فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
11 - 46
حوزههای تخصصی:
هوشمندی رفتار کارکنان نوعی تفکر و عملکرد مطلوب است که تنوعی از رفتار کارکنان را شامل می شود و شامل انجام وظایف جانبی، کمک داوطلبانه به دیگر کارکنان، توسعه حرفه ای، پیروی از مقررات سازمان، تلاش در جهت ارتقای سطح سازمان، حفظ نگرش مثبت به سازمان و تحمل ناملایمات در محیط سازمان می باشد.این پژوهش با هدف بررسی تأثیر هوشمندی رفتار کارکنان بر کاهش فساد اداری در سازمان های دولتی (مطالعه موردی: اداره کل مالیات و گمرکات استان هرمزگان) انجام شد . جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه مدیران و کارشناسان اداره کل گمرکات به تعداد(780) نفر و اداره کل مالیات استان هرمزگان به تعداد(358) ،جمعاً به تعداد نفر 1138می باشد که از این تعداد 174 نفر(بررسی اعتبار مدل تحقیق) به شیوه ی نمونه گیری تصادفی سیستماتیک مدنظر قرار گرفتند. برای شناسایی ابعاد و مؤلفه های هوشمندی رفتار کارکنان مصاحبه های مفصل و عمیقی با متخصصان دانشگاهی و مدیران اداره کل گمرکات و اداره کل مالیات استان هرمزگان ، انجام شده است. در بخش کمی پژوهش به منظور بررسی اعتبار مدل اجرای هوشمندی رفتار کارکنان از پرسشنامه 79سوالی براساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شده است. روایی پرسش نامه (هوشمندی رفتار کارکنان) برابر با (923/0) و پایایی آن برابر با (746/0) محاسبه گردید. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای SPSS ویراست 23 و SMART PLS ویراست 2/2 انجام شده است و سطح معنی داری 05/0 در نظر گرفته شده است. در نهایت مفاهیم استخراج شده شامل79کد باز، 24 مضمون پایه و 8 مضمون سازمان دهنده می باشد که تشکیل دهنده مدل کارآمد هوشمندی رفتار کارکنان در اداره کل گمرکات و اداره کل مالیات استان هرمزگان هستند و الگوی نهایی پژوهش طراحی گردید. مطالعات اخیر نشان می دهد که کارکنانی که از هوشمندی رفتاری بالاتری برخوردارند، بهتر می توانند در موقعیت های تصمیم گیری اخلاقی عمل کنند، تنش های سازمانی را مدیریت نمایند و در نهایت به کاهش زمینه های بروز فساد کمک کنند. یافته های این پژوهش می تواند مبنای مناسبی برای سیاست گذاری های آینده در حوزه مدیریت رفتار سازمانی و مبارزه با فساد اداری باشد.
Responsible Behavior of Nature Tourism in Iran: Investigating the Role of Previous Experience, Connection with Nature and Mental Well-being(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The rise of nature-based travel and ecotourism has brought both intentional and unintentional environmental harm, raising concerns about sustainable practices. This study examines how tourists' prior experiences with nature influence their mental well-being, connection to nature, and adoption of responsible environmental behaviors. Focusing on Iran, a country with rich natural and cultural resources, the research explores mechanisms to promote sustainable ecotourism development. Using a descriptive-survey methodology, data were collected from Iranian ecotourists via questionnaires and analyzed using SPSS and AMOS software. The findings reveal significant relationships: connection to nature positively impacts responsible environmental behavior, as does mental well-being. Prior ecotourism experiences significantly enhance both connection to nature and mental well-being. Mediation analysis shows that the frequency of ecotourism experiences indirectly influences responsible environmental behavior through mental well-being and connection to nature, with no direct significant effect. These results underscore the importance of fostering emotional and psychological ties to nature to encourage sustainable tourism practices. The study highlights the potential for ecotourism to contribute to environmental conservation by enhancing tourists' well-being and ecological awareness, offering valuable insights for sustainable planning in ecotourism destinations.
ارائه چارچوب افشاء اطلاعات بشردوستانه و ارزیابی تأثیر آن بر مشروعیت زائی بالاتر در بازار سرمایه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: شیوه های متعدد از گزارشگری مالی امروزه در حال شکل گرفتن می باشد که می تواند به اتکاء پذیری بالاتر ذینفعان حتی با وجودِ انتظارات متفاوت، منتج شود و سطحی از همگرایی را در ادراک از افشاء فراگیرِ اطلاعات در بازار ایجاد نماید. هدف این مطالعه، ارائه چارچوب افشاء اطلاعات بشردوستانه و ارزیابی تأثیر آن بر مشروعیت زائی بالاتر در بازار سرمایه بود. روش: این مطالعه که از نظر روش شناسی توسعه ای/کاربردی است و برمبنای هدف اکتشافی تلقی می شود، طی دو فاز کیفی و کمّی نسبت به جمع آوری داده ها اقدام نمود. به طوریکه در فاز کیفی مطالعه از طریق تحلیل نظریه داده بنیاد ابتدا، جنبه های نوظهور گزارشگری بشردوستانه را طی سه مرحله کدگذاری و ابزار مصاحبه شناسایی نمود و سپس با انجام تحلیل دلفی، نسبت به تعیین حد اجماع نظری اقدام کرد تا با ایجاد یک پرسشنامه محقق ساخت، مبنایی برای سنجش گزارشگری بشردوستانه ایجاد شود. سپس در فاز کمّی مطالعه از طریق حداقل مربعات جزئی ( ) نسبت به آزمون فرضیه پژوهش اقدام شد. ابزار مورد استفاده در فاز کمّی مطالعه پرسشنامه بود که علاوه بر پرسشنامه ساخته شده متغیر برونزا مطالعه، از پرسشنامه جیا و همکاران (2020) برای سنجشِ متغیر درونزا یعنی مشروعیت بهره برده شد. دوره پرسشگری مطالعه بازه زمانی 6 ماه را در بر می گیرد. یافته ها: نتایج حکایت از تأیید تأثیر مثبت گزارشگری بشردوستانه بر مشروعیت زائی بالاتر شرکت ها در بازار سرمایه دارد. نتیجه گیری: نتیجه کسب شده نشان می دهد، شرکت هایی که از پتانسیل بالاتری در افشاء کارکردهای منابع انسانی، نهادی و اجتماعی برخوردار هستند، معمولاً به واسطه ی مسئولیت پذیری بالاتر در رعایت حقوق ذینفعان، مشروعیت های حرفه ای را در یک بازار رقابتی کسب می نمایند که می تواند مزیت عملکردی نسبت به دیگر رقبای شرکت ها نیز تلقی گردد. دانش افزایی: این مطالعه باتمرکز بر افشاء اطلاعات بشردوستانه و بررسی تأثیر آن بر مشروعیت شرکتی به از جمله مطالعه های نوظهور تلقی می شود که می تواند به توسعه ادبیات نظری و کاربردی صیانت از حقوق ذینفعان در آینده کمک نماید.
چارچوب تاب آوری برندهای پلتفرمی «مشتری به مشتری» در مواجهه با بحران برند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
67-120
حوزههای تخصصی:
برندهای پلتفرمی «مشتری به مشتری» به دلیل ویژگی های خاصشان همواره از ناحیه بحران های مختلف مورد تهدید بوده اند بنابراین مفهوم «تاب آوری برند» اهمیت پیدا کرده است. این تحقیق با درک اهمیت چنین مفهومی نسبت به ارائه چارچوب تاب آوری برند پلتفرم های مبادله ای «مشتری به مشتری» در مواجهه با بحران های برند اقدام کرده است. این پژوهش بر اساس روش کیفی و رویکرد استقرایی انجام شده و جامعه هدف آن متصدیان و کاربران پلتفرم های «مشتری به مشتری» از یک سو و خبرگان حوزه ارتباطات بحران و مدیریت برند از سوی دیگر بوده اند. نمونه گیری در هر بخش از جامعه هدف با استراتژی های مختلف اعم از هدفمند، در دسترس و گلوله برفی انجام شده است. بر اساس قاعده اشباع نظری 37 نفر حجم نمونه تحقیق را تشکیل دادند. روش مصاحبه مردم نگارانه و مصاحبه با متخصصان به عنوان ابزار جمع آوری داده انتخاب شد و داده ها بر اساس روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه وتحلیل شده است. تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که تاب آوری برند پلتفرم های مشتری به مشتری در مواجهه با بحران ها نیازمند «برندسازی تاب آورانه»، «برندرانی تاب آورانه» و «برندبانی تاب آورانه» است. همچنین ساختار بازار، ساختار قانونی و ساختار فرهنگی - سیاسی بر تاب آوری اثر قابل توجه دارد گرچه کنترل این ساختارها در اختیار پلتفرم نیست. چارچوب پیشنهادی این پژوهش با عنوان «مثلث تاب آوری برندهای پلتفرمی مشتری به مشتری» ضرورت وجود بینش تاب آورانه در سراسر چرخه عمر برند را نشان می دهد.
تبیین پدیده بخشش برند؛ تحلیل عناصر پیشایندی و پسایندی با روش نقشه شناختی فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت برند سال ۱۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
311-358
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر شناسایی عناصر پیشایندی و پسایندی مفهوم بخشش برند با استفاده از روش نقشه شناختی فازی می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و از حیث روش گردآوری اطلاعات توصیفی و از نوع پیمایشی می باشد و از لحاظ نوع شناسی در زمره ی پژوهش های آمیخته می باشد. جامعه آماری پژوهش، شامل اساتید دانشگاه در حوزه ی مدیریت، مدیران منابع انسانی و مدیران بازاریابی است که 30 نفر از آن ها با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس اصل کفایت نظری انتخاب شدند. در بخش کیفی ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد که روایی و پایایی ابزارها به ترتیب با استفاده از روایی محتوایی و آزمون کاپای کوهن مورد تأیید قرار گرفت و ابزار گردآوری داده ها در بخش کمی، پرسشنامه می باشد که با استفاده از روایی محتوایی و پایایی بازآزمون تایید شد. در بخش کیفی این پژوهش، داده های بدست آمده از مصاحبه با استفاده از نرم افزار مکس- کیو- دی- ای و روش کدگذاری تحلیل و پیشایندها و پسایندهای بخشش برند شناسایی شدند. در بخش کمی پژوهش با استفاده از روش نقشه شناختی فازی، مدل روابط علی بخشش برند ارائه شد. نتایج پژوهش بیان کننده آن است که عشق به برند، فعالیت های ارزش آفرین و وابستگی به برند به عنوان عوامل موثر بر بخشش برند هستند، همچنین افزایش احتمال خرید مجدد، بهبود قدرت اجتماعی برند و کاهش شکایت از برند از مهم ترین پیامدهای بخشش برند می باشند
مرور نظامند ادبیات شکاف قیمتی صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت به روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تاکنون، هیچ یک از توضیحات ممکن و مولفه های شناسایی شده از سوی مالی سنتی یا مالی رفتاری نتوانسته است به تنهایی و به طور کامل وقوع شکاف قیمتی در معاملات صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت را توضیح دهد. این موضوع همچنان یکی از موضوعات مهم و دارای سابقه بحث طولانی مدت بین مالی سنتی و مالی رفتاری است. هدف اصلی این مقاله بررسی تحقیقات انجام یافته در حوزه صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت با هدف شناسایی شاخص های موثر بر وقوع شکاف قیمتی در معاملات واحدهای این صندوق ها از منظر دو دیدگاه مالی سنتی و مالی رفتاری است. درک بهتر رفتار صندوق های سرمایه گذاری با سرمایه ثابت، انگیزه تحقیقات بیشتر در مورد این صندوق ها، کارایی بازار، قیمت گذاری دارایی ها و پارادایم های مالی سنتی و رفتاری را فراهم می کند. پژوهش حاضر از نظر هدف جز پژوهش های توسعه ای بوده و جهت انجام پژوهش از روش تحقیق کیفی استفاده گردیده است. از بین روش های تحقیق کیفی، روش فراترکیب مورد استفاده قرار گرفته است. جهت دستیابی به اهداف پژوهش، 389 تحقیق انجام شده در بازه زمانی 1968 الی 2024 بررسی شده و در نهایت 88 مقاله که امتیاز لازم را کسب نموده، با استفاده از روش فراترکیب سندلوسکی و باروسو مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. ارزیابی مقالات انتخاب شده منجر به شناسایی 4 مولفه با 35 شاخص گردید. مولفه های شکاف قیمتی در چهار بعد عوامل سیاسی، عوامل اقتصادی، عوامل صندوق های سرمایه گذاری و عوامل روانشناختی طبقه بندی شدند و در نهایت این مولفه های مستخرج از مقالات نیز بر اساس ادبیات پژوهش موجود در این حوزه در دو بعد مالی کلاسیک (منطقی) و مالی رفتاری طبقه بندی گردید.
تأثیر سیستم حسابداری مدیریت و سبک های تصمیم گیری بر عملکرد مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش سیستم حسابداری مدیریت و تصمیم گیری و اثرات آن بر عملکرد مدیریت، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر سیستم حسابداری مدیریت و سبک های تصمیم گیری بر عملکرد مدیریت است. پژوهش حاضر ازنظر نتایج، بنیادی، ازنظر روش اجرا، توصیفی، ازنظر بعد زمانی، مقطعی و ازنظر ماهیت داده ها، جزء پژوهش های کمی و جزء پژوهش های میدانی است. روش گردآوری داده ها، به صورت پرسش نامه از مدیران بخش حسابداری مدیریت شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران است. در پژوهش حاضر، نتایج 190 نفر با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس و اسمارت پی ال اس مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سیستم حسابداری مدیریت تأثیر معناداری بر عملکرد مدیریت دارد و از بین سبک های تصمیم گیری تنها سبک تصمیم گیری عقلایی تأثیر معناداری بر عملکرد مدیریت دارد. همچنین در این پژوهش سبک تصمیم گیری عقلایی به عنوان سبک غالب و سبک تصمیم گیری شهودی به عنوان سبک پشتیبان انتخاب شد. مدیران باید از اطلاعات سیستم حسابداری مدیریت جهت تصمیم گیری در سازمان خود استفاده کنند زیرا می تواند عملکرد مدیریت را بهبود بخشد و سازمان را دررسیدن به اهداف خود یاری دهد. همچنین استفاده از یک سبک تصمیم گیری مانند سبک عقلایی، موجب انتخاب راهبردهای مناسب، شناخت مشکلات و اصلاح رفتارهای ناسازگار مدیریتی خواهد شد. استفاده از این سبک توسط مدیران، می تواند بهبود عملکرد سازمان را به همراه داشته باشد. این پژوهش به دنبال شفاف سازی نقش حیاتی هر یک از متغیرهای حسابداری مدیریت و سبک های تصمیم گیری در بهبود عملکرد مدیریت است. نتایج این پژوهش می تواند به مدیران و تصمیم گیرندگان در سازمان ها کمک کند تا با توجه به تحولات فناوری و نیازهای بازار، تصمیمات بهتری اتخاذ کنند و در نهایت به بهبود عملکرد و موفقیت سازمانی دست یابند.
تاثیر شرکت های همتا بر ارزش نهایی نگهداشت وجه نقد: نقش تعدیلی اندازه شرکت و رقابت بازار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نگهداشت وجه نقد می تواند به مدیریت ریسک، مقابله با رویدادهای غیرمنتظره و افزایش انعطاف پذیری کمک کند. با این حال، نگهداشت بیش ازحد آن ممکن است مشکلات نمایندگی و کاهش ارزش شرکت را به همراه داشته باشد. در تصمیمات نگهداشت وجه نقد، نقش همتایان و رفتار آن ها دارای اهمیت است که این موضوع می تواند تحت تاثیر اندازه شرکت یا محیط رقابتی نیز قرار بگیرد. همتایان، شرکت های مشابه در ساختار صنعتی و فنی هستند که بر عملکرد یکدیگر تأثیر می گذارند. هدف این پژوهش بررسی تاثیر شرکت های همتا بر ارزش نهایی نگهداشت وجه نقد با تاکید بر نقش اندازه شرکت و رقابت بازار است. نمونه آماری شامل 135 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1391 تا 1402 است. برای آزمون فرضیه ها از الگوهای رگرسیونی و داده های ترکیبی با کنترل اثرات سال و صنعت استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد در شرکت هایی که سطح نگهداشت وجه نقد کمتر از میانگین سطح نگهداشت وجه نقد همتایان است، ارزش نهایی نگهداشت وجه نقد بیشتر است که با تئوری های مبتنی بر اطلاعات و رقابت انطباق دارد. هم چنین در شرکت های بزرگتر و دارای رقابت بازار پایین تر اثرگذاری همتایان بر ارزش نهایی نگهداشت وجه نقد بیشتر است. این یافته ها ضمن تقویت ادبیات نظری، برای مدیران رهنمودی برای بهینه سازی سیاست های نقدینگی و برای سرمایه گذاران ابزار تحلیل فرصت ها و ریسک های نقدی فراهم می آورد.
تحلیل محتوای متنی گزارش های مالی بارویکرد شناسایی موجودیت نامدار: مطالعه علم سنجی و مصورسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
97-128
حوزههای تخصصی:
شناسایی موجودیت نامدار از زیرشاخه های پردازش زبان طبیعی و پدیده ای کاملا نوظهور در پژوهش های مالی و حسابداری است. این تکنیک مبتنی بر هوش مصنوعی، با استخراج خودکار اطلاعات کلیدی همچون نام اشخاص، سازمان ها و مکان ها از متون مالی، امکان تحلیل جامع تری از وضعیت شرکت را فراهم می کند. هدف این پژوهش، بررسی علم سنجی تولیدات علمی مرتبط با کاربرد شناسایی موجودیت نامدار در حوزه مالی و حسابداری، جهت آشنایی بیشتر پژوهشگران این حوزه است. در این پژوهش، ابتدا ضمن برشمردن اهمیت بخش متنی گزارش های مالی شرکت ها، روش شناسایی موجودیت نامدار معرفی شده و کارکرد آن در تحلیل محتوای متنی گزارش هاتشریح می شود. سپس از پایگاه علمی اسکوپوس روند پژوهشی، پر استنادترین مقالات و مرتبط ترین مقالات مالی و حسابداری موضوع پژوهش شناسایی می شود. در ادامه با استفاده از خروجی های اسکوپوس و با کمک نرم افزار vosviewer ، شبکه همکاری نویسندگان و کشورها و اصلی ترین و به روزترین کلیدواژه ها شناسایی می شوند. نتایج نشان می دهد که طی سال های اخیر، با وجود چالش های فراوان، توجه به شناسایی موجودیت نامدار در این حوزه به طور فزاینده ای افزایش یافته است و بیشترین تولیدات علمی مربوط به کشور چین و تمرکز مطالعات بر استخراج اطلاعات و شناسایی روابط است.
نقش میانجی گری کیفیت خدمت و رضایت مشتری در ارتباط هوش هیجانی و هوش معنوی اسلامی با وفاداری مشتریان مطالعه هتل های پنج ستاره مشهد
حوزههای تخصصی:
این پژوهش باهدف پر کردن دو شکاف نظری کلیدی در ادبیات مدیریت خدمات (۱) نقش میانجی گری کامل کیفیت خدمات در رابطه هوش معنوی اسلامی-رضایت مشتری و (۲) تأثیر بافت فرهنگی-مذهبی بر بازتعریف زنجیره خدمت-سود، به روش کاربردی با طرح توصیفی-همبستگی انجام شد. داده های ۲۵۰ مشتری هتل های پنج ستاره مشهد با پرسشنامه ۴۵ گویه ای جمع آوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری جزئی در نرم افزار اس پی اس اس و اسمارت پی ال اس تحلیل گردید. یافته ها نشان داد هوش هیجانی و معنوی اسلامی تأثیر مستقیم بر کیفیت خدمات دارند؛ کیفیت خدمات به ترتیب پیش بین کننده های قوی رضایت و وفاداری بودند. میانجیگری کامل کیفیت خدمات در مسیر رضایت و هوش و میانجیگری کامل رضطایت در مسیر وفاداری و کیفیت خدمات تایید شد، درحالی که مسیرهای مستقیم هوش ها به رضایت/وفاداری معنادار نبودند. . این نتایج منجر به ارائه چارچوب )زنجیره خدمت-سود معنوی ) وبازتعریف مدل هسکت و طراحی الگوی حلال پلاس با راهکارهای عینی ذیل شد: (۱). گواهینامه هوش معنوی برای مدیران با تأکید بر مؤلفه های «کظم غیظ» و «امانت»، (۲). ایجاد سامانه رتبه بندی (3). نرم افزارهای پایش تعهدات دینی. هوش معنوی اسلامی به عنوان سرمایه راهبردی از طریق ارتقای کیفیت خدمات وفاداری اعتقادی مشتریان را شکل می دهد که گسترش این مدل به صنایع حساس به اعتقادات پیشنهاد می شود.
تامین مالی در مراکز آموزش عالی ایران مبتنی بر شاخص های دانشگاه نسل چهارم
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
67 - 47
حوزههای تخصصی:
برای دستیابی به دانشگاه نسل چهارم، تامین مالی و بودجه ریزی دانشگاه ها در چارچوب شاخص های این نسل دانشگاهی اهمیت بسزایی دارد. از این رو، این پژوهش به دنبال بررسی عملکرد تامین مالی در مراکز آموزش عالی ایران مبتنی بر شاخص های دانشگاه نسل چهارم از دیدگاه اعضای هیئت علمی است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی است که بصورت کمی از نوع پیمایشی انجام شد. جامعه آماری نیز اعضای هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی به عنوان پایلوت بودند که به روش نمونه گیری طبقه ای 234 نفر جهت نمونه انتخاب شد. ابزار جمع آوری اطلاعات نیز استفاده از پرسشنامه محقق ساخته بود که بین اعضای هیئت علمی توزیع شد. یافته های پژوهش نشان داد که شاخص های دانشگاه نسل چهارم در بخش امور مالی و بودجه ریزی شامل؛ استقلال مالی (کاهش وابستگی دانشگاه ها نسبت به بودجه دولتی) و ایجاد منابع پایدار و تنوع بخشی در منابع مالی دانشگاه ها بودند که تحلیل نتایج نشان داد که عملکرد دانشگاه های ایران از دیدگاه اعضای هیئت علمی نسبت به این شاخص ها در سطح مطلوبی قرار ندارد. تأمین مالی در دانشگاه های نسل چهارم مبتنی بر نیازها و ویژگی های خاص هر دانشگاهی متمرکز است. لذا ضرورت دارد تا مراکز آموزش عالی ایران نسبت به شاخص کاهش وابستگی به بودجه دولتی و ایجاد منابع پایدار در کنار تنوع بخشی در منابع مالی در چارچوب شاخص های دانشگاه نسل چهارم براساس نیاز و زیست بوم خاص خود دانشگاه برنامه ریزی لازم را داشته باشند.
کارآفرینی در سایه بحران: راهکارها و تجارب کنش های غیرِ مترقبه در شرکت های کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
55 - 78
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی راهکارها و تجارب برتر کنش های کارآفرینانه در رویارویی با بحران در بنگاه های کوچک و متوسط استان مازندران انجام شده است. این مطالعه از نظر هدف، کاربردی و از حیث شیوه گردآوری داده ها، به صورت آمیخته انجام شده است. در بخش کیفی، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با 20 نفر از کارآفرینان موفق و باتجربه که سابقه مدیریت در شرایط بحران را داشته اند، جمع آوری و با استفاده از تحلیل تماتیک بر اساس مدل براون و کلارک تحلیل شد. نمونه گیری به روش هدفمند و گلوله برفی تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. جامعه آماری این پژوهش شامل کارآفرینان بنگاه های کوچک و متوسط استان مازندران است که حجم نمونه 10 برابر تعداد سؤالات پرسش نامه انتخاب شد؛ بنابراین در بخش کمی، 320 نفر از کارآفرینان کسب وکارهای کوچک و متوسط به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با انتساب متناسب انتخاب و پرسش نامه ای محقق ساخته را تکمیل کردند. روایی و پایایی ابزار پژوهش با نظر خبرگان و آلفای کرونباخ تأیید شد و داده های کمّی با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری (تحلیل عاملی تأییدی) در نرم افزار Smart PLS 4 تجزیه و تحلیل گردید. یافته های پژوهش نشان داد که پنج راهبرد اصلی شامل تغییر سریع مدل کسب وکار، نوآوری در محصول یا خدمت، اتخاذ تصمیمات جسورانه و ریسک پذیر، بهره گیری از شبکه ها و حمایت های اجتماعی و رهبری و مدیریت منابع انسانی بیشترین نقش را در تداوم و موفقیت بنگاه های مورد مطالعه طی بحران ها داشته اند. نتایج همه مسیرها معنادار و شاخص های برازش مدل قوی ارزیابی شد. همچنین مشخص شد که مدل کسب وکار منعطف و بهره گیری از شبکه های حمایتی، تأثیرگذارترین عوامل در عبور موفقیت آمیز از بحران هستند. پژوهش حاضر ضمن تأکید بر نوآوری و تصمیم های شجاعانه، اهمیت رهبری منابع انسانی و اتکا به حمایت های شبکه ای را در شرایط بحرانی تبیین می کند و پیشنهاد هایی برای ارتقای تاب آوری کارآفرینان منطقه ارائه می دهد.
پیشرانه های ساخت آینده در محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۳
1 - 20
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت راهبردی منطقه اوراسیا برای بازیگران مهم بین المللی به ویژه آمریکا، طی دو دهه گذشته، مناسبات آذربایجان با قدرت های متخاصم با ج. ا. ایران گسترش بی سابقه داشته و افزایش تنش های ج. آذربایجان در رابطه با ایران محتمل است. هدف؛ تبیین پیشرانه های ساخت آینده در محیط امنیتی ج. ا. ایران و ج. آذربایجان است. روش؛ در این مقاله توصیفی- تحلیلی، جامعه آماری از کارشناسان عالی، مدیران و مسئولین لشکری و کشوری و اساتید عضو هیئت علمی که دارای سابقه پژوهشی در حوزه آینده پژوهی و با مسائل کشورهای حوزه قفقاز آشنا هستند به تعداد 30 نفر تعیین گردید. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای و میدانی است. تجزیه وتحلیل داده ها به شیوه کمی و کیفی با بهره گیری از آزمون خی دو صورت گرفته است. یافته ها؛ 575 پیشران (ساخت آینده در محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان) شناسایی و پس از امتیازدهی گروه خبرگی به 21 عنوان تلخیص یافت؛ نتایج؛ بر این اساس با اهمیت ترین پیشران در نتایج مقاله؛ همسویی جمهوری آذربایجان با راهبردهای ضدایرانی، آمریکا و ناتو و رژیم صهیونیستی برای انزوای ژئوپلیتیکی و مهار جمهوری اسلامی ایران و در اولویت بعدی؛ ایدئولوژیک زدایی و ایجاد چالش های مذهبی و تلاش برای حذف گرایش های مذهبی در منطقه با نگاه لائیسیته به عنوان پیشران با اهمیت دوم در بروز تهدیدات امنیتی در محیط امنیتی جمهوری اسلامی ایران و جمهوری آذربایجان شناسایی گردید.
تحول بازاریابی دیجیتال بنگاه به بنگاه: واکاوی کاربردهای نوآورانه هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
151 - 192
حوزههای تخصصی:
یکی از حوزه های اثرپذیر فناوری های هوش مصنوعی، بازاریابی بنگاه با بنگاه می باشد که با تسریع فرآیند تصمیم گیری و خلق رویکردهای نوآورانه، بسیاری از جنبه های بازاریابی بنگاه به بنگاه با متحول می سازد و عملکرد را بهبود می بخشد. با افزایش محبوبیت و سرمایه گذاری روزافزون هوش مصنوعی در این حوزه، درک کاربردهای چنین فناوری های نوآرانه ای برای پیشبرد بازاریابی بنگاه با بنگاه ضرورتی انکاناپذیر است که در مطالعات گذشته با رویکردی کل نگرانه کمتر به آن پرداخته شده است. لذا، هدف اصلی پژوهش حاضر، واکاوی کاربردهای هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال بنگاه با بنگاه و اولویت بندی آنها می باشد. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از منظر روش شناسی، آمیخته می باشد. در مرحله نخست با رویکرد کیفی فراترکیب و تحلیل 59 مقاله منتخب، کاربردها از ادبیات استخراج و در مرحله دوم با انجام مصاحبه های نیمه ساختار یافته با ۱۲ نفر از خبرگان به اغنای کاربردهای شناسایی شده پرداخته شد. نتایج تحلیل مضمون حاکی از آن است که کاربردها در 4 مقوله اصلی، 11 مفهوم و 99 کاربرد دسته بندی شده اند. نتایج حاصل از اولویت بندی با رویکرد آنتروپی شانون نشان می دهد «کنترل و نظارت» در صدر اهمیت و «تحلیل رقبا و بازار» در پایین ترین اولویت جای گرفته است. در این پژوهش با بهره گیری رویکرد فراترکیب به استخراج تجارب بین المللی و با بهره گیری از مصاحبه های کیفی به واکاوی دانش بومی خبرگان پرداخته شده تا الگویی جامع از کاربردهای هوش مصنوعی در بازاریابی بنگاه به بنگاه طراحی گردد که در ادبیات کمتر به آن پرداخته شده و به عنوان ابزاری راهبردی بصیرتی کاربردی برای تصمیم گیری و سرمایه گذاری هوشمندانه مدیران در این حوزه فراهم سازد.
مرور سیستماتیک جریان شناختی ادبیات سفر مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
465 - 526
حوزههای تخصصی:
در سالیان اخیر سفر مشتری به یک مفهوم فزاینده مهم برای درک رفتارهای پیچیده مشتری و دریافت بینش در مورد تجربیات آنها تبدیل شده است. در حالی که این واژه از دهه 1990 در رشته های مختلف استفاده شده است و ادبیات آن در طول هشت سال گذشته بیش از هفت برابر شده است، اما درک کامل این موضوع همچنان نامنسجم باقی مانده است. این مقاله یک رویکرد بررسی سیستماتیک مبتنی بر جریان شناسی را برای شناسایی موضوعات اساسی سفر مشتری ارائه شده در ادبیات کسب و کار تا تیر ماه 1404 اتخاذ کرد. 147 مقاله مرتبط از Scopus، Web of Science ، EBSCO، سامانه SID.IR جهاد دانشگاهی و سامانه گنج ایرانداک برای تجزیه و تحلیل انتخاب شد. برای شناسایی مضامین غالب و ابعاد فرعی آن ها، تحلیل محتوای کمی با بهره گیری از نرم افزارهای QDA Miner و WordStat به کار گرفته شد. فرآیند کدگذاری دقیق شامل بررسی مستقل توسط چندین کدگذار بود تا از پایایی و روایی یافته ها اطمینان حاصل شود. این رویکرد، قابلیت تکرارپذیری و عینیت یافته ها را تقویت می کند. تجزیه و تحلیل محتوای کمی، پنج موضوع اساسی سفر مشتری را شناسایی کرد که عبارتند از: رضایت از خدمات، شکست و بازیابی، هم آفرینی، پاسخ مشتری، کانال ها و اختلالات فناوری. در بخش نتایج هر شاخص سفر مشتری و موضوعات فرعی آن را به ترتیب بررسی و مورد بحث قرار داد. این بررسی شکاف های مهمی را در ادبیات مربوط به مراحل کلیدی سفر مشتری شناسایی کرد.
رویکرد راهبرد محورِ به کارگیری فناوری هوش مصنوعی در رشته حسابداری: با اشاره بر گرایش های حسابرسی و حسابداری مدیریت
منبع:
حسابداری مدیریت راهبردی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 20
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر اُستوار بر رویکرد راهبرد محورِ به کارگیری فناوری هوش مصنوعی در حرفه حسابداری و گرایش های آن نظیر حسابرسی و حسابداری مدیریت است. پژوهش حاضر بر نقش تجربیات و داده های ذهنی افراد شاغل در حوزه حسابداری و گرایش های آن به عنوان مسیری برای رسیدن به فرضیه ها می باشد. جهت جمع آوری داده ها و اطلاعات به صورت پیمایشی و با استفاده از پرسش نامه طیف لیکرت اقدام و از روش نمونه گیری گلوله برفی به عنوان یکی از تکنیک های هدفمند استفاده شد. به منظور گردآوری داده ها، تعداد 203 پرسش نامه توزیع گردید. مجموعاً 187 پرسش نامه دریافت شد که پس از غربال گری، 5 مورد به دلیل ناقص بودن حذف و نهایتاً 180 پرسش نامه معتبر وارد تحلیل گردید. برای آزمون فرضیه ها نیز از روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها حاکی از این است که هوش مصنوعی می تواند باعث افزایش کارایی و پاسخگو بودن افراد شاغل در این حرفه (حسابداری و گرایش های آن نظیر حسابرسی و حسابداری مدیریت) شده و از طرفی باعث می شود تا آن ها به نیاز فناوری اطلاعات در رشته حسابداری و گرایش های آن نظیر حسابرسی و حسابداری مدیریت توجه نموده و از این فناوری بیش تر استفاده نمایند. به علاوه، پیاده سازی هوش مصنوعی حتی می تواند دروس دانشگاهی در رشته حسابداری و گرایش های آن نظیر حسابرسی و حسابداری مدیریت را اصلاح و به روزرسانی نموده و باعث شود تا افراد شاغل در این حرفه دانش نرم افزاری خود را روزبه روز افزایش دهند.
توسعه و تدوین مدلی جهت نقش تعامل حسابرسان داخلی و مستقل بر شجاعت اخلاقی حسابرسان داخلی
حوزههای تخصصی:
هدف: این مطالعه با هدف توسعه و تدوین مدلی جهت نقش تعامل حسابرسان داخلی و مستقل بر شجاعت اخلاقی حسابرسان داخلی انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش، توصیفی- پیمایشی و از نوع پژوهش های کاربردی است و داده های پژوهش به صورت مقطعی و در نیمه اول سال 1403، از طریق پرسشنامه استاندارد خلیل (2023) بین اعضای نمونه توزیع و در مدت زمان مشخصی جمع آوری گردید. از جامعه آماری نامحدود موسسات حسابرسی و شرکت ها، نمونه آماری پژوهش شامل حسابرسان داخلی و مستقل به تعداد 186 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. به منظور تعیین روایی پرسشنامه ها، از روایی واگرایی ترکیبی و تحلیل عاملی استفاده شد. به منظور بررسی و تجزیه وتحلیل داده ها، از روش های متناسب آماری انجام شد. نتایج: نتایج پژوهش حاکی از آن است که تعامل حسابرسان داخلی و مستقل بر شجاعت اخلاقی حسابرسان داخلی نقش قابل توجهی ایفا می کند و باعث می شود عملکرد بهتری در زمینه گزارش حسابرسی داشته باشند. نتیجه گیری: بنابراین، تعامل و همکاری بین حسابرسان داخلی و مستقل باعث کاهش عمل غیراخلاقی در حسابرسان داخلی و یا تقویت شجاعت اخلاقی آنها می شود. دانش افزایی: نتایج این مطالعه می تواند برای موسسات حسابرسی و شرکت ها مفید واقع شود به طوری که به تعامل حسابرسان داخلی و مستقل افزوده می شود و از طرفی گزارش حسابرسی و یا کیفیت حسابرسی قوی تری ارائه می دهند.
تحلیل راهبردی معماری آینده سازمان های نیروهای مسلح در عصر تحولات فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۳
73-104
حوزههای تخصصی:
تحولات سریع در حوزه های هوش مصنوعی، رباتیک، داده های عظیم و عملیات سایبری، معماری سازمانی نیروهای مسلح را با چالش های بنیادین مواجه کرده است. این پژوهش با هدف تدوین الگوی مفهومی بومی برای معماری آینده نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در افق ۱۴۱۰، به تحلیل راهبردی الزامات، فرصت ها و موانع این تحول می پردازد. رویکرد تحقیق آمیخته (کیفی–کمی) به کار گرفته شد؛ داده های کیفی از طریق تحلیل مضمون اسناد راهبردی معتبر بین المللی (RAND، CSIS، ناتو؛ ۲۰۲۱–۲۰۲۴) و مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ خبره نظامی و دانشگاهی گردآوری گردید. در بخش کمی، پرسشنامه ای میان ۲۱۰ خبره توزیع شد (نرخ بازگشت ۹۳.۳٪) و تحلیل داده ها با روش های AHP و SEM انجام گرفت. یافته ها نشان می دهد معماری مطلوب آینده بر پنج پایه اصلی استوار است: ۱) ساختارهای شبکه ای و چابک، ۲) داده محوری مبتنی بر هوش مصنوعی، ۳) ادغام تمام ساحتی عملیات در حوزه های زمینی، دریایی، هوایی، فضایی و سایبری، ۴) نیروی انسانی متخصص، یادگیرنده و تاب آور، و ۵) تاب آوری زیرساختی و فناورانه. الگوی پیشنهادی با ایجاد هم راستایی میان نیازهای عملیاتی نوین و ساختارهای سنتی، به عنوان مدلی بومی برای تحول سازمانی ارائه می شود. با این حال، عواملی چون تحریم های بین المللی، مقاومت در برابر تغییر و تهدیدات پیچیده سایبری، روند تحول را با چالش هایی مواجه می سازند. نتایج بر ضرورت تحول راهبردی در معماری سازمانی جهت حفظ برتری عملیاتی جمهوری اسلامی ایران در برابر تهدیدات منطقه ای و جهانی تأکید دارد. در پایان، توصیه های راهبردی شامل تدوین «سند تحول معماری نیروهای مسلح»، ایجاد «مرکز فرماندهی دیجیتال» و بازطراحی نظام آموزش و توسعه نیروی انسانی ارائه می شود. این مطالعه راهنمایی برای سیاست گذاران و فرماندهان در جهت تضمین امنیت ملی در عصر دیجیتال است.
نقش صیانتی فرماندهان در پیشگیری از جرم فرار از خدمت کارکنان وظیفه دژبان ارتش ج.ا.ا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۳
163-196
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پدیده فرار از خدمت می تواند انسجام، انضباط و کارایی سازمانی یگان های نظامی را تحت تأثیر قرار دهد. از این رو، شناخت دیدگاه فرماندهان در سطوح مختلف فرماندهی درباره عوامل مؤثر بر این رفتار، می تواند نقش مهمی در طراحی سیاست ها و اقدامات پیشگیرانه داشته باشدپژوهش حاضر با هدف بررسی و تبیین نقش فرماندهان در پیشگیری از فرار از خدمت کارکنان وظیفه دژبان ارتش جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. روش شناسی: روش شناسی این پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۹ فرمانده دژبان آجا و ۸ نفر از کارکنان وظیفه دارای سابقه فرار از خدمت، با نمونه گیری هدفمند نظری گردآوری و تا رسیدن به اشباع نظری به روش تحلیل مضمون تحلیل شد. یافته ها: شش عامل بیرونی(درگیری اقتصادی مالی والدین؛ سخت گیری فرماندهان، مشکلات خانوادگی، اختلاف فرهنگی با محیط خدمت، وجود تبعیض و کمبود عاطفی) به ترتیب با 13،13،6،6،4و2 فراوانی و پنج عامل درونی (عدم مسئولیت پذیری، کمبود اعتماد به نفس، مشکلات روحی-روانی، وابستگی عاطفی و انزوا و تنهایی) به ترتیب با 12،10،4،3 و2 فراوانی مهمترین عوامل بیرونی و درونی فرار سربازان وظیفه دژبان از خدمت است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد فرار از خدمت در میان سربازان وظیفه دژبان پدیده ای چندبعدی است که حاصل برهم کنش عوامل اقتصادی، روانی–شخصیتی و سازمانی می باشد. غلبه عوامل بیرونی به ویژه مشکلات مالی و شیوه های سخت گیرانه فرماندهی بیانگر نقش تعیین کننده ساختارها و شرایط محیط خدمت در شکل گیری فرار است، در حالی که عوامل درونی مانند عدم مسئولیت پذیری و کاهش اعتمادبه نفس، ظرفیت سازگاری فرد با این شرایط را تضعیف می کنند. ازاین رو، پیشگیری مؤثر از فرار از خدمت مستلزم رویکردی ترکیبی است که به صورت همزمان اصلاح حمایت های معیشتی، بهبود سبک فرماندهی و تقویت آمادگی روانی–اجتماعی سربازان را مدنظر قرار دهد.
تأثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با نقش میانجی ارزش درک شده در بانک شهر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این مطالعه "تأثیر تبلیغات بانکداری الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند با تاکید بر نقش میانجی ارزش درک شده" است. برای رسیدن به این هدف، جامعه آماری متشکل از مشتریان بانک شهر در شهر تهران و نمونه ای به حجم 350 نفر به روش در دسترس (غیر احتمالی) مورد مطالعه قرار گرفته اند. جمع آوری اطلاعات به وسیله ابزار پرسشنامه که روایی آن توسط صاحبنظران و پایایی آن توسط ضریب آلفای کرونباخ مورد تصدیق قرار گرفت، صورت پذیرفته است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از نرم افزار آماری SmartPLS3 استفاده شده است. این پژوهش توصیفی- پیمایشی و از نوع کاربردی و به لحاظ روابط بین متغیرها از نوع همبستگی است. یافته های این مطالعه نشان می دهد. که تبلیغات الکترونیک بر وفاداری مشتریان به برند بانک تأثیر مثبت و معناداری داشته همچنین ارزش درک شده در رابطه میان تبلیغات الکترونیک بانکداری و وفاداری مشتریان به برند نقش میانجی دارد.