مقالات
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه امکان سنجی آموزش حافظه آینده نگر با برنامه مداخله ای حافظه آینده نگر والدم بر فعالیت های روزمره زندگی کودکان پسر مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری شامل کودکان 6 تا 12 سال مبتلا به اختلال طیف اوتیسم پسر با عملکرد بالا شهر رشت در سال 1402 بود. تعداد 45 کودک به روش هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در 3 گروه 15 نفری جایگذاری شدند. گروه اول تحت آموزش حافظه آینده نگر محقق ساخته در 15 جلسه، گروه دوم تحت برنامه مداخله ای حافظه آینده نگر والدم در 8 جلسه قرار گرفتند. جهت گردآوری اطلاعات از مقیاس فعالیت روزمره وایزمن (منیر و همکاران، 2013؛ W-ADL) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون با پس آزمون و پیگیری معنادار بود (05/0>P) ولی بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). همچنین نتایج نشان داد تفاوت گروه های آزمایش با گروه کنترل معنادار بود (05/0>P) اما بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<P). بر این اساس با توجه به آنکه برنامه حافظه آینده نگر والدم با تعداد جلسات کمتر نتایج مشابه بسته آموزشی محقق ساخته را به همراه داشت، می توان این برنامه را به عنوان گزینه ای کارآمدتر و مقرون به صرفه تر برای بهبود فعالیت های روزمره زندگی کودکان پسر مبتلا به اختلال اوتیسم با عملکرد بالا توصیه کرد.
مدل پیش بینی نشانگان اضطراب اجتماعی براساس طرح واره های ناسازگار اولیه با نقش واسطه ای متوالی آمیختگی شناختی و اجتناب تجربه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه ای متوالی آمیختگی شناختی و اجتناب تجربه ای در رابطه میان طرحواره های ناسازگار اولیه و نشانگان اضطراب اجتماعی در بزرگسالان ایرانی انجام شد. این پژوهشِ بنیادی، از نوع توصیفی-همبستگی و تحلیل مسیر بود. جامعه مورد مطالعه، تمامی ایرانیان بزرگسال 18 تا 30 ساله در سال 1403 بودند که از میان آن ها، 512 شرکت کننده با روشِ نمونه گیریِ دردسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه هراس اجتماعی (SPIN، کانور و همکاران، 2000)، پرسشنامه طرحواره های یانگ-نسخه سوم فرم کوتاه (YSQ-S3، یانگ، 2005)، پرسشنامه آمیختگی شناختی (CFQ، گیلاندرز و همکاران، 2014) و پرسشنامه پذیرش و عمل-نسخه دو (AAQ-II، باند و همکاران، 2011) بودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که حوزه های طرحواره خودگردانی و عملکرد مختل، بریدگی و طرد و بازداری و گوش به زنگیِ مفرط به طور غیر مستقیم از طریق آمیختگی شناختی به تنهایی، نشانگان اضطراب اجتماعی را پیش بینی می کنند (05/0>p). نتایج حاکی از برازش عالی این مدل بود. این نتایج نشان می دهند که آمیختگی شناختی می تواند مکانیسمی که از طریق آن، طرحواره های ناسازگار اولیه نشانگان اضطراب اجتماعی را پیش بینی می کنند تبیین نماید. بنابراین می توان با مداخله روی آمیختگی شناختی به کاهش اضطراب اجتماعی دست یافت.
اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر بهزیستی و پریشانی روان شناختی دانش-آموزان دختر دارای اهمال کاری تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، تعیین اثربخشی ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس بر بهزیستی و پریشانی روان شناختی دختر دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش دانش آموزان دختر دارای اهمال کاری تحصیلی متوسطه دوره دوم شهر تبریز در سال تحصیلی 1404-1403بودند که تعداد 39 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (19 نفر) و کنترل (20 نفر) به طور تصادفی ساده جایگذاری شدند. گروه آزمایش هشت جلسه ی 75 دقیقه ای و به صورت هفتگی تحت ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس قرار گرفتند. ابزارگردآوری داده ها شامل مقیاس اهمال کاری تحصیلی (PASS، سولومون و راث بلوم، 1984)، پرسشنامه بهزیستی روان شناختی (PWB، ریف، 1989) و مقی اس افس ردگی، اض طراب و اس ترس (DASS، لاوبیوند و لاوبیوند، 1995) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره انجام شد. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون بهزیستی و پریشانی روان شناختی در گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. از یافته های فوق می توان نتیجه گرفت که ذهن آگاهی مبتنی بر کاهش استرس به عنوان یک روش روان درمانی موثر برای بهزیستی و پریشانی روان شناختی دانش آموزان دارای اهمال کاری تحصیلی است.
شناسایی انتظارات روان شناختی نوجوانان از سیستم های بوم شناختی: یک مطالعه نظامند(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نظامند شناسایی انتظارات روان شناختی نوجوانان از سیستم های بوم شناختی انجام شد. با جستجو در پایگاه داده های داخلی از جمله نورمگز، ایرانداک، سیویلیکا، مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی، پرتال جامع علوم انسانی و همچنین پایگاه داده های بین المللی همچون ساینس دایرکت، اریک، پاب مد، سیج، الزویر و گوگل اسکالر، تعداد 112 سند در بازه زمانی 2023-2015 مورد بررسی قرار گرفتند. سپس با استفاده از نشانگرهای فهرست وارسی ارزیابی پریزما، 15 سند براساس ملاک ارتباط، سودمندی و اعتبار انتخاب شدند. داده ها با روش تحلیل کیفی آلتاید انجام چهار مقوله براساس تعداد نشانگرها، شامل انتظار از خانواده با اختصاص 31 نشانگر از مجموع 77 نشانگر (26/40 درصد) شناخته شد. پس از انتظار از خانواده، مسائل اجتماعی با 22 نشانگر (57/28 درصد) و بعد از آن امور تحصیلی با 15 نشانگر (48/19 درصد)؛ و انتظارات از همسالان با 9 نشانگر (69/11) مهمترین مقوله ها بودند. این نتایج ضرورت افزایش آگاهی سیستم های بوم شناختی با انتظارات نوجوانان را برجسته می کند و براین اساس پیشنهادهایی ارائه گردید.
اثربخشی آموزش تربیت مثبت مدرسه محور بر شایستگی های اجتماعی- هیجانی و کیفیت زندگی در مدرسه دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی آموزش تربیت مثبت مدرسه محور بر شایستگی های اجتماعی- هیجانی و کیفیت زندگی در مدرسه دانش آموزان ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان پایه ششم ابتدایی شهرستان ایلخچی در سال تحصیلی 1405-1404 بودند که از این جامعه تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل جایگذاری شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه کیفیت زندگی در مدرسه (اینلی و بورک، 1999؛ QOSL)، پرسشنامه شایستگی های اجتماعی- هیجانی (زو و ای، 2012؛ SECQ) بود. در این مطالعه، گروه آزمایش بسته آموزش تربیت مثبت مدرسه محور طی 12 جلسه 45 دقیقه ای شرکت کردند. داده ها با استفاده از روش تحلیل کواریانس چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون شایستگی های اجتماعی- هیجانی و کیفیت زندگی در مدرسه تفاوت معناداری در سطح (001/0>P) وجود داشت. در نتیجه آموزش تربیت مثبت مدرسه محور می تواند به عنوان روش آموزشی مؤثر در جهت افزایش شایستگی های اجتماعی- هیجانی و کیفیت زندگی در مدرسه مورد استفاده قرار گیرد.
ازدواج های پر خطر از نگاه مشاوران خانواده: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به شناسایی عوامل مؤثر بر بروز ازدواج های پر خطر از دیدگاه مشاوران خانواده با رویکرد کیفی پرداخته است. میدان پژوهش شامل مشاوران خانواده فعال در شهرهای تهران و مشهد در سال ۱۴۰۲ بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند، ۲۱ مشاور با حداقل ۵ سال تجربه کاری و مدرک دکتری مشاوره انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش تحلیل مضمون براون و کلارک تحلیل شدند. یافته ها سه مضمون اصلی را نشان داد: عوامل درون فردی (آسیب های روان شناختی، اختلالات روان شناختی، ناهماهنگی شخصیتی، مسائل جسمانی - بیولوژیکی، انتخاب تک بعدی، ضعف بلوغ اقتصادی)، عوامل بین فردی (تعارض با خانواده اصلی، تعامل معیوب با همسر، تمایز نیافتگی، عدم تعهد، رفتارهای آسیب زا) و عوامل برون فردی (ازدواج مصلحتی، آگاهی ناقص، عدم کفویت، عدم آمادگی برای ازدواج). نتایج حاکی از آن است که ازدواج های پر خطر تحت تأثیر عوامل شخصی، تعاملی و محیطی قرار دارند و توجه به این عوامل در مشاوره پیش از ازدواج و زوج درمانی ضروری است.
نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری در بیماران مبتلا به سرطان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری در بیماران مبتلا به سرطان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری این مطالعه شامل افراد مبتلا به انواع سرطان انستیتو سرطان مجتمع بیمارستانی امام خمینی در سال ۱۴۰۳ در شهر تهران بود. در این پژوهش ۳۴۲ شرکت کننده از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های تاب آوری (۱۰CD-RISC ، کمپل-سیلز و اشتاین، ۲۰۰۷)، حس انسجام (SOC، آنتونوفسکی، ۱۹۹۳)، توانایی ادراک شده سازگاری با تروما (PACT، بونانو و همکاران، ۲۰۱۱)، پرسشنامه باورهای مرکزی (CBI، کان و همکاران، ۲۰۱۰) و تنظیم شناختی هیجان (CERQ، گارنفسکی و کرایج، ۲۰۰۶) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار است. نتایج نشان داد که حس انسجام، معناسازی و راهبردهای تنظیم هیجان بر تاب آوری اثر مستقیم و معنادار داشتند؛ همچنین اثر مستقیم معناسازی و حس انسجام بر راهبردهای تنظیم هیجان معنادار بود (۰۱/۰p<). نتایج آزمون بوت استرپ برای مسیرهای غیرمستقیم نیز نشان داد که راهبردهای تنظیم هیجان در رابطه بین حس انسجام و معناسازی با تاب آوری نقش میانجی داشت (۰۱/۰p<). بر این اساس می توان نتیجه گرفت که حس انسجام و معناسازی به صورت مستقیم و غیرمستقیم با میانجیگری حس انسجام بر تاب آوری تاثیر دارد.
نقش میانجی حمایت اجتماعی در رابطه بین رفتار فابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی ادراک شده در دانشجویان متاهل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی حمایت اجتماعی در رابطه بین رفتار فابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی ادراک شده در دانشجویان متاهل بود. این پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانشجویان متاهل دانشگاه های شهر بوشهر در سال 1404 بود. 260 نفر به روش نمونه گیری در دسترس در یک نظرسنجی آنلاین شرکت کردند و به مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS؛ زیمت و همکاران، 1988)، مقیاس عمومی فابینگ (GSP؛ چوتپیتایاسونوند و داگلاس، 2018) و مقیاس پرخاشگری پنهان ارتباطی (GRAS؛ کارول و همکاران، 2010) پاسخ دادند. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. یافته ها نشان داد که مدل پیشنهادی از برازش مطلوب برخوردار بود و 52 درصد از واریانس پرخاشگری پنهان ارتباطی را تبیین کرد. نتایج نشان داد که رفتار فابینگ به طور مثبت و حمایت اجتماعی به طور منفی با پرخاشگری پنهان ارتباطی رابطه معنادار داشتند (05/0>P)؛ همچنین رفتار فابینگ با حمایت اجتماعی به طور منفی رابطه معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که حمایت اجتماعی در رابطه بین رفتارفابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی نقش میانجی داشت (05/0>P). از این یافته ها می توان نتیجه گرفت که حمایت اجتماعی یک عامل میانجی در رابطه بین رفتار فابینگ و پرخاشگری پنهان ارتباطی ادراک شده در دانشجویان متاهل است.
بررسی نقش میانجی همدلی در رابطه کنش وری بازتابی والدین و مشکلات رفتاری دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین نقش میانجی همدلی در رابطه کنش وری بازتابی والدین و مشکلات رفتاری دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر پایه ششم شهرستان خدابنده در سال تحصیلی 1403 -1404 بود که به روش نمونه گیری دردسترس 220 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اختلال لجبازی و نافرمانی و سلوک کودکان (ODCDQ) معتمدین و همکاران (1400)، پرسشنامه همدلی - کودکان و نوجوانان (CA-EmQue) اورگاوو همکاران (2017) و پرسشنامه کنش وری بازتابی والدین (PRFQ) لویتن و همکاران (2017) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثر مستقیم مولفه پیش ذهنی سازی (004/0=P) و علاقه و کنجکاوی (005/0=P) بر همدلی بود. همچنین نتایج بیانگر معناداری اثر مستقیم همدلی (009/0=P) و مولفه اطمینان از حالات ذهنی (05/0=P) بر مشکلات رفتاری بود. همچنین نتایج حاکی از اثر غیرمستقیم پیش ذهنی سازی و علاقه و کنجکاوی بر مشکلات رفتاری با میانجی گری همدلی بود (005/0=P). این نتایج نشان می دهد که همدلی با توجه به نقش کنش وری بازتابی والدین می تواند تبیین کننده اختلالات رفتاری دانش آموزان باشد.
اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر تاب آوری و تنیدگی والدینی مادران کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی درمان چشم انداز زمان بر تاب آوری و تنیدگی والدینی مادران کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بود. پژوهش به روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل اجرا شد. جامعه آماری این پژوهش شامل مادران کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی منطقه 2 شهر تهران در سال 1403 بود که پس از مصاحبه مقدماتی و بر اساس ملاک های ورود و خروج از پژوهش، به روش هدفمند تعداد 30 نفر از آن ها انتخاب و به صورت تصادفی در گروه آزمایش و کنترل (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. ابزار اندازه گیری پژوهش شامل مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (CD_RISC، 2003) و مقیاس تنیدگی والدینی بری و جونز (PSS، 1995) بود. درمان چشم انداز زمان در 8 جلسه گروهی و هر جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یکبار درمان بر روی گروه آزمایش اجرا شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کواریانس چند متغیری مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون تفاوت معناداری (01/0>P)، میان پس آزمون گروه آزمایش و کنترل در تاب آوری و تنیدگی والدینی وجود داشت. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که درمان چشم انداز از درمان های اثربخش در بهبود تاب آوری و تنیدگی والدینی مادران کودکان با اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی است.
اثرسنجی روان نمایشگری مبتنی بر نقش مضاعف ویژه والدین در درمان اضطراب های تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، طراحی و اثرسنجی یک برنامه آموزشی-درمانی روان نمایشگرانه مبتنی بر نقش مضاعف با تمرکز بر توانش اثرگذاری والدین بر اضطراب های تحصیلی دانش آموزان بود. روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام دانش آموزان پایه چهارم تا ششم دبستان دچار اضطراب های تحصیلی در تهران بودند که از بین آنها 30 دانش آموز به صورت هدفمند و بر اساس ملاک های پژوهش، انتخاب شدند. دانش آموزان از طریق گمارش تصادفی و به صورت مساوی در دو گروه آزمایش و گواه، جای گرفتند. برنامه آموزشی-درمانی مبتنی بر نقش مضاعف در چهار جلسه اصلی همراه با جلسات راهنمایی افزوده، برای والدین دانش آموزان گروه آزمایشی اجرا شد. دانش آموزان گروه گواه نیز روان نمایشگری معمول ویژه کودکان را دریافت کردند و والدین آنها صرفاً در جلسه مصاحبه نخست حاضر بودند. برای سنجش میزان اضطراب های تحصیلی دانش آموزان و ادراک آنها نسبت به واکنش های والدین شان، روش جامعه سنجی طیف نگار به کار رفت. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد که دانش آموزان هر دو گروه، تغییرات کاهشی معناداری را در اضطراب های تحصیلی تجربه کرده اند اما ادراک این دانش آموزان نسبت به واکنش های والدین، صرفاً در گروه آزمایشی به طور معناداری کاهش یافته است. در واقع، یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون، بین میانگین پس آزمون اضطراب های تحصیلی گروه آزمایش و گواه، تفاوت معناداری وجود ندارد اما در مورد ادراک دانش آموزان نسبت به واکنش های والدین، این تفاوت در سطح 001/0P‹ معنادار است. با توجه به یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که اگر در پی تغییرات ماندگار و اساسی در اضطراب های تحصیلی دانش آموزان هستیم می بایست والدین را نیز در جلسات درمان سهیم سازیم. البته تعمیم نتایج حاصل از پژوهش حاضر، نیازمند اجرای پژوهش های مشابه متعدد در آینده است.
ویژگی های روان سنجی مقیاس اهداف دلسوزانه و خودمحورانه در روابط دوستانه در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس اهداف دلسوزانه و خودمحورانه در روابط دوستانه بود. در یک طرح توصیفی و اعتباریابی آزمون، تعداد ۲۱۶ و ۲۲۶ نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه فردوسی مشهد در نیم سال اول سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. گردآوری داده ها با مقیاس اهداف دلسوزانه و خودمحورانه (CSGS) کروکر و کانوالو (۲۰۰۸)، مقیاس ارضای نیازهای بنیادین در روابط (BNS-RS) لاگواردیا و همکاران (۲۰۰۰)، مقیاس سرزندگی ذهنی-فرم حالت (SVS-SL) رایان و فردردیک (۱۹۹۷) و پرسش نامه ادراک از مؤلفه های کیفیت رابطه (PRQC) فلچر و همکاران (۲۰۰۰) صورت گرفت. تحلیل داده ها با بررسی همسانی درونی، بازآزمایی، روایی عاملی اکتشافی، تأییدی، همگرا و پیش بین صورت گرفت. نتایج نشان داد که مقیاس، ساختاری دو عاملی با واریانس تبیین شده ۷۲/۵۸ درصد دارد. روایی عاملی تاییدی نیز به تأیید رسید. ضرایب آلفای کرونباخ از ۸۲/۰ تا ۸۷/۰ و ضرایب دو نیمه کردن از ۷۹/۰ تا ۸۶/۰ به دست آمد. ضرایب بازآزمایی پس از دو هفته نیز ۶۴/۰ برای اهداف دلسوزانه و ۶۰/۰ برای اهداف خودمحورانه به دست آمد. میان اهداف دلسوزانه با نیازهای روانشناختی در روابط، سرزندگی ذهنی و مولفه های کیفیت رابطه، همبستگی مثبت و معناداری وجود داشت (۰۵/۰>P). اما اهداف خودمحورانه رابطه منفی با این متغیرها داشتند. اهداف دلسوزانه پیش بینی کننده مثبت و اهداف خودمحورانه پیش بینی کننده منفی سرزندگی ذهنی، رضایت، تعهد، صمیمیت و اعتماد در روابط دوستانه بودند. بنابراین به نظر می رسد، مقیاس اهداف دلسوزانه و خودمحورانه در روابط دوستانه از پایایی و روایی مناسبی در میان دانشجویان برخوردار است.
تبیین مفهوم بازی در تربیت اسلامی بر اساس دیدگاه اندیشمندان معاصر: یک مطالعه کیفی تفسیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین مفهوم بازی در تربیت اسلامی بر اساس دیدگاه اندیشمندان معاصر انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، کیفی تفسیری و از نوع تحلیل محتوای متون بود که در سال 1404 انجام شد. جامعه پژوهش شامل آثار اندیشمندان معاصر تربیت اسلامی بود که بر اساس نمونه گیری هدفمند، دو متن شاخص یعنی تعلیم و تربیت در اسلام اثر شهید مطهری (۱۳۹۲) و تربیت دینی کودک اثر آیت الله حائری شیرازی (۱۳۹۵) به عنوان واحدهای تحلیل انتخاب شدند. داده ها از طریق تحلیل کیفی با روش کدگذاری باز، مقایسه مستمر و انتزاع مفهومی گردآوری و در نرم افزارMAXQDA تحلیل شدند. بر اساس مراحل تحلیل، ۱۸۰ واحد معنایی، ۳۸ کد اولیه، ۱۰ زیرمقوله و در نهایت چهار مقوله اصلی استخراج شد. یافته ها نشان داد که مفهوم بازی در تربیت اسلامی واجد چهار ساحت بنیادین ۱) بازی به مثابه میدان شکوفایی فطرت و تجربه لذت های معنادار، ۲) بازی به عنوان بستر سیادت، شادی و امنیت عاطفی کودک، ۳) بازی به منزله میدان آزادی هدایت شده و رشد تدریجی استقلال، و ۴) بازی به مثابه روش تربیت غیرمستقیم و ساخت شخصیت اخلاقی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بازی در اندیشه اندیشمندان معاصر اسلامی، نه فعالیتی فرعی یا صرفاً تفریحی، بلکه سازوکاری طبیعی، تدریجی و فطرت محور برای رشد همه جانبه کودک است.
مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به چاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت و رفتاردرمانی دیالکتیکی بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به چاقی انجام شد. روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_ پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه این پژ وهش دختران مقطع متوسطه دوم شهر رشت مبتلا به چاقی در سال 1404 بود که از بین آن ها، 55 دانش آموز به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در سه گروه درمان شفقت (17 نفر)، رفتاردرمانی دیالکتیکی (18 نفر)، و گروه کنترل (20 نفر)، تخصیص یافتند. ابزار این پژوهش، پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان (گارنفسکی و کرایج، 2006) (CERQ) بود. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. نتایج نشان داد که نمرات پیش آزمون راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان با نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری داشت (05/0>P). همچنین نتایج دلالت بر این داشت که بین دو درمان در طول زمان تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P)؛ که نشان دهنده اثربخشی بیشتر رفتاردرمانی دیالکتیکی نسبت به درمان متمرکز بر شفقت بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت هر دو درمان به عنوان یک مداخله پایدار بر راهبردهای سازگار و ناسازگار تنظیم شناختی هیجان در نوجوانان مبتلا به چاقی مؤثر می باشد؛ اما رفتاردرمانی دیالکتیکی مؤثرتر است.
بررسی عوامل موثر بر پرورش ذهن راه حل ساز:یک مطالعه کیفی نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی عوامل مؤثر بر شکل گیری ذهن راه حل ساز می پردازد؛ رویکردی شناختی و پویا که بر خلق راه حل های عملی و مثبت به جای تحلیل علل مشکلات تمرکز دارد. این مطالعه در سال تحصیلی ۱۴۰۳–۱۴۰۴ در میان دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد انجام شد. با استفاده از روش شناسی نظریه داده بنیاد گلیزر، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 16 شرکت کننده که بر اساس کسب نمرات بالا در سیاهه ساخت راه حل انتخاب شده بودند، انجام شد. از طریق تحلیل مقایسه ای مداوم، چهار مقوله محوری شناسایی شد: منابع درونی مانند صبوری و خودکارآمدی، تعاملات توانمندساز مانند روابط حمایتی و ارتباط سازنده، ابزارهای ساخت راه حل مانند استراتژی های شناختی و تحلیلی و فعال سازی منابع مانند امید و ذهنیت رشد. این مقوله ها در قالب یک مدل مفهومی نوآورانه تلفیق شدند و چارچوبی برای درک ذهن راه حل ساز و فرآیند شکل گیری آن ارائه می کنند. یافته ها به نظریه روان شناسی یافته های این پژوهش با معرفی مفاهیم نوینی مانند آرامش زدایی و تفکر نموداری به توسعه نظریه های روان شناسی کمک می کنند. مفهوم آرامش زدایی می تواند در آموزش مهارت های تنظیم هیجان و افزایش تحمل پریشانی به کار رود، و تفکر نموداری می تواند مبنایی برای آموزش فرایندهای گام به گام راه حل سازی و تصمیم گیری آگاهانه باشد. این رویکردها زمینه ارتقای تاب آوری، انگیزش درونی و ذهن راه حل ساز را فراهم می سازند.
اثربخشی آموزش طرحواره درمانی بر علائم اضطراب، خود تنظیمی هیجانی و جهت گیری زندگی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش طرحواره درمانی بر علائم اضطراب، خودتنظیمی هیجانی و جهت گیری زندگی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی مراجعه کننده به کلینیک های شهر اصفهان در سال 1403 بود که تعداد 30 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در یک گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. شرکت کنندگان قبل از اجرای مداخله مقیاس اضطراب کتل (1957، CAS)، پرسشنامه خود تنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان (2010، ESQ) و آزمون جهت گیری زندگی شییر و کارور (1985، LOT-R) را تکمیل کردند. گروه آزمایش آموزش طرحواره درمانی را طی دوازده جلسه، هر هفته یک جلسه و به مدت 90 دقیقه دریافت نمودند. داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بین میانگین پیش آزمون و پس آزمون متغیرهای علائم اضطرابی، خود تنظیمی هیجانی و جهت گیری در سطح 01/0>P تفاوت معناداری وجود داشت و علاوه بر این بین میانگین پس آزمون و پیگیری این سه متغیر نیز تفاوت معناداری در سطح 01/0>P وجود داشت. در نتیجه آموزش طرحواره درمانی می تواند به عنوان روش درمانی مؤثر در جهت کاهش علائم اضطرابی و افزایش خود تنظیمی هیجانی و جهت گیری زندگی مادران دارای کودک مبتلا به اختلال نقص توجه/بیش فعالی مورد استفاده قرار گیرد.
پیش بینی تقلب تحصیلی براساس خودکارآمدی تحصیلی، خودکنترلی و صفات تاریک شخصیت در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی تقلب تحصیلی در دانشجویان بر اساس خودکارآمدی تحصیلی، خودکنترلی و صفات تاریک شخصیت بود. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد ارومیه در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه ای به حجم ۴۰۰ نفر با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شد. شرکت کنندگان به پرسشنامه خودکارآمدی تحصیلی (ASEQ؛ چمرز و همکاران، ۲۰۰۱)، مقیاس خودکنترلی (SCS؛ تانجی و همکاران، ۲۰۰۴) و پرسشنامه دوجین تاریک صفات شخصیتی (DTDD؛ جوناسن و وبستر، ۲۰۱۰) پاسخ دادند. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه انجام گرفت. نتایج نشان داد که خودکارآمدی تحصیلی و خودکنترلی با تقلب تحصیلی رابطه منفی و معناداری دارند (05/0>p). همچنین، از میان صفات تاریک شخصیت، جامعه ستیزی قوی ترین پیش بینی کننده مثبت برای تقلب تحصیلی بود (26/0= β، 05/0>p). بر اساس نتایج تحلیل رگرسیون، متغیرهای پیش بین شامل خودکارآمدی تحصیلی، خودکنترلی و صفات تاریک شخصیت در مجموع 29.8 درصد از واریانس بی صداقتی تحصیلی دانشجویان را تبیین می کنند. این یافته ها نشان می دهد که ارتقاء خودکارآمدی و خودکنترلی می تواند در کاهش گرایش به تقلب تحصیلی مؤثر باشد، در حالی که صفات تاریک شخصیت، به ویژه جامعه ستیزی، می توانند زمینه ساز افزایش این رفتار باشند.
اثربخشی روان درمانی مثبت نگر گروهی بر رویدادهای تبعیض آمیز جنسیتی و توانمندی های منشی در زنان دارای اختلال ملال پیش از قاعدگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی روان درمانی مثبت نگر گروهی بر رویدادهای تبعیض آمیز جنسیتی و توانمندی های منشی در زنان دارای اختلال ملال قبل از قاعدگی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری زنان مبتلا به اختلال ملال قبل از قاعدگی مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی و مراکز مشاوره و خانه های بهداشت شهرستان سیاهکل در نیمه دوم سال 1401 بودند که از این بین تعداد 39 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب و در دو گروه آزمایش (19 نفر) و کنترل (20 نفر) به صورت تصادفی ساده جایگذاری شدند. گروه آزمایش مداخله روان درمانی مثبت نگر گروهی در طی هشت جلسه ی 90 دقیقه ای و به صورت هفته ای یک جلسه دریافت کردند. ابزارگردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه غربالگری علایم قبل از قاعدگی (PSST، استینر و براون، 2003)، پرسشنامه رویدادهای تبعیض آمیز جنسیتی (SSE، کلونوف و لندرین، 1995) و مقیاس توانمندی ها و فضایل منش (VIA-IS، سلیگمن و پترسون، 2004) بود. تجزیه و تحلیل داده ها با آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره صورت گرفت. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون رویدادهای تبعیض آمیز جنسیتی و توانمندی های منشی در دو گروه آزمایش و گواه تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود دارد. نتایج حاصله بیانگر سودمندی روان درمانی مثبت نگر گروهی بر بهبود رویدادهای تبعیض آمیز جنسیتی و توانمندی های منشی در زنان دارای اختلال ملال قبل از قاعدگی بوده و می توان از آن به عنوان یک روش مداخله ای موثر در بهبود رویدادهای تبعیض آمیز جنسیتی و توانمندی های منشی سود جست.
مقایسه اثربخشی درمان گروهی متمرکز بر شفقت و درمان گروهی هیجان مدار بر خود سرزنشگری مادران دارای فرزند مبتلا به ناتوان جسمی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان گروهی متمرکز بر شفقت و درمان گروهی هیجان مدار بر خود سرزنشگری مادران دارای فرزند مبتلا به ناتوان جسمی بود. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون_پس آزمون و گروه کنترل با پیگیری دو ماه بود. جامعه آماری مادران دارای فرزند ناتوان جسمی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی بهزیستی شهرستان ایذه در بازه زمانی شش ماهه اول سال 1403 بودند. در پژوهش حاضر نمونه ای به حجم 36 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند و سپس به صورت تصادفی ساده در سه گروه 12 نفری گمارده شدند. مقیاس سطوح خودسرزنشگری تامپسون و زوروف (LOSC، 2004) جهت جمع آوری داده ها اجرا شد. هر یک از گروه های مداخله طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت درمان گروهی قرار گرفتند. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که نمره خودسرزنشگری در گروه های مداخله در مقایسه با گروه کنترل نسبت به پیش آزمون در پس آزمون و پیگیری به طور معنی دار در سطح خطای 05/0 کاهش یافته است؛ اما بین دو گروه درمانی در نمرات پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0>P). یافته های این پژوهش نشان داد که هر دو درمان بر کاهش خود سرزنشگری در مادران دارای فرزند مبتلا به ناتوان جسمی موثر بوده است.
اثربخشی آموزش امیدمحور بر اضطراب مرگ، امیدواری و احساس تنهایی در سالمندان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش امیدمحور بر اضطراب مرگ، امیدواری و احساس تنهایی در سالمندان بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش سالمندان بالای 70 سال مقیم سرای سالمندان در سال 1403 شهر خرم آباد بود. جهت گزینش نمونه پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس تعداد 50 نفر انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 25 نفری (25 نفر گروه آزمایش و 25 نفر گروه کنترل) گمارده شدند. شرکت کنندگان گروه آزمایش آموزش امیدمحور را در 8 جلسه هر جلسه90 دقیقه دریافت کردند و و گروه کنترل آزمایشی را دریافت نکرد. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های اضطراب مرگ (DAS، تمپلر، 1970)، امیدواری (HQ، اشنایدر و همکاران، 1991) و پرسشنامه احساس تنهایی (UCLA، راسل و همکاران، 1980) گردآوری و به روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین پس آزمون اضطراب مرگ، امیدواری و احساس تنهایی در سالمندان تفاوت معناداری در سطح 01/0 وجود داشت. با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که توانمندسازی سالمندان با آموزش امیدمحور جزو رویکردهای آموزشی اثربخش بر اضطراب مرگ، امیدواری و احساس تنهایی در سالمندان است.
پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیت، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی در زنان متاهل دارای نشانگان افسردگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر پیش بینی صمیمیت زناشویی بر اساس ویژگی های شخصیت، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی در زنان متاهل دارای نشانگان افسردگی بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل زنان متاهل دارای نشانگان افسردگی مراجعه کننده به مراکز روانشناسی و خدمات درمانی وابسته به بهزیستی و سازمان نظام روانشناسی استان تهران در سال 1403 بود که جهت گزینش نمونه پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند تعداد 200 نفر انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه افسردگی (BDI-II، بک و همکاران، 1996)، پرسشنامه صمیمیت زناشویی (MINQ، باگاروزی، 2001)، پرسشنامه پنج عامل بزرگ شخصیتی (Big 5، گلدبرگ، 1999)، پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (CFI، دنیس و وندروال، 2010) و مقیاس سنجش بخشودگی (FFS، پولارد و اندرسون، 1998)، بود. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه به روش همزمان استفاده شد. نتایج نشان داده است که بین برونگرایی، گشودگی به تجربه، توافق پذیری، وظیفه شناسی، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی با صمیمیت زناشویی رابطه مثبت و معنادار و بین روان رنجورخویی با صمیمیت زناشویی رابطه منفی و معنادار است (01/0>p). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که ویژگی های شخصیت، انعطاف پذیری شناختی و بخشودگی در مجموع 84/0 واریانس صمیمیت زناشویی را تبیین می کنند.
پیش بینی سازگاری اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی در دانش آموزان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری در این پژوهش دانش آموزان مدارس مقطع متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بود. در این پژوهش 165 دانش آموز به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت ارزیابی از پرسشنامه سازگاری اجتماعی دانش آموزان سینها و سینگ (SSAQ، 1993)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گرتز و رومر (DERS، 2004)، پرسشنامه نیازهای بنیادین روان شناختی لاگاردیا و همکاران (BPNQ، 2000) و پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز و همکاران (PCQ، 2007) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی با سازگاری اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه دارند (05/0P<). نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی در مجموع 3/73 درصد سازگاری اجتماعی و 6/70 درصد دشواری در تنظیم هیجان را تبیین کردند (05/0P<). بر همین اساس توصیه می شود که مدارس، محیط های آموزشی را به گونه ای طراحی کنند که بتواند پاسخ گوی نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روانی دانش آموزان باشد، زیرا این مهم می تواند باعث ارتقاء سازگاری اجتماعی و کاهش دشواری در تنظیم هیجان دانش آموزان شود.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد با زوج درمانی هیجان مدار بر رضایت جنسی زنان دارای تعارض زناشویی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل زنان دارای تعارض زناشویی مراجعه کننده به مراکز مشاوره خانواده سازمان بهزیستی شهر تهران در سال 1404 بود که 45 نفر به شیوه هدفمند انتخاب و با گمارش تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش تعارضات زناشویی ثنایی (1379،MCQ ) و رضایت جنسی هادسون و همکاران (1981،ISS ) بود. مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و زوج درمانی هیجان مدار در 8 جلسه 90 دقیقه ای هفته ای یک بار به صورت گروهی برای دو گروه آزمایش اجرا شد. داده ها با بهره گیری از تحلیل واریانس آمیخته تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد بین گروه زوج درمانی هیجان مدار و گروه کنترل در پس آزمون و پیگیری رضایت جنسی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0>P)، اما این تفاوت در گروه درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و کنترل، معنادار نبود (05/0<P). نتایج نشان داد زوج درمانی هیجان مدار نسبت به درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد به طور معناداری بر رضایت جنسی زنان دارای تعارضات زناشویی اثربخش تر بود و بین دو درمان تفاوت معنادار مشاهده شد (05/0<P). بنابراین می توان از زوج درمانی هیجان مدار بر بهبود رضایت جنسی در زنان دارای تعارضات زناشویی به عنوان یک درمان حمایتی بهره برد.
اثربخشی آموزش تکنیک های کیفیت زندگی درمانی بر شادکامی، تنظیم شناختی هیجان و سرمایه روانشناختی دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر شادکامی، تنظیم شناختی هیجان و سرمایه روان شناختی دانشجویان بود. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری و گروه کنترل با دوره پیگیری 3 ماهه بود. جامعه پژوهش شامل تمامی دانشجویان کارشناسی رشته روانشناسی دانشگاه آزاد تهران جنوب در سال تحصیلی 1404-1403 بود. تعداد 30 نفر از جامعه آماری با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با روش تخصیص تصادفی در گروه آزمایش و گروه کنترل (هر گروه 15 نفر) قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات از پرسشنامه شادکامی آکسفورد (OHQ، 1987)، تنظیم شناختی هیجان (CERQ، گارنفسکی، 2002) و سرمایه روان شناختی (لورنز و همکاران،2016) استفاده شد. برای شرکت کنندگان گروه آزمایش درمان مبتنی بر کیفیت زندگی با توجه به پروتکل طی 8 جلسه اجرا شد؛ اما گروه کنترل درمانی دریافت نکردند. تحلیل داده ها با تحلیل آمیخته با اندازه گیری مکرر انجام شد. نتایج نشان داد که با کنترل اثر پیش آزمون بین میانگین نمرات پس آزمون شادکامی، تنظیم شناختی هیجان و سرمایه روان شناختی در دو گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری در سطح 05/0 وجود داشت (05/0>P). نتیجه گیری می شود که درمان مبتنی بر کیفیت زندگی بر شادکامی، تنظیم شناختی هیجان و سرمایه روان شناختی دانشجویان مؤثر است.
پیش بینی کیفیت روابط زناشویی زنان و مردان مبتلا به اختلال کاستی توجه/ بیش فعالی براساس اهمال کاری زناشویی و تکانشگری هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی کیفیت روابط زناشویی زنان و مردان مبتلا به اختلال کاستی توجه/ بیش فعالی براساس اهمال کاری زناشویی و تکانشگری هیجانی انجام شد. روش پژوهش توصیفی توصیفی- همبستگی بود. برای دستیابی به هدف از بین زنان و مردان متأهل مراجعه کننده به مطب های روانپزشکی منطقه یک شهر تهران در بازه زمانی اواخر فروردین تا اواسط تیرماه سال 1403 که تشخیص قطعی اختلال کاستی توجه/ بیش فعالی دریافت نمودند، 119 زن و مرد مبتلا به صورت در دسترس وارد مطالعه شدند. سپس با استفاده از پرسشنامه اهمال کاری زناشویی (MPQ، قربانی نژاد، 1391)، مقیاس تکانشگری بارات (BIS، پاتن و همکاران، 1995) و کیفیت زناشویی (RDAS، باسبی و همکاران، 1995) مورد سنجش قرار گرفتند. همچنین، یافته های حاصل از آزمون رگرسیون چندگانه نشان داد که اهمال کاری زناشویی (001/0=P ، 489/0-= β) قوی ترین پیش بین، و تکانشگری حرکتی (001/0=P ، 274/0- = β) و بی برنامگی (198/0-=P ، 198/0-= β) پیش بینی کننده معنادار کیفیت روابط زناشویی است؛ و متغیرهای پیش بین قادر به تبیین 43/0 از واریانس کیفیت روابط زناشویی بودند (05/0>P). بنابراین نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که توجه زوج درمانگران به اهمال کاری زناشویی و تکانشگری هیجانی (بی برنامگی، تکانشگری حرکتی) می تواند در تبیین کیفیت روابط زناشویی زنان و مردان مبتلا به اختلال کاستی توجه/ بیش فعالی نقش داشته باشد.
نقش میانجی استرس ادراک شده در رابطه بین شفقت به خود و ثبات زندگی زناشویی در زنان آسیب دیده از خیانت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی استرس ادراک شده در رابطه بین شفقت به خود و ثبات زندگی زناشویی در زنان آسیب دیده از خیانت بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی مراجعه کننده به مراکز روانپزشکی شهر ساوه در سال 1402-1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند 370 نفر از آنها به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه استرس ادراک شده (PSS) کوهن و همکاران (1983)، شاخص ثبات زناشویی(MII) ادوارد و همکاران (1987) و فرم بلند مقیاس خودشفقت ورزی (SCS-LF) نف (2003) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثرمستقیم شفقت به خود بر استرس ادراک شده (004/0=P) و ثبات زندگی زناشویی (001/0=P) و همچنین اثر مستقیم استرس ادراک شده بر ثبات زندگی زناشویی (04/0=P) بود. همچنین نتایج حاکی از اثر غیرمستقیم شفقت به خود بر ثبات زندگی زناشویی با میانجی گری استرس ادراک شده بود (02/0=P). این نتایج نشان می دهد که استرس ادراک شده با توجه به نقش شفقت به خود می تواند تبیین کننده ثبات زندگی زناشویی در زنان آسیب دیده از خیانت باشد.
نقش سبک های هویت و شفقت خود در تعارض نقش خانوادگی و نقش اجتماعی زنان با میانجی گری انگیزش پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش سبک های هویت و شفقت خود در تعارض نقش خانوادگی و نقش اجتماعی زنان با میانجی گری انگیزش پیشرفت بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل زنان ایرانی فعال در شبکه های اجتماعی شهر تهران و قم در سال 1402 بود که ۲۲0 نفر از آنان به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پنج مقیاس: سبک های هویت تجدیدنظر شده (ISI-5؛ برزونسکی، ۲۰۱۳)، مقیاس کوتاه شفقت خود (SCS-SF؛ ریس و همکاران، ۲۰۱۱)، مقیاس تعارض کار-خانواده و خانواده-کار (WFC؛ نت مایر و همکاران، ۱۹۹۶)، مقیاس تعارض تصمیم گیری (DCS؛ اوکانر، ۱۹۹۳)، و مقیاس جهت گیری انگیزشی (WOFO؛ هلمریچ و اسپنس، ۱۹۷8) گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج نشان داد که مدل از برازش مناسب برخوردار بود . تحلیل مسیر نشان داد سبک هویت سردرگم-اجتنابی، شفقت خود و انگیزش پیشرفت بر تعارض تصمیم اثر مستقیم و معنادار داشت (01/0p<). اثر مستقیم سبک های هویت اطلاعاتی و سردرگم-اجتنابی بر انگیزش پیشرفت معنادار بود (01/0p<). اما اثر شفقت خود بر انگیزش پیشرفت معنادار نبود و شفقت خود بر تعارض تصمیم و تعارض کار-خانواده اثر مستقیم داشت (05/0p<). براساس آزمون آرویان، انگیزش پیشرفت در رابطه ی سبک های هویت اطلاعاتی و سردرگم-اجتنابی با تعارض تصمیم نقش میانجی داشت (05/0p<). یافته ها بر اه می ت توجه به نقش سبک های هویت، شفقت خود و انگیزش پیشرفت در بررسی تعارض نقش های زنان تأکید دارند.
نقش میانجی اضطراب فراگیر در رابطه بین کمال گرایی منفی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش میانجی اضطراب فراگیر در رابطه بین کمالگرایی منفی و فرسودگی تحصیلی در دانشجویان انجام شد. روش پژوهش توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه پیام نور-واحد بین المللی عسلویه در سال تحصیلی 1404-1403 بود. در این مطالعه 234 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (GAD – 7؛ اسپیتزر و همکاران، 2006)، مقیاس چندبعدی کمال گرایی (FMPS؛ فراست و مارتن، 1990) و پرسشنامه فرسودگی تحصیلی (ABS؛ برسو و همکاران، 2007) استفاده شد. تحلیل داده ها به روش مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. همچنین یافته ها نشان داد که کمالگرایی منفی و اضطراب فراگیر اثر مستقیم و معنادار بر فرسودگی تحصیلی داشتند (05/0>P). همچنین کمالگرایی منفی بر اضطراب فراگیر اثر مستقیم و معنادار داشت (05/0>P). نتایج آزمون بوت استرپ نشان داد که اضطراب فراگیر بین کمالگرایی منفی و فرسودگی تحصیلی نقش میانجی داشت (05/0>P). یافته های پژوهش حاضر دلالت بر این دارند که کمالگرایی منفی به صورت مستقیم و به واسطه اضطراب فراگیر بر فرسودگی تحصیلی در دانشجویان اثر دارد.
پیش بینی تعهد سازمانی بر اساس انگیزش شغلی، تحمل پریشانی و دلبستگی شغلی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی تعهد سازمانی معلمان بر اساس انگیزش شغلی، تحمل پریشانی و دلبستگی شغلی بود. پژوهش حاضر ازلحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و ازلحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل معلمان مدارس ابتدایی شهر تهران بود که از طریق نمونه گیری تصادفی خوشه ای تعداد 320 نفر به عنوان گروه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه های تعهد سازمانی مایر و آلن (1991، OCQ)، انگیزش شغلی هاکمن و اولدهام (1976، MPS)،ت حمل پریشانی سیمونز و گاهر (2005، DTS) و دلبستگی شغلی ادواردز و کلیپاتریک (1984، JAQ) بود. روش تحلیل پژوهش، همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون به روش هم زمان بود. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که انگیزش شغلی، تحمل پریشانی و دلبستگی شغلی به طور مثبت و معناداری با تعهد سازمانی معلمان همبستگی دارند. این یافته ها نشان می دهند که تقویت انگیزش شغلی و تحمل پریشانی می تواند به افزایش تعهد سازمانی معلمان کمک کند. بر اساس نتایج تحقیق، پیشنهاد می شود که مدیران مدارس با طراحی برنامه های حمایتی و آموزشی برای افزایش دلبستگی شغلی و انگیزش معلمان، سطح تعهد آنان را ارتقاء دهند.
روایی و پایایی پرسشنامه عملکرد خودمختار در دانش آموزان مقطع متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی روایی و پایایی پرسشنامه عملکرد خودمختار در دانش آموزان مقطع متوسطه بود. این مطالعه توصیفی- همبستگی و از نوع مطالعات روان سنجی بود. دانش آموزان مقاطع متوسطه اول و دوم منطقه 5 شهر تهران که در نیمسال دوم سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند، جامعه آماری این مطالعه را تشکیل دادند. از این میان 452 دانش آموز با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند و به صورت مداد کاغذی به پرسشنامه عملکرد خودمختار (AFQ، وینستین و همکاران، 2012) و پرسشنامه نیازهای بنیادین روان شناختی (BPNQ، لاگاردیا و همکاران، 2000) پاسخ دادند. برای بررسی روایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تاییدی و روایی همزمان و برای بررسی پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. نتایج تحلیل عاملی تاییدی حاکی از تایید ساختار سه عاملی پیشنهاد شده توسط سازندگان بود. همبستگی مثبت بین پرسشنامه عمکرد خودمختار و نیازهای بنیادین روان شناختی روایی همزمان پرسشنامه را مورد تایید قرار داد (01/0P<، 59/0r=). ضریب آلفای کرونباخ کل پرسشنامه در سطح مطلوبِ 77/0 به دست آمد. به صورت کلی می توان نتیجه گرفت که پرسشنامه عملکرد خودمختار به عنوان ابزاری روا و پایا قابلیت آن را دارد تا برای مطالعه و سنجش ابعاد مختلف خودمختاری صفت در دانش آموزان ایرانی مورد استفاده قرار گیرد.