فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۶۸۱ تا ۳٬۷۰۰ مورد از کل ۳۲٬۶۳۳ مورد.
منبع:
آینده پژوهی انقلاب اسلامی سال سوم تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲ (پیاپی ۹)
141 - 171
حوزههای تخصصی:
نظام های انتخاباتی از لوازم بنیادین نظام های سیاسی مردم سالار هستند. جمهوری اسلامی ایران به دلیل ماهیت مردم سالار بودن خود از این قاعده مستثنی نیست در نظام جمهوری اسلامی نیز مشروعیت سیاسی یکی از ارکان شکل دهنده ی نظام است که قوت و ضعف این مسئله نیز ناشی از نقش آفرینی مردم خواهد بود. یکی از تجلی گاه های مقبولیت مردمی نظام انتخابات است که در طی آن هرچه میزان مشارکت بالاتر باشد نشان دهنده ی مقبولیت بالای آن نظام سیاسی خواهد بود. از این جهت مسئله اساسی پژوهش حاضر کسب آگاهی از آینده های محتمل پیش روی مشارکت در انتخابات آینده مجلس شورای اسلامی بوده است. در انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز به دلیل ویژگی ها خاص خود، مشارکت اهمیت ویژه تری را خواهد داشت، از این رهگذر اهمیت مطالعه درباره انتخابات مجلس و میزان مشارکت روشن می شود. پژوهش حاضر با هدف شناسایی آینده های محتمل پیش روی مشارکت در دوازدهمین انتخابات مجلس شورای اسلامی در ایران بر اساس الگویی بومی و بهبودیافته از سناریونویسی که از سوی «شبکه جهانی کسب وکار» معرفی شده است، طراحی و اجرا شد که در نهایت با نظر خبرگان 3 عدم قطعیت کلیدی «وجود و یا عدم وجود نشاط سیاسی»؛ «گشایش و عدم گشایش اقتصادی» و «امنیتی شدن و عدم امنیتی شده فضای انتخابات» 4 فضای سناریوی با عناوین « ایستاده در غبار»؛ «می خواهم زنده بمانم»؛ «به سوی افتخار» و «از نفس افتاده» را به وجود آورده است.
France-U.S. Negotiations on Iran Sanctions during the 1979 Hostage Crisis (Based on France’s Ministry for Europe and Foreign Affairs Declassified Archived Documents)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
World Sociopolitical Studies, Volume ۶, Issue ۳, summer ۲۰۲۲
411 - 437
حوزههای تخصصی:
One of the most critical issues in Iran's foreign policy is European countries' foreign policy toward the Iran-US crisis. The hostage crisis in Tehran on November 4, 1979 (Aban 13, 1358 SH) was the first Iran-US crisis to affect Iran's relations with Western countries. This study aims to investigate the following question: "What were the French policies toward the hostage crisis, and how were they formed?" To answer this question, the “strategic autonomy” framework was utilized to comprehend France's foreign policy. This research employs a "historical case study" methodology, which critically analyzes historical documents, such as press documents, official reactions, and diplomatic documents. The findings of this study indicate that the French foreign policy of this period can be analyzed using the concept of "strategic autonomy." In its relations with Iran, France adopted the policy of "independently regulating relations with a third country," "independence in foreign policy decision-making," and "ensuring the well-being of citizens," whereas in its relations with the US, it followed the policy of non-interference in the US's reciprocal crisis with the third party and maintaining economic interests.
The United States' Role in the Networked Containment Strategy of the Islamic Republic of Iran in the West Asia Region: A Comprehensive Analysis(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Review of Foreign Affairs, Volume ۱۳, Issue ۳۵- Serial Number ۱, Winter and Spring ۲۰۲۲
243 - 262
حوزههای تخصصی:
Changes in the security order of the regions cause changes in the control systems and containment of the threats of extra-regional intervening powers. This evolution can be seen in the dimensions of the units, the type of relationships, the layers of the units' communication with each other, and the way the units function to ensure their security interests. In the region of West Asia, which has gone through three periods of regulation, we are witnessing significant developments in the field of regulation. Simple and linear security system, complex security system and network security system are three periods of regulation in which there are three types of control and containment systems. Containment of the Islamic Republic of Iran as a regional security threat has always been discussed in US foreign policy after the victory of the Islamic Revolution. In this framework, the following research question is raised: What evolution has the American control and restraint system undergone against the Islamic Republic of Iran, and how has this evolution been? In response to the above question, the following hypothesis is proposed: the change in the security order of the West Asian region has caused the American control system to become a network control system, and this system is a four-layer network (geopolitics, geoeconomics, geoenergy, and geoculture) against The Islamic Republic of Iran operates. The research method in this article is descriptive-explanatory and documentary and library methods were used to collect the materials.
نتایج اقتصادی یک توافق سیاسی: بررسی ظرفیت ّهای اقتصادی عادی سازی روابط امارات و بحرین با رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست پژوهی جهان اسلام دوره ۹ تابستان ۱۴۰۱ شماره ۲۵
83 - 111
حوزههای تخصصی:
غرب آسیا، همواره در تحولات سیاسی و استراتژی قدرت های جهانی از نقش و اهمیت زیادی برخوردار بوده است. در این منطقه، کشورهایی با پیوندهای مستحکم اقتصادی اندک و سطح نزاع و کشمکش زیاد حضور دارند. بسیاری از این تنش ها، حول محور تشکیل رژیم صهیونیستی یا در روابط این کشور با سایرین بوده است. با این حال، «پیمان ابراهیم» در سال 2020، می تواند نشانه ای از ورود منطقه غرب آسیا به مرحله جدیدی باشد. در این مقاله، به این پرسش پاسخ می دهیم که عادی سازی روابط امارات متحده عربی و بحرین با رژیم صهیونیستی چه پیامدهای اقتصادی احتمالی برای این کشورها خواهد داشت. مقاله، ضمن بررسی شرایط اقتصادی کشورهای عضو در زمان شکل گیری پیمان ابراهیم، این فرضیه را به بحث می گذارد که پیمان ابراهیم می تواند ظرفیت های متعددی را در بخش های مختلف اقتصادی برای این کشورها داشته باشد. یافته های مقاله نشان می دهد که این پیمان سیاسی، ظرفیت های زیادی برای تحول اقتصادی این کشورها در حوزه های هوانوردیِ غیرنظامی، گردشگری، علم، فناوری و نوآوری، مالی و سرمایه گذاری، الماس، صنایع دریایی و انرژی و مراقبت های بهداشتی خواهد داشت. این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی و با بهره گیری از منابع نوشتاری انجام شده است.
دکترین پدافند غیرعامل با رویکرد پدافند هوایی (اصول و الزامات اساسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینده پژوهی دفاعی سال هفتم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۲۷
149 - 176
حوزههای تخصصی:
پدافند هوایی نقش تعیین کننده ای در پیروزی در صحنه نبرد امروزی ایفا می نماید. در این بین، دکترین پدافند غیرعامل در پدافند هوایی از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. از این رو، پژوهش حاضر در پی تبیین دکترین پدافند غیرعامل با رویکرد پدافند هوایی (اصول و الزامات اساسی) مبتنی بر روش آمیخته بوده است. گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و با استفاده از مطالعه اسناد و مدارک و میدانی انجام شده است. نمونه آماری خبره ی انتخابی به تعداد 11 نفر جهت مصاحبه، از بین صاحب نظران موجود در تخصص های حوزه ی پدافندغیرعامل، پدافندهوایی و دکترین نظامی دارای سابقه ی خدمت در مشاغل راهبردی، فرماندهی و ستادی و در جایگاه شغلی سرلشکری به بالا و همطراز آن در سطوح سازمان های کشوری جایگاه 19 به بالا بوده است. همچنین نمونه آماری برای مرحله پرسشنامه از بین فرماندهان، مسئولان نظامی و غیرنظامی مربوط به پدافند عامل، پدافند غیرعامل در سطح نیروهای مسلح، کشور و سازمان های مرتبط که دارای ویژگی های مشخصی بودند، انتخاب شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش نظریه پردازی داده بنیاد و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شد. نتایج پژوهش منتج به تبیین هشت اصل دکترین پدافند غیرعامل با رویکرد پدافند هوایی اعم از، اصل آمادگی، چابکی، تاب آوری، مبهم سازی، مصمون سازی، اشراف اطلاعاتی، آمایش دفاعی و بازدارندگی شد. همچنین الزامات اساسی برای هریک از اصول به تفکیک مشخص گردید. نتایج بخش کمی نیز نشان داد، اصل بازدارندگی، اشراف اطلاعاتی و مصون سازی بیشترین اهمیت را در بین سایر اصول دکترین پدافند غیرعامل با رویکرد پدافند هوایی داشته اند.
بررسی تأثیر وضعیت سیاسی رژیم اسرائیل بر امنیت آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین المللی سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۱ شماره ۳ (پیاپی ۷۵)
29 - 60
حوزههای تخصصی:
محور اصلی سیاست کلان رژیم اسرائیل برحفظ بقا وموجودیت آن استوار است ودرطول 7 دهه ی گذشته،همواره امنیت به عنوان یکی ازدغدغه های اساسی مقامات سیاسی وامنیتی این رژیم محسوب می شود.اما به دلیل تحولات بنیادین درقرن بیست ویکم و ویژگی های منحصر به فردآن درعرصه ی بین الملل ، به ناچاردرکنارکاربرد زورواستفاده از ابزار نظامی روبه سوی امنیت موسع آورده است. با این وجود، چالش های رژیم اسرائیل درحوزه ی سیاسی ازنظرکمی وکیفی درحال افزایش می باشد و همچنان امنیت وجودی برای آن به عنوان یک مسئله است.ازاین رو، مقاله حاضر برآن است باکاربست روش توصیفی– تحلیلی به این سئوال اصلی پاسخ دهدکه« وضعیت سیاسی رژیم اسرائیل چه آثار وپیامدهایی برامنیت آن دارد؟».هدف پژوهش آن است که تنها بروضعیت سیاسی رژیم اسرائیل وتأثیر آن برامنیت این رژیم تمرکز نماید. یافته های پژوهش نشان می دهدجدایی نژادی یاآپارتاید ، بی ثباتی، فساد ،کاهش مشارکت سیاسی و بن بست روند صلح در خاورمیانه ازچالش های سیاسی تأثیرگذار برامنیت رژیم اسرائیل می باشند که امنیت و مشروعیت آن را با تهدید وجودی مواجه کرده است.
بررسی تطبیقی تحریم های بین المللی تأثیرگذار بر توسعه صنعت نفت با تئوری تحریم تجمیعی مارگارت داگسی
منبع:
دانش تفسیر سیاسی سال چهارم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۱۴
117-156
حوزههای تخصصی:
آمریکا همواره از تحریم در راستای تأثیرگذاری بر توسعه صنعت نفت استفاده نموده است. مقاله حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای و استفاده از چارچوب نظری تحریم مارگارت داکسی ، درصدد پاسخگویی به این سؤال بوده است که وضعیت تحریمهای اعمالشده علیه توسعه نفت ایران چه ارتباطی با تئوری تحریم تجمیعی مارگارت داکسی داشته و چه تأثیری در توسعهیافتگی صنعت نفت ایران است؟ یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که تحریمهای اعمالشده در حوزه نفت علیه ایران منطبق با نظریه تحریم مارگارت داکسی بهطور اعم و تحریم صنعت نفت ایران بهطور اخص از منظر اجرایی هدفمند و از نوع تحریمهای مدرن بوده و با طبقهبندی تحریمهای ارائهشده توسط داکسی تناسب داشته و باهدف کنترل رفتار ایران در حوزه نقشآفرینی در جامعه بینالملل در ابعاد مختلف سیاسی ، اقتصادی ، روانی و ایدئولوژیک اعمالشده و علیرغم انتظار تحریم کنندگان در خصوص تأثیرگذاری تحریمها بر شاخصهای اقتصادی، کاهش درآمد و فعالیت شرکتهای بینالمللی حوزه صنعت نفت ، تحریمها به دلایل مشکلات ساختاری کشورهای تحریم کننده از قبیل شکاف سیاسی عمیق بین کشورهای تحریم کننده ، وجود حق وتو و مصون بودن برخی کشورها از پیروی از تحریمهای اجباری از مشارکت لازم بینالمللی بهرهمند نبوده است و همین مهم موجب ناکارآمدی تحریمها از جنبه عملی و اجرایی گردیده است .
رژیم صهیونیستی و راهبرد ایران هراسی
منبع:
مطالعات فرهنگ دیپلماسی سال اول زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴
144 - 125
حوزههای تخصصی:
رژیم غذایی به عنوان کشوری که بیشترین تضاد را با جمهوری اسلامی ایران داشته است، همیشه به ویژه به تحرکات و راهبردهای آن در منطقه و سطح بین الملل است و از هیچ کوششی برای تضعیف و تخریب آن دریغ نکرده است. حمایت از محور تمرکز، توجه ویژه به موضوعات فلسطین، حمایت از جنبش های آزادی بخش و عدم استفاده از رسمیت شناختن رژیمی به عنوان کشوری مستقل از مواردی هستند که ایران و رژیم های را همیشه در مقابل یکدیگر قرار می دهند. بهره برداری از قدرت نرم و استفاده از فضای رسانه ای را می توان جزو عمده فعالیت های رژیمی و حامیان منطقه ای و بین المللی آن برای ضربه زدن به ایران قلمداد کرد. شاید ایران هراسی را یکی از ابزارهای رژیم دانستی در این جنگ نرم افزار دانست. راهبردی که در برخی مواقع واقع شده و ضرباتی را به وجهه بین المللی و منطقه ای ایران وارد می کنند. رژیم غذایی همیشه کوشیده است با بهره گیری از ایران هاراسی و ایجاد یک دشمن ساختگی در منطقه غرب آسیا، راهبردهای خود را در منطقه تعریف و پیشبرد. این بر این پایه استوار است که ایران هراسی چه تأثیری بر راهبرد رژیم غذایی در منطقه غرب آسیا داشته است؟ فرضیه پژوهش به این نکته می پردازد که رژیم غذایی با بهره گیری از ایران هاراسیبرد راه حل عادی سازی روابط در غرب آسیا را در پیش گرفته است. این پژوهش به روش توصیف و تحلیلی انجام شده و در انجام آن از منابع کتابخانه ای و اینترنتی دریافت شده است.
مناقشات دریایی یونان و ترکیه در شرق مدیترانه و چارچوب کنوانسیون حقوق دریا (1982)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دریای اژه طی حدود یک قرن گذشته شاهد مجموعهای از اختلافات و مناقشات بر سر تعیین حدود مرزی (مناطق دریایی) به ویژه میان ترکیه و یونان بوده است. اکنون سه دهه پس از وقوع اولین مناقشه جدی، دو طرف مذاکرات موسوم به "اکتشافی" را از سر گرفته اند تا به بررسی اولیه اختلافات دریایی خود در اژه بپردازند. یونان که عضو کنوانسیون سازمان ملل درباره حقوق دریا می باشد بر ارجاع دعوی خود با ترکیه به دیوان لاهه تاکید دارد درحالیکه ترکیه مصمم به توافق دوجانبه بر اساس اصل انصاف است. مقاله حاضر با بررسی حقوق بین الملل حاکم بر دریاها و ابعاد حقوقی اختلافات یونان و ترکیه و با درنظرداشت قرار دادگاه لاهه در 1976 و 1978، به دنبال آن است دلیل شکست ابتکارات حدود یک قرن گذشته برای حل این مناقشه را تبیین کند. یافته های پژوهش تحلیلی-توصیفی حاضر نشان می دهد درحالیکه مکانیسم ها و روندهای حل اختلافات دریایی در کنوانسیون حقوق دریا به تفصیل مورد توجه و تاکید قرار گرفته، ترکیه و یونان تنها در صورت رسیدن به یک توافق دوجانبه در خصوص تحدید مناطق دریایی خود می توانند اختلافات فیمابین را حل و فصل کرده و مشترکا از منابع طبیعی شرق مدیترانه بهره برداری کنند.
بازشناسی مؤلفه های اسطوره ماندگار مقاومت اسلامی؛ «شهید چمران» و «شهید قاسم سلیمانی» از کلام مقام معظم رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان مقاومت اسلامی در مقابل نظام سلطه جهانی، یکی از راهبردی ترین و واقع بینانه ترین سیاست های کلان انقلاب اسلامی ایران است. این گفتمان توسط شخصیت های بزرگی در سال های اخیرعملیاتی شده است. «شهید چمران» و «شهید سلیمانی» از چهره های بین المللی این گفتمان و چه بسا اسطوره های ماندگار این جبهه شناخته می شوند. پژوهش حاضر به این مسئله پاسخ می دهد: بر اساس مولفه های مقاومت اسلامی در منظومه فکری رهبر انقلاب، اسطوره های مقاومت اسلامی، شهید چمران و شهید سلیمانی، دارای چه ویژگی های شخصیتی و مولفه های ماندگاری بوده اند؟(مسئله) در جهت بررسی این مسئله از روش کیفی تحلیل مضمون جهت احصاء شاخصه ها و از روش کدگذاری کیفی، توصیفی و تفسیری جهت ارائه مولفه ها استفاده شده است.(روش) برای پاسخ به مسئله بیان شده، ابتدا با مراجعه به بیانات رهبر معظم انقلاب شاخصه های مقاومت اسلامی و ویژگی های شهید چمران و شهید سلیمانی استخراج شده؛ سپس بر اساس فرایند تحلیل مضمون و ناظر به سئوال اصلی پژوهش، به کدگذاری توصیفی و تفسیری پرداخته که حاصل آن کشف چهار کد یکپارچه ساز و فراگیر مشترک برای اسطوره های ماندگار مقاومت اسلامی است: «ذو ابعاد بودن و عظمت وجودی»، «اثر اجتماعی بزرگ»، « حرکت آگاهانه درمسیر حاکمیت دین و مکتب الهی بر همه مردم» و «اشداء علی الکفار و رحماء بینهم».(یافته ها) در نهایت مولفه های اسطوره های ماندگار مقاومت اسلامی به تفکیک برای شهید چمران و شهید سلیمانی در قالب کدهای یکپارچه تشریح شد(نتیجه).
واکاوی نقش نیروهای خارجی بر گرایش های قومی در مناطق آذری نشین ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ملی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
169 - 189
حوزههای تخصصی:
قوم گرایی نوعی تلقی فرهنگی است که اعضا، ارزش ها و هنجاره ای خود را برتر می دانند و همچنین مخالفت فرهنگی و اجتماعی با دیگر گروه ها دارند که در چارچوب گسست های فرهنگی و اج تماع ی مطالعه می شود. آذربایجان در تاریخ دیرین خود وحدت جغرافیایی- سیاسی و اجتماعی- فرهنگی مستمری با ایران زمین داشته و سراسر ایران ملک مشاع آذربایجان همچون سایر اقوام تشکیل دهنده سرزمین ایران بوده است. در دهه های اخیر پدیده ی اجتماعی قوم گرایی با هدف ایجاد انشقاق در میان اقوام ایرانی، جزو سیاست های راهبردی قدرت های خارجی و همسایگان هم زبان است. کشورهای آمریکا، ترکیه، جمهوری آذربایجان، روسیه، رژیم صهیونیستی، برخی از کشورهای اروپایی و عربستان سعودی در شکل دهی حرکت های تجزیه طلبانه ت لاش می کنند. قوم گرایی پدیده ای جدید در سیاست های قدرت های بزرگ استکباری است و ماهیت داخلی ندارد و یکپارچگی آذربایجان با ایران زمین در طول قرون متمادی نشان دهنده این امر است. در این تحقیق پدیده قوم گرایی بر پایه رویکرد کیفی و روش تاریخی مطالعه شده است.
تحول در سازوکارهای تنظیم کنندۀ روابط اتحادیۀ اروپا با کشورهای قفقاز جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جایگاه ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک منطقه قفقاز جنوبی، وجود منابع انرژی نفت وگاز، در مسیر حمل ونقل بودن منطقه از نظر ارتباط دادن شمال جنوب و شرق غرب و نیز منازعه های حل نشده در این منطقه موجب توجه بازیگران منطقه ای و بین المللی به منطقه قفقاز جنوبی شد. اتحادیه اروپا در دوران بعد از جنگ سرد می خواست نقش خود به عنوان بازیگر بین المللی را تثبیت کند. همچنین در چارچوب گسترش اعضا، مرزهایش به قفقاز جنوبی نزدیک شده بود. به تدریج روابط با کشورهای قفقاز جنوبی را در پیش گرفت و سازوکارهای تنظیم کننده این روابط را در ساختار نهادی و تصمیم گیری خود تدوین کرد. در این نوشتار به دنبال پاسخ این پرسش هستیم که اتحادیه اروپا در تنظیم روابط خود با کشورهای قفقاز جنوبی از چه سازوکارهای تنظیم کننده روابط استفاده کرده و این سازوکارها چگونه دچار تحول شده است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که اتحادیه اروپا روابط خود با کشورهای قفقاز را بر مبنای الزام های قدرت هنجاری تنظیم و به موازات آن سازوکارهای تنظیم کننده دوجانبه و چندجانبه را طراحی و اجرا کرده است. براساس روش کیفی در چارچوب نظریه قدرت هنجاری موضوع را بررسی می کنیم. یافته های این نوشتار نشان می دهد که سازوکارهای تنظیم کننده روابط اتحادیه اروپا و کشورهای قفقاز جنوبی در تأثیر پیچیدگی های روابط منطقه ای و راهبردهای متفاوت کشورهای این منطقه برای روابط با اتحادیه اروپا در پرتو واقعیت های عینی و منافع و خواسته های مختلف کشورهای قفقاز جنوبی به تدریج از چندجانبه گرایی کل گرایانه فراگیر مبتنی بر رویکرد هنجاری به سوی دوجانبه گرایی متمایز مبتنی بر واقع گرایی پیش رفته است.
چین، هند و نظم منطقه ای در آسیای مرکزی: آزمونی برای مدیریت قدرت های بزرگ؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
منطقه آسیای مرکزی از قرن های گذشته مورد توجه قدرت های بزرگ بوده و سبب رقابت میان آن ها شده است. پس از پایان جنگ سرد نیز علاوه بر روسیه، کشورهایی مانند آمریکا، چین و هند در پی گسترش نفوذ خود در این منطقه بوده اند. در این فضا طبیعی است که قدرت های بزرگ به عنوان یکی از عوامل مؤثر در نظم منطقه ای آسیای مرکزی نقش داشته اند. با وجود اینکه رقابت آمریکا و روسیه در مناطق مختلف از جمله آسیای مرکزی همواره مورد توجه پژوهشگران بوده، رقابت چین و هند کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین هدف اصلی در این نوشتار این است که نشان دهیم چین و هند چه نقشی در نظم منطقه ای آسیای مرکزی دشته اند. رهیافت استفاده شده در این نوشتار، الگوی «مدیریت قدرت های بزرگ» و ارتباط آن با نظم منطقه ای است که از مکتب انگلیسی روابط بین الملل استخراج شده است. روش مورد استفاده در این نوشتار، نوعی تبیین کارکردی است که نقش یک عنصر (قدرت های بزرگ) در یک پدیده ویژه (نظم منطقه ای آسیای مرکزی) را بررسی می کنیم. یافته های پژوهش نشان می دهد چین و هند در گام اول با مدیریت رقابت دوجانبه خود به طور کلی و در گام دوم با مهار مناقشات و رقابت های منطقه ای خود در آسیای مرکزی به حفظ نظم منطقه ای در آسیای مرکزی کمک کرده اند.
ایران و آمریکا: از مهار تا بازدارندگی استراتژیک با تمرکز بر دوره بوش پسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال دهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۰ (پیاپی ۷۰)
151 - 176
حوزههای تخصصی:
با به قدرت رسیدن بوش در سال 2001 و تسلط نومحافظه کاران در دولت او، برداشت هیات حاکمه آمریکا از ساختار و ماهیت نظام بین الملل و پویش های آن ذیل واقعه یازده سپتامبر 2001 شکل گرفت. این برداشت ها در قالب دکترین بوش رویکردی ناسازگار با ماهیت و ساختار نظام بین الملل پساجنگ سرد تئوریزه شد که نتیجه آن، نخست تهاجم نظامی به افغانستان و سرنگونی حکومت طالبان در سال 2001 و سپس در فضایی دراماتیک تهاجم به عراق و سرنگونی رژیم صدام در سال 2003 شد. در این شرایط بسیاری هدف بعدی اقدام نظامی دولت بوش را جمهوری اسلامی می دانستند که هیچگاه محقق نشد. این مقاله با اتکا بر ناسازگاری مذکور (متغیر مداخله گر) به این موضوع می پردازد که چرا ایالات متحده پس از جنگ عراق، جمهوری اسلامی را مورد تهاجم نظامی قرار نداد؟ این موضوع در ادبیات استراتژیک، ذیل نظریه و استراتژی بازدارندگی بررسی می شود. بر این اساس فرضیه بحث آن است که افزایش قدرت و نفوذ ایران (متغیر مستقل) بعنوان مهمترین پیامد جنگ عراق در روابط ایران و آمریکا موجب شد تا دولت بوش از تهاجم نظامی به ایران بازداشته شود (متغیر وابسته). یافته این پژوهش دستیابی به الگوی دوکانونی بازدارندگی ایران در مقابل تهاجم آمریکا است.
بررسی نقش « هویت» در بحران های بین المللی: مطالعه موردی بحران سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی سیاست سال دهم بهار ۱۴۰۱ شماره ۴۰ (پیاپی ۷۰)
207 - 236
حوزههای تخصصی:
هویت را می توان حلقه اتصال نظریه سازه انگاری با مطالعات نظری مرتبط با بحران های بین المللی دانست. هویت ها پایه و اساس منافع و نقش ها می باشند و بازیگران بر اساس هویتی که برای خود متصور هستند دوست و دشمن خود را مشخص می کنند. لذا هدف مقاله پیش رو پاسخ به این پرسش است که «هویت» چه نقشی در «بحران های بین المللی» ایفا می کند؟ در پاسخ به این پرسش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی این فرضیه آزمون می شود که اگر بازیگرانی با هویت های متعارض، درگیر یک بحران شوند؛ آن بحران تشدید شده و به احتمال زیاد منجر به شیوه های خشن مدیریت بحران خواهد شد. بهترین نمونه این فرضیه نیز بحران سوریه است. شروع بحران سوریه به شدت متاثر از بحران هویت در داخل دولت سوریه بود؛ به همین دلیل دو تعارض هویتی (نوسلفی- علوی) و (کردی- عربی) در بحران برجسته شد و در ادامه نیز دو محور انقلابی و محافظه کار به رهبری ایران و عربستان و همچنین بازیگر سوم یعنی اردوغان با تمایلات عثمانیگری خود وارد بحران شده و تمام توان خود و نیروهای نیابتی و متحدین خود را برای حذف «دگرهای» هویتی خود بکار گرفتند.
جایگاه و نقش علمی زنان در قدرت نرم (مطالعه موردی نقش زنان در ارکان نشریات علمی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۸
127-153
حوزههای تخصصی:
تولیدات علمی و نشریات به عنوان یکی از ابزارهای دیپلماسی علم و فناوری در سیاست گذاری های علمی و تاثیر آن بر لایه سوم دیپلماسی علم و فناوری (قدرت نرم) حائز اهمیت هستند. از اینرو مطالعه حاضر با هدف بررسی میزان حضور زنان در جایگاه های مدیریتی ارکان نشریات انجام شده است. پژوهش پیمایشی- توصیفی و از نوع وب سنجی است. جنسیت سردبیر، مدیر مسئول و اعضای هیات تحریریه نشریات معتبر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از طریق اطلاعات مندرج در وبگاه نشریه یا صفحه شخصی آنان گردآوری و ذخیره و مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد، علیرغم اینکه زنان همانند مردان از منابع با ارزش جامعه به شمار می روند و هم دوش آنان نقش عمده ای در توسعه پایدار دارند؛ اما تنها در 10 درصد نشریات نقش سردبیری و در 12 درصد نشریات جایگاه مدیر مسئولی را برعهده داشتند. همچنین در مجموع 8 درصد عضویت هیات تحریریه نشریات را شامل می شوند. این در حالی است که بیش از 90 درصد نشریات که با سردبیری زنان منتشر می شود دارای رتبه های بین المللی، الف و ب هستند و این امر می تواند نشان از توانایی زنان در اداره و مدیریت نشریات داشته باشد. در نهایت با تأکید بر یافته ها می توان استدلال کرد، برای رفع بی عدالتی جنسیتی و مشارکت بیشتر زنان در افزایش قدرت نرم از بعد علم و فناوری، سیاست گذاری-های کنونی در این حوزه ناکافی به نظر می رسد.
واکاوی ابعاد و مولفه های قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در اسناد بالادستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات قدرت نرم بهار ۱۴۰۱ شماره ۲۸
209-234
حوزههای تخصصی:
جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از بازیگران نظام بین الملل، برای ساماندهی فعالیت های خود در داخل، تعامل با سایر بازیگران سیاسی و به طور کلی برای بقا و تعاملات خود ناگزیر به کسب سطحی از قدرت است. اکنون که بسیاری از قواعد و معادلات حاکم بر روابط داخلی و بین الملل دستخوش تحولات گسترده ای شده است، دستیابی به این اهداف را نمی توان تنها با تکیه بر قدرت سخت دنبال کرد؛ بلکه نیاز به نوع دیگری از قدرت است که بتوان با کمترین هزینه به بیشترین اثرگذاری دست یافت. این شکل از قدرت همان «قدرت نرم» است. ج.ا.ایران که با اتکاء بر دو اصل دین و وحدت مردمی شکل گرفت، با تکیه بر همین قدرت که از مبانی و اصول اساسی در اسناد بالادستی الهام گرفته است، ضمن پایه گذاری انقلابی فرهنگی، توانست مسیر توسعه و شکوفایی داخلی را به خوبی طی کرده، تاب آوری اجتماعی و داخلی را افزایش داده و با گسترش دایره نفوذ معنوی خود در منطقه غرب آسیا و جهان، نوعی گفتمان مقاومت را در برابر گفتمان های مدیریت سلطه و زور در دنیا به وجود آورد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی تحلیلی تلاش کرده است مولفه های قدرت نرم را در اسناد بالادستی شامل دین اسلام، گفتمان امام خمینی، اندیشه های رهبری، فرهنگ و تمدن، قانون اساسی و سند چشم انداز 20 ساله مورد بررسی و واکاوی قرار دهد. نتایج نشان داد هرچند در برخی منابع فوق به طور مستقیم از قدرت نرم صحیت نشده است، اما در تمام این منابع، بر بهره گیری از قدرت نرم در پیشبرد اهداف انقلاب تأکید شده است.
بررسی جامعه شناختی رابطه شبکه های اجتماعی مجازی و مشارکت سیاسی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
اگرچه توسعه تکنولوژی های ارتباطی موجب شکل گیری اجتماعات شبکه گونه آنلاین در فضای مجازی شده و در رفتارهای فردی و اجتماعی مردم تاثیرات عمیقی گذاشته است، اما تحقیقات تجربی انگشت شماری را می توان سراغ گرفت که موضوع آن ها، بررسی چگونگی پیوند و تاثیر این شبکه های نوپدید بر رفتار مشارکت جویانه شهروندان در امور سیاسی باشد. پژوهش حاضر به این سوال می پردازد که آیا شبکه های اجتماعی مجازی می توانند بر مشارکت سیاسی دانشجویان تاثیرگذار باشند؟ فرضیه پژوهش از طریق پرسشنامه در میان دانشجویان دانشگاه قم به آزمون تجربی گذاشته شد. اعتبار پرسشنامه مذکور مبتنی بر آماره آلفای کرونباخ است. داده ها از طریق نرم افزار SPSS تحت محیط ویندوز، تجزیه و تحلیل شدند. با تقسیم شبکه های اجتماعی به سه بعد افقی، عمودی و انسجام اجتماعی و درنظرگرفتن پنج وجه از مشارکت سیاسی، یعنی: انتخاب کنندگی (سطح یک)، نظارت سیاسی (سطح دوم)، انتخاب شوندگی (سطح سوم)، دخالت و مشارکت در اصلاحات درون ساختاری (سطح چهارم) و اقدام و عمل برای تغییرات بنیادین نهادهای سیاسی (سطح پنجم)، جامعه ی آماری انتخاب شده مورد بررسی قرار گرفت. یافته های تحقیق نشان می دهند که شبکه های افقی دارای بیشترین تاثیر، و شبکه های عمودی دارای کم ترین تاثیر در مشارکت سیاسی کاربران شبکه های اجتماعی مجازی هستند. پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی، و طرح آن با توجه به روش جمع آوری داده ها از نوع پس رویدادی است.
سنجش انسجام درونی ارکان رژیم سیاسی در همپرسه قوانین افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری بهار و تابستان ۱۴۰۱ شماره ۳۱
1 - 28
حوزههای تخصصی:
این مقاله با بهره گیری از نظریۀ «اسپریگنز» و با ملاحظۀ بحران های موجود در جامعه، منطق درونی و ارتباط ارکان رژیم موجود در همپرسه قوانین را بر اساس وظایف و اختیارات آنها بررسی می کند. حاصل کار، ترسیم الگویی از رژیم سیاسی است که براساس ترکیبی از عناصر اصلی دو رژیم پادشاهی و دموکراسی تکوین یافته و مهم ترین اهداف آن، تأمین سعادت و امنیت اعضای جامعه است. در این رژیم، نهاد پادشاهی در رأس است، ولی نهادهای شورایی قدرتمندی همچون شورای شبانه، پاسداران قانون و انجمن شهر متشکل از نخبگان با تجربه پیش بینی شده است که هرچند نقش پادشاه را در ادارۀ امور تعدیل می-کنند، در موارد متعددی دچار تداخل وظایف هستند. در مجموع چینش نهادهای این رژیم به گونه ای است که به دلیل عدم انسجام درونی، امکان پویایی و نوآوری اساسی و یا شکوفایی شهروندان را سلب نموده و حالتی ایستا و متصلب را در ابعاد گوناگون زندگی استمرار می بخشد. همچنین این رژیم را می-توان الگویی حد فاصل میان دو جامعۀ آرمانی و واقعی دانست که هرچند از الگوی همپرسه جمهور فاصله زیادی دارد، بالفعل شدن آن در واقعیت نیز بسیار بعید می نماید.
انعطاف رژیم بین المللی مقابله با تروریسم در برابر طالبان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سیاست خارجی سال ۳۶ بهار ۱۴۰۱ شماره ۱ (پیاپی ۱۴۱)
5 - 26
حوزههای تخصصی:
از سال 2011 که شورای امنیت سازمان ملل متحد تصمیم به تفکیک فهرست واحد گروه های تروریستی و قرار دادن گروه طالبان در یک فهرست جداگانه گرفت، شاهد انعطاف رژیم بین المللی مقابله با تروریسم در برابر طالبان هستیم. با این اقدام طالبان به عنوان گروهی که در داخل قلمرو افغانستان فعالیت می کند از سایر گروه های تروریستی مانند داعش و القاعده متمایز شد. انعطاف رژیم بین المللی مقابله با تروریسم هم در بعد ساختاری و هم رویکردی وجود دارد. سؤال اصلی این پژوهش به چرایی انعطاف رژیم بین المللی مقابله با تروریسم در برابر طالبان اختصاص دارد. مطابق با فرضیه نویسندگان مقاله، مصلحت حفظ صلح و امنیت افغانستان و مسئولیت پذیر ساختن طالبان در عرصه های داخلی و خارجی به عنوان گروهی که کنترل دولت را در دست دارد، مهم ترین دلیل انعطاف رژیم بین المللی مقابله با تروریسم در برابر طالبان است. این پژوهش از روش اسنادی-کتابخانه ای برای گردآوری داده ها استفاده نموده و همچنین داده ها از طریق روش توصیفی- تحلیلی مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند.