آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۱

چکیده

این مقاله مروری با استفاده از تئوری ساخت یابی گیدنز چگونگی تعامل مشترک بین کارآفرینان اجتماعی زن و ساختار را در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران توصیف می کند. در روش شناسی با رویکرد کیفی، و روش تجزیه وتحلیل اسنادی کتاب شناختی استفاده شده است. از منظر هدف شناسی، این پژوهش در طبقه پژوهش های توصیفی قرار می گیرد؛ چراکه هدف از پژوهش های کتابخانه ای، توصیف و گسترش دامنه شناخت است. اهمیت معاصر کارآفرینی اجتماعی در ترکیبی از نیروهای ساختاری پیچیده و فعالیت های عاملینی است که تغییرات را آغاز، مطالبه، تحمیل و یا تسهیل می کنند. کارآفرینان اجتماعی نوظهور توسط ساختار ساخته می شوند و به دلیل نارضایتی از ساختار موجود در فرایند حل مساله اجتماعی ساختارهایی تولید می کنند که می توانند فعالیت آنها را تسهیل یا محدود کنند. درک صحیح از قدرت بالقوه عاملیت در دوره ای از زندگی، حرکت فراتر از انتظارات حوزه خاص را در زنان کارآفرین اجتماعی ضروری می کند. راهبرد های ایجاد سرمایه اجتماعی قوی، توانمندسازی متقابل، مسئولیت پذیری ساختار، حمایت نهادی از فعالیت زنان کارآفرین اجتماعی، ساخت شبکه خواهرانه، تجارت عادلانه انسان محور و انطباق از جمله گونه های نشان دهنده تعامل سازنده مشترک بین کارآفرین (عامل) و ساختار می باشند. اقدامات آنها نتایج غیرعمدی مانند انتقال مسئولیت های دولتی به به این موسسات را به همراه دارد. تحول هویتی و بازاندیشانه کارآفرینان زن به واسطه کسب اعتماد به نفس و خودکارآمدی در فرایند کارآفرینی اجتماعی و نیز تغییرات فرهنگی و سیاستگذاری که برای سهولت در کارآفرینی اجتماعی زنان در ساختار صورت می گیرد، می تواند استفاده از نظریه ساختار گیدنز در کارآفرینی پیشنهاد کند.

تبلیغات