ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۰۱ تا ۱٬۱۲۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
۱۱۰۱.

نسل های مدیریت دانش با تمرکز بر نسل چهارم: بازنگری مدل SECI(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی هوش مصنوعی عمومی مدل نوناکا و تاکوچی نسل چهارم مدیریت دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۲
هدف: بشر از دیرباز به دنبال راه هایی برای حفظ، انتقال و بهره برداری از دانش بوده است. ظهور فناوری های نوین مانند هوش مصنوعی، یادگیری ماشین، اینترنت اشیا و متاورس، نحوه ی مدیریت، تبادل و خلق دانش را به طور بنیادین دگرگون کرده است. نسل چهارم مدیریت دانش، پاسخ مستقیمی به تحولات سریع و گسترده در دنیای دیجیتال است. با وجود این پیشرفت ها ادبیات علمی مدیریت دانش همچنان فاقد چارچوبی جامع برای تبیین نسل چهارم مدیریت دانش و ادغام آن با فناوری های نوظهور است. این پژوهش با تعریف مرز روشنی میان نسل های مدیریت دانش به ارائه مدلی نوین برای مدیریت دانش از طریق بازنگری مدل نوناکا و تاکوچی در عصر هوش مصنوعی عمومی می پردازد. روش پژوهش: این پژوهش کیفی با رویکرد مرور سیستماتیک ادبیات و بر اساس استانداردهای گزارش دهی PRISMA انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل مقالات منتشرشده بین سال های ۲۰۱۹ تا ۲۰۲۴ در پایگاه های علمی Scopus، Web of Science، SID، Noormags و Civilica بود. از میان ۱۵۵۰ منبع شناسایی شده، پس از نمونه گیری هدفمند و غربالگری سه مرحله ای (حذف ۱۰۰ مقاله تکراری، ۱۰۰ مقاله غیرمرتبط در مرحله اولیه، و ۱۱۰۰ مقاله در مرحله ثانویه با استفاده از ابزارهای ارزیابی کیفیت CASP و AMSTAR)، ۶۴ مقاله انتخاب شد. داده ها با استفاده از فرم استاندارد استخراج و از طریق تحلیل مضمونی با نرم افزار NVivo و تحلیل کتاب سنجی با نرم افزار VOSviewer بررسی شدند. روایی پژوهش از طریق روش triangulation و پایایی آن با کدگذاری مستقل توسط دو پژوهشگر تأمین شد. یافته ها: نخست، هوش مصنوعی عمومی از طریق پردازش داده های غیرساختاریافته و کشف الگوهای پیچیده، خلق دانش سازمانی را تسهیل می کند؛ دوم، فناوری های نوظهور فرصت هایی نظیر ارتقای چابکی سازمانی و شخصی سازی یادگیری را فراهم می سازند، اما با چالش هایی از قبیل سوگیری های الگوریتمی، نگرانی های مرتبط با حریم خصوصی، و محدودیت های زیرساختی مواجه اند؛ سوم، بازنگری مدل نوناکا و تاکوچی نشان داد که هوش مصنوعی عمومی با شبیه سازی تعاملات انسانی و تحلیل پیشرفته داده ها، مراحل اجتماعی سازی، بیرونی سازی، ترکیب، و درونی سازی را به طور قابل توجهی بهبود می بخشد. نتیجه گیری: نسل چهارم مدیریت دانش با ادغام هوش مصنوعی عمومی و فناوری های مکمل، پارادایمی هوشمند و پویا ایجاد کرده که کارایی فرآیندهای دانشی را ارتقا داده و مزیت رقابتی پایدار فراهم می کند. اصالت/ارزش: این پژوهش نخستین مطالعه در سطح ملی است که با تمرکز بر هوش مصنوعی عمومی و فناوری های نوظهور، ضمن مرزبندی دقیق نسل های مدیریت دانش، به بازتعریف مدل نوناکاو تاکوچی در بستر نسل چهارم پرداخته و چارچوبی نوآورانه برای مدیریت دانش در عصر دیجیتال ارائه می دهد؛ امری که در ادبیات پژوهشی پیشین مغفول مانده است.
۱۱۰۲.

نقش فناوری اطلاعات در توانمندسازی روابط عمومی و کارآمدسازی نظام مالی شهرداری ها

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فناوری اطلاعات توانمندسازی روابط عمومی کارآمدسازی نظام مالی شهرداری ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
فناوری اطلاعات به عنوان یکی از عوامل کلیدی تحول در ساختارهای سازمانی، نقش مهمی در توانمندسازی روابط عمومی و بهبود نظام مالی شهرداری ها ایفا می کند. این مطالعه مروری به بررسی اثرات کاربرد فناوری اطلاعات در افزایش کارآمدی ارتباطات میان شهرداری و شهروندان، بهبود شفافیت، و تسهیل فرآیندهای مالی می پردازد. استفاده از فناوری های نوین اطلاعاتی مانند سامانه های مدیریت ارتباط با مشتری (CRM)، پورتال های الکترونیکی و سیستم های مدیریت مالی هوشمند، امکان پاسخگویی بهتر به نیازهای شهروندان و بهینه سازی هزینه ها را فراهم می آورد. همچنین، فناوری اطلاعات موجب افزایش دقت در ثبت و گزارش دهی مالی، کاهش فساد و افزایش اعتماد عمومی می شود. مرور ادبیات نشان می دهد که به کارگیری فناوری اطلاعات در روابط عمومی و نظام مالی شهرداری ها، زمینه ساز ارتقای کارایی، شفافیت و رضایت شهروندان است. این مطالعه بر اهمیت توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات و آموزش نیروی انسانی شهرداری ها تأکید کرده و مسیر را برای تحقیقات آینده در این حوزه هموار می سازد.
۱۱۰۳.

تأثیر کاهش الزامات گزارشگری بر تلاش حسابرس و محافظه کاری حسابرس

کلیدواژه‌ها: کاهش الزامات گزارشگری تلاش حسابرس محافظه کاری حسابرس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸
این پژوهش به بررسی تأثیر کاهش الزامات گزارشگری بر تلاش حسابرس و محافظه کاری حسابرس در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره ۷ ساله (۱۳۹۵-۱۴۰۱) می پردازد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی است و از نظر روش اجرا، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری شامل ۲۴۵ شرکت بود که با اعمال محدودیت هایی مانند سال مالی منتهی به ۲۹ اسفند، پذیرش در بورس از سال ۱۳۹۲، عدم تغییر سال مالی، و حذف شرکت های سرمایه گذاری، واسطه گری و بانک ها، حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران ۱۵۰ شرکت تعیین شد. نتایج رگرسیون پانلی برای فرضیه اول (تأثیر کاهش الزامات گزارشگری بر تلاش حسابرس) نشان داد که ضریب EGC برابر ۰.۳۹۱۰- با احتمال ۰.۰۱۹ است، که بیانگر کاهش معنادار تلاش حسابرس با کاهش الزامات گزارشگری است (R-squared۰.۱۸۹) و همچنین فرضیه دوم (تأثیر کاهش الزامات گزارشگری بر محافظه کاری حسابرس) با ضریب EGC برابر ۰.۰۰۰۷ و احتمال ۰.۰۳۶ تأیید شد، که نشان دهنده افزایش اندک اما معنادار محافظه کاری است (R-squared۰.۱۴۱).
۱۱۰۴.

تحول مفهوم عینیت گرایی در حسابداری – از واقع گرایی پوزیتویستی تا عینیت نهادی و انتقادی

کلیدواژه‌ها: عینیت گرایی در حسابداری واقع گرایی انتقادی ساخت گرایی اجتماعی عینیت بین الاذهانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۱
عینیت یکی از ارکان مشروعیت در حسابداری است، اما مسیر تحول آن نشان می دهد که نمی توان آن را صرفاً بازتاب بی طرف واقعیت اقتصادی دانست. در رویکرد پوزیتیویستی، عینیت بر مشاهده پذیری، اندازه گیری و جدایی ناظر از واقعیت استوار بود و اطلاعات مالی به منزله نمایش خنثای رویدادها تلقی می شد. با ظهور پساپوزیتیویسم، عینیت بر آزمون پذیری، خطاپذیری و توافق میان ذهنی مبتنی شد و به جای جستجوی حقیقت قطعی، امکان نقد مستقل اهمیت یافت. رویکردهای ساخت گرایانه و انتقادی نشان دادند که صورت های مالی در بستر زبان، نهادهای حرفه ای و روابط قدرت شکل می گیرند و حسابداری واقعیت را می سازد نه صرفاً ثبت می کند. در این شرایط، عینیت از ویژگی عدد به ویژگی فرآیند تبدیل شده است: شفافیت درباره مفروضات، مستندسازی قضاوت ها و قابلیت بررسی مستقل جایگزین ادعای بی طرفی می شود. در ارزش گذاری های پیچیده و محیط های پرریسک، سه بعد سنتی عینیت مدرکی، اندازه گیری و تأییدی به تنهایی کفایت ندارند و نقش حسابرس از تأیید نتیجه به ارزیابی منطق و روش تولید عدد تغییر می کند. این مقاله با مرور ادبیات فلسفه علم و حسابداری انتقادی، نشان می دهد که عینیت سازه ای چندلایه و نهادی است و تقویت آن مستلزم تمرکز بر فرآیند، شفافیت و پاسخ گویی حرفه ای است.
۱۱۰۵.

واکاوی نقش قدرت و نفوذ سیاسی در فرایند تنظیم دستورکار خط مشی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: خط مشی تنظیم دستورکار قدرت و نفوذ سیاسی مطالعه ترکیبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۸
هدف: هدف اصلی این مقاله، واکاوی نقش قدرت و نفوذ سیاسی در فرایند تنظیم دستورکار خط مشی عمومی است. از آنجا که تنظیم دستورکار حساس ترین و حیاتی ترین مرحله از چرخه خط مشی گذاری به شمار می آید و جهت و مسیر کلی خط مشی های آتی را تعیین می کند، این پژوهش در پی آن است که چگونگی تأثیرگذاری قدرت و نفوذ سیاسی را به عنوان یک سازوکار کلیدی در این فرایند تحلیل کند. مقاله با استناد به شکاف موجود در ادبیات موضوع، که در آن توجه محدودی به تجلی عملی قدرت و نفوذ سیاسی شده است، درصدد است با شناسایی شاخص ها و مؤلفه های این نقش، درک عمیق تری از چگونگی هدایت یا انحراف دستورکار تحت تأثیر بازیگران مختلف ارائه دهد. روش شناسی: این پژوهش از طرح آمیخته متوالی با وزن نابرابر در سه مرحله کیفی–کیفی–کمی بهره برده است. فرایند پژوهش با تشکیل پنل خبرگان آنلاین برای استخراج محورهای موضوعی کلیدی آغاز شد، سپس با به کارگیری نظریه داده بنیاد و انجام مصاحبه های عمیق، الگوی مفهومی تدوین گردید. در نهایت، از روش دلفی تعدیل شده برای اعتبارسنجی کمی اجزای الگوی به دست آمده استفاده شد. گردآوری داده ها با مشارکت گروه های مختلفی از خبرگان در این مرحله ها انجام گرفت. حجم نمونه در مراحل کیفی بر اساس قاعده اشباع نظری و در مرحله کمی به صورت هدفمند، با مشارکت هشت خبره تعیین شد. این رویکرد روش شناختی، امکان واکاوی و اعتبارسنجی جامع نقش قدرت و نفوذ سیاسی در فرایند تنظیم دستورکار خط مشی را فراهم آورد. یافته های پژوهش: این پژوهش با به کارگیری رویکرد ترکیبی متوالی (کیفی-کمی) به واکاوی نقش قدرت و نفوذ سیاسی در فرایند تنظیم دستورکار خط مشی عمومی پرداخت. در مرحله کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد، داده های حاصل از مصاحبه های عمیق با خبرگان تحلیل شد که منجر به شناسایی ۲۴۱ کد باز، ۶۳ کد محوری و ۱۹ کد انتخابی گردید. بر این اساس، الگوی نهایی پژوهش در قالب پارادایم کیفی شامل شش بُعد اصلی طراحی شد: ش رایط علّی (مانند ن وع ن ظام حاکمیتی، برنامه های دولت و نقش گروه های ذی نفع)، زمین ه (م انند جریان های سیاسی-اجتماعی و توجه به منفعت عامه)، مقوله محوری (سازوکار تأثیرگذاری قدرت در تنظیم دستورکار)، راهبردها (از جمله گفتمان سازی و مشارکت همه جانبه)، شرایط مداخله گر (مانند لابی کردن و استفاده از سازوکارهای سیاسی) و پیامدها (شامل نتایج مثبت مانند انسجام فرایند و نتایج منفی مانند قطبیدگی سیاسی). در مرحله کمی و با اجرای روش دلفی تعدیل شده، مؤلفه های شناسایی شده مورد تأیید و اولویت بندی هشت خبره قرار گرفت. بر اساس نتایج، مؤلفه های «نقش گروه های ذی نفع و ذی نفوذ» و «استفاده از سازوکارهای سیاسی» به عنوان مؤثرترین عوامل شناخته شدند، در حالی که مؤلفه هایی مانند «نوع الگوی خط مشی گذاری» کمترین اولویت را کسب کردند. یافته ها نشان می دهد که قدرت سیاسی می تواند هم به عنوان عامل تسهیل گر و هم به عنوان عامل مختل کننده در فرایند تنظیم دستورکار عمل کند و موفقیت آن منوط به مدیریت زمینه های نهادی و اجتماعی است. نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که قدرت و نفوذ سیاسی، به عنوان یک سازوکار کلیدی، نقش دوگانه ای در فرایند تنظیم دستورکار خط مشی عمومی ایفا می کند. از یک سو، می تواند با ایجاد هماهنگی، اجماع و پیشبرد امور پیچیده، به پیامدهای مثبت منجر شود و از سوی دیگر، در صورت فقدان مدیریت صحیح، سبب قطبیدگی، تغییر جهت فرایند و شکل گیری خط مشی های جناحی گردد. یافته ها مؤید آن است که برای مهار تبعات منفی و تقویت آثار سازنده این نفوذ، اتخاذ راهبردهایی همچون شفاف سازی، تقویت مسئولیت پذیری نهادها و بهره گیری از مشارکت نخبگان در قالب یک مدیریت اقتضایی، امری ضروری و راهبردی است.
۱۱۰۶.

فناوری های شناختی و آمادگی رزم: تحلیلی کیفی بر بهینه سازی عملکرد، پیشگیری از آسیب و راهکارهای عملیاتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: آمادگی رزم بهینه سازی عملکرد تصمیم گیری استراتژیک فناوری های شناختی هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
هدف: توسعه فناوری های شناختی، چشم انداز آمادگی در رزم را متحول کرده است و پیشرفت های بی سابقه ای را در روش های آموزشی، تجزیه وتحلیل عملکرد و راهکارهای عملیاتی ایجاد کرده است. هدف این مقاله بررسی تأثیر فناوری های شناختی بر افزایش قابلیت های رزمی و دستیابی به بهینه سازی عملکرد، پیشگیری از آسیب و راهکارهای عملیاتی در عرصه رزم است. روش: با استفاده از روش تحلیل محتوای جهت دار، پس از بررسی اصول و قواعد آمادگی رزم مبتنی بر فناوری های شناختی، منطق حاکم بر آنها استخراج شده و موردبحث قرار گرفته و در نهایت مؤلفه های شخصی سازی آموزش و بهینه سازی عملکرد، مدیریت ریسک و پیشگیری از آسیب و رقابت پذیری و راهکارهای عملیاتی مؤثر در رزم باتوجه به نقش کلیدی فناوری های شناختی تبیین و ارائه شده است. یافته ها: از طریق استفاده از ابزارهای پیشرفته مانند تجزیه وتحلیل داده ها، واقعیت مجازی و فناوری پوشیدنی، نیروهای نظامی و فرماندهان بینش ارزشمندی در مورد آمادگی رزمی، پاسخ های نوروفیزیولوژیکی و راهکار تاکتیکی به دست می آورند. علاوه بر این، ماهیت شخصی سازی برنامه های آموزشی مبتنی بر فناوری های شناختی، نیروهای نظامی را قادر می سازد تا پتانسیل عملکرد خود را بهینه کنند و خطر آسیب دیدگی را به حداقل برسانند. نتیجه گیری: ازآنجایی که هم افزایی بین فناوری های شناختی و علوم نظامی به تکامل خود ادامه می دهد، آینده نوید گام های بزرگ تری را برای دستیابی به اوج قدرت عملکردی و قابلیت عملیاتی در قلمرو آمادگی رزم می دهد.
۱۱۰۷.

شناسایی الگوهای ذهنی مدیران نسبت به پیاده سازی اقتصاد اشتراکی در زنجیره تأمین (مورد مطالعه صنایع کوچک و متوسط استان مرکزی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد اشتراکی تجارت اشتراکی زنجیره تامین صنایع کوچک و متوسط الگوهای ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۲
این پژوهش با هدف تحلیل و شناسایی ذهنیت مدیران صنایع کوچک در پذیرش و همکاری در اجرای اقتصاد اشتراکی به عنوان راهکاری موثر در بهینه سازی زنجیره تامین و با بهره گیری از روش شناسی کیو انجام شده است. نوع پژوهش بر حسب هدف کاربردی و از حیث ماهیت، اکتشافی و در قالب تحقیقات آمیخته (کیفی-کمی) طراحی گردیده است. در مرحله کیفی، ضمن مرور ادبیات، 11 مصاحبه نیمه ساختار یافته با مدیران صنایع کوچک مستقر در شهرک صنعتی شماره یک کلانشهر اراک و با روش نمونه گیری گلوله برفی انجام شد. از مجموع 124 گزاره اولیه، با تائید خبرگان 36 گزاره به عنوان عبارات کیو انتخاب گردید. این عبارات در اختیار 21 نفر از مدیران قرار گرفت و چیدمان کارت ها بر اساس الگوی کیو صورت پذیرفت. با توجه به یافته ها و تحلیل عاملی با نرم افزار SPSS نسخه 26 مشخص گردید 4 الگوی ذهنی«پیشرو و تحول محور»، « محتاط و مقاوم به تغییر»، «واقع گرا و داده محور» و «تعاملی و شبکه محور» در این جامعه آماری وجود دارد که در مجموع 77 درصد واریانس کل را تبیین و پوشش می دهند. یافته ها نشان می دهد که موفقیت در پذیرش و پیاده سازی اقتصاد اشتراکی در صنایع کوچک، مستلزم شناسایی دقیق چالش های زیرساختی، ریسک های حقوقی و نگرانی های رقابتی است و این موانع باید از طریق آموزش های تخصصی، اصلاح مقررات و شبیه سازی فرآیندها مدیریت شوند. نتایج پژوهش می تواند برای سیاست گذاران و فعالان اقتصادی در حوزه صنایع کوچک مفید باشد.
۱۱۰۸.

تبیین جامعه شناختی تنگناها و چالش های موثر بر توسعه اقتصادی شرکت های کوچک و متوسط با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جامعه شناختی اقتصادی رشد و توسعه اقتصادی شرکت های کوچک و متوسط عدم تفکر توسعه فرآیند عدم توسعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
هدف این پژوهش تبیین جامعه شناختی تنگناها و چالش های موثر بر توسعه اقتصادی شرکت های کوچک و متوسط با رویکرد داده بنیاد می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، توسعه ای کاربردی و از جنبه راهبرد اجرای پژوهش توصیفی از نوع اکتشافی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، با رویکرد گراندد تئوری می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 14 نفر از شامل خبرگان و صاحب نظران دانشگاهی حوزه اقتصادی-جامعه شناختی می باشد. حجم نمونه با روش نمونه گیری به صورت گلوله برفی انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از رویکرد گراندد تئوری استفاده گردید. روایی سؤالات مصاحبه به روش محتوایی و پایایی آن با اجرای روش بازآزمون (897/0) تأئید گردید. مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد، شرایط علّی (شامل شرایط تعاملی/هویتی و شرایط شکاف نسلی)، مقوله محوری (فرآیند عدم توسعه و رشد اقتصادی)، بسترسازها (شامل ضعف سرمایه فرهنگی و فقدان روحیه رقابت پذیری)، عؤامل زمینه ای (شامل عدم تفکر توسعه و پایین بودن میزان سرمایه گذاری)، راهبردها (شامل عدم مقصود محوری و عدم ارزش محوری) و پیامدها (شامل تداوم توسعه نیافتگی و فروپاشی کسب و کار) در مدل پارادایمی تبیین و در نهایت روابط بین آنان در مدل انتخابی مشخص شد.
۱۱۰۹.

طراحی الگوی برندسازی مشترک در صنعت بانکداری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برندسازی مشترک منابع انسانی توسعه سازمان نظام بانکداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۳
هدف پژوهش حاضر، طراحی الگوی برندسازی مشترک با استفاده از روش مدلسازی ساختاری-تفسیری است. روش تحقیق این مطالعه از لحاظ ماهیت اکتشافی با رویکرد آمیخته است. جهت گردآوری داده ها و شناسایی عوامل از روش تحلیل محتوا و مرور متون مربوطه و همچنین مصاحبه با ده نفر از خبرگان منتخب به روش غیرتصادفی و تکنیک گلوله برفی تاحصول به اشباع نظری استفاده گردید.برای دستیابی به یافته های تحقیق، پرسشنامه ماتریسی ساخت یافته برای تعیین ارتباطات بینابینی شاخص ها تدوین گردید. داده های حاصل از پرسشنامه با استفاده از مدلسازی ساختاری-تفسیری، تحلیل و در سه سطح در یک شبکه تعاملی ترسیم شد که در نتیجه عامل پویایی بانکداری در بالاترین سطح قرار گرفت. همچنین، قدر نفوذ ومیزان وابستگی این عوامل نسبت به هم در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی، مورد بررسی قرار گرفت.که طبق نتایج حاصله، شاخص پویایی بانکداری و مشتریان هدف در ماتریس قدرت نفوذ-وابستگی درناحیه وابسته یعنی بیشترین میزان وابستگی و کمترین نفوذ و عوامل ارزیابی خدمات، پویایی نیروی انسانی، توسعه سازمان، هنجار ذهنی در ناحیه متصل یعنی بیشترین قدرت نفوذ و بیشترین میان وابستگی قرار دارند.
۱۱۱۰.

تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بین المللی: نقش واسطه ای فرهنگ نوآوری در شرکت های کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: موفقیت بین المللی همسویی استراتژیک فرهنگ نوآوری فناوری اطلاعات شرکت های کوچک و متوسط

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۲
هدف این تحقیق تأثیر همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات بر موفقیت بین المللی: نقش واسطه ای فرهنگ نوآوری در شرکت های کوچک و متوسط می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل ۳۲,۰۰۰ شرکت در تبریز و ۲۳,۰۰۰ شرکت در کربلا می باشد، در نتیجه، ۳۸۴ شرکت به عنوان نمونه پژوهش با روش نمونه گیری تصادفی- طبقه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، پرسشنامه می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از روش معادلات ساختاری در نرم افزار pls3 استفاده گردید. یافته ها نشان داد که همسویی استراتژیک فناوری اطلاعات تأثیر معناداری بر موفقیت بین المللی شرکت های کوچک و متوسط دارد. همچنین فرهنگ نوآوری نه تنها تأثیر مثبتی بر موفقیت بین المللی دارد، بلکه نقش میانجی مؤثری در ارتباط بین همسویی فناوری استراتژیک و موفقیت بین المللی ایفا می کند. با توجه به نتایج پژوهش، شرکت های کوچک و متوسطی که در استراتژی های فناوری خود همسویی ایجاد می کنند، شانس بیشتری برای موفقیت در عرصه بین المللی دارند. علاوه بر این، تقویت فرهنگ نوآوری در این شرکت ها می تواند به عنوان یک عامل کلیدی در توسعه و رقابت جهانی ایفای نقش کند. بنابراین، توجه به این عوامل در سیاست گذاری و مدیریت شرکت های کوچک و متوسط توصیه می شود.
۱۱۱۱.

شناسایی و رتبه بندی ابعاد توانمندسازی کسب وکارهای دانش بنیان مبتنی بر رویکرد آمیخته- دیمتل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی دانش بنیان رویکرد آمیخته دیمتل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۱۱
شرکت های دانش بنیان ابزار مؤثری برای پیشرفت اقتصادی و اجتماعی به شمار می روند که می توانند در استفاده بهینه از شرایط زندگی، کار و تولید، بهبود سطح درآمد و ارتقای وضعیت اجتماعی جامعه نقش بسزایی ایفا کنند. با توجه به جایگاه مهم این بخش در اقتصاد ایران، از منظر نظری و همچنین قابلیت های نهفته آن، شناسایی عوامل تأثیرگذار و روش های فعال سازی این پتانسیل ها از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. پژوهش حاضر بر اساس هدف، کاربردی و از نقطه نظرِ رویکرد، آمیخته (کیفی-کمی) است. بخش کیفی این پژوهش با استفاده از تحلیل تم انجام شده است. جامعه مورد مطالعه در بخش کیفی شامل اساتید دانشگاهی و کارشناسان حوزه کسب وکارهای دانش بنیان استان ایلام بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری، 15 نفر انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمّی شامل تمامی کارکنان کسب وکارهای دانش بنیان استان ایلام به تعداد 315 نفر بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و فرمول کوکران تعداد 173 نفر انتخاب گردید. برای گردآوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی از پرسش نامه محقق ساخته استفاده گردید. بر اساس یافته های بخش کیفی تعداد 47 مقوله در قالب 4 طبقه (عوامل مدیریتی، اجتماعی-فرهنگی، شخصیتی و آموزشی) شناسایی و ارائه شد که بر اساس بخش کمّی، بیشترین تأثیر در توانمندسازی کسب وکارهای دانش بنیان در استان ایلام مربوط به عامل مدیریتی و کمترین تأثیر از میان چهار عامل شناسایی شده مربوط به عامل شخصیتی بود. بر اساس نتایج، بررسی و بهره گیری از تجارب مدیریتی کشورهای پیشرفته و موفق در حوزه کسب وکارهای دانش بنیان پیشنهاد می شود.
۱۱۱۲.

تأثیر بریکولاژ بر عملکرد کارآفرینانه پایدار شرکت های کوچک و متوسط: نقش میانجی شناسایی فرصت و نقش تعدیل گر گرایش کارآفرینانه سبز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بریکولاژ کارآفرینانه عملکرد کارآفرینانه پایدار فرصت کارآفرینانه کسب وکارهای کوچک و متوسط گرایش کارآفرینانه سبز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۸
شرکت های کوچک و متوسط به دلیل محدودیت های منابع، همواره به دنبال راهکارهایی برای بهبود عملکرد خود ضمن بهره برداری از حداقل منابع هستند. در این میان، بریکولاژ کارآفرینانه به عنوان استراتژی خلاقانه و انعطاف پذیر، می تواند به این شرکت ها کمک کند تا بر چالش ها غلبه کنند و به رشد پایدار دست یابند؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بریکولاژ کارآفرینانه بر عملکرد کارآفرینانه پایدار با در نظر گرفتن نقش میانجی شناسایی فرصت کارآفرینانه و نقش تعدیل گر گرایش کارآفرینانه سبز انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها، توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شرکت های کوچک و متوسط فعال در شهرک های صنعتی شهر تهران بود که از بین آن ها، 110 شرکت با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده های مورد نیاز از طریق پرسش نامه استاندارد گردآوری شدند. برای روایی ابزار از نظرات متخصصان و برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای آزمون فرضیه ها از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS 4 استفاده شد. نتایج نشان داد که بریکولاژ کارآفرینانه تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد کارآفرینانه پایدار دارد. همچنین، بریکولاژ کارآفرینانه نقش مهمی در شناسایی فرصت های کارآفرینانه ایفا می کند که این متغیر نیز به نوبه خود تأثیر مثبتی بر عملکرد کارآفرینانه پایدار دارد. افزون بر این، نقش میانجی شناسایی فرصت کارآفرینانه در رابطه بین بریکولاژ کارآفرینانه و عملکرد کارآفرینانه پایدار تأیید شد. گرایش کارآفرینانه سبز نیز اثر تعدیل گر در این رابطه دارد، به این معنا که شرکت های با رویکرد سبز بهتر می توانند از بریکولاژ کارآفرینانه برای دستیابی به عملکرد پایدار بهره ببرند. نتایج پژوهش تأکید می کند که ترکیب استراتژی های خلاقانه، شناسایی فرصت ها و در نظر گرفتن ملاحظات زیست محیطی می تواند به موفقیت و پایداری کسب وکارهای کوچک و متوسط کمک کند.
۱۱۱۳.

دیپلماسی دفاعی جمهوری اسلامی ایران با جمهوری تاجیکستان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دیپلماسی دفاعی روابط دفاعی - امنیتی سیاست خارحی تاجیکستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۲
دیپلماسی دفاعی، بخشی از قدرت ملی کشورها است که در کنار سیاست خارجی، منبع اعمال قدرت برای ارتقای ظرفیت اقدام و کنش یک کشور در روابط خارجی را شکل می-دهد. اولویت و اهداف سیاست خارجی کشورها مستقیماً تابعی از ساختارهای درونی اعم از شرایط ژئوپلیتیک، نیازهای داخلی، قدرت ملی و تهدیدهای امنیتی، نگرش نخبگان حاکم و نیز کیفیت ساختار نظام بین الملل است. جمهوری تاجیکستان نیز از این قاعده کلی مستثنی نیست، تاجیکستان نیز به دلیل دارا بودن اشتراکات فرهنگی، دینی، تاریخی، زبانی، علمی و فناوری و سایر عوامل مؤثر بر همگرایی با ایران، برخوردار است. بنابراین بر اساس واقعیت های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیک، طبیعی و منطقی است که ایران تحولات و چالش های امنیتی در تاجیکستان را موردتوجه راهبردی قرار دهد. این پژوهش از نوع کاربردی و توسعه ای است و به روش توصیفی -تحلیلی با رویکرد آمیخته انجام گردیده است. جامعه آماری این پژوهش به صورت هدفمند تعداد 60نفر برآورد و جامعه نمونه ی منطبق بر جامعه ی آماری و به صورت تمام شمار انتخاب شده است. تجزیه وتحلیل اطلاعات با روش تحلیل محتوا و گفتمان بوده و برای سنجش روایی پرسشنامه از ضریب لاوشه و برای پایایی آن از آلفای کرونباخ استفاده شده است.
۱۱۱۴.

تأثیر چت بات های هوش مصنوعی بر تصمیم های خرید آنلاین با استفاده از مدل های پذیرش فناوری و رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: چت بات های هوش مصنوعی تصمیم خرید آنلاین مدل پذیرش فناوری مدل رفتار برنامه ریزی شده پلتفرم های خرید آنلاین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۲۵
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر چت بات های هوش مصنوعی بر تصمیمات خرید آنلاین مصرف کنندگان با تلفیق مدل پذیرش فناوری و نظریه رفتار برنامه ریزی شده چارچوبی نوآورانه برای تحلیل رفتار مصرف کننده در مواجهه با فناوری های نوین نظیر چت بات های هوش مصنوعی ارائه می دهد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نوع ساختاری_علّی است. جامعه آماری پژوهش شامل مصرف کنندگان خرید آنلاین در شهر تهران بود که تجربه استفاده از چت بات های هوش مصنوعی برای خرید آنلاین داشته اند. نمونه آماری شامل 104 نفر بود که از طریق روش نمونه گیری هدفمند در دسترس انتخاب شدند و داده ها با استفاده از پرسشنامه استاندارد مبتنی بر طیف لیکرت 5 تایی جمع آوری شدند. تحلیل داده ها با نرم افزار SmartPLS و روش مدل سازی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج نشان داد که نگرش مثبت و هنجارهای ذهنی نسبت به چت بات های هوش مصنوعی تأثیر معنی داری بر اعتماد به برند و عشق به برند دارد، که این عوامل به نوبه خود تصمیمات خرید آنلاین را تحت تأثیر قرار می دهند. بااین حال، سهولت درک شده و مزایای درک شده چت بات ها نقش تعدیل گری معنی داری در رابطه بین نگرش به چت بات ها و اعتماد به برند نداشتند. نتیجه گیری شد که چت بات های هوش مصنوعی با تقویت اعتماد و پیوند عاطفی با برند، رفتار خرید آنلاین را بهبود می بخشند، اما طراحی بهینه تر چت بات ها برای افزایش سهولت و سودمندی درک شده ضروری است. این یافته ها به کسب وکارها توصیه می کند که با بهبود طراحی چت بات ها و توجه به هنجارهای اجتماعی، تجربه مصرف کننده و وفاداری به برند را تقویت کنند.
۱۱۱۵.

انحراف توجه سرمایه گذاران نهادی و کیفیت حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انحراف توجه سرمایه گذاران نهادی کیفیت حسابرسی اظهار نظر حسابرس در خصوص تداوم فعالیت گزارش نقاط ضعف کنترل های داخلی تجدید ارائه صورت های مالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۶
این پژوهش با هدف آزمون تاثیر انحراف توجه سرمایه گذاران نهادی بر کیفیت حسابرسی (با سه معیار اظهارنظر حسابرس در خصوص تداوم فعالیت، گزارش نقاط ضعف کنترل های داخلی و تجدید ارائه صورت های مالی) در بازه زمانی سال های 1391 الی 1400 و با استفاده از داده های 132 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران که طبق روش حذف سیستماتیک انتخاب شدند انجام شد. به منظور انجام فرضیه های پژوهش از نرم افزار ایویوز 10 و روش رگرسیون لوجیت استفاده شده است. یافته های پژوهش گویای این است که در صورت کم توجهی سرمایه گذاران نهادی نسبت به تحلیل یکسان تمام اوراق سرمایه گذاری های خود، تمایل حسابرس به اظهار نظر در مورد تداوم فعالیت و گزارش نقاط ضعف کنترل های داخلی کاهش یافته و احتمال تجدید ارائه صورت های مالی افزایش می یابد. یعنی از آنجائیکه سرمایه گذاران نهادی قادر یا علاقه مند نیستند به طور همزمان به کلیه سهام های سرمایه گذاری شده به یک اندازه توجه نموده و به سرمایه گذاری های دارای بازدهی غیرعادی توجه بیشتری می نمایند و به تبع آن نسبت به سرمایه گذاری های با بازدهی عادی کم توجه می شوند، این رفتار دوگانه سرمایه گذاران مذکور منجر به ایجاد بستری می شود که خروجی آن کاهش کیفیت حسابرسی است.
۱۱۱۶.

بررسی تاثیر مالکیت دولتی بر رابطه همبستگی سودهای دوره ای و حق الزحمه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: همبستگی ادواری سودها مالکیت دولتی حق الزحمه حسابرسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
این پژوهش به بررسی تاثیر مالکیت دولتی بر رابطه بین همبستگی ادواری سودها و حق الزحمه حسابرسی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌پردازد. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد و با استفاده از روش غربالگری 106 شرکت انتخاب و در دوره‌ی زمانی بین سال‌های 1392 تا 1401 مورد بررسی قرار گرفتند. برای آزمون فرضیه‌ های پژوهش از رگرسیون چندگانه با الگوی داده‌های تابلویی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که همبستگی ادواری سودها بر حق الزحمه حسابرسی تأثیر مثبت دارد بعبارتی افزایش همبستگی ادواری سودها سبب افزایش حق الزحمه حسابرسی می شود. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که مالکیت دولتی رابطه میان همبستگی ادواری سودها و حق الزحمه حسابرسی را تقویت می کند، به عبارتی دیگر نقش مالکیت دولتی به عنوان یک متغیر تعدیلگر در رابطه میان همبستگی ادواری سودها و حق الزحمه حسابرسی تایید می شود.
۱۱۱۷.

پیش بینی ریسک عملیاتی در صنعت بانکداری با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ریسک عملیاتی یادگیری ماشین مدیریت ریسک پیش بینی ریسک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: در این پژوهش، به بررسی و بهبود مدیریت ریسک عملیاتی در بانک ها با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین پرداخته شده است. مدیریت مؤثر ریسک عملیاتی که از نقص های داخلی یا خارجی در فرایندها، سیستم ها و افراد نشئت می گیرد، به دلیل تأثیرهای منفی آن بر عملکرد و پایداری بانک ها، اهمیت بسیار زیادی دارد. هدف این پژوهش، ارائه رویکردی نوین برای بهبود مدیریت ریسک های عملیاتی در بانک ها با استفاده از تکنیک های یادگیری ماشین است. با توجه به اهمیت پیش بینی دقیق ریسک های عملیاتی، برای جلوگیری از خسارت های احتمالی و بهبود فرایندهای تصمیم گیری در صنعت بانکداری، این پژوهش به دنبال ارتقای دقت و کارایی مدل های پیش بینی ریسک است. تمرکز اصلی بر استفاده از داده های واقعی بانک ها و ارزیابی الگوریتم های یادگیری ماشین، به منظور شناسایی بهترین روش ها برای پیش بینی سطوح ریسک های مختلف است. روش: در این پژوهش از الگوریتم های یادگیری ماشین برای پیش بینی سطح وقوع ریسک های عملیاتی استفاده شده است. داده ها از مجموعه داده های ریسک عملیاتی یکی از بانک های ایرانی در دوره زمانی ۱۳۹۵ تا ۱۴۰۲ با ۴۲۱۳ رکورد و ۱۲ ویژگی جمع آوری شدند. پس از پیش پردازش داده ها، از الگوریتم های مختلف یادگیری ماشین شامل درخت تصمیم، جنگل تصادفی، ماشین بردار پشتیبان، رگرسیون لجستیک، بیز ساده و k نزدیک ترین همسایه، برای آموزش مدل ها استفاده شد. داده ها به نسبت ۸۰ به ۲۰ به مجموعه های آموزشی و آزمون تقسیم و با استفاده از اعتبارسنجی متقابل K تایی ارزیابی شدند. عملکرد مدل ها با استفاده از معیارهایی نظیر دقت، صحت، یادآوری، F1-score و منحنی ROC-AUC سنجیده و بهترین مدل برای پیش بینی های آتی انتخاب شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین، می تواند به طور چشمگیری دقت پیش بینی ریسک های عملیاتی در بانک ها را افزایش دهد. در ارزیابی الگوریتم های مختلف، الگوریتم SVM و RF بهترین عملکرد را نشان دادند، به ویژه در طبقه بندی کلاس سوم که دقت مدل با معیار AUC نزدیک به ۱ بود. این نتایج از توانایی بالای این دو الگوریتم در تمایز دقیق بین سطوح مختلف ریسک های عملیاتی حکایت می کند. در مقابل، الگوریتم های LR و NB ضعیف ترین عملکرد را از خود نشان دادند و نتوانستند به خوبی ریسک ها را پیش بینی کنند. به طور کلی، یافته ها نشان می دهد که الگوریتم های قدرتمندی مانند SVM و RF می توانند ضمن کمک به بهبود مدیریت ریسک های عملیاتی در بانک ها، از آسیب های نشئت گرفته از مدیریت نادرست این ریسک ها جلوگیری کنند. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین می تواند به طور درخور توجهی به بهبود مدیریت ریسک های عملیاتی در بانک ها کمک کند. الگوریتم های پیشرفته یادگیری ماشین، به ویژه SVM و RF، برای پیش بینی ریسک های عملیاتی دقت بیشتری ارائه دادند و امکان شناسایی الگوهای پیچیده و غیرمعمول را فراهم کردند. این فناوری ها با بهبود کارایی و کاهش هزینه های مربوط به مدیریت ریسک، به بانک ها کمک می کنند تا استراتژی های بهتری برای مقابله با ریسک های عملیاتی تدوین کنند؛ از این رو به کارگیری مستمر این فناوری ها می تواند عملکرد بانک ها را در زمینه مدیریت ریسک عملیاتی ارتقا بخشد.
۱۱۱۸.

شناسایی ابعاد و مولفه های الگوی عدم اطمینان و ریسک و افزایش انعطاف در تصمیمات بودجه بندی سرمایه ای با رویکرد اختیار سرمایه گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شناسایی عدم اطمینان شناسایی ریسک بودجه بندی سرمایه ای اختیار سرمایه گذاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۹
هدف پژوهش حاضر الگویی برای شناسایی عدم اطمینان و ریسک و افزایش انعطاف در تصمیمات بودجه بندی سرمایه ای با رویکرد اختیار سرمایه گذاری می باشد. روش پژوهش ازلحاظ هدف کاربردی- توسعه ای و از نظر ماهیت داده کیفی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 18 نفر از خبرگان نیروگاهی مجمر که حداقل 10 سال سابقه تدریس و پژوهش و مدیریت در نیروگاه بودند. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. روش گردآوری داده ها مراجعه به اسناد و مدارک، مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزار Atlas ti برای کدگذاری مصاحبه ها استفاده شد. براساس نتایج به دست آمده 6 مضمون سازنده و 14 مضمون پایه شناسایی شدند. 6 مضمون سازنده عبارتند از عوامل سیاسی و بین المللی، عوامل قانونی و مقرراتی، عوامل مالی و بودجه ای، عوامل فناوری و اطلاعاتی، حوزه ساختار و فرهنگ سازمانی و عوامل اقتصادی. ابعاد عوامل حوزه ساختار و فرهنگ سازمانی عبارتند از: حوزه ساختار و سازماندهی، حوزه منابع انسانی و حوزه مدیریت. ابعاد عوامل فناوری و اطلاعاتی عبارتند از: حوزه محیط فناوری اطلاعات و حوزه اشتراک گذاری اطلاعات.ابعاد عوامل اقتصادی عبارتند از: ساختار اقتصادی و محیط اقتصادی.ابعاد عوامل سیاسی و بین المللی عبارتند از: ساختارو محیط سیاسی و عوامل فراملی و بین المللی. ابعاد عوامل قانونی و مقرراتی عبارتند از: عوامل قانونی عام وکلی و عوامل قانونی خاص. ابعاد عوامل مالی و بودجه ای عبارتند از حوزه عوامل انسانی و توانمندی های فردی، حوزه الزامات و عوامل درون سازمانی و حوزه عوامل و الزامات برون سازمانی می باشد.
۱۱۱۹.

Analyzing the Role of Local Community Engagement in the Governance of Small-Scale Natural Systems (Local Governance, Sustainable Tourism, and the Regeneration of Rural Ecosystems)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Sustainability Ecotourism Participatory Governance Exploratory Factor Analysis Sistan region

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۲
Participation in the governance of decentralized, small-scale natural systems has been widely explored as an approach to sustainable development and environmental management, particularly in local contexts. Given the inherently local character of the Sistan region (Iran), one promising strategy to support environmental conservation and local culture—while simultaneously revitalizing and renewing villages, preventing migration and unemployment, and enhancing infrastructure, welfare, services, and healthcare—is the development of sustainable eco-villages. Although numerous scientific studies have examined the management of tourist villages and ecosystems in other countries, similar research adopting a participatory approach involving local communities remains scarce in Iran. This study aims to investigate the level of participation, attitudes, and decision-making preferences of local residents and a panel of local experts regarding the development of tourist villages in the Sistan region, with a focus on sustainability and environmental management. Accordingly, 289 surveys were conducted in 2024  among local stakeholders, indigenous residents, and non-indigenous tourists in the Sistan region. The findings indicate that villages with tourism potential and ecological compatibility are generally preferred by individuals aged between 35 and 55 years, who also tend to have higher levels of education and income. These individuals express a strong desire to be involved in decision-making and local urban governance. Self-sufficiency and economic prosperity, utilization of natural potentials, and enhancement of social sustainability—such as adopting sustainable lifestyles and experiencing authentic rural living—are identified as the most influential factors encouraging tourist participation in establishing sustainable eco-villages. Furthermore, factor analysis revealed that among the various dimensions of eco-village and environmental characteristics, the economic and natural aspects hold the greatest significance. Specifically, among the different factors examined, "self-sufficiency and economic prosperity" ranked the highest in importance.
۱۱۲۰.

Generative AI-Driven Hyper Personalized Wearable Healthcare Devices: A New Paradigm for Adaptive Health Monitoring(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Adaptive learning Anomaly Detection Data Integration generative AI Health monitoring Personalized healthcare

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۱۰۲
This study aims to present a novel generative AI-driven system for hyper-personalized health monitoring. Dynamic data processing, predictive modeling, and flexible learning improve real-time health evaluations. By combining weighted feature aggregation, iterative least squares estimation, and selective feature extraction, the suggested strategy makes predictions that are more accurate while using less computer power. Abnormality detection methods like adaptive thresholding and Kalman filtering provide accurate health monitoring. Attention, gradient-based optimization, and sequence learning improve health trend forecasts as the model improves. Generative AI-driven wearables outperform conventional and AI-based alternatives in many key performance tests. These evaluations include prediction accuracy (94%), real-time monitoring efficiency (93%), adaptability (92%), data integration quality (95%), and system reaction time (90 ms). These devices are safer (96%), have longer battery life (32 hours), and are simpler, more comfortable, and scalable. The results suggest that creative AI can transform personal healthcare into something more adaptable, safe, and affordable. Generative AI-powered smart gadgets are the most sophisticated means to monitor health in real time and deliver individualized, data-driven medical treatment. Future research will concentrate on improving prediction models and developing AI-driven modification approaches to make them more effective in additional healthcare scenarios.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان