی داشته است. نتایج حاصل از همبستگی پیرسون، تأثیر مثبت و معنادار افزایش دما را بر طولانی تر شدن فصل رشد (با ضریب ۰.۵۲۲) و کاهش خسارات ناشی از سرمازدگی (تا ۳۰ درصد) نشان داد که این عوامل به افزایش ۱۲ درصدی تولید محصولات استراتژیک مانند گندم و جو و بهبود کیفیت محصولات باغی منجر شده است. همچنین، تغییر الگوی بارش ها به سمت باران های سنگین اما کوتاه مدت، ذخیره آب در سدها را افزایش داده و امکان کشت محصولات باارزش را فراهم نموده است. از سوی دیگر، توسعه تجارت بین الملل با ضریب همبستگی ۰.۵۷۸ بیشترین تأثیر را بر امنیت غذایی نشان داد که ناشی از افزایش ۳۵ درصدی واردات غلات و رشد صادرات محصولات باغی بوده است. سیاست گذاری های دولت نیز با اعطای یارانه به نهاده های کشاورزی، توسعه سیستم های آبیاری تحت فشار (با افزایش راندمان آبیاری از ۴۵ به ۶۸ درصد) و حمایت از کشت گلخانه ای (با رشد ۲۵ درصدی تولید سبزیجات)، نقش مکملی در تقویت امنیت غذایی ایفا کرده است. در مجموع، این عوامل باعث بهبود شاخص امنیت غذایی و کاهش قیمت سبد کالاهای اساسی در تبریز شده اند.
۱۱۴۸.

تحلیل سیاست های سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: سیاست گذاری فساد سلامت اداری سازمان بهداشتی و درمانی تحلیل سیاست

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۳
مقدمه: فساد اداری سوءاستفاده از قدرت سازمانی اعطاء شده برای انتفاع شخصی است. قانون و سیاست های ارتقای سلامت اداری با هدف مشروعیت حاکمیت، بهبود کارایی، تحقق اهداف سازمانی و ارتقای رضایت ارباب رجوع در ایران تدوین شد. این پژوهش با هدف تحلیل سیاست های سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی ایران انجام شده است. روش ها: این پژوهش با رویکرد کیفی و با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل اسناد انجام شد. تعداد 35 نفر از افراد مطلع و کلیدی در فرایند تدوین، اجرا و ارزشیابی سیاست های سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی ایران با روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب و مصاحبه شدند. علاوه براین، تعداد 13 سند سیاستی مرتبط با سلامت اداری شناسایی و تحلیل شدند. داده های پژوهش با روش تحلیل موضوعی براون و کلارک تحلیل شد. یافته ها: به رغم اهمیت موضوع سلامت اداری در سطح حاکمیت کشور، مشکلاتی شامل عدم تعریف شفاف مسأله فساد، ضعف های ساختاری، منابع مالی ناکافی، نبود مشارکت فعال ذی نفعان، ضعف حکمرانی شبکه ای، تغییرات مدیریتی، فقدان هماهنگی بین دستگاه ها، نبود برنامه اجرایی دقیق، کمبود آموزش مدیران و مقاومت برخی مدیران میانی، اجرای سیاست های ارتقای سلامت اداری را مختل کرده است. برای بهبود سلامت اداری و مقابله با فساد، راه کارهایی مانند تقویت مشارکت ذی نفعان، تأمین منابع پایدار، ایجاد هماهنگی بین بخشی، اصلاح فرآیندها، شفافیت، مشارکت عمومی و اراده سیاسی قوی ضروری است. نتیجه گیری: بهبود سلامت اداری در سازمان های بهداشتی و درمانی ایران نیازمند تقویت حکمرانی شبکه ای، افزایش مشارکت فعال ذی نفعان، شفافیت بیشتر و ایجاد سازوکارهای اجرایی منسجم و پایدار است. همچنین، رفع موانعی مانند تغییرات مدیریتی مکرر، کمبود منابع مالی و نبود آموزش های تخصصی مدیریتی از عوامل کلیدی تحقق اهداف سیاست های سلامت اداری به شمار می رود.
۱۱۴۹.

The Effects of Firms’ Board Gender Diversity on Their Financial Statement Fraud by the Considering Role of State Ownership(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Gender diversity Financial statement fraud State ownership Woman managers

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۸۲
In this paper, the effects of firms’ board gender diversity on their financial statements fraud are examined by considering the role of state ownership. Using a logistic regression model, the role of female managers in financial statement fraud is examined for Iranian listed companies from 2013 to 2022. The methodology of this study is a quantitative and ex-post and the sample of this research is related to 153 companies on the TSE. The results of research regression analysis showed that there is a negative and significant relationship between firms’ board gender diversity and their financial statements fraud. The results also showed that in the group of non-state firms, there is a negative and significant relationship between firms’ board gender diversity and their financial statements fraud, but this relationship is not significant in the group of state-owned firms. According to the research findings, legislators and corporate supervisors should pass laws to encourages corporate gender diversity or requires the minimum number of female directors. Policymakers must also consider the nature of companies' ultimate controllers; Because state control over companies has conflicting effects on the regulatory effectiveness of board gender diversity.
۱۱۵۰.

