فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ تابستان۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۲)
82 - 53
حوزههای تخصصی:
نامه های ائمه(ع)، یکی از مواریث مهم تشیع امامی است که پرداختن به آنها، از جهات مختلف حایز اهمیت است. برخی از نویسندگان به گردآوری این نامه ها پرداخته اند؛ ولی تحلیل ابعاد مختلف آنها تاکنون به صورت جدی مورد توجه واقع نشده است. بررسی این نامه ها منوط به شناخت منابع، و سپس بررسی اسناد و متن آنهاست. این نوشتار با هدف بررسی منابع نامه های امام حسن عسکری(ع) و با بهره گیری از روش وصفی و مراجعه به آثار مختلف متقدم سامان یافته است و عهده دار پاسخگویی به این پرسش است که ازیک سو چه منابع و آثاری از گذشته تاکنون نامه های امام حسن عسکری(ع) را نقل کرده اند و ازسوی دیگر، میزان اعتبار، ویژگی ها و گونه های این منابع چیست و بازتاب این نامه ها در منابع کدام قرن بیشتر است؟ امام حسن عسکری(ع) با توجه به شرایط خاصّ عصر خود و از سنین کودکی به همراه پدرش امام هادی(ع) در سال 234ق به اجبار از مدینه به عراق فراخوانده شد و در سامرا پایتخت آن روز عباسیان (132-656ق)، تحت نظر قرار گرفت. پس از شهادت پدر بزرگوارش در سال 254 هجری قمری، دوران 6 ساله امامت امام حسن عسکری(ع) که کوتاه ترین دوران امامت در بین امامان معصوم بود، در سن 22 سالگی آغاز شد. امام عسکری(ع) تا زمان شهادت، یعنی سال 260 هجری قمری، با سه تن از خلفای عباسی هم زمان بود. آن حضرت علاوه بر وظیفه مهمّ برنامه ریزی و زمینه چینی برای غیبت فرزند بزرگوارش امام مهدی(ع)، به مصالح عقیدتی و اجتماعی جامعه نیز می پرداخت. مهم ترین راه ارتباطی امام(ع) با شیعیان به دلیل محدودیت پیش گفته، از طریق نامه نگاری بود و به همین دلیل، با کوتاه بودن ایام امامت، از ایشان 130 نامه در هفت محور: توحید، امامت، کرامات و غرائب، فقهی، دعا، مواعظ و غلو در منابع مختلف نقل شده است. احمدی میانجی در کتاب «مکاتیب الائمه» 138 نامه برای امام(ع) ذکر کرده است که به نظر نگارنده، 9 مورد ذکرشده نامه نیست و یک مورد هم دربردارنده دو نامه است. بنابراین، 130 نامه صحیح است. کتب حدیثی، بیشترین نامه ها را دربردارند. برخی نامه ها نیز در کتب تاریخ و سیره، اخلاقی و رجالی آمده است. در این مقاله، با تکیه بر جلد ششم کتاب «مکاتیب الائمه» اثر آیت الله احمدی میانجی (م.1379)، منابع نامه ها با توجه به موضوعات به هفت گونه: حدیث، سیره و تاریخ، فضایل و مناقب، رجال، ادعیه و اعمال، فقهی و اخلاق، دسته بندی شده است. سپس، برای اعتبارسنجی هر منبع، با مراجعه به کتب رجالی و سایر آثار، شخصیت مؤلف و نیز اثر وی بررسی شده است؛ تا از این طریق، میزان اعتبار نامه روشن شود. میزان فراوانی نامه ها در کتب مختلف، در یک جدول آورده شده است. همچنین در این مقاله، دیگر آثار مرتبط با نامه ها، به ویژه با رعایت تقدم و تأخر آنها مورد بررسی قرار گرفته تا نسبت به عدم تکرار نامه اطمینان حاصل گردد. با بررسی و دسته بندی منابع نامه ها روشن شد که منابع نقل کننده نامه ها، دارای اعتبار و شایسته استناد است و نیز بیشتر نامه ها در منابع شیعیی حدیثی و تاریخی و سیره اهل بیت(ع) قرن چهارم آمده است. البته این ادعا به معنای نقل عین عبارت امام(ع) نیست. 71 یک نامه را آثار قرن چهارم نقل کرده اند و از این میان، 66 نامه در سه کتاب از کتب اربعه شیعه (کافی، تهذیب و من لایحضر الفقیه) نقل شده است که این امر، بر اعتبار و اهمیت این نامه ها می افزاید. 9 نامه نیز از سایر تألیفات مؤلفان کتب اربعه نقل شده است که حایز اهمیت است. برخی نامه ها از منابع متأخر مانند بحار الأنوار و مدینه المعاجز نقل شده است که از حیث اعتبار، در رتبه بعدی قرار دارند. یک روایت نیز از هدایه الکبری نوشته حسین بن همدان خصیبی نقل شده است که اگر این اثر را مربوط به دوره استقامت او و پیش از غلو بدانیم، تردیدی در باره اعتبار آن وجود نخواهد داشت. از اثبات الوصیه و دلائل الامامه که مؤلفان هر دو اثر مورد اختلاف است نیز 8 نامه نقل شده است که پیرامون این نامه ها، باید با تأمل و دقت بیشتری در خصوص میزان اعتبارشان سخن گفت. در مجموع، حاصل این پژوهش پس از بررسی و شناخت منابع نامه های امام حسن عسکری(ع)، این است که بیشتر نامه ها دارای منابع معتبر می باشد.
دراسة مستوی القلق والاضطراب للشخصيّة الرئيسة في رواية الخائفون بالاعتماد على استبيان القلق لزونغ (S.A.S)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
227 - 265
حوزههای تخصصی:
مع تطوّر المجتمعات البشریّه وظهور الأحداث الفردیه والاجتماعیّه المؤلمه، ساد الخوف والقلق من الظواهر المنتشره فی حیاه الإنسان. یهدف هذا البحث، بالاعتماد على استبیان القلق لزونغ ( (SASإلى تحلیل الحاله النفسیّه للشخصیّه الرئیسه فی روایه الخائفون للکاتبه دیمه ونوس. أُجریت هذه الدراسه بمنهجیه کمّیه–نوعیه، حیث تم تحلیل مؤشّرات القلق والخوف لدى شخصیّه "سلمى" ؛ بطله الروایه. استخرجت البیانات النوعیه من تحلیل محتوى السرد فی الروایه، بالتالی، تمّ جمع البیانات الکمیه من خلال تقویم بنود استبیان زونغ، الذی یتألف من 20 مقیاساً ویعتمد مقیاس لیکرت الرباعی لتقویم الأعراض العاطفیّه والجسدیّه للقلق. تشیر النتائج إلى أن الشخصیّه المدروسه تعانی من قلق شدید (درجه 64)، وتظهر علیها أعراض مثل اضطرابات النوم، وخفقان القلب، والقلق المزمن، والأعراض النفسجسمیه بشکل واضح. یکشف تحلیل النتائج أن السرد الأدبیّ، وخاصه فی سیاق الأزمات السیاسیه والحروب الأهلیه، یمکن أن یعکس الاضطرابات النفسیّه الناجمه عن العنف، والهجره، والفقدان، وأنّ توظیف أدوات القیاس النفسیّ فی التحلیل الأدبیّ لا یوفّر فهماً أعمق للحاله الذهنیّه للشخصیات فحسب، بل یمهّد أیضاً لفهم الآثار النفسیّه الناتجه عن البُنى المأزومه فی المجتمعات البشریّه.
تحليل رواية "أرني أنظر إليك" لخولة حمدي بناءً علي نظرية علم النفس الوجوديّ لإرفين يالوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
299 - 336
حوزههای تخصصی:
شهدت السنوات الأخیره بروزاً ملحوظاً للاهتمام بالمنظور الوجودیّ فی علم النفس، حیث أصبح أحد أبرز التیارات التی حظیت باهتمام کبیر لیس فقط فی المجال النفسی، بل فی الدراسات المتعدده التخصصات، وخاصه فی مجال الأدب. وقد أولى هذا المنظور اهتماماً عمیقاً للمفاهیم الأساسیه للحیاه الإنسانیه وأکد على ضروره البحث عن المعنى والمواجهه الواعیه للتحدیات الوجودیّه. وتشکل مسائل مثل الموت والحریه والمسؤولیه واللاجدوى والمعنى محاور أساسیه فی علم النفس الوجودیّ، حیث یرى أن طریقه مواجهه الإنسان لهذه الأزمات تحدد نوعیه حیاته النفسیه. وفی هذا المنظور، لا تُعتبر الشخصیات الروائیه مجرد انعکاس للأحداث الخارجیه، بل تمثل تجسیداً للهموم الوجودیّه والسعی لإضفاء معنى على الحیاه فی عالم ملیء بالتحدیات الأساسیه. تهدف هذه الدراسه، باستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، إلى تحلیل شخصیه مالک، فی روایه «أرنی أنظر إلیک» لخوله حمدی اعتماداً على المفاهیم الأساسیه لعلم النفس الوجودیّ لإرفین یالوم. وتشیر نتائج الدراسه إلى أن مالک، بعد بحث طویل، توصل إلى أن معنى الحیاه لیس شیئاً ثابتاً أو محدداً سلفاً، وأن اللاجدوى جزء لا یتجزأ منها. وقد أدى قبوله لهذه الحقیقه إلى نوع من الإیمان الشخصی المباشر بالله یتجاوز المعتقدات التقلیدیه. شعور مالک بالانفصال الجوهری عن الآخرین، وحتى عن نفسه، یتجلى کاغتراب عن المجتمع والدین والعلاقات الإنسانیه، مما یعزز من عزلته النفسیه والروحیه. ومع قبول آلام وتناقضات الحیاه، یسعى مالک إلى خلق معنى شخصی لنفسه بدلاً من الهروب منها. ومن منظور الوجودیّه، فإن هذا البحث یدل على صحته النفسیه؛ لأنه بدلاً من إنکار الأسئله الوجودیّه أو الهروب منها، یسعى بنشاط للعثور على إجابات لها.
تحلیل فقهی گستره حکم حرمت ابدی ناشی از ارتکاب لواط(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
245 - 268
حوزههای تخصصی:
در ماده 1056 قانون مدنی به نحو مجمل، چنین آمده است که اگر کسی با پسری عمل شنیع کند؛ نمی تواند مادر، خواهر یا دختر او را تزویج کند. اگرچه اصل این مسئله مورد اتفاق فقهای امامیه است؛ اما نظر به اجمال این مقرره و سکوت قوانین، قاضی در پی عمل به اصل یکصد و شصت و هفتم قانون اساسی و رجوع به منابع معتبر اسلامی با نظرات مختلفی مواجه خواهند شد. در این نوشتار با رویکرد توصیفی تحلیلی و با تتبع در منابع معتبر فقهی، به تبیین دیدگاه فقها در مورد گستره ایجاد حرمت ابدی نکاح در پی ارتکاب لواط، پرداخته شده و ابهام موجود برطرف گردیده است. ابهاماتی نظیر نوع لواط مؤثر در ثبوت حکم، شمول یا عدم شمول حکم نسبت به خط صعودی و نزولی، تفاوت یا یکسانی حکم نسبت به صغر یا کبر فاعل یا مفعول و شمول حکم نسبت به محارم رضاعی، برخی از این ابهامات هستند که در این مقاله طرح و پاسخ داده شده اند. این مقرره در مورد زمان ارتکاب فعل نیز ابهام دارد. پیشنهاد می گردد، ماده 1056 قانون مدنی بدین شرح اصلاح گردد: «اگر کسی با فردی مذکر، مرتکب عمل لواط شود، پس از ارتکاب فعل، ازدواج لائط با خواهر، مادر و دختران نسبی یا رضاعی و اجداد و نوادگان مفعول صحیح نیست».
مورفولوجية رواية «النخلة وسلطان المدينة» في ضوء نظرية كلود بريمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الشتاء ۱۴۴۶ شماره ۱۹
21 - 42
حوزههای تخصصی:
یعدُّ غریماس أوَّل من تحدث عن سردیه الخطاب الروائی ووضع نموذجه العاملی لدراسه الخطاب السَّردی ومعالجه هیکلیته السَّردیه. تنوَّعت بعده المناهج التی عکفت علی دراسه الخطابات السَّردیه ورغم اختلافها من ناحیه الرؤیه والتطبیق، لکنَّها تشربت من منهج غریماس ویعد بریمون الذی استقی الأسس الأولیه لمنهجیته المتفرده فی دراسه الخطاب السَّردی من غریماس والإطار التحلیلی لبروب فی مقاربته النصوص السردیه من البارزین فی مجال علم السردیات. یرکِّز بریمون فی اتجاهه علی الأحداث والشَّخصیات وانطلق فی معالجته للخطاب السَّردی من المنظور الحداثی، حیث یعکف علی البنیات السَّردیه بالدرس والتحلیل ویرکّز علی الأحداث ودور الشخصیات فیها من منطلق یسمّیه التوالی أو التراکب الذی یشیر إلی تراکم الأحداث المتعدده والمتنوعه التی تحکمها العلاقه السببیه. تعد الشخصیه، العامل الأساسی فی الأحداث وظهورها وتنامیها فی النَّسیج السردی ویسمی بریمون عملیه ظهور الأحداث بالشکل المتناسق والمترابط فی النص السَّردی بالمتتالیات السردیه ویدرسها کلبنه أساسیه لبناء الهیکلیه السَّردیه. یرمی هذا البحث إلی دراسه روایه «النخله وسلطان المدینه» لعزالدین جلاوجی وفق المنهج الوصفی-التحلیلی معتمداً علی منهجیه بریمون والروایه تحمل من وجوه الإبداع والتمیز فی مستوی البنیه والمنظور قلَّما نجدها فی غیرها؛ لأنها تحمل النضج الإبداعی کما أن تکثیف الأحداث وحرکیتها أکسبها تجدیداً وإبداعاً متمیزاً وانسابیه مستمره مما جعلها تستحق البحث والدراسه. توصلت الدراسه بعد رحلتها إلی أن النص زاخر بالأحداث المتتالیه المترابطه التی تحکمها العلاقه السببیه والنص فی سرده لموضوع الأصاله العربیه والتشبث بها وظاهره التغریب بوصفها الخطه المنهجیه فی الخطاب الغربی السیاسی لفرض الهیمنه علی الشعوب الأخری، تبدأ بحاله من التعادل والاستقرار المتمثل فی حضور الشیخ ودعوته الی التشبث بالنخله المقدسه التی یرمز بها الثقافه العربیه والأصاله ثم یمرُّ المسار السردی بمرحله عدم الاستقرار وتجسد الروایه وجود الأحداث المختلفه المتتالیه التی تختلف عن المرحله الزمنیه المتمثله فی حضور الشیخ فی صیانته للأصاله العربیه کرمز للقوه والمواجهه حیث سادت علی المجری السردی حاله من اللاستقرار نتیجه ممارسات نجل الشیخ الذی یمثل نموذج الإنسان العربی المتغرِّب الذی یرفض الأصاله العریبه الأصیله وینصهر فی الحضاره الغربیه المادیه والکاتب یعبر عن هذه الازدواجیه فی شخصیه نجل الشیخ برسم اقتلاع النخله المقدسه وفی النهایه تصل الروایه مرحله السکون والاستقرار بعد الإطاحه بحکم السلطان بفعل الممارسات الثوریه التوعویه التی یقوم بها النخلی والسیف والسالم ویسود الثبات والاستقرار من جدید فی مدینه النخله.
تحولات یک سده اخیر جریان های اسلامی در چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
73 - 93
حوزههای تخصصی:
اسلام برای اولین بار در قرن هفتم میلادی و در زمان خلافت عثمانی به چین وارد شد. تجار مسلمان از طریق جاده ابریشم به چین سفر کردند و در این کشور ساکن شدند. با تاسیس حکومت جمهوری، قدرت به دست ملی گرایان افتاد و همین ایده ملی گرایی و عشق به وطن، سبب بوجود آمدن نگاه روشن به جریان های اسلامی شد و آنها توانستند نقش بزرگی در پیروزی های چین داشته باشند. اما با تاسیس حکومت کمونیستی از انقلاب مائو تا پایان انقلاب فرهنگی، محدودیت های زیادی برای فعالیت های دینی ایجاد کردند، بسیاری از مساجد بسته شدند و فعالیت های مذهبی به شدت محدود شد. در دوران اصلاحات و گشایش از دهه 1980 به بعد با شروع سیاست های اصلاحات، دولت چین محدودیت های دینی را کاهش داد و مراکز مذهبی را مجدداً فعال کرد. اما متاسفانه در سال های اخیر، مسلمانان چین با چالش های جدیدی مواجه شدند، از جمله افزایش نظارت بر فعالیت های مذهبی در منطقه سین کیانگ به خاطر گسترش سلفی گری، که سبب تنش های اجتماعی و سیاسی در جامعه شد.
اثرگذاری حقوق کیفری پست مدرن بر نظام پاسخ دهی واکنشی به جرائم اطفال و نوجوانان در کشورهای اسلامی(ایران، مصر و عربستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
217 - 250
حوزههای تخصصی:
جرمشناسی پست مدرن، یا التقاطی رویکردی نظری و شاخه ای از جرمشناسی انتقادی است که با تأکید بر نقش زبان، قدرت و ذهنیّت تحت تأثیر اندیشه های فیلسوف آلمانی، فردریش نیچه، از دهه 1990 میلادی متولد شد و ایده های سنّتی و کلاسیک حقوق کیفری در مورد جرم و عدالت را به چالش کشیده و جرم را ناشی از قطع گفتمان های غیرغالب و نابرابری در توزیع قدرت در جامعه می داند. جرم شناسان پست مدرن، استفاده از پاسخ های واکنشی صلح جویانه و رویکردهای توافقی را به جای توسّل دولت به خشونت پیشنهاد می کند و معتقد است که سیاست های اجتماعی زورگویانه صِرف، بر خشونت مجرمان در جامعه می افزاید. مبانی ایدئولوژیک حاکم بر نظام کیفری هر کشور، تأثیر مستقیمی در تدوین واکنش های جنایی و سیاست جنایی در مبارزه با جرم دارد. اطفال و نوجوانان به عنوان موضوع سیاست جنایی در هر جامعه به دلیل این که ویژگی خاصّ و نقش تعیین کننده ای در سرنوشت هر کشوری ایفا می کنند، بسیار حائز اهمیّت است و اتّخاذ نظام پاسخ دهی کیفری و غیر کیفری مناسب را ضروری می سازد. این نظام ها در کشورهای اسلامی همواره در انتخاب الگوی صحیح پاسخ دهی واکنشی و مهار پدیده جنایی، مسیر آزمون و خطا در پیش گرفته اند و با وجود نقش مهمّی که در جایگزینی ارزش ها و هنجارهای متناسب با تحوّلات اجتماعی ایفا می کند، تأثیری بر اندیشه جرمشناسی در جهان اسلامی که تا به امروز تحت سلطه نظریه های جرمشناسی مدرن غربی است، نداشته است و بین الگوهای سزاگرایانه، اصلاحی و تربیتی، ترمیمی و بازگشت، در نوسان و حرکت بوده اند و ضمن انعکاس آموزه های اسلامی از برخی از این الگوها پیروی کرده است. بنابراین، هدف پذیرش مبانی فکری متمایز در پاسخگویی واکنشی به رفتار مجرمانه اطفال و نوجوانان، پذیرش دیدگاه فکری جرم شناسان پست مدرن است و ارزیابی تفاوت ها و اشتراکات این بینش فکری با مواد قانون مجازات اسلامی با رویکردی توصیفی - تحلیلی است.
قدرت «تکیه» هجایی در تمایز معنایی انواع مختلف «ما» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
144 - 168
حوزههای تخصصی:
تکیه، یکی از مؤلفه های زبرزنجیری زبان گفتار است که در تمایز معنایی انواع مختلف (ما) به عنوان جزئی از ساختار جمله، می تواند اثرگذار باشد به گونه ای که از نظر شنیداری به مخاطب کمک می کند تا در فهم درست معانی بهتر عمل کند. ضمن این که رعایت «تکیه» باعث روانی گفتار و فصاحت در ادا می شود. موضوع اصلی این پژوهش قدرت تکیه در سطح هجایی درون واژگانی صرف نظر از این که در چه مرتبه ای از قوت و ضعف قرار دارد، است که ترکیب های هجایی انواع مختلف (ما) در قرآن کریم را مستقل از عناصر دیگر آوایی، به نمایش می گذارد. واژه «ما» به عنوان اسم یا حرف، اغلب دارای هجایی کشیده، یک نواخت و تکیه بر آن، ارزش واجی دارد. تحلیل آوایی (ما) به تنهایی امکان پذیر نبوده بلکه با توجه به هجاهای پیرامونی، شدت و ضعف پیدا می کند که اساساً جانمایی آن بر اساس اقراء قاریان قرآن و قواعد خاصی صورت می گیرد. اهمیت تحلیل تکیه زبانی (ما) زمانی روشن می شود که تمایز معنایی آن در گونه های مختلفی همچون (عمّا)ی موصوله و زائده، و (کما) مصدریه یا موصوله، (أین+ما) شرطیه یا استفهامیه، (إما) شرطیه یا تفصیلیه، (إنّما وأنّما)ی موصوله یا کافه و ترکیبات اسمی یا فعلی (ما) و امثال آن، خود را نشان دهد. پژوهش حاضر با تکیه بر تکیه زبانی و نه رسم الخطی و در سطح تکیه هجایی و نه کلامی، و در بستر آیات قرآن کریم با شیوه توصیفی – تحلیلی و تطبیقی انجام شده است.
دلالت نظریه انسان شناختی مبتنی بر اخبار طینت بر اهداف نظام تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در مسائل تعلیم و تربیت اسلامی سال ۳۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۸
123 - 141
حوزههای تخصصی:
تصویر ارائه شده توسط انسان شناسی روائی ظرفیت ارائه دنباله های تمدنی را در خود نشان می دهد. از جمله دنباله های تمدنی انسان شناسی روائی، نظام تعلیم و تربیت منبعث از این تصویر از حقیقت انسان است که به نظر می رسد با تمرکز بر استعدادهای انسان شناسی روائی خصوصا توجه بر انگاره «طینت» می تواند تحولی عظیم در علم تعلیم و تربیت ایجاد کند. مقاله حاضر سعی می کند با گردآوری داده ها به روش کتابخانه ای و با الهام از مبانی انسان شناختی روائی اولا به یک نظام منسجم از اندیشه های ناظر بر انسان دسترسی پیدا کرده و سپس با تحلیل این داده ها اهدافی را برای علم تعلیم و تربیت مشخص کند. مطابق پژوهش انجام شده مهم ترین اهداف نظام تربیتی ذیل نظریه طینت اتمام حجت برای انسان هاست. در مراتب بعدی می توان از اهدافی مانند پیشگیری از بروز فعلی طینت های سجینی و زمینه سازی برای بروز حداکثری طینت های علیین و در نهایت ساخت تمدن مطابق با طینت علیین نام برد. به نظر می رسد با پیگیری این اهداف در نظام تربیتیِ ناظر بر انگاره طینت تا رسیدن به روش ها و مدل ها می توان به دورنمایی از تعلیم و تربیت اسلامی دست یافت.
تحلیل مستندات مفسران در تبیین ویژگی ها و وجه اعجاز ناقه صالح (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
193 - 218
حوزههای تخصصی:
تبیین قصص قرآن و نشان دادن اهداف معرفتی آن ها از وظایف مفسران قرآن به شمار می آید و از این رو بخشی از تأملات مفسران پیرامون داستان های قرآنی انجام شده است. با این حال مطالعه آثار تفسیری حکایت از این دارد که مفسران متقدم گاه از ظواهر آیات قصص فراتر رفته و با تمسّک به روایات یا گزارش های تاریخی به تبیین ابعاد و لایه هایی مطرح نشده در متن قرآن کریم اهتمام دارند. برای نمونه قرآن در آیاتی پرشمار با تعابیری مانند «آیه»، «بینه» و «فتنه» به ناقه حضرت صالح (ع) اشاره نموده است؛ اما جزئیات پدید آمدن ناقه، ویژگی ها و چرایی معجزه شمرده شدن آن را بیان نکرده که خود زمینه شکل گیری ابهامات گوناگون گردیده است؛ تا جایی که مفسران در تبیین این ویژگی ها و پاسخ به پرسش های مرتبط، پراکنده سخن گفته و از تمرکز بر جنبه هدایت بخشی این داستان دور شده اند. این مقاله بر آن است تا با مطالعه آثار تفسیری و بررسی دیدگاه های ارائه شده در این باره، مستند تبیین ایشان را روشن نماید تا پای بندی ایشان به منابع و قرائن تفسیری مشخص شود. نتیجه حاکی از آن است که هرچند مفسران در تبیین مفاد آیات مربوط به ناقه صالح (ع) مجموعاً از آیات، روایات، آثار تفسیریِ گذشته یا گزارش های تاریخی بهره برده اند؛ اما در بیشتر موارد دیدگاه های مطرح شده، فاقد مستند تفسیری است.
نقد و بررسی دیدگاه اصولیان در تفسیر روایت «ان دین الله لا یصاب بالعقول»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سراج منیر سال ۱۶ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۵۱
175 - 204
حوزههای تخصصی:
دیدگاه اصولیان در تفسیر روایت «ان دین الله لا یصاب بالعقول» چگونه ارزیابی می شود؟ تحقیق پیش رو با روش تحلیلی انتقادی دیدگاه های اصولیان در حاشیه این روایت را تحلیل کرده و به نقد و بررسی آن ها می پردازد. از منظر اصولیان دلیل عدم اصابت عقل با دین الهی، عدم احاطه عقل بر ملاکات احکام شرعی است و حکم عقل بدون اصابت حجت نیست. درنتیجه برای تأمین اصابت باید به عقل قطعی و عقل حاکم در عناوین کلی نظیر عدل و ظلم اکتفا کرد و حکم عقل در جزئیات و تطبیقات حجت نیست. در نقطه مقابل به نظر می رسد بین نفی اصابت و نفی حجیت ملازمه ای نیست و عقل می تواند نظیر سایر حجت های اصولی در عین امکان عدم اصابت، حجت باشد. از سوی دیگر موضوع این روایت نه عقل ظنی حاکم در جزئیات بلکه عقل غیرقابل احتجاج در سیره عقلائی است که به صورت خاص با عمل به قیاس در عصر حضور معصوم به تقابل با سنت نه تقابل با روایت کاشف از آن رفته است. لازمه دیدگاه اصولیان حمل نصوص فراوان حجیت عقل بر فرد نادر یعنی عقل قطعی حاکم در کلیات است. ضمناً صدور روایت مذکور به دلیل اشتمال بر روات ناشناخته و مخالفت با روح قرآن کریم محل تأمل است.
مَگَر زِ مِصر به کَنعان «بَشیر» می آیَد (کارْبُرْدِ واژه «بَشیر» دَر بیْتی از سَعْدی)
حوزههای تخصصی:
نویسنده در مقاله پیش رو، به بررسی بیتی از اشعار سعدی شیرازی پرداخته است. در این بیت، کاربرد واژه «بشیر» بررسی و از جوانب مختلف معنایی و لغوی به آن پرداخته شده است.
کالایی شدن جنسیت در پس زمینه جهانی شدن اقتصاد در امارات متحده عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در پی جهانی شدن اقتصاد، امارات متحده عربی به عنوان الگویی پیچیده در همگرایی اقتصاد جهانی و توسعه ظاهر شده است. متعاقب قرار گرفتن این کشور در مسیر جهانی شدن، سرمایه گذاری های گسترده و رشد صنایع مختلف به عنوان عناصر محوری این تحول بروز یافته اند که یکی از نتایج آن اهمیت یافتن تعدد جنسیت ها در پیشبرد نیروی کار و جنسیت زدگی بازار کار در این کشور بوده است. هدف این مقاله بررسی تأثیر جهانی شدن اقتصاد بر تبدیل شدن جنسیت به کالا، با تمرکز بر مطالعه موردی امارات متحده عربی است. این مقاله با بررسی تأثیر جهانی شدن اقتصاد بر توسعه صنعتی و اجتماعی امارات متحده عربی، بر این پرسش متمرکز است که چگونه جهانی شدن به کالایی شدن جنسیت در این کشور منجر شده است و با بهره گیری از رویکرد اقتصاد سیاسی بین الملل و نظریات رئالیسم، لیبرالیسم و ساختارگرایی، این مقاله بر این ادعاست که جهانی شدن اقتصاد با تأکید بر انباشت سرمایه و جذب سرمایه گذاری خارجی، پایه های صنعتی شدن سریع امارات متحده عربی را فراهم کرده است و با اهمیت دادن به کسب سود و انباشت سرمایه موجب کالایی شدن افراد و شیئیت بخشیدن به موضوع جنسیت در بعد اقتصادی شده و در نتیجه باهدف ایجاد یک صنعت جاذب سرمایه و اشتغال زا، زمینه ساز رواج پدیده کارگران جنسی شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که در نتیجه اهمیت یافتن غیر قابل انکار جهانی شدن اقتصاد و تلاش کشورها برای نقش یابی در اقتصاد جهانی، بهره گیری از مقوله جنسیت به عنوان نیروی کار به عنوان عنصر جاذب سرمایه و فناوری در کشورها مهم شده است.
استنباط سبک تصمیم گیری عقلایی از قرآن کریم (بر پایه مفاهیم لبّ، تعقل، تدبر، تفکر و اتباع احسن)
منبع:
مطالعات قرآن و علوم سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۷
161 - 196
حوزههای تخصصی:
اهمیت تصمیم گیری به حدی است که به نظر برخی اندیشمندان مدیریت مثل هربرت سایمون، مدیریت چیزی جز تصمیم گیری نیست. با توجه به ابعاد مختلف تصمیم گیری، سبک های مختلفی برای آن ذکر کرده اند مثل تصمیم گیری فردی و گروهی، احساسی و اضطرابی، منطقی و احساسی و راهبردی و کوتاه مدت؛ صریح ترین واژه در قرآن کریم برای تصمیم گیری واژه «عزم» است که در برخی آیات ناظر به سبک تصمیم گیری ذکر گردیده است و از فحوای برخی آیات دیگر (هرچند از واژه عزم استفاده نشده است) نیز می توان کم و کیف تصمیم گیری را استنباط کرد. تحقیق حاضر در پی دست یابی به سبک تصمیم گیری عقلایی در قرآن کریم بوده است که به روش تحلیلی- توصیفی و مطالعات اسنادی انجام یافته است. برایند تحقیق حاکی از این بوده است که سبک تصمیم گیری عقلایی در قرآن کریم در آیات متعدد بخصوص آیه 18 سوره زمر به صراحت بیان گردیده و با دلالت مطابقی قابل استنباط است؛ اما از سایر آیاتی که ناظر تصمیم گیری هستند و حاوی کلیدواژه «عزم» هستند، تصمیم گیری عقلایی براساس دلالات تضمنی یا التزامی قابل استخراج و استنباط هستند، نه دلالت مطابقی؛ از سوی دیگر آیات دالّ بر تصمیم گیری عقلانی محدود به آیات عزم نیستند بلکه بیش از 80 آیه ناظر به این سبک از تصمیم گیری است که هر کدام مرحله از تصمیم گیری عقلایی را بیان داشته اند.
A Reflection on Al-Farabi's Practical Philosophy
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۱, Issue ۷, (۲۰۲۵)
321 - 344
حوزههای تخصصی:
Al-Farabi's practical philosophy is one of the most important pillars of his thought on the relationship between knowledge, politics, and human happiness. This article examines Al-Farabi's reading of Greek practical philosophy, especially the ideas of Aristotle and Plato, in the context of Islamic thought. Al-Farabi, as the founder of Islamic philosophy and a second teacher, attempted to reinterpret the Greek rational system within the framework of the religious Medina. by accepting the epistemological and ontological foundations of Greek philosophy, he attempted to create a synthesis between practical philosophy and the Islamic civil system. This research is conducted using a descriptive-analytical method and examines Farabi's practical philosophy and its relationship with the concept of "Mellah". It uses content analysis to examine key concepts such as "Medina Fazeleh", "Rais awwal" and "Mellah" in Farabi's works. The findings of the research show that by introducing the first head (philosopher-prophet), Al-Farabi is trying to design a social system in which reason and revelation are aligned with a common goal (realization of Qasavi's happiness) and social relations and civil order are regulated and mapped on the natural order. In this system, philosophy and religion complement each other as two paths for the transmission of rational knowledge and public persuasion in society. The results of the research show that Al-Farabi designed an independent system that, although inspired by Greek philosophy, has an independent logic within its intellectual framework.
تطبیق نظریه شناختی مقوله بندی بر بافت زبانی صحیفه سجادیه؛ مطالعه موردی: واحد زبانی «بصر»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم حدیث سال ۳۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۱۸)
58 - 78
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی شناخت گرا از روش های معنی شناسی جدید بوده که به مطالعه علمی زبان می پردازد. در این رویکرد، بافت زبانی به عنوان ابزار شناختی زمینه را برای تسری معانی یک واژه به حوزه های مختلف فراهم می کند. «مقوله بندی» که از آن به «طبقه بندی» نیز یاد می شود در ضمن زبان شناسی شناخت گرا تعریف می شود. اصل مقوله بندی ذاتی معنایی داشته که توسیع معنایی واژگان را در یک مقوله معنایی ترسیم می کند که اصطلاح علمی «شبکه شعاعی» بر آن اطلاق می شود. در این مقوله، معنای کانونی به عنوان عضو برجسته وپیش نمونه محوریت سایر معانی (معانی حاشیه ای) در دو خوشه توافقی وتقابلی وتوسیع شمولی ومجازی قرار می گیرد. در پرتو چنین رویکردی، میراث دینی به دلیل ماهیت پویا نمونه مناسبی بوده تا ذیل الگوهای زبان شناسی شناخت گرا ارزیابی شوند. بر این اساس، در تحقیق کنونی فعل حسی – انتزاعی "بصر" از متن صحیفه سجادیه انتخاب شده تا در چارچوب معنی شناسی واژگانی و با رویکرد معنی شناسی هم زمانی و روش توصیفی – تحلیلی، اصل مقوله بندی پیش نمونه بنیاد بر آن تطبیق داده شود. این پژوهش، با این فرض که معنای پیش نمونه از مقوله انتزاعی بودن فعل "بصر" انتخاب می شود به این نتایج رسیده است که در منظومه فکری حاکم بر ادعیه صحیفه سجادیه واحد زبانی "بصر" دارای یک معنای سرنمون (ایجاد آگاهی در مردم) وچند معنای حاشیه ای است.
مطالعه ای تطبیقی در باب مفهوم «رویداد از آنِ خودکننده» در هایدگر متأخر و «تجلی» نزد ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۸۲)
1 - 20
حوزههای تخصصی:
پرسش از چگونگی فهم نسبت انسان با وجود، پرسشی مهم است که می توان به واسطه ی آن دو متفکر غیرمتافیزیکی، یعنی هایدگر (Heidegger) و ابن عربی را استنطاق کرد. هایدگر در پاسخ به فهم نسبت انسان به وجود در اندیشه ی متأخر خود به مفهوم «رویداد ازآنِ خودکننده» متوسل می شود که مفهوم محوری اندیشه ی متأخر اوست. نسبت میان انسان و وجود و چگونگی فهم وجود در حوالت تاریخی آن توسط رویداد متعین می گردد. رویداد با مؤلفه هایی اساسی چون غیرمفهومی بودن، رخصت به گشودگی، تاریخیت و قرب به وجود شناخته می شود. ازسوی دیگر، نزد ابن عربی، رابطه ی انسان با وجود با «تجلی خاص وجود بر انسان» متعین می گردد. در این پژوهش، محقق کوشیده است با روش تحلیلی تطبیقی نسبت میان «رویداد در هایدگر متأخر» با «تجلی نزد ابن عربی» را در پاسخ به پرسش از نسبت انسان با وجود موردبررسی قرار دهد. با توجه به روش تطبیقی تشابه نسبت ها، می توان اذعان کرد دو مفهوم رویداد و تجلی تقارب معناداری با یکدیگر دارند و مؤلفه های اساسی مشابهی در آنها وجود دارد. بر این اساس، نگارنده بر آن است که میان «رویداد ازآنِ خودکننده» و «تجلی خاص وجود» تشابه تناسب برقرار است و می توان امکانات هم سخنی دو متفکر از قبیل امکان تفکر غیرمفهومی در ساحت حضور، تجربه ی قرب به وجود و امکان فهم تاریخی وجود را بر مبنای دو مفهوم فوق نشان داد. با این امکانات می توان باب گفت وگو میان دو متفکر از دو سنت مختلف را گشود و افق مشترکی را در باب تفکر معطوف به وجود دنبال کرد.
تحلیل نشانه شناختی غدیر به مثابه زمان مقدس از منظر امام رضا (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
177 - 204
حوزههای تخصصی:
جوامع انسانی برای تداوم باورها، تقویت هنجارها و حفظ الگوهای رفتاری مناسک ویژه ای انجام می دهند. این گونه مناسک معمولاً به صورت منظم در روزهای معینی از سال تکرار و چنین روزهایی متمایز از بقیه روزها تلقی می شود؛ بنابراین، برای دینداران زمان یکنواخت نیست، بلکه برخی از زمان ها «مقدس» و برخی دیگر «نامقدس» است که هرکدام آداب ورسوم ویژه ای دارند. بر اساس متون دینی، از جمله زمان های مقدس بلکه مقدس ترین زمان ترسیم شده برای مسلمان ها، روز «غدیر» است. به زعم نگارنده در کشور ایران تعادل بین روزهای غم و سرور برقرار نیست. با وجود اولویت غدیر نسبت به همه روزهای عید بر اساس متون دینی، در زیست جهان ایرانی جایگاه شایسته ای ندارد. نگارنده با الهام از فنون نشانه شناختی، غدیر را به مثابه زمان مقدس، بر اساس متون به جای مانده از امام رضا (ع) تحلیل کرده است. متن علاوه بر بیان جایگاه والای غدیر در میان اعیاد اسلامی، شیوه نشان دار کردن و سیاست گذاری فرهنگی در حوزه زمان مقدس را به خوبی آموزش می دهد. نتایج پژوهش حاکی از این است که غدیر به گونه ای نشان دار شده است که در صورت اجرا بر اساس آموزه های امام رضا (ع) می تواند از مؤلفه هایی همچون «انسجام اجتماعی»، «معنویت بخشی و اتصال مردم به آسمان»، «آسایش روانی»، «رهایی بخشی و طهارت جامعه»، «توسعه و شکوفایی مادی» و «هویت بخشی تاریخی» باشد.
توسعه پایدار؛ تحلیل گفتمان پرسش بلاغی آیه ترجیعی سوره الرحمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
سفینه سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۶ «ویژه پژوهش های حدیثی»
۱۲۵-۱۱۳
حوزههای تخصصی:
سوره الرحمن با اشاره به آفرینش جن و انس، به بیان انواع نعمت های دنیوی و اخروی، و رحمت الهی در آسمان ها و زمین می پردازد. این سوره حاوی یک آیه بلاغی ترجیعی (برگردان، تکرار شونده) می باشد که قالب، مفهوم و تکرار آن از ابعاد و نظرگاه های متفاوت علوم مختلفی قابل تحلیل و بررسی است. پژوهش حاضر به پاسخگویی این پرسش پرداخته است که با توجه به چهارچوب مطالعاتی علم تحلیل گفتمان (مدل ون دایک) و فن بلاغت، پرسش استفهامی و آیه بلاغی ترجیعی «فَبِأَیِّ آلاءِ رَبِّکُما تُکَذِّبانِ» در بافت زمینه ای سوره الرحمن چه معنا، مفهوم و کاربردی دارد. به منظور پاسخگویی به سوال این مطالعه، روش تحقیق کیفی توصیفی پدیدار شناسی مورد انتخاب قرار گرفته و مدل مفهومی تحلیل گفتمان ون دایک به کار گرفته شد. نتیجه مطالعه نشان داد که رحمانیت الهی نه تنها عطای نعمات عام، بلکه آگاهی سازی و هشدار به بندگان برای تلاش برای بهره مندی مدام از آنهاست. موضوع و زمینه کلی سوره الرحمن به همراه آیه بلاغی ترجیعی و تکرار شونده آن اهدافی همچون اقرار گیری، بیدارسازی مکرر و مداوم بندگان به وجود و اهمیت برخورداری از نعمتها و آیات الهی، و همچنین هشدار و تاکید به لزوم مدیریت صحیح منایع طبیعی و محیط زیست را در راستای توسعه پایدار در بر دارد. به بیان دیگر، تکرار و پایداری پرسش بلاغی آن سوره در لابلای آیات و کل آن سوره، همراه با برشماری نعمات الهی و طبیعی که اشاره بر عام المنفعه بودن آنها برای کل موجودات تمام نسل ها نیز دارد، لزوم مدیریت صحیح توسعه پایدار در استفاده از منابع طبیعی و زیست محیطی را خاطر نشان می دارد.
تحلیل تطبیقی ابدیت عذاب از دیدگاه ابن عربی و علامه طباطبایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه کلام تطبیقی شیعه سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰
134 - 168
حوزههای تخصصی:
مسئله جاودانگی در عذاب در جهان واپسین، یکی از موضوعات مهم و چالش برانگیز در عرصه علوم اسلامی، ازجمله کلام، فلسفه و تفسیر است. این موضوع به دلیل ارتباط عمیق آن با مفاهیم بنیادینی چون رحمت الهی، عدالت و فطرت انسانی، همواره موردتوجه اندیشمندان قرارگرفته است. حکیمان الهی خداوند را خیر مطلق، بی نیاز و دارای رحمت واسعه می دانند؛ درحالی که فطرت انسانی، طبق آیه «و نفخت فیه من روحی»، بر اساس سنخ الهی سرشته شده است. ازاین رو، خطاهای انسانی به عنوان مسائل عرضی تلقی می شوند که تنها حالت های پلیدی را بر فطرت او می افزایند و پس از عذاب، انسان به فطرت پاک اولیه خود بازمی گردد. بااین حال، برخی اندیشمندان اسلامی با استناد به متون دینی و آموزه های نبوی، نیازی به خلود در عذاب نمی بینند و این دیدگاه را به چالش می کشند. برخی از اندیشمندان اسلامی نیازی به خلود در عذاب نمی بینند، اما این معنا با وحی الهی و آموزه های نبوی در تعارض است. هدف تبیین این مسئله و رفع تعارض ظاهری می باشد. روش تحقیق، «تحلیل محتوایی» است و در این راستا، به بررسی مبانی ای چون پذیرش اصل وجود نفس، مجرد بودن آن و همچنین جاودانگی و فناناپذیری نفس پرداخته می شود. ابن عربی با تأکید بر مفهوم وحدت وجود و رحمت الهی، معتقد است که عذاب دائمی برای هیچ کس وجود ندارد و درنهایت همه مخلوقات به رحمت خداوند باز خواهند گشت. او بر این باور است که خطاهای انسانی، به عنوان مسائل عرضی، نمی توانند بر فطرت الهی انسان تأثیر دائمی بگذارند و عذاب درواقع یک مرحله از تکامل روحی است. در مقابل، علامه طباطبایی بر اساس استدلال های عقلی و نقلی، بر جاودانگی عذاب تأکید دارد و آن را با عدالت الهی سازگار می داند. او معتقد است که عذاب و نعمت در آخرت به حالات نفس وابسته است و اگر نفس به صورت ملکه درآید، عذاب جاودان خواهد بود. این دو دیدگاه، هرچند در اصول کلی متفاوت هستند، اما هر یک به نوعی به تبیین ابعاد مختلف مسئله جاودانگی در عذاب می پردازند و نشان می دهند که این موضوع نه تنها به فهم عمیق تری از آموزه های دینی نیاز دارد، بلکه به تأملات فلسفی و کلامی نیز وابسته است.