ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۶۱ تا ۱٬۰۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
۱۰۶۱.

تحلیل انتقادی دیدگاه شهید مطهری در باب «امکان مشروعیت ربا در فعالیت های بانکی»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ربا شهید مطهری فعالیت بانکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۹
1. مقدمه و هدف بانک ها از مهم ترین نهادهای مالی در نظام اقتصادی معاصر به شمار می آیند که با جذب سپرده ها و اعطای وام بر اساس الگوی قرض همراه با بهره، نقش مؤثری در تجهیز و تخصیص منابع پولی دارند. این فرایند، اگرچه از منظر اقتصادی در جلوگیری از رکود سرمایه و تقویت چرخه تولید مؤثر است، اما از منظر فقهی می تواند مصداق «ربا» تلقی شود؛ پدیده ای که قرآن کریم آن را به صراحت نهی کرده و بسیاری از فقهای مسلمان، حرمت آن را از ضروریات دین اسلام دانسته اند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که آیا حرمت ربا محدود به روابط مالی میان اشخاص حقیقی است یا آن که اطلاق ادله قرآنی و روایی، نهادهای حقوقی و بانک های دولتی را نیز دربرمی گیرد؟ 2. مواد و روش ها این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی و بر پایه مطالعه کتابخانه ای انجام شده است. منابع تحقیق شامل آثار فقهی و اصولی امامیه و اهل سنت، متون قرآنی و روایی، و نیز منابع اقتصادی و بانکی معاصر است. در تحلیل داده ها از روش استدلال فقهی مبتنی بر اطلاق، تقیید و الغای خصوصیت بهره گرفته شده تا استدلال شهید مطهری درباره مشروعیت بهره بانکی ارزیابی گردد. 3. یافته های تحقیق بر اساس بررسی متون، شهید مطهری با تکیه بر دو مبنا، یعنی انحصار حرمت ربا به سرمایه های خصوصی و الغای خصوصیت از مستثنیات حرمت ربا، احتمال داده است که حرمت ربا به روابط مالی میان اشخاص حقیقی اختصاص دارد. از نظر وی، در صورتی که ربا توسط بانک های دولتی دریافت شود و درآمد حاصل از آن در مصارف عمومی و رفع نابرابری اقتصادی هزینه گردد، عنوان حرمت بر آن صدق نمی کند. افزون بر این، موارد استثناشده از حرمت ربا در فقه، صرفاً در مقام بیان مصداق اند و می توان با الغای خصوصیت از آنها، بهره بانکی را نیز خارج از دایره ربا دانست. 4. بحث و نتیجه گیری یافته های تحقیق نشان می دهد که اطلاق آیات و روایات ناظر به حرمت ربا شامل هرگونه زیاده مالی می شود و میان اشخاص حقیقی و حقوقی، خصوصی یا دولتی، تفاوتی در حکم وجود ندارد. هیچ دلیل معتبر شرعی برای استثنای قراردادهای بانکی از این حرمت در دست نیست و استدلال مبتنی بر الغای خصوصیت نیز فاقد وجاهت اصولی است، زیرا بر برداشت شخصی استوار است و از تناسب حکم و موضوع عرفی تبعیت نمی کند. بنابراین، بهره بانکی حتی در بانک های دولتی مصداق ربای قرضی است و مشروعیت آن نیازمند دلیل خاص و معتبر شرعی است که تاکنون ارائه نشده است.
۱۰۶۲.

واکاوی محرک های افشای ریسک پایداری در گزارش های سالانه شرکت ها: رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: افشای ریسک پایداری گزارش های سالانه رویکرد فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۹
پژوهش حاضر به واکاوی افشای ریسک پایداری در گزارش های سالانه شرکت ها پرداخته است؛ که ازنظر نتیجه، کاربردی، ازنظر روش توصیفی از نوع همبستگی و پس رویدادی است. پژوهش حاضر با استفاده از روش پژوهش کیفی فراترکیب صورت گرفت. روش فراترکیب با استفاده از گام های هفت گانه روش سندلوسکی و باروسو (2007) به ارزیابی و تحلیل نظام مند نتایج و یافته های پژوهش های پیشین پرداخته است. جامعه آماری پژوهش های منتشر شده در پایگاه های اطلاعاتی داخلی و خارجی است که در مجموع 33 مقاله نهایی گردید. با استفاده از روش کمی آنتروپی شانون، بر اساس رویکرد تحلیل محتوا به تعیین ضرایب اثر اجزای شناسایی شده در پژوهش های نهایی شده، پرداخته شد. یافته ها حاکی از آن است که داده ها در 57 کد اولیه و 12 مؤلفه و 3 بعد طبقه بندی می شود. در بین مؤلفه های شناسایی شده، استفاده مجدد از محصولات خارج از حد استاندارد در بخش های نیم ساخته با دوباره کاری و یا تبدیل به کامپاند، جمع آوری و تفکیک پسماندهای قابل بازیافت، جایگزینی انرژی های پاک مانند انرژی خورشیدی نسبت به سایر مؤلفه ها از اهمیت بیشتری برخوردارند.: این پژوهش با بررسی جامع افشای ریسک پایداری در گزارش های سالانه شرکت، چشم انداز جدیدی در بررسی الگوی افشای ریسک پایداری در اختیار استفاده کنندگان نتایج پژوهش قرار می دهد و آگاهی ذینفعان را بر این نوع افشاگری بهبود می بخشد.
۱۰۶۳.

طراحی و ارزیابی الگوی پرتفوی سرمایه گذاران نهادی در بازارهای مختلف با رویکرد نوین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سرمایه گذاران نهادی پرتفوی ریسک سرمایه گذاری تکنیک نوین سرمایه گذاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
هدف این پژوهش طراحی و ارزیابی الگوی پرتفوی سرمایه گذاران نهادی در بازارهای مختلف با رویکردی نوین می باشد. این پژوهش به صورت اکتشافی و پیمایشی صورت گرفته است و در بخش کیفی با استفاده از روش دلفی و در بخش کمی مدل ساختاری تفسیری و روش معادلات ساختاری انجام می شود. در بخش کیفی و همچنین روش مدل ساختاری تفسیری برای جامعه مورد مطالعه، مدیران و کارشناسان شرکت های عضو بورس اوراق بهادار تهران و اعضای هیأت علمی در رشته مدیریت مالی که با استفاده از روش نمونه گیری قضاوتی در دسترس 12 فرد انتخاب شدند و با استفاده از تکنیک کتابخانه ای، مؤلفه های تأثیرگذار بر مدل شناسایی شدند. ابتدا با استفاده از تکنیک دلفی به غربال و ارزیابی مولفه های شناسایی پرداخته شده است. در ادامه مدلسازی با استفاده از روش دلفی و روش ساختاری تفسیری انجام شده است. نرم افزار مورد استفاده EXCEL و MICMAC می باشد. جامعه کمی سرمایه گذاران بورس اوراق بهاردار نامحدود است و با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. بر اساس پرسشنامه محقق ساخته بر اساس تحلیل کیفی، داده ها با استفاده از کدگذاری و تحلیل مسیر مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. برای برازش مدل پیشنهادی، از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SMARTPLS استفاده شد. بر اساس تکنیک دلفی، پنج دسته از عوامل کلیدی شامل جایگاه ریسک، شرایط سرمایه گذاری، تحولات بازار، برنامه ریزی مالی و سودآوری و رشد پایدار شناسایی شدند.
۱۰۶۴.

الگوی علی رابطه بین ویژگی های رهبری خدمتگزار و حمایت اجتماعی ادرا ک شده: نقش میانجی انرژی احساسی و انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انرژی احساسی انعطاف پذیری شناختی حمایت اجتماعی ادراک شده رهبری خدمتگزار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۸
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر ویژگی های رهبری خدمتگزار بر حمایت اجتماعی ادراک شده با تاکید بر نقش میانجی انرژی احساسی و انعطاف پذیری شناختی انجام شد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها توصیفی - همبستگی از نوع مدل معادلات ساختاری می باشد. جامعه آماری پژوهش کارکنان غیر هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران به تعداد 17933 نفر بودند. جهت نمونه گیری از روش نمونه گیری در دسترس استفاده و حجم نمونه نهایی با توجه به فرمول کوکران 403 نفر در نظر گرفته شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد رهبری خدمتگزار پترسون، حمایت اجتماعی ادراک شده زیمت، انرژی احساسی ون کاتویک و انعطاف پذیری شناختی دنیس و واندروال استفاده شد که روایی و پایایی آنها مورد تایید قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از نرم افزارهای SPSS   و SmartPLS استفاده گردید. یافته های پژوهش نشان داد بین ویژگی های رهبری خدمتگزار و حمایت اجتماعی ادراک شده، رابطه مثبت و معنی داری برقرار است و انعطاف پذیری شناختی در این رابطه نقش میانجی دارد. اما نقش انرژی احساسی در رابطه بین ویژگی های رهبری خدمتگزار و حمایت اجتماعی ادراک شده به عنوان میانجی تایید نشد. بر اساس نتایج، ویژگی های رهبری خدمتگزار بر حمایت اجتماعی ادراک شده، انرژی احساسی و انعطاف پذیری شناختی کارکنان تاثیر مثبت دارد. بنابراین پیشنهاد می گردد مدیران ویژگی های رهبری خدمتگزار را در جهت خدمت رسانی به کارکنان در نظر بگیرند و با روش های گوناگون باعث افزایش انگیزش و عملکرد آنان شوند.
۱۰۶۵.

بازشناسی مضامین خودناتوانی سازی در مقابل توان سازی مدیران در دانشگاه علوم پزشکی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: خودناتوانی سازی توان سازی مدیران دانشگاه علوم پزشکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه و هدف: خودناتوان سازی در هر موقعیتی که توانایی فرد مورد تهدید قرار می گیرد، اتفاق می افتد. خود ناتوان سازی به عنوان شکلی از رفتارهای اجتنابی به کاهش و تخریب عملکرد منجر می شود. سازمان ها برای آنکه در محیط رقابتی از سایر رقبا عقب نمانند، ناگزیر به اجرای توانمندسازی مدیران خود هستند. هدف این پژوهش، بازشناسی مضامین خود ناتوان سازی در مقابل توان سازی مدیران در دانشگاه علوم پزشکی می باشد. روش تحقیق: روش این پژوهش، تحلیل مضمون می باشد و ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق بود که به روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شد. جامعه پژوهش شامل 15 نفر از خبرگان (مدیران، کارکنان، نخبگان و متخصصان واجد شرایط سازمان دولتی ایران) تا سطح اشباع بودند. یافته ها: خودناتوان سازی با عنوان مضمون فراگیر مشتمل بر 5 مضمون پیشران های خودناتوان سازی، خودناتوان سازی فردی، بستر سازهای خودناتوان سازی، پیامدهای خودناتوان سازی و موانع خودناتوان سازی بود که 23 مضمون سازمان دهنده در 173 مولفه در قالب مضامین پایه را در برداشت. نتیجه گیری: پیشران های خودناتوان سازی و بسترهای آن، عملکرد فردی را مختل می کند، درحالی که عوامل تسهیل کننده مانند مهارت های اجتماعی می تواند خودکارآمدی را افزایش دهد. پیامدهای این پدیده نیز سبب کاهش سلامت روان و کیفیت خدمات می شود. برای ارتقای توان سازی، باید در جهت کاهش خودناتوان سازی تلاش کرد.
۱۰۶۶.

مدلسازی ریاضی دو هدفه برای طراحی شبکه های زنجیره تأمین تاب آور حلقه بسته(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: زنجیره تأمین حلقه بسته تاب آوری بهینه سازی چند هدفه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۱
هدف : در محیط های عملیاتی پر اختلال و همراه با ریسک بالا، طراحی صحیح شبکه زنجیره تأمین می تواند عواملی مانند تأمین پایداری، کاهش اختلال و افزایش توان اطمینان را به موجب تأمین و استمرار فعالیت، بیشتر کند. برای جلوگیری از ناکارآمدی های ناشی از طراحی های مجزا، لازم است که طراحی شبکه های مستقیم و معکوس به هم ادغام شود. در زنجیره تأمین حلقه بسته، علاوه بر جریان عادی کالا که از تأمین کننده به مصرف کنندگان نهایی منتقل می شود، به جریان معکوس محصولات برای بازیافت، بازسازی یا انهدام نیز توجه می شود. روش شناسی پژوهش : در این تحقیق یک شبکه زنجیره تأمین حلقه بسته تاب آور تحت شرایط ریسک های احتمالی و اختلال در سطوح تولیدکنندگان، توزیع کنندگان و مشتریان طراحی شده است. مدل پیشنهاد شده قادر است به صورت همزمان تعداد گره ها را ماکزیمم و هزینه کل را کمینه نماید. مسئله بهینه سازی چند هدفه با استفاده از روش معیار جامع به ازای P = 1 و P = 2 حل شده است. یافته ها : بر اساس نتایج حاصل شده، مدل پیشنهادی قادر است مقدار محصولات تولید شده، میزان تولیدات با ظرفیت بالا، مسیر انتقال محصولات، میزان جریان محصولات در هر مسیر و مقدار توابع هدف را تعیین نماید. سرانجام، یک تحلیل حساسیت بر روی پارامتر احتمال رخداد خرابی در گره و مسیر انجام شده است. طبق نتایج تحلیل حساسیت مشاهده شده است که اگر بروز خرابی در هر مسیر کاهش یابد، بیشترین بهبود در تابع هدف دوم حاصل می شود. اصالت / ارزش افزوده علمی : ارزش این پژوهش در طراحی یک مدل زنجیره تأمین حلقه بسته تاب آور است که به طور همزمان بهینه سازی چند هدفه و تحلیل حساسیت را برای مقابله با اختلالات در سطوح مختلف زنجیره در نظر می گیرد. این مدل توانایی تصمیم گیری جامع و دقیق تری برای مدیران زنجیره تأمین در شرایط پرریسک فراهم می سازد.
۱۰۶۷.

الگوی مدیریت الکترونیک منابع انسانی برای ارائه خدمات مطلوب آموزشی در دانشگاه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مدیریت الکترونیک منابع انسانی دانشگاه فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شاخص ها و مؤلفه های مدیریت الکترونیک منابع انسانی برای ارائه خدمات مطلوب آموزشی در دانشگاه انجام گرفت. رویکرد پژوهش حاضر کیفی و روش آن فراترکیب براساس مدل اروین و همکاران(2011) است. جامعه پژوهش، متشکل از 231 مقاله و پایان نامه تحصیلات تکمیلی درباره مدیریت الکترونیک منابع انسانی در دانشگاه است که بین سال های 1394 شمسی و 2015 میلادی تا 1402 شمسی و 2024 میلادی ارائه شده اند. نمونه پژوهش شامل 30 مقاله پژوهشی است که به صورت هدفمند جمع آوری و براساس پایش موضوعی داده ها انتخاب شده اند. برای اطمینان از نحوه کدگذاری ها از چهار نفر ارزشیاب جهت کدگذاری مجدد یافته ها استفاده شد که به منظور تایید از روش اسکات (2012) استفاده شد که در این پژوهش میزان توافق بین ارزشیابان عدد 86/81 بدست آمد. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد مطالعه، گردآوری شده اند. : بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها، مؤلفه های مدیریت الکترونیک منابع انسانی در دانشگاه در 5 بُعد و 51 عامل طبقه بندی شدند. این ابعاد شامل عوامل بسترساز و زمینه ای، فرایندها و کارکردهای مدیریت منابع انسانی الکترونیک، عوامل فنی، عوامل سازمانی و عوامل مدیریتی می باشد. با توجه به نتایج می توان نتیجه گرفت برای مدیریت الکترونیک منابع انسانی در دانشگاه توجه به عوامل فردی، سازمانی و مدیریتی باید مورد توجه قرار گیرد.
۱۰۶۸.

تبیین تاثیر هشداردهی حسابرسان بر کیفیت حسابرسی با نقش میانجی هوش هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هشداردهی حسابرسان کیفیت حسابرسی حسابرسان مستقل هوش هیجانی مدل سازی معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۹
هدف: کیفیت حسابرسی به توانایی حسابرسان مستقل در ارزیابی دقیق و بی طرفانه عملکرد مالی و کنترلی سازمان ها وابسته است. هشداردهی حسابرسان که شامل شناسایی و افشای ضعف های کنترلی و خطرات بالقوه است، تأثیر چشمگیری بر کیفیت حسابرسی دارد. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هشداردهی حسابرسان مستقل بر کیفیت حسابرسی و با در نظر گرفتن نقش میانجی هوش هیجانی انجام شده است. روش: این پژوهش کاربردی و کمّی است. داده ها از طریق توزیع پرسشنامه در میان ۱۳۰ حسابرس فعال در مؤسسات حسابرسی تهران (از جامعه ۲۰۰ نفری) جمع آوری شد. حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان تعیین گردیده و داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در نرم افزار SMART PLS تحلیل شدند. یافته ها: هشداردهی حسابرسان مستقل تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت حسابرسی دارد (ضریب مسیر:0.472). تاثیر هشداردهی حسابرسان بر هوش هیجانی نیز با ضریب مسیر 0.996 مثبت و معنادار است. هوش هیجانی به طور مستقیم کیفیت حسابرسی را بهبود می بخشد (ضریب مسیر برابر است با 0.525). نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد که هوش هیجانی در رابطه بین هشداردهی حسابرسان و کیفیت حسابرسی، نقش میانجی ایفا می کند. در ابعاد هشداردهی عامل «حرفه حسابرسی» با وزن ۰.۹۹۵ بیشترین اهمیت و عوامل مربوط به «ذی نفعان» با وزن ۰.۹۸۸ کمترین اهمیت را نشان دادند. در ابعاد کیفیت حسابرسی عامل «کیفیت حرفه ای» با وزن ۰.۹۹۴ به عنوان مهم ترین عوامل، «مدیریت و رهبری» و «ارزش مشتری» با وزن ۰.۹۹۰ کم اثرترین عوامل بودند. در مولفه های هوش هیجانی «خودتنظیمی» و «خودآگاهی» با وزن ۰.۹۹۵ بالاترین اهمیت، و «مهارت اجتماعی» با وزن ۰.۹۹۱ کمترین سطح اهمیت را نشان دادند. نتیجه گیری: توجه به ظرفیت هشداردهی حسابرسان، همراه با تقویت مهارت های هوش هیجانی آنان، نقش مهمی در ارتقای کیفیت حسابرسی دارد. از این رو، آموزش و توسعه هوش هیجانی در حسابرسان و فراهم سازی بسترهای سازمانی برای بیان مؤثر هشدارها، می تواند راهبردی مؤثر در بهبود عملکرد حسابرسی باشد.
۱۰۶۹.

ارائه الگوی شایستگی های معطوف به ابعاد عملکردی کارکنان (موردمطالعه: شرکت ملی حفاری ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عملکرد شغلی عملکرد وظیفه ای عملکرد زمینه ای شایستگی کارکنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی شایستگی های معطوف به ابعاد عملکردی کارکنان انجام شده است. این پژوهش از لحاظ جهت گیری از نوع کاربردی است که با رویکرد استقرایی و با بهره گیری از استراتژی تحلیل مضمون انجام شده است. نمونه آماری شامل 14 نفر از خبرگان مدیریت منابع انسانی شامل مدیران واحد مدیریت منابع انسانی شرکت ملی حفاری ایران و اساتید دانشگاه بود که با روش هدفمند غیرتصادفی و با تکنیک گلوله برفی انتخاب شده است. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شده است. تحلیل داده های کیفی با رویکرد تحلیل مضمون با روش کدگذاری اترید-استرلینگ انجام شده است. یافته های حاصل از کدگذاری داده ها نشان داد که الگوی توسعه شایستگی های معطوف به ابعاد عملکردی کارکنان شامل 80 مضمون پایه است که در قالب 22 مضمون سازمان دهنده و پنج مضمون فراگیر دسته بندی شده است. مضامین فراگیر شامل شایستگی های وظیفه ای (دانش، مهارت فنی، رفتار مناسب، تعهد کاری، مربیگری و رهبری)؛ شایستگی های نگرشی (جذب شدن در کار، ندای شغلی، توانمندی روان شناختی، روحیه جمع گرایی و دلبستگی شغلی)؛ شایستگی های زمینه ای (رفتار شهروندی سازمانی، کمک به همکاران، از خودگذشتگی، هواخواهی)؛ نوآور بودن (پیش کنش گری، خلاقیت، توانایی حل مسئله، ارائه ایده)؛ و نهایتاً شایستگی های انطباقی (سازگاری پذیری، هوش هیجانی، تاب آوری و مدیریت استرس شغلی) است.
۱۰۷۰.

اقدامات مدیریت منابع انسانی بر رفتارهای کاری نوآورانه با میانجی گری انعطاف پذیری منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقدامات مدیریت منابع انسانی انعطاف پذیری رفتاری انعطاف پذیری مهارتی انعطاف پذیری وظیفه ای رفتارهای کاری نوآورانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۹
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر اقدامات مدیریت منابع انسانی بر رفتارهای کاری نوآورانه با میانجی گری انعطاف پذیری منابع انسانی است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی (مبتنی بر مدل معادلات ساختاری) بود. جامعه آماری پژوهش تمامی اعضای هیئت علمی دانشگاه سیستان و بلوچستان در سال تحصیلی 02-1401 بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی-طبقه ای 212 نفر از آنان از طریق پرسشنامه های اقدامات مدیریت منابع انسانی، رفتارهای کاری نوآورانه و انعطاف پذیری منابع انسانی مورد مطالعه قرار گرفتند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری با کمک نرم افزار SmartPls استفاده شد. بر اساس یافته ها بین اقدامات مدیریت منابع انسانی، رفتارهای کاری نوآورانه و انعطاف پذیری منابع انسانی رابطه مثبت و معناداری وجود داشت، اثر مستقیم اقدمات منابع انسانی بر انعطاف پذیری منابع انسانی و رفتارهای کاری نوآورانه، اثر مستقیم انعطاف پذیری منابع انسانی بر رفتارهای کاری نوآورانه و اثر غیرمستقیم اقدمات منابع انسانی بر رفتارهای کاری نوآورانه با میانجی گری انعطاف پذیری منابع انسانی مثبت و معنادار بود. بنابراین مدیران منابع انسانی با اتخاذ ابتکاراتی  از قبیل بهره گیری از سیستم های پیشرفته جذب، آموزش های ضمن خدمت و شایسته محور، جبران خدمات عادلانه، تشویقی و مبتنی بر عملکرد، ارزیابی عملکرد نتیجه محور می توانند زمینه را برای انعطاف پذیری منابع انسانی و تمایل به رفتارهای کاری نوآورنه فراهم کنند.
۱۰۷۱.

افزایش قصد خرید در فروشگاه های خرده فروشی زنجیره ای با استفاده از استراتژی کانال های یکپارچه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کیفیت ادغام کانال تجربه مشتری کانال های یکپارچه روان بودن ادراک شده سازگاری ادراک شده ریسک ادراک شده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: در عصر حاضر پیشرفت سریع تکنولوژی به افزایش انواع کانال های دسترسی به مشتریان منجر شده و به دنبال آن ظهور خرده فروشی های آنلاین موفقی همچون آمازون در مقیاس جهانی و دیجی کالا را در سطح داخلی شاهد بوده ایم. از طرفی خرده فروشان سنتی نیز اقدام به راه اندازی فروشگاه اینترنتی و اپلیکیشن تلفن همراه کرده اند؛ بنابراین، باوجود کانال های توزیع در فروشگاه، رفتارهای مختلف در هر کانال باعث سردرگمی و نارضایتی مشتریان خواهد شد؛ بنابراین، اخیراً رویکرد کانال های یکپارچه رواج یافته است. در این مفهوم به جای تمرکز بر کانال، تمرکز بر ایجاد تجربه ای یکنواخت از ارتباط با برند است. هدف اصلی این پژوهش یافتن راهکارهایی برای ارائه به مدیران فروشگاه های خرده فروشی زنجیره ای برای جذب مشتریان بیشتر، ازطریق مدیریت یکپارچه کانال های توزیع است. روش: پژوهش حاضر از منظر هدف کاربردی و ازنظر ماهیت و روش از نوع پژوهش های توصیفی - پیمایشی و همبستگی است. جامعه آماری شامل آن دسته از مشتریان فروشگاه رفاه است که با تمامی کانال های توزیع فروشگاه مزبور تعامل دارند. به دلیل نامشخص بودن تعداد دقیق این افراد، نمونه آماری پژوهش براساس فرمول حجم نمونه کوکران، ۳۸۴ نفر محاسبه شد. از پرسش نامه به عنوان ابزار جمع آوری داده های میدانی استفاده شد. به منظور تجزیه وتحلیل داده های پژوهش از آزمون معادلات ساختاری استفاده شد. تمامی تحلیل های آماری آزمون های ذکرشده با استفاده از نرم افزارهای SPSS و PLS Smart صورت گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد که کیفیت ادغام کانال با میانجیگری روان بودن ادراک شده بر قصد خرید از کانال های یکپارچه در فروشگاه های زنجیره ای تأثیر دارد. همچنین تجربه مشتری با میانجیگری ویژگی های نوآوری ادراک شده بر قصد خرید از کانال های یکپارچه در فروشگاه های زنجیره ای تأثیر دارد.   نتیجه گیری: براساس نتایج این پژوهش، از میان متغیرهای اثرگذار بر ایجاد قصد خرید از کانال های یکپارچه، روان بودن ادراک شده بیشترین تأثیر را دارد و سازگاری ادراک شده در رتبه بعدی قرار می گیرد؛ درنهایت متغیر ریسک ادراک شده رابطه منفی با قصد خرید دارد. همچنین کیفیت ادغام کانال بر روی روان بودن ادراک شده تأثیر دارد؛ به علاوه، از میان متغیرهای تجربه مشتری، پیوستگی و ادغام رابطه مستقیم با ویژگی های نوآوری ادراک شده دارند و وجود رابطه میان ثبات با ویژگی های نوآوری ادراک شده و همچنین ثبات، انعطاف پذیری و شخصی سازی با ریسک ادراک شده در این پژوهش تأیید نشد.
۱۰۷۲.

ارتباط تأمین مالی سبز و نوآوری سبز در ریسک پذیری شرکت ها با رویکرد نظریه بازی ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تامین مالی سبز نوآوری سبز ریسک پذیری سازمانی نظریه بازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
در دهه های اخیر یکی از دغدغه های جوامع انسانی حفاظت از محیط زیست و توسعه پایدار زیست محیطی است. در این میان صنعت بانکداری با در نظر گرفتن ریسک زیست محیطی در تأمین مالی شرکت ها، نقش مهمی در حفظ محیط زیست و حرکت به سوی اقتصاد سبز دارد. تأمین مالی سبز به عنوان یکی از ابعاد بانکداری سبز است که می کوشد تا تعادل زیست محیطی را با توسعه صنایع و رشد اقتصادی بهبود بخشد. هدف این مقاله بررسی ارتباط تأمین مالی سبز و نوآوری سبز در ریسک پذیری شرکت های لبنیات با رویکرد نظریه بازی است. در این پژوهش با استفاده از روش دلفی و مصاحبه با خبرگان مولفه های مؤثر بر تأمین مالی سبز از دید صنعت بانکداری در شرکت های لبنیات در قالب 19 مقوله شناسایی و رتبه بندی گردید. سپس با استفاده از نظریه بازی تکاملی در دو شرکت لبنیات انتخابی، این نتیجه حاصل می شود که تأمین مالی سبز نقش مهمی در ترویج نوآوری سبز از هر دو جنبه نظری و تجربی دارد. در نهایت این مقاله شواهدی در سطح خرد برای بررسی تأثیر ریسک پذیری شرکتی بر رابطه بین تأمین مالی سبز و نوآوری سبز مشخص نموده و نشان می دهد که شرکت هایی که سطح ریسک پذیری پایین تری دارند، تأمین مالی سبز تأثیر مثبت قوی تری بر نوآوری سبز آنها خواهد داشت. نتیجه گیری پس از آزمون پایداری با تغییر روش های اندازه گیری متغیرهای توضیحی، توضیح متغیرها و به کارگیری مدل های مختلف برای برآورد معتبر است.
۱۰۷۳.

مروری بر کاربرد اینترنت اشیاء صنعتیِ سبز در توسعه پایدار و مدیریت انرژی: رویکرد کتاب شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اینترنت اشیاء صنعتی سبز مدیریت انرژی کارایی انرژی توسعه پایدار تحلیل کتاب شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف مطالعه حاضر ارائه یک تحلیل کتاب شناختی از پژوهش های مربوط به اینترنت اشیاء صنعتی سبزِ منتشر شده در دو پایگاه اطلاعاتی WOS و Scopus در بازه زمانی 2024-2013 است. در مجموع 467 مقاله ی پژوهشی در حوزه اینترنت اشیاء صنعتی سبز از این دو پایگاه بازیابی شد. روند رشد سالانه پژوهش های این حوزه تا پایان سال 2023 برابر 63.68 درصد بوده که حاکی از استقبال فزاینده پژوهشگران از این موضوع است. دسته بندی کلمات کلیدی پرتکرار، حاکی از سه مقوله کلیدی در این حوزه است که عبارت اند از: 1) مضامین کلیدی (شامل مفاهیمی مانند اینترنت اشیاء صنعتی سبز، پایداری، کارایی انرژی، صنعت نسل 4 و 5، کلان داده ها)، 2) سخت افزارها (شامل ابزارها و دستگاه های کلیدی اینترنت اشیاء مانند سیستم فیزیکی سایبری، شبکه حسگر بی سیم، سنسورها، ارتباطات بی سیم، سرورها، وسایل نقلیهی هوایی بدون سرنشین و باتری ها) و 3) نرم افزارها (شامل فناوری های محاسباتی مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، بلاک چین، بهینه سازی، یادگیری عمیق، پردازش ابری، رایانش لبه ای، دسترسی چندگانه غیر متعامد، رایانش لبه ای موبایل، یادگیری تقویتی، رایانش مِه) قابل توجه است. این تحقیق علاوه بر شناسایی تحقیقات، مجلات و کشورهای تأثیرگذار در این حوزه، برای محققینی که قصد انجام مطالعات مروری، مانند فراترکیب و فراتحلیل در حوزه ایننترنت اشیاء صنعتی سبز را دارند، درک جامعی از دانش موجود در این زمینه و شکاف های تحقیقاتی ارائه می دهد. همچنین، به سیاست گذاران علم و فناوری در تدوین راهبردهای تحقیقاتی و تصمیمات تأمین مالی در این حوزه کمک کند.
۱۰۷۴.

واکاوی اینترنت اشیاء بر عملکرد کارآفرینی با نقش میانجی مدیریت زنجیره تأمین سبز و تعدیل گری کارآفرینی اقتصاد مدور در شرکت های دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اینترنت اشیاء عملکرد کارآفرینی مدیریت زنجیره تأمین سبز کارآفرینی اقتصاد مدور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۳
پژوهش حاضر به واکاوی نقش اینترنت اشیاء بر عملکرد کارآفرینی با نقش میانجی مدیریت زنجیره تأمین سبز و تعدیل گری کارآفرینی اقتصاد مدور می پردازد که از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری داده ها، توصیفی - پیمایشی است. جامعه آماری مطالعه حاضر شرکت های دانش بنیان شهر ارومیه به تعداد 107 شرکت بودند که با درنظرگرفتن 2 نفر شامل مدیران ارشد و مدیران بازاریابی، تعداد کل جامعه 214 نفر می باشد. حجم نمونه 136 نفر بر اساس جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه استاندارد جمع آوری و با استفاده از نرم افزار حداقل مربعات جزئی تحلیل شدند. روایی و پایایی پرسش نامه با استفاده از آزمون های مرتبط مورد سنجش قرار گرفت و تأیید شد. نتایج نشان داد که اینترنت اشیاء بر عملکرد کارآفرینی با نقش میانجی مدیریت زنجیره تأمین سبز تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین اثر تعدیل گری کارآفرینی اقتصاد مدور در رابطه بین عملکرد کارآفرینی و مدیریت زنجیره تأمین سبز در شرکت های دانش بنیان به تأیید رسید. در نتیجه، اینترنت اشیاء بر رویکرد شرکت ها به نوآوری و چگونگی ایجاد و جذب ارزش در فعالیت های روزانه شرکت تأثیر گذاشته است. افزون براین، اتخاذ شیوه های مدیریت زنجیره تأمین سبز باعث تأثیر مثبتی بر نوآوری های سبز که منجر به بهبود کارآفرینی محیطی می شود.
۱۰۷۵.

الگوی خادمیت در سازمانهای دولتی ایران با رویکرد رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سازمانهای دولتی رفتار خادمیت تئوری خادمیت فرهنگ خادمیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۵۱
هدف از تحقیق حاضر طراحی الگوی خادمیت در سازمانهای دولتی ایران با رویکرد رفتاری است. ابزار استخراج داده ها در بخش کیفی روش دلفی و دیمتل فازی (بررسی نظرات خبرگان) و نمونه گیری در این بخش به صورت هدفمند انجام شد. در نهایت 15 پرسشنامه قابل ارزیابی برگشت داده شد و در بخش کمی آزمون مدل به روش معادلات ساختاری بود . نمونه آماری نیز بر اساس 10 نمونه به ازای هر سوال در نظر گرفته شده است و در نتیجه حداقل تعداد نمونه برابر 480 نفر می باشد (هر وزارتخانه 120 پرسشنامه). روایی همگرای پرسشنامه بیش از 5/0 می باشند لذا اعتبار ابزار اندازه گیری به روش روایی همگرا، قابل پذیرش است. در خصوص روایی واگرا، لازمه تائید بیشتر بودن مقدار ریشه دوم میانگین واریانس تبیین شده از تمامی ضرایب همبستگی متغیر مربوطه با باقی متغیرها است که نتایج آن ، برای تمامی متغیرها، از همبستگی آن متغیر با سایر متغیرها بیشتر می باشد.همچنین از نرم افزار Amos برای تحلیل داده ها استفاده شده است. به کمک نظرات افراد خبره شاغل در 4 وزارتخانه راه و شهرسازی، ارتباطات و فناوری اطلاعات، امور اقتصادی و دارایی و صنعت، معدن و تجارت که دارای چهار ویژگی دانش، تجربه، تمایل و زمان لازم برای مشارکت در تحقیق را داشتند، داده ها با استفاده از روش نمونه گیری به روش هدفمند زنجیره ای جمع آوری و تحلیل شدند. در گام اول، 11 عامل تاثیرگذار بر رفتار خادمیت با مطالعه ادبیات موضوعی شناسایی گردید که در سه دسته عوامل درونی، عوامل بیرونی و عوامل ایرانی اسلامی دسته بندی شدند و به همراه پیامدهای خادمیت (4 عامل) مدل اولیه تحقیق را شکل دادند. در ادامه با استفاده از تکتیک دیمتل فازی، روابط بین اجزای مدل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت و الگوی خادمیت در سازمانهای دولتی ایران با رویکرد رفتاری حاصل گردید. نتایج حاصل نشان داد که هر سه معیار عوامل بیرونی، عوامل درونی و عوامل ایرانی-اسلامی به ترتیب بر رفتار خادمیت تاثیرگذار هستند و این رفتار نیز منجر به بهبود خلاقیت، عملکرد فردی و سازمانی و رضایتمندی مراجعین می گردد.
۱۰۷۶.

مدل توزیع اعتبارات عمرانی مبتنی بر تحلیل پوششی داده های شبکه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تخصیص بودجه اعتبارات سرمایه ای مدل ریاضی تحلیل پوششی داده ها (DEA) رویکرد مبتنی بر عملکرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقدمه و اهداف: تخصیص بودجه عمومی به فرایندی اطلاق می شود که طی آن، دولت ها نحوه توزیع منابع مالی خود را بین نیازها و اولویت های مختلف اجتماعی تعیین می کنند. این یک فرایند پیچیده و چندوجهی است که شامل تصمیم گیری هایی است که می تواند پیامدهای عمیقی برای رفاه شهروندان و عملکرد کلی جامعه داشته باشد. تخصیص بودجه می تواند میزان و کیفیت خدمات عمومی مانند مراقبت های بهداشتی، آموزشی و زیرساختی را تعیین کند و همچنین می تواند بر توسعه اقتصادی و توزیع ثروت در داخل یک کشور تأثیر بگذارد. در سال های اخیر، علاقه فزاینده ای به بررسی چگونگی تخصیص بودجه های عمومی و همسویی روش ها و اولویت های فعلی با نیازها و ارزش های جامعه وجود داشته است. نوسانات مداوم در سیاست های تخصیص بودجه در ایران، به ویژه در حوزه های حساس مانند آموزش وپرورش و بهداشت و درمان، به ایجاد نابرابری های منطقه ای منجر شده است. برای رفع این مشکل، نیاز به یک رویکرد برنامه ریزی شده و پایدار در توزیع اعتبارات است که بر اساس نیازهای واقعی هر استان و باهدف توسعه متوازن طراحی شود. در همین راستا پژوهش حاضر باهدف ارائه یک مدل برنامه ریزی مبتنی بر عملکرد متناسب با ویژگی های ماهیت مسئله برای توزیع اعتبارات سرمایه ای استانی در راستای نیل به آرمان های کلان اقتصادی و اجتماعی استان ها از جمله کاهش نابرابری درآمدی، کاهش عدم برخورداری، افزایش تولید و اشتغال، کاهش نرخ بیکاری و افزایش سطح اجتماعی بر اساس عملکرد استان ها طراحی شده است.   روش ها: رویکرد مورد استفاده در این پژوهش، مدل سازی ریاضی بر مبنای مدل مفهومی با کاربردی متفاوت از تحلیل پوششی داده هاست که به عنوان نمونه، فصول آموزش و بهداشت مورد آزمون قرار گرفته اند. در مدل پیشنهادی، مقادیر مشخصی از انحراف در مقادیر متغیرها (دلتا) توسط خبرگان و بر اساس سیاست های توزیع اعتبارات در سطح ملی و استانی تعیین می گردد و از سوی دیگر، بر اساس ارزیابی عملکرد استان ها و رتبه بندی عملکردی، تخصیص منابع بودجه به آن ها در راستای تحقق اهداف تعیین می شود. یافته ها: نتایج اجرای مدل برای داده های سال 1401 عملکرد نسبت به بودجه مصرفی استان ها در مقایسه با روش های متداول و پیشین توزیع اعتبارات سرمایه ای به کاررفته در سازمان برنامه و بودجه، نشان دهنده کارایی مدل پیشنهادی است. در پایان و با توجه به نتایج مدل، بیان شده است که روش ارائه شده در این مطالعه نه تنها مسئولیت پذیری برای نیل به اهداف تعیین شده را افزایش می دهد، بلکه با توانمندسازی استان ها برای یادگیری از تجربیات گذشته و تصمیم گیری آگاهانه برای فعالیت های آتی، بهبود مستمر را تسهیل می کند. لازم به ذکر است یکی از مهم ترین ویژگی های این مدل، پویایی آن بر اساس تغییرات بودجه می باشد و در حقیقت، ورودی های مدل همواره بر اساس سیاست های جدید، قابل اصلاح خواهد بود.   نتیجه گیری: در رویکرد دومرحله ای پیشنهادی، در مرحله اول از مدل DEA باهدف تطابق با ماهیت مسئله و ارزیابی میزان عملکرد استان ها و در مرحله دوم، از رویکرد مدیریت میزان تغییر در اعتبارات به منظور تحلیل حساسیت استفاده شده است. وجه تمایز این مدل در تعیین مقادیر دلتا توسط خبرگان و بر اساس سیاست های توزیع اعتبارات در سطح ملی و استانی است. از سوی دیگر، می توان سهم مطلوب هر استان از کل اعتبارات تخصیصی را محاسبه و دریافت کرد، که این امر نه تنها به بهبود وضعیت کنونی کارایی استان ها کمک می کند، بلکه به عنوان ابزاری برای سیاست گذاران در جهت دستیابی به وضعیت مطلوب هر استان نقش مؤثری ایفا خواهد کرد.
۱۰۷۷.

آزمون مدل قیمت گذاری دارایی چهار عاملی مبتنی بر سرمایه انسانی: شواهدی از بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدل سه عاملی فاما و فرنچ مدل چهار عاملی سرمایه انسانی رشد درآمد نیروی کار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۶
هدف این پژوهش بررسی تأثیر سرمایه انسانی بر توان توضیح دهندگی مدل سه عاملی فاما و فرنچ (1993) در بورس اوراق بهادار تهران است. با توجه به این که سرمایه انسانی به عنوان یکی از دارایی های کلیدی شرکت ها شناخته می شود و می تواند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد مالی و ریسک های مرتبط با آن داشته باشد، این پژوهش به دنبال پر کردن شکاف های موجود در مدل های قیمت گذاری دارایی است که به این عامل توجهی نمی کنند. روش پژوهش شامل تحلیل داده های مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1393 تا 1402 با استفاده از مدل های رگرسیونی و روش های آماری مناسب است. برای اندازه گیری سرمایه انسانی، از رشد حقوق و دستمزد نیروی کار به عنوان معیاری برای تحلیل این عامل استفاده شده است. همچنین، مدل سه عاملی فاما و فرنچ به مدل چهارعاملی با افزودن عامل سرمایه انسانی گسترش یافته است تا تأثیر آن بر تغییرات بازده سهام بررسی شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که افزودن عامل سرمایه انسانی به مدل سه عاملی فاما و فرنچ، به طور معناداری توانایی مدل را در توضیح تغییرات بازده سهام افزایش می دهد. به ویژه، ضریب تعیین تعدیل شده برای مدل چهارعاملی بالاتر از مدل سه عاملی است و این نشان دهنده بهبود قدرت توضیح دهندگی مدل در پیش بینی بازده سهام می باشد. همچنین، نتایج نشان می دهد که شرکت های کوچک با نسبت های بالای ارزش دفتری به ارزش بازار و رشد بالای حقوق و دستمزد، بازده بیشتری دارند. نتیجه گیری این پژوهش تأکید می کند که نادیده گرفتن سرمایه انسانی در مدل های قیمت گذاری می تواند منجر به ارزیابی نادرست ریسک و بازده باشد. به همین دلیل، به سرمایه گذاران و پژوهشگران توصیه می شود که به اهمیت سرمایه انسانی در تحلیل های مالی توجه بیشتری داشته باشند و این عامل را در مدل های خود لحاظ کنند. همچنین پیشنهاد می شود که در مطالعات آینده، عواملی مانند تحصیلات، مهارت ها و تجربیات شغلی نیز مورد بررسی قرار گیرد تا درک بهتری از تأثیر سرمایه انسانی بر عملکرد مالی شرکت ها فراهم شود. هدف این پژوهش بررسی تأثیر سرمایه انسانی بر توان توضیح دهندگی مدل سه عاملی فاما و فرنچ (1993) در بورس اوراق بهادار تهران است. با توجه به این که سرمایه انسانی به عنوان یکی از دارایی های کلیدی شرکت ها شناخته می شود و می تواند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد مالی و ریسک های مرتبط با آن داشته باشد، این پژوهش به دنبال پر کردن شکاف های موجود در مدل های قیمت گذاری دارایی است که به این عامل توجهی نمی کنند. روش پژوهش شامل تحلیل داده های مربوط به شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1393 تا 1402 با استفاده از مدل های رگرسیونی و روش های آماری مناسب است. برای اندازه گیری سرمایه انسانی، از رشد حقوق و دستمزد نیروی کار به عنوان معیاری برای تحلیل این عامل استفاده شده است. همچنین، مدل سه عاملی فاما و فرنچ به مدل چهارعاملی با افزودن عامل سرمایه انسانی گسترش یافته است تا تأثیر آن بر تغییرات بازده سهام بررسی شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که افزودن عامل سرمایه انسانی به مدل سه عاملی فاما و فرنچ، به طور معناداری توانایی مدل را در توضیح تغییرات بازده سهام افزایش می دهد. به ویژه، ضریب تعیین تعدیل شده برای مدل چهارعاملی بالاتر از مدل سه عاملی است و این نشان دهنده بهبود قدرت توضیح دهندگی مدل در پیش بینی بازده سهام می باشد. همچنین، نتایج نشان می دهد که شرکت های کوچک با نسبت های بالای ارزش دفتری به ارزش بازار و رشد بالای حقوق و دستمزد، بازده بیشتری دارند. نتیجه گیری این پژوهش تأکید می کند که نادیده گرفتن سرمایه انسانی در مدل های قیمت گذاری می تواند منجر به ارزیابی نادرست ریسک و بازده باشد. به همین دلیل، به سرمایه گذاران و پژوهشگران توصیه می شود که به اهمیت سرمایه انسانی در تحلیل های مالی توجه بیشتری داشته باشند و این عامل را در مدل های خود لحاظ کنند. همچنین پیشنهاد می شود که در مطالعات آینده، عواملی مانند تحصیلات، مهارت ها و تجربیات شغلی نیز مورد بررسی قرار گیرد تا درک بهتری از تأثیر سرمایه انسانی بر عملکرد مالی شرکت ها فراهم شود.
۱۰۷۸.

تأثیر ارزش برند بر رابطه بین محرک ها و موانع نوآوری با ریسک پذیری شرکت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ارزش برند محرک های نوآوری موانع نوآوری ریسک پذیری منابع نامشهود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۹
هدف: رابطه بین نوآوری و ریسک پذیری، موضوعی پیچیده و دووجهی است. از یک طرف، نوآوری می تواند ریسک پذیری را افزایش دهد و از طرف دیگر، با ایجاد مزیت رقابتی و عملکرد بالا، می تواند ریسک پذیری را کاهش دهد. شرکت ها برای حفظ مزیت رقابتی ناچار به پذیرش نوآوری های ریسکی هستند و برند قوی می تواند به عنوان سپر دفاعی در برابر پیامدهای منفی ریسک عمل کند. این موضوع در تقاطع دو حوزه کلیدی مدیریت یعنی مدیریت برند و مدیریت نوآوری قرار دارد. بررسی تعامل این ابعاد می تواند به توسعه راهکارهای جامع تری برای سیاست گذاری نوآوری و مدیریت ریسک بینجامد. با توجه به نبود بررسی های مستقیم پیرامون اثر برند در ساختار تصمیم گیری نوآورانه تحت شرایط ریسکی، پژوهش حاضر می تواند به توسعه مدل های تلفیقی بین مفاهیم بازاریابی (برند) و کارآفرینی (نوآوری و ریسک پذیری) کمک کند. در نتیجه، شناخت این نقش برای مدیران و تصمیم گیرندگان حیاتی است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ارزش برند بر رابطه بین محرک ها و موانع نوآوری با ریسک پذیری شرکت های پذیرفته شده بورس تهران است. روش شناسی: پژوهش حاضر، از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش جزو پژوهش های توصیفی-پس رویدادی است. برای آزمون فرضیه های پژوهش از داده های پانلی و مدل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده و برای سنجش متغیر ارزش برند از مدل داموداران(2015) و برای سنجش محرک ها و موانع نوآوری از الگوی نمازی و مقیمی(1398) استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش، کلیه شرکت های بورس تهران از ابتدای سال 1395 تا 1402 هستند که به روش حذف سیستماتیک، 139 شرکت انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. نتایج: نتایج پژوهش نشان داد منابع مشهود و منابع نامشهود به عنوان محرک های نوآوری تأثیر مثبتی بر ریسک پذیری دارند، از بین متغیرهای مربوط به موانع نوآوری، موانع بازار و موانع مالی دارای تأثیر منفی معنی دار بر ریسک پذیری هستند ولی متغیر موانع دانشی تأثیر معنی داری بر ریسک پذیری ندارد. اثر تعاملی منابع مشهود و نامشهود با ارزش برند بیانگر عدم تأثیرگذاری منابع مشهود و تأثیرگذاری مثبت معنی دار منابع نامشهود بر ریسک پذیری شرکت های مورد مطالعه است. اثر تعاملی ارزش برند با موانع نوآوری(موانع بازار و مالی) حاکی از این است که برند قوی، اثر منفی موانع بر ریسک پذیری شرکت را کاهش می دهد ولی اثر تعاملی ارزش برند با موانع دانشی تأثیر معنی داری بر ریسک پذیری شرکت ها ندارد. یافته ها: ارزش برند درکنار منابع نامشهود با ایجاد هم افزایی بیشتر، سبب افزایش توان فنی شرکت ها برای ورود به پروژه های نوآورانه با ریسک بالا می شود. با افزایش ارزش برند، موانع بازار و موانع مالی نمی تواند سبب کاهش ریسک پذیری شرکت های مورد مطالعه شود که حاکی از این است که برند قوی، با ایجاد سهولت بیشتر در حوزه بازار و مالی، رفتار ریسک پذیری را تقویت می کند. می توان گفت ارزش برند به عنوان شمشیر دولبه عمل کرده و فشار زیاد برای حفظ برند، افزایش تمایل به بدهی بالا و سرمایه گذاری تهاجمی تر، هزینه بالای حفظ برند در شرایط رقابتی، سبب افزایش ریسک پذیری شرکت های مورد مطالعه می شود. با وجود موانع دانشی، ارزش برند قوی نیز نمی تواند ریسک پذیری شرکت ها را تحت تأثیر قرار دهد و موانع دانشی خود عاملی در عدم تعریف درست ارزش برند می باشد که مانع از ایجاد برند قوی می شود. همچنین ارزش برند نمی تواند کمبود دانش فنی را جبران و جایگزین دانش فنی ضعیف باشد و نیز موانع دانشی خود عاملی برای اجتناب از فعالیت های نوآورانه و جسورانه می شود.
۱۰۷۹.

تبیین چگونگی پذیرش فناوری بلاکچین در بانکداری الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پذیرش فناوری بلاکچین بانکداری الکترونیک مدل UTAUT

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
در این مطالعه به بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری بلاکچین در بانکداری الکترونیک پرداخته شد. برای این منظور از توسعه مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری با استفاده از دو عامل واسطه ای اعتماد اولیه و ریسک درک شده استفاده شد. بنابراین، قابلیت توسعه مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری، از طریق دو عامل واسطه ای اعتماد اولیه و ریسک درک شده، مبنای طرح فرضیات تحقیق بوده که از طریق آزمون معناداری اثر اجزای مدل بر روی پذیرش فناوری بلاکچین در بانکداری الکترونیک و با نقش میانجی این عوامل مورد آزمون قرار گرفته است. برای اندازه گیری متغیرها از پرسشنامه استفاده شده و جامعه آماری تحقیق را مدیران ارشد و میانی بانک سامان در شهر تهران تشکیل دادند. تعداد 72 نفر از آن ها به شیوه غیراحتمالی در دسترس، نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از مدلسازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزئی انجام گرفت و نتایج نشان داد عوامل موثر بر پذیرش فناوری بلاکچین در بانکداری الکترونیک را می توان شامل پیشایندهای انتظارات عملکرد و شرایط تسهیل کننده و عامل واسطه ای اعتماد اولیه دانست. هر دوی این پیشایندها از طریق اعتماد اولیه نیز اثرات قابل توجهی بر پذیرش این فناوری در بانکداری الکترونیک داشته اند، اما نقش ریسک درک شده به عنوان یک عامل واسطه ای در این مدل قابل توجه نبود. نتایج نشان داد که از میان پیشایندهای مدل توسعه یافته یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری، تنها انتظارات عملکرد به طور مستقیم بر پذیرش این فناوری تأثیرگذار است و شرایط تسهیل کننده به خودی خود، تاثیر قابل توجهی بر پذیرش این فناوری ندارد.
۱۰۸۰.

مدل چندوجهی معنی بخشی توسط مدیران در پیاده سازی تحول دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معنی بخشی تحول دیجیتال فعالیت زبانی فعالیت غیرزبانی رویکرد جیائو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۰۹
در پروژه های تحول، ابهامات زیادی برای کارکنان سازمان در خصوص آینده و نحوه مواجهه با آن ایجاد می گردد. پیاده سازی تحول، منوط به مدیریت این ابهامات با فعالیت های معنی بخشی و همراه سازی کارکنان است. بر همین اساس، هدف از انجام این پژوهش ارائه یک مدل چندوجهی فعالیت های زبانی و غیرزبانی معنی بخشی مدیران برای کارکنان سازمان حین تحول است. برای این هدف، پژوهشی کیفی با روش مطالعه موردی بر اساس رویکرد تفسیری جیائو بر روی تجربه معنی بخشی مدیر برای کارکنانِ یک بانک پیاده کننده تحول دیجیتال در ایران انجام شده است. داده ها از مستندات متعدد سازمانی، مشاهده، مصاحبه نیمه ساختاریافته با 10 نفر از مدیران و 15 از کارکنان که به عنوان نمونه با روش هدفمند و به کارگیری تکنیک گلوله برفی انتخاب شده بودند، جمع آوری و پس از پیاده سازی نوشتاری، بر اساس روش سه مرحله ای جیائو مفاهیم محوری و یا ابعاد اصلی مشخص گردیده است. مدل استخراج شده از داده ها نشان دهنده این موضوع است که رهبر سازمان پس از ساخت معانی جدید حین تحول، از مصنوعات سازمانی و همچنین نمادسازی امکان تحقق تحول، به عنوان ابزارهای غیرزبانی در کنار ابزارهای زبانی و گفتمانی شامل حساسیت گفتمانی و تکرار مکرر، به عنوان منبع اصلی برای معنی بخشی به کارکنان استفاده نموده است که در نهایت این اقدامات، منجر به هم فرکانسی معانی جدید در میان کارکنان و به عبارت دیگر همراه سازی کارکنان با پیاده سازی پروژه تحول دیجیتال گردیده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان