فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۶۰۱ تا ۲٬۶۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگی پلیس سال ۱۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۲)
43 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، شناسایی و ارائه راه کارهای ارتقاء فرهنگ مشارکت سازمان های مردم نهاد در پیش گیری از جرائم خشن در شهر همدان است. این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ رویکرد، کیفی است. جامعه آماری پژوهش را فرماندهان انتظامی استان همدان تشکیل دادند و حجم نمونه به صورت هدفمند و تا اشباع نظری که ۲۵ مورد بود، ادامه یافت. برای گردآوری داده ها از دو روش کتابخانه ای و میدانی مبتنی بر مصاحبه نیمه ساختاریافته از خبرگان استفاده گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون با استفاده از نرم افزار MAXQDA استفاده شد. یافته ها نشان می دهند که هر چه مشارکت بین سازمان های مردم نهاد با فراجا بیشتر باشد، پیشگیری از جرم بهتر صورت می گیرد، بر این اساس، چهار شیوه کلی به عنوان راه کارهای ارتقاء فرهنگ مشارکت سازمان های مردم نهاد در پیش گیری از جرائم خشن در شهر همدان شناخته شدند که عبارتند از: 1- راه کارهای آگاهی محور با 20 شاخص (مضمون سازمان دهنده: آگاهی بخشی، آموزش دهی و ترویج سازمان های مردم نهاد)، 2- راه کارهای اعتمادمحور با 26 شاخص (ارتباط سازی، تعامل بین بخشی و برون بخشی و اعتمادسازی)، 3- راه کارهای عملیاتی با 40 شاخص (اجرای طرح های اجتماعی، کمک اقتصادی، تفویض اختیار و بسترسازی عملیاتی) و 4- راه کارهای قانونی و حقوقی با 19 شاخص (مداخله قانونی و پشتیبانی و بسترسازی حقوقی).
تجارب زیسته دانشجویان از آموزش مجازی هنر گرافیک در دوران پاندمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
86 - 99
حوزههای تخصصی:
با شروع پاندمی و مجازی شدن آموزش در دانشگاه ها، مدرسین و دانش پژوهان هنر معضلات، چالش ها، فرصت ها و شرایط جدیدی را تجربه کردند. هدف اصلی این پژوهش مطالعه پدیدارشناختی تجارب زیسته دانشجویان رشته گرافیک از آموزش مجازی در دروس کارگاهی است. برای این مقصود، بیست نفر از دانشجویان به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و با آنها مصاحبه عمیق فردی به عمل آمده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که پروسه نوین آموزش مجازی برای دانشجویان هنر حکم نوعی زیست جهان را پیدا کرده است که حیات حرفه ای آنها را در چهار بعد تحت تأثیر قرار داده است: چالش های عملی و فنی، ارتباطات عاطفی و هیجانی، تعامل اجتماعی، گسست از الزامات مراوده حضوری، و مواجهه با فرصت ها و دستاوردهای بدیع جهان مجازی. بدین سان، فرایند یادگیری هنر برای آنها با یادگیری شیوه های غلبه بر موانع و مشکلات فنی در کار با رایانه، ایجاد صفحات مجازی، برقراری تعاملات مجازی و تبادل احساسات به شیوه از راه دور همراه گشته است که پیشتر هیچگاه آن را تجربه نکرده بودند. از این حیث، دانشجویان می بایست در حین یادگیری دروس کارگاهی به شیوه نوین، هنر برقراری ارتباطات عاطفی اجتماعی در جهان مجازی را نیز به طور روزمره تمرین و کسب می کردند. این تمرین های عملی نه فقط مستلزم گسست آن ها از شرایط و الزامات آموزش حضوری بود، بلکه فرصت ها و دستاوردهای نوینی در اختیار آنان گذاشته است که به نوبهخود درک و دریافت آنها از هنر و از شیوه های یادگیری هنر را دگرگون کرده است.
الگوی کاربرد شبکه های اجتماعی مجازی در فرآیند جرم یابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش انتظامی سال ۲۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۲)
113 - 163
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: ویژگی ها و کارکردهای شبکه های اجتماعی مجازی موجب شده تا سازمان های بسیاری از جمله پلیس در صدد استفاده مؤثرتر و تخصصی تر از آن ها باشند. هدف اصلی تحقیق حاضر، ارائه الگوی کاربرد شبکه های اجتماعی در فرآیند جرم یابی است.روش: این تحقیق از نظر هدف، کاربردی است که به روش آمیخته اکتشافی انجام شده است. مشارکت کنندگان حوزه کیفی، شامل کلیه مطلعان کلیدی درون و برون سازمانی حوزه رسانه و ارتباطات و فضای مجازی است که داده ها به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری با 18 نفر با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری شد. همچنین در مرحله کمی جامعه آماری تحقیق را کلیه کارشناسان حوزه ارتباطات و رسانه ها و خبرنگاران معاونت اجتماعی فراجا و اساتید دانشکده های ارتباطات و رسانه، کارآگاهان و جرم یابان تشکیل می دهند که تعداد 132 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و با استفاده از ابزار پرسشنامه مستخرج از داده های کیفی و نظریه های مرتبط داده ها گردآوری شدند.یافته ها: یافته های تحقیق، کاربرد شبکه های اجتماعی مجازی در فرایند جرم یابی شامل 5 بُعد، 14 مؤلفه و 99 شاخص است؛ که بُعد ارتباطی شامل مؤلفه های تعامل های ارتباطی کاربران و تعامل های سازمانی؛ بُعد اطلاعاتی شامل مؤلفه های انتقال اطلاعات، تجزیه و تحلیل اطلاعات، جمع آوری و جذب اطلاعات و مستندسازی اطلاعات؛ بُعد اقناعی شامل مؤلفه های شفافیت و درک پیام، و صداقت و استحکام در پیام؛ بُعد آموزشی شامل مؤلفه های آموزش همگانی و تولید رسانه ای؛ و بُعد ساختاری شامل مؤلفه های ساختار انسانی، فنی، قانونی و محیطی می باشد.نتیجه گیری: نتایج این تحقیق نشان داد که رسانه ها به ویژه شبکه های اجتماعی مجازی باید در فرایند جرم یابی بیش از پیش مورد توجه کارآگاهان و کارشناسان جرم یابی و کشف علمی جرم در پلیس های تخصصی (فتا و آگاهی) قرار گیرند.
طراحی الگوی منتورینگ برای مدیران مدارس استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲
176 - 187
حوزههای تخصصی:
هدف: منتورینگ در محیط های آموزشی از جمله مدارس می تواند باعث بهبود عملکردهای آموزشی شود. در نتیجه، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگوی منتورینگ برای مدیران مدارس استان تهران انجام شد. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف و روش اجرا به ترتیب کاربردی و مقطعی از نوع کمی بودند. جامعه پژوهش مدیران مدارس استان تهران در سال تحصیلی 1-1400 بودند که با توجه استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری حجم نمونه 320 نفر در نظر گرفته شد. نمونه ها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند و به پرسشنامه محقق ساخته 81 سوالی منتورینگ برای مدیران مدارس پاسخ دادند. داده های حاصل از اجرای پرسشنامه محقق ساخته منتورینگ برای مدیران مدارس با روش های تحلیل عاملی اکتشافی و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای SPSS نسخه 23 و Lisrel نسخه 8/8 تحلیل شدند. یافته ها: در این مطالعه تعداد 4 پرسشنامه به دلیل نقص کنار گذاشته شد و تحلیل ها برای 316 نفر صورت پذیرفت. یافته های تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که منتورینگ برای مدیران مدارس استان تهران 81 آیتم در 16 مولفه و 2 بعد داشت. ابعاد شامل منتورینگ برای مدیران مدارس (با 9 مولفه دانش، نگرش، مهارت، مشارکت محوری، تمرکز، سازماندهی، حمایت، رهبری آموزشی و ارتباط آموزشی) و پیامدهای منتورینگ (با 7 مولفه توسعه مهارت های ذاتی، توسعه مهارت های فنی، توسعه مهارت های ارتباطی، توسعه مهارت های محیطی، عملکرد نوآورانه، عملکرد رقابتی و عملکرد آموزشی) بودند. همچنین، بار عاملی مولفه های منتورینگ برای مدیران مدارس بالاتر از 40/0 و پایایی آنها با روش ترکیبی بالاتر از 80/0 محاسبه شد. یافته های مدل یابی معادلات ساختاری نشان داد که الگوی منتورینگ برای مدیران مدارس استان تهران برازش مناسبی داشت و منتورینگ برای مدیران مدارس بر هر 7 پیامد منتورینگ شامل توسعه مهارت های ذاتی، توسعه مهارت های فنی، توسعه مهارت های ارتباطی، توسعه مهارت های محیطی، عملکرد نوآورانه، عملکرد رقابتی و عملکرد آموزشی تاثیر مستقیم و معنادار داشت (05/0P<). نتیجه گیری: الگوی منتورینگ پژوهش حاضر برای مدیران مدارس استان تهران دارای تلویحات کاربردی بسیاری برای مسئولان و دست اندرکاران نظام آموزش وپرورش است و آنان بر اساس الگوی مذکور می توانند از طریق ابعاد و مولفه های شناسایی شده گام های مهم و موثری در راستای بهبود منتورینگ مدیران مدارس بردارند.
تحلیل طولی از چشم انداز درحال تغییرِ نگرش نسبت به برابری جنسیتی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
99 - 129
حوزههای تخصصی:
تغییر در نگرش افراد نسبت به جایگاه زنان در جامعه از پیش شرط های اصلی تحقق برابری جنسیتی است. مطالعه حاضر با هدف بررسی تغییرات در نگرش نسبت به برابری جنسیتی در ایران طی دو دهه اخیر و در بین نسل های مختلف انجام شده است. به این منظور با تکنیک تحلیل ثانویه اطلاعات 6701 نفر در سه موج پیمایش ارزش های جهانی طی دوره زمانی 1379-1399 تجزبه وتحلیل شد. جامعه آماری همه افراد بالای 15 سال بودند. نتایج نشان داد که هرچند به طور کلی نگرش افراد در گذر زمان بهبود داشته است؛ اما این افزایش تنها مربوط به حوزه سیاست و آموزش است و نگرش به برابری جنسیتی در اشتغال ثابت بود. دلیل این امر می تواند مدل خانواده مرد نان آور ایرانی باشد. در این مدل اشتغال مردان برای بقای خانواده ضروری است و لذا افراد، اولویت مردان در به دست آوردن شغل ها را به رسمیت می شناسند. تفاوت های نسلی در نگرش به برابری جنسیتی مشهودتر است. نسل های جدید در همه شاخص ها نمرات بالاتری را کسب کرده اند. تحصیلات مهم ترین ویژگی فردی بود که تأثیر معناداری بر نگرش افراد داشت. افراد با تحصیلات دانشگاهی بالاترین نمره نگرش را کسب کرده بودند. از میان ویژگی های فرهنگی، سکولاریسم، بی اعتقادی مذهبی و داشتن ارزش های پساماتریالیستی تأثیر مثبتی بر نگرش افراد داشتند. در سمت مقابل افرادی که دارای ارزش های سنتی خانوادگی بودند، نمره پایین تری در نگرش نسبت به برابری جنسیتی کسب کرده بودند. به نظر می رسد تا زمانی اهمیت حضور در عرصه سیاسی و اشتغال زنان توسط افراد، خانواده ها و سیاستمدارن درک نشود، دسترسی به برابری جنسیتی میسر نخواهد شد. در این راه نقش دولت کلیدی است؛ زیرا بایستی زمینه حضور زنان در بازار کار و مفام های سیاسی را به رسمیت بشناسد.
کودکان رنج کش و تقلای اخلاقی: پژوهشی مردم شناختی در محله ای حاشیه نشین در تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۸ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
5 - 26
حوزههای تخصصی:
آثار مردم نگارانه اولیه کودکان را دریافت کنندگان منفعل فرهنگ بازنمایی می کردند ، اما آثار اخیر آن ها را همچون سوژه هایی تجربه کننده و دارای معنا و ارزش می دانند که باید برای علم اجتماعی جدی گرفته شوند. این مقاله با تکیه بر پژوهش میدانی مردم نگارانه ، چگونگی تجربه کودکی در یک محله حاشیه نشین را بررسی می کند. تحقیق میدانی در محله قُپانلار در تبریز طی سال های 1394 تا 1399 انجام شده و جمع آوری داده ها از طریق مشارکت، مشاهده و گفت وگو صورت گرفته است. این مطالعه مردم شناختی بر شرایط واقعی زیست کودکان، انتظارات خانواده ها و سازمان های غیردولتی از آن ها و واکنش کودکان به زندگی فقیرانه متمرکز است.
روایت مردم نگارانه کودکان حاشیه نشین از دوران جنینی آغاز می شود ؛ زمانی که کودکان تحت تأثیر کالایی سازی خدمات بهداشتی، دچار ضعف و نقص می شوند . سپس کودکان گرسنگی و میل های سرکوب شده را تجربه می کنند. آن ها دوران بیکاری شدید پدرهای کارگر و زندگی در کوچه های صدپله ای و خانه های روی تپه ها با سقف های ترک خورده و در حال ریزش را تجربه می کنند. کودکان قُپانلار به هفت سالگی که می رسند ، قربانی خشونت نمادین سازمان های غیردولتی و خانواده هایشان می شوند ؛ چون در شرایط کالایی سازی آموزش، سبک زندگی طبقات بالاتر بر آن ها تحمیل می شود. با وجود این، واکنش کودکان به چنین شرایطی «تقلایی اخلاقی» است. آن ها که پدر و مادرهایشان را در رویارویی با فقر تنها می یابند ، با دوختن کفش و زباله گردی، از آن ها حمایت می کنند.
مطالعه جامعه شناختی رابطه بین سرمایه اجتماعی و خشونت جنسی علیه زنان (مطالعه موردی زنان متأهل شهر قزوین)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
37 - 67
حوزههای تخصصی:
امروزه یکی از مهم ترین آسیب های اجتماعی پنهان، مسئله خشونت جنسی علیه زنان است که توسط همسران بر آنان اعمال می شود. خشونت جنسی به طورکلی، بر روح و روان زنان تأثیرات مخربی داشته و مانع رشد و شکوفایی این قشر آینده ساز شده و موجب احساس ناامنی در بین زنان می شود. با توجه به این مهم، پژوهش حاضر نیز با هدف بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی و خشونت جنسی در بین زنان متأهل شهر قزوین انجام شده است. روش تحقیق پژوهش، از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل کلیه زنان متأهل شهر قزوین است که از میان آنان تعداد 383 نفر از طریق فرمول آماری کوکران و به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای برای گردآوری اطلاعات لازم انتخاب شدند. گردآوری اطلاعات لازم از طریق پرسشنامه محقق ساخته صورت پذیرفته است. جهت سنجش اعتبار ابزار اندازه گیری از اعتبار صوری و برای برآورد پایایی نیز از تکنیک آلفای کرونباخ استفاده شده است. اعتبار نرم افزار مورد نیاز نیز برای تجزیه وتحلیل داده ها، نرم افزار SPSS است. نتایج حاصل از آزمون همبستگی نشان داد که رابطه خطی بین مؤلفه های سرمایه اجتماعی شامل تعهد اجتماعی، حمایت اجتماعی و مشارکت اجتماعی با دو مؤلفه خشونت جنسی (خشونت فیزیکی و خشونت روانی) و سازه خشونت جنسی با اطمینان 99 درصد و در سطح معناداری کوچکتر از 01/0 به تأیید رسیده است. نوع تمامی روابط مذکور، منفی و معکوس است. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل رگرسیونی چند متغیره حاکی از آن است که متغیرهای حاضر در مدل رگرسیونی توانسه اند 43 درصد از تغییرات متغیر وابسته خشونت جنسی علیه زنان را تبیین و پیش بینی کنند.
آسیب شناسی سبک زندگی مددجویان بهزیستی و ارائه راهکارها (مورد مطالعه: مددجویان شهر دامغان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
55 - 85
حوزههای تخصصی:
شناسایی آسیب های سبک زندگی مددجویان و ارائه راهکارها برای کاهش آنها مهم ترین هدف پژوهش حاضر بوده که به روش کیفی و با استفاده از تحلیل روایت و روایتگری اجرا شده است. برای تحقق این هدف ابتدا کلیه کارکنان و زنان سرپرست خانواده مددجویان زیرمجموعه اداره بهزیستی شهر دامغان به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شدند. سپس اقدام به انتخاب نمونه های مورد نظر آن هم به صورت هدفمند از بین آنان شده است. تعداد نمونه های انتخاب شده شامل 20 نفر زن سرپرست خانواده مددجویان و 10 نفر از کارکنان در حوزه مددکاری هستند. گردآوری داده ها با استفاده از ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده و یافته ها حکایت از آن دارند که آسیب های جسمی به عنوان زمینه آسیب ها، زندگی و سبک زندگی مددجویان را تحت تأثیر قرار داده است. مددجویان با آسیب های جدی روانی ازجمله فشار روانی، استرس، افسردگی، تنهایی، خودکشی، کاهش اعتماد به نفس مواجه شده و این امر سبک زندگی آنها را تحت تأثیر قرار داده است. به موازات آن نیز آسیب های اجتماعی و کمبود مهارت های مواجهه با آنها و همچنین مسائل فرهنگی و ذیل آن فقر فرهنگی خانواده ها وجود دارد که سطحی از ناپایداری اجتماعی و فرهنگی را برای آنها رقم زده است. کفاف ندادن مستمری بهزیستی و نبود شغل مهم ترین مقولات استخراج شده در بحث اقتصاد بود. مددجویان بر ضعف نهادی و عملکردی نهاد بهزیستی اذعان نمودند. نتایج حاکی از سبک زندگی ناپایدار در سطح اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است که در این راستا، راهکارهایی برای ارتقای سبک زندگی و کاهش آسیب ها ازجمله مشاوره و آموزش، هماهنگی و همکاری نهادها، ایجاد اشتغال، افزایش مستمری و بازنمایی مثبت از سبک زندگی مددجویان ارائه شد.
رسانه های دیجیتالی و حقوق مالکیت معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله به دنبال بررسی تاثیرگذاری رسانه دیجیتالی بر حقوق مالکیت معنوی و امکان حمایت از این حقوق در فضای اینترنت است. این مقاله به دنبال پاسخ گویی به این پرسش اساسی است که رسانه دیجیتالی چه تأثیرگذاری بر حقوق مرتبط با مالکیت معنوی دارد؟ هم چنین پرسش های دیگری نیز مطرح است این که آیا نظام سنتی حمایت از مالکیت معنوی قابل تسری به نقض این حقوق در اینترنت نیز می باشد؟ نظام حقوق ملی و بین الملل چه راهکارهایی برای حمایت از این حقوق ارائه می نمایند؟روش تحقیق: این مقاله با استفاده از روش توصیفی و تحلیل و با بهره گیری از ابزار کتابخانه ای انجام گرفته است.یافته های پژوهش: یافته های تحقیق بیانگر این است که موضوع نقض حقوق مالکیت معنوی در رسانه دیجیتالی به طور روزافزونی اهمیت یافته است، زیرا با ظهور رسانه دیجیتالی، انقلابی در زمینه انتشار اطلاعات ایجاد گردیده است. به دلیل جایگزینی آثار دیجیتالی با اشکال سنتی چاپ و نشر کتاب، امکان بازتولید، کپی برداری، اقتباس و انتشار اطلاعات به طور گسترده ای فراهم گردیده است. اینترنت باعث گردیده که کشف موارد نقض مالکیت معنوی بسیار دشوار باشد، زیرا در اغلب موارد، نقض این حقوق از سوی اشخاصی صورت می گیرد که نمی توان آن ها را شناسایی کرد. نتیجه گیری: حقوق مالکیت معنوی در معنای وسیع کلمه عبارت است از حقوق ناشی از آفرینش ها و خالقیت های فکری در زمینه های علمی، صنعتی، ادبی، و هنری. در تعریف حق معنوی گفته شده:«حق معنوی، حقی است غیر مادّی که قانونگذار به پدیدآورنده یک اثر فکری و هنری اعطا می نماید؛ حقی که از دوام و پیوستگی با شخصیت پدیدآورنده برخوردار است و برای او مزیّت هایی را به همراه می آورد. به طور خلاصه می توان گفت مالکیت معنوی حقی است که افراد نسبت به خلاقیت های ذهنی خود دارند. این حق انحصار استفاده از یک اثر را برای مدت معنی به پدیدآورنده آن اعطا می کند. در حال حاضر در قوانین کشورهای مختلف و معاهدات بین المللی وجود چنین حقی را به رسمیت شناخته شده و از آن حمایت می گردد. در حال حاضر اینترنت ابزاری است که از مرزهای ملی دولت ها فراتر رفته است که موجب بروز انقلاب در زمینه تولید و انتشار اطلاعات گردیده است. این وضعیت بحث هایی را در ارتباط با طرح دعاوی مربوط به نقض مالکیت معنوی از جمله بحث صلاحیت محلی محاکم ایجاد نموده است. ظهور رسانه های دیجیتالی نقض حقوق مالکیت معنوی را تسهیل و توسعه داده است. از اینرو ضرورت دارد که قوانین ملی و بین المللی مرتبط با حمایت از مالکیت معنوی مورد بازنگری و اصلاح قرار گیرد.
تحلیل عوامل مؤثر بر پوشش خبری بحران ها در صدا وسیما (با تاکید بر بحران های امنیتی و اجتماعی داخلی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اطلاع رسانی و انعکاس به موقع رویدادها و حوادث و پوشش اخبار بحران برای رسانه ها خصوصاً رسانه های خبری در عصر حاضر اهمیت ویژه ای یافته است و مخاطب، ناکارآمدی رسانه، تأخیر و سکوت و بی خبری را با توجه به ورود رقبای قدرتمند و فراگیری چون شبکه های اجتماعی، برنمی تابد. از آنجا که نیاز افکار عمومی در دسترسی به اخبار بحران ها بیش از حالت عادی است، پوشش نامناسب آنها محل انتقاد، مناقشه و حتی شکل گیری بحران های بعدی خواهد بود. سؤال اصلی این پژوهش آن است که مهم ترین عوامل تؤثیرگذار بر پوشش اخبار بحران زا در رسانه ملی کدامند؟ در این تحقیق با به کارگیری روش تحلیل مضمون، انتقادات و اظهارات کارشناسان، مسئولان و اهالی رسانه که در قالب های مختلف رسانه ای در فضای مجازی انتشار یافته، مطالعه گردید و پس از کدگذاری و تحلیل داده ها، سه مضمون فراگیر شامل عوامل درون رسانه ای ، عوامل برون رسانه ای و ناهماهنگی رسانه با محیط پیرامون شناسایی گردید و در میان مضامین فراگیر، نقش مقولات درون رسانه ای در اختلال پوشش خبری بحران، بیش از سایر مقولات برآورد شد و نیز راهبرد اصلی صدا و سیما در پوشش اخبار بحران زا، انفعالی تشخیص داده شد.
تحلیل حقوقی تبلیغات گمراه کننده در بازار اوراق بهادار با تبیین مقررات حاکم بر تبلیغات شرکت های کارگزاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۱ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
313 - 346
حوزههای تخصصی:
تبلیغات گمراه کننده در بازار اوراق بهادار همواره دارای تاثیرات گسترده بر قیمت اوراق بهادار و تصمیم گیری مشتریان دارد. به همین دلیل قانون بازار اوراق بهادار و دستور العمل تبلیغات شرکت های کارگزاری و برخی دیگر از قوانین و مقررات به این موضوع پرداخته اند. در این پژوهش برآنیم علاوه بر تبیین مفهوم دقیق تبلیغات گمراه کننده در بازار اوراق بهادار ایران و تعیین مصادیق آن به آثار ناشی از تبلیغات گمراه کننده در بازار اوراق بهادار بپردازیم. کارگزاران بورسی به عنوان نهاد مالی بازار سرمایه همواره از ابزار تبلیغات استفاده می نماید. لذا تبیین مقررات حاکم بر تبلیغات شرکت های کارگزاری در بازار اوراق بهادار علاوه بر تشریح ماهوی مفهوم گمراه کننده بودن تبلیغات به تعیین مصادیق و مرزبندی بین تبلیغات صحیح و گمراه کننده منتج می گردد. بنابراین مطالعه و تحلیل حقوقی تبلیغات گمراه کننده توسط شرکت های کارگزاری با توجه به اصول حقوقی و مبانی فقهی و قوانین موجود منجر به استنتاج و استنباط وضعیت قانونی و آثار این موضوع می شود. مسئولیت مدنی، مسئولیت کیفری و مسئولیت انتظامی حسب مورد از آثار و نتایج این اقدام بشمار می آیند. در صورت حصول ارکان مسئولیت های سه گانه شرکت های کارگزاری هر سه نوع مسئولیت را عهده دار می باشند و در غیر اینصورت یک یا دو مورد از مسئولیت های مذکور را بر عهده دارند. روش این تحقیق نظری و بر پایه مطالعات کتابخانه ای می باشد.
سبک زندگی نسل ها و همه گیری کرونا، تغییرات و پیامدها (تأکید بر گذران فراغت)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۳شماره ۶۶
195 - 224
حوزههای تخصصی:
فراغت با ویژگی های انتخابی و آزادانه بودن مهم ترین بستر تجلی سبک زندگی است. گروه های مختلف نسلی دارای الگوهای متفاوتی از گذران فراغت هستند. مواجهه «نسل ها» با همه گیری ویروس کرونا و شدت تغییرات سبک زندگی و پیامدهای منتج از آن به دلایل مختلف، متفاوت است. هدف اصلی مقاله حاضر بررسی تغییرات گذران فراغت به عنوان شاخص سبک زندگی در سه نسل جوان، میانسال و سالمند قبل و در حین همه گیری ویروس و احصای پیامدهای آن است. روش کمی در این مطالعه استفاده شد. جامعه آماری، کلیه شهروندان شهر تهران هستند که براساس فرمول کوکران تعداد 390 نفر به عنوان نمونه آماری تعیین و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته مصاحبه شدند. سه الگوی فراغتی سنتی، مذهبی و مدرن در نسل های جوان، میانسال و سالمند احصا گردید. الگوی فراغت سنتی در همه نسل ها با شدت متفاوت کاهش داشته و الگوی فراغت مدرن با شدت متفاوت در همه نسل ها افزایش داشته است. در نسل سالمند بیشترین کاهش الگوی فراغت سنتی در حین پاندمی رخ داده و در نسل جوان شاهد افزایش الگوی فراغت مدرن در این زمان هستیم. الگوی فراغت مذهبی نیز در دوران کرونا افزایش محدودی در جوانان و میانسالان داشته ولی در بین سالمندان در حد محدودی با کاهش مواجه شده است. ویروس کرونا روند موجود فردی شدن را افزایش و تسهیل نموده است. پیامدهای مرتبط با تغییرات فراغت متأثر از این ویروس، عادت به تنهایی و تنهاتر شدن خانواده و فرد ایرانی بالأخص سالمندان، تضعیف بسترهای انتقال و درونی سازی ارزش های بین نسلی و درون نسلی و تمایل بیشتر به فراغت های فردی و رسانه محور است.
طراحی مدل موانع راه اندازی رسانه تخصصی به منظور توسعه گردشگری ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱ (پیاپی ۱۱۷)
137 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر، طراحی مدل موانع راه اندازی رسانه تخصصی به منظور توسعه گردشگری ورزشی بوده است. این پژوهش از نوع کیفی، با رویکرد اکتشافی بوده و به روش نظام مند انجام شده است. جامعه آماری، دو بخش منابع انسانی (استادان و مدیران) و منابع اطلاعاتی (کتاب ها، مقالات، اسناد و رسانه ها) را در بر گرفته و نمونه گیری به تعداد قابل کفایت و با روش قضاوتی بر مبنای رسیدن به اشباع نظری انجام شده است. ابزار گردآوری اطلاعات نیز شامل مطالعه کتابخانه ای نظام مند و مصاحبه های اکتشافی نیمه ساختارمند بوده و روایی ابزار بر اساس اعتبار نمونه، نظر خبرگان و توافق بین مصححان ارزیابی و تأیید شده است. برای تحلیل یافته ها، از روش کدگذاری مفهومی چندمرحله ای با رویکرد تحلیل سیستمی استفاده شده که بر اساس کدهای مفهومی استخراج شده شامل 7 مقوله و 26 کد باز بوده است. نتایج کدگذاری انتخابی نشان داده که عوامل سیاسی به عنوان یک عامل در محیط کلان حضور دارند و برنامه ریزی بر محتوا، موانع مالی، منابع انسانی و امکانات تأثیرگذار است؛ همچنین عامل نگرشی بر امکانات، برنامه ریزی و منابع انسانی، عامل مالی بر محتوا و منابع انسانی و عامل امکانات بر محتوا تأثیر دارد.
مطالعه مساله زیبایی بدن در هویت یابی دختران نوجوان:، مطالعه شهر خرم آباد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های جامعه شناختی سال ۱۸ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۶۶)
86 - 114
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، واکاوی درک دختران کمتر از پانزده سال شهر خرم آباد از زیبایی در فرآیندهای هویت یابی است. این پژوهش از نوع کیفی است و به شیوه پدیدارشناسی انجام شده است. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی دختران نوجوان زیر پانزده سال شهر خرم آباد بود. روش گردآوری داده ها به صورت میدانی بوده و پژوهشگران، پس از انجام مصاحبه نیمه ساخت یافته با ۲۱ نفر از این افراد، به اشباع نظری دست یافتند و این نکته دریافت شد که انجام مصاحبه جدید، حاوی هیچ نوع اطلاعات تازه ای نخواهد بود. شیوه نمونه گیری در این پژوهش به صورت هدفمند و غیراحتمالی بوده است و افرادی به عنوان نمونه مورد مطالعه قرارگرفته اند که ضمن تمایل به انجام مصاحبه، زیبایی بدن خود را به عنوان یکی از مرجع های هویت بخش، مهم عنوان نموده اند. کُدگذاری داده های این پژوهش با استفاده شیوه تحلیل داده های کلایزی[1]<!--[endif]--> انجام شده است. بنا بریافته ها، مضمون های «این همان شدن با سلبریتی»، «تأیید شدن در تعامل»، «کسب سرمایه اجتماعی»، «استفاده از فرصت ها» و «ایده آل گرایی جسمی» درک و تصور دختران کمتر از پانزده سال سن بوده است که در فرآیندهای هویت یابی شان پیگیری می شود. نتیجه کلّی این پژوهش حاکی از این است که، رغبت و توجه به «مسئله زیبایی بدن» دربین دختران کمتر از پانزده سال بسی بیشتر از انتظاراتی است که جامعه از این افراد دارد. به گونه ای که غالب این نوجوانان «زیبایی بدن» را همانند افراد بزرگ سال و جوانان درک می کنند. علاوه بر این رفتار بسیاری از نوجوانان در رابطه با زیبایی در عمل تفاوت معنی داری با رفتار دختران جوان ندارد و موضع گیری آنان نسبت به زیبایی، بخش قابل توجهی از فرآیند هویت یابی و هویت سازی آن ها را دربرگرفته است.
کشاکش ماندن/رفتن : روایتی از تعارضات درونی مشتاقان به ترک وطن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
155 - 176
حوزههای تخصصی:
مشتاقان به ترک وطن افرادی نیستند که به راحتی در امتداد طیف عشق به مهاجرت قرار بگیرند. کم یا زیاد آنان دچار نوعی تعارض درونی هستند به این معنا که به طور همزمان برای اشتیاقشان هم ارزش قائل هستندو هم نیستند. تعارضات درونی نشان دهنده کشمکش ها و تردیدهای مهاجر بالقوه در طول زمانی است که به دنبال تحقق بخشیدن به مهاجرتش است. این فرایند در پژوهش حاضر تحت مضمون کشاکش ماندن/رفتن و با بهره گیری از روش کیفی تحلیل روایت توصیف و تفسیر شده است. به منظور تفسیر اطلاعات، از تحلیل روایت مبتنی بر مضمون استفاده شده است. مشارکت کنندگان به شیوه هدفمند از بین جوانان 20 تا 40 سال ساکن در شهر اصفهان که مشتاق به مهاجرت هستند یعنی رفتن را به ماندن ترجیح می دهند انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهد که کشاکش ماندن/رفتن برساخته تردید هایی است که هم معطوف به گذشته و حال تجربه زیسته افراد در وطن و هم معطوف به تصویرسازی آینده بعد از مهاجرت و احتمالات زندگی در کشوری دیگر است. تردیدهای معطوف به گذشته و حال حاضر راویان به عنوان تردیدهای وطن مبنا و تردیدهای معطوف به آینده بعد از مهاجرت به عنوان تردیدهای مقصد مبنا معرفی شده اند. تردیدهای وطن مبنا شامل حس تعلق به وطن، دلبستگی به خانواده و دوستان، احساس مسئولیت نسبت به دیگران مهم و سابقه شغلی قابل اتکا بوده است. تردیدهای مقصد مبنا نیز علاوه بر نگرانی های مربوط به از دست رفتن پیوندهای فعلی، دغدغه هایی مانند چالش ادغام، محرومیت از حامی مقیم، تنهایی و غربت، دغدغه تردد به وطن و تأمین مالی را برساخت کرده است.
بازنمایی انحرافات اجتماعی در موسیقی زیرزمینی در دهه های 80 و 90(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
201 - 228
حوزههای تخصصی:
موسیقی و انواع آن در تمامی اعصار یکی از تأثیرگذارترین هنرهای بشری به شمار می رود. موسیقی در ایران نیز دیرزمانی است که جایگاه رفیعی در میان فرهنگ معنوی ایرانیان به خود اختصاص داده است. از میان گونه های متنوع موسیقی، یک نوع با عنوان «موسیقی زیرزمینی»، پس از گذشت دودهه طیف وسیعی از مخاطبان عمدتاً جوان و نوجوان ایرانی را به خود جذب کرده است. با این حال موسیقی زیرزمینی پس از گذشت زمان اثرات منفی خود را نشان داد که بازنمایی انحراف و بزهکاری از آن جمله است. پژوهش حاضر با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمون در پی تحلیلی از وجود انحرافات اجتماعی گوناگون در این نوع از موسیقی است. بدین منظور تعداد 15 قطعه ی پرطرفدار از 5 خواننده زیرزمینی پرطرفدار در دهه های 80 و 90 شمسی به تفکیک خوانندگان آثار و از حیث وجود مضامین مروج انحرافات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که این سبک از موسیقی در محتوای خود بسیار آسیب زاست، چراکه از میان این قطعات موسیقی، تعداد 18 مضمون انحرافی استخراج شد. از میان آن ها مضامینی مانند طبیعی سازی مصرف انواع مواد مخدر، ترویج مصرف مشروبات الکلی، تشویق به قانون گریزی و ترویج خشونت های کلامی و فیزیکی از فراوانی بیشتری تسبت به سایر مضامین برخوردار بودند. بر همین اساس می توان به این نتیجه رسید که گسترش توجه مخاطبان به برخی آثار این سبک از موسیقی می تواند پیامدهای نامطلوبی را برای مخاطبان و به تبع آن جامعه در پی داشته باشد.
چشم اندازی بر چارچوب های نظری در مددکاری اجتماعی دوران بارداری: یافته های یک مطالعه مروری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه مددکاری اجتماعی سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۰
83 - 128
حوزههای تخصصی:
بارداری دوره ای همراه با تغییرات گسترده در زندگی خانواده ها است که مستلزم تطابق و مقابله با چالش های جدید است. مددکاران اجتماعی با توجه به تخصص خود در حوزه خدمات اجتماعی، نقش کلیدی در ارائه مراقبت های جامع دوران بارداری ایفا می کنند. با این وجود، پژوهشی جامع درباره نقش مددکاران اجتماعی و رویکردهای نظری آن ها در دوران بارداری (پری ناتال) در ایران وجود ندارد. این مطالعه مروری نظام مند، با هدف شناسایی این نقش ها و رویکردها، ۱۷ مقاله بین المللی منتشرشده بین سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۳ را بررسی کرده است. نتایج نشان می دهند که مددکاران اجتماعی از نظریه های متنوعی، به ویژه نظریه های تعاملی و اجتماعی، بهره می برند. همچنین، این پژوهش تأکید می کند که عدالت اجتماعی محور اصلی فعالیت های مددکاری اجتماعی پری ناتال است. مددکاران با استفاده از نظریه هایی مانند فمینیستی، تبعیض نژادی، و توانمندسازی، برای کاهش نابرابری های اجتماعی و بهداشتی و ارتقای رفاه مادران، به ویژه مادران محروم، تلاش می کنند. نتایج این پژوهش بر اهمیت رویکردهای چندوجهی و مبتنی بر جامعه در مداخلات مددکاری اجتماعی دوران بارداری تأکید دارد. همچنین، همکاری بین حرفه ای مددکاران اجتماعی با سایر متخصصان سلامت برای ارائه خدمات جامع و مؤثر به مادران و نوزادان ضروری است. یافته های این مطالعه می تواند مبنایی برای بهبود کیفیت خدمات و توسعه برنامه های مداخله ای در حوزه مددکاری اجتماعی دوران بارداری در ایران باشد.
تاملی جامعه شناختی برمسئله کاهش باروری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جمعیت سال ۳۰ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱۲۳
33 - 53
حوزههای تخصصی:
جامعه ایران در چند دهه ی اخیر تحولات جمعیت شناختی چشمگیری را تجربه کرده است، یکی از این تحولات، کاهش میزان باروری کل به زیر حد جانشینی و فرهنگ سازی پدیده ی کم فرزندی و تمایل به داشتن فرزند کمتر در بین خانواده ها است. به طوری که کاهش باروری به عنوان یک مسئله به فهرست مسائل اجتماعی جامعه تبدیل شده است. بر این اساس پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مرتبط با کاهش باروری از منظر نخبگان علمی و دانشگاهی در استان لرستان انجام شده است. روش این پژوهش ترکیبی از روش کیو و روش توصیفی پیمایش است و جامعه آماری نخبگان صاحب نظر در حوزه جمعیت شناختی و باروری است. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار آماری Spss تحلیل شده و مدل معادله ساختاری و معیارهای برازش مدل با استفاده از نرم افزار Amos Graphics ترسیم و برآورده شده است. یافته های تحلیل مسیر با استفاده از مدلسازی معادله ساختاری نشان می دهد که عوامل فرهنگی با 385/0، عوامل اجتماعی با 354/0، عوامل اقتصادی با 325/0، عوامل سیاسی با 211/0 و عوامل روانی با 162/0 به ترتیب بیشترین تأثیر را بر تمایل زوجین به باروری را دارند. .
تبیین تأثیر دین داری بر اعتماد اجتماعی دانش آموزان (مطالعه موردی: دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر مهریز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۰
78 - 102
حوزههای تخصصی:
اعتماد اجتماعی یکی از بنیادی ترین عناصر استحکام و همبستگی جوامع است. این مسئله در بین دانش آموزان که نسل های آتی هر جامعه ای هستند، از اهمیت بیشتری برخوردار است. یکی از عواملی که با توجه به نظام فرهنگی-ارزشی حاکم بر جامعه ایرانی نقشی پررنگ در اعتماد اجتماعی دانش آموزان دارد، دین داری است. بر این اساس، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر دین داری بر اعتماد اجتماعی دانش آموزان پرداخت. روش تحقیق از نوع پیمایش بود. جامعه آماری، دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر مهریز بودند که تعداد 250 نفر از آن ها با استفاده از شیوه نمونه گیری طبقه ای متناسب حجم انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. ابزار گردآوری داده های پژوهش پرسشنامه بود. یافته های پژوهش نشان داد که سطح اعتماد اجتماعی دانش آموزان بالاتر از حد متوسط است. اعتماد اجتماعی در بین دانش آموزان پسر به طور معناداری بالاتر از دانش آموز دختر است. برآورد رگرسیون خطی بیانگر این است که اثر متغیر دین داری بر اعتماد اجتماعی دانش آموزان برابر با مقدار (40/0 = Beta) و به لحاظ آماری معنادار است. با این حال، تفاوت معناداری بین دانش آموزان پسر و دختر به لحاظ میزان اثر متغیر دین داری بر اعتماد اجتماعی وجود ندارد. به عبارت دیگر، متغیر جنس اثر متغیر دین داری بر اعتماد اجتماعی را تعدیل نمی کند.
تدوین مدل پیش بینی نگرش به جنس مخالف براساس سبک های دلبستگی و نظام ارزش ها با میانجیگری نگرش به عشق در دختران و پسران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
390 - 404
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با هدف تدوین مدل پیش بینی نگرش به جنس مخالف براساس سبک های دلبستگی و نظام ارزش ها با میانجیگری نگرش به عشق در دختران و پسران مراجعه کننده به مراکز مشاوره و راهنمایی انجمن اولیا و مربیان آموزش و پرورش شهر تهران انجام شد. روش شناسی: این پژوهش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری شامل تمامی دختران و پسران مراجعه کننده به مراکز مشاوره و راهنمایی انجمن اولیا و مربیان آموزش و پرورش شهر تهران در سال های 2021-2022 بود. روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای و حجم نمونه براساس نرم افزار Sample Power (350 نفر) در نظر گرفته شد. جمع آوری اطلاعات با استفاده از سیاهه نگرش به جنس مخالف گلیک و فیسکه (1996)، پرسشنامه سبک های دلبستگی کولینز و رید (1996)، مقیاس نظام ارزش ها شوارتز (2006) و مقیاس نگرش به عشق هندریک و هندریک (1986) انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و معادلات ساختاری SmartPLS انجام شد. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که تدوین مدل پیش بینی نگرش به جنس مخالف براساس سبک های دلبستگی و نظام ارزش ها با میانجیگری نگرش به عشق در دختران و پسران مراجعه کننده به مراکز مشاوره و راهنمایی انجمن اولیا و مربیان آموزش و پرورش شهر تهران از برازش مطلوبی برخوردار بود. بررسی نتایج براساس مسیر مستقیم نشان داد که بین مؤلفه های سبک های دلبستگی، نظام ارزش ها و نگرش به عشق با نگرش به جنس مخالف رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین نتایج مسیر غیرمستقیم نشان داد که بین مؤلفه های سبک های دلبستگی و نظام ارزش ها با نقش میانجیگری جزئی نگرش به عشق با نگرش به جنس مخالف رابطه مثبت معناداری وجود دارد. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که بسیاری از نوجوانان به دلیل گرایش به ارتباط با جنس مخالف وارد رابطه ای ناسالم می شوند. اما به دلیل وابستگی شدید، مشکلات را نمی پذیرند و قبول نمی کنند که این رابطه به ضررشان است. خانواده به عنوان یک نقش کلیدی در بسیاری از ابعاد زندگی و به خصوص نحوه ارتباط با جنس مخالف در نوجوانان موثر است. شناخت نوع سبک های دلبستگی، نظام ارزش ها و نگرش به عشق در نوجوانان بر مبنای درک متقابل نیازهای آنان می تواند پیش بینی کننده نگرش به جنس مخالف در بافت روابط خانوادگی و تعاملات بین فردی باشد.