شناسایی عوامل مؤثر بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب و کارهای فناورانۀ جدید(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آمادگی رقبا فرصت کسب وکارهای فناورانه جدید هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۶۷
هدف: با توجه به اینکه هوش مصنوعی یک فناوری بسیار پیچیده و همه منظوره با بسیاری از زمینه های کاربردی بالقوه جدید است، مطالعات محدود در مورد آمادگی کسب وکارهای فناورانه جدید برای به کارگیری هوش مصنوعی یک شکاف تحقیقاتی قابل توجه را ایجاد کرده است. هدف این پژوهش شناسایی عوامل مؤثر بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب وکارهای فناورانه جدید است. این پژوهش یک پیش نیاز برای ایجاد آمادگی و تقویت به کارگیری هوش مصنوعی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از لحاظ ماهیت پژوهش اکتشافی و بر حسب نوع داده ها کیفی است. در این پژوهش از روش کیفی تحلیل تم براون و کلارک برای شناسایی عوامل مؤثر بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب وکارهای فناورانه جدید استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر تعداد 14 نفر از بنیان گذاران کسب وکارهای فناورانه جدید و متخصصان در حوزه هوش مصنوعی را شامل می شود. گردآوری داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد و تا اشباع نظری ادامه یافت. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که عوامل متعددی بر آمادگی به کارگیری هوش مصنوعی در کسب وکارهای فناورانه جدید تأثیرگذار است. عوامل شناسایی شده در این پژوهش شامل عوامل سازمانی، عوامل فناورانه، عوامل زیرساختی، عوامل حاکمیت داده، عوامل محیطی، و عوامل قانونی است. نتیجه: این پژوهش با شناسایی عواملی که منجر به آمادگی کسب وکارهای فناورانه جدید در به کارگیری هوش مصنوعی می شود سبب می شود کسب وکارهای یادشده با استقبال از هوش مصنوعی از فرصت های آن بهره بگیرند. به علاوه چالش های هوش مصنوعی را به فرصت تبدیل کنند و سطح ریسک خود را پایین آورند و در نهایت زمینه رشد و پیشرفت خود را به ویژه در مقایسه با رقبا فراهم سازند.
۱۱۵۱.

بازآفرینی برند، تجربه مشتری و تأثیر آن ها بر کیفیت خدمات و وفاداری مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازآفرینی برند کیفیت خدمات مدیریت تجربه مشتری وفاداری مشتری بانک سامان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۶۳
تغییرات سریع و مداوم در محیط کسب وکار، بازآفرینی برند را به عنوان ابزاری استراتژیک در حوزه مدیریت برند با هدف ایجاد نگرش مطلوب تر در ذهن مصرف کننده،کسب هویت و تصویر جدید از برند تبدیل کرده است؛ براین اساس، پژوهش حاضر با هدف مطالعه تأثیر بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری بر وفاداری مشتری با در نظر گرفتن متغیر میانجی کیفیت خدمات انجام شده است. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، در زمره تحقیقات کاربردی با رویکرد کمّی و به لحاظ شیوه اجرای تحقیق، در زمره تحقیقات توصیفی_پیمایشی و از حیث زمانی از نوع تحقیقات مقطعی به شمار می آید. جامعه آماری پژوهش حاضر، کلیه مشتریان بانک سامان مستقر در شهر تهران هستند که در سال های اخیر از بازآفرینی هویت برند استفاده کرده اند. داده ها با استفاده از روش میدانی پرسش نامه از ۳۸۴ مشتری جمع آوری شده است. برای آزمون فرضیات از حداقل مجذورات جزئی و نرم افزار Smart PLS استفاده شد. یافته ها حاکی ازآن است که بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری بر کیفیت خدمات و وفاداری مشتری تأثیر مستقیم و معنادار دارد و تأثیر کیفیت خدمات بر وفاداری مشتری در بانک سامان نیز معنادار است. همچنین میانجی گری کیفیت خدمات در رابطه بین بازآفرینی برند و مدیریت تجربه مشتری و وفاداری مشتری به شکل معناداری تأیید شد. ایجاد هویتی مشخص برای برند، ساختن ارزش، تفاوت قابل تشخیص با رقبا و افزایش ارتباطات و بهبود تجربه مشتری اهمیت ویژه ای در ماندگاری یک برند در چرخه رقابت و اذهان مشتریان در فرایند بازآفرینی برند خواهد داشت.
۱۱۵۲.

شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش در دانشگاه های جامع دولتی ایران (مطالعه موردی: دانشگاه خوارزمی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روش دلفی-فازی خاکستری تحلیل عاملی اکتشافی تکنیک الکترا تکنیک کریتیک مدل آنتروپی شانون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۴
مقدمه و اهداف: عوامل کلیدی موفقیت به فعالیت هایی اشاره دارد که از طریق همگرایی بخش های مختلف یک مجموعه، به بهبود عملکرد رقابتی در سازمان ها منجر می شود. در پیاده سازی مدیریت دانش، این عوامل در صورت اجرای صحیح و دقیق، تأثیر قابل توجهی بر موفقیت سازمان دارند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و رتبه بندی عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش در دانشگاه های جامع دولتی ایران است. همچنین به عنوان مطالعه موردی، نتایج این پژوهش در دانشگاه خوارزمی بعنوان یک دانشگاه جامع دولتی مورد بررسی قرار گرفته و وزن دهی و رتبه بندی عوامل کلیدی شناسایی شده نیز به عنوان هدف فرعی پژوهش انجام شده است.   روش ها: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از لحاظ روش اجرا توصیفی با رویکرد آمیخته و طرح تحقیقی اکتشافی انجام شده است. در گام اول، با بهره مندی از اسناد و مطالعات کتابخانه ای، تعداد 30 مقاله که حجم مناسبی از موضوع را با توجه به کلیدواژه های پژوهش پوشش داده و در قلمرو زمانی 2024-2010 قرار داشتند، به روش مرور نظام مند شناسایی شد. در ادامه با استفاده از پنل خبرگی در روش دلفی فازی-خاکستری، عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش در دانشگاه های جامع دولتی ایران، با توجه به کلید واژه های شناسایی شده از مطالعات کتابخانه ای و پیشنهادهای خبرگان شناسایی شد. در ادامه، برای تحلیل عاملی اکتشافی و تعیین سازه های پنهان پژوهش، پرسش نامه ای تک بعدی طراحی و در اختیار 150 نفر از کارشناسان قرار گرفت. پایایی پرسش نامه با ضریب آلفای کرونباخ و کفایت جامعه آماری با آزمون های بارتلت و KMO تأیید شد. تحلیل عاملی تأییدی با استفاده از روایی همگرایی در نرم افزار 8.80 LISREL، تحلیل توصیفی داده ها با نرم افزار SPSS، وزن دهی ابعاد با تکنیک کریتیک (مخاطب محور) و مدل آنتروپی شانون (خبره محور) و همچنین رتبه بندی ابعاد با تکنیک الکتره تعیین شد.   یافته ها : در مرحله مرور نظام مند، تعداد 37 عامل غیرتکراری احصا گردید. در پانل خبرگان با حذف عوامل غیرمرتبط، 30 عامل کلیدی شامل 27 عامل شناسایی شده از مرحله مروری و 3 عامل پیشنهادی توسط خبرگان تعیین شد. تحلیل عاملی اکتشافی 9 بعد کلیدی را شناسایی کرد که به ترتیب اولویت شامل سرمایه اجتماعی دانش آفرین، انگیزه های نقش آفرینی، نیازها و انتظارات حمایت شده، زیرساخت های سازمانی دانش آفرین و دانش گستر، شفافیت و هم سویی در دانش اشتراک گذاری شده، نظام های اطلاعاتی تعهدآور، پایش دانش تولیدشده، سیاست گذاری در دانش های بومی، و فرهنگ کاربری دانش است. این عوامل از طریق اقداماتی مانند ارتقای اعتماد سازمانی، تشکیل تیم های تخصصی و معماری دانش قابل تقویت هستند. از طرفی زیرساخت ها و الزامات سازمانی مناسب، می تواند به سازماندهی گروه های تخصصی دانش و در نتیجه تعریف متقابل وظایف سازمانی اشتراک گذاران و پذیرندگان دانش کمک نماید.   نتیجه گیری: گستردگی این پژوهش، به شناخت ابعاد مختلفی از پیاده سازی موفق مدیریت دانش، کمک کرده است که در پژوهش های گذشته به آن پرداخته نشده است؛ بویژه در این پژوهش عوامل کلیدی موفقیت در پیاده سازی مدیریت دانش در دانشگاه های جامع دولتی ایران شناسایی شده است. همچنین، از روش های تصمیم گیری چند معیاره به منظور رتبه بندی عوامل شناسایی شده استفاده شده است. لذا، این پژوهش دید وسیع تری برای ارزیابی و رتبه بندی عوامل کلیدی موفقیت برای پیاده سازی موفق مدیریت دانش در سطح مراکز آموزشی و پژوهشی دانشگاهی، به ویژه در دانشگاه های جامع دولتی کشور ایران فراهم کرده است.
۱۱۵۳.

استفاده از شبکه های عصبی کانولوشنالی جهت مدلسازی رابطه افق سرمایه گذار نهادی با ریسک پذیری بانکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افق سرمایه گذار نهادی ریسک پذیری بانکی شبکه یادگیری عمیق شبکه های عصبی کانولوشنالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۲
هدف: ریسک پذیری بانکی یکی از مؤلفه های بنیادین در سنجش پایداری مالی نظام های اقتصادی به شمار می رود و تحت تأثیر عوامل متعددی از جمله ساختار مالکیت، نوع سهامداران و رفتار سرمایه گذاران قرار دارد. در این میان، افق سرمایه گذاری نهادی—اعم از کوتاه مدت یا بلندمدت—می تواند نقش تعیین کننده ای در نحوه مواجهه بانک ها با انواع ریسک های بازار ایفا کند. سرمایه گذاران نهادی با افق های متفاوت، رویکردهای گوناگونی در نظارت، تخصیص منابع و واکنش به نوسانات بازار اتخاذ می کنند که این تفاوت ها می تواند پیامدهای مستقیم بر سطح ریسک پذیری بانک ها داشته باشد. با توجه به پیچیدگی، چندبعدی بودن و غیرخطی بودن رابطه میان افق سرمایه گذاری و ریسک پذیری، استفاده از مدل های سنتی تحلیل مالی نظیر رگرسیون خطی یا شبکه های عصبی پیش خور با محدودیت هایی مواجه است. این مدل ها غالباً در شناسایی الگوهای پنهان، روابط غیرخطی و ویژگی های محلی داده های مالی ناکارآمد هستند. از این رو، هدف اصلی پژوهش حاضر، بهره گیری از شبکه های عصبی کانولوشنالی (CNN) برای مدل سازی دقیق تر رابطه افق سرمایه گذار نهادی با ریسک پذیری بانکی در داده های ساختاریافته بانک های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: این مطالعه از نوع کاربردی بوده و با رویکرد توصیفی-همبستگی انجام شده است. جامعه آماری شامل کلیه بانک های فعال در بورس تهران طی سال های ۱۳۹۳ تا ۱۳۹۹ بود. داده های مربوط به افق سرمایه گذاری نهادی (کوتاه مدت و بلندمدت) و شاخص های ریسک پذیری بانکی استخراج گردید و به منظور پردازش توسط شبکه های کانولوشنالی، به ماتریس های ۴×۴ تبدیل شدند. سه مدل CNN با تعداد فیلترهای 64، 128 و 256 طراحی و آموزش داده شدند تا عملکرد آن ها در شناسایی الگوهای پیچیده و پیش بینی دقیق تر رابطه مورد نظر ارزیابی شود. برای سنجش کیفیت مدل ها از معیارهای دقت (Accuracy)، امتیاز F1 و سطح زیر منحنی ROC (AUC) استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از مدل سازی نشان داد که همبستگی میان افق سرمایه گذاری کوتاه مدت و ریسک پذیری بانکی برابر با 0.86 بوده که به مراتب قوی تر از همبستگی افق بلندمدت با ریسک پذیری (0.72) است. این یافته حاکی از آن است که سرمایه گذاران نهادی با افق کوتاه مدت، به دلیل واکنش پذیری سریع تر نسبت به تغییرات بازار، نقش مؤثرتری در کاهش ریسک های بانکی ایفا می کنند. از میان سه مدل طراحی شده، شبکه 64 فیلتری (CNN64) با دقت 0.829، امتیاز F1 برابر با 0.815 و AUC برابر با 0.842، بالاترین عملکرد را در مدل سازی رابطه مورد نظر داشت. این مدل توانست با استخراج ویژگی های محلی و شناسایی الگوهای پیچیده در داده های مالی، عملکردی به مراتب بهتر از مدل های سنتی ارائه دهد و اثربخشی شبکه های کانولوشنالی در تحلیل های مالی را به اثبات رساند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که شبکه های عصبی کانولوشنالی، به ویژه در ساختارهای سبک تر مانند CNN64، ابزار قدرتمندی برای تحلیل روابط پیچیده و غیرخطی در داده های مالی هستند. استفاده از این مدل ها در تحلیل افق سرمایه گذاری نهادی و ریسک پذیری بانکی، نه تنها دقت پیش بینی را افزایش می دهد، بلکه امکان تفسیر بهتر رفتار بازار، شناسایی الگوهای پنهان و اتخاذ تصمیمات سرمایه گذاری آگاهانه تر را فراهم می سازد. تمرکز بر افق کوتاه مدت به عنوان عامل مؤثر در کاهش ریسک های بانکی، می تواند راهگشای تدوین سیاست های نظارتی، طراحی ابزارهای کنترلی و توسعه راهبردهای سرمایه گذاری هوشمندانه تر در صنعت بانکداری باشد. پیشنهاد می شود در مطالعات آتی، از مدل های یادگیری ماشین متنوع تری مانند درخت های تصمیم گیری، مدل های تصادفی و شبکه های عمیق تر استفاده شود و تأثیر عوامل کلان اقتصادی نظیر نرخ بهره، تورم و سیاست های پولی نیز در تحلیل ها لحاظ گردد. همچنین، گسترش دامنه تحقیق به سایر بازارهای مالی، نمونه های بین المللی و بازه های زمانی بلندمدت می تواند به تعمیم پذیری نتایج، افزایش اعتبار بیرونی و توسعه نظری در حوزه مدیریت ریسک بانکی کمک شایانی نماید.
۱۱۵۴.

طراحی مدل عوامل بنیادین ناهمسانی اطلاعاتی در بستر نظریه نمایندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: طراحی مدل ناهمسانی اطلاعات شفافیت نظریه نمایندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۲
هدف: این پژوهش، ارائه ی مدلی جامع و کل نگر برای شناسایی و تحلیل عوامل بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، با رویکرد تلفیقی کمّی–کیفی در چارچوب نظریه نمایندگی است. نابرابری اطلاعات میان مدیران و سهامداران، تحت تأثیر ساختار مالکیت، انگیزه های فردی و فضای نهادی وفرهنگی، می تواند موجب افزایش هزینه های نمایندگی و کاهش شفافیت شود. این مطالعه با تلفیق منسجم یافته های پیشین، تصویری کل نگر از ریشه های این پدیده ارائه می دهد. روش: این پژوهش کاربردی با رویکرد تلفیقی کمی- کیفی و روش پیمایشی انجام شد؛ ابتدا بر مبنای چارچوب نظریه نمایندگی و اطلاعات نامتقارن، با مرور نظام مند ادبیات و تحلیل محتوای ساختاریافته متون و مقررات گزارشگری مالی، و نیز با انجام مصاحبه های نیمه ساخت یافته با خبرگان حسابداری و گزارشگری مالی، متغیرهای بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی شناسایی و پرسشنامه ای بر مبنای آن ها تدوین و پس از تأیید روایی صوری و محتوایی توسط جمعی از اساتید و کارشناسان، آماده شد. جامعه آماری تحقیق شامل اعضای هیئت علمی و اساتید اقتصاد، مدیریت مالی ،حسابداری و آمار دانشگاه های تهران ، کارشناسان بورس اوراق بهادار و نهادهای مالی و حسابرسی مستقر در استان تهران و مدیران مالی و حسابداری شرکت های بورس اوراق بهادار تهران بودند که روش نمونه گیری گروهی به عنوان نمونه انتخاب شدند. در مجموع تعداد 168 نفر به پرسشنامه ها به صورت کامل پاسخ دادند که در تحلیل داده های پژوهشی مورد استفاده قرار گرفت داده های جمع آوری شده ابتدا از طریق شاخص های توصیفی و استنباطی و ضریب آلفای کرونباخ برای سنجش ویژگی های اولیه و قابلیت اعتماد داده ها ارزیابی شد و سپس با تحلیل عاملی اکتشافی، متغیرها به عوامل محدود و بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی تقلیل یافتند. این فرایند تحلیلی، بستری مستحکم و منسجم برای طراحی مدل نهایی عوامل بنیادین ناهم سانی اطلاعاتی فراهم آورد. یافته ها: در مدل ارائه شده 4 عامل که 90.306 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین کردند و 40 متغیر با تعیین بارعاملی بصورت رتبه بندی شده بعنوان عوامل موثر بر عدم تقارن اطلاعاتی شرکت های بورسی شناسایی شد. عوامل سازمانی و ساختاری با مجموع بارعاملی 7.49 و تبیین 28.14 درصد از تبیین واریانس، عوامل قانونی و حقوقی با مجموع بارعاملی7.37و تبیین22.746درصد از واریانس کل، عوامل اقتصادی،مالی و ساختار بازار با مجموع بارعاملی7.05و تبیین20.38 درصد از واریانس کل، عوامل مدیریتی با مجموع بارعاملی62.6و تبیین19.04درصد ار واریانس کل، به ترتیب مهمترین عوامل موثر بر عدم تقارن داخلی در شرکت های بورسی تعیین شدند. این چهار عامل 306/90 درصد از واریانس کل متغیرها را تبیین کردند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که برای کاهش معنادار سطح عدم تقارن اطلاعاتی، تنها تمرکز بر ابزارهای سنتی نظیر بهبود گزارشگری مالی کافی نیست. بلکه ضروری است سیاست گذاران و مدیران شرکت ها، مجموعه ای هماهنگ از اقدامات در حوزه های متنوعی همچون تقویت کنترل های داخلی، بهبود ساختار هیئت مدیره، ارتقاء شفافیت قوانین افشا، بهبود شرایط رقابتی بازار، اصلاح نظام پاداش و ترویج فرهنگ شفافیت را در دستور کار قرار دهند. نتایج این پژوهش می تواند برای سازمان بورس و اوراق بهادار، نهادهای ناظر مالی، حسابرسان مستقل، و همچنین مدیران ارشد شرکت ها به عنوان نقشه ای جامع از عوامل مؤثر بر عدم تقارن اطلاعاتی ایفای نقش کند و مبنایی برای تدوین سیاست ها و مداخلات اثربخش در جهت بهبود محیط اطلاعاتی بازار سرمایه فراهم آورد. همچنین، پیشنهاد می شود پژوهش های آتی با بهره گیری از رویکردهای مقایسه ای و مدل سازی ساختاری، روابط علّی میان عوامل شناسایی شده را بررسی کنند تا بستر سیاست گذاری مبتنی بر شواهد علمی بیش از پیش تقویت شود.
۱۱۵۵.

آسیب شناسی عملکرد فرماندهان در صیانت از کارکنان با تمرکز بر ناآرامی های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسیب شناسی صیانت کارکنان فرماندهان و ناآرامی اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۶۰
زمینه و هدف: یکی از وظایف اساسی فرماندهان، صیانت از کارکنان در ماموریت های مبتنی بر تأمین نظم و امنیت عمومی به ویژه در شرایط  حساس ناآرامی های اجتماعی است؛ به طوری که عدم عملکرد صحیح در این حوزه می تواند پیامدهای جبران ناپذیر در ابعاد فردی، اجتماعی و حرفه ای به همراه داشته باشد. از این رو هدف این پژوهش، آسیب شناسی عملکرد فرماندهان در صیانت از کارکنان در بستر ناآرامی های اجتماعی می باشد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر نوع داده، کیفی با استفاده از تحلیل مضمون می باشد. جامعه مشارکت کنندگان شامل خبرگان و صاحب نظران در حوزه صیانت از کارکنان و ناآرامی اجتماعی شامل: فرماندهان و مدیران ارشد، کارشناسان در حوزه مدیریت بحران، اساتید دانشگاه و مدیران منایع سازمانی بودند که تعداد آنها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و اصل اشباع نظری به 15 نفر رسید، گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختار یافته، انجام و برای اطمینان از روایی و پایایی از معیارهای اعتبار انتقال پذیری، قابلیت اعتماد و تأییدپذیری استفاده شد. یافته ها: یافته ها بر اساس مصاحبه های انجام شده، در 3 مضمون فراگیر شامل، آسیب های مدیریتی، آسیب های مهارتی و آسیب های زمینه ای و در 8  مضمون سازمان دهنده شامل: ضعف در مدیریت منابع انسانی، ضعف در مدیریت صحنه، ضعف در هماهنگی و انسجام بخشی، ضعف در مهارت میدانی، ضعف در مهارت نرم، ضعف در تجهیزات مورد نیاز، ضعف در تحلیل نیازهای نیروی انسانی و ضعف در ارتباطات و فناوری، بوده و 50 مضمون پایه بدست آمد و در نهایت شبکه مضامین ترسیم شد.   نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر مؤید این مهم است که فرماندهان برای صیانت از کارکنان در شرایط ناآرامی های اجتماعی به توانمندی های متعدد و مهمی نیاز دارند. تقویت و حمایت از مهارت های فردی و مدیریتی و بازنگری در برنامه های صیانتی کاربردی در میدان عملیات و همچنین توجه جدی بر رفع ضعف های احصاء شده، در کاهش آسیب های عملکردی فرماندهان در صیانت از کارکنان مؤثر خواهد بود. «مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد»
۱۱۵۶.

بررسی تأثیر تصویر برند گردشگری بر انتخاب مقصد گردشگری با میانجیگری ارزش ادراک شده

کلیدواژه‌ها: تصویر برند انتخاب مقصد ارزش ادراک شده مدیریت گردشگری برند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۴
ارزش ادراک شده می تواند با تغییری که در ذهنیت گردشگر می گذارد موجب تغییر در تصویر برند و در نتیجه انتخاب مقصد گردشگری  شود. ارزش ادراک شده بالا قطعا موجب گسترش استفاده از برند مورد نظر و بهبود تصویر برند خواهد شد و در نتیجه موجب انتخاب آن مقصد گردشگری با توجه به نوع خدمات و ارزش آنها شده و این امر می تواند به استفاده از برند بیانجامد. به عبارتی دیگر تصویر برند مناسب و تاثیرگذار می تواند بر ارزش ادراک شده از خدمات تاثیرگذاشته و درنتیجه موجب انتخاب مقصد گردشگری شود. در این راستا تحقیق حاضر که از نوع کاربردی و از منظر ماهیت توصیفی پیماشی است، صورت گرفته است. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بخشی زاده (2008)  برای متغیر عملکرد انتخاب مقصد گردشگری و پرسشنامه استاندارد بو وهمکاران، (2009) برای متغیر تصویر برند و پرسشنامه استاندارد یانگ و پترسون (2004) برای ارزش ادراک شده می باشد. برای پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ و برای روایی سازه پرسشنامه از تحلیل بارهای عاملی تاییدی استفاده گردیده است. جامعه آماری تحقیق کلیه گردشگران منطقه چالیدره طرقبه در محدوده زمانی تحقیق بودند. حجم نمونه آماری 384 نفرتعیین شد. روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس بوده و در بخش آمار توصیفی از جداول فراوانی و درصد ها، میانگین ها و انحراف معیارها برای نمایش سیمای آزمودنی ها استفاده و در آمار استنباطی از آزمون کولوموگروف اسمیرنف برای تعیین توزیع نرمالیته و آزمون تحلیل عامل اکتشافی و آزمون معادله ساختاری برای پاسخ فرضیه های تحقیق استفاده شد. ضمناٌ برای انجام محاسبات بسته نرم افزار Spss/pc و لیزرل به کار گیری شد. نتایج تحقیق نشان می دهد تصویر برند بر انتخاب مقصد گردشگری تاثیر معنی داری دارد و ارزش ادراک شده این اثر را میانجی گری می کند.
۱۱۵۷.

جمعیت جوان و پویایی اقتصاد ایران: تحلیل نقش ساختار سنی در رشد اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رشد اقتصادی ساختار سنی جمعیت بار تکفل جمعیت فعال سرمایه انسانی ایران اقتصادسنجی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۵
The age structure of the population is measured by variables such as the working-age population share, the dependency ratio of children, and the elderly. Changes in these variables affect a country’s economic development trajectory and its opportunities and challenges. Given Iran’s substantial young population, this study examines the impact of population age structure on the country’s economic growth over the period 1986-2021. To this end, an econometric model was estimated using Eviews 13, where Gross Domestic Product (GDP) is considered the dependent variable and an indicator of economic growth. The model's independent variables include physical capital stock (PHC), years of schooling of the labor force (EDU), military expenditures (DEF), trade-to-GDP ratio (TRD), the growth rate of the active population aged 15 to 65 (POW), child dependency ratio (CHILD), and elderly dependency ratio (OLD). The results of this study indicate that years of schooling of the labor force (with a coefficient of 0.23), trade-to-GDP ratio (with a coefficient of 0.28), military expenditures (with a coefficient of 0.34), and physical capital stock (with a coefficient of 0.48) have a positive and significant impact on Iran's economic growth. Furthermore, the active population (with a coefficient of 1.3) shows a positive and significant relationship with economic growth. In contrast, the elderly dependency ratio (with a coefficient of 0.42) and child dependency ratio (with a coefficient of 0.23) have a negative but insignificant effect on economic growth.
۱۱۵۸.

شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی در صنعت نشر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شکست کارآفرینان یادگیری از شکست کارآفرینان سریالی کارآفرینان هیبریدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه: این مطالعه با هدف شناسایی عوامل حیاتی مؤثر بر شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی در صنعت نشر انجام شده است. درک این عوامل بسیار مهم است؛ زیرا افراد را قادر می سازد از اشتباهات گذشته درس بگیرند، استراتژی های خود را اصلاح و ساختارهای تجاری بهبود یافته ای را پیاده سازی کنند. شناسایی زودهنگام عوامل شکست بالقوه می تواند برنامه ریزی کسب وکار را بهبود بخشد و از هدر رفتن سرمایه جلوگیری کند. با توجه به ماهیت پویای صنعت نشر و چالش های منحصربه فردی که کارآفرینان سریالی هیبریدی با آن مواجه هستند، این پژوهش به دنبال ارائه تحلیل جامعی است که می تواند توسط کارآفرینان فعلی و مشتاق در این زمینه مورد استفاده قرار گیرد. روش شناسی: این پژوهش با رویکردی کاربردی و استقرایی- قیاسی و با استفاده از روش آمیخته متوالی، به انجام رسیده است. داده ها از طریق مصاحبه ها با 15 کارآفرین سریالی هیبریدی که به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و همگی تجارب متنوعی در صنعت نشر داشته اند، جمع آوری و برای تحلیل آن ها از روش تحلیل مضمون، بهره گرفته شد؛ چراکه بینش های کیفی، درکی غنی از چالش های پیشروی این کارآفرینان را فراهم می کند. پس از آن، داده های کیفی با استفاده از روش بهترین- بدترین برای تعیین و اولویت بندی عوامل کلیدی مؤثر بر شکست، تحلیل کمی شدند. یافته ها: این مطالعه 22 عامل مهم را شناسایی کرد که در شکست کارآفرینان سریالی هیبریدی نقش دارند. در میان این عوامل، چندین عامل حیاتی تر بودند. تداوم مشکلات مالی به عنوان یک موضوع غالب برجسته شد که اغلب ناشی از مسائل اقتصادی کلان و یا هزینه های عملیاتی بالای صنعت نشر است. عامل اصلی دیگر، عدم آشنایی با چارچوب های راه اندازی کسب وکار بود که مانع از مدیریت و رشد مؤثر کسب وکار می شد. علاوه بر این، عدم تناسب بین درآمد و هزینه ها که نشان دهنده یک ناهماهنگی اساسی در برنامه ریزی مالی است، جزو عوامل کلیدی شکست محسوب می شود. همچنین فقدان تجربه و دانش در زمینه های خاص مرتبط با صنعت نشر، این چالش ها را تشدید می کند و کارآفرینان را برای حرکت در چشم اندازهای پیچیده با مخاطره روبرو می کند. در مقابل، عواملی مانند ترس از شکست، تغییر در مسیر زندگی و شکست همکاران، اهمیت کمتری داشتند. نتیجه گیری/ دستاوردها: تداوم نوسانات مالی، به عنوان تأثیرگذارترین عامل در شکست کسب وکارهای صنعت نشر مشخص گردید. این یافته بر اهمیت برنامه ریزی و مدیریت مالی قوی برای کارآفرینان سریالی هیبریدی تأکید می کند. برای کاهش این خطرات، ضروری است که کارآفرینان این درک را در فرآیندهای برنامه ریزی استراتژیک خود بگنجانند و اطمینان حاصل کنند که برای مقابله با بی ثباتی مالی آماده هستند. علاوه بر این، نیاز اساسی به نهادهای دولتی برای توسعه برنامه های حمایتی جامع وجود دارد که می تواند به جلوگیری از بحران ها و حفظ ثبات بخش نشر کمک کند. این موضوع ممکن است شامل برنامه های کمک مالی، ابتکارات آموزشی برای بهبود دانش خاص صنعت و چارچوب هایی برای حمایت از مدل های کسب وکار نوآورانه باشد. با پرداختن به این عوامل کلیدی، هم کارآفرینان و هم سیاست گذاران می توانند در جهت تقویت صنعت نشر تاب آورتر و پر رونق تر، همکاری کنند.
۱۱۵۹.

طراحی مدل هوش مصنوعی برای بهبود فرایند خرید آنلاین محصولات ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی محصولات ورزشی امنیت تجربه کاربری تحلیل رفتار مشتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
این تحقیق با هدف طراحی مدل هوش مصنوعی برای بهبود فرایند خرید آنلاین محصولات ورزشی در عراق انجام شده است. روش پژوهش به صورت کیفی و با رویکرد گلیزر بوده و جامعه آماری شامل خبرگان در حوزه بازاریابی ورزشی و صاحبان شرکت های تولیدی و فروشندگان محصولات ورزشی در عراق بوده است. با استفاده از نمونه گیری هدفمند و براساس معیار اشباع نظری، مجموعاً 13 مصاحبه انجام شد. ابزار اصلی جمع آوری داده ها، مصاحبه های اکتشافی نیمه ساختاریافته بود که تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری صورت گرفت و روایی و پایایی نتایج تأیید شد. نتایج نشان داد که عوامل کلیدی مانند شخصی سازی توصیه ها، سهولت استفاده و امنیت در تجربه کاربری، تأثیر زیادی بر رضایت و تصمیم گیری خرید مشتریان دارند. در زمینه تعاملات هوشمند، استفاده از چت بات ها و سیستم های پاسخ دهی خودکار به مشکلات خرید، به بهبود تجربه مشتری کمک می کند. همچنین، تأثیرات روان شناختی و اجتماعی، از جمله اعتبار اجتماعی و تبلیغات هوشمند، نقش مهمی در رفتار خرید ایفا می کنند. در حوزه داده کاوی، تحلیل رفتار مشتری و هوش تجاری به عنوان ابزارهای مؤثری برای بهبود استراتژی های بازاریابی شناسایی شدند. همچنین، عوامل اعتماد و اعتبار برند، از جمله تقویت برند از طریق هوش مصنوعی و شفاف سازی اطلاعات، به افزایش اعتماد مشتریان کمک می کند. نوآوری های تکنولوژیکی مانند واقعیت افزوده و اتوماسیون در خدمات نیز به بهبود فرآیند خرید اشاره دارند. برای بهینه سازی رفتار خرید محصولات ورزشی آنلاین با استفاده از هوش مصنوعی، کسب وکارها نیاز دارند یک پلتفرم هوشمند ایجاد کنند که شامل چت بات های پیشرفته، شخصی سازی توصیه ها بر اساس تحلیل رفتار مشتری و سیستم های امنیتی قوی باشد.
۱۱۶۰.

طراحی مدل سنجش سطوح بلوغ دستگاه های اجرایی در پیاده سازی نظام ارزیابی عملکرد

کلیدواژه‌ها: سطوح بلوغ نظام ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی کشور مدیریت عملکرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۱
زمینه و هدف: با توجه به نابسامانی های موجود در حوزه ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی کشور، دولت در سال ۱۳۹۶ بخشنامه ارزیابی عملکرد را در راستای یکپارچه و منسجم تر کردن ارزیابی عملکرد در دستگاه های اجرایی مصوب کرد. این بخشنامه چارچوبی کمابیش مشخص و ثابت را برای ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران در دستگاه های اجرایی کشور تجویز کرد. با توجه به اینکه تمامی دستگاه ها در استقرار نظام ارزیابی عملکرد به شیوه ای یکسان عمل نکرده اند، این پژوهش با هدف طراحی مدل سنجش سطح بلوغ دستگاه های اجرایی در پیاده سازی نظام ارزیابی عملکرد انجام شد. روش: در این پژوهش از طریق تحلیل محتوای کیفی ادبیات و بخشنامه ارزیابی عملکرد، مدل سطوح بلوغ نظام ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی کشور طراحی شد. یافته ها: در این پژوهش مدل سطوح بلوغ ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی، به همراه سنجه های مرتبط با آن شناسایی شدند. سطوح بلوغ شناسایی شده عبارت اند از: توجه به ضرورت ها، اجرای غیرنظام مند، اجرای نظام مند، ارتباط با سایر سیستم های منابع انسانی و خلاقیت و نوآوری در ارزیابی. نتیجه گیری: با توجه به عدم استقرار یکسان نظام ارزیابی عملکرد در دستگاه های اجرایی، ارائه مدل سطح بلوغ ارزیابی عملکرد دستگاه های اجرایی می تواند به شناسایی ضعف ها و قوت های هر دستگاه کمک کند و زمینه ساز بهبود مستمر فرایندهای ارزیابی عملکرد کارکنان و مدیران شود. این مدل می تواند به منزله ابزاری ارزشمند برای نظارت و هدایت بهتر دستگاه ها در راستای افزایش بهره وری نظام اداری استفاده شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان