فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۸۱ تا ۱٬۰۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۳
141 - 162
حوزههای تخصصی:
جمعیت به عنوان یکی از مؤلفه های اساسی اقتدار ملی کشورها بوده و اقتدار ملی برای یک کشور، حافظ هویت، مایه عزت و وسیله رسیدن او به آرمان هاست. این پژوهش با رویکرد کیفی با هدف بررسی ناترازی جمعیت در حوزه اقتدار امنیتی و دفاعی جمهوری اسلامی ایران انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع کاربردی_توسعه ای و با بهره گیری از نظر خبرگان حوزه امنیت و علوم اجتماعی و منابع و آمارهای در دسترس انجام گرفت. حجم نمونه پژوهش متشکل از 20 نفر از خبرگان حوزه امنیت ملی و علوم اجتماعی به صورت هدفمند انتخاب گردیدند. یافته های پژوهش نشان داد که هرگونه عدم تعادل در ساختار جمعیتی کشور و تغییر در ابعاد ترکیب، توزیع، حرکات و کیفیت جمعیت می تواند از طریق اثرگذاری بر مولفه های مهم اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی بر اقتدار امنیتی و دفاعی کشور موثر باشد؛ از سوی دیگر در پی بر هم خوردن تعادل ساختاری جمعیت ایران همچون کاهش زاد و ولد، سالمندی جمعیت، ناترازی مهاجرت و در پی آن کاهش نیروی جوان دارای توان نظامی و امنیتی که ناشی از سیاست های نادرست جمعیتی، تغییرات فرهنگی و سبک زندگی بوده می تواند ضمن ایجاد وضعیتی نگران کننده در ساختار جمعیتی کشور، چالشی بسیار مهم برای اقتدار امنیتی و دفاعی باشد. شایسته است با تلاش در جهت ایجاد تعادل در ساختار جمعیتی کشور و تغییر در مولفه های ابعاد چهارگانه موثر بر آن شامل ترکیب، توزیع، حرکات و کیفیت جمعیت بوسیله اجرای طرحی جامع و با نگاه علمی به روند شکل گیری و تغییر در ساختارهای جمعیتی اقدام گردد.
دولت ملت سازی پیش نیاز توسعه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
57 - 87
حوزههای تخصصی:
ملت سازی به عنوان فرآیندی کلیدی در توسعه پایدار، نقش بسزایی در ایجاد هویت و انسجام اجتماعی ایفا می کند. در دنیای امروز، کشورهای مختلف با چالش های متعددی مواجه هستند که از جمله آن ها می توان به تغییرات اقلیمی، نابرابری های اقتصادی و بحران های اجتماعی اشاره کرد. در این راستا، ایجاد یک ملت پایدار و همگرا نیازمند شناسایی و تقویت پیشران هایی است که می توانند به توسعه پایدار آن کشور کمک کنند. این مقاله به بررسی سناریوهای پیش رو در فرآیند دولت ملت سازی ایران خواهد پرداخت. این پژوهش با تحلیل عوامل مؤثر بر توسعه پایدار و شناسایی الگوهای موفق در کشورهای مختلف، به دنبال ارائه راهکارهایی برای تقویت آن در راستای توسعه پایدار کشور است. همچنین، به بررسی چالش ها و فرصت هایی که در این مسیر وجود دارد، پرداخته خواهد شد تا زمینه ساز تحولی مثبت در کشور گردد. هدف اصلی پژوهش بررسی این مسئله است که تحت تأثیر فضای سیاسی-اجتماعی، درجهت توسعه پایدار چه سناریوهایی برای نظام سیاسی کشور در آینده قابل تصور است؟ در این تحقیق از رویکرد آینده پژوهی و روش سناریونویسی پیتر شوارتز استفاده شده است. پس از بررسی عوامل و پیشرانهای تأثیرگذار، در نهایت 14 مولفه تاثیرگذار بر ملت سازی را با نظر خبرگان مستخرج و به بررسی روابط آن مولفه ها با رابطه دولت- ملت پرداختیم و سناریوهای محتمل را در قالب چهار ناحیه شناسایی شده، استخراج و ناحیه قرمز ناحیه بحران، ناحیه زرد ناحیه اخطار، ناحیه خاکستری ناحیه خلا و در نهایت ناحیه سبز را ناحیه مطلوب نامیدیم و بر آن اساس خط-مشی های مربوط به هر سناریوی محتمل را نگارش کردیم
ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی هوشمند داده محور با رویکرد تطبیقی در دانشگاه های آزاد و دولتی استان اصفهان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف ارائه الگوی مدیریت منابع انسانی هوشمندداده محور بارویکرد تطبیقی دردانشگاه های آزادودولتی استان اصفهان تهیه شده است.منابع انسانی هوشمند مبتنی برداده،درمورد استفاده ازانفجارداده ها به روشی هوشمندانه واستخراج نگاهی است که نه تنها عملکردافراد درون سازمان را بهبود بخشد،بلکه به موفقیت کلی سازمان نیزکمک کند.پژوهش حاضر بااستفاده ازروش تحقیق ترکیبی بوده و پژوهشی کاربردی است.جامعه آماری پژوهش دربخش کیفی متخصصان وخبرگان حوزه منابع انسانی ودر بخش کمی شامل مدیران، برنامه ریزان و کارشناسان این حوزه می باشد.نمونه دربخش کیفی بااستفاده ازروش تصادفی طبقه ای وازطریق نمونه دردسترس به میزان 12نفر انجام شد.دربخش کمی بااستفاده ازروش نمونه گیری تصادفی ساده به حجم 182 نفراقدام شد.در بخش کیفی، بااستفاده از رویکرد برودی ضمن مقایسه ابعاد موضوع درمطالعات موجود،جهت شناسایی و دسته بندی عوامل ازدو رویکرد بررسی مقالات با استفاده ازرویکرد فراترکیب و تلفیق نتایج مورد نظربا مصاحبه با خبرگان، بهره برده شد.پس ازآن روایی ازطریق ضریب لاوشه و پایایی ازطریق کاپا محاسبه و تایید شد.در بخش کمی بااستفاده ازروش تحلیل عاملی تاییدی و بانرم افزار smartPLS و SPSSنسخه 26نتایج بررسی شد.روایی داده ها ازطریق صوری و پایایی آن ازطریق آلفای کرونباخ (0.88)محاسبه شد.یافته هانشان داده است که 22مولفه مشترک درمدیریت منابع انسانی داده محوربین دانشگاه دولتی و آزاد وجود دارد و الگوی پژوهش شامل مولفه هایی ازجمله: انعطاف پذیری، مسئولیت وتعهد،افزایش بهره وری،شفافیت و پاسخگویی،رهبری هوشمند،تامین منابع استراتژیک،شایسته سالاری،معماری سازمانی،خط مشی گذاری،سازگاری فعالیت ها ومنابع،بهبود رضایتمندی وبازخوردمی باشد.
شناسایی و اولویت بندی استراتژی های مدیریت پروژه چابک در مواجهه با بحرانی ترین تغییرات در پروژه های ساخت و ساز با روش ترکیبی AHP-TOPSIS فازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تغییرات در پروژه ها اجتناب ناپذیر بوده و اثرات زیان باری را در قالب تاخیر، افزایش هزینه و کاهش بهره وری بر پروژه های عمرانی می گذارد. مدیریت تغییرات نقش بسزایی در افزایش موفقیت پروژه ها دارد. جستجوی مکانیزمی منعطف برای تسهیل مدیریت پروژه که سازگاری بیشتری با تغییرات داشته باشد، انگیزه اولیه برای انجام این پژوهش است. مدیریت پروژه چابک فرصت های مدیریتی جدیدی را از طریق پذیرش تغییر، که جزء اجتناب ناپذیر فرآیند مدیریت پروژه در بخش ساخت و ساز است، ارائه می دهد. از آنجا که هزینه های سرمایه گذاری تغییرات بالا است، نیاز به اولویت بندی راهبردها و استراتژی های اصلی می باشد. بنابراین، این پژوهش با هدف معرفی و اولویت بندی عوامل چابک برای مدیریت تغییر پروژه های عمرانی انجام شد. برای این منظور بحرانی ترین تغییرات از طریق ادبیات در حوزه ساخت و ساز شناسایی شد. با استفاده از تکنیک ترکیبی AHP-TOPSIS فازی، اوزان معیارها و رتبه بندی استراتژی های چابک مشخص شدند. در بین معیارهای اصلی، معیار مشتری با وزن 0.631 رتبه اول، معیار پیمانکار با وزن 0.168 رتبه دوم، معیار مشاور با وزن 0.147 رتبه سوم و معیار عوامل خارجی با وزن 0.054 رتبه چهارم را کسب کرده است. در میان استراتژی های چابک، بهبود مستمر از طریق جلسات روزانه رتبه اول ، نظارت و ارزیابی پیشرفت پروژه به طور مداوم رتبه دوم و جریان کاری انعطاف پذیر رتبه سوم را کسب کردند.
بررسی اثربخشی قیمت گذاری اوراق اختیار معامله با استفاده از مدل های یادگیری ماشین در مقایسه با مدل بلک شولز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مشکلات اساسی که سرمایه گذاران در بازارهای سرمایه با آن روبه رو هستند، بحث مدیریت ریسک است. اوراق اختیار معامله از کاربردی ترین ابزار مالی در راستای مدیریت ریسک محسوب می شوند. ازاین رو، شیوه قیمت گذاری این اوراق اهمیت ویژه ای دارد. بااین حال، روابط پیچیده و غیرخطی میان عوامل مؤثر بر قیمت اختیار معامله، مدل سازی این روابط را با چالش هایی همراه کرده و منجر به استفاده از مفروضات محدودکننده و غیرواقعی در ساخت مدل ها شده است. یکی از راهکارهایی که برای حل این مسئله مطرح گردیده، استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین است. الگوریتم های یادگیری ماشین محدودیتی در یافتن روابط غیرخطی پیچیده میان متغیرها نداشته و می توانند بدون درنظرگرفتن مفروضات غیرواقعی، دست به ساخت مدل های موردنیاز بزنند. در همین راستا هدف این پژوهش بررسی عملکرد الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی قیمت اوراق اختیار معامله در مقایسه با مدل بلک شولز است. در این پژوهش از 144 اوراق اختیار معامله ای که از فروردین 1397 تا اردیبهشت 1403 در بورس اوراق بهادار تهران معامله شده اند، استفاده شده و به قیمت گذاری این اوراق با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین و مدل بلک شولز پرداخته شده است. برای بررسی عملکرد این مدل ها به مقایسه برآورد هریک از مدل ها باقیمت بازار این اوراق پرداخته شده است. این مقایسه با استفاده از معیارهای آماری میانگین خطا مطلق و جذر میانگین مربعات خطا انجام شده است. همچنین، پژوهش حاضر عملکرد الگوریتم های یادگیری ماشین و مدل بلک شولز را با در نظر گرفتن دوره قرارداد و ارزندگی اوراق نیز بررسی کرده است. نتایج نشان می دهد که الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی قیمت اوراق اختیار معامله نسبت به مدل بلک شولز عملکرد بهتری داشته اند. همچنین مقایسه عملکردمدل ها در پیش بینی قیمت متناسب با دوره قرارداد و ارزندگی اوراق نیز برتری الگوریتم های یادگیری ماشین را تائید می کند. در این میان، الگوریتم تقویت گرادیان سریع نسبت به سایر مدل ها بهترین عملکرد را داشته است.
تحلیل و پیش بینی قیمت جهانی نفت با رویکرد تلفیقی تکنیکال و بنیادی: ارائه سناریوهایی برای آینده قیمت نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نفت بواسطه وابستگی که کشور در همه زیرنظام های خود اعم از نظام اقتصادی، نظام برنامه ریزی، نظام اداری و غیره به آن دارد، از چالش برانگیزترین موضوعات اقتصاد ایران می باشد. بنابراین تحلیل تحولات بازار نفت اهمیت زیادی در امر برنامه ریزی دارد. این پژوهش به بررسی و تحلیل قیمت نفت، به عنوان یکی از مهم ترین عوامل مؤثر بر اقتصاد ایران، می پردازد. هدف اصلی، ارائه یک تحلیل جامع از رویدادهای اخیر بازار جهانی نفت، پیش بینی روند آتی قیمت و ترسیم چشم انداز و طراحی سناریو با استفاده از تلفیق روش های تکنیکال و بنیادی است. در این راستا، ضمن مرور مبانی نظری و پیشینه پژوهش، به بررسی عوامل مؤثر بر عرضه و تقاضای نفت، تحولات ژئوپلیتیکی و نقش فناوری های نوین در بازارهای انرژی پرداخته می شود. نتایج تحلیل تکنیکال و امواج الیوت رخداد موج صعودی قیمت نفت در بازار جهانی را نشان می دهد. با این حال از نظر تحلیل بنیادی، روند سال های آینده قیمت نفت، بستگی به برآیند تقابل نیروهای عرضه و تقاضا در این بازار خواهد داشت. براساس احتمال رخداد هر یک از عوامل اشاره شده، سه سناریو برای آینده قیمت جهانی نفت ترسیم شده است که مطابق آنها، دامنه قیمت بین 50 (در سناریوی نزولی) الی 120 (در سناریوی صعودی) دلار قرار دارد.
قیاس رویکردی الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی هزینه های نگهداشت راهبردهای معاملاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۱)
173-200
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، مقایسه رویکرد الگوریتم های یادگیری ماشین در پیش بینی هزینه های نگهداشت راهبردهای معاملاتی است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و روش جمع آوری داده ها، در دسته تحقیقات غیرآزمایشی قرار می گیرد و روابط بین متغیرها را بررسی و توصیف می کند و در نهایت، یک مدل ارائه می دهد که با استفاده از روش استقرایی قابل تعمیم به کل جامعه آماری خواهد بود. در این تحقیق، برای جمع آوری داده ها و اطلاعات، از روش کتابخانه ای استفاده شده است و با مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و ماهنامه بورس اوراق بهادار، داده های شرکت های نمونه جمع آوری شده است. با استفاده از روش حذف سیستماتیک، 150 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب شده است. برای توصیف و خلاصه داده های جمع آوری شده، از آمار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. همچنین، برای تحلیل داده ها از روش های غیرخطی مانند درخت تصمیم گیری و شبکه های عصبی استفاده و برای تایید یا رد فرضیه های تحقیق، از نرم افزارهای Excel 2016، Weka 9 و Matlab 2019 استفاده شده است. نتایج نشان می دهند که الگوریتم های یادگیری ماشین مانند درخت تصمیم گیری و شبکه های عصبی، توانایی بالایی در پیش بینی هزینه های نگهداشت راهبردهای معاملاتی دارند. همچنین، توانایی این الگوریتم ها از لحاظ آماری برابر است و تفاوت معنی داری بین آن ها مشاهده نشده است
بررسی الگوهای فضایی چند بعدی اثرات کمیته حسابرسی بر مدیریت سود با توجه به نقش بحران مالی و اندازه شرکت: مطالعه موردی شرکت های بورسی ایران و عراق با استفاده از مدل هیبریدی MSPAHM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
131-176
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر کمیته حسابرسی و اندازه شرکت بر مدیریت سود در دوران بحران مالی کووید-19 برای شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار ایران و عراق با رویکرد الگوهای فضایی چندبعدی پرداخته است. از رویکرد الگوهای فضایی چندبعدی برای دوره زمانی اواخر 2018 الی اوایل 2023 استفاده شده است. وجود وابستگی فضایی با آزمون های تشخیصی اقتصادسنجی فضایی تأیید و با مدل هیبریدی فضایی چندبعدی مورد بررسی قرار گرفته است. نتایج نشان داد که کمیته حسابرسی تأثیر منفی و معناداری بر مدیریت سود در هر دو کشور دارد، درحالی که اندازه شرکت تأثیر مثبت و معناداری بر آن دارد. همچنین، بازده دارایی قوی ترین تأثیر مثبت را بر مدیریت سود نشان داد، در حالی که اهرم مالی تأثیر منفی معناداری داشت. وابستگی فضایی معناداری بین شرکت ها در هر کشور و همچنین ارتباط فضایی بین کشوری در مدیریت سود مشاهده شد. شدت تأثیر تمامی متغیرها در ایران به طور معناداری بیشتر از عراق بود.کمیته حسابرسی نقش مهمی در کاهش مدیریت سود فرصت طلبانه در دوران بحران ایفا می کند، در حالی که شرکت های بزرگ تر و سودآورتر انگیزه بالاتری برای مدیریت سود دارند. وابستگی های فضایی درون کشوری و بین کشوری بر رفتار مدیریت سود تأثیرگذار است، که نشان می دهد رفتار مدیریت سود در یک شرکت تحت تأثیر رفتار شرکت های مرتبط داخلی و خارجی قرار دارد. این نتایج اهمیت تقویت ساختارهای نظارتی مانند کمیته های حسابرسی، توجه به ویژگی های شرکت در ارزیابی ریسک مدیریت سود و در نظر گرفتن وابستگی های فضایی درون کشوری و بین کشوری را در سیاست گذاری های حسابداری و نظارتی برجسته می سازد
انتخاب نسبت های مالی موثر بر پیش بینی درماندگی مالی و پیش بینی درماندگی مالی با استفاده از مدل شبکه عصبی مصنوعی و مدل رگرسیون لاجستیک (مورد مطالعه: شرکت های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
129-160
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی نسبت های مالی مؤثر بر پیش بینی درماندگی مالی با استفاده از مدل-های رگرسیون انتخاب گام به گام و رگرسیون لاسو و سپس پیش بینی درماندگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بازار سرمایه ایران با استفاده از مدل شبکه های عصبی چند لایه و مدل لاجستیک می باشد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش شناسی، کمی، پس رویدادی، توصیفی و همبستگی است. جامعه آماری شامل کلیه شرکت های فعال در بازار سرمایه ایران طی سال های ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۱ بوده که پس از غربال گری، ۱۴۸ شرکت به عنوان نمونه انتخاب شدند. متغیرهای مستقل پالایش شده اولیه شامل ۱۹ نسبت مالی در چهار گروه نقدینگی، سودآوری، اهرمی و فعالیت بودند. برای تحلیل داده ها ابتدا از آزمون های مانایی، چاو، هاسمن و سپس مدل رگرسیون پانل دیتا با اثرات ثابت استفاده شد و برای انتخاب نسبت های مالی از روش های رگرسیون گام به گام و لاسو استفاده شد که در هر دو روش، ۴ متغیر کلیدی شناسایی شدند.در گام بعدی، مدل رگرسیون لاجستیک و شبکه عصبی مصنوعی برای پیش بینی درماندگی مالی به کار گرفته شد. نتایج نشان داد شبکه عصبی با مقدار 6/92 درصد صحت بالاتری نسبت به رگرسیون لاجستیک با 48/89 درصد دارد.
شناسایی و اولویت بندی راهکارهای عملیاتی بهبود تجربه لذت بخش مشتری در خریدهای الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
113 - 131
حوزههای تخصصی:
هدف: رقابت شدید،کسب وکارهای الکترونیکی را به سوی خلق تمایز از طریق ایجاد تجربه لذت بخش برای مشتریان سوق داده است؛ زیرا تجربه لذت بخش و موفق باعث رضایت مندی مشتریان، تبلیغات توصیه ای و در نهایت خرید مجدد می گردد و تجربه ناموفق سبب از بین رفتن اعتماد مشتری و انتخاب جایگزین برای خریدهای آتی خواهد شد. بنابراین هدف این پژوهش شناسایی و اولویت بندی راهکارهای عملیاتی بهبود تجربه لذت بخش مشتری در خریدهای الکترونیک فروشگاه های مجازی در صنعت پوشاک است.روش: برای این منظور از رویکرد آمیخته (کیفی - کمی) از نوع متوالی اکتشافی با استفاده از روش دلفی فازی بهره گرفته شد. جامعه مورد مطالعه شامل16 نفر از خبرگان در زمینه موضوع مورد پژوهش بود. جهت جمع آوری داده ها، از دو روش اسنادی و میدانی بهره گرفته شد. ابزار جمع آوری داده ها در فاز کیفی، بررسی اسناد و مدارک و مصاحبه نیمه عمیق و در فاز کمی، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. داده ها در بخش کیفی با بکارگیری تکنیک تحلیل محتوا و در بخش کمی با استفاده از روش دلفی فازی تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که راهکارهای بهبود تجربه لذت بخش مشتری در خریدهای الکترونیکی به ترتیب اولویت شامل تقویت آمیخته بازاریابی با امتیاز 669/.، بهبود ویژگی های وب سایت با امتیاز 663/. و مشتری مداری با امتیاز 647/. می باشند. نتیجه گیری: لذا با توجه به خرید الکترونیکی پیشنهاد می گردد که تبلیغات کاملا متناسب با کیفیت محصول و منطبق با واقعیات باشد تا مشتریان با اطمینان بیشتری خرید کنند.
الگوی حکمرانی نبوی مبتنی بر نظام نهادی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۱
31 - 52
حوزههای تخصصی:
حکمرانی به مجموعه ای از قوانین، قواعد، فرایندها و سازوکارهایی اطلاق می شود که از طریق آن ها روابط اجتماعی مدیریت و سامان دهی می شود. نهادهای اجتماعی به عنوان ساختارهای پایداری، که از عقاید، باورها، ارزش ها و هنجارهای اجتماعی شکل گرفته است، نقشی اساسی در هدایت و تنظیم تعاملات اجتماعی دارند. این پژوهش به بررسی الگوی حکمرانی نبوی مبتنی بر نظام نهادی می پردازد. فرضیه پژوهش آن است که هرگاه آموزه های قرآن کریم مطابق سنت نبوی، با پذیرش حداکثری امت اسلامی، به مرحله اجرا در آید، مجموعه ای از نهادهای اجتماعی مبتنی بر آن آموزه ها شکل خواهد گرفت و حکمرانی اسلامی در قالب ارتباط شبکه ای میان آن نهادها برقرار می شود. این پژوهش پس از واکاوی مفاهیم «حکمرانی» و «نهاد»، با رویکردی تاریخی اجتماعی، به تحلیل الگوی حکمرانی اسلامی در دوران حیات پیامبر اکرم(ص) می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که پیامبر اکرم(ص) با ترویج سنت های اجتماعی اسلام به ایجاد یا ترمیم نهادهایی مانند نهاد خانواده، تعلیم و تزکیه، مسجد، جهاد، وقف و انفاق، امر به معروف و نهی از منکر، نماز جمعه و حج و نهادهای دیگری پرداختند که همگی تحت مدیریت الهی نهاد امامت، رفتار و تعاملات اجتماعی را به سوی تحقق حیات طیبه و سعادت دنیوی و اخروی هدایت می کند و حکمرانی اسلامی، متکی بر قوانین و قواعد الهی، به صورت فرایندها و سازوکارهایی در تعامل و ارتباط میان نهادهای متعالی تشکیل می شود.
ایلاف: چارچوب مفهومی توسعه صنعتی جمهوری اسلامی ایران در امتداد کلان راهبرد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
1 - 35
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با تمرکز بر دغدغه های راهبردی جمهوری اسلامی ایران در حوزه توسعه صنعتی و ارتقای قدرت ملی، به تبیین و توسعه چارچوب مفهومی «ایلاف» می پردازد. در گام نخست، با رویکردی روایت پژوهانه، مجموعه ای از شواهد تجربی درخصوص ناکامی های تاریخی صنعت کشور مورد واکاوی قرار می گیرد. در ادامه، ریشه های این ناکامی ها در قالب یک مدل پویایی شناسی با تأکید بر دو حلقه تقویت کننده بازنمایی شده و روند انباشت ناکارآمدی در ساختار تاریخی صنعت ایران، تحت تأثیر تنش های ژئوپلیتیکی برون زا و حکمرانی واگرای درونی، تحلیل می شود. در گام بعد، با بازخوانی مفهوم «کلان راهبرد»، امکان های توسعه صنعتی در بستر پیچیدگی های امنیتی و وضعیت تنهایی استراتژیک ایران در عرصه رقابت قدرت های جهانی بررسی می شود. در این خوانش نوین، «کلان راهبرد» به قابلیت حل هم زمان معادلات راهبردی خارجی و داخلی در یک دستگاه منسجم اشاره دارد که در تلاقی ارکان سه گانه 1)دیپلماسی راهبردی، 2)حکمرانی همگرا و 3)زنجیره های ارزش راهبردی، امکان تحقق پیدا می کند. چارچوب مفهومی ایلاف بر آن است تا راهبرد توسعه صنعتی را با کلان راهبرد ملی هم راستا ساخته و این دو را در راستای تثبیت موقعیت جمهوری اسلامی ایران در معادلات قدرت جهانی به وحدت برساند. بدین سان، ایلاف هم فرآیند توسعه صنعتی کشور را در امتداد کلان راهبرد نظام قرار می دهد و هم کلان راهبرد را نسبت به ملزومات و اقتضائات توسعه صنعتی حساس و هوشمند می سازد. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. داده ها از طریق تحلیل اسناد و مصاحبه باز گردآوری شده است و در مرحله بعد، در چارچوب روش چهارمرحله ای اسپریگنز و با استفاده از رویکرد گروه کانونی مورد تحلیل قرار گرفته اند.
مدلسازی آموزش مدیریت منابع انسانی نسل سوم دانشگاه های علوم پزشکی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
132 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مدل سازی آموزش منابع انسانی نسل سوم دانشگاه های علوم پزشکی کشور می باشد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی-توسعه ای و از نظر شیوه گردآوری داده ها توصیفی-پیمایشی است. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل مدیران دانشگاه های علوم پزشکی کشور است که با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. در بخش کمی نیز از دیدگاه 384 نفر از کارشناسان دانشگاه های علوم پزشکی کشور استفاده شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته می باشد. برای تحلیل مصاحبه های تخصصی از روش تحلیل مضمون با نرم افزار MaxQDA20 استفاده شد. برای اعتبارسنجی الگو از روش حداقل مربعات جزئی با نرم افزار 3Smart PLS استفاده گردید. نتایج نشان داد حکمرانی، سیاست و قانون گذاری، دین و فرهنگ، عوامل امنیتی و دفاعی بر عوامل اجتماعی و اقتصادی تأثیر دارند. عوامل اجتماعی و اقتصادی نیز بر ساختار، آمادگی و زیرساخت، تعاملات و ارتباطات و پژوهش و فناوری تأثیر می گذارند. این عوامل نیز بر مدیریت اجرایی اثر می گذارد و مدیریت اجرایی بر ویژگی های جسمی، صلاحیت های علمی، عقلی، روانی، رفتاری، معنوی و اخلاقی تأثیر می گذارند. این عوامل نیز بر راهبری و مدیریت آموزشی گذاشته و در نهایت به آموزش منابع انسانی نسل سوم دانشگاه های علوم پزشکی منتهی می شود.
تحلیل و رتبه بندی عوامل مؤثر در توسعه پایدار اقتصادی سکونتگاه های روستایی استان فارس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
241 - 260
حوزههای تخصصی:
سکونتگاه های روستایی در جهت دست یابی به توسعه پایدار نیاز به توسعه در جنبه های مختلف از جمله بعد اقتصادی دارند. شناخت مهم ترین عوامل اثرگذار در این روند و اولویت بندی آن ها در این راستا بسیار حائز اهمیت است. پژوهش حاضر با هدف شناخت و رتبه بندی مهم ترین عوامل اثرگذار در توسعه پایدار اقتصادی سکونتگاه های روستای استان فارس انجام گرفت. برای دست یابی به این هدف از روش تحقیق توصیفی تحلیلی و استفاده از نظرات کارشناسان و دو تکنیک تصمیم گیری چندمعیاره TOPSIS و AHP با نرم افزار Expert Choice استفاده شد. نتایج تجزیه و تحلیل و خروجی نرم افزار نشان داد که نتایج هر دو مدل بسیار به هم نزدیک بوده و شاخص های دسترسی به منابع طبیعی، زیرساخت های اصلی و جذب سرمایه بیشترین اهمیت و وزن را در پژوهش داشته و همچنین اصلی ترین بخش های اقتصادی در سکونتگاه های روستایی استان فارس نیز به ترتیب بخش های کشاورزی و گردشگری بوده و در رتبه های بعد فعالیت های بخش الکترونیک و خدمات امتیاز بسیار نزدیک به هم را کسب کردند و در رتبه آخر نیز فعالیت های بخش صنایع قرار گرفته اند. می توان گفت در جهت دست یابی سکونتگاه های روستایی استان فارس به توسعه اقتصادی پایدار، تصمیم گیران و مدیران ملی و استانی باید فعالیت های بخش کشاورزی را با توجه به ساختار روستاهای استان در اولویت قرار دهند و با بهره وری بهینه از منابع طبیعی در دسترس و جذب سرمایه و تکمیل زیرساخت های اصلی شرایط مناسب را برای توسعه اقتصادی پایدار فراهم سازند.
نقش عوامل اخلاق فردی و سازمانی در تبیین رفتار اخلاقی حسابداران رسمی
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی نقش عوامل اخلاق فردی و سازمانی در تبیین رفتار اخلاقی حسابداران رسمی می باشد تا از این طریق الگوی جدیدی از رفتار تصمیم گیری اخلاقی در حسابداری فراهم گردد. جامعه آماری این تحقیق را حسابداران مستقل رسمی شاغل در مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران تشکیل می دهند. روش شناسی این تحقیق توصیفی، پیمایشی و از نظر هدف کاربردی؛ و ابزار گردآوری داده ها مبتنی بر پرسشنامه استاندارد انجام گرفت. تجزیه و تحلیل یافته ها مبتنی بر آزمون های همبستگی، و مدل یابی معادلات ساختاری حاکی از آن است که از بین عوامل ایدئولوژی اخلاقی، نسبی گرایی بر رفتار اخلاقی حسابداران رسمی رابطه معنادار دارد؛ همچنین سازه های شکل دهنده حرفه ای گرایی (بجز تعهد رسمی و استقلال) بر رفتار اخلاقی حسابداران رابطه معنادار دارند. ادراک از جو اخلاقی مؤسسات حسابرسی نیز بر رفتار اخلاقی حسابداران معنادار است. عوامل شناسایی شده مؤثر بر رفتار اخلاقی حسابداران رسمی شاغل قابلیت کاربرد برای سیاست گذاری در تدوین مقررات و همچنین سیستم ها و شیوه های آموزشی دارند و همچنین می توانند برای تقویت جو اخلاقی مؤسسات حسابرسی به عنوان یک وجه ملزم برای رفتار اخلاقی حسابداران مورد استفاده قرار گیرند.
تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد استارت آپ با تأکید بر انعطاف پذیری استراتژیک و نوآوری دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دنیای پیچیده و رقابتی امروز، شرکت های استارت آپی برای شناسایی فرصت ها و ایجاد نوآوری نیازمند مدیریت دانش قوی و به روز هستند. در این راستا، مدیریت دانش می تواند به استارت آپ ها کمک کند تا با بهره گیری از اطلاعات دقیق و استفاده به موقع از آن، نوآوری های مؤثری ایجاد کنند و در بازار رقابتی بتوانند جایگاه خود را حفظ کنند. ازاین رو، هدف این پژوهش بررسی تأثیر مدیریت دانش بر عملکرد استارت آپ های ایرانی با تمرکز بر نقش میانجی نوآوری دیجیتال و تعدیل گری انعطاف پذیری استراتژیک است که در مطالعات قبلی مورد بررسی قرار نگرفته است. این پژوهش به صورت کمی و از نوع مطالعات کاربردی است. جامعه آماری شامل 1321 شرکت استارت آپی در سطح کشور است. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد و از طریق نظرات مدیران شرکت های استارت آپی جمع آوری شده است. تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری و به صورت حداقل مربعات جزئی مورد ارزیابی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که مدیریت دانش تأثیر مثبت و مستقیم بر عملکرد استارت آپ ها دارد. همچنین، نوآوری دیجیتال به عنوان میانجی تأثیر مدیریت دانش را تقویت می کند و انعطاف پذیری استراتژیک نیز این رابطه را به طور مثبت تعدیل می کند. این پژوهش با ارائه یک مدل جدید برای بهبود عملکرد استارت آپ ها، نشان داد که نوآوری دیجیتال و انعطاف پذیری استراتژیک عوامل کلیدی در تقویت اثر مدیریت دانش بر عملکرد این شرکت ها هستند.
داوری پذیری دعاوی بانکی در حقوق ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
191 - 220
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در صدد بررسی امکان قانونی ارجاع دعاوی بانکی به داوری و چالش های آن است. نویسندگان کوشیده اند، با بررسی قوانین و مقررات بانکی، قانون آیین دادرسی مدنی و مقررات داوری، هم چالش های داوری پذیری دعاوی بانکی و هم راه کارهای آن را با نظرداشت معایب و مزایای داوری در این نوع از دعاوی مورد مطالعه قرار دهند. در این مسیر، امکان داوری پذیری با ملاحظه قانون اخیرالتصویب بانک مرکزی نیز مورد مداقه قرار گرفت. بر این بنیاد، پرسش اصلی پژوهش این است که آیا دعاوی بانکی امکان ارجاع به داوری را دارند یا خیر. حاصل پژوهش، چنین گرد آمده است که امکان داوری در دعاوی بانکی همچنان وجود دارد و حتی ترویج این شیوه حل و فصل در حقوق بانکی کاملاً ضروری است. بر همین بنیاد، وضع قانون جدید بانک مرکزی و تمهید شعب ویژه رسیدگی به دعاوی بانکی نیز مانع ارجاع دعاوی بانکی به داوری نیست و از ضرورت موجود نخواهد کاست و از نظر قانون اساسی و سایر قوانین نیز مانعی برای حل و فصل بسیاری از دعاوی بانکی از طریق داوری وجود ندارد. تقویت آموزش حقوق و دعاوی بانکی برای دانشجویان حقوق و کارآموزان وکالت، آموزش مباحث داوری و مزایای داوری تخصصی به مدیران ارشد بانکی، تشویق بانک ها به ارجاع دعاوی بانکی به داوری و استفاده از ظرفیت های نهادهای داوری متخصص در زمینه داوری و به ویژه حل و فصل دعاوی بانکی به شیوه ای نظام مند توسط مراجع داوری نیز از جمله پیشنهادهایی است که از سوی نویسندگان مقاله جهت ترویج داوری بانکی ارائه شد. نویسندگان کوشیده اند پژوهشی کاربردی و تحلیلی ارائه نمایند، لذا روش تحقیق به کار رفته در این پژوهش و شیوه گردآوری و تدوین یافته ها نیز تحلیلی و کتابخانه ای و با نگرشی کاربردی است.
طراحی مدل بازاریابی متاورس در بانک مسکن با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
633 - 716
حوزههای تخصصی:
هدف نهایی پژوهش حاضر، طراحی مدل بازاریابی متاورس در بانک مسکن با رویکرد داده بنیاد و تمرکز بر تحول دیجیتال در بستر صنعت بانکداری ایران است؛ مدلی که بتواند به بهبود رقابت پذیری، ارتقای تجربه مشتری و خلق ارزش های نوین مبتنی بر فناوری های پیشرفته کمک نماید. این تحقیق با بهره گیری از رویکرد نظام مند نظریه داده بنیاد اشتراوس و کوربین (1998)، فرایند کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) را طی نموده است؛ به نحوی که محقق بر اساس مصاحبه های عمیق با خبرگان، موفق به شناسایی 5 مقوله اصلی، 26 مقوله فرعی و 65 کد مفهومی به عنوان ابعاد و مولفه های اثرگذار در شکل گیری مدل بازاریابی متاورسی بانک مسکن گردید. در فاز اول (کیفی) پژوهش، جامعه آماری متشکل از مدیران ارشد، کارشناسان متخصص و تحلیل گران حوزه های بانکداری دیجیتال، بازاریابی فناوری محور و متاورس بانکی، همچنین اساتید دانشگاهی و پژوهشگران فعال در زمینه بانکداری آینده نگر و فناوری های مالی نوین بود که با روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک گلوله برفی، تعداد ۱۴ نفر از میان خبرگان کلیدی تا مرحله اشباع نظری انتخاب شدند. در این مرحله، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و بر پایه پروتکل علمی گردآوری و با نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. در فاز دوم (کمی) با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی و بر اساس جدول مورگان، تعداد 434 پرسشنامه توزیع و جمع آوری شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه استانداردشده بر مبنای ابعاد استخراج شده از مرحله کیفی بود. داده های کمی با استفاده از نرم افزارهای SPSS26 و SmartPLS4 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و برازش مدل مفهومی و آزمون فرضیات انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد که متغیرهای علی همچون فشارهای رقابتی بانکداری، الزامات قانونی و نظارتی، تغییرات ترجیحات مشتریان و فشارهای زیست محیطی، به همراه زیرساخت های فناوری، فرهنگ و سرمایه انسانی، ظرفیت تحقیق و توسعه و شبکه سازی دیجیتال، شالوده و بستر لازم را برای تحول بازاریابی داده بنیاد در بانک مسکن فراهم می کنند. نقش محوری بازاریابی داده بنیاد، توسعه محصولات نوآورانه و مدیریت تجربه مشتری، ارتباطی پویا بین شرایط علی، راهبردهای دیجیتال و پیامدهای عملکردی از جمله افزایش بهره وری، توسعه بازار و ارتقای کیفیت خدمات ایجاد نموده است. بر این اساس، مدل نهایی پژوهش پیوندی منسجم و داده محور میان سیاست گذاری کلان، مدیریت ریسک، چابک سازی سازمانی و توسعه بازاریابی متاورسی برقرار ساخته است. این مدل به عنوان نقشه راهی برای مدیران و سیاست گذاران بانکی، می تواند زمینه ساز استقرار بانکداری نسل جدید و ایجاد مزیت رقابتی پایدار در صنعت مالی کشور باشد.
کیفیت گزارشگری مالی انگیزه ای برای فعالیت های خیریه، علامت دهی یا سرمایه گذاری مسئولیت پذیری اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۵
237 - 273
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی وجود انگیزه های مرتبط با فرضیه های خیریه، علامت دهی و سرمایه گذاریِ مسئولیت پذیری اجتماعی و همچنین نقش کیفیت گزارشگری مالی در ایجاد این انگیزه ها در صورت وجود است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی بوده و از نظر اجرا و بررسی رابطه بین متغیرها در شاخه پژوهش های توصیفی-همبستگی قرار دارد. بر اساس شرایط و محدودیت های اعمال شده، نمونه آماری غربال شده متشکل از 101 شرکت پذیرفته شده در بورس تهران در طی سال های 1393 الی 1402 بوده و با استفاده از الگوهای رگرسیونی چند متغیره مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج بیانگر آن است که مشارکت شرکت ها در فعالیت های مسئولیت پذیری اجتماعی با انگیزه هایی به غیر از اهداف خیریه انجام شده و کیفیت گزارشگری مالی تأثیر مثبت و معناداری بر مسئولیت پذیری اجتماعی بهینه که انگیزه های سرمایه گذاری را در خود جای داده است داشته و تأثیر منفی و معناداری نیز بر انحراف از مسئولیت پذیری اجتماعی بهینه که انگیزه های علامت دهی را در خود جای داده است دارد. به طور کلی بر اساس نتایج می توان بیان نمود که شرکت های دارای کیفیت گزارشگری مالی بالاتر، کمتر احتمال دارد که از طریق مسئولیت پذیری اجتماعی علامت های فرصت طلبانه ارسال کنند و در نتیجه، مسئولیت پذیری اجتماعی در این شرکت ها بهینه تر و یا به عبارت دیگر به منظور اهداف سرمایه گذاری، کسب سود و افزایش ارزش شرکت انجام می شود.
الزامات و بسترهای فرآیند خودتوسعه ای کارمندان در سازمان مبتنی بر رویکرد آموزشی هیوتاگوژی: مورد مطالعه معلمان مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۴
118 - 143
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی الزامات و بسترهای فرآیند خودتوسعه ای کارمندان در سازمان مبتنی بر رویکرد آموزش هیوتاگوژی است. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش پدیدار شناسی توصیفی انجام گرفت. حوزه پژوهش شامل کلیه معلمان دوره آموزش ابتدایی، مدیران مدارس و متخصصان موضوعی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه ی نیمه ساختاریافته با 8 نفر از اساتید دانشگاه، 10 نفر از معلمان دوره آموزش و پرورش ابتدایی و 4 نفر از مدیران مدارس ابتدایی جمع آوری شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش تحلیل مضامین در سه سطح مضامین فراگیر، سازمان دهنده و پایه استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و کوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده ی پانزده مضمون سازمان دهنده محوری و چهار بُعد فراگیر مشتمل بر الزامات رفتاری(مشتمل بر محورهایی چون انگیزش، تعهد، ویژگی شخصیتی و تخصص حرفه ای)، الزامات برنامه ای (مشتمل بر محورهایی چون مدیریت دانش پداگوژیک، برنامه درسی محیط کار، رویکرد جانشین پروری سازمانی و منتورینگ همتا)، الزامات ساختاری(مشتمل بر محورهایی چون رویکرد مدیریت شبکه ای، حمایت و پشتیبانی و نیازسنجی)، الزامات زمینه ای (مشتمل بر محورهایی چون بهبود نگرش، کیفیت گرایی، فرهنگ سازی و تجدید کارراهه شغلی) سازمان یافت. از این رو با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که توجه به فرآیند خودتوسعه ای معلمان مبتنی بر ابعاد فردی، سازمانی و فرهنگی در آموزش و پرورش است.