مشاوره توانبخشی

مشاوره توانبخشی

مشاوره توانبخشی سال اول پاییز 1404 شماره 3

مقالات

۱.

ارزیابی نقش مشاوره توانبخشی در ارتقای سلامت روان سالمندان پس از بلایا: مرور دامنه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۰
زمینه و هدف: بلایا می توانند پیامدهای روانی قابل توجهی برای سالمندان ایجاد کنند، از جمله اضطراب، افسردگی و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD). به دلیل شرایط جسمی، روانی و اجتماعی خاص، سالمندان بیش از سایر گروه های سنی در معرض این آسیب ها قرار دارند. هدف این مطالعه، بررسی اثربخشی مداخلات مشاوره ای و روانی اجتماعی، به ویژه مشاوره توانبخشی، در کاهش علائم روان شناختی سالمندان پس از بلایا است. روش: این پژوهش یک مرور دامنه از مطالعات بین المللی در زمینه مداخلات روانی اجتماعی برای سالمندان پس از بلایا است. جستجوی جامع در پایگاه های داده الکترونیکی از جمله Scopus و Web of Science و جستجوهای هدفمند در Google Scholar با استفاده از استراتژی جستجوی اولیه از سال 2000 تا 2025 انجام شد. داده ها از مطالعاتی گردآوری شده اند که شامل رویکردهای متنوع مداخله ای، از جمله مشاوره حمایتی، روان درمانی، حمایت اجتماعی و روش های نوآورانه مانند «باغ درمانی» و درمان مبتنی بر پوشش های سنتی می باشند. یافته ها: نتایج نشان داد که اغلب مداخلات، به ویژه مشاوره توانبخشی و حمایت اجتماعی، در کاهش علائم PTSD، اضطراب و افسردگی مؤثر بوده اند. همچنین برخی رویکردهای نوآورانه در بهبود کیفیت زندگی سالمندان نیز نتایج مثبتی نشان دادند. نتیجه گیری: مداخلات مشاوره ای و روانی اجتماعی نقش کلیدی در ارتقای سلامت روان سالمندان پس از بلایا ایفا می کنند. با این حال، برای ارزیابی پایداری و اثربخشی بلندمدت این مداخلات، انجام کارآزمایی های بالینی با پیگیری های طولانی مدت ضروری است. توجه ویژه به سالمندان به عنوان گروهی آسیب پذیر در سیاست های آمادگی و پاسخ به بلایا و تدوین پروتکل های استاندارد مشاوره توانبخشی برای این گروه، باید در اولویت برنامه ریزی ها قرار گیرد تا از شدت آسیب های روانی ناشی از بلایا کاسته شود.
۲.

ادراک دانش آموزان نوجوان از عدم اطمینان اقتصادی و گرایش به افکار خودکشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۶
زمینه و هدف: بحران های اقتصادی و نااطمینانی ناشی از آن از عوامل مؤثر بر شکل گیری افکار خودکشی در نوجوانان به شمار می آیند. پژوهش حاضر با هدف بررسی کیفی ادراک دانش آموزان نوجوان شهر اهواز از نااطمینانی اقتصادی و ارتباط آن با گرایش به افکار خودکشی انجام شد. روش: این مطالعه کیفی با رویکرد پدیدارشناختی در سال 1403 اجرا شد. جامعه پژوهش شامل تمامی نوجوانان شهر اهواز بود. نمونه ای شامل 14 نوجوان 13 تا 16 ساله که دارای افکار خودکشی بودند یا تجربه اقدام به خودکشی داشتند و خانواده آنان با بیکاری و مشکلات مالی مواجه بودند، از طریق نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب شد. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شد. یافته ها: تحلیل داده ها منجر به استخراج هشت مقوله اصلی بازتاب دهنده ادراک چندوجهی نوجوانان از نااطمینانی اقتصادی و پیامدهای روانی آن شد. این مقولات شامل: (1) گرایش به افکار خودآسیب رسان، (2) افکار خودکشی، (3) ناامیدی نسبت به بهبود وضعیت اقتصادی خانواده، (4) احساس تنهایی، بی ارزشی و کاهش عزت نفس، (5) احساس ناکارآمدی اقتصادی و ناتوانی در مشارکت در تأمین نیازهای خانواده، (6) تعارضات والدین ناشی از فشارهای مالی، (7) کمبود حمایت عاطفی والدین در دوره های دشوار اقتصادی و (8) نقش فرهنگ مدرسه و جامعه در تشدید احساس طردشدگی و حاشیه نشینی اقتصادی بود. یافته ها نشان می دهد نااطمینانی اقتصادی علاوه بر فشارهای مادی، موجب افزایش فشارهای روانی و اجتماعی و بروز افکار آسیب زننده در نوجوانان می شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش بیانگر آن است که ادراک نوجوانان از نااطمینانی اقتصادی خانواده با افزایش افکار آسیب رسان و تمایل به خودکشی ارتباط دارد. بنابراین، تدوین مداخلات پیشگیرانه در سطح خانواده، مدرسه و جامعه—از جمله تقویت حمایت های روانی اجتماعی، ارتقای سواد اقتصادی و کاهش تنش های مالی در خانواده—برای بهبود سلامت روان و تاب آوری نوجوانان ضرورت دارد.
۳.

تاثیر برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی بر تاب آوری سالمندان مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۹
زمینه و هدف: بیماری مزمن انسدادی ریه از شایع ترین بیماری های دوران سالمندی است که با کاهش عملکرد و افت کیفیت زندگی همراه است. سالمندان مبتلا به این بیماری، به دلیل مواجهه با مشکلات جسمی و روانی، نیازمند تقویت تاب آوری و ارتقای مهارت های خودمراقبتی هستند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی بر تاب آوری سالمندان مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه انجام شد. روش: این مطالعه تجربی بر روی ۶۰ سالمند مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه در بیمارستان های وابسته به دانشگاه آزاد اسلامی تهران انجام گرفت. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در دو گروه مداخله و کنترل قرار داده شدند. برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی برای گروه مداخله اجرا شد و داده ها با استفاده از پرسش نامه ویژگی های دموگرافیک و مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (۲۰۰۳)، پیش و پس از مداخله گردآوری و با نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل شدند. یافته ها: میانگین نمره تاب آوری در گروه مداخله پس از اجرای برنامه به طور معناداری افزایش یافت (p>0/001)، در حالی که در گروه کنترل تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین، پس از مداخله، تفاوت آماری معناداری در سطح تاب آوری بین دو گروه وجود داشت. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که برنامه توانمندسازی مبتنی بر خودمراقبتی می تواند موجب افزایش تاب آوری سالمندان مبتلا به بیماری مزمن انسدادی ریه شود. اجرای این گونه برنامه ها با ارتقای آگاهی، خودکارآمدی و احساس کنترل در بیماران، نقش مؤثری در بهبود سازگاری روانی و کیفیت زندگی آنان ایفا می کند.
۴.

نقش میانجی تاب آوری روانشناختی در رابطه ترومای دوران کودکی با رفتارهای خود آسیبی غیرخودکشی در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۲ تعداد دانلود : ۷۸
زمینه و هدف: بدرفتاری با کودک یک مشکل بهداشت عمومی گسترده با پیامدهای نامطلوب سلامت جسمی و روانی کوتاه مدت یا بلندمدت برای کودکان است. هدف از پژوهش حاضر، بررسی نقش واسطه ای تاب آوری روان شناختی بین ترومای دوران کودکی و رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی نوجوانان بود. روش: روش پژوهش حاضر، همبستگی از نوع تحلیل مسیر بود. جامعه آماری مطالعه حاضر تمامی دانش آموزان مشغول به تحصیل مقطع متوسطه دوم شهر بم در سال تحصیلی 1404-1403 بود که با توجه به جامعه آماری حداقل حجم نمونه 330 نفر به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شد. ابزارهای مورد استفاده مقیاس تاب آوری (کانر و دیویدسون،2003)، پرسش نامه رفتارها و کارکردهای خود جرحی (خانی پور، 1393) و فرم کوتاه پرسش نامه ترومای دوران کودکی برنشتاین و فینک (1998) بود. برای تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که ترومای دوران کودکی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی اثر مستقیم دارد (0/05>P). ترومای دوران کودکی اثرات پیش بینی غیرمستقیم قابل توجهی بر رفتارهای خود آسیبی غیر خودکشی از طریق تاب آوری روان شناختی (β=-0/157،p< 0/05) داشت. نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت، نوجوانان با ترومای دوران کودکی در صورت اکتساب ظرفیت بالای تاب آوری روان شناختی می توانند کمتر اقدام به رفتارهای خودآسیبی کنند.
۵.

اثربخشی فیزیوتراپی گروهی در مقایسه با فیزیوتراپی انفرادی بر اضطراب و سلامت عمومی بیماران ضایعه نخاعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۶
زمینه و هدف: ضایعه نخاعی از جمله معلولیت هایی است که افراد را با طیف وسیعی از مشکلات جسمی، حرکتی و روانی درگیر می کند. افسردگی، انزوای اجتماعی و اضطراب را شاید بتوان در زمره مهم ترین پیامدهای منفی این اختلال در نظرگرفت. هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی فیزیوتراپی گروهی در مقایسه با فیزیوتراپی انفرادی بر کاهش اضطراب و افزایش سلامت عمومی در بیماران مبتلا به ضایعات نخاعی می باشد. روش: مطالعه حاضر از نوع مطالعه آزمایشی میباشد که برروی 40 بیمار ضایعه نخاعی انجام شد. بیماران به طور تصادفی به دو گروه فیزیوتراپی گروهی(n=20) و فیزیوتراپی انفرادی(n=20) تقسیم شدند و سپس برای یک گروه، فیزیوتراپی گروهی و برای گروه دیگر فیزیوتراپی انفرادی انجام شد. قبل و بعد از اجرای فیزیوتراپی، پیش آزمون و پس آزمون برای هردوگروه انجام شد. از پرسشنامه اضطراب زانگ و پرسشنامه سلامت عمومی به عنوان ابزار سنجش استفاده گردید و به منظور استخراج نتایج از روش تحلیل واریانس چند متغیره استفاده شد. یافته ها: مقایسه میانگین های دو گروه پس از اپایان مطالعه نشان داد که فیزیوتراپی گروهی برای کاهش اضطراب در بیماران ضایعه نخاعی در سطح  (0/01>P) معنادار است. اما فیزیوتراپی انفرادی باعث افزایش اضطراب در این بیماران شده است. درحالیکه روش درمانی فیزیوتراپی انفرادی در افزایش سلامت عمومی بیماران ضایعه نخاعی موثرتر از روش درمانی فیزیوتراپی گروهی بوده است. نتیجه گیری: فیزیوتراپی گروهی در مقایسه با فیزیوتراپی انفرادی باعث کاهش اضطراب بیماران شده اما فیزیو تراپی انفرادی در افزایش سلامت عمومی در مقایسه با فیزیوتراپی گروهی، موثرتر بوده است.
۶.

بررسی چالش های مشاوران در هدایت تحصیلی دانش آموزان معلول جسمی وحرکتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۴
زمینه و هدف: هدایت تحصیلی دانش آموزان دارای کم توانی جسمی–حرکتی، با وجود اهمیت چشمگیر آن، همواره با چالش های متعددی برای مشاوران همراه بوده است. پژوهش حاضر با رویکردی عمیق به بررسی این چالش ها می پردازد. هدف اصلی این مطالعه، شناسایی و تبیین چالش های پیشِ روی مشاوران در فرآیند هدایت تحصیلی دانش آموزان دارای کم توانی جسمی–حرکتی بوده است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون است. افق زمانی تحقیق سال های ۱۴۰۲–۱۴۰۳ و افق مکانی آن شهرهای تهران، کرج، هشتگرد، قزوین، ارومیه و گلستان را دربرمی گیرد. جامعه پژوهش شامل مشاورانی بود که دارای تجربه کاری در هدایت تحصیلی دانش آموزان با کم توانی جسمی و حرکتی بودند. نمونه گیری به صورت غیرتصادفی و هدفمند انجام شد. برای گردآوری داده ها از مصاحبه های عمیق، نیمه ساختاریافته و اکتشافی استفاده شد و تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل مضمون صورت گرفت. یافته ها: تحلیل داده های حاصل از مصاحبه ها به استخراج ۳۲ مضمون فرعی در قالب ۹ مضمون اصلی منجر شد. مضامین اصلی شامل ناکارآمدی آزمون های رغبت و توانایی، محدودیت در امکان انتخاب رشته و مسیر شغلی، نگرش های غیرواقع بینانه والدین، ناسازگاری های نگرشی و عاطفی دانش آموزان، ضعف دانش و مهارت های تخصصی مشاوران، فقدان امکانات فیزیکی و تجهیزات سازگار، نبود ظرفیت و زیرساخت های حمایتی در فرآیند انتخاب رشته، ضعف همکاری و هماهنگی نهادی، و نیز نابرابری های ساختاری و تبعیض آموزشی بود. نتیجه گیری : یافته های پژوهش نشان می دهد که رفع موانع و چالش های مرتبط با نقش مشاوران در هدایت تحصیلی دانش آموزان دارای کم توانی جسمی و حرکتی، مستلزم اتخاذ اقدامات اصلاحی و هدفمند در سطوح سیستماتیک، محیطی و آموزشی است.