فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۶۱ تا ۱٬۱۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
285 - 326
حوزههای تخصصی:
صنعت گردشگری با تکیه بر منابع طبیعی، از عوامل اصلی آلودگی محیطی و انتشار کربن است که توجه به اثرات آن بر محیط زیست ضروری است. این پژوهش با هدف تدوین سناریوهای استفاده از فناوری های سبز در گردشگری کم کربن، از روش آمیخته استفاده کرده است. در مرحله نخست با روش کیفی (گروه کانونی)، 23 شاخص کلیدی شناسایی و 18 مؤلفه تأثیرگذار تعیین شدند. سپس با رویکرد کمی سناریونگاری، هزینه و دسترسی به انرژی های سبز به عنوان مهم ترین عدم قطعیت ها شناسایی شدند و براساس تحلیل ها، چهار سناریوی آینده شامل آینده کم کربن (سبز)، آینده نافرجام، آینده پرهزینه و آینده محدود تدوین شدند. سناریوی مطلوب می تواند به توسعه مقاصد پایدار، کاهش هزینه ها و جذب سرمایه گذاری منجر شود، در حالی که سناریوی نامطلوب خطرات زیست محیطی و کاهش انگیزه سفر را به دنبال دارد.
ناهمگونی دانش مدیران و لحن گزارش های توضیحی: نقش میانجی مدیریت سود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
177 - 220
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ناهمگونی دانش اعضای هیئت مدیره بر لحن خوش بینانه گزارش های توضیحی مدیران و همچنین بررسی نقش میانجی مدیریت سود بر این رابطه می باشد. در حقیقت این انتظار وجود دارد که تمایز در ویژگی های تیم مدیریتی شرکت، مبنایی بر تأثیرگذاری بر کیفیت گزارش های مالی (کمی) و توضیحی (کیفی) شرکت ها باشد. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش از داده های پنل 125 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار در بازه ای 9 ساله (سال های 1393 الی 1401) استفاده گردیده است. برآورد مدل های پژوهش به روش رگرسیون چند متغیره نشان می دهد، ناهمگونی دانش مدیران بر لحن خوش بینانه گزارش های توضیحی و مدیریت سود تأثیر مثبت و معناداری دارد، همچنین مدیریت سود تأثیر مثبت و معناداری بر لحن خوش بینانه گزارش های توضیحی مدیران دارد. درنهایت مدیریت سود می تواند نقشی میانجی بر ارتباط بین ناهمگونی دانش مدیران و لحن خوش بینانه گزارش های توضیحی مدیران داشته باشد. نتایج پژوهش حاضر ضمن ارائه دیدگاهی متفاوت نسبت به نقش تیم مدیریت اجرایی در شرکت، اطلاعات مفیدی در جهت غنای ادبیات موجود در زمینه نقش رهبری استراتژیک مدیران ارشد و ارائه افشای گزارش های سالانه هیئت مدیره ارائه می نماید. این موضوع، منجر به بهینه سازی ساختار تیم مدیریت ارشد گردیده و به شرکت ها در تصمیم گیری بهتر به منظور بهبود عملکرد خود کمک خواهد کرد.
ارائه چارچوب تنهایی در محیط کار در بخش دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت بهبود و تحول سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۵
210 - 236
حوزههای تخصصی:
تنهایی یک بیماری همه گیر مدرن است که نیاز به درمان دارد. در سال های اخیر، به ویژه در بحران کووید19، تنهایی در محیط کار به یک موضوع جدی تر تبدیل شده و به دلیل پیامدهای پیچیده اش توجه فزاینده ای را به خود جلب کرده است. هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی تنهایی در محیط کار در بخش دولتی با استفاده از نظریه داده بنیاد است. پژوهش حاضر از جمله پژوهش های کیفی است که جامعه آماری آن کارکنان سازمان های دولتی شهر تهران می باشد. در این پژوهش برای انتخاب نمونه از نمونه گیری هدفمند استفاده شد که با استفاده از 17 مصاحبه به قاعده اشباع رسید و به جهت اطمینان بیشتر تا 25 مصاحبه نیز ادامه یافت. برای تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. نتایج پژوهش مشتمل بر شناسایی شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، مقوله محوری، پیامدها و راهبردهای مقابله با تنهایی در محیط کار و ارائه الگوی تنهایی در محیط کار کارکنان در بخش دولتی است. با ارائه رهنمود های مبتنی بر پژوهش، به سازمانها و رهبران بخش دولتی درخصوص مدیریت این پدیده و ایجاد محیط های کاری سالم تر و به دنبال آن بهبود عملکرد فردی، تیمی و سازمانی کمک می شود.
جوایز علمی بین المللی به مثابه ابزار دیپلماسی علم و فناوری مطالعه موردی جایزه مصطفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
88 - 110
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی و توسعه روابط علمی و فناورانه با سایر کشورها یکی از اهداف قطعی اسناد بالادستی حوزه علم و فناوری است. در این میان به نظر میرسد جوایز علمی بین المللی از ظرفیت بالایی برای تحقق اهداف دیپلماسی علم و فناوری برخورداراند. این پژوهش با هدف دستیابی به الگویی برای معرفی جایزه علمی و فناوری پیامبر اعظم (Mustafa Prize) به عنوان ابزار دیپلماسی علم و فناوری انجام شد. برای پاسخ به سؤال اصلی روش تحقیق اکتشافی با راهبرد کیفی مورد استفاده قرار گرفت و در آن با 9 نفر از سیاست گذاران و مجریان جایزه مصاحبه نیمه ساختار یافته صورت پذیرفت. در نهایت با تحلیل محتوای انجام شده و صورت بندی مقولات یکپارچه ساز، الگوی جایزه علمی به مثابه ابزار دیپلماسی علم و فناوری ارائه شد. ابعاد مفهومی محوری الگو شامل جامعه مخاطب جهان اسلام، غیردولتی سازی برگزاری جایزه، پشتیبانی حاکمیتی، همکاری های بین المللی علمی و فناوری، تأکید بر رجحان آثار فناورانه، شبکه سازی و ترویج و نظام داوری و همچنین ابعاد اجرایی آن نیز شامل ماموریت، فرایندها و سازمان می باشد. شناخت دقیق جایزه مصطفی به عنوان یک سازوکار دیپلماسی علمی و اهداف و نتایج آن، می تواند در ارزیابی سیاستی و طراحی سیاستهای جدید مورد استفاده متولیان دیپلماسی علمی در کشور قرار گیرد. همچنین از منظر دانش افزایی نظری، این تحقیق به تکمیل جریان تحقیقاتی دیپلماسی علمی در کشورهای نوظهور و مسلمان کمک می کند.
الگوی توانمندسازی مالی خانواده کارکنان نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۷
118 - 150
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی مالی مفهوم در دست گرفتن کنترل امور مالی و اتخاذ تصمیمات آگاهانه است که ثبات و امنیت مالی را به همراه دارد. توانایی مالی ترکیبی از نگرش، دانش، مهارت و خودکارآمدی است. این توانایی در تصمیم گیری و مدیریت پول با شرایط زندگی فرد سازگار است. پژوهش حاضر با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد، الگویی برای توانمندسازی مالی خانواده های نظامیان در ایران ارائه می کند. ازنظر پارادایم های پژوهشی غالب، این پژوهش در گروه تفسیر قرار می گیرد. به منظور جمع آوری داده های موردنیاز از تکنیک مصاحبه نیمه ساختاریافته و روش نمونه گیری گلوله برفی استفاده شده است. مصاحبه شوندگان این پژوهش کارشناسان، اساتید حسابداری و مالی، خانواده ها و کارکنان نظامی هستند . داده های پژوهش با استفاده از روش کدگذاری که مختص رویکرد زمینه ای است، تجزیه وتحلیل شد و مقوله های مفهومی، اصلی و کلان استخراج شد و درنهایت الگو توانمندسازی شامل عوامل علی، ساختاری، مداخله گر و نیز راهبردهایی برای توانمندسازی خانواده های کارکنان نظامی و پیامدهای آن و اجرای صحیح سامانه ارتقای توان مالی خانواده های نظامیان ارائه شده است. با توجه به نتایج تحقیق پیامدهای اصلی توانمندسازی مالی خانواده های نظامی کمک به مخارج زندگی (مسکن و آموزش)،کارآفرینی و توسعه نیروی کار، کاهش استرس مشاغل نظامی، کاهش گسست های خانوادگی ناشی از مسائل مالی، افزایش رفاه خانواده ها، بهبود کیفیت زندگی کاری، اعتمادبه نفس بیشتر، تقویت سیستم اقتصادی کشور، جلوگیری از کلاه برداری های مالی و کاهش مسائل اجتماعی و بحران های پس از بازنشستگی می باشد.
پیامدهای نظامی تغییرات اقلیمی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۷
151 - 170
حوزههای تخصصی:
تغییر اقلیم بر تمام فعالیت های انسانی ازجمله فعالیت های نظامی تأثیرگذار است. تأثیری که می تواند تمام تلاش ها را برای رسیدن به هدف خنثی کند. ازاین رو هدف از انجام این تحقیق شناسایی پیامدهای نظامی تغییرات دما و تغییرات زمانی و مکانی بارش در ایران است. روش تحقیق، توصیفی- تحلیلی و نوع تحقیق کاربردی است. از ابزارهای مصاحبه با صاحب نظران و اسناد مدارک علمی و معتبر برای جمع آوری داده ها استفاده شده است. برای تجزیه وتحلیل داده ها ابتدا داده ها گردآوری و مضامین شناسایی شدند در ادامه این مضامین مورد بازبینی قرارگرفته و درنهایت مضامین اصلی و فرعی نام گذاری و پیامدهای نظامی تغییرات دما و تغییرات بارش شناسایی شدند. نتایج مطالعات نشان می دهد که تغییر اقلیم بر تمام ارکان فعالیت های نظامی تأثیرگذار است و پیامدهای نظامی تغییرات دما در حوزه نیروی انسانی، آماد و پشتیبانی و تجهیزات، و پیامدهای نظامی تغییرات بارش در حوزه مهندسی، عملیات، نیروی انسانی، آماد و پشتیبانی و تجهیزات شناسایی و این پیامدها در حوزه های یادشده بیشتر و تأثیرگذارتر از سایر ارکان نظامی است. پیامدهایی که می توانند نتیجه یک عملیات و یا فعالیت نظامی را تحت تأثیر قرار دهند.
شناسایی و تبیین سازوکار تسهیم دانش ضمنی کارکنان دانشگاه تهران در توسعه جانشینان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
105 - 133
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله حاضر با هدف پیشنهادی شناسایی و تبیین سازوکار تسهیم دانش ضمنی کارکنان دانشگاه تهران در توسعه جانشینان انجام شد. این پژوهش، یک پژوهش کاربردی-توسعه ای است زیرا درصدد شناسایی و تبیین سازوکارهای تسهیم دانش ضمنی به کارکنان در حوزه توسعه جانشینان در دانشگاه تهران می باشد. روش پژوهش: این پژوهش از نوع آمیخته متوالی اکتشافی می باشد. جامعه پژوهش در بخش کیفی مدیران و معاونین روسای ادارات و کارکنان دانشگاه تهران می باشد که با روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی) انتخاب شدند و انجام مصاحبه تا اشباع نظری ادامه یافت. این پژوهش با استفاده از روش تحقیق کیفی داده بنیاد یا گراندد تئوری بر مبنای رویکرد استراوس و کوربین و با استفاده از نرم افزار 2020 MAXQDA انجام شد. الگوی پارادایمی پژوهش با استفاده از نرم افزار PLS Smartاعتبارسنجی شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مدل پارادایمی مشتمل بر شرایط علی، پدیده محوری، عوامل پیشبرنده یا محرک، عوامل بازدارنده (مقاومت نرم در اشتراک گذاری دانش ضمنی و مقاومت سخت در اشتراک گذاری دانش ضمنی، راهبردها و پیامدها است. اعتبار الگوی پارادایمی پژوهش تایید شد و مدل از برازش مطلوبی برخوردار است. نتیجه گیری: توجه و به کارگیری الگوی احصا شده در این پژوهش می تواند به سیاست گذاران، مدیران ارشد و میانی و تصمیم گیران کمک کند تا بتوانند تبادل دانش ضمنی بطور مستمر در محیط داخلی و خارجی سازمان را انجام دهند که باعث افزایش دانش کارکنان، استفاده بهینه از تکنولوژی و تغییر رویکرد فرهنگ سازمانی، عدالت محوری و نهایتا منجر به اثربخشی و کارآیی می گردد. اصالت/ارزش: به دلیل عدم استفاده مطالعات گذشته از روش نظریه داده بنیاد، اجزای کلی هیچ یک از مدلهای تسهیم دانش ضمنی به کارکنان دانشگاه تهران در حوزه توسعه جانشینان با اجزای این مدل تطبیق ندارد، ولی به لحاظ مفهومی می توان روابط و مقایسه هایی بین آنها انجام داد. استفاده از رویکرد آمیخته نظریه داده بنیاد در فاز اول و روشهای کمی در فاز دوم پژوهش، یکی از نوآوری های این پژوهش است.
واکاوی نقش فناوری هوش مصنوعی در ارتقای فرایندهای آموزش، بازآموزی و بهسازی حرفه ای کارکنان: مرور گسترۀ دانشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
62 - 92
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امروزه، سازمان ها برای بقا در دنیای رقابتی، به استفاده از فناوری های نوین در فرایندهای تولیدی و توسعه منابع انسانی وابسته اند. در این راستا، فناوری هوش مصنوعی، به مثابه یک پدیده نوظهور، فرصت های متعددی را برای سازمان ها به ارمغان آورده و به عنوان ابزاری تحول آفرین در آموزش و توسعه حرفه ای کارکنان قرار گرفته است. هدف از اجرای این پژوهش، ارائه رویکردی جامع و نظام مند برای تحلیل ادبیات موجود و استخراج بینش های نوین در زمینه نقش فناوری هوش مصنوعی در بهبود فرایندهای آموزش، بازآموزی و بهسازی کارکنان در سازمان ها بود.
روش: این مطالعه کیفی، از روش مرور گستره دانشی بر مبنای چارچوب پنج مرحله ای آرکسی و اومالی (۲۰۰۵) استفاده کرد. ادبیات با استفاده از شیوه گزارش دهی ترجیحی برای مرور نظام مند و فراتحلیل ها (پریزما) غربالگری شد و ۲۱ مطالعه در بازه زمانی ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۵، برای مرور انتخاب شد.
یافته ها: فرصت ها، چالش ها، ابزارها و ابتکارهای مبتنی بر فناوری هوش مصنوعی در فرایندهای آموزش، بازآموزی و بهسازی حرفه ای کارکنان در سازمان ها، شناسایی و استخراج و دسته بندی شدند.
نتیجه گیری: پژوهش صورت گرفته، نمایانگر نقش فناوری هوش مصنوعی به عنوان عامل کلیدی تحول، در فرایندهای آموزش و بهسازی حرفه ای کارکنان بود. همچنین، مشخص شد که پدیده هوش مصنوعی فراتر از جنبه فنی و کاربردی، به بازآموزی و ارتقای مهارت های پیشین و توسعه نیروی کار در جهت سازگاری با شرایط نوظهور در سازمان ها کمک می کند. سهم نظری این مطالعه، ارائه چارچوبی چندبُعدی و تلفیقی، برای تعمیق و گسترش دانش موجود و نظریه های مرتبط با مدیریت توسعه منابع انسانی و یادگیری سازمانی در عصر دیجیتال، با تأکید بر بازآموزی و به روزرسانی مهارت های پیشین در راستای سازگاری با محیط کار آینده است که از این جهت می توان گفت، مطالعه کنونی اصالت دارد.
تحلیل کارآفرینی محور کتاب های درسی ابتدایی بر پایه روش ترکیبی تحلیل محتوا و آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
49 - 70
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان توجه کتب درسی پایه پنجم ابتدایی به پرورش ویژگی های کارآفرینانه دانش آموزان انجام شد. این مطالعه با رویکرد آمیخته، کاربردی و توصیفی-پیمایشی طراحی شد. در بخش کیفی، از تحلیل محتوای عرفی برای شناسایی مؤلفه های کارآفرینی در کتب درسی استفاده شد و در بخش کمی، تکنیک آنتروپی شانون برای اولویت بندی این مؤلفه ها به کار رفت. داده ها با استفاده از نرم افزار اکسل نسخه 2013 تحلیل شدند. نتایج نشان داد که کتب پایه پنجم به مؤلفه های کارآفرینی شامل خلاقیت و نوآوری، انگیزه پیشرفت، ریسک پذیری، مسئولیت پذیری، تحمل ابهام، استقلال طلبی و مرکز کنترل درونی توجه دارند. با این حال، تفاوت هایی در میزان توجه به این مؤلفه ها در کتاب های مختلف مشاهده شد. کتاب های ریاضی و علوم بیشترین توجه را به کارآفرینی داشتند، در حالی که کتاب های قرآن و نگارش کمترین توجه را نشان دادند. همچنین، مؤلفه های خلاقیت و نوآوری، استقلال طلبی و تحمل ابهام بیش از سایر مؤلفه ها مورد تأکید قرار گرفتند، در حالی که انگیزه پیشرفت، مرکز کنترل درونی و ریسک پذیری کمتر مورد توجه بودند. با توجه به اهمیت آماده سازی دانش آموزان برای بازار کار و ضرورت ترویج کارآفرینی، این پژوهش پیشنهاد می دهد که نظام آموزش و پرورش با رویکردی کارآفرینانه بازطراحی شود. این رهیافت مستلزم بازنگری محتوای برنامه های درسی و غیر درسی با تأکید بر پرورش ویژگی های کارآفرینانه است تا دانش آموزان برای آینده ای خلاق و مستقل آماده شوند.
تأثیر ویژگی های شخصیتی بر پذیرش زبان های برنامه نویسی مبتنی بر بلوک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشرفت های اخیر در حوزه فناوری اطلاعات، به ویژه ظهور زبان های برنامه نویسی مبتنی بر بلوک، روش های یادگیری برنامه نویسی را متحول کرده است. عوامل مختلفی ازجمله ویژگی های شخصیتی کاربران بر میزان پذیرش این زبان ها تأثیرگذار است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ویژگی های شخصیتی بر پذیرش زبان های برنامه نویسی مبتنی بر بلوک، مدلی جامع ارائه می دهد. این مدل با تلفیق نظریه های روانشناسی و مدل پذیرش فناوری، به تحلیل عواملی می پردازد که بر سهولت استفاده و سودمندی درک شده کاربران تأثیرگذارند. نتایج نشان می دهد که ویژگی هایی مانند برونگرایی، وظیفه مداری، توافق پذیری و تفاوت های جنسیتی، تأثیر معناداری بر نحوه تعامل کاربران با این زبان ها دارند. طراحی محیط های برنامه نویسی باید با توجه به ویژگی های شخصیتی کاربران صورت گیرد. همچنین، پژوهش حاضر پیشنهاد می کند که مطالعات آتی به بررسی تأثیر عوامل اجتماعی، بازی سازی و فناوری های نوظهور بر پذیرش این زبان ها بپردازند.
تحلیل عوامل مؤثر بر میل به ماندگاری شغلی در واحدهای شناور با استفاده از رویکرد دیمتل فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نظامی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۷
1 - 26
حوزههای تخصصی:
منابع انسانی از جمله دارایی های نامشهود سازمانی محسوب می شود که نتیجه میل به ماندگاری آنها می تواند سوق دهن ده ی ا بازدارنده سازمان درجهت رسیدن به اهدافش باشد. هدف این پژوهش ، تحلیل عوامل مؤثر بر میل به ماندگاری شغلی در واحدهای شناور با استفادهاز رویکرد دیمتل فازی است . برای گردآوری دادهها نخس ت ب ا روش فراترکی ب 21 عامل مشترک مؤثر بر میل به ماندگاری شناسایی شد؛ سپس با وزندهی به روش بهترین - بدترین ف ازی نت ایج حاکی از آن بود که اعتماد بین سازمانی و فردی و غنی سازی شغل با رویکرد توجه به شاغل و اصلاح مجدد و معماری سازمانی مه م ت رین عوام ل هستند. سپس با روش دیمتل فازی به رابطه سنجی پرداخته و نتایج حاکی از آن شد که ، تقویت اعتماد بین فردی و سازمانی، ارزیابی عدالت گرا، انعطاف پذیری، توسعه همه جانبه سازمانی، سازگاری با محیط خدمتی، غنی سازی شغل با رویکرد توجه به شاغل، عدالت محوری، افزایش مهارت پاسخگویی، وفاداری، تقویت ابعاد فرهنگی، بیشترین تاثیر گذاری نسبت به سایر مقولات درتمایل به ماندگاری شغلی کارکنان واحدهای شناور نداجا دارد. درنهایت ، به منظور سنجش وضع موجود، 370 نفر از کارکنان واحدهای شناور از جامعه ای به اندازه 5014 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب ش دند و مش خص ش د ک ه اعتماد بین فردی و سازمانی و عدالت محوری، بیش ترین امتی از سوقدهندگی جهت میل به ماندگاری شغلی را کسب کرد است.
ارزیابی مدل مفهومی اعتبار گزارش حسابرسی: رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابرسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۸
77 - 111
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به ارزیابی مدل مفهومی اعتبار گزارش های حسابرسی با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری پرداخته و هدف آن شناسایی و تحلیل متغیرهای تأثیرگذار بر اعتبار این گزارش ها و بررسی روابط بین آن ها است.این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی/پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل استفاده کنندگان گزارش های حسابرسی نظیر سرمایه گذاران حرفه ای و غیرحرفه ای، حجم نمونه آماری از طریق محاسبه گر حجم نمونه مدلسازی معادلات ساختاری تعداد 514 نفر تعیین شده است. قلمرو زمانی این پژوهش نیمه اول سال 1403 است. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه تهیه شده بر اساس یافته های پژوهش کیفی کیانی ده کیانی و همکاران (1403) جمع آوری گردید. این مطالعه از مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی (PLS) و نرم افزار SmartPLS استفاده کرده است. نتایج نشان می دهند که اعتبار گزارش های حسابرسی تحت تأثیر متغیرهای نظارت اثربخش، شرایط محیطی، ویژگی های فردی و کیفیت رسیدگی قرار دارد. تمامی فرضیات پژوهش با معیارهای معناداری تأیید شدند و یافته ها به تأکید بر اهمیت تعامل این متغیرها در افزایش اعتبار گزارش های حسابرسی پرداخته اند. این پژوهش به روشن شدن روابط میان متغیرهای مؤثر بر اعتبار گزارش های حسابرسی کمک می کند و به نهادهای ذی نفع این حوزه، اعم از حسابرسان و نهادهای نظارتی، بینش های ارزشمندی برای بهبود فرآیندهای حسابرسی و اعتبار گزارشات مالی ارائه می دهد.
شبکه های عصبی مصنوعی در پیش بینی ارزش طول عمر مشتریان تجارت الکترونیک: نقش شاخص های کلیدی عملکردی رضایتمندی مشتریان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
970 - 1002
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از روندهای پُرقدرت سال های اخیر که با پیشرفت روزافزون تکنولوژی همراه شده است، کاربردهای شبکه های عصبی مصنوعی در مدیریت بنگاه های تجاری و کسب وکارهاست. ظرفیت های این روند، به قدری گسترده است که می توان از آن برای تصمیم گیری و انتخاب راهبردهای کلان یا خُرد در کسب وکارها بهره برد. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر متقابل بین شاخص های عملکرد کلیدی امتیاز ترویج کننده و امتیاز تلاش مشتری و تأثیر جمعی آن ها بر پیش بینی ارزش طول عمر مشتری با رویکرد یادگیری ماشینی (شبکه های عصبی مصنوعی) است. افزون بر این، پژوهش حاضر به دنبال ارائه یک مدل جامع شبکه عصبی مصنوعی با فراپارمترهای بهینه شده برای تکرار در سطح کسب وکارها و بهره برداری تجاری از این شیوه، برای هر کسب وکار با داده های شخصی خود است.
روش: داده ها با حفظ امنیت حریم خصوصی مشتریان و حریم خصوصی تجاری رقابتی، از مشتریان یک سکو (پلتفرم) تجارت الکترونیک ایرانی در سال ۱۴۰۲ به دست آمده و شامل ۸۰۰۰ پروفایل مشتری با متغیرهایی از جمله ارزش طول عمر مشتری، امتیاز ترویج کننده، امتیاز تلاش مشتری و شناسه مشتریان (شناسه های ۱۶ رقمی یکتا) است. مدل، یک شبکه عصبی متوالی با لایه های متراکم و منظم با فراپارامترهای بهینه سازی شده است. عملکرد مدل روی یک مجموعه آزمون ۱۰درصد و اعتبارسنجی ۱۰درصد و با استفاده از معیارهای میانگین مطلق خطاها، ضریب تعیین و چند معیار دیگر ارزیابی می شود؛ سپس با استفاده از دو مدل پایه رگرسیون خطی و درخت تصمیم، توانایی مدل شبکه عصبی مصنوعی ارزیابی می شود. برای اعتبارسنجی مدل، از اعتبارسنجی متقابل چندتایی استفاده می شود. در انتها با استفاده از SHAP و PFI مدل تفسیر و اهمیت هر متغیر در توضیح ارزش طول عمر مشتری بررسی می شود.
یافته ها: نتایج نشان می دهد که مدل شبکه عصبی مصنوعی با ۲ نورون ورودی در لایه اول، ۵ نورون پنهان در لایه دوم، ۷ نورون پنهان در لایه سوم و ۱ نورون خروجی در لایه آخر (خروجی)، روابط پیچیده و غیرخطی امتیاز ترویج کننده و امتیاز تلاش مشتری با ارزش طول عمر مشتری را با ضریب تعیین 934/0 و میانگین مطلق خطاهای 47/142 و چند معیار دیگر را به طور مؤثر و قدرتمندی پیش بینی می کند. عملکرد پایدار و بدون برازش بیش از حد با شیوه اعتبارسنجی متقابل در مجموعه های آموزشی و آزمایشی در ۱۰دور ۱۰تایی با دور عطف حدود ۵ بر تعمیم پذیری مدل تأکید می کند و این اجازه را می دهد که ارزش طول عمر مشتری را توسط امتیاز ترویج کننده و امتیاز تلاش مشتری پیش بینی کنیم. توانایی مدل در گرفتن روابط غیرخطی داده ها در مقایسه با مدل های پایه (رگرسیون خطی و درخت تصمیم) نیز گویای قدرت شبکه عصبی مصنوعی است. همچنین مشخص شد که امتیاز ترویج کننده نسبت به امتیاز تلاش مشتری، واریانس ارزش طول عمر مشتری را بیشتر توضیح می دهد.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که شبکه های عصبی مصنوعی تا چه اندازه در یافتن الگوهای نهان در شاخص های کلیدی عملکرد می توانند مؤثر عمل کنند؛ این مطالعه توانایی شبکه های عصبی مصنوعی در پیش بینی ارزش طول عمر مشتری را در تجارت الکترونیک ارائه می دهد و امکان پیش بینی ارزش طول عمر مشتری را توسط امتیاز ترویج کننده و ارزش تلاش مشتری، تقسیم بندی دقیق مشتریان، تخصیص منابع و رشد استراتژیک را فراهم می کند. در تحقیقات آینده می توان پیش بینی ارزش طول عمر مشتری را از طریق مجموعه داده های دیگر و گسترش مدل بهبود داد و همچنین، ظرفیت سایر الگوریتم های یادگیری ماشینی را بررسی کرد.
Asymmetric Reaction of Market for Non-Continuing Items in the Profit or Loss Statement: Moderating Role of Company's Sustainability Performance(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
In recent years, sustainability has garnered significant attention as a critical issue, emphasizing the integration and balance of environmental, economic, and social dimensions. These three pillars collectively form the foundation of supply chain sustainability, offering the potential to harmonize the interests of diverse stakeholder groups. This study aims to explore the impact of corporate sustainability performance on the asymmetric market response to non-continuing profit or loss items transactions or events that do not recur in a company's regular operations among companies listed on the Tehran Stock Exchange. The research analysed a sample of 110 companies over the period from 2016 to 2022. This applied study employed a post-event methodology, utilizing a panel data approach to test the research hypotheses. Statistical analysis was conducted using Eviews software. The findings revealed an asymmetric market response to positive and negative non-continuing items in the profit or loss statements. Specifically, the market responded negatively to positive non-continuing items and positively to negative ones. This asymmetric reaction can be attributed to the unique characteristics of non-continuing items, as market mechanisms differentiate between positive and negative events based on their distinct impacts on the company’s profitability and operations. Furthermore, the evidence suggests that enhanced corporate sustainability performance mitigates the market's asymmetric evaluation of these non-continuing items. By improving sustainability practices, companies can reduce market misjudgements, thereby aligning stakeholder perceptions more closely with the firm's overall strategic direction and operational realities.
زیر پوست دانشگاه: واکاوی عوامل مؤثر بر شکل گیری پدیده خودشیفتگی آکادمیک در دانشگاه ها
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
101 - 68
حوزههای تخصصی:
رشد پدیده خودشیفتگی آکادمیک و پیامدهای منفی آن در محیط های دانشگاهی، همراه با کم توجهی پژوهش های پیشین به عوامل زمینه ساز شکل گیری این پدیده در سطح سازمانی و نهادی، موجب ایجاد خلا پژوهشی در فهم جامع و یکپارچه فرآیند شکل گیری خودشیفتگی آکادمیک شده است. ازاین رو، پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تلفیق عوامل مؤثر در سطوح فردی و سازمانی، درصدد ارائه تصویری کامل و چندبعدی از این پدیده در محیط دانشگاهی ایران است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شد و فرایند پژوهش مطابق با دستورالعمل PRISMA طراحی و گزارش گردید. داده های پژوهش از ۱۶ مقاله کیفی منتخب منتشرشده بین سال های ۲۰۰۹ تا ۲۰۲۴ و نمایه شده در پایگاه های Google Scholar، Scopus،SID و Noormagsاستخراج شد و کیفیت روش شناختی آن ها با استفاده از چک لیست CASP مورد ارزیابی قرار گرفت. تحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون انجام شد و پایایی تحلیل از طریق توافق میان دو کدگذار و محاسبه ضریب کاپای کوهن (K = 0.815) تأیید گردید. فراترکیب پژوهش ها منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی شد: (۱) شکنندگی هویت و عزت نفس آکادمیک، (۲) روابط قدرت محور و سلطه گر در دانشگاه، (۳) بسترهای تربیتی ناکارآمد، (۴) فرهنگ خودشیفته پرور، و (۵) ساختارها و سیاست های نهادی خودشیفته پرور. نتایج نشان داد که خودشیفتگی آکادمیک پدیده ای میان سطحی و چندبعدی است که در بستر تعامل ویژگی های فردی با ساختارها و فرهنگ دانشگاهی شکل گرفته و بازتولید می شود.
شناسایی ابعاد و مولفه های تاثیرگذار بر نوآوری فرآیندی در صنعت نیشکر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۱
3 - 18
حوزههای تخصصی:
زمینه: صنعت نیشکر به عنوان یک نیروی محوری در چشم انداز کشاورزی جهانی است که نه تنها به شیرین کردن کام انسان ها در سراسر جهان کمک می کند، بلکه به عنوان یک منبع کلیدی برای تولید انرژی زیستی نیز عمل می-کند. در میان چالش ها و فرصت های در حال تحول، درک و تقویت نوآوری فرآیند در کشت نیشکر برای رشد پایدار و رقابت ضروری است. هدف: این پژوهش به منظور شناسایی ابعاد و مولفه های تاثیرگذار بر نوآوری فرآیندی در صنعت نیشکر انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و با رویکرد کیفی به گردآوری داده ها از طریق روش فراترکیب سندلوسکی و بارسو پرداخته است. این روش با بررسی نظام مند 33 مقاله مرتبط با هدف پژوهش از بین 405 مقاله اولیه انجام شده است. مقاله های نهایی براساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند. روایی پژوهش برطبق معیارهای ورود به بررسی، برگزاری جلسات با اعضای تیم پژوهش، استفاده از یک کارشناس و ممیزی کل فرایند برای اجماع نظری تأیید شد. پایایی نیز از طریق برنامه مهارت های ارزیابی انتقادی مشخص شد. یافته ها: ابعاد و مولفه های تاثیرگذار بر نوآوری فرآیندی در صنعت نیشکر شامل 4 بُعد تحت عنوان مراحل نوآوری در چرخه تولید نیشکر است که در قالب 45 مولفه شناسایی شده است. چهار مرحله این چرخه عبارتند از "نوآوری در فرآیند کاشت"، "نوآوری در فرآیند داشت"، "نوآوری در فرآیند برداشت" و "نوآوری در فرآیند فرآوری". نتیجه گیری: همان طور که صنعت نیشکر پیچیدگی های نوآوری را دنبال می کند، این پژوهش نقشه راهی برای درک چشم انداز چند وجهی نوآوری فرآیندی ارائه می دهد. با طبقه بندی اجزاء در مراحل حیاتی، ذینفعان بینش هایی را در مورد استراتژی های تحول آفرین به دست می آورند، و شیوه های پایدار و از نظر فناوری پیشرفته در کشت نیشکر را تقویت می کنند.
ارزیابی تامین کنندگان سبز در بکارگیری فناوری زنجیره بلوکی با رویکرد ترکیبی Fuzzy Delphi-MOORA(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۱
37 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از این پژوهش، شناسایی عوامل بحرانی موفقیت در پذیرش فناوری زنجیره بلوکی در مدیریت زنجیره تامین سبز و رتبه بندی تامین کنندگان سبز صنعت سرب از نظر آمادگی در به کارگیری فناوری است. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر جمع آوری داده ها، توصیفی- پیمایشی؛ و از نظر تحلیل، کیفی-کمی است. جامعه آماری شامل 60 نفر از خبرگان صنعت بوده که از روش تمام شمار برای تکمیل پرسشنامه ها استفاده شد. در ابتدا با مرور جامع مطالعات، 12 عامل بحرانی شناسایی شدند. سپس با دلفی فازی و نظرات خبرگان، عوامل مذکور مورد ارزیابی قرار گرفته و درنهایت، هشت عامل بحرانی تایید شدند. سپس با استفاده از تکنیک وزن دهی سوارا، وزن و رتبه عوامل استخراج شدند. خروجی حاکی از آن است که عامل هفتم یعنی "پشتیبانی مدیریت ارشد" با بیشترین وزن به عنوان مهم ترین عامل بحرانی و عامل های هفتم (مدیریت سازمانی (پشتیبانی مدیریت ارشد)، پنجم (ضبط، قابلیت ردیابی و تجارت)، چهارم (امنیت سایبری، همکاری های قابل اعتماد و قابل اطمینان) و هشتم (قابلیت قراردادهای هوشمند) در اولویت های بعدی از لحاظ اهمیت در ارزیابی آمادگی تامین کنندگان سبز در پذیرش فناوری زنجیره بلوکی قرار دارند. عامل " لجستیک مشارکتی" با کمترین وزن در رتبه آخر گرفت. در انتها با عنایت به ضرورت رتبه بندی تامین کنندگان کلیدی صنعت از نظر آمادگی ، از تکنیک مورا استفاده شد. تحلیل پایانی نشان داد که تامین کننده سوم در رتبه اول و تامین کننده دوم در رتبه آخر جای گرفته است.
ارزیابی عملکرد سیستم اینترنت اشیا تحت مدل رایانش ابری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۱
55 - 72
حوزههای تخصصی:
با توجه به رشد سریع فناوری اینترنت اشیا (IoT) و تأثیر آن بر صنایع مختلف، ارزیابی عملکرد این سیستم ها به یک نیاز ضروری تبدیل شده است. فقدان استانداردهای مشخص و روش های مؤثر برای ارزیابی عملکرد، منجر به نابرابری کیفیت محصولات و ایجاد سردرگمی برای کاربران شده است. در این تحقیق، از یک مدل ارزیابی مبتنی بر لایه های مختلف اینترنت اشیا استفاده کرده ایم. این مدل شامل سه لایه اصلی است: لایه ادراک، لایه انتقال و لایه کاربرد. هر یک از این لایه ها با استفاده از شاخص های خاص خود مورد بررسی قرار گرفته اند. پردازش داده ها و شبیه سازی تجربی برای دستیابی به هدف ارزیابی عملکرد سیستم اینترنت اشیا استفاده شده است. مدل پیشنهادی بر اساس تجزیه و تحلیل دقیق داده ها و استفاده از تکنیک تصمیم گیری چند معیاره موسوم به (BWM) برای ارزیابی عملکرد سیستم های اینترنت اشیا طراحی شده است. نتایج نشان می دهد که با افزایش تعداد شاخص های عملکرد به پنج، دقت ارزیابی به طور قابل توجهی افزایش می یابد و سطح عملکرد سیستم ها به وضوح مشخص می شود. این امر اعتبار مدل را تقویت کرده و امکان تصمیم گیری بهتر برای کاربران را فراهم می آورد.این تحقیق به ارائه یک چارچوب جامع برای ارزیابی عملکرد سیستم های اینترنت اشیا کمک می کند و می تواند به عنوان مرجع مناسبی برای پژوهشگران و صنعتگران در این حوزه مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل وضعیت بازاریابی کارآفرینانه باغداری در شهرستان کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
83 - 106
حوزههای تخصصی:
بنگاه های کوچک، از جمله واحدهای فعال در بخش کشاورزی، به عنوان نیروی حیاتی اقتصاد مدرن شناخته می شوند. با این حال، بیشتر پژوهش های بازاریابی، بر بنگاه های تجاری کوچک متمرکز بوده و به اهمیت بازاریابی در بخش کشاورزی توجه کمی شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل وضعیت بازاریابی کارآفرینانه در بخش باغداری شهرستان کرمانشاه انجام شده است. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی بود و جامعه آماری شامل ۳۳۶۲ باغدار در کرمانشاه است. با استفاده از جدول مورگان و نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب، ۳۴۵ باغدار به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده ها از راه پرسش نامه محقق ساخته جمع آوری شد که روایی آن توسط پانل متخصصان و پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (84/0) تأیید گردید. ارزیابی مؤلفه های بازاریابی کارآفرینانه نشان داد که در بین هفت مؤلفه بررسی شده در تمام زیربخش های باغداری، گرایش به مشتری بالاترین رتبه و مطلوب ترین وضعیت را داشت، در حالی که ریسک پذیری کمترین میانگین و ضعیف ترین عملکرد را نشان داد. یافته ها نشان دهنده آن است که با توجه به فعالیت باغداران در محیطی پویا و رقابتی، حفظ مشتری برای بقای آن ها حیاتی است و همین امر توجیه کننده اولویت بالای گرایش به مشتری است. در مقابل، کوچک مقیاس بودن بیشتر باغ ها موجب شده تا باغداران به حداقل سازی ریسک های کسب وکار تمایل داشته باشند، به طوری که به مؤلفه ریسک پذیری کم ترین توجه شده است. نتایج نشان می دهد که برنامه ریزی هدفمند و توجه سیاستی برای ارتقای بازاریابی کارآفرینانه در میان باغداران کرمانشاه ضروری است. از جمله پیشنهاد های کلیدی می توان به موارد زیر اشاره کرد: توسعه خدمات بیمه ای و حمایتی برای کاهش ریسک کسب وکار، ایجاد صنایع تبدیلی به منظور افزایش سود کشاورزان و کاهش ضایعات و برگزاری نمایشگاه های محلی محصولات باغی برای تقویت زیرساخت های مشتری محور. این راهکارها می توانند به طور چشم گیری مؤلفه های بازاریابی کارآفرینانه را در میان تولیدکنندگان بخش باغداری بهبود بخشند.
ارزشیابی برنامه های آموزش فنی و حرفه ای در توسعه مهارت های کارآفرینی، کاربرد مدل سیپ (مورد مطالعه: مرکز فنی و حرفه ای زیبادشت کرج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
107 - 136
حوزههای تخصصی:
آموزش های فنی و حرفه ای می توانند با ارتقاء توانمندی افراد و ایجاد شایستگی های لازم در جهت توسعه صلاحیت های کارآفرینی از اهمیت فراوانی برخوردار باشند. پژوهش حاضر با هدف ارزشیابی برنامه های آموزش فنی و حرفه ای در توسعه مهارت های کارآفرینی بر اساس مدل سیپ انجام شد. پژوهش از منظر هدف کاربردی و از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه پژوهش شامل مربیان، مهارت آموزان و دانش آموختگان مرکز فنی و حرفه ای زیبادشت کرج بودند که با استفاده از روش سرشماری از 7 مربی و با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس از 166 مهارت آموز و دانش آموخته نمونه گیری انجام شد. ابزار شامل سه پرسش نامه ارزیابی دوره های آموزش فنی و حرفه ای از دیدگاه مهارت آموزان؛ مربیان؛ و ارزیابی برون داد دوره های آموزش فنی و حرفه ای و توسعه مهارت های کارآفرینی از دیدگاه دانش آموختگان بود که روایی محتوایی آن ها توسط متخصصان تأیید شد و پایایی آن ها نیز با آلفای کرونباخ (بیش از 7/0) مورد تأیید قرار گرفت. برای تحلیل داده ها از آزمون های کولموگروف، دوجمله ای و رگرسیون خطی استفاده شد. مطابق با نتایج مؤلفه های عوامل محیطی در حوزه زمینه؛ امکانات و تجهیزات از حوزه درون داد؛ پشتیبانی و برقراری ارتباطات در حوزه فرایند در وضعیت مطلوبی قرار ندارند. مؤلفه های دانش و نگرش کارآفرینی در حوزه برون داد در سطح مطلوبی هستند. از میان مهارت های کارآفرینی، مهارت راه اندازی کسب وکار و ارتباطات در سطح مطلوب قرار گرفته اند، اما سایر مهارت ها در سطح مطلوبی قرار ندارند. زمینه، درون داد و فرایند آموزش فنی و حرفه ای مرکز زیبادشت بر مهارت های کارآفرینی فراگیران مؤثر نیست، اما برون داد آن بر توسعه مهارت های کارآفرینی فراگیران مرکز مؤثر است.