روان شناسی سلامت

روان شناسی سلامت

روان شناسی سلامت سال 14 پاییز 1404 شماره 3 (پیاپی 55) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان در دختران مبتلا به بلوغ زودرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۱۰۷
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان شناختی- رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر نگرانی از تصویر بدنی، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان در دختران مبتلا به بلوغ زودرس انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش، شامل کلیه دختران ۱۱ تا ۱۳ سال مبتلا به بلوغ زودرس مراجعه کننده به کلینیک غدد کودکان شهرستان ساری بودند، که از بین آن ها تعداد 30 نفر از دختران به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) جایگزین شدند. جهت گردآوری داده ها از پرسشنامه نگرانی از تصویر بدن (لیتلتون و همکاران، 2005)، پرسشنامه ترس از ارزیابی منفی (ﻟﺮی، 1983) و پرسشنامه روابط با همسالان (هادسون، 1992) استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 2 ماه در 8 جلسه 90 دقیقه ای و به صورت هفتگی درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی به نقل از بحرینی و همکاران (2022) را دریافت نمودند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها، از تحلیل کوواریانس چند متغیری با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بعد از اثرات پیش آزمون، تفاوت معناداری بین میانگین پس آزمون دو گروه در متغیر های نگرانی از تصویر بدنی (05>0P = ، 07/21F = )، ترس از ارزیابی منفی (05>0P = ، 29/50F = ) و روابط با همسالان (05>0P = ، 19/58F = ) در دختران مبتلا به بلوغ زودرس وجود داشت. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش، می توان نتیجه گرفت که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی می تواند سبب کاهش نگرانی از تصویر بدن، ترس از ارزیابی منفی و روابط با همسالان دختران دارای بلوغ زودرس شود و می توان این مداخله را به دختران دارای بلوغ زودرس، روان شناسان و مشاوران کودک و نوجوان  توصیه کرد.
۲.

مقایسه آشفتگی روان شناختی و رفتارهای خودکشی در بین افراد دارای ملال جنسیتی: متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۶۶
مقدمه: نارضایتی جنسی، گروهی از اختلالات را تشکیل می دهند که علامت اصلی آن ها ترجیح مداوم ایفای نقش جنس مخالف و داشتن این احساس است که بیمار با جنسیت اشتباهی به دنیا آمده است و همین اشتباه بودن بسیار اضطراب زا و عامل افسردگی برای این افراد می باشد. در اغلب موارد این افراد اقدام به تغییر جنسیت خود می کنند که امری نا پذیرفتنی از سوی جامعه و خانواده می باشد و می تواند مشکلات بسیاری برای فرد به بار آورد. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای آشفتگی روان شناختی و رفتارهای خودکشی در بین افراد دارای ملال جنسیتی متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی به تعداد 90 نفر (برای هر گروه 30 نفر) بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (لاویبوند و لاویبوند، 1995)، پرسشنامه افکار خودکشی ( بک، 1961) و پرسشنامه تجدیدنظر شده خودکشی (عثمان و همکاران، 2001) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیره با کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده بین گروه های متقاضی جراحی و عادی در هر سه متغیر اضطراب، استرس و افسردگی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین بین افکار و اقدام به خودکشی طی زندگی گروه متقاضی با عادی و بین گروه عادی و جراحی کرده تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده در فراوانی اقدام به خودکشی در یک سال گذشته تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده درتهدید به خودکشی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده در مؤلفه احتمال اقدام به خودکشی در آینده تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P) و درنهایت، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده در افکار خودکشی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که تشخیص درست و تغییر جنسیت در بین ناراضیان جنسیتی می تواند در سلامت روان و کاهش رفتارهای خودکشی تأثیر مثبتی داشته باشد
۳.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ادراک استرس، انعطاف پذیری شناختی و عملکرد روانی مبتلایان به آسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۸
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (Acceptance and Commitment Therapy ؛ ACT) بر استرس ادراک شده، انعطاف پذیری شناختی و عملکرد روانی در میان بیماران مبتلا به آسم انجام شد. آسم نه تنها یک وضعیت مزمن تنفسی است، بلکه اختلالی محسوب می شود که بار روان شناختی قابل توجهی بر افراد وارد می کند و غالباً منجر به افزایش استرس، راهبردهای مقابله ای ناسازگار و کاهش کیفیت زندگی می گردد. بنابراین، پرداختن به جنبه های روان شناختی بیماری در کنار درمان های پزشکی، از اهمیت بسزایی برخوردار است. روش: این مطالعه شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه شامل بیماران مبتلا به آسم مراجعه کننده به کلینیک های خرم آباد در سال ۱۴۰۲ بود که با نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هرکدام ۱۵ نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش طی هشت جلسه درمان گروهی مبتنی بر ACT شرکت کرد و گروه کنترل فقط مراقبت های معمول پزشکی را دریافت نمود. داده ها با استفاده از مقیاس های PSS، CFI و DASS-21 در دو مرحله گردآوری و با آزمون های t و تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) در نرم افزار SPSS-26 تحلیل شد. یافته ها: میانگین سنی شرکت کنندگان در گروه آزمایش ۳۴/۱ ± ۱۱/۵ سال و در گروه کنترل ۳۱/۸ ± ۱۴/۲ سال بود. نتایج آزمون t همبسته نشان داد که پس از مداخله ی ACT، شرکت کنندگان گروه آزمایش کاهش معناداری در استرس ادراک شده و افزایش معناداری در انعطاف پذیری شناختی و کارکرد روان شناختی نشان دادند (P < 0.05). در مقابل، در گروه کنترل هیچ تغییر معناداری مشاهده نشد. همچنین نتایج آزمون t مستقل نشان داد که بین دو گروه در پس آزمون تفاوت معناداری وجود داشت. تحلیل کوواریانس چندمتغیره (MANCOVA) نشان داد که حدود ۶۷/۷ درصد از تغییرات مشاهده شده در متغیرهای وابسته، به مداخله ی ACT نسبت داده می شود. نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که درمان مبتنی بر ACT یک مداخله ی روان شناختی مؤثر برای بیماران مبتلا به آسم است. درمان ACT با کاهش استرس ادراک شده و افزایش انعطاف پذیری شناختی، موجب بهبود کارکرد روان شناختی و ارتقای بهزیستی کلی می گردد. این نتایج بر اهمیت ادغام مداخلات روان شناختی مبتنی بر ACT در برنامه های جامع مدیریت آسم تأکید دارد، به گونه ای که هر دو بُعد جسمی و روان شناختی بیماری به طور هم زمان مورد توجه قرار گیرند. پیشنهاد می شود پژوهش های آینده با نمونه های بزرگ تر و در بازه های زمانی طولانی تر، پایداری اثرات درمان پذیرش و تعهد را در بیماری های مزمن تنفسی بررسی کنند.
۴.

اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۶۸
مقدمه: سرطان پستان یکی از شایع ترین انواع سرطان در میان زنان در سراسر جهان است. تغییرات فیزیکی شدید ناشی از این بیماری و درمان های آن، مانند ماستکتومی، شیمی درمانی و پرتودرمانی، می تواند موجب کاهش اعتمادبه نفس و مشکلات روان شناختی شود. پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان که به معنای پذیرش، عادی سازی و غلبه بر این تغییرات فیزیکی است، نقش مهمی در کاهش پیامدهای منفی آن دارد. این پژوهش باهدف اعتبارسنجی و هنجاریابی مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC) انجام شد. روش: این پژوهش از نوع توصیفی و اعتباریابی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به سرطان پستان در ایران در سال ۱۴۰۳ بود که ۴۵۷ نفر از آنان به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها به روش آنلاین جمع آوری شد. ابزارهای به کارگرفته شده شامل مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS-BC؛ آن و سو، 2023)، پرسش نامه کیفیت زندگی مرتبط با سلامت (SF-36؛ ویر و شربورن، 1992) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن (MBSRQ؛ کش و همکاران، 1987) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. داده ها نیز توسط نرم افزارهای SPSS-23 و AMOS-24  تحلیل گردید. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان با ۱۷ گویه دارای ۶ عامل (مواجهه، درک، سازگاری، بازگشت به زندگی روزمره، انتقال موفقیت آمیز و جهش به سوی آینده) است و پایایی پرسش نامه (ضریب آلفای کرونباخ) ۰٫۸۴ به دست آمد. نتایج بررسی روایی همگرا نیز نشان داد که بین مقیاس پذیرش بدن (BAS-BC) و مقیاس کیفیت زندگی (SF-36) و مقیاس روابط چندبعدی خود - بدن ( MBSRQ) همبستگی معناداری وجود دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، مقیاس پذیرش بدن در زنان مبتلا به سرطان پستان (BAS - BC)  از ویژگی های روان سنجی مطلوبی برخوردار بوده و از اعتبار و پایایی مناسبی برای سنجش میزان پذیرش بدن در بیماران مبتلا به سرطان پستان برخوردار است. بنابراین، این ابزار می تواند به عنوان یک مقیاس استاندارد در پژوهش های علمی و کاربردهای بالینی جهت ارزیابی ابعاد روان شناختی پذیرش بدن در این بیماران مورد استفاده قرار گیرد.
۵.

اعتباریابی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسائل در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۴
مقدمه: مفهومِ جهت گیری منفی نسبت به مسئله با مولفه هایی مانندِ ارزیابی مسائل به مثابه تهدید، ادراک از عدم خودکارآمدی و ترس از اعتماد به توانش های فردی برای حل مسئله، بدبینی نسبت به پیامدهای فرایندِ حل مسئله و عدم تحمل ناکامی، بر نگرش منفی افراد نسبت به مسائل، دلالت دارد. این پژوهش با هدف تحلیل روان سنجی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسئله در بیماران اسکلروز چندگانه، انجام شد. روش: در این پژوهش هبستگی، 350 بیمار (194 مرد و 156 زن) از بین مراجعه کنندگان به مرکز تصویربرداری کوثر و انجمن ام اس ایران، واقع در شهر تهران، به کمک روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به مقیاس عدم تحمل ابهام (فرستون و همکاران، 1994)، پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مشکل (رابی چاوود و دوگاس، 2005) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و دوگاس، 2004)، پاسخ دادند. یافته ها: نتایج تحلیل عامل تاییدی از ساختار تک عاملی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسئله در بیماران اسکلروز چندگانه، به طور تجربی حمایت کرد. همچنین، همبستگی مثبت و معنادار بین جهت گیری منفی نسبت به مسئله با اجتناب شناختی و عدم تحمل ابهام، از روایی ملاکی پرسشنامه، حمایت کرد. ضریب همسانی درونی پرسشنامه با استفاده از آلفای کرونباخ 945/0 به دست آمد. نتیجه گیری: در مجموع، نتایج این پژوهش ضمن دفاع از بسندگی نقشه مفهومی معطوف بر ساختاری تک وجهی برای جهت گیری منفی نسبت به مسئله، از مشخصه های فنی روایی و پایایی نسخه فارسی پرسشنامه جهت گیری منفی نسبت به مسئله در بیماران اسکلروز چندگانه، به طور تجربی، دفاع کرد.
۶.

تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه مداخلات روانشناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی بر مدیریت اضطراب و کاهش قند خون در بزرگسالان مبتلا به دیابت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
مقدمه: مطالعه حاضر به منظور تدوین و ارزیابی اثربخشی برنامه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی بر مدیریت اضطراب و کاهش قند خون در بزرگسالان مبتلا به دیابت انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری تمامی افراد مبتلا به دیابت نوع 2 بودند که به خانه دیابت شهر اردبیل در سال 1403 مراجعه کردند که از این تعداد 40 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگذاری شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه اضطراب صفت حالت (STAI) و تست هموگلوبین گلیکوزیله (HbA1c) استفاده شد. گروه آزمایش 8 جلسه 75 دقیقه ای به صورت گروهی و هفته ای یک جلسه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی دریافت کردند. تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره (MANCOVA) و کواریانس تک متغیره (ANCOVA) با بهره گیری از نرم افزار آماری SPSS22 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که برنامه مداخلات روان شناختی خانواده محور بر پایه نشاط معنوی تاثیر معناداری بر کاهش اضطراب (اضطراب صفت- حالت) (01/0>P) و قند خون (01/0>P) در بزرگسالان مبتلا به دیابت داشت. نتیجه گیری: این نتایج نشان داد درمان روان شناختی خانواده محور اگر بر پایه نشاط معنوی اجرا گردد می تواند بر کاهش اضطراب و استرس و علایم فیزیولوژیک افراد مبتلا به اختلال دیابت تاثیرات بهبودی داشته باشد و از این نظر مشاوران و درمانگران می توانند از یافته های پژوهش حاضر در راستای مداخلات بالینی و درمانی استفاده نمایند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۵