فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
245 - 281
حوزههای تخصصی:
هدف: با وجود اعتقاد فراگیر تیم های فروش و بازاریابی به هم بستگی چشمگیر بین استفاده از رسانه های اجتماعی و افزایش فروش و حاشیه سود، الگوی فرایندی جامعی برای درک نحوه توفیق این رسانه ها در جذب مشتریان و تقویت عملکرد فروش وجود ندارد. این مقاله با هدف شناسایی و ارائه یک الگوی فرایندی توفیق رسانه های اجتماعی در جذب مشتریان و افزایش فروش سازمان ها، به بررسی عوامل کلیدی، تعاملات بین آن ها و پیامدهای ناشی از آن می پردازد.
روش: این پژوهش از استراتژی داده بنیاد چندگانه (مالتی گراندد) استفاده کرده است. در مرحله نخست، مطالعات قبلی در حوزه رسانه های اجتماعی و فروش تحلیل شدند تا چارچوب اولیه مفاهیم شکل گیرد. در مرحله دوم، ۱۴ مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان برجسته صنعت (به روش هدفمند و گلوله برفی) انجام شد. داده های مصاحبه با روش تجزیه وتحلیل داده بنیاد ساختارمند، پردازش و کدگذاری شدند؛ سپس یافته های حاصل از مصاحبه ها با الگوی دست یافته از تحلیل محتوا تلفیق شدند تا یک الگوی فرایندی یکپارچه توسعه یابد.
یافته ها: نتایج نشان داد که موفقیت رسانه های اجتماعی در جذب مشتری و افزایش فروش، تحت تأثیر سه دسته عامل است: ۱. شرایط علّی (مانند فشارهای رقابتی و بحران های بهداشتی)؛ ۲. شرایط زمینه ای (شامل قابلیت های سازمانی، فناوری و ظرفیت های داده محور)؛ ۳. شرایط مداخله گر (مانند فرهنگ جامعه، مدیریت تنش ها و سبک رهبری). این عوامل به صورت تعاملی، راهبردهای کلیدی را شکل می دهند که به افزایش مشارکت فعال مشتریان، بهبود تجربه مشتری و توسعه هوش رقابتی سازمانی، منجر می شوند.
نتیجه گیری: این مقاله برای نخستین بار، الگوی فرایندی جامعی را ارائه می دهد که چگونگی موفقیت رسانه های اجتماعی در جذب مشتری و افزایش فروش را از طریق تعامل پیچیده عوامل علّی، زمینه ای و مداخله گر توضیح می دهد. یافته ها نشان می دهند که موفقیت تبلیغات در رسانه های اجتماعی، نه تنها به تکنیک های تبلیغاتی متکی است، بلکه مستلزم یک ساختار سازمانی چابک، داده محور و سازگار با محیط است. این الگو می تواند به مدیران فروش و بازاریابی کمک کند تا استراتژی های خود را بر اساس شرایط واقعی بازار طراحی کنند و به طور نظام مند، تبدیل تعاملات اجتماعی به نتایج تجاری را بهینه سازی کنند.
تحلیل محتوا اسناد حوزه انتشار کربن: تحلیل علم سنجی و مصورسازی شبکه موضوعی و هم رخدادی واژگان (2015 -2024)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
119 - 140
حوزههای تخصصی:
در سال های اخیر، پرداختن به موضوع تغییرات اقلیمی و کاهش انتشار کربن به عنوان گزینه ای اجتناب ناپذیر مطرح شده است. با وجود این که عصر داده ها بستر تحقیقاتی مناسب برای تحقیقات ایجاد کرده است، برخی از حوزه های پژوهشی مورد کم توجهی پژوهشگران قرار گرفته است. بنابراین، پایش دقیق پژوهش های انجام گرفته در زمینه های انتشار کربن و تغییر اقلیم، به عنوان مبنایی برای برنامه ریزی آینده پژوهش ها، از اهمیت قابل توجهی برخوردار است. این تحقیق با هدف تجزیه وتحلیل مقالات منتشرشده، به واکاوی اسناد منتشرشده با رویکرد علم سنجی در حوزه انتشار کربن پرداخته است. بدین سان درباره تمامی اسناد این حوزه که طی سال های 2015-2024 در پایگاه وب آوساینس نمایه شدند از جنبه های: نوع سند، سال انتشار، طبقه بندی موضوعی، نشریات برتر، تألیفات مشترک و دسته بندی موضوعی به دو روش شبکه های جفتی کتاب شناختی و شبکه هم رخدادی واژگان تجزیه وتحلیل انجام گرفته است. نتایج بررسی نشان می دهند که انتشار اسناد این حوزه با سرعت زیادی در هر سال دارای پیشرفت است. بیشتر اسناد منتشره از نوع مقالات بوده، Wang Qiang پژوهشگر برتر و آکادمی علوم چین مؤسسه پیشرو در چاپ مقالات می باشد. "علم و فناوری سبز و پایدار؛ مهندسی، محیط زیست؛ علوم محیطی" طبقه برتر در اسناد حوزه انتشار کربن بوده و نشریه"Journal of Cleaner Production" بیشترین مقالات را در این حوزه منتشر نموده است. اسناد مورد بررسی از نظر موضوعی در 16 دسته کلی قرار می گیرند که "شهرنشینی و انتشار کربن" بیشتر از دیگر طبقه بندی ها و واژه "انتشار کربن و گازهای گلخانه ای" در مقالات این حوزه بسیار استفاده شده است. نتایج تحقیق، ثابت می کند در برخی از موضوعات مانند پایداری، اثرات زیست محیطی و یافتن راه هایی برای کاهش انتشار کربن در بخش های صنعتی شاهد توجه بیشتر بوده ایم. در موضوعاتی مانند بهینه سازی و سیستم انرژی احیاکننده شاهد کاهش اسناد منتشره در سال های اخیر بوده و تحقیق و پژوهش در موضوعاتی مانند مصرف بهینه، انرژی های تجدیدپذیر و محاسبه چرخه زندگی به عنوان یکی از گپ های مهم در تحلیل موضوعی اسناد می باشد.
مقایسه اثر میانجی گری حمایت های مالی دولتی و غیردولتی بر عملکرد شرکت های دانش بنیان فاوا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
19 - 38
حوزههای تخصصی:
اقتصاد دانش بنیان به عنوان موتور توسعه کشورها شناخته می شود و به همین دلیل کشورها برای ربودن گوی سبقت در حوزه فناوری های پیشرفته سال هاست دست به سرمایه گذاری در حوزه فناوری های پیشرفته و نوآوری های نوظهور زده اند. ایران نیز چاره برون رفت از رکود اقتصادی طولانی مدت سال های تحریم را توسعه اقتصاد دانش بنیان دانسته است. هدف این مقاله، تحلیل و بررسی اثر میانجی گری حمایت های مالی دولتی و غیردولتی بر عملکرد شرکت های دانش بنیان در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) می باشد. پژوهش حاضر از نظر داده و روش تحقیق کمی می باشد که به صورت طولی انجام شده است. داده های لازم برای آزمون 10 فرضیه در این پژوهش از صندوق نوآوری و شکوفایی و معاونت علمی ریاست جمهوری دریافت و مورد تحلیل قرار گرفته است. از نظر قلمرو مکانی، شرکت های دانش بنیان حوزه فاوا در نمونه این پژوهش مورد بررسی قرار گرفته که شامل 1002 شرکت از مجموع 1667 شرکت دانش بنیان حوزه فاوا است که از ابتدای قانون حمایت از شرکت های دانش بنیان (1389) تا پایان شهریورماه 1401 موفق به اخذ عنوان دانش بنیانی روی حداقل یکی از محصولات (کالا یا خدمات) خود شده اند. برای آزمون فرضیه ها از روش رگرسیون خطی و نرم افزار وارپ پی ال اس نسخه 8 استفاده شده است. نتایج تحلیل نشان می دهد باوجود تلاش های صورت گرفته در حمایت مالی از شرکت های دانش بنیان در تجاری سازی و توانمندسازی، این حمایت ها تأثیر معنی داری بر عملکرد شرکت ها نداشته و عملکرد شرکت ها اغلب بر اساس نظریه منبع محور به منابع داخلی سازمان همچون منابع مالی و نیروی انسانی شرکت بستگی دارد. لذا این پژوهش فقدان کارایی حمایت های مالی از شرکت ها برای ایجاد عملکرد را گوشزد می کند و آن را سیاستی منجر به هدررفت منابع می داند.
شناسایی ابعاد و مؤلفه های مدل دانشگاه سبز در آموزش عالی کشور عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
161 - 202
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های مدل دانشگاه سبز در آموزش عالی کشور عراق انجام شده است. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نوع داده رویکردی کیفی است. دادهای این پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با مدیران و اساتید آموزش عالی کشور عراق گردآوری شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها داده بنیاد(کدگذاری باز، کدگذاری محوری کدگذاری انتخابی) است. پس از احصاء نتایج، دادهای پژوهش در قالب مدل استراوس و کوربین در شش بعد پدیده محوری، شرایط علی، عوامل زمینه ای و مداخله گر، راهبرها و پیامدها دسته بندی شدند. مطابق نتایج پژوهش ابعاد نهایی عبارتند از: مقوله محوری(موسسات و سازمان های آموزشی و پژوهشی آموزش عالی کشور، سیاست های هدفمند دانشگاه سبز برای توسعه اکوسیستم های هوشمند، شکل گیری رویکرد خلاقانه)؛ شرایط علّی(اشاعه آموزش سبز و دانش و نگرش در موسسات آموزش عالی، نهادینه کردن فرهنگ دانشگاه سبز و ارزش ها و باورهای اخلاقی و احترام، زیرساخت های محیط زیست برای تغییرات اقلیمی و پیشگیری از آلودگی)؛ راهبرد ها(فناوری هوش مصنوعی و تکنیک های مدرن روز ، همکاری و مشارکت،کشوری منطقه ای، بین بخشی و بین المللی با کمیته های مسئول دانشگاه سبز)؛ شرایط زمینه ای(اصلاح مقررارت و دستورالعمل ها و بازنگری در چشم اندازها و ماموریت، پایش زیست محیطی فعالیت های دانشگاه سبز)؛ شرایط مداخله گر(رسانه ها و مطبوعات، جامعه مدنی و گروه های سبز، تضادهای ژئوپلیتیکی منطقه ای)؛ پیامد ها(آلودگی ناشی از چالش های زیستی وتهدیدی جدی منافع کشور).
جایگاه مدل کانو و کاربردهای آن در طراحی و تولید فرش دستباف با تاکید بر فرش تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
257 - 286
حوزههای تخصصی:
فرش دستباف به عنوان یکی از اصلی ترین و مهم ترین صنایع فرهنگی و اقتصادی ایران است. که جهت حفظ جایگاه خود در بازار های داخلی و جهانی نیازمند روش های نوین در بازاریابی، سلیقه یابی و طراحی است. یکی از مدل های کاربردی برای شناخت نیاز های مشتریان مدل کانو است که نیازها و همین طور انتظارات مشتریان را در سه دسته اساسی، عملکردی و جذاب طبقه بندی می نماید . این تحقیق با بررسی کاربرد مدل کانو در طراحی و تولید فرش صورت گرفته است. روش تحقیق به شیوه توصیفی-تحلیلی بوده و از طریق مطالعات میدانی و مصاحبه با 34 نفر از فعالان حوزه فرش در بازار تبریز (خریداران، فروشندگان، تولیدکنندگان و طراحان) داده های مورد نیاز جمع آوری گردیده است. نتایج بیانگر این است که ویژگی های اساسی مانند کیفیت مواد اولیه، شناسنامه فرش و استحکام بافت دارای نقش بسیار مهمی در جلوگیری از نارضایتی مشتریان داراست، ویژگی های عملکردی همچون تناسب و هماهنگی رنگ بندی یا دکوراسیون مدرن و پرداخت زیبا تاثیر کاملا مستقیم بر سطح رضایت مشتریان دارد، ویژگی های جذاب امکان سفارشی سازی و یا داستان دار کردن طراحی منجر به ایجاد تمایز و مزیت رقابتی در بازار می شود. یافته ها حاکی از آن است که استفاده از مدل کانو در فرایند طراحی و تولید فرش موجب افزایش رضایت مشتریان، بهینه سازی فرایند تولید و در نهایت بهبود جایگاه فرش ایرانی در بازار بین المللی شود، نوآوری این پژوهش در تلفیق داده های میدانی بازار فرش تبریز بر مبنای ساختار نظری کانو و ارائه چارچوبی عملیاتی برای طراحی و تولید فرش دستباف مبتنی بر نیازهای واقعی مشتریان می باشد.
الگوی معماری فرایندهای مدیریت منابع انسانی با رویکرد چابک سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از بررسی و ترکیب نتایج مطالعات منتخب مرور شده، به دو جمع بندی دست یافتیم؛ در وهله نخست: چارچوب چابکی مدیریت منابع انسانی از مولفه های پیشران های چابکی و هوشیاری کارافرینانه به عنوان بسترهای اولیه تاثیرگذار بر قابلیت سازهای چابکی و تواناسازهای چابکی می باشند. اکوسیستم مدیریت منابع انسانی و زیرمولفه های آن به صورت غیرمستقیم با سایر مولفه های مطرح شده بر فرایندهای مدیریت منابع انسانی تاثیر می گذارد. نتایج مرحله دوم که مرتبط و همراستا با نتایج مرحله اول می باشد؛ به شناسایی معماری چابکی مدیریت منابع انسانی دست یافت. بدین ترتیب، منابع انسانی در سازمان های چابک به چهار گروه؛ دانشگران، عملیات گرا، فرایندگرا و خدمت گرا تقسیم می شود. متناسب با انواع معماران چابکی منابع انسانی؛ فرایندهای مدیریت منابع انسانی از نتایج مرحله اول تعریف شد. نتیجه گیری: عملکرد مطلوب واحدها و کل سازمان در گرو این است که اقدامات منابع انسانی به نحو احسن عملیاتی شده و رضایت کارکنان و مشتریان حاصل گردد. بنابراین، فقط مدیران و کارشناسان منابع انسانی در این زمینه مسئولیت ندارند، بلکه تمام مدیران و اعضای سازمان باید در اقدامات منابع انسانی مشارکت داشته باشند. برای رقابت در جهان امروز، صرفاً کیفیت محصولات و فناوری جدید کفایت نمی-کند و منابع انسانی به عنوان مزیت رقابتی پایدار مطرح است. این چارچوب می تواند مبنایی برای برنامه ریزی سازمان ها باشد تا بتوانند متناسب با معماری منابع انسانی خود؛ فرایندهای مدیریت منابع انسانی خود چابک سازی نمایند.
آیا استانداردهای حسابرسی مهم هستند؟
حوزههای تخصصی:
درک صحیح نقش اقتصادی استانداردهای حسابرسی یک قدم مهم به سمت بهبود بازدهی و کارایی حسابرسی است. در این مقاله، من بیان می کنم که استانداردهای حسابرسی زمانی بیشترین اهمیت را دارند که یک حسابرس ممکن است برای حسابرسی ضعیف مشوق داشته باشد. در حالی که این نتیجه گیری ممکن است غافلگیرکننده نباشد، اما شرایطی که تحت آن استانداردها ممکن است دارای اثر مطلوب بر روی کیفیت حسابرسی باشند یا نه کمتر آشکار هستند. به طور ویژه تر، من تعدادی از مشاهدات در مورد اینکه استانداردها چه کارهایی می توانند انجام دهند را ارئه می کنم: استانداردها می توانند: 1- فقدان قابلیت مشاهده ی نتیجه ی حسابرسی را با تمرکز بر فرآیند حسابرسی جبران کنند. 2- به طور نسبی مزیت اطلاعاتی در اختیار حسابرس به عنوان یک متخصص حرفه ای را کاهش می دهند که ممکن است حسابرس را تشویق کند تا حسابرسی ضعیف انجام دهد. 3- تنوع تقاضا در بین ذینفعان مختلف را متعادل کنند که ممکن است حسابرس را به سمت پایین ترین مخرج رایج سوق دهند و یک بازار براساس انتخاب معکوس را ایجاد کنند. 4- یک معیار فراهم کنند که تنظیم مسئولیت قانونی حسابرس در رویداد یک حسابرسی زیراستاندارد را تسهیل می کند. اگرچه من همچنین تعدادی از مشاهدات در مورد اینکه استانداردها نباید انجام دهند نیز ارائه می کنم؛ استانداردها نباید: 1- استفاده از قضاوت توسط حسابرسان را دلسرد کنند. 2- تقاضای بالقوه برای سطوح جایگزین ارزشمند اقتصادی از اطمینان را محدود کنند. 3- به روتین رویه ای بیش از حد یا استانداردسازی در اجرای حسابرسی منجر شوند. و4- براساس یک دستورالعمل اجرای قانون تعیین شوند. در انتها، فراتر رفتن استانداردها از حدود، ارزش اقتصادی حسابرسی را برای بسیاری از ذینفعان کاهش می دهد و منجر می شود به فشار اجرت برای شرکت های حسابرسی. خوشبختانه، این نگرش ها می توانند مباحث آینده در مورد سطح و انواع استانداردها را آگاه سازند که برای حرفه ی حسابرسی مناسب می باشند.
فراتحلیلی بر بهره برداری تجارت الکترونیک در عملکرد صادرات شرکت ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
115 - 135
حوزههای تخصصی:
امروزه، تجارت الکترونیک یکی از ابزارها و روش های نوین توسعه و گسترش صادرات است؛ بنابراین، درک و استفاده از چنین ابزاری برای ورود شرکت ها به بازارهای خارجی امری حیاتی است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تحلیل تحقیقات پیشین و ترکیب کمّی نتایج مطالعات در زمینه تأثیر تجارت الکترونیک بر عملکرد صادرات شرکت ها است. به همین منظور، تمامی مطالعاتی که به تحلیل ارتباط بین تجارت الکترونیک و عملکرد صادرات پرداخته اند، مورد بررسی قرار گرفتند. در این پژوهش، با استفاده از رویکرد فراتحلیل چند سطحی، مطالعات با استفاده از مدل پریزما از میان مقالات منتشرشده در بازه زمانی ژانویه 2000 تا نوامبر 2023 غربالگری شدند. داده های 27 مطالعه منتخب برای محاسبه اندازه اثر دسته بندی و با استفاده از نرم افزار CMA نسخه 2 تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها، با تکیه بر معیار تفسیر کوهن، نشان می دهند که اندازه اثر کل مثبت و متوسط بوده و تأیید می کند که تجارت الکترونیک می تواند یک منبع راهبردی برای دستیابی به مزیت رقابتی در بازارهای بین المللی عمل کند. نتایج همچنین نشان می دهد که عوامل دیگری نظیر ماهیت کالا، نوع صنعت، اندازه شرکت، تجربه صادراتی و بهره وری نیروی انسانی نیز در موفقیت صادرات تأثیرگذارند. این مطالعه تأکید می کند که صرف وجود بستر تجارت الکترونیک برای افزایش صادرات کافی نیست و باید با سایر عوامل ترکیب شود. به طورکلی، این تحقیق اطلاعات ارزشمندی را برای تصمیم گیری های آگاهانه در حوزه تجارت الکترونیک صادراتی برای کسب و کارها ارائه می دهد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مرتبط با تئوری نمایندگی، کاستی های دولت و پیامدهای بلوغ تئوری انتقادی در حسابداری و کیفیت منافع اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
39 - 80
حوزههای تخصصی:
تفکر انتقادی در ظهور بی طرفی، عینیت و بیان صادقانه در چارچوب مفهومی گزارشگری مالی به دنبال ترکیب نظریه های غیر اقتصادی و روش های غیراثباتی به منظور کشف اجزای رفتاری، سازمانی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در حسابداری است. براساس این دیدگاه، عمل حسابداری به حمایت از نظریه های مذکور به کاهش توزیع نابرابر قدرت و ثروت در جامعه و گسترش کیفیت منافع اجتماع گرایش دارد. بر این اساس مطالعه حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مرتبط با تئوری نمایندگی ، کاستی های دولت و پیامدهای بلوغ تئوری انتقادی و کیفیت منافع اجتماعی در حسابداری مدیریت انجام شد. با استفاده از روش نظریه داده بنیاد به ارایه الگویی در راستای بلوغ حسابداری انتقادی و کیفیت منافع اجتماعی با تاکید بر نقش تئوری نمایندگی از طریق مصاحبه با 33 نفر از خبرگان پرداخته شد. عوامل کاستی های دولت و مسایل نمایندگی و عوامل پیامدی پس از ارزیابی و غربالگری با روش دلفی فازی ارایه گردید. نتایج این مطالعه نشان داد که بین عوامل کاستی های دولت و مسایل نمایندگی به ترتیب با مقادیر (915/0)و (908/0) در جایگاه اول و دوم میزان اهمیت قرار دارند. بین عوامل پیامدی بار عاملی شاخص های مربوط به منافع اطلاعاتی، منافع نظام حسابداری و منافع اجتماعی به ترتیب با مقادیر (932/0)، (931/0) و (860/0) در جایگاه اول تا سوم میزان اهمیت قرار دارند.
الگوی حکمرانی هیئت محور: نقش هیئت های مذهبی در تحقق حکمرانی اسلامی مبتنی بر مشارکت مردمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی متعالی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۱
53 - 74
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل نقش هیئت های مذهبی در تحقق حکمرانی اسلامی مبتنی بر مشارکت مردمی و با روش نظریه داده بنیاد انجام شد. یافته ها نشان می دهد هیئت های مذهبی، به مانند سرمایه اجتماعی نهادینه شده، با تکیه بر آموزه های شیعی و شبکه های غیر متمرکز مردمی، در پُر کردن خلأهای حکمرانی رسمی نقشی کلیدی ایفا می کنند. این نهادها از طریق سه سازوکار اصلی تأثیرگذار هستند: تولید گفتمان (تبیین مفاهیمی مانند مقاومت و عدالت در مراسم مذهبی)، شبکه سازی مردمی (ایجاد گروه های جهادی برای حل مسائل محلی) و مدیریت بحران (همکاری در شرایط اضطراری مانند سیل و همه گیری). الگوی ارائه شده تحت عنوان «حکمرانی هیئت محور»، نشان می دهد هیئت ها با ترکیب سنت، فناوری و مشارکت داوطلبانه، نه تنها هزینه های حکمرانی را کاهش، بلکه مشروعیت نظام را از طریق تقویت پیوند دولت ملت افزایش می دهند. این الگو با مدل های غربی حکمرانی تفاوت بنیادین دارد؛ چرا که مشروعیت آن نه از ساختارهای سلسله مراتبی، بلکه از اعتماد عمومی به نهادهای مردمی نشئت می گیرد. این پژوهش پیشنهاد می کند با تدوین سند راهبردی، حمایت مالی هدفمند و ایجاد چارچوب های قانونی، از ظرفیت هیئت ها در گام دوم انقلاب به صورت نظام مند بهره گیری شود. این مطالعه بر ضرورت تبدیل هیئت ها به «قطب های فرهنگی اجتماعی» و ادغام آن ها در دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی تأکید دارد.
چارچوب نظری علل عدم رعایت مسئولیت اجتماعی دیجیتال توسط کارکنان سازمان و راهبردهای مواجهه با آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و در دسته تحقیقات آمیخته قرار می گیرد. داده های تحقیق با استفاده از روش کتابخانه ای و همچنین مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام شده است. در فاز کیفی از روش تحلیل مضمون و در فاز کمی از روش ISM جهت سطح بندی علل عدم رعایت مسئولیت اجتماعی دیجیتال استفاده شده است. جامعه آماری کلیه خبرگان حوزه رفتار سازمانی و مسئولیت اجتماعی در دستگاه های اجرایی استان مازندران می باشد که در فاز کیفی با روش گلوله برفی و در فاز کمی از روش هدفمند استفاده شده است. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و اکسل انجام شده است. در ادامه راهبردهای تحقیق با توجه به نظر خبرگان و جمع بندی تحقیق بدست آمده و با روش IPA الویت بندی می شود. نتایج تحقیق نشان داد که در مجموع چهار مضمون فراگیر ضعف فرهنگ و آموزش های سازمانی، ضعف مدیریت و ساختار سازمانی، ضعف فناوری سازمانی و فشارها و تنش های سازمانی شناخته شد. همچنین 9 راهبرد اصلی مشحص شد که اقدام گرایی و اجرا کردن کلیه ضوابط، قوانین و راهبردهای مرتبط با مسئولیت اجتماعی دیجیتال توسط مدیران دارای بیشتری اهمیت در جلوگیری از عدم رعایت مسئولیت اجتماعی دیجیتال در سازمان ها بوده است.
ارزیابی روابط بین شاخص های انتخاب سیستم اطلاعاتی بین سازمانی در زنجیره ی تأمین سبز دیجیتال با استفاده از دیمتل فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰)
127 - 156
حوزههای تخصصی:
به دلیل عدم توافق درباره تعریف دقیق و روش های محاسبه ی شاخص های انتخاب سیستم اطلاعاتی بین سازمانی در زنجیره تأمین سبز دیجیتال، دقت و قابلیت اطمینان آنها مورد تردید است. همچنین عدم بررسی همه جوانب زنجیره ی تأمین سبز دیجیتال، ممکن است باعث ارائه نتایج ناصحیح شود. پژوهش حاضر به شناسایی و تحلیل شاخص های انتخاب سیستم های اطلاعاتی بین سازمانی در زنجیره تأمین سبز دیجیتال با استفاده از روش دیمتل فازی در صنعت مس می پردازد. دلیل بررسی این موضوع در صنعت مس سرچشمه رفسنجان، وجود سیستم های اطلاعاتی بین سازمانی متنوع در این شرکت بوده است. ابتدا، با مرور ادبیات و استفاده از نرم افزار اطلس تی آی، 34 شاخص در حوزه زنجیره تأمین سبز دیجیتال کدگذاری و شناسایی و پس از بررسی روایی محتوای آنها، براساس نظر خبرگان دانشگاهی و صنعتی، 29 شاخص نهایی شدند. سپس، پرسش نامه ی دیمتل فازی طراحی و در اختیار خبرگان قرار گرفت. پس از گردآوری داده ها، تکنیک دیمتل فازی به کار گرفته شد. یافته ها نشان می دهد شاخص های به کارگیری فناوری های دیجیتال نوین در بعد دیجیتالی کردن زنجیره تأمین، سرعت در بعد بهبود روابط بین شرکای تجاری، قابلیت اطمینان در بعد بهبود بهره وری و قابلیت پیاده سازی فناوری های سبز در بعد مسئولیت اجتماعی، به عنوان تأثیرگذارترین شاخص ها و شاخص های تسهیل شبکه ی کسب وکار مجازی در بعد دیجیتالی کردن زنجیره تأمین، میزان دسترسی اعضای زنجیره تأمین به اطلاعات در بعد بهبود روابط بین شرکای تجاری، کیفیت در بعد بهبود بهره وری و قابلیت ارزیابی سبز بودن زنجیرهی تأمین در بعد مسئولیت اجتماعی، به عنوان تأثیرپذیرترین شاخص ها هستند. در پایان، بر اساس یافته های پژوهش، پیشنهادهایی از قبیل توسعه ی پلتفرم های مشترک بین اعضای زنجیره ی تأمین در صنعت مس، برای بهبود عملکرد زنجیره تأمین و کاهش تأثیرات منفی برخی عوامل بر محیط زیست در صنعت مس و همچنین برای پژوهش های آتی ارائه شدند. یافته ها و پیشنهادهای این پژوهش می توانند راهگشای پژوهش های آتی در زمینه بهبود سیستم های اطلاعاتی بین سازمانی در زنجیره تأمین سبز دیجیتال باشند.
پیش بینی اثر عوامل موثر در تعیین قیمت سنگ آهن، با استفاده از روش شبکه های فازی عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مدل سازی ریاضی پیش بینی قیمت سنگ آهن و محصولات جانبی آن بود. تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی و از جنبه داده ها پیمایشی است. اصلی ترین روش های جمع آوری داده ها در تحقیق حاضر، روش کتابخانه ای است قیمت روزانه نفت ایران از طریق مراجعه به پایگاه اینترنتی سازمان کشورهای صادرکننده نفت با نام اختصاری اوپک حاصل گردید. قیمت روزانه سهام سنگ آهن از طریق پایگاه اینترنتی بورس کالا و قیمت سکه بهار آزادی و نرخ دلار از طریق بانک مرکزی ایران استخراج گردید. شاخص ها ابتدا از مطالعات کتابخانه ای استخراج شدند در این تحقیق جامعه آماری شامل قیمت روزانه سهام سنگ آهن به مدت 2.058 روز کاری است. نظر به اینکه نوسانات شدید قیمت سهام پیش بینی را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد؛ بنابراین نمونه آماری مورد استفاده در این تحقیق قیمت های روزانه سهام سنگ آهن در بازه زمانی ورود شرکت ها به بورس کالا از تاریخ 01/01/1395 الی 29/12/1401 را در بر می گیرد. برای پیش بینی های صورت گرفته به وسیله شبکه عصبی از نرم افزارهای Eviews، Python و Matlab استفاده شد. بر اساس یافته های مطالعات انجام شده 12 متغیر به عنوان متغیرهای پیش بین جهت طراحی مدل پیش بینی استخراج گردید. نتایج دیمتل نشان 7 عامل قیمت سایر عرضه کنندگان، اثر فصلی ثبت سفارش، قیمت های دوره های گذشته، نرخ تعرفه دولتی، نرخ ارز، قیمت نفت و قیمت جهانی سنگ آهن اثرگذارترین عوامل بودند. رویکرد فازی عصبی انطباقی که یکی از رویکردهای مهم برای مقایسه میزان اثرگذاری عوامل مختلف می باشد. نتایج نشان داد نرخ ارز دارای بیشترین تکرار در بین متغیرهای هفت گانه موجود می باشد و پس از آن قیمت جهانی سنگ آهن قرار دارد. پس از آن متغیر اثر فصلی ثبت سفارش و متغیرهای نرخ تعرفه دولتی و قیمت نفت پس از آن قرار دارد. کم تکرارترین متغیر قیمت دوره های گذشته می باشد که صرفاً یک بار در جایگشت ها به برتری رسیده است.
ارائه مدل حمایتی حقوق از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل حمایتی فقه اسلامی ازکارآفرینی اجتماعی و اقتصادی انجام شده است. این پژوهش کیفی و با استفاده از تحلیل مضمون تدوین شده است؛ در این پژوهش با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با اساتید رشته های فقه، حقوق اسلامی و کارآفرینی و مشاوران حقوقی به تعداد 14 نفر و همچنین مرور پژوهش های مرتبط، یافته ها ترکیب و الگوی حاضر طراحی شد. بر این اساس با تحلیل محتوای مصاحبه ها و پژوهش ها با استفاده از نرم افزار 2020MaxQda ابعاد مربوطه استخراج و میزان اهمیت و اولویت هر یک با استفاده از تکنیک آنتروپی شانون تعیین شد. براساس رویکرد پژوهش 6 جنبه، 26 مؤلفه و 76 کد استخراج گردید. مدیران و کارآفرینان باید اقدام به اتخاذ و پیاده سازی اصول و راهبردهای اثربخش نمایند تا به پیامدهای مثبت دست یابند. این پژوهش، مدل حمایتی فقه اسلامی از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی در قالب 26 مؤلفه ارائه شد. از آنجا که تاکنون مدل جامعی برای راهکارهای حمایتی فقه اسلامی از کارآفرینی اجتماعی و اقتصادی ارائه نشده است، این پژوهش می تواند در راستای چالش های نوظهور، توسعه اقتصادی پایدار، تقویت مسئولیت اجتماعی، انطباق با تغییرات جهانی و توسعه بازارهای جدید و فرصت های تجاری سودمند باشد.
تأثیر مدیریت خطا بر گرایش کارآفرینانه با در نظر گرفتن نقش واسطه ای رهبری دوسوتوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 32
حوزههای تخصصی:
خطاها بخش جدایی ناپذیر زندگی سازمانی هستند و حذف کامل تمامی انواع خطاهای سازمانی، تقریباً غیرِ ممکن است. برای حفظ موقعیت رقابتی در محیط پویای جهانی، سازمان ها باید کارکنان خود را به یادگیری و نوآوری از راه خطاهایشان ترغیب کنند. مدیریت خطا به عنوان یکی از ابعاد اساسی نقش رهبری مطرح می شود. همان گونه که سایر مهارت های کلاسیک به رهبران نسبت داده می شود، مدیریت خطا نیز باید بخشی از وظایف آن ها باشد. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر مدیریت خطا بر گرایش کارآفرینانه با در نظر گرفتن نقش واسطه ای رهبری دوسوتوان بود. نوشتار پیشِ رو از نظر هدف، کاربردی و به لحاظ ماهیت، کمّی و از نظر روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل همه کارکنان شرکت های دانش بنیان در شهر یزد بود که بر اساس اطلاعات موجود تعداد آنها 1500 نفر بوده است. با توجه به استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری در تحلیل داده ها حجم نمونه 200 نفر برآورد گردید؛ اما به منظور افزایش دقت، تعداد 240 پرسش نامه از بین جامعه آماری به روش نمونه گیری در دسترس گردآوری و برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه استاندارد استفاده شد. روایی پرسش نامه از طریق روایی محتوایی و روایی سازه ای و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ مورد بررسی و تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها نیز از راه مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS 20 و Lisrel 10.2 صورت پذیرفت. بر اساس یافته ها، مدیریت خطا تأثیر مستقیمی بر گرایش کارآفرینانه دارد و همچنین از طریق رهبری دوسوتوان، به طور غیرِ مستقیم بر آن تأثیر می گذارد، به این معنا که رهبری دوسوتوان نقش میانجی را ایفا می کند. نتایج از این جهت مهم هستند که بینش جدیدی در مورد اجرای یک رویکرد راهبردی مدیریت خطا در سازمان ها ارائه می دهند. همچنین، بر اهمیت رویکرد سازنده به خطاها تأکید دارند و نشان می دهند که رهبران برای توسعه فرهنگ مدیریت خطا در سازمان های خود باید نگرشی مثبت و سازنده نسبت به خطاها داشته باشند. این پژوهش پیشنهادهای کاربردی را برای سیاست گذاران و برنامه ریزان به همراه دارد.
تأثیر دانش مشتری و مکانیسم انتقال دانش پلتفرم دیجیتال بر کارآفرینی آنلاین با میانجی گری نوآوری دیجیتال در شرکت دیجی کالا در استان آذربایجان غربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و مدیریت کارآفرینی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
33 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر دانش مشتری و مکانیسم انتقال دانش پلتفرم دیجیتال بر کارآفرینی آنلاین با میانجی گری نوآوری دیجیتال در بین مشتریان شرکت دیجی کالا است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ رویکرد، کمّی و از نوع پژوهش های توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل همه مشتریان شرکت دیجی کالا در استان آذربایجان غربی بوده که تعداد 384 نفر از آن ها به روش نمونه گیری در دسترس برای مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه ای استاندارد بود. داده ها از طریق نرم افزارهایSPSS 24 وSmart PLS 4 و با استفاده از آزمون مدل سازی معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که پلتفرم های دیجیتال و دانش مشتری با میانجی گری نوآوری دیجیتال تأثیر مثبتی بر کارآفرینی آنلاین دارند، رابطه مثبت و معنی داری بین آن ها وجود دارد و برای کارآفرینان به منظور انجام کسب وکارشان در فضای آنلاین مناسب هستند؛ بنابراین، می توان نتیجه گرفت که متغیرهای پلتفرم دیجیتال، دانش مشتری و نوآوری دیجیتال می توانند به عنوان متغیرهای پایه و اساسی برای ارائه مدل های مناسب کارآفرینی آنلاین، مورد استفاده قرار گیرند.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی گردشگری سلامت (مورد مطالعه: شهر یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های کارآفرینی دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
21 - 34
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با توجه به رقابت فزاینده در سطح جهانی و تحولات سریع در صنعت پزشکی، گردشگری سلامت بهعنوان بازاری با پتانسیل اقتصادی بالا مطرح شده است. این حوزه نهتنها نقش مهمی در ایجاد ارزش افزوده و ثروت برای کارآفرینان ایفا میکند، بلکه فرصتهای گستردهای را برای فعالیتهای کارآفرینانه و نوآورانه فراهم میسازد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی در حوزه گردشگری سلامت، با تأکید بر شهر یزد بهعنوان یکی از قطبهای مهم این صنعت در ایران، انجام شده است. یزد با دارا بودن زیرساختهای درمانی مناسب، جاذبههای تاریخی و فرهنگی منحصربهفرد و همچنین ظرفیتهای طبیعی، پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به مقصدی برتر در زمینه گردشگری سلامت دارد. این مطالعه تلاش میکند تا با تحلیل این عوامل، راهکارهایی برای تقویت کارآفرینی و توسعه پایدار این صنعت ارائه دهد.
روششناسی: برای دستیابی به هدف پژوهش، از رویکرد آمیخته کیفی-کمی استفاده شده است. بدین صورت که عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی گردشگری سلامت با بررسی ادبیات پژوهش و بهکارگیری روش دلفی فازی شناسایی و سپس با استفاده از روش ارزیابی حاصلضرب تجمعی وزنی، اولویتبندی شدند. جامعه آماری این پژوهش شامل خبرگان و متخصصان صاحبنظر در صنعت گردشگری سلامت است که با استفاده روش نمونهگیری هدفمند، نظرات ده نفر از آنان مورد استفاده قرار گرفت. ابزار اصلی گردآوری دادهها، پرسشنامه بود که روایی محتوای آن از طریق مشورت با خبرگان تأیید گردید.
یافتهها: یافتههای پژوهش حاکی از این بود که عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی گردشگری سلامت شهر یزد بهترتیب اهمیت شامل «جاذبههای فرهنگی- تاریخی مقصد»، «ارائه خدمات با هزینه کمتر»، «مشارکت بخش خصوصی» و «قیمتگذاری رقابتی»، «شهرت مقصد در حوزه گردشگری سلامت»، «سود حاصل از فعالیتهای گردشگری سلامت»، «خدمات ویژه برای حملونقل گردشگران»، «آموزشهای اثربخش فنون کارآفرینی»، «زمان انتظار کم برای دریافت خدمات سلامت در مقصد»، «ارائه خدمات حرفهای سلامت»، «تهیه لیستی از خدمات پزشکی ارائهشده در مقصد»، «فعالیتهای مربوط به بازاریابی و تبلیغات»، «سرمایهگذاری جهت ایجاد امکانات برای جذب گردشگران سلامت»، «بیمه گردشگری سلامت»، «مشارکت با آژانسهای مسافرتی و تورگردانها»، «آموزش و توانمندی شاغلان»، «ایجاد انجمنها و گروههای مشاوره» و «حمایت دولت» بودند.
نتیجهگیری / دستاوردها: بهطورکلی، نتایج تحقیق حاکی از آن است که توجه به جاذبههای فرهنگی-تاریخی و ارائه خدمات با هزینه کم، نقشی بسیار مهم در توسعه کارآفرینی گردشگری سلامت یزد دارند که این امر نیازمند برنامهریزی جامع، استفاده بهینه از توانمندیهای محلی و ایجاد همکاری مؤثر بین بخشهای مختلف است. مشارکت فعال بخش خصوصی، ارتقای زیرساختهای درمانی و تعیین قیمتهای رقابتی، از جمله اقدامات اساسی هستند که میتوانند دستیابی به این هدف را تسریع کنند.
ارائه مدل محاسبه توانگری مالی با استفاده از الگوریتم های یادگیری ماشین در صنعت بیمه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
715-744
حوزههای تخصصی:
توانگری مالی بهعنوان یکی از شاخصهای کلیدی پایداری و تابآوری شرکتهای بیمه، بیانگر توانایی این سازمانها در ایفای تعهدات بلندمدت و حفظ تداوم فعالیت در شرایط متغیر اقتصادی است. هدف این مقاله بررسی توانگری مالی در شرکتهای بیمه و شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر آن با بهرهگیری از الگوریتمهای یادگیری ماشین بود. در این راستا، دادههای مالی و عملکردی شرکتهای بیمه طی چند سال اخیر گردآوری و مورد پردازش قرار گرفت. ابتدا دادهها با استفاده از روشهای پاکسازی و نرمالسازی آمادهسازی شدند و سپس با بهکارگیری چندین الگوریتم یادگیری ماشین از جمله Random Forest، Gradient Boosting، Support Vector Machine (SVM) و شبکههای عصبی مصنوعی (ANN) مدلهای پیشبینی توانگری مالی توسعه یافتند. ارزیابی عملکرد مدلها با معیارهایی همچون دقت ، ضریب تعیین و مساحت زیر منحنی انجام شد تا بهترین الگوریتم شناسایی شود. نتایج نشان داد که مدلهای مبتنی بر Gradient Boosting و Random Forest بالاترین دقت پیشبینی را در طبقهبندی شرکتها بر اساس سطح توانگری مالی به دست آوردند و در مقایسه با روشهای سنتی تحلیل مالی عملکرد بهتری ارائه کردند. همچنین، تحلیل اهمیت متغیرها نشان داد که عواملی نظیر نسبت توانگری سرمایه، سودآوری عملیاتی، نسبت خسارت به حق بیمه و نقدینگی بیشترین تأثیر را بر توانگری مالی دارند. این پژوهش علاوه بر ارائه مدلی کارآمد برای پیشبینی توانگری مالی، نشان میدهد که استفاده از الگوریتمهای پیشرفته یادگیری ماشین میتواند به مدیران و تصمیمگیران صنعت بیمه در شناسایی ریسکها، پیشگیری از بحرانهای مالی و بهبود پایداری سازمان کمک شایانی کند. دستاوردهای تحقیق حاضر میتواند مبنایی برای توسعه سیستمهای هوشمند ارزیابی توانگری مالی در صنعت بیمه کشور باشد و زمینه را برای مطالعات آینده در حوزه بهکارگیری هوش مصنوعی در مدیریت مالی شرکتهای بیمه فراهم آورد.
الگوی حکمرانی راه بر اساس مدیریت هوشمند حمل و نقل و ترافیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
99-137
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: افزایش بی رویه استفاده از خودرو در کشور موجب شده تا بسیاری از فرایندهای مدیریت انتظامی ترافیکی قبل از انجام برنامه ریزی ها و طرح ها به وقوع پیوندد؛ بنابراین، به روزرسانی زیرساخت های مربوط به حمل ونقل و شناسایی الگوی حکمرانی راه از چالش های جدی در نظام برنامه ریزی ترافیک است. مدیریت هوشمند حمل ونقل و ترافیک با استفاده از تکنولوژی مناسب و افراد متعهد و متخصص نمود می یابد. هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی حکمرانی راه بر اساس مدیریت هوشمند حمل ونقل و ترافیک بود. روش: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، آمیخته از نوع اکتشافی است. جامعه آماری در بخش کیفی، خبرگان وزارت راه و شهرسازی، معاونت عمران و توسعه امور شهری و روستایی وزارت کشور و ستاد پلیس راهور فراجا به روش نمونه گیری غیر احتمالی از نوع قضاوتی هدفمند و در بخش کمّی، کارشناسان ارشد وزارت راه و شهرسازی، معاونت عمران و توسعه امور شهری و روستایی وزارت کشور و ستاد پلیس راهور فراجا به روش توصیفی پیمایشی و نمونه گیری تصادفی طبقه ای بود. در بخش کیفی از روش تحلیل تم (مضمون) با استفاده از نرم افزار مکس کیودا و در بخش کمّی از تحلیل عاملی تأییدی و برای اعتبارسنجی مدل حاصل از بخش کیفی به روش مدل یابی معادلات ساختاری از نرم افزار تحلیل عاملی تأییدی اسمارت پی ال اس بهره برداری شد. یافته ها: الگوی حکمرانی راه بر اساس مدیریت هوشمند حمل ونقل و ترافیک در بخش کیفی به ترتیب شامل مؤلفه های توسعه پایدار، رشد اقتصادی، ایمنی ترافیک و محیط زیست بود و در بخش کمّی تمامی مؤلفه ها مورد تأیید کارشناسان آن بخش قرار گرفت. ضمن اینکه در این بخش، مؤلفه توسعه پایدار دارای مقدار 006/13، ایمنی ترافیک دارای مقدار 243/11، محیط زیست دارای مقدار 576/9 و رشد اقتصادی دارای مقدار 403/9 بود. نتیجه گیری: مدیریت هوشمند حمل ونقل و ترافیک، با نوآوری و ایجاد پارادایم های جدیدی بین دولت، بخش خصوصی و سایر ذی نفعان در برنامه ریزی و مدیریت حمل ونقل و ترافیک به منظور دستیابی به الگوی مطلوب حکمرانی راه مؤثر است.
قیمت گذاری ضمانت سپرده و تأثیر آن بر تأمین مالی پایدار و خلق نقدینگی در نظام بانکداری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر قیمت گذاری نرخ ضمانت سپرده تعدیل شده با ریسک با استفاده از تئوری قیمت گذاری اختیار معامله بر تأمین مالی پایدار و خلق نقدینگی در نظام بانکی ایران است. در این راستا از روش خود رگرسیون برداری تابلویی استفاده شده است. به منظور سنجش شاخص خلق نقدینگی از روش برگر و بومن (2009) استفاده شده است. همچنین برای محاسبه تأمین مالی پایدار از نسبت خالص تأمین مالی پایدار استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که قیمت گذاری ضمانت سپرده تعدیل شده با ریسک بر نسبت خالص تامین مالی پایدار تاثیر مثبت و بر خلق نقدینگی اثرات منفی معنی داری می گذارد. مطابق نتایج آزمون علیت گرنجر بین نرخ ضمانت سپرده و خلق نقدینگی و تامین مالی پایدار رابطه علیت وجود دارد. نتایج تحلیل توابع واکنش تکانه ای، حاکی از آن است که تأثیر تکانه نرخ ضمانت سپرده کالیبره شده به اندازه یک انحراف معیار، بر خلق نقدینگی و تامین مالی پایدار در سال های اولیه فزاینده بوده است اما بعد از آن اثر کاهشی داشته است؛ با این حال، شدت این اثر بر خلق نقدینگی بانک ها بیشتر است.