سعید قنبری

سعید قنبری

مدرک تحصیلی: استادیار روانشناسی دانشگاه شهید بهشتی
پست الکترونیکی: ghanbari_sbu@yahoo.com

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶۸ مورد.
۱.

چارچوب تاب آوری برندهای پلتفرمی «مشتری به مشتری» در مواجهه با بحران برند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برند بحران برند تاب آوری برند برند پلتفرم پلتفرم های مبادله ای مشتری به مشتری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۸
برندهای پلتفرمی «مشتری به مشتری» به دلیل ویژگی های خاصشان همواره از ناحیه بحران های مختلف مورد تهدید بوده اند بنابراین مفهوم «تاب آوری برند» اهمیت پیدا کرده است. این تحقیق با درک اهمیت چنین مفهومی نسبت به ارائه چارچوب تاب آوری برند پلتفرم های مبادله ای «مشتری به مشتری» در مواجهه با بحران های برند اقدام کرده است. این پژوهش بر اساس روش کیفی و رویکرد استقرایی انجام شده و جامعه هدف آن متصدیان و کاربران پلتفرم های «مشتری به مشتری» از یک سو و خبرگان حوزه ارتباطات بحران و مدیریت برند از سوی دیگر بوده اند. نمونه گیری در هر بخش از جامعه هدف با استراتژی های مختلف اعم از هدفمند، در دسترس و گلوله برفی انجام شده است. بر اساس قاعده اشباع نظری 37 نفر حجم نمونه تحقیق را تشکیل دادند. روش مصاحبه مردم نگارانه و مصاحبه با متخصصان به عنوان ابزار جمع آوری داده انتخاب شد و داده ها بر اساس روش تحلیل محتوای کیفی تجزیه وتحلیل شده است. تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که تاب آوری برند پلتفرم های مشتری به مشتری در مواجهه با بحران ها نیازمند «برندسازی تاب آورانه»، «برندرانی تاب آورانه» و «برندبانی تاب آورانه» است. همچنین ساختار بازار، ساختار قانونی و ساختار فرهنگی - سیاسی بر تاب آوری اثر قابل توجه دارد گرچه کنترل این ساختارها در اختیار پلتفرم نیست. چارچوب پیشنهادی این پژوهش با عنوان «مثلث تاب آوری برندهای پلتفرمی مشتری به مشتری» ضرورت وجود بینش تاب آورانه در سراسر چرخه عمر برند را نشان می دهد.
۲.

انطباق و اعتباریابی مقیاس ارتباط دانش آموز _ معلم برای دانش آموزان نوجوان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نسخه اصلاح شده مقیاس رابطه دانش آموز_معلم نوجوان تحلیل عاملی اکتشافی تحلیل عاملی تأییدی هنجاریابی در فرهنگ ایرانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۹
نسخه تجدیدنظرشده مقیاس رابطه دانش آموز_معلم ابزاری معتبر برای سنجش کیفیت این روابط است که در چهارچوب فرهنگی غربی و برای دانش آموزان پیش دبستان و ابتدایی طراحی شده است. هدف این پژوهش، انطباق و اعتباریابی این مقیاس برای دانش آموزان نوجوان ایرانی بود. روش پژوهش کاربردی، با ماهیت کمی و پیمایشی، و جامعه آماری آن شامل معلمان دوره اول متوسطه شهرهای تهران و یزد در سال تحصیلی 1402-1403 بود. نمونه آماری شامل 243 معلم (%68 زن) از 8 دبیرستان دخترانه و پسرانه بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. از طریق مصاحبه با معلمان و نظرخواهی از متخصصان، گویه های موجود اصلاح گردیده و هشت گویه جدید نیز برای ارزیابی خرده مقیاس وابستگی در نوجوانان طراحی و جایگزین شد. داده ها با استفاده از نسخه اصلاح شده مقیاس رابطه دانش آموز_معلم، مقیاس فرسودگی شغلی ماسلاچ و مقیاس ذهن آگاهی در تدریس گردآوری شدند. تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی از ساختار سه عاملی نزدیکی، تعارض و وابستگی حمایت کردند و تمامی گویه ها دارای بار عاملی مناسب بودند. ضریب آلفای کرونباخ برای نزدیکی، تعارض و وابستگی به ترتیب 80/0، 78/0 و 71/0 و ضریب امگای مک دونالد به ترتیب 85/0، 82/0 و 76/0 به دست آمد که نشان دهنده همسانی درونی مطلوب بود. همبستگی معنادار بین ابعاد این مقیاس با فرسودگی شغلی و ذهن آگاهی در تدریس، از روایی نسخه اصلاح شده مقیاس حمایت کرد. برخلاف یافته های پژوهش های غربی، خرده مقیاس وابستگی همبستگی مثبت با نزدیکی و منفی با تعارض داشت. این مقیاس ابزاری معتبر برای ارزیابی کیفیت رابطه دانش آموز_معلم در میان نوجوان ایرانی است.
۳.

مرور نظام مند و تحلیل مداخلات مبتنی بر نظریه دلبستگی برای بهبود کیفیت رابطه معلم-دانش آموز: یافته های جهانی، چالش ها و توصیه هایی برای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رابطه معلم-دانش آموز روش شناسی پریزما مداخله مرور نظام مند نظریه دلبستگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۵ تعداد دانلود : ۲۶۳
کیفیت رابطه معلم-دانش آموز تأثیرات قابل توجهی بر نتایج تحصیلی و غیرتحصیلی دانش آموزان دارد و نظریه دلبستگی، به عنوان چارچوبی کارآمد برای توسعه مداخلات اثربخش با هدف بهبود کیفیت این رابطه شناخته شده است. این پژوهش مروری با هدف بررسی نظام مند وضعیت فعلی مداخلات مبتنی بر نظریه دلبستگی برای بهبود کیفیت رابطه معلم–دانش آموز در سطح جهان و ایران، تحلیل و مقایسه محتوای این مداخلات، و ارائه توصیه هایی برای کاربرد در شرایط ایران انجام شد. با استفاده از رویکرد نظام مند پریزما، 24 پژوهش واجد شرایط انتخاب و محتوای 19 مداخله ی معرفی شده در آن ها بررسی شدند. یافته ها نشان داد که توسعه مداخلات در این زمینه با چالش های قابل توجهی همراه است. نتایج حاکی از آن بود که مداخلات متنوع موجود، عمدتاً در فرهنگ های فردگرای غربی توسعه یافته اند و تاکنون مداخله ای متناسب با نیازها و ویژگی های فرهنگی ایران طراحی نشده است. همچنین در سطح جهانی، کمبود مداخلات برای مقاطع بالاتر از ابتدایی و عدم توجه کافی به نیازهای تحولی دانش آموزان شناسایی شد. این نتایج بر ضرورت توسعه مداخلات مبتنی بر نظریه دلبستگی، متناسب با فرهنگ و نیازهای تحولی دانش آموزان در ایران تأکید دارد. یافته های این پژوهش می تواند راهگشای سیاست گذاران آموزشی، پژوهشگران و معلمان در توسعه مداخلات اثربخش برای بهبود رابطه معلم-دانش آموز در کشور باشد.
۴.

تدوین و ارزیابی مداخله مبتنی بر نظریه دلبستگی و ذهنی سازی برای ارتقای رابطه معلم-دانش آموز در مقطع متوسطه اول با رویکرد نقشه نگاری مداخله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراک از حمایت معلم تعلق به مدرسه دلبستگی ذهنی سازی رابطه معلم-دانش آموز مداخله آموزشی مقطع متوسطه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۹۴
زمینه: کیفیت رابطه معلم-دانش آموز نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی و بهزیستی روانی دانش آموزان دارد. اما اغلب مداخلات مبتنی بر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی بر بهبود این روابط در دوران کودکی متمرکز بوده و دوره حساس نوجوانی کمتر بررسی شده است. بعلاوه، بیشتر این مداخلات در فرهنگ های فردگرای غربی توسعه یافته اند و تعمیم آن ها به فرهنگ های جمع گرا مانند ایران، نیازمند پژوهش بومی است. هدف: این پژوهش با هدف تدوین و ارزیابی اثربخشی یک برنامه مداخله ای هشت جلسه ای، مبتنی بر نظریه دلبستگی و ذهنی سازی و با استفاده از رویکرد نقشه نگاری مداخله، به منظور ارتقای کیفیت رابطه معلم-دانش آموز در مقطع متوسطه اول انجام شد. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان و دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. از این جامعه، 5 مدرسه و از هر مدرسه، ۳۲ معلم به روش نمونه گیری در دسترس و از میان دانش آموزان هر معلم، ۸ نفر روش تصادفی انتخاب شدند. معلمان به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش در برنامه مداخله ۸ جلسه ای شرکت کردند که براساس رویکرد نقشه نگاری مداخله و با محوریت بهبود ارتباطات معلم-دانش آموز تدوین شده بود. ابزارهای پژوهش شامل نسخه اصلاح شده پرسشنامه رابطه معلم-دانش آموز (جعفرپور و همکاران، 1403) و پرسشنامه ذهنی سازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2018) برای معلمان و پرسشنامه ادراک از حمایت معلم (بنزن و همکاران، ۲۰۱۷) و مقیاس احساس تعلق به مدرسه (براون و ایوانز، ۲۰۰۲) برای دانش آموزان بود. داده ها به کمک روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر توسط نرم افزار SPSS25 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد این مداخله تأثیر معناداری بر بهبود کیفیت رابطه معلم-دانش آموز (01/0 >p) داشت. همچنین، دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، افزایش معناداری در ادراک حمایت معلم (01/0 >p) و احساس تعلق به مدرسه (01/0 >p) نشان دادند و معلمان، نمره بالاتری در مهارت های ذهنی سازی (01/0 >p) کسب کردند. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی مداخله مبتنی بر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی در بهبود روابط معلم–دانش آموز در مقطع متوسطه اول، پیشنهاد می شود که از این رویکرد در محیط های آموزشی برای تقویت کیفیت ارتباطات و ایجاد محیط یادگیری حمایتی استفاده شود.
۵.

ناایمنی های دلبستگی و صفات اختلال شخصیت مرزی: نقش میانجی تفکر دوپاره و اعتماد اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال شخصیت مرزی اعتماد اجتماعی تفکر دوپاره دلبستگی ناایمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۳۰
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش میانجی تفکر دوپاره و اعتماد اجتماعی در ارتباط بین ابعاد دلبستگی ناایمن و صفات اختلال شخصیت مرزی انجام شد. روش: جامعه آماری پژوهش متشکل از دانشجویان دانشگاه های 20 استان ایران بود. جمع آوری داده ها از بهمن 1399 تا اسفند 1399 ادامه یافت. با به کارگیری طرح همبستگی مبتنی بر مدل یابی معادلات ساختاری و نمونه گیری در دسترس، 436 دانشجو به عنوان نمونه انتخاب شدند. شرکت کنندگان مجموعه ای از پرسشنامه های خودگزارش دهی، شامل سیاهه سنجش شخصیت– خرده مقیاس مرزی، سیاهه دلبستگی بزرگسال، پرسشنامه اعتماد اجتماعی و سیاهه تفکر دوپاره را تکمیل کردند. از مدل یابی معادلات ساختاری برای آزمون مدل پیشنهادی استفاده شد. یافته ها: نتایج مدل میانجی گری سریالی نشان داد که تفکر دوپاره، میانجی گر رابطه ابعاد دلبستگی ناایمن و اعتماد اجتماعی بود و از سوی دیگر، اعتماد اجتماعی صفات مرزی را پیش بینی می کرد. متغیرهای پیش بین به ترتیب 4، 49 و 60 درصد از واریانس تفکر دوپاره، اعتماد اجتماعی و صفات شخصیت مرزی را تبیین می کردند. نتیجه گیری: مسیری که ناامنی های دلبستگی از طریق آن بر صفات اختلال شخصیت مرزی تأثیر می گذارند، برای هر یک از ابعاد دلبستگی متفاوت است. به علاوه، بی اعتمادی اجتماعی، و نه تفکر دوپاره، سازوکاری است که ناایمنی دلبستگی از مسیر آن به صفات اختلال شخصیت مرزی منجر می شود. بنابراین، پرداختن به بی اعتمادی اجتماعی می تواند به درک جامع تری از اختلال شخصیت مرزی بیانجامد.
۶.

فراتحلیل اثربخشی برنامه های بهبود کیفیت رابطه معلم-دانش آموز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اثربخشی برنامه تحلیل تعدیل گرها رابطه معلم-دانش آموز فراتحلیل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۱۳۱
کیفیت رابطه معلم-دانش آموز تأثیرات معناداری بر نتایج تحصیلی و غیرتحصیلی دانش آموزان دارد. به همین دلیل، برنامه های متنوعی با هدف بهبود این روابط توسعه یافته اند. در پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی این برنامه ها و شناسایی تعدیل گرهای مؤثر بر آن ها، از روش فراتحلیل استفاده گردید. براساس رویکرد پریزما و پس از تعیین معیارهای ورود و خروج، 24 پژوهش واجد شرایط همراه با 55 اندازه اثر با استفاده از CMA3 تحلیل شدند. اندازه اثر کلی این برنامه ها با مدل اثرات تصادفی 246/0 محاسبه شد که نشان دهنده اثربخشی اندک تا متوسط برنامه های موجود و مسیر دشوار توسعه برنامه های تاثیرگذار بود. نتایج تحلیل تعدیل گرها نشان داد که جنسیت، ماهیت برنامه (فردی یا گروهی) و نوع طراحی پژوهش (تصادفی یا شبه آزمایشی) تأثیر معناداری بر اثربخشی نداشتند. ولی برنامه های اجراشده در مقطع ابتدایی اثربخشی بیشتری نسبت به پیش دبستان داشته و کمبود این برنامه ها برای مقاطع بالاتر از ابتدایی قابل توجه بود. نتایج این پژوهش نشان داد که بیشتر برنامه ها در فرهنگ های فردگرای غربی طراحی شده اند و تاکنون هیچ برنامه ای در ایران توسعه نیافته است. یافته های این پژوهش نشان دهنده یک خلا جدی پژوهشی در سطح بین المللی در زمینه طراحی برنامه های با اثربخشی بالاتر از متوسط و منطبق با نیازهای تحولی دانش آموزان، به ویژه برای مقاطع بالاتر از ابتدایی است. همچنین ضرورت طراحی برنامه هایی با اثربخشی بالا و متناسب با فرهنگ ایران و تطبیق آن ها با نیازهای تحولی دانش آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی آشکار شد. یافته های این پژوهش برای سیاست گذاران آموزشی، پژوهشگران و معلمان به منظور دستیابی به نتایج گسترده تر ناشی از بهبود کیفیت این رابطه قابل استفاده است.
۷.

اثربخشی آموزش نیک زیستی روانشناختی براساس مدل پرما به دختران 14 تا 16 ساله با علائم اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روانشناسی مثبت نیک زیستی پرما اضطراب و نوجوان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۴۸
نیک زیستی ترکیبی از احساس خوب و عملکرد مؤثر است که در معنای گسترده تر آن یعنی بالندگی، از پیگیری موفقیت آمیز پنج مولفه پرما شامل احساسات مثبت، مجذوبیت و اشتغال، روابط، معنا و دستاورد به دست می آید. با توجه به اینکه اضطراب و استرس ازجمله مشکلات هیجانی در نوجوانی هستند که می تواند باعث کاهش نیک زیستی روانی و رضایت از زندگی شود، هدف از انجام این پژوهش آموزش مدل پرما به دختران 14 تا 16 ساله با علائم اضطراب بود. بدین منظور، نمونه گیری غیر تصادفی از نوع دردسترس و هدفمند از دانش آموزان دختر پایه نهم و دهم (دوره اول و دوم متوسطه) شهر تهران انجام گرفت. پژوهش از نوع شبه آزمایشی یک گروه با طرح پیش آزمون - پس آزمون و آزمون پی گیری بود. پرسش نامه خودسنجی آخنباخ برای تعیین نمونه ها با علائم اضطرابی و پرسش نامه پرما در ابتدا و انتهای دوره آموزشی و پیگیری پس از گذشت سه ماه اجرا شد. دوره آموزشی در 6 جلسه هفتگی یک و نیم ساعته برگزار شد. یافته ها نشان داد نمره کل پرما و مؤلفه های هیجان مثبت، مجذوبیت، روابط مثبت و معنا پس از دوره آموزشی افزایش معنادار و نمره علائم اضطراب، کاهش معنادار داشت. در پیگیری سه ماهه نیز تغییرات در هجان مثبت و روابط مثبت ماندگار و مؤلفه مجذوبیت افزایش معنادار یافت. با وجود بهبود در مؤلفه دستاورد، تغییرات به سطح معناداری نرسید. براساس این یافته ها می توان نتیجه گرفت، آموزش مدل پرما باعث افزایش نیک زیستی و کاهش علائم اضطراب در نوجوانان دختر 14 تا 16 ساله می شود و این تغییرات در طول زمان ماندگار است. 
۸.

نقش تعدیل گری ظرفیت تأملی مادر در رابطه بین خلق وخوی کودک با کیفیت رابطه مادر- کودک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خلق وخوی کودک ظرفیت تأملی مادر کیفیت رابطه مادر-کودک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۳۰۵
هدف این مطالعه تعیین رابطه خلق وخوی کودک با کیفیت رابطه مادر کودک و مشخص ساختن نقش تعدیل گرانه ظرفیت تأملی مادر در رابطه بین این دو متغیر بود. نمونه آماری شامل 270 مادر بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به سه پرسش نامه مزاج کودکی میانه، ظرفیت تأملی والدین و مقیاس رابطه کودک مادر پاسخ دادند.  برای تحلیل داده ها از ضریب هم بستگی پیرسون و رگرسیون استفاده شد. تحلیل یافته ها نشان داد که به جز مؤلفه حواس پرتی، بقیه مؤلفه های خلق وخوی کودک رابطه معناداری با کیفیت رابطه مادر کودک داشتند. همچنین هر سه مؤلفه ظرفیت تأملی مادر شامل پیش ذهنی سازی، اطمینان به وضعیت ذهنی و علاقه و کنجکاوی به حالات ذهنی، ارتباط معناداری با کیفیت رابطه مادر کودک داشتند. نتایج تحلیل رگرسیون برای بررسی فرضیه تعدیلگری ظرفیت تأملی مادر نشان داد که پیش ذهنی سازی مادر تعدیلگر معنادار رابطه سطح فعالیت کودک، پیش بینی پذیری و ثبات فراخنای توجه با کیفیت رابطه مادر کودک بود. همچنین علاقه و کنجکاوی به حالات ذهنی در مادر نیز به طور معناداری تعدیل کننده رابطه پیش بینی پذیری و ثبات فراخنای توجه با کیفیت رابطه مادر کودک بود. در بقیه موارد، تعدیلگری مؤلفه های ظرفیت تأملی مادر در ارتباط مؤلفه های خلق و خوی کودک با کیفیت رابطه مادر-کودک تأیید نشد.  
۹.

تجربه زیسته مشکلات روانی- اجتماعی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال یادگیری شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال یادگیری تجربه زیسته مشکلات روانی - اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۳ تعداد دانلود : ۳۰۸
هدف پژوهش حاضر بررسی تجربه زیسته مشکلات روانی- اجتماعی مادران کودکان دارای اختلال یادگیری شهر تهران بود. برای درک و توصیف تجربه از روش پژوهش پدیدارشناسی استفاده شد. از میان مراجعان به مراکز درمانی اختلال یادگیری شهر تهران، تا رسیدن به حد اشباع، 14 مادر دارای کودک با اختلال یادگیری در مصاحبه ای عمیق و نیمه ساختاریافته شرکت کردند. داده های پژوهش با روش کلایزی تحلیل گردید. در تحلیل کدهای توصیفی مصاحبه ها، 137 مفهوم اولیه استخراج شد و با تلفیق مفاهیم مشابه 31 مفهوم فرعی و 7 مفهوم اصلی (آسیب دیدگی روابط اجتماعی، آسیب دیدگی روابط زناشویی، والدگری چالش برانگیز، سیستم آموزشی ناکارآمد، افت غنای زندگی، تجربه هیجانات منفی، و مشکلات جسمی- روانی) در این پژوهش شناسایی شد. مفاهیم به دست آمده در پژوهش حاضر نشان داد مادران این کودکان، مشکلات روانی و اجتماعی را تجربه می کنند که می تواند منجر به تغییر نوع رابطه ارتباطی و روان شناختی آنان با اطرافیانشان شده و آنها را منزوی سازد و احساس فرسودگی در والدگری را تجربه کنند.
۱۰.

کنش تأملی و اعتماد اجتماعی: نقش میانجی بدتنظیمی هیجان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتماد اجتماعی بدتنظیمی هیجان کنش تأملی میانجی گری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۲۴۱
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای بدتنظیمی هیجان در ارتباط میان کنش تأملی و اعتماد اجتماعی بود. روش: این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود و جامعه آماری آن شامل دانشجویان 20 استان ایران بود. نمونه ما متشکل از 441 دانشجو (291 زن، 150 مرد) بود که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. شرکت کنندگان، مجموعه ای از پرسش نامه خودگزارش دهی، شامل پرسش نامه اعتماد اجتماعی (صفاری نیا و شریف، 1392)، پرسش نامه کنش تأملی (فوناگی و همکاران، 2016) و نسخه کوتاه مقیاس دشواری در تنظیم هیجان (کافمن و همکاران، 2016) را تکمیل کردند. تحلیل های توصیفی با استفاده از نسخه 26 SPSS و آزمون میانجی گری با استفاده از نسخه 1/4 PROCESS انجام شد. یافته ها: تحلیل همبستگی، ارتباط معناداری را بین تمامی متغیرها نشان داد (001/0p<). اثر کلی کنش تأملی بر اعتماد اجتماعی، اثر مستقیم نقص در کنش تأملی بر بدتنظیمی هیجان و اثر مستقیم بدتنظیمی هیجان بر اعتماد اجتماعی معنادار بودند (001/0p<). هنگامی که بدتنظیمی هیجان به عنوان میانجی گر وارد شد، اثر مستقیم کنش تأملی بر اعتماد اجتماعی معنادار باقی نماند (001/0p<)، درحالی که اثر غیرمستقیم به واسطه بدتنظیمی هیجان معنا دار بود (061/0- تا 192/0- CI:). نتیجه گیری: یافته های ما از نقش کنش تأملی معطوف به خود در شکل گیری بی اعتمادی اجتماعی حمایت می کند. ناآگاهی از حالات ذهنی خود به بدتنظیمی درون فردی و بین فردی هیجانات منجر می شود. از سوی دیگر، ممکن است باور به قابل اعتماد نبودن دیگران از فرافکنی احساسات درونی و بدتنظیمی هیجان نشأت گیرد.
۱۱.

ساخت بسته جامع توانمندسازی روانی و اثربخشی آن بر رفتارهای سبک زندگی تحصیلی سلامت-محور دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بسته جامع توانمندسازی روانی روانشناسی سلامت تحصیلی رفتارهای سامت ایمن سازی روانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۴۰
ایـن پژوهـش بـا هـدف سـاخت بسـته جامـع توانمندسـازی روانـی دانشـجویان و تعییـن اثربخشـی آن بـر رفتارهـای سـبک زندگـی تحصیلـی سـلامت‌محور انجـام شـد. در یـک مطالعـه شـبه‌تجربی بـا طـرح پیش‌آزمـون ـ پس‌آزمـون بـا گـروه گـواه غیرمعـادل و همـراه بـا پیگیـری دو ماهـه، 36 دانشـجو در دو گـروه آزمایـش (۱۸ نفـر) و گـواه (۱۸ نفـر) قبـل و بعـد از آمـوزش بـه پرسشـنامه رفتارهـای تسـهیلگر/بازدارنده سـبک زندگـی تحصیلـی سـلامت‌محور (صالـح‌زاده، شـکری و فتح‌آبـادی، ۲۰۱۷ الـف) پاسـخ دادنـد. از طریـق ۱۰ جلسـه و هـر جلسـه دو سـاعت، بسـته توانمندسـازی روانـی بـه شـیوه گروهـی بـرای گـروه آزمایـش اجـرا شـد. نتایـج نشـان داد بسـته توانمندسـازی روانـی در افزایـش رفتارهایـی ماننـد خوش‌بینـی تحصیلـی، مشـغولیت تحصیلـی و تـاب‌آوری تحصیلـی و در کاهـش رفتارهایـی ماننـد درماندگـی آموخته‌شـده، اجتنـاب از کمک‌طلبـی، پرخاشـگری منفعانـه و خودناتوان‌سـازی مؤثـر اسـت. براسـاس نتایـج ایـن پژوهـش می‌تـوان دریافـت کـه تـلاش بـرای پربارسـازی مهارت‌هـای رابطـه بین‌فـردی مشـارکت‌کنندگان از طریـق بسـط سـرمایه روان‌شـناختی و منابـع روانـی ـ اجتماعـی آنهـا ماننـد خوش‌بینـی، رفتارهـای مقابلـه‌ای، تـاب‌آوری، مهـار روان‌شـناختی، حرمـت خـود، تحمـل ابهـام و حمایـت اجتماعـی و متعاقـب آن توانمندسـازی افـراد بـرای کاسـتن از تجـارب تنیدگـی‌زا، سـازش‌یافتگی بـا رویدادهـا و واقعیـات منفـی و تـداوم روابـط رضایت‌بخـش بـا دیگـران، مصونیـت روانـی دانشـجویان را موجـب می‌شـود.
۱۲.

نسخه ایرانی مقیاس تجدیدنظرشده دلبستگی بزرگسال: روایی و پایایی در جمعیت عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اجتناب اضطراب دلبستگی بزرگسال ساختار عاملی ویژگی های روان سنجی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۱ تعداد دانلود : ۵۸۱
هدف: مقیاس تجدیدنظرشده دلبستگی بزرگسال، سنجه خودگزارش دهی شناخته شده ای برای اهداف پژوهشی است. ساختار سه عاملی این مقیاس، علی رغم فقدان شواهدی که از ویژگی های روان سنجی آن حمایت کنند، سال ها در جمعیت های ایرانی به کار گرفته شده است. مطالعه حاضر هدف در بررسی ساختار عاملی، روایی همگرا و پایایی مقیاس تجدیدنظرشده دلبستگی بزرگسال در بزرگسالان جامعه ایرانی داشت. روش: نمونه ای متشکل از 605 شرکت کننده (354 زن، 251 مرد)، به طور تصادفی و با هدف تحلیل عاملی به دو نمونه مجزا (302 = 2 n، 303 = 1 n) تقسیم شدند. علاوه بر مقیاس تجدیدنظرشده دلبستگی بزرگسال، سنجه هایی از ذهنی سازی، بدتنظیمی هیجان و اختلال شخصیت مرزی اجرا شدند. تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی برای ارزیابی ساختارهای عاملی پیشنهادشده در نسخه اصلی به کار گرفته شدند. یافته ها: در مجموع، تحلیل عاملی حاکی از آن بود که ساختار دوعاملی (اضطراب و اجتناب) برازش بهتری با داده ها دارد. به دلیل بار عاملی ضعیف، شش گویه حذف شدند و در نتیجه مقیاسی 12 گویه ای به دست آمد. مضاف بر این، اضطراب و اجتناب با ابزارهای مرتبط با دلبستگی همبستگی معنا داری نشان دادند (001/0p<) و همسانی درونی شان نیز قابل قبول بود (به ترتیب α برابر با 83/0 و 76/0). نتیجه گیری: یافته های ما با بنیان های نظری پیشین همخوان بود و از نسخه ایرانی مقیاس تجدیدنظرشده دلبستگی بزرگسال برای استفاده در جمعیت عمومی حمایت کرد.
۱۳.

شرم در اختلالات شخصیت مرزی، ضداجتماعی و خودشیفته: مفهوم سازی های نظری و یافته های تجربی

کلیدواژه‌ها: شرم اختلالات شخصیت اختلال شخصیت مرزی اختلال شخصیت ضداجتماعی خودشیفتگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴۹ تعداد دانلود : ۴۷۵
شرم هیجان خودآگاهی است که می توان آن را درد روانی نام نهاد. اجماع بر این است که شرم جنبه های انطباقی و غیر انطباقی دارد. به بیان دیگر، با وجود اینکه شرم به افراد درباره از دست دادن جایگاه اجتماعی شان هشدار می دهد، تجربه آن می تواند به انواع مختلفی از نابهنجاری های روانشناختی منجر شود، ازجمله آسیب شناسی شخصیت. هدف مطالعه فعلی، (۱) کاوش دیدگاه های نظری درباره رابطه شرم با اختلالات شخصیت و (۲) بررسی همخوانی یافته های تجربی با نظریات مذکور بود. با انجام یک مرور روایتی از اهم منابع موجود در پیشینه، دریافتیم که بیشترین نظریه پردازی ها و پژوهش ها درباره اختلالات شخصیت خوشه دوم (و به طور خاص، درباره اختلالات شخصیت مرزی، ضداجتماعی و خودشیفته) بودند. شرم نقشی متمایز در شکل گیری و ماندگاری هر یک از اختلالات شخصیت گفته شده ایفا می کند. برجسته ترین تفاوت در باب سطحی از هشیاری است که شرم در آن پردازش می شود. به علاوه، اختصاصاً در رابطه شرم با خودشیفتگی بزرگ منشانه، سایکوپاتی و اختلال شخصیت ضداجتماعی، ناهمخوانی هایی میان نظریات و یافته های تجربی مشاهده شد. تجربه شرم می تواند اثرات دیرپایی بر سلامت روان افراد داشته باشد. وقتی شرم درونی سازی شود، ممکن است به طرق و الگوهای مختلفی به شکل گیری اختلالات شخصیت بیانجامد.
۱۵.

ارائه الگوی شایستگی مدیران کارآفرین رسانه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: الگوی شایستگی مدیران رسانه ای مدیران کارآفرین رسانه های دولتی تحلیل محتوای کیفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۴ تعداد دانلود : ۴۳۸
این پژوهش با درک اهمیت نقش مدیران شایسته در بهره وری سازمان های رسانه ای دولتی در ایران و عطف به چالش های جدی این سازمان ها نظیر کمبود منابع مالی، کمبود خلاقیت و نوآوری، هدف خود را ارائه الگوی شایستگی مدیران کارآفرین رسانه های دولتی ایران قرار داده و با رویکردی اکتشافی و به روش تحلیل محتوای کیفی عرفی انجام شده است. برای دستیابی به هدف پژوهش، نتایج 29 مقاله مرتبط با موضوع پژوهش به همراه مصاحبه مکتوب خبرگانی تحلیل شد. خبرگان مورد مصاحبه به شیوه نمونه گیری هدفمند و با در نظر گرفتن قاعده اشباع نظری به عنوان حد کفایت نمونه گیری انتخاب شدند و تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز و محوری انجام شد. تحلیل داده در قالب سه دسته شایستگی شغلی، سازمانی و فردی تقسیم بندی شد. یافته های پژوهش در ذیل شایستگی های شغلی، مهارت مدیریت و رهبری و آگاهی شغلی ذکر شده است. همچنین در ذیل بخش شایستگی های سازمانی، توجه به فرهنگ و رفتار سازمانی، مدیریت راهبردی و برخورداری از دانش مدیریت منابع ذکر شده اند. شایستگی های فردی ذکرشده در این پژوهش نیز شامل هوشمندی مدیریتی، مهارت های ارتباطاتی، ارزش مداری و شخصیت کارآفرینانه هستند. یافته های این پژوهش می تواند هم در انتصاب مدیران کارآفرین رسانه های دولتی در ایران و هم در توسعه ادبیات نظری مرتبط با کارآفرینی رسانه ای در سطح فردی کمک کننده باشد.
۱۶.

مروری بر چیستی و چرایی تاب آوری برند پلتفرم ها در مواجهه با ریسک و بحران برند

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تاب آوری برند پلتفرم ریسک برند بحران برند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۸ تعداد دانلود : ۳۱۵
هدف: تغییر مدل های کسب وکار سنتی به مدل پلتفرمی، سبب شده است که کسب وکارهای پلتفرمی رشد کنند و به برندهای قوی تبدیل شوند. در این میان، برندهای پلتفرمی، به دلیل ویژگی های خاص خود، از ناحیه ریسک و بحران های محیط کسب وکار تهدید می شوند؛ از این رو مفهوم «تاب آوری برند» اهمیت پیدا می کند. این پژوهش با هدف مرور و مفهوم پردازی حول چیستی و چرایی تاب آوری برند پلتفرم ها در مواجهه با ریسک و بحران برند اجرا شده است. روش: این پژوهش بر اساس رویکرد ترکیب تئوری، به عنوان یکی از گونه های روش نگارش مقالات مفهومی اجرا شده است. این رویکرد با در نظر گرفتن مفاهیم پلتفرم، برند، تاب آوری، ریسک و بحران به عنوان نقطه شروع، تئوری روش و تئوری حوزه شکل گرفته است. یافته ها: این پژوهش به منظور درک ضرورت تاب آوری برندهای پلتفرمی سه دلیل را در کانون توجه قرار داده است: 1. تبدیل شدن منطق زنجیره ارزش به شبکه ارزش در پلتفرم ها؛ 2. اثر فعالانه مصرف کننده بر برند پلتفرم ها؛ 3. رقابت شدید در اکوسیستم پلتفرمی. همچنین با توجه به نتایج پژوهش مشخص شده است که چهار مشکل در روند تکامل پلتفرم ها، مقوله تاب آوری برندهای پلتفرمی را با پیچدگی مواجهه کرده است که عبارت اند از: «اثر ملکه سرخ»، «مشکل مرغ و تخم مرغ»، «مشکل پنگوئن» و «ظهور». نتیجه گیری: این پژوهش نتیجه می گیرد که تاب آوری برندهای پلتفرمی دشوار است و اگر بهره گیری از قابلیت تاب آوری برند نادیده گرفته شود، مشکلاتی همچون کاهش ارزش ویژه برند، کاهش تداعی های مثبت یا تقویت تداعی های منفی در ذهن مشتریان و ناتوانایی در حفظ موجودیت برند و متعاقب آن تعطیلی کسب وکار پلتفرمی را به همراه دارد.
۱۷.

اثربخشی آموزش ذهنی سازی بر ظرفیت ذهنی سازی و رضایت زناشویی در متأهلین ایرانی ناراضی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش مبتنی بر ذهنی سازی ذهنی سازی رضایت زناشویی

تعداد بازدید : ۶۱۰ تعداد دانلود : ۴۶۹
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی تاثیرآموزش مبتنی بر ذهنی سازی بر ارتقاء ظرفیت ذهنی سازی و رضایت زناشویی در افراد متاهل ناراضی ایرانی بود. روش: پژوهش حاضر در چارچوب طرح های آزمایشی تک موردی قرار می گیرد. شرکت کنندگان در این مطالعه 3 فرد متاهل و دانشجو دانشگاه تربیت مدرس بودند. هر سه شرکت کننده دوره آموزش مبتنی بر ذهنی سازی را در طول 12 جلسه 1ساعت و 30دقیقه ای سپری کردند. هر یک از شرکت کننده ها 9 مرتبه (سه مرتبه خط پایه، پنج مرتبه طی آموزش و یک دوره پیگیری یک ماهه) به وسیله ی مقیاس-های ذهنی سازی، رضایت زناشویی و کارکردتاملی ارزیابی شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل دیداری درون و برون موقعیتی داده-ها استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد آموزش مبتنی بر ذهنی سازی بر ارتقاءظرفیت ذهنی سازی با ضریب تاثیر 36/0 و سطح معناداری (05/0 P<) و بر رضایت زناشویی با ضریب تاثیر 85/0 و سطح معناداری (05/0 P<) مؤثر است. بحث و نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت بسیاری از تعارض های ارتباطی زوجین ، ناشی از نقص در ظرفیت ذهنی سازی و هشیارسازی زوجین در جریان آموزش در کاهش این تعارض ها بسیار مؤثر است. نتایج پژوهش حاضر بر استفاده از آموزش های روانشناختی ذهنی سازی در الگوهای ارتباطی متاهلین ناراضی ایرانی تأکید دارد.
۱۸.

ارائه مدلی کیفی از مشکلات هیجانی کودکان با اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشکلات هیجانی اختلال یادگیری تحلیل تم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۰ تعداد دانلود : ۳۲۹
اختلال یادگیری از جمله مهم ترین مباحث در روانشناسی تربیتی است که نیازمند مداخله زود هنگام است تا از اثرات مخرب آن پیشگیری شود. کودکان دارای اختلال یادگیری با مشکلات هیجانی بیشتر از همسالان خود دست به گریبان هستند. پژوهش حاضر به منظور ارائه مدلی کیفی از مشکلات هیجانی کودکان دارای اختلال یادگیری انجام شده. به منظور دستیابی به این هدف 18 والد کودکان دارای اختلال یادگیری و 10 متخصص در زمینه درمان اختلالات یادگیری در مصاحبه ای نیمه ساختاریافته شرکت کرده و مصاحبه ها به روش تحلیل تماتیک بررسی شدند. بر اساس مفاهیم استخراج شده از متن مصاحبه ها، 71 کد متمرکز و 15 مقوله اساسی در ذیل2 تم زیربنایی (منابع درونی و بیرونی زمینه ساز آسیب پذیری) قرار گرفتند. به نظر می رسد از آن جایی که مشکلات هیجانی کودکان دارای اختلال یادگیری سهم عمده ای در افت کیفیت زندگی و تحصیلی آنان دارد، مداخلات برای این کودکان نیازمند توجه همه جانبه به زمینه ای در برگرفته آنان دارد.
۱۹.

تحلیلی بر استعداد شرم از منظر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شرم استعداد شرم نظریه دلبستگی ظرفیت ذهنی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳۳ تعداد دانلود : ۵۱۳
شرم هیجانی خودآگاه و ناتوان کننده است که هم در جوار دیگران و هم در تنهایی تجربه می شود. پژوهش های بسیاری از رابطه میان استعداد شرم، یعنی گرایش به تجربه شرم در غیاب محرک های متناسب، و آسیب شناسی روانی حکایت دارند. استعداد شرم ریشه هایی تحولی داشته و در این باره میان نظریه پردازان نامدار اتفاق نظر وجود دارد. فرض بر این است که ناایمنی در دلبستگی و نقص در ظرفیت ذهنی سازی، که دست دردست هم و در بستر تجارب اولیه کودکی شکل می گیرند، موجب کاشته شدن بذر استعداد شرم در فرد می شوند. مقاله حاضر تلاشی است در راستای یکپارچه سازی پیشینه نظری و پژوهشی درباره رابطه استعداد شرم با سبک های دلبستگی و ظرفیت ذهنی سازی، و طرح پیشنهاد هایی برای پژوهش های آینده در این حیطه.
۲۰.

اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر دلبستگی به والدین و همسالان در نوجوانان دختر

کلیدواژه‌ها: گروه درمانی ذهن آگاهی دلبستگی به والدین و همسالان نوجوانان دختر

تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۱۵
زمینه و هدف: این پژوهش، با هدف تعیین اثربخشی گروه درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی، بر دلبستگی به والدین و همسالان در نوجوانان دختر انجام شد. روش پژوهش: در این پژوهش از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل همراه با پیگیری دو ماهه استفاده شد. جامعه آماری، کل دانش آموزان مقطع دوم متوسطه شهرستان ساوه (استان مرکزی) که در سال تحصیلی ۱۳۹۶- ۱۳۹۵ مشغول به تحصیل بودند، بود. از بین این دانش آموزان، تعداد ۳ ۰ نفر ( ۱ ۵ نفر گروه آزمایش و ۱ ۵ نفر گروه کنترل) به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و و کنترل جایگزین شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش، پرسشنامه دلبستگی به والدین و همسالان (آرمسدن و گرینبرگ، ۱۹۸۷) بود. دانش آموزان گروه آزمایش هشت جلسه آموزش ذهن آگاهی دریافت کردند و گروه کنترل آزمایشی دریافت نکرد. یافته ها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس و اندازه گیری مکرر نشان داد که آموزش ذهن آگاهی به شیوه گروهی بردلبستگی به والدین و همسالان در نوجوانان دختر موثر است و این تاثیر در آزمون پیگیری پایدار بوده است. نتایج پژوهش نشان داد؛ آموزش ذهن آگاهی باعث افزایش مولفه های ارتباط، اعتماد به والدین و همسالان و کاهش بیگانگی از والدین و همسالان در نوجوانان دختر شد. نتیجه گیری: به نظر می رسد این شیوه مداخله را می توان به عنوان شیوه مستقل یا در کنار سایر مداخلات برای دلسبتگی به والدین و همسالان به کار برد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان