فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۲۱ تا ۱٬۸۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف مقاله حاضر بررسی عمیق دیدگاه های جوزف اف. مورفی، یکی از چهره های شاخص در حوزه مطالعاتی رهبری و مدیریت آموزشی است. با طبقه بندی محتوایی آثار پر استناد مورفی در گوگل اسکالر و تحلیل آن این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که کدامیک از قلمروهای حوزه مطالعاتی مدیریت و رهبری آموزشی در آثار مورفی، بیشتر مورد استناد قرار گرفته اند؟ در این پژوهش، ابتدا 20 اثر مورفی که بیشترین استناد را در سایت گوگل اسکالر داشت انتخاب شد. با بررسی دقیق، این آثار منتخب به پنج قلمرو مطالعاتی اصلی شامل رهبری آموزشی، بهبود واصلاح مدارس، سیاستگذاری وحکمرانی آموزشی، روش شناسی تحقیق در مدیریت و رهبری آموزشی و زمینه های فرهنگی و اجتماعی مدیریت و رهبری آموزشی طبقه بندی شده اند. با استفاده از تحلیل استنادی، میزان تأثیرگذاری هر دسته مشخص گردید. نتایج نشان می دهند که آثار مورفی در حوزه رهبری آموزشی بسیار متنوع هستند؛ همچنین این آثار به طور گسترده ای مورد استناد قرار گرفته اند و در نهایت آثار پراستناد مورفی، در شکل گیری نظریه ها و رویکردهای جدید در حوزه مطالعاتی رهبری و مدیریت آموزشی، نقش مهمی داشته اند.
تأملی در دستاورد های تربیتی خلق محتوای الکترونیکی با مشارکت دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۱۵۹
۱۰۶-۸۵
حوزههای تخصصی:
با توسعه محیطهای یادگیری الکترونیکی و ترکیب آنها در محیطهای یادگیری حضوری، برخی از معلمان برای طراحی فعالیتهای یادگیری از این محیطها استفاده می کنند. استفاده از ظرفیتهای این محیطها می تواند به بهبود کیفیت آموزش و افزایش بازده های یادگیری کمک کند. هدف این پژوهش، شناسایی دستاوردهای تربیتی تولید محتوای الکترونیکی با مشارکت دانش آموزان دوره ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش پدیدارشناسی توصیفی انجام گرفته است. مشارکت کنندگان در آن 20 تن از معلمان فعال در زمینه خلق محتوای الکترونیکی ناحیه یک و دو همدان بودند که با شیوه ملاک- محور انتخاب شدند. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و پس از پیاده سازی به روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که خلق محتوا به منزله فعالیت یادگیری در برنامه درسی دوره ابتدایی، دستاوردهای شناختی، فنی، فراشناختی و انگیزشی مهمی به همراه دارد. از لحاظ فنی، تولید محتوای الکترونیکی، مهارت تولید، ویرایش صدا و تصویر، کار با سخت افزارها و نرم افزارهای گوناگون، ویدئوکلیپ سازی و مهارت جستجوگری در اینترنت را در دانش آموزان تقویت و از منظر شناختی، به فراهم ساختن شرایط یادگیری عمیق و پایدار، پرورش تفکر نقادانه، خلاقانه و تقویت یادگیری کمک می کند. همچنین از منظر فراشناختی، تولید محتوای الکترونیکی به دانش آموزان کمک می کند تا تواناییهای خود، ماهیت تکالیف و نحوه ارزیابی کیفیت آنها را بهتر درک کنند و از بعد انگیزشی نیز درگیری در تولید محتوای الکترونیکی انگیزه درونی دانش آموزان را تقویت و آنها را نسبت به یادگیری موضوع درسی و یادگیری علاقه مندتر می سازد. با توجه به یافته های این پژوهش، پیشنهادهایی پژوهشی و کاربردی برای کنشگران و پژوهشگران ارائه شده است.
اثر بهینه سازی بار شناختی آموزش به شیوه چندرسانه ای بر خود نظم دهی فراگیران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۶
33 - 65
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بار شناختی بیرونی آموزش به شیوه ی چندرسانه ای بر خودنظم دهی فراگیران انجام شده است. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی مدارس هوشمند شهر تهران در سال تحصیلی 1397-1396 بود. روش نمونه گیری هدفمند بود و بر این اساس 30 نفر از فراگیران که توسط یک معلم علوم تجربی آموزش می دیدند، انتخاب و به شکل تصادفی در گروه های 15 نفری آزمایش و کنترل قرار گرفتند. طی 15 جلسه ی 40 دقیقه ای، گروه آزمایش در معرض متغیر مستقل (چندرسانه ای آموزشی مبتنی بر الگوی طراحی آموزشی مریل) قرار گرفت. گروه کنترل محتوای درس علوم تجربی را که با توجه به الگوی طراحی آموزشی مریل طراحی شده بود، به شیوه ی تدریس معمول آموزش دیدند. دانش آموزان در هر دو گروه قبل و بعد از آموزش به پرسشنامه خودنظم بخشی تحصیلی (SRQ-A) پاسخ دادند. به منظور تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از آزمون رگرسیون، تی مستقل و تی زوجی و کوواریانس در نرم افزار SPSS استفاده شده است. استفاده از آموزش چندرسانه ای که بر پایه الگوی طراحی مریل استوار است، می تواند به کاهش بار شناختی بیرونی و تقویت خودنظم دهی در یادگیرندگان منجر شود. نتایج نشان داده اند که گروهی که با استفاده از الگوی طراحی مریل آموزش دیده اند، بار شناختی کمتری را تجربه کرده و خودنظم دهی بیشتری نشان داده اند. کاهش بار شناختی و افزایش خودنظم دهی در دانش آموزان می تواند به آن ها کمک کند تا از زمان و انرژی خود به شیوه ای مؤثرتر استفاده کنند. این دانش آموزان، که احساس کنترل بیشتری بر فرآیندهای یادگیری خود دارند، انگیزه ی بالاتری برای دستیابی به موفقیت های تحصیلی از خود نشان می دهند.
The Effectiveness of Flipped Classrooms in Improving Online Learning Self-Efficacy and Academic Engagement(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This research aimed to determine the effectiveness of flipped classrooms in improving online learning self-efficacy and academic engagement among teacher trainees at Farhangian University. The study used a semi-experimental method with a pretest-posttest design and a control group. The statistical population consisted of all Farhangian University students during the 2023-2024 academic year. Using available sampling method, two groups of 36 teacher trainees were selected from the Shahid Modarres Campus of Farhangian University in Sanandaj. One group was randomly designated as the experimental group and the other as the control group. The experimental group participated in flipped classroom sessions, while the control group received traditional teaching methods. Data collection tools included the Online Learning Self-Efficacy Scale (OLSES) by Zimmerman & Kulikowich (2016) with a Cronbach’s alpha of 0.88, and the Academic Engagement Questionnaire by Fredricks et al. (2004) with a Cronbach’s alpha of 0.86. Both the face validity and content validity of the questionnaires were evaluated by a panel of experts and confirmed. The data were analyzed using SPSS (version 22), employing both descriptive and inferential statistical techniques, including multivariate and univariate analysis of covariance (ANCOVA), at a significance level of α=0.05. The results indicated significant differences between the experimental and control groups in terms of all three dimensions of Online Learning Self-Efficacy: online learning, time management, and technology use. Furthermore, the experimental group showed significantly higher levels of behavioral and motivational engagement compared to the control group, while no statistically significant difference was found in cognitive engagement between the two groups. It is thus recommended that sufficient opportunities and resources be provided for Farhangian University instructors to implement this approach effectively and maximize the use of modern technologies
Inside the ESP Classroom: Analyzing MBA Students' Learning Difficulties Through Teachers' Eyes(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۲, Issue ۵۱, Winter ۲۰۲۴
119 - 133
حوزههای تخصصی:
English for Specific Purposes, known as the acronym 'ESP’, has been a distinct activity in the field of English Language Teaching (ELT). This study investigates the challenges Iranian MBA students face in English for Specific Purposes (ESP) programs from the perspectives of their instructors. Utilizing semi-structured interviews and classroom observations with ten ESP teachers, the research identifies five major themes: lack of relevant business background, medium of instruction issues, communication challenges (oral and listening skills), the speed of teachers' speech, and deficiencies in writing skills. Findings reveal that students with non-business backgrounds struggle with quantitative coursework, while the transition from Persian to English exacerbates difficulties, particularly for those juggling work and study. Teachers noted persistent issues with students’ English proficiency, notably in speaking and listening, which hindered class participation and comprