فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۹۲۱ تا ۳٬۹۴۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
حوزههای تخصصی:
American sanctions against Iran are one of the most extensive in terms of variety and extent . The most approved sanctions are unilateral against a country. While unilateral economic sanctions in an extraterritorial manner are considered a violation of the sovereignty of other countries in this regard.This research is done through analytical-descriptive methodGiri has studied the legal analysis of Iran's foreign investment embargo by the United States of America based on reliable research documents and international law jurisprudence. The findings of the research show that the restrictions caused by the unilateral US sanctions against Iran and the increase in investment costs can be considered as a serious obstacle to foreign investment in Iran. However, in 1991, the United Nations General Assembly strongly urged governments to end unilateral pressures. Also in the another one in 1996 called for the removal of such practices under the title "Elimination of economic pressure measures as a means of political and economic coercion".The American side in sanctioning Iran violates the principle of peaceful coexistence among governments, which requires respect for the political principles of international law, i.e. the legal equality of governments, non-interference, cooperation and friendship, respect for the independence and territorial integrity of governments among the members of the international community. This type of actions lacks legal and international validity due to the lack of legitimacy.
The Theory Based on Divine Verses of the Modern Spiritual Civilisation Emphasising Recreation of the Infrastructures of Fulfilling the Religious Civilisation(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
By examining the conditions of possibility and refusal, the present study aimed to answer the main question 'Under what conditions, spiritual civilisation in the contemporary world becomes possible?'. In the timeological assessment of the civilisational situation, referring to the loss of the "Positive Aspect of Modern Civilisation" and its continued bio-negative in the absence of alternative models limitations, it examines the "Modern Position of Civilisation" in terms of universal basis and valuable theoretical framework different from current literature in modern and non-modern research civilisation. By creating a distinct consciousness organisation, do not block the path of spirituality in civil and civilised life, without eliminating science and technology, overlap with the universal needs of the world. And also create different formulations of civilisational actions, structures and relations that make the way of facing the world and science and technology meaningful, distinct and religious. Therefore, systemic Ijtihad and "Divine Verses" present the new spiritual civilisation's conceptual and theoretical organisation. In this context and with a critical approach, it recreates the Islamic Revolution's software infrastructures and civilisation-making organisationware.
محیط زیست خاورمیانه و پیمان ابراهیم: بررسی نقش عادی سازی روابط امارات متحده عربی و بحرین با رژیم اسرائیل در کاهش بحران های آب و کشاورزی این کشورها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۹ پاییز ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۷۴)
273 - 293
حوزههای تخصصی:
خاورمیانه یکی از بزرگ ترین مناطق خشک جهان است که با پیامدهای تغییرات اقلیمی مواجه است. این شرایط باعث شده تا منابع محدود آب شیرین و وضعیت نامطلوب حوزه کشاورزی جزو چالش های بزرگ این منطقه باشد. هرچند این منطقه دارای سابقه طولانی در همکاری جمعی میان کشورها نیست اما فشارهای ناشی از بحرانهای زیست محیطی می تواند تهدیدات تغییرات اقلیمی را به فرصتی برای همکاری بیشتر بین کشورها تبدیل کند. در این فضای جدید، «پیمان ابراهیم» در سال 2020، نشانه ای از ورود منطقه خاورمیانه به مرحله جدیدی است. در این مقاله، به این پرسش پاسخ می دهیم که عادی سازی روابط امارات متحده عربی و بحرین با رژیم اسرائیل، چه نقشی می تواند در کاهش بحرانهای زیست محیطی این کشورها به خصوص در دو حوزه آب و کشاورزی داشته باشد. مقاله، ضمن بررسی شرایط زیست محیطی کشورهای عضو در زمان شکل گیری پیمان ابراهیم، به فرصت ها و مزیت های این پیمان برای آنها می پردازد. یافته های مقاله نشان می دهد که این پیمان فرصتی برای رژیم اسرائیل جهت جذب سرمایه های بیشتر در حوزه های زیست محیطی چون آب و کشاورزی و رفتن به مدارهای بالاتر نوآوری است و برای کشورهای امارات و بحرین نیز فرصتی برای کاهش دامنه بحرانهای آب و امنیت غذایی و تحقق توسعه پایدار است.
واکاوی دلایل خود محوری دکتر محمد مصدق در شکست نهضت ملی و صنعت نفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ۹ بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۴
112 - 134
حوزههای تخصصی:
در دوره نخست وزیری محمد مصدق، استقلال طلبی، آزادی خواهی، تحمل مخالفان و رواداری به گفتمان حاکم تبدیل گردید. به این ترتیب، فضای سیاسی ایران متکثرتر، قدرت شاه محدودتر، احزاب متنوع تر، اقتدار قانونی بیشتر شد و از طرف دیگر تحمل و مدارا با مخالفان بیشتر شد. با این نوع نگاه در این نوشته منطق اصلی بحث، چگونه «استیفای حقوق ملت ایران» در سال های جنبش نفت، مفهومی برابر با «ملی کردن» می باشد. چرا که با عنایت به متن تاریخی سال های ملی شدن صنعت نفت، تحلیل گفتمان کمک می کند تا فهمی واقع بینانه از عملکرد منطق ملّیون ایرانی در برابر منطق انتقال گرانه دشمنان آن ها داشت. علل و عوامل بنیادین مطرح شده در این نوشتار نشان می دهد که ملّیون ایرانی راهبردهای عمیق و قابل پیش بینی در قبال ایالات متحده و به ویژه انگلستان نداشتند. با بر ملاشدن این ضعف ها و علل و عوامل بنیادین، ملّیون فاقد ابتکار عمل های واقع بینانه بودند، ابتکار عمل های واقع بینانه ای که می توانست ابهام گفتمانی را وارد دوره ای جدید نماید. دوره جدید می توانست به گونه ای مطرح شود که بنیاد جنبش ملی شدن صنعت نفت به قوت خود باقی بماند و دشمنان ایران را دچار انفعال گرداند. این مهم انجام نشد و اندک اندک شکست گریبان جنبش ملی را گرفت.
واکاوی پدیده قومی گرایی؛ ریشه ها و پیامدها در مناطق آذری نشین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آفاق امنیت سال ۱۵ بهار ۱۴۰۱ شماره ۵۴
229 - 258
حوزههای تخصصی:
قومی گرایی، گرایشات و احساسات قوم مدارانه و دشمنی با گروه ها و اقوام بیگانه می باشد که چندین نسل پایندگی و ماندگاری داشته و در چارچوب گسست های ملی مطالعه می شود. پدیده ای سیاسی اجتماعی که تمایلات خویشاوندی، علقه های هم خونی و پایین بودن هویت فرهنگ های دیگر را تقویت و جدایی طلبی را تشدید می کند. تحقیق حاضر با هدف مطالعه و تحلیل پدیده قومی گرایی با رویکرد کیفی و با استفاده از نظریه مبنایی و پاسخ یابی سؤال عوامل مؤثر بر شکل گیری قومی گرایی در آذربایجان انجام شد و مدل مفهومی را براساس تفاسیر کنشگران و کارشناسان موضوع که ازطریق نمونه گیری هدفمند و برمبنای اصل اشباع نظری انتخاب شده اند، ارائه می دهد. برحسب یافته ها شرایط علی، پیوند مجموعه عوامل و دخالت های سیاسی امنیتی و فرهنگی اجتماعیِ نیروهای خارجی و عوامل داخلی هم چون تبعیض و ضعف دیپلماسی به عنوان بسترساز عوامل خارجی می باشند. شرایط زمینه ای شامل احساس محرومیت نسبی، موقعیت جغرافیایی منطقه، ایران دوستی، شیعه گری و هویت طلبی آذری ها هستند. انسجام رسانه های خارجی در موج سازی، ضعف رسانه های ملی و محلی و تبدیل باشگاه های ورزشی به موج سواری قومی گراها، شرایط مداخله گر می باشند. راهبردها عبارت اند از: تنویر افکارعمومی، توسعه عدالت اجتماعی، آسیب شناسی اجتماعی، تقویت شعائر اسلامی، مقابله سیاسی امنیتی با نیروهای خارجی، هویت سازی ملی و تقویت رسانه های ملی و محلی و پیامدها شامل کاهش مقبولیت و اقتدار ملی، تهدید امنیت اجتماعی، تضعیف باورها، افزایش چالش های اجتماعی، واگرایی اقوام، شکاف در وحدت ملی و احتمال جنگ مسلحانه و دخالت خارجی می باشند.کلیدواژه ها: قومی گرایی، گسست های اجتماعی، نیروهای خارجی، عوامل داخلی.
رویکردی نظری به گذار در مفهوم حکمرانی در اندیشه سیاسی معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال بیست و پنجم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۹۵)
205 - 226
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر کوششی است برای درک چگونگی گذار در شیوه حکمرانی در نظریه سیاسی و تحلیل رویکردهای نظری آن. با توجه به آنکه طی چهار دهه گذشته تغییرات محسوسی در چهره قدرت در سطح نظام سیاسی و عملکرد دولت ها رخ داده است لذا مناظرات درباره کاهش قدرت دولت ها و ظهور بازیگران متعدد سیاسی و فراسیاسی و تغییرات در شکل حکمرانی به عنوان یکی از مباحث اساسی در دوره جدید مطرح می شود. مقاله پیش رو در جهت پاسخ به این پرسش اساسی است که اندیشه سیاسی معاصر به ماهیت گذار از سیاست حکومت چه رویکردی داشته است؟ در پاسخ به این پرسش دو امکان مناقشه نظری موردبررسی قرار می گیرد: دیدگاه اول یا جریان اصلی اندیشه سیاسی، به گذار از حکومت به حکمرانی نظر داشته و در مقابل جریان انتقادی (دیدگاه دوم) از نقش متفاوت و نوپدید قدرت که در اینجا حکومت مندی نامیده می شود، به رویکرد ایجابی جریان اصلی تشکیک می کند. مقاله حاضر با بیان سه رویکرد نظری مربوط به گذار در شیوه حکمرانی و تحلیل سه سطح حکومت، حکمرانی و حکومت مندی، به بیان دیدگاه های متفکران آن ها پرداخته و ابعاد مختلف این مجادله را تبیین می کند.
از جدایی اقتصادی تا پیوند بیشتر: تحلیلی بر آینده جنگ تجاری امریکا علیه چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال چهاردهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱
1 - 27
حوزههای تخصصی:
امروزه جنگ تجاری امریکا و چین یکی از عمده ترین چالش ها در عرصه روابط بین الملل است. محافل اکادمیک از زوایای گوناگونی به تجزیه و تحلیل این جنگ پرداخته اند. این مقاله نیز در پی پاسخ به این پرسش است که جنگ تجاری امریکا علیه چین سر انجام موجب شکل گیری چه نوع واکنش اقتصادی بنیادینی از سوی چین خواهد شد؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی تحلیلی بررسی شده آن است که واکنش چین به جنگ تجاری امریکا تابع ادراک چین از اهداف امریکا است. اگر در پکن جنگ تجاری امریکا علیه چین ناشی از رقابت ذاتی این کشور و چین برای کسب موقعیت هژمونی تلقی شود ممکن است چین به سمت "جدایی اقتصادی" با امریکا حرکت کند. منظور از رقابت ذاتی، رقابتی است که به اقتضای ذات قدرت، بین دو قدرت بزرگ برای کسب موقعیت هژمونی اتفاق می افتد. اما اگر در پکن جنگ تجاری امریکا علیه چین ناشی از تعارض نهادی در نظام سیاسی و اقتصادی چین و ایالات متحده تلقی گردد، واکنش چین احتمالا در شکل انجام اصلاحات اقتصادی و حرکت به سمت "پیوند اقتصادی بیشتر" با امریکا خواهد بود. یافته های مقاله نشان می دهد که چین در چارچوب یک استراتژی بزرگ هر دو ملاحظه را مد نظر دارد و از این منظر برای پکن فرقی نخواهد داشت که بایدن در قدرت باشد یا ترامپ.
راهبرد آسیایی اتحادیه اروپا و نقش موازنه گر هند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اتحادیه اروپا تلاش میکند کماکان نقش خود را به عنوان یک بازیگر مهم در سطح بین الملل در موضوعات مختلف حفظ کرده و گسترش دهد. در همین راستا، متاثر از راهبرد امنیت جهانی خود، همکاری با کشورهای تاثیرگذار را در دستورکار دارد. در این میان یکی از راهبردهای منطقه ای اروپا، حوزه آسیا است. اروپا در نظر دارد با بازیگران موافق راهبرد خود برای ایجاد موازنه و مقابله با تهدیدات در این منطقه همکاری کند و در این میان، هند نقش مهمی برای راهبرد آسیایی اروپا دارد. سوال پژوهش به این بحث می پردازد که هند از چه نقشی در راهبرد آسیایی اتحادیه اروپا برخوردار است؟ بنابر فرضیه تحقیق به نظر می رسد، اروپا در چارچوب شراکت استراتژیک، همکاری با هند به عنوان یک بازیگر موازنه گر در آسیا را برای مقابله با چالشها و تهدیدات پیش رو، مورد توجه قرار داده است. برای بررسی موضوع از چارچوب نظری موازنه قوا استفاده شده است. روش طرح پژوهش نیز، توصیفی- تحلیلی است. در یافته های پژوهش نیز مشخص شد که اروپا در موضوعات؛ امنیت دریایی، مقابله با تروریسم، مدیریت ظهور چین، امنیت افغانستان، تغییرات اقلیمی، مدرن سازی ارتش هند و مبارزه با بیماری های مسری با هند همکاری می کند که این راهبرد به کشور هند نیز برای ایفاء نقش موازنه گر، همسو با راهبرد آسیایی اروپا یاری می رساند.
حضور و خروج آمریکا از افغانستان؛ رویکرد نظریه جنگ اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال دوم بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۵)
125 - 145
حوزههای تخصصی:
افغانستان با قرار داشتن در موقعیتی ژئواستراتژیک، نقش مهمی در تحولات آسیا و غرب آسیا دارد. این جایگاه باعث شده تا توجه به رویدادهای داخلی این کشور، برای دیگر بازیگران جهانی و منطقه ای نیز از اهمیت بسیار برخوردار باشد. در این راستا، بررسی چگونگی تطابق حضور نظامی آمریکا در افغانستان و نیز خروجش از این کشور که با شاخص های جنگ اخلاقی، از آن به عنوان ابزاری برای توجیه اقداماتش استفاده کرده، می تواند نشان دهنده اهداف واقعی آمریکا از حضور در افغانستان باشد. بر این اساس، مقاله ضمن مقایسه شاخص هایی که رویکرد جنگ اخلاقی به منظور توجیه استفاده از نیروی نظامی مطرح می کند، با نحوه ورود و خروج آمریکا از افغانستان به این نتیجه می رسد که بین این شاخص ها و اهداف اعلام شده از سوی آمریکا همخوانی وجود ندارد؛ بنابراین، مقاله این فرضیه را مطرح می کند که حمله نظامی به افغانستان با پشتوانه ایدئولوژیکِ جنگ اخلاقی، از یک سو در راستای گسترش سیطره و نفوذ آمریکا در منطقه آسیای مرکزی و از سوی دیگر، تأمین منافع اقتصادی این کشور از طریق تحمیل هزینه های نظامی به افغانستان و دیگر کشورهای منطقه بوده و خروج بدون مقدمه نیز فقط در راستای تأمین همین منافع می باشد. در واقع، آمریکا با توجیهی اخلاقی، اهدافی غیراخلاقی را در افغانستان دنبال کرد و هنگامی که از رسیدن به آن ها بازماند، آن توجیهات را کنار گذاشت و با خروج شتاب زده، نشان داد که جنبه غیراخلاقی حضورش سنگین تر از جنبه اخلاقی آن بوده است.
تأثیر فرهنگ استراتژیک بر غیر تسلیحاتی ماندن برنامه هسته ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روابط خارجی سال چهاردهم پاییز ۱۴۰۱ شماره ۳
1 - 36
حوزههای تخصصی:
با گذشت دو دهه از مناقشه درباره برنامه هستهای ایران و به رغم توسعه تمام عیار آن، این برنامه همچنان غیرتسلیحاتی است. آژانس بین المللی انرژی اتمی بارها اعلام کرده که ایران دارای مواد و ظرفیت کافی ساخت سلاح هسته ای است ولی اطلاعاتی وجود ندارد که نشان دهد ایران برنامه ای برای ساخت چنین تسلیحاتی دارد. نهادهای اطلاعاتی غربی، از جمله آمریکا هم ارزیابی مشابهی دارند. انگیزه برنامه ایران از منظر رئالیستی امنیتی است، با این حال پرسش پراهمیت این است که چرا تاکنون برنامه هسته ای ایران غیرتسلیحاتی مانده به ویژه با توجه به اینکه جهان، دولت هایی را تجربه کرده که بعد از دستیابی به ظرفیت لازم، سلاح هسته ای ساخته اند. فرضیه مقاله این است که فرهنگ استراتژیک در ایران، دو عنصر مهم دارد که غیرتسلیحاتیماندن برنامه هسته ای را توضیح میدهد؛ عنصر اول، توسعهنیافته و بسیط ماندن مفهوم قدرت است که منجر به توسعه مفاهیم پایهای رئالیسم مانند بازدارندگی هستهای و موازنه قوا بهمعنایی نشده که قدرتهایجهانی آنها را فهم و تجربه کردهاند. از دیگرسو، تجربه ایران از تهدید و بقا، همچنان در سطح سنتی است، یعنی ایران هیچگاه مانند امریکا، شوروی، چین یا حتی پاکستان، در معرض تهدید هستهای مستقیم یا فوری نبوده و درنتیجه بهرغم تولد و توسعه برنامه ایران مبتنی بر دغدغه های امنیتی، تصمیمسازان استراتژیک هیچگاه در معرض جبر تکمیل آن نبوده اند. بهعلاوه، سنتیماندن تجربه ایران از تهدید و بقا، نگاه تصمیمسازان و افکار عمومی به تسلیحات هستهای را تکچهره ای کرده، یعنی سلاح هستهای صرفاً وسیلهای برای کشتار جمعی تلقی میشود نه بازدارندگی. عنصر دوم، برجستگی بعد غیرمادی قدرت در اندیشه ایرانی است که
نقش کدخدا در تحولات اجتماعی سیاسی دوره مشروطه تا اصلاحات ارضی (مورد مطالعه: طایفه بَکِش از ایل مَمَسنی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش سیاسی سال هجدهم بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
219 - 248
حوزههای تخصصی:
ورود ایل ممسنی به فضای جغرافیایی شولستان در اواخر دوره صفویه، مرزبندی های اجتماعی و سیاسی طوایف در چارچوب قلمروهای جغرافیایی مجزا را به همراه داشت. بر این اساس، طوایف چهارگانه ایل ممسنی و متعاقباً «تُرک تباران قشقایی ماهور میلاتی» مبتنی بر کارویژه های جغرافیای طبیعی و انسانی خود، به معادلات سیاسی فضا در روابط درون طایفه ای و برون طایفه ای شکل دادند. در این رهگذر، طوایف پنج گانه ممسنی در درون قلمرو خود، تیره های متعددی را خلق کردند. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش این است که کدخداهای قلمرو جغرافیایی طایفه بَکِش چه نقشی در تحولات اجتماعی و سیاسی ایل ممسنی طی دوره مشروطه تا اصلاحات ارضی داشته اند؟ پژوهش حاضر از نوع بنیادی و رویکرد محققان به روش توصیفی تحلیلی است. برآیند مطالعات صورت گرفته و نتایج پژوهش نشان داد، نقش کدخداهای قلمرو جغرافیایی طایفه بَکِش مبتنی بر بهره گیری از عناصر سه گانه «وراثت»، «مالکیت» و «قدرت» در راستای «مدیریت قلمرو»، «قلمروداری» و «قلمروگستری» در تحولات اجتماعی و سیاسی ایل ممسنی بوده است.
تحول در سیاست خارجی هند: از سیاست عدم تعهد تا چندهم سویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۱)
55 - 88
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال بررسی این سؤالات است که چه گونه فلسفه سیاسی هندو سیاست خارجی هند را متحول ساخته است و این که هند تحت حکومت دولت نارندرا مودی چه گونه به ژئوپلتیک در حال گذار جهانی نگاه می کند؟ در پاسخ، ازآنجایی که حزب حاکم مفروض می دارد که تسلط یک روایتی منفعل و دنیاگریز از هندوئیسم بر جامعه کثرت گرای هند، منجر به انقیاد مردم هند در قرن های گذشته شده و مانع از پیشرفت اقتصادی-نظامی این کشور بوده است، فرضیه این مقاله این است که دولت مودی تلاش دارد با تحمیل روایتی واحد بر جامعه کثرت گرای هند و بسیج توده ها، فرهنگ استراتژیک هند را جهت تحقق بخشیدن به آمال کشور به عنوان یک قدرت جهانی و هنجارساز در بحبوحه تغییرات ژئوپلتیک جهانی (ظهور چین) تغییر دهد. یافته های ما بر اساس روش استقرایی، ضمن تأیید فرضیه مذکور، به این حکم کلی می رسد که سیاست خارجی هند در سال های اخیر جسورتر شده و با مشخصات زیر دچار تحول شده است: 1- مشارکت با کشورهای پیشرفته صنعتی برای افزایش منافع اقتصادی در قالب استراتژی چندهم سویی 2- طراحی یک استراتژی احیاشده در قالب سازوکارهایی چون گروه بندی کواد، چشم انداز هند و ارام و سازوکار چندجانبه گرایی های کوچک برای مقابله با چین 3- تلاش برای بهبود رابطه با همسایگان و کشورهای حوزه اقیانوس هند در قالب ابتکاراتی چون اولویت با همسایگان و سیاست الحاق به شرق.
دیپلماسی فرهنگی و مقابله با پروژه ایران هراسی در منطقه خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۲)
27 - 46
حوزههای تخصصی:
ایران هراسی از اصطلاحاتی است که به طور خاص و ویژه درزمینه رابطه ایران و منطقه خاورمیانه و جهان غرب، تداوم یافته است. مقابله با این پدیده نیاز به استفاده از ابزارهایی هم چون دیپلماسی فرهنگی دارد. این مقاله به دنبال پاسخ به این سؤال است که چه گونه می توان از دیپلماسی فرهنگی به عنوان ابزاری در راستای مقابله با پروژه ایران هراسی در خاورمیانه استفاده نمود؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که می توان ضمن شناخت دقیق و همه جانبه ابعاد ایران هراسی از دیپلماسی فرهنگی به مثابه ابزار مستقیم یا غیرمستقیم برای تاثیرگذاری بر نگرش ها و افکار عمومی مؤثر بر مؤلفه های تصمیم سازی دیگر کشورها برای مقابله با ایران هراسی به خصوص در منطقه خاورمیانه استفاده نمود؛ بنابراین این مقاله باهدف شناخت ابعاد مختلف مقوله ایران هراسی، دیپلماسی فرهنگی را به مثابه ابزاری برای مقابله با این پدیده به خصوص در منطقه خاورمیانه مطرح می نماید. مقاله از نوع توصیفی- تحلیلی است و از روش تفسیری جهت نیل به اهداف تحقیق استفاده شده است.
دیدگاه ویژه: سیاست خارجی ایران نسبت به کشورهای عرب بر شالودۀ چه مفاهیمی باید استوار گردد؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴ (پیاپی ۱۴۴)
227-240
حوزههای تخصصی:
Economic Resilience in Challenging Times: A Crossroads of Russia's Experience and Prospects for Iran(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۶, Issue ۴, Autumn ۲۰۲۲
805 - 833
حوزههای تخصصی:
significance, as they have grappled with enduring economic and political sanctions imposed by Western powers. Over time, both Iran and Russia have confronted a series of sanctions targeting their economic and financial sectors. In response to the adverse effects of these sanctions, both nations have embraced a strategy of 'resistance.' Experts contend that financial and economic sanctions induce substantial shifts in a country's macroeconomic landscape, prompting the adoption of distinct policies and strategic orientations. Against this backdrop, this research undertakes a comprehensive examination and analysis of the discourses surrounding economic resistance and resilient economies in Iran and the Russian Federation, with a focus on elucidating their commonalities and disparities. The research methodology employed in this study is the SWOT analysis method. Findings reveal that both Iran and Russia, while contending with Western sanctions, have pursued the implementation of resilient economy and economic resistance strategies, respectively. Iran's resilient economy signifies a transition towards long-term economic resilience rooted in religious principles. Conversely, Russia's economic resistance constitutes a short-term response to sanctions driven by political considerations".
تبیین مفهومی و محتوایی جنگ های نوین در عرصه روابط بین الملل
منبع:
راهبرد سیاسی سال ۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۰
1 - 21
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر تبین مفهومی و محتوایی جنگ های نوین ازجمله جنگ سایبری، جنگ شناختی، جنگ اطلاعاتی و جنگ ترکیبی است. در این راستا سؤال اصلی مقاله این است که در مفهوم شناسی جنگ های نوین، چه عناصر مشترکی وجود دارد؟ در پاسخ به سؤال فوق این فرضیه مورد سنجش قرار می گیرد که فناوری مهم ترین عنصر مشترک در تمامی جنگ های نوین محسوب می شود. به تعبیری دیگر، درنهایت آنچه باعث شده جنگ های نوینی چون جنگ سایبری، جنگ شناختی و جنگ ترکیبی شکل بگیرد و یا باعث تحول جنگ های کلاسیک ازجمله جنگ اطلاعاتی به ابعاد جدیدی شده است، بحث انقلاب در عرصه فناوری و به ویژه انقلاب سایبری است. در این راستا سطح آمادگی جهت مقابله با چنین جنگ هایی، بستگی فراوانی به سطح دانش و فناوری هر کشوری دارد. با توجه به این امر، مقاله حاضر قصد دارد چهار حوزه جدید جنگ شامل حوزه سایبری، شناختی، اطلاعاتی و ترکیبی را موردبحث و بررسی قرار دهد و ضمن واکاوی مفهومی و محتوایی، نقش برجسته فناوری در ابعاد مختلف آن ها را مورد توجه قرار دهد. روش مورد استفاده در این مقاله، روش توصیفی و تحلیلی و بر پایه روش کتابخانه ای و اینترنتی است.
تحلیل نمادهای طبیعی مقاومت درسه اثر داستانی راضیه تجار ( ستاره من،گمان مبر که شعله بمیرد و محبوبه صبح) بر اساس کهن الگوی یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نماد پردازی یکی از جریان های مهم ادبی است که در ادبیات دفاع مقدس، از بازتاب و جایگاه ویژه ای برخوردار است. چنانکه مخاطب با مطالعه این نمادها و کهن الگوها، ضمن رمزگشایی از آن ها به التذاذ ادبی دست یافته و با معیارها و سبک و اندیشه نویسنده آشنا می گردد. کهن الگوهایی که طی سال های متمادی به ضمیر ناخودآگاه انسان به ارث رسیده است و در شکل و هیئت نمادها متبلور شده اند. راضیه تجار، ازجمله نویسندگان معاصر و پرکار در حوزه ادبیات دفاع مقدس است. وی داستان های زیادی از زندگی و ایثار رزمندگان و شهدا نوشته است. او با کاربرد نمادهای مقاومت، نظیر گل سرخ، کبوتر، پرنده و رود، دریا و ماه و... به توصیف هنرمندانه ای از ویژگی های شهدا و رزمندگان پرداخته و آنان را به آینده ای روشن و پیوستن به عرصه های مبارزه تشویق کرده است. هدف از این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی، انجام گرفته است، واکاوی نمادهای طبیعی مقاومت در سه اثر منتخب راضیه تجار و تجزیه وتحلیل و معرفی آن هاست. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که راضیه تجار با هفت دسته از نمادهای طبیعی، در این سه اثر، به نمادپردازی پرداخته است و کتاب «گمان مبر که شعله بمیرد» متعلق به دهه هشتاد که دهه طلایی آثار تجارمی باشد، به دلیل فنی تر شدن داستا ن های دفاع مقدس در این دهه، بالاترین میزان کاربرد نمادهای طبیعی مقاومت را به خود اختصاص داده است و کتاب «ستاره من» متعلق به دهه هفتاد به دلیل عینی تر بودن داستان های جنگ در دهه های نخستین کمترین میزان کاربرد نمادها را به خود اختصاص داده است.
Political Ethnocentrism among the People of Talesh and Evaluation of the Factors affecting it(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
A Comparative Study of Humanitarian law and Human Rights in Creating International Peace and Security(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
International peace and security are one of the values and aspirations of humanity in the world, and for all human beings, regardless of ethnicity, race, religion or nationality, enjoying a life of peace and security is a vital value. This common sense, the study of the history of human life, tells of bitter events and bloody wars that have disrupted the order of the international community and endangered peace and security. All factors have led to the implementation of any rules related to the public interest of the international community to solve this problem; International humanitarian law and human rights are part of international law that builds peace and security. They communicate internationally and exchange and coordinate with each other for the sake of international peace and security. This article will provide a comparative study of humanitarian law and human rights in the context of international peace and security and will answer the question of how human rights and humanitarian law contribute to international peace and security.
شناسایی و اولویت بندی مولفه های شایستگی های مدیریت منابع انسانی بر اساس رویکرد تحلیل سلسله مراتبی(AHP) (مطالعه موردی: یکی از مجموعه های سازمان بسیج مستضعفین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی بسیج سال بیست و پنجم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۹۵
197 - 231
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی مولفه های شایستگی مدیریت منابع انسانی بر اساس رویکرد تحلیل سلسله مراتبی از دیدگاه کارکنان یکی از اقشار سازمان بسیج مستضعفین انجام شده است. از نظر روش شناسی، تحقیق حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی است و از نظر هدف کاربردی می باشد. جامعه آماری این پژوهش، مدیران و کارکنان یکی از اقشار سازمان بسیج مستضعفین در شهر تهران و روش نمونه گیری در این پژوهش به علت خاص بودن عنوان پژوهش و استفاده از نظرات خبرگان به صورت غیر احتمالی و قضاوتی است. روش تجزیه و تحلیل داده ها: در گام اول با استفاده از بررسی ادبیات نظری پژوهش، معیارها کلی و اولیه احصاء کردید و در گام بعدی با استفاده از تحلیل فازی نسبت به شناسایی و اولویت بندی معیارها از دیدگاه جامعه مورد مطالعه اقدام شد. نتایح و یافته ها: با بررسی مبانی نظری مربوط به مولفه های شایستگی مدیران از میان 25 معیار 18 معیار به عنوان شاخص کلیدی در سازمان مورد مطالعه شناسایی گردید و در نهایت با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی و نرم افزارهای Expert Choice و Excel ، توانایی کشف، جذب و نگهداشت استعدادها بالاترین رتبه را در میان این 18 عامل از آن خود کرد.