مینا سادات موسوی

مینا سادات موسوی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبت گرا: چارچوبی برای شکوفایی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی و مدیریت منابع انسانی سرمایه روان شناختی عدالت الگوریتمی نگهداشت استعداد مسیر پیشرفت شغلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۳
هدف:این پژوهش با هدف تبیین سازوکارهای اثرگذاری هوش مصنوعی بر مدیریت منابع انسانی با رویکرد مثبت گرا و ارائه چارچوبی سلسله مراتبی برای ارتقای شکوفایی کارکنان انجام شد. روش:مطالعه کاربردی-توسعه ای با رویکرد آمیخته است. جامعه آماری شامل ۱۵ خبره حوزه هوش مصنوعی و منابع انسانی بود که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها با مصاحبه نیمه ساختاریافته و ابزار راهنمای مصاحبه گردآوری شد. تحلیل مضمون و مدلسازی ساختاری–تفسیری برای تحلیل داده ها به کار رفت. یافته ها: چارچوب پنج لایه ای شامل پیشران های راهبردی، توانمندسازهای فناورانه، سازه های روان شناختی مثبت، فرایندهای یادگیری و پیامدهای سازمانی طراحی شد. این چارچوب نشان می دهد که موفقیت بهره گیری از هوش مصنوعی نیازمند ادغام ابعاد فناورانه، عدالت الگوریتمی و حمایت روان شناختی کارکنان است. نوآوری: این پژوهش با ارائه مدلی جامع که ابعاد راهبردی، فناورانه و روان شناختی را هم افزا می کند، خلأ موجود در ادبیات مدیریت منابع انسانی هوشمند را پر می کند. نتیجه گیری: استقرار فناوری هوش مصنوعی به تنهایی کافی نیست و باید با تقویت زیرساخت های راهبردی، حاکمیت داده و حمایت روان شناختی کارکنان همراه شود تا شکوفایی انسانی و بهره وری سازمانی همزمان تحقق یابد. این چارچوب می تواند راهنمایی کاربردی برای مدیران و پایه ای برای مطالعات آینده باشد.
۲.

طراحی مدل مفهومی شکوفایی کارکنان با تمرکز بر بلوغ هوش مصنوعی در منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی مدیریت منابع انسانی شکوفایی کارکنان بلوغ فناوری اعتماد الگوریتمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۱۸
زمینه و هدف: با گسترش فناوری‌های هوشمند در منابع انسانی، دغدغه‌هایی در خصوص آثار روان‌شناختی و ادراکی آن بر کارکنان شکل گرفته است. بیشتر مطالعات گذشته با رویکردهای کمی، بر پذیرش فناوری تمرکز داشته‌اند؛ اما ابعاد عمیق‌تری همچون تجربه زیسته و عدالت ادراک‌شده کمتر بررسی شده‌اند. هدف این پژوهش، طراحی مدل مفهومی شکوفایی کارکنان با تمرکز بر بلوغ هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی است. روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و اکتشافی انجام شده و داده‌ها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمه‌ساخت‌یافته با کارکنان و خبرگان فناوری، در سازمان‌هایی با سطوح مختلف بلوغ فناوری گردآوری شده است. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و تحلیل داده‌ها با روش تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته‌ها: نتایج نشان داد که شکوفایی کارکنان تحت تأثیر پنج مؤلفه است: ادراک شناختی ـ عاطفی از هوش مصنوعی، تجربه روان‌شناختی فناورانه، زیرساخت‌ها و حمایت سازمانی، سازوکارهای انطباق فردی و عدالت ادراک‌شده و اعتماد فناورانه. مدل مفهومی طراحی‌شده، تعامل چندلایه میان فناوری، ساختار سازمانی و سرمایه روانی فرد را نشان می‌دهد. نتیجه‌گیری: این پژوهش با تلفیق چارچوب‌های روان‌شناسی مثبت، مدل تقاضا ـ منابع شغلی و سرمایه روانی، مدل بومی‌‏ای را برای شکوفایی کارکنان در بستر هوش مصنوعی ارائه می‌دهد. این مدل می‌تواند مبنای تدوین سیاست‌های منابع انسانی، آموزش‌های دیجیتال و راه‌کارهای پیاده‌سازی مسئولانه هوش مصنوعی در سازمان‌ها باشد.
۳.

نقش هوش مصنوعی در ارتقای دانش مدیریت منابع انسانی مثبت گرا: یک مدل علّی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدیریت منابع انسانی مثبت گرا تقویت هوش مصنوعی مدیریت منابع انسانی تقویت شده با هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۱۶
هدف: هدف این مطالعه، بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقاء شیوه های مدیریت منابع انسانی و تقویت مدیریت دانش در این حوزه ، به منظور بهبود نتایج مثبت سازمانی و بهزیستی کارکنان است. در مدیریت منابع انسانی، ادغام هوش مصنوعی می تواند فرآیندهای تصمیم گیری را بهبود بخشد، کارایی را افزایش دهد و انصاف را در مدیریت استعدادها ارتقا دهد. این مطالعه همچنین به چگونگی تعامل هوش مصنوعی با شیوه های مدیریت دانش منابع انسانی مثبت گرا می پردازد، این مطالعه همچنین به اهمیت بهزیستی کارکنان در دستیابی به موفقیت های پایدار و نحوه بهبود آن از طریق مدیریت دانش منابع انسانی مثبت گرا اشاره دارد. روش پژوهش: این مطالعه از رویکردی ترکیبی استفاده کرده است که شامل روش های تحقیق کیفی و کمی برای تحلیل جامع نقش هوش مصنوعی در منابع انسانی می باشد. مرحله اول پژوهش شامل یک مرور گسترده از ادبیات موجود در زمینه هوش مصنوعی در منابع انسانی، روانشناسی سازمانی و بهزیستی کارکنان با استفاده از رویکرد متن کاوی و ابزار تحت وب ویانت و نرم افزار رپیدماینر بوده است. مرور ادبیات به شناسایی عوامل کلیدی که بر اجرای موفقیت آمیز هوش مصنوعی در شیوه های منابع انسانی تأثیر می گذارند، مانند شفافیت، انصاف و شخصی سازی تجربیات کارکنان، کمک کرده است. مرحله دوم شامل استفاده از روش های دیمتل فازی (تحلیل و ارزیابی تصمیم گیری) و نگاشت شناخت فازی بود که از روش های پرکاربرد در پژوهش هایی است که به تجزیه و تحلیل روابط پیچیده بین عوامل می پردازند. یافته ها: این تحقیق در راستای تحلیل کاربرد هوش مصنوعی در بهبود فرآیندهای منابع انسانی و تاثیر آن بر بهزیستی کارکنان، از روش های ترکیبی نگاشت شناختی فازی و دیمتل فازی استفاده کرده است. در ابتدا، 188 مقاله نهایی به منظور استخراج شاخص های کلیدی مورد بررسی قرار گرفت. پس از تبدیل محتوای مقالات به فرمت متنی و حذف لغات غیرمرتبط، از ابزار ویانت برای استخراج پرتکرارترین کلمات استفاده شد. این کلمات به طور دستی پالایش و خوشه بندی شدند و در نهایت 22 شاخص کلیدی برای مدل مفهومی انتخاب گردید. سپس با استفاده از روش دیمتل فازی روابط علّی بین شاخص ها تعیین و براساس درجه اثرگذاری و اثرپذیری، روابط میان عوامل مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. در پایان، نگاشت شناختی فازی به منظور رسم شبکه بصری از شاخص ها و روابط آن ها به کار گرفته شد که در آن مدل سازی استراتژیک منابع انسانی دارای بیشترین اثرگذاری و نیروی کار با پشتیبانی هوش مصنوعی بیشترین اثرپذیری و درجه مرکزیت را دارا بود. نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که هوش مصنوعی با پشتیبانی از چرخه های مدیریت دانش سازمانی، شامل خلق، اشتراک، ذخیره سازی و به کارگیری دانش، می تواند هم زمان موجب بهبود کارایی سازمانی و شکوفایی کارکنان شود. به ویژه، سیستم های هوش مصنوعی قادرند از طریق شناسایی و تقویت ویژگی های روان شناختی مثبت در کارکنان، همچون تاب آوری، خوش بینی، و امید، تجربه ی کاری را شخصی سازی کرده و بهره وری را بهبود بخشند. مدل علّی پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی از طریق افزایش ظرفیت خلق دانش و بهبود اشتراک دانش، به ویژه با استفاده از تحلیل های پیش بینی کننده منابع انسانی و الگوریتم های یادگیری ماشین، می تواند فرآیندهای منابع انسانی را کارآمدتر کرده و به بهبود تجربه کارکنان کمک کند.
۴.

شناسایی شاخص های کلیدی مدیریت منابع انسانی تقویت شده با هوش مصنوعی و تأثیر آن بر شکوفایی کارکنان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی مدیریت منابع انسانی شکوفایی کارکنان مدل هاروارد مدل اولریش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۷
هدف : هدف این مقاله بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی تقویت شده با هوش مصنوعی بر شکوفایی کارکنان در سازمان ها است. در این پژوهش، با شناسایی شاخص های کلیدی و تحلیل روابط علی میان آن ها، نقش هوش مصنوعی در ارتقای رضایت، انگیزش و تعهد کارکنان تبیین شده است. طراحی/ روش شناسی/ رویکرد:  روش پژوهش حاضر توصیفی-تحلیلی و به صورت امیخته (کیفی-کمی) بوده است. ابتدا در بخش کیفی با بهره گیری از متن کاوی و ابزار تحت وب ویانت و نرم افزار رپیدماینر، شاخص های کلیدی مدیریت منابع انسانی تقویت شده با هوش مصنوعی استخراج شدند و سپس با استفاده از تکنیک دیمتل فازی و نرم افزار اکسل، روابط علّی میان این شاخص ها و شکوفایی کارکنان تحلیل گردید. داده ها از نظرات خبرگان و مقالات معتبر بین المللی از سال 2013 تا 2024 جمع آوری شده است. یافته های پژوهش:   یافته های پژوهش نشان می دهد که مدیریت منابع انسانی تقویت شده با هوش مصنوعی نقش کلیدی و مؤثری در ارتقای شکوفایی کارکنان ایفا می کند؛ به طوری که «برنامه ریزی تقویت شده با هوش مصنوعی» مهم ترین عامل مؤثر در بهبود فرصت های رشد، توسعه شغلی و رضایت کارکنان شناخته شد، در حالی که «هدایت تقویت شده» بیشترین تأثیرپذیری را از سایر شاخص ها داشته و نقش حیاتی رهبری در موفقیت پیاده سازی فناوری های هوشمند و انگیزش نیروی انسانی را برجسته می سازد. همچنین شاخص های «استراتژی» و «کنترل تقویت شده» به عنوان عوامل علّی و تعیین کننده در ساختار مدیریت منابع انسانی هوشمند شناسایی شده اند که بهبود آن ها منجر به بهینه سازی فرآیندها و افزایش تعهد کارکنان می شود. این نتایج بر اهمیت نگاه سیستماتیک و جامع در استفاده از هوش مصنوعی در منابع انسانی تأکید دارد و نشان می دهد که تحقق شکوفایی کارکنان مستلزم تلفیق هوش مصنوعی با چارچوب های اخلاقی، شفافیت و مشارکت فعال انسان است تا اعتماد و عدالت سازمانی حفظ شود. محدودیت ها و پیامدها : با وجود ارائه چارچوب جامع و تحلیل دقیق روابط علّی میان شاخص های مدیریت منابع انسانی تقویت شده با هوش مصنوعی، این پژوهش محدودیت هایی نیز دارد. نخست، تمرکز نمونه و داده های پژوهش بر سازمان های ایرانی و جمع آوری نظرات محدود خبرگان، ممکن است تعمیم نتایج به سایر فرهنگ ها و صنایع را محدود کند. همچنین، عدم بررسی عمیق تأثیر عوامل فرهنگی، ساختاری و محیطی دیگر بر شکوفایی کارکنان از دیگر محدودیت های این مطالعه است. پیامدهای این محدودیت ها نشان می دهد که برای تعمیق فهم و تعمیم پذیری یافته ها، پژوهش های آینده باید در محیط های سازمانی متنوع و با استفاده از داده های گسترده تر و چندمنظوره انجام شوند، همچنین لازم است چالش های اخلاقی، اجتماعی و تأثیرات بلندمدت هوش مصنوعی در منابع انسانی با رویکردهای میان رشته ای بیشتر مورد توجه قرار گیرد. پیامدهای عملی : یافته های این پژوهش پیامدهای عملی مهمی برای مدیران و سازمان ها دارد؛ از جمله اینکه استفاده هوشمندانه از فناوری های هوش مصنوعی در برنامه ریزی و هدایت منابع انسانی می تواند به بهبود فرآیندهای تصمیم گیری، ارتقای رضایت شغلی و افزایش انگیزش و تعهد کارکنان منجر شود. سازمان ها باید ضمن سرمایه گذاری در آموزش و توانمندسازی کارکنان در زمینه مهارت های دیجیتال و هوش مصنوعی، چارچوب های اخلاقی و شفافیت را در به کارگیری این فناوری ها رعایت کنند تا اعتماد و عدالت سازمانی حفظ شود. علاوه بر این، تقویت فرهنگ سازمانی پذیرای نوآوری و تعامل سازنده میان انسان و ماشین می تواند زمینه ساز بهره وری بیشتر و شکوفایی پایدار کارکنان در محیط کارهای هوشمند گردد. ابتکار یا ارزش مقاله : این مقاله با ارائه چارچوبی نوآورانه که ترکیبی از روش های متن کاوی و تحلیل دیمتل فازی است، توانسته به شکل میان رشته ای نقش هوش مصنوعی را در مدیریت منابع انسانی و شکوفایی کارکنان تحلیل کند؛ رویکردی که در ادبیات پژوهشی کمتر به این صورت به کار رفته است. علاوه بر این، ادغام نظریه های مدل هاروارد و چارچوب نقش های اولریش در تحلیل روابط علّی، ارزش نظری قابل توجهی ایجاد کرده و راهکاری جامع برای بهره گیری استراتژیک و اخلاق محور از هوش مصنوعی در منابع انسانی ارائه می دهد. بدین ترتیب، این پژوهش نقشی پیشرو در توسعه دانش کاربردی و نظری در حوزه مدیریت منابع انسانی هوشمند ایفا می کند.
۵.

بررسی اثر تنوع سطحی درک شده و همه پذیری سازمانی بر بهزیستی کارکنان با میانجی گری عدالت سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنوع همه پذیری سازمانی عدالت رویه ای عدالت توزیعی بهزیستی کارکنان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۴۵
پژوهش حاضر به دنبال بررسی اثر تنوع درک شده، همه پذیری سازمانی، عدالت رویه ای و توزیعی بر بهزیستی کارکنان در شرکت های خصوصی و دولتی زیرمجموعه وزارت صمت در حوزه فناوری اطلاعات، بانکداری، خودرو، صنایع شیمیایی است. پژوهش حاضر دارای پارادایم اثبات گرایی و رویکرد استقرایی است. از جهت هدف کاربردی و گردآوری داده های آن توصیفی است. این داده ها با استفاده از روش کمی و پرسشنامه جمع آوری شده و زمان گردآوری آ ن ها به صورت مقطعی است. جامعه آماری پژوهش شامل کارکنان بخش خصوصی و دولتی زیرمجموعه وزارت صمت در حوزه های یادشده هستند که نمونه آماری آن از طریق فرمول کوکران به تعداد 384 نفر به روش نمونه گیری ساده احتمالی انتخاب شد. به منظور تحلیل داده ها از روش مدلسازی معادلات ساختاری، تجزیه و تحلیل واریانس، رگرسیون خطی چندگانه و نرم افزارهای SPSS V23 و Smartpls V4 استفاده شده است. در راستای بررسی روایی و پایایی گویه های پژوهش از روایی همگرا، پایایی ترکیبی، ضریب پایایی همگون و آلفای کرونباخ استفاده و هریک مورد تأیید قرار گرفتند. تنوع سطحی درک شده به طور مستقیم و نیز با میانجی گری جزئی همه پذیری سازمانی بر بهزیستی کارکنان اثر مثبت دارد. همه پذیری سازمانی به طور مستقیم و نیز با میانجی گری جزئی عدالت رویه ای و توزیعی بر بهزیستی کارکنان اثر مثبتی دارد. اتخاذ سیاست های همه پذیری و توجه به تنوع سطحی ادراک شده مانند جنسیت، سن، تحصیلات و موارد دیگر در سازمان گاهی ممکن است کارکنان را از تعصبات جانبدارانه ، منفی و حتی تبعیض آمیز نسبت به زنان، معلولان و اقلیت های قومی منصرف کند و سبب بهبود در سازمان ها شود
۶.

بررسی اثر تنوع قومی اعضای تیم استارتاپ های ایرانی بر حجم سرمایه گذاری جمع آوری شده (مورد مطالعه: شرکت های حاضر در نمایشگاه GITEX دبی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنوع قومی استارتاپ سرمایه جمع آوری شده نظریه تنوع شناختی نظریه شبکه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۳۰
هدف: شرکت های استارتاپ محور در سراسر جهان نیروی کار متنوعی دارند. پیش بینی ها از این حکایت می کند که نیروهای انسانی آینده در این شرکت ها، اغلب از گروه های اقلیتی مانند زنان، مهاجران و گروه های قومی و نژادی مختلف تشکیل خواهد شد. استارتاپ های ایران نیز از این قاعده مستثنا نیستند و در آن ها تعداد زیادی از افراد با زمینه های قومی و فرهنگی مختلف فعالیت می کنند. توانایی جذب سرمایه برای استارتاپ های نوآور، در راستای رشد بهتر و توسعه آن ها امری ضروری است و انتظار می رود که قابلیت های بنیان گذاران استارتاپ ها این توانایی را توسعه دهد. برهمین اساس، پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر تنوع قومی بنیان گذاران استارتاپ های ایرانی حاضر در نمایشگاه جیتکس شهر دبی، بر حجم سرمایه گذاری جمع آوری شده است. روش: این پژوهش از لحاظ رویکرد کمی است، از جهت هدف کاربردی و از منظر گردآوری داده ها توصیفی است. جامعه آماری آن، بنیان گذاران ۲۰ استارتاپ شرکت کننده در فراخوان صندوق نوآوری و شکوفایی نهاد علمی ریاست جمهوری، در سال های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ است که به صورت سرشماری مطالعه شده است. برای دسته بندی افراد و تنوع قومی، از رویکردی خاص با عنوان شاخصِ شانون استفاده شد. برای بررسی اثر تنوع قومی بر حجم سرمایه جمع شده، از روش هم بستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون و نرم افزار اس پی اس اس استفاده شد. در این پژوهش چندین متغیر نظیر اندازه هم گرویی اعضای شرکت کننده در نمایشگاه (که در سطح تأمین مالی سری A قرار داشتند)، سن استارتاپ (از سال تأسیس تا زمان حضور در این محل، در بازه زمانی ۰ تا ۱۰ سال) و تجربه حضور در استارتاپ (میانگین سال های تجربه کار استارتاپی، قبل از پیوستن به این استارتاپ تا بعد از آن در بازه زمانی ۰ تا ۱۵ سال) به عنوان متغیرهای کنترل در نظر گرفته شده است. یافته ها: طبق نتایج به دست آمده تنوع قومی بنیان گذاران تیم استارتاپ های ایرانی، بر میزان سرمایه گذاری جمع آوری شده با توجه به متغیرهای کنترل سن استارتاپ ها، اندازه هم گرویی و تجربه تمام وقت، تأثیر معناداری دارد. ضریب رگرسیون میان دو متغیر برابر با 892/0 است که این میزان، نشان دهنده تأثیر مثبت و معنادار تنوع قومی بر حجم سرمایه گذاری جمع شده است. از طرفی، ضریب هم بستگی برای تنوع قومی، مثبت و از نظر آماری معنادار گزارش شد که نشان می دهد افزایش ۱ واحدی در تنوع قومی با افزایش ۱۴درصدی در مجموع سرمایه جذب شده همراه است. نتیجه گیری: این مطالعه با تأیید نظریه «تنوع به عنوان مزیت» و رد نظریه «تنوع به عنوان ضرر» در زمینه افزایش سرمایه جمع شده استارتاپ، به ادبیات حوزه مدیریت و کارآفرینی کمک کرده است. این پژوهش یادآور می شود که سرمایه گذاران این عرصه می توانند تنوع را به عنوان یک مزیت در استارتاپ ها مدنظر قرار داده و سرمایه گذاری بهتر و مناسب تری انجام دهند. نتایج می تواند با نظریه شناختی و پردازش اطلاعات سازگار باشد؛ به این معنا که در چارچوب ذهنی تنوع، ممکن است ترکیب افراد با مدل های شناختی مختلف، نوآوری و ظرفیت حل مسئله را افزایش دهد. از سوی دیگر، نتایج از نظریه شبکه های اجتماعی و سرمایه اجتماعی (به معنای مجموع منابع بالفعل و بالقوه تعبیه شده درون جامعه) که از طریق شبکه روابطی که افراد یا واحدهای اجتماعی در اختیار دارند، پشتیبانی می کند. نتایج پژوهش با نظریه هویت اجتماعی یا متغیر وابسته آن که نظریه طبقه بندی اجتماعی است، سازگار نیست؛ زیرا استدلال نظریه هویت اجتماعی نشان می دهد که تنوع قومی می تواند تعارض را افزایش یا کارایی تبادل اطلاعات، انسجام و اعتماد را کاهش دهد که به اثرهای منفی عملکرد منجر می شود و این با نتایج پژوهش فوق متناقض است.
۷.

بررسی تاثیر شیوه های مدیریت مشارکتی منابع انسانی بر نوآوری بنیادین با نقش میانجی گری اشتراک دانش در شرکت های دانش بنیان استان تهران

کلیدواژه‌ها: مدیریت مشارکتی منابع انسانی مدیریت منابع انسانی نوآوری بنیادین نوآوری

تعداد بازدید : ۳۱۸ تعداد دانلود : ۳۴۲
پژوهش حاضر به بررسی اثر شیوه های مدیریت مشارکتی منابع انسانی بر نوآوری بنیادین با میانجی گری اشتراک دانش در شرکت های دانش بنیان استان تهران می پردازد. روش تحقیق این مقاله همبستگی-توصیفی و از نظر هدف کاربردی است. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه و جامعه آماری تحقیق، کارکنان شرکت های حوزه فناوری اطلاعات و نرم افزار از نوع تولیدی 1 و2 شرکت های دانش بنیان است. در مجموع 769 شرکت و نمونه آماری تحقیق شامل 261 نفر از کارکنان این مراکز است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدلیابی معادلات ساختاری و نرم افزار Smartpls استفاده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد ارزیابی عملکرد بر نوآوری بنیادی در شرکت های دانش بنیان تاثیر معناداری دارد، آموزش و انتخاب بر اشتراک دانش تاثیر دارد و مابقی شیوه ها بر نوآوری بنیادی و اشتراک دانش اثر معناداری نداشت.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان