۱.
حمایت گری عاطفی، کنش عاطفی فعالانه بوده که بر گشودگی به نگرانی های دیگران و تلاش برای بهبود عاطفه ی فرد مقابل تأکید دارد. هدف مطالعه ی حاضر، ساخت و رواسازی مقیاس حمایت گری عاطفی بود. روش پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی، و جامعه ی آماری شامل دانشجویان روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه علامه طباطبایی در سال 1402-1401 بودند که از میان آنها 200 نفر به روش نمونه-گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. براساس مطالعه پیشینه پرسشنامه، با نظر متخصصین طراحی شد، با 11 گویه در 3 حیطه «همدلی»، «پرکردن تنهایی» و «انگیزه و امید دادن» و در 4 سطح شامل اعضای خانواده، دوستان، آشنایان/ فامیل و افراد غریبه . سپس، همسانی درونی سؤالات از طریق ضریب آلفا کرونباخ و روایی سازه آن از طریق تحلیل عاملی تأییدی مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها حاکی از آن است که مدل از برازش مطلوبی با داده ها برخوردار است. به نظر می رسد که نشان دادن هر رفتار حمایت گرانه ای به شدت از نسبت مخاطب موردنظر با شخص حامی تأثیر می گیرد. همچنین با در نظر گرفتن ضریب مقبولیت گویه ها، مشاهده می شود که در هر یک از مؤلفه ها، بیشترین میانگین متعلق به اعضاء خانواده و سپس متعلق به دوستان است و فامیل/آشنا و افراد غریبه در رده های بعدی قرار می گیرند. پایایی پرسشنامه نیز از طریق بازآزمایی مورد سنجش و تأیید قرار گرفت. از آنجایی که پژوهش حاضر بر روی دانشجویان انجام شده، پیشنهاد می شود این ابزار در سایر قشرها و رده های سنی نیز اجرا و ویژگی های روانسنجی آن بررسی شود.
۲.
یکی از مهم ترین رفتارهای ارتباطی که بر یادگیری دانش آموزان تأثیر می گذرد، تأیید معلم است. هدف از پژوهش حاضر، معرفی و اعتباریابی مقیاس تأیید معلم (الیس، 2000) بود. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از لحاظ شیوه گردآوری داده ها توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش، دانش آموزان پایه سوم دوره دوم متوسطه نظری شهر کرمانشاه بودند. با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و با استناد به قواعد نمونه گیری در مدل یابی معادلات ساختاری، نمونه ای به حجم 210 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها مقیاس تأیید معلم الیس (2000) بود. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و مرتبه دوم، ضریب آلفای کرونباخ، آزمون t برای دو گروه مستقل و تحلیل واریانس یک راهه صورت گرفت. یافته ها بیانگر تأیید ساختار عاملی مقیاس تأیید معلم مشتمل بر 16 ماده و سه مؤلفه پاسخ به نظرات/پرسش های دانش آموز، نشان دادن علاقه به فرآیند یادگیری دانش آموز، و سبک تدریس در نمونه ایرانی مورد مطالعه بود. پایایی کل مقیاس 83/0 و پایایی مؤلفه های آن در دامنه 74/0 تا 80/0 بود. یافته ها همچنین نشان داد که دانش آموزان رشته ریاضی، میزان رفتارهای تأییدی معلمان را به طور معناداری کمتر از دانش آموزان رشته های علوم تجربی و علوم انسانی ارزیابی کرده اند. در مجموع با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت که مقیاس تأیید معلم در نمونه دانش آموزان ایرانی دارای روایی و پایایی مناسبی است و می توان از این ابزار برای سنجش رفتارهای تأییدی معلمان استفاده کرد.
۳.
آزمون شاخص های رشدی برای سنجش یادگیری یک آزمون غربالگری می باشد که برای شناسایی کودکان در معرض خطر تاخیرهای رشدی و مشکلات تحصیلی به کار می رود. تحقیق حاضر به دنبال بررسی ویزگی های روانسنجی آزمون شاخص های رشدی برای سنجش یادگیری در میان کودکان می باشد. جامعه پژوهش شامل کودکان 2 سال و 6 ماه تا 6 سال شهر تهران و شهر بجنورد بودند که نمونه گیری به صورت تصادفی خوشه ای از مهدکودک های سطح شهر تهران و بجنورد انجام شد. تعداد نمونه نهایی جمع آوری شده 336 نفر بود. براساس مصاحبه ها و اجرای مقدماتی آزمون، نتیجه کلی این بود که آزمون در کل مرتبط و متناسب برای ارزیابی یادگیری در سنین پیش از دبستان در ایران است. تفاوت کلی بین سطوح سنی در خرده ازمون های حرکتی، مفاهیم، زبان، رشد خودیاری و رشد هیجانی-اجتماعی آزمون معنی دار بود(0001/0>p). با توجه به مطلوب بودن شاخص های برازش، ساختار عاملی آزمون شاخص های رشدی برای سنجش یادگیری تأیید شد. در مورد روایی همزمان، همبستگی معناداری بین آزمون شاخص های رشدی برای سنجش یادگیری و آزمون غربالگری رشدی دنور برقرار بود. میزان پایایی الفای کرونباخ برای خرده ازمون های حرکتی، مفاهیم و زبان به ترتیب 94/0، 95/0 و 94/0 بدست آمد. بنابراین ازمون شاخص های رشدی برای سنجش یادگیری برای ارزیابی کودکان ایرانی دارای روایی و پایایی قابل قبولی می باشد
۴.
هدف از پژوهش حاضر بررسی روایی و پایایی پرسشنامه آیین ها در روابط متعهدانه پیرسون، چایلد و کارمون (2010) بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه زنان و مردان متأهل شهر اصفهان در سال 1403-1402بودند که با استفاده از روش نمونه گیری دردسترس و با حجم نمونه 388 نفر که بر اساس نسبت تعداد نمونه به تعداد گویه های پرسشنامه محاسبه گردید، پژوهش اجرا شد. پرسشنامه پس از ترجمه و رواسازی توسط متخصصان، به صورت الکترونیکی و بخشی به صورت چاپی توزیع و تکمیل گردید. از ضریب آلفای کرونباخ برای به دست آوردن پایایی و از تحلیل عاملی تأییدی برای بررسی روایی پرسشنامه استفاده شد. نتایج نشان داد که برازندگی مدل و ساختار روابط درونی گویه ها در تحلیل عاملی مورد تأیید است. ضریب آلفای کرونباخ برای کل پرسشنامه آیین ها در روابط متعهدانه برابر با 988/0 و برای عامل های روال ها و وظایف روزمره (919/0)، آیین های خاص (952/0)، صحبت روزمره (963/0)، بیان صمیمیت (961/0) و آیین های زن و شوهری (971/0) به دست آمد. همچنین ساختار پرسشنامه حاکی از آن است که نتایج تحلیل عاملی برارزش قابل قبولی با داده ها را نشان داده و همچنین شاخص های نیکویی برارزشِ مدل را تأیید می کنند( 078/0 ,RMSEA= 924/0 ,NFI =917/0 IFI = و 946/0 CFI =). در نهایت روایی همگرایی براساس میانگین واریانس استخراج شده (AVE) پنج عامل ذکر شده است که حداقل مقدار آن 74/0 است و نشان دهنده همگرایی مناسب می باشد. بنابراین می توان نتیجه گرفت پرسشنامه می تواند ابزار مناسبی برای ارزیابی آیین ها در روابط متعهدانه زنان و مردان متأهل باشد و می توان از آن به عنوان ابزاری معتبر در پژوهش ها استفاده کرد.
۵.
استفاده مناسب از لحظه حال و آگاهی از افکار و احساسات نقش بسیار مهمی در سلامت روان دارد؛ از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی مقیاس آگاهی چندبعدی (MAS) در جامعه ایرانی انجام شد. روش پژوهش توصیفی از نوع مطالعات روانسنجی بود. جامعه آماری شامل تمامی شهروندان شهر تهران بود که تعداد 200 نفر با روش نمونه-گیری در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده ها نسخه فارسی مقیاس آگاهی چندبعدی، پس از طی مراحل ترجمه و بازترجمه به همراه پرسشنامه تجربه ها (EQ) به صورت مجازی در اختیار شرکت کنندگان قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با روش تحلیل عاملی تائیدی، همبستگی پیرسون و آلفای کرونباخ در نرم افزارهای SPSS 24 و AMOS انجام شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی با توجه به شاخص های استاندارد، نشان داد مقیاس سه عاملی آگاهی چندبعدی از برازش مطلوبی برخوردار است. روایی همگرا مقیاس آگاهی چندبعدی با پرسشنامه تجربه ها معنادار بود (43/0r=). همچنین شاخص میانگین واریانس استخراج شده برای هر عامل فراآگاهی، آگاهی غیرمتمرکز و آگاهی محیطی به ترتیب 50/0، 54/0 و 51/0 بود. پایایی کل مقیاس با استناد به ضریب آلفای کرونباخ نیز 71/0 به دست آمد. بنابراین میتوان گفت که این مقیاس در جامعه ایرانی برازش، اعتبار و روایی نسبتاً مطلوبی دارد و می تواند برای سنجش میزان آگاهی افراد با توجه به تفاوت های فردی آن ها در زمینه های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار بگیرد.
۶.
هم گام با پیشرفت فناوری و محصولات هوش مصنوعی، آمادگی، شناخت و مهارت در این زمینه به یک مسئله ی مهم برای کاربران این نوع از فناوری در شاخه های مختلف علمی، تجاری، صنعتی و حتی نظامی تبدیل شده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی ما و چن (2024) بر روی دانشجویان انجام شد. در این پژوهش 250 دانشجوی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری از سه دانشگاه قم، لرستان و صنعتی تفرش با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس دانشجویان به مقیاس سواد هوش مصنوعی پاسخ دادند. در بخش نخست نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی، بر ساختار تک عاملی مقیاس تأکید کرد. در مرحله ی بعد نتایج تحلیل عامل تأییدی، ساختار تک عاملی مقیاس را مورد تأیید قرار داد. یافته ی مربوط به ضریب آلفای کرونباخ نیز نشان داد که این مقیاس از همسانی درونی لازم برخوردار است. در مجموع، مطالعه ی حاضر شواهدی در حمایت از روایی و پایایی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی در بین نمونه ی دانشجویان ایرانی فراهم آورد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان چنین عنوان کرد که این مقیاس به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش میزان سواد هوش مصنوعی در بین دانشجویان قابل استفاده است.
۷.
ارزیابی خود محوری در جنبه های مختلف زندگی، در مسئله تشخیص و درمان در تمامی دوره های سنی اهمیت دارد. با توجه به نبود ابزار مجزا در ایران جهت سنجش این سازه روانشناختی، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خودمحوری در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز صورت گرفت. بدین منظور مقیاس خودمحوری به روش ترجمه و ترجمه معکوس آماده سازی شد و از بین کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال تحصیلی 1402-1401 تعداد 300 دانشجوی دختر و پسر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. این افراد مقیاس خودمحوری تاجمیر ریاحی و همکاران (2022)، پرسشنامه شخصیت خودشیفته آمز و همکاران (2006)، سؤالات بعد خودمحوری ماکیاولی پرسشنامه تجدید نظر شده اختلالات شخصیت ضداجتماعی سورمن (2016) و پرسشنامه همدلی داویس (1983) را تکمیل کردند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS انجام شد. آلفای کرونباخ برای مقیاس خودمحوری 884/0 به دست آمد. همچنین ضرایب همبستگی پیرسون نشان دادند که مقیاس خودمحوری از روایی همگرا و واگرای مناسب و قابل قبولی برخوردار است. همچنین نتایج تحلیل اکتشافی شنان داد که تنها عامل استخراج شده درمجموع 70/55 درصد از واریانس را تبیین می کند. از طرف دیگر نتایج نشان داد که بین دانشجویان دختر و پسر ازنظر میزان خودمحوری تفاوت معنی داری وجود ندارد. به طورکلی یافته های پژوهش حاضر نشان داد که نسخه فارسی مقیاس خودمحوری ابزاری مناسب برای ارزیابی خودمحوری دانشجویان است.