مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
هوش مصنوعی مولد
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۲ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳
366 - 390
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش شناسایی کاربست ها، فرصت ها، مخاطرات و تحولات ناشی از به کارگیری فناوری های هوش مصنوعی در صنعت رسانه است.
روش: این پژوهش با روش مرور نظام مند و تکنیک های اسنادی و کتابخانه ای انجام شد. گردآوری اطلاعات از پایگاه های علمی ایرانداک، جهاد دانشگاهی، ریسرچ گیت، اسکوپوس و سایت های مجمع جهانی اقتصاد، مرکز نوآوری و توسعه هوش مصنوعی کشور، کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد، سازمان ایزو، اتحادیه اروپا و وبسایت های تخصصی و خبری حوزه رسانه نظیر رویترز و فارس صورت گرفت. در این مرحله، ۵۰ سند مطالعه و شواهد تحقیقات آن ها شناسایی شد. در ادامه، ۱۱ سند فارسی و ۲۲ سند انگلیسی انتخاب و داده های استخراج شده دسته بندی، ترکیب و تفسیر شدند.
یافته ها: راهبردها و سیاست گذاری های حوزه رسانه تحت تأثیر فناوری هوش مصنوعی قرار گرفته است و دو تحول محیطی و محتوایی را رقم زده اند. تحولات محیطی در ابعاد زیرساخت و فناوری، منابع انسانی، محیط کاری و ساختار، تأمین کننده سه مؤلفه «دانش و مهارت، زیرساخت داده و زیرساخت محاسباتی»، اجزای اصلی توسعه فناوری هوش مصنوعی هستند و در تحولات محتوایی، مدیریت هوشمند محتوا از تولید تا تنظیمگری حاصل شده است.
نتیجه گیری: گستره کارکردهای هوش مصنوعی در صنعت رسانه متأثر از درک و شناسایی، استخراج مفهوم، استدلال و برنامه ریزی و یادگیری ماشین، در حال توسعه است و فرصت ها و مخاطرات بسیاری را در مسیر تحول صنعت رسانه رقم خواهد زد. متخصصان این حوزه در سراسر دنیا تحت تأثیر این تحولات، به دنبال پیاده سازی ساختار و سامانه های اجرایی و نظارتی هستند تا ضمن صیانت از انواع محتوای رسانه ای، از حریم خصوصی کاربران و مشتریان خود نیز حفاظت کنند.
کارکردهای هوش مصنوعی در پژوهشهای حدیثی
هوش مصنوعی که امروزه رواج گستردهای در میان همه اقشار مختلف افراد جامعه یافته و در همه زمینهها مورد استفاده قرار میگیرد، گرچه نتایج بسیار جذّاب و حیرتانگیز ارائه میدهد، هنوز نمیتواند در نمونههای حسّاس جایگزین انسان قرار گیرد. این امر، به ویژه در حوزه کارهای پژوهشی، بسیار صادق است و هوش مصنوعی، هنوز قادر نیست همه چرخه پژوهش را به تنهایی و بدون نظارت عامل انسانی به انجام برساند. در باب مطالعات حدیث که برای مسلمانان بسیار بااهمّیّت و حسّاس است و نتایج پژوهشها به اتقان خیلی زیاد نیاز دارد، استفاده از هوش مصنوعی مستلزم دقّت و وسواس بسیار خواهد بود.
در این نوشته، تلاش خواهد شد بدون سپردن همه امور مطالعات حدیثی به هوش مصنوعی، استفادههایی که ممکن است برای این کار در اختیار پژوهشگران حدیثی باشد تا از طریق آن سرعت، دقّت و گستره مطالعات آنها افزایش یابد، معرّفی گردد و با روش کتابخانه ای و از طریق مرور آثار و پژوهش های انجام گرفته در این زمینه، راهکارها و مهارتهای استفاده از دستیارهای هوشمند و انتخاب بهترین ابزارها برای انجام این مطالعات به تفصیل بیان شود.
این پژوهش، از دو منظر به موضوع مقاله می پردازد: یکی، استفاده از الگوریتم ها و فنّاوری های هوش مصنوعی در مطالعات حدیث که ضمن مرور پیشینه استفاده از هوش مصنوعی در علوم اسلامی، به معرّفی روش های نوین پردازش زبان طبیعی و یادگیری ماشین در حوزه مطالعات حدیثی می پردازد و دوم، به استفاده از دستیارهای هوشمند و بازوهای گفت وگو در مطالعات حدیثی پرداخته و چشم اندازهای آینده هر دو حوزه را ترسیم می کند.
بررسی انتقادی تأثیر هوش مصنوعی مولد و تسلط ضریب تأثیر و شاخص های ارجاعات بر تولید محتوا و ارزیابی مجلات و محققان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیجیتالی سازی به طور چشمگیری شیوه های زندگی، کار و سازمان دهی را تغییر داده است و در حوزه علم، به کاهش هزینه های انتشار و افزایش قابل توجه تعداد مجلات و مقالات منجر شده است. این تحولات همچنین با ظهور معیارهای کمی مانند ضریب تأثیر مجله و ارجاعات در گوگل اسکالر، ارزیابی های سنتی تولیدات علمی را تحت تأثیر قرار داده اند. نظام های ارزیابی دانشگاهی با تأکید بر ایده «منتشر کن یا نابود شو»، پژوهشگران را به تولید مقالات بیشتر واداشته و رویه های مشکل ساز مانند استنادهای جعلی و تولید مقالات برون سپاری شده را تشویق کرده است. هوش مصنوعی مولد با خودکارسازی وظایف پژوهشی، این روندها را تشدید کرده و تهدیدات جدی برای جامعه علمی به همراه دارد. در این مقاله، به بررسی چالش ها و تغییراتی که دیجیتالی سازی و مدیریت الگوریتمی در نشر علمی ایجاد کرده اند، پرداخته می شود. همچنین تأثیرات منفی وابستگی به این فناوری ها بر مهارت ها و جامعه علمی مورد بحث قرار می گیرد. با توجه به این چالش ها، نیاز به حفظ تعامل فکری عمیق و توسعه مهارت های پژوهش ضروری است. این مقاله همچنین پیشنهادهایی برای تقویت تعاملات اجتماعی و برقراری استانداردهای علمی در برابر فشارهای ناشی از انتشارات سودمحور ارائه می دهد.
توانائی و تمایل دانشجویان به کار گروهی به عنوان مؤلفه ای از مهارت های نرم در عصر دیجیتال و نقش آن در یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
201 - 220
حوزههای تخصصی:
هدف: در عصر دیجیتال استفاده از هوش مصنوعی مولد امور را به نحو قابل توجهی دگرگون کرده و در آینده نیز به نحو غیرقابل انتظاری تحولاتی به وجود خواهد آورد. برای رویارویی با این تحولات ، توانمندی در مهارت های نرم ضروری است؛ به ویژه برای دانشجویان و نیز جهت افزایش اشتغال پذیری دانش آموختگان. در میان مؤلفه های تشکیل دهنده مهارت های نرم، کارگروهی اهمیت خاصی دارد. برخورداری از توانمندی کارگروهی نه تنها در نهادهای تولیدی و خدماتی بلکه در نهادهای آموزشی نیز قابل توجه می باشد. هدف این تحقیق پاسخ دادن به دو سؤال بوده است: توانمندی و تمایل دانشجویان به کارگروهی چه میزان است؟ و آیا این توانمندی با دستیابی آنان به پیامدهای یادگیری رابطه ای دارد؟روش: برای پاسخ دادن به دو سؤال یادشده،یک طرح تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی تدوین و اجرا شد. جامعه و نمونه موردمطالعه دانشجویان دوره کارشناسی رشته علوم ارتباطات دریکی از دانشگاه های پژوهشی کشور بود. برای اندازه گیری" آمادگی و تمایل دانشجویان به کارگروهی" از یک مقیاس تراز شده استفاده شد و داده های لازم گردآوری و تحلیل شد. علاوه برآن، برای سنجش دستیابی دانشجویان به پیامدهای یادگیری از سنجش مستمر و آزمون پایانی یک درس تخصصی استفاده شد.یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که بیش از 60 درصد دانشجویان ،در نمونه موردمطالعه ،از توانمندی و تمایل به کارگروهی برخوردارند. همچنین، با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، رابطه توانمندی و تمایل به کارگروهی با دستیابی به پیامدهای یادگیری مورد تحلیل قرار گرفت.نتیجه گیری: آزمون فرض آماری درباره همبستگی میان دو متغیر نشان داد که، در نمونه آماری مورد مطالعه، رابطه ای مثبت و معنی دار میان توانمندی و تمایل به کارگروهی دانشجویان با دستیابی آنان به پیامدهای یادگیری وجود دارد (P<0.01) . سرانجام با توجه به نتایج پژوهش پشنهادهائی برای پرورش توانائی کارگروهی در محیط های آموزشی برای ارتقاء یادگیری دانشجویان عرضه شده است.
هوش مصنوعی مولد و تحول ترجمه ادبی: تحقیق کیفی در دیدگاه دانشجویان ادبیات(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کاربردهای چت جی پی تی در حوزه آموزش به طور گسترده ای مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، اما بررسی های علمی در زمینه ترجمه، به ویژه ترجمه متون ادبی، بسیار محدود است. مطالعه حاضر به واکاوی نگرش های دانشجویان ادبیات انگلیسی نسبت به هوش مصنوعی مولد، به ویژه چت جی پی تی، در زمینه ترجمه آثار ادبی می پردازد. این پژوهش با مشارکت ۲۲ دانشجوی مقطع کارشناسی رشته ادبیات انگلیسی دانشگاه حکیم سبزواری انجام شده و برای گردآوری داده ها از روش های کیفی، شامل مصاحبه های نیمه ساختاریافته و چهارچوب های روایی، جهت تحلیل تجربیات شرکت کنندگان در طول یک دوره آموزشی ۱۲ هفته ای بهره گرفته است. در این بازه زمانی، دانشجویان با استفاده از چت جی پی تی به ترجمه متون ادبی متنوعی همچون شعر، داستان کوتاه و بخش هایی از رمان پرداختند. یافته های به دست آمده، ابعاد مثبت و منفی استفاده از هوش مصنوعی در فرایند ترجمه را آشکار ساخت. دانشجویان، چت جی پی تی را به دلیل سرعت، سهولت دسترسی و نقش آن در ارتقای خلاقیت، گسترش دامنه واژگان و تسهیل فرایند یادگیری مورد تحسین قرار دادند. بااین حال، محدودیت هایی نظیر ناتوانی در درک ظرافت های فرهنگی، عمق احساسی و پیچیدگی های سبکی به ویژه در متون شعری، به طور ملموسی نمایان شد. افزون بر این، نگرانی هایی پیرامون وابستگی بیش از حد به ابزار هوش مصنوعی، مسائل اخلاقی نظیر سرقت ادبی و همچنین ناتوانی این فناوری در جایگزینی بینش انسانی مطرح گردید. باوجوداین چالش ها، بیشتر دانشجویان چت جی پی تی را ابزاری مکمل و نه جایگزین مترجمان انسانی ارزیابی کردند. این پژوهش بر ضرورت تدوین راهبردهای آموزشی تأکید دارد که دانشجویان را برای تعامل انتقادی با هوش مصنوعی آماده ساخته و توازنی میان کارآمدی و خلاقیت ایجاد کند. مطالعات آتی می بایست بر ارتقای توانمندی های هوش مصنوعی در فهم پیچیدگی های فرهنگی و عاطفی و همچنین بررسی شیوه های ادغام آن در روندهای کاری مشترک با مترجمان انسانی تمرکز نمایند.