تحلیل دوام ازدواج زنان مطلقه با و بدون فرزند: رویکرد مدل های شکنندگی بقا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تداوم و تغییر اجتماعی سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
573 - 606
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ازدواج موف ق و پای دار، باع ث افزای ش س لامتی و نش اط اف راد می ش ود؛ حضور فرزندان در خانواده، علاوه بر اینکه دارایی و سرمایه ویژه زوجین محسوب می شود می تواند نقش مؤثری در کاهش طلاق ایفا نماید. هدف مطالعه حاضر مقایسه مهم ترین عوامل مؤثر بر دوام ازدواج اول زنان مطلقه با و بدون فرزند با استفاده از مدل های شکنندگی بقا بود. روش و داده ها: در این مطالعه از داده های موج اول پیمایش مقطعی طلاق سازمان ثبت احوال کشور (1396-1397)، استفاده شد و دوام ازدواج اول به ترتیب 469 و 756 نفر از زنان مطلقه بدون فرزند و دارای فرزند با به کارگیری جنگل های تصادفی و مدل های شکنندگی بقا و استفاده از نرم افزارهای Spss ، R و Stata تحلیل شد. یافته ها: براساس مدل های وایبل با شکنندگی مشترک، از میان متغیرهای منتخب، وضعیت زنده بودن پدر، سن ازدواج زن و همسر و تعداد سال های تحصیل زن بر دوام ازدواج زنان هر دو گروه و متغیرهای تعداد سال های تحصیل مادر، تعداد سال های تحصیل همسر، وضعیت شغلی، طلاق عاطفی، متقاضی طلاق و محل سکونت بعد از طلاق تنها بر دوام ازدواج زنان مطلقه بدون فرزند و متغیرهای تعداد سال های تحصیل پدر، تعداد خواهر و برادر همسر، سن فرزند اول، تعداد فرزند و وضعیت حضانت فرزند تنها بر دوام ازدواج زنان مطلقه دارای فرزند معنی دار شدند. بحث و نتیجه گیری : یافته ها نشان داد که دوام ازدواج اول در میان زنان با تعداد فرزندان بیشتر و نیز مسئولیت حضانت، بیشتر است که می تواند ناشی از افزایش هزینه های خروج از ازدواج، تعهد مضاعف به ثبات خانواده برای فرزندان، یا فشارهای اجتماعی-فرهنگی باشد. با این حال، با افزایش سن فرزند اول، احتمال وقوع طلاق بیشتر می شود که ممکن است نشان دهنده کاهش وابستگی والدین به نقش های خانوادگی، ظهور مجدد تعارضات زناشویی پس از گذر از سال های اولیه رشد فرزند، یا فرصت های تازه برای استقلال اقتصادی و اجتماعی مادر باشد. این روندها نشان می دهند که پویایی خانواده در طول چرخه زندگی، به طور پیچیده ای با تصمیم های مربوط به طلاق درآمیخته است. پیام اصلی: میانگین دوام ازدواج زنان بدون فرزند 77.5 ماه و دارای فرزند 190.1 ماه است. این تفاوت قابل توجه می تواند ناشی از افزایش «هزینه های طلاق» (هم مالی و هم عاطفی) با حضور فرزندان در ازدواج های با ثبات کمتر و تعهد مضاعف والدین برای حفظ محیط خانوادگی پایدار برای فرزندان و همچنین نقش احتمالی فرزند به عنوان عامل انسجام بخش در زندگی زناشویی در ازدواج های با ثبات بیشتر باشد. بنابراین، تأثیر فرزندآوری بر طول مدت ازدواج می تواند بسته به کیفیت اولیه و استحکام رابطه، از مسیرهای متفاوتی تبیین شود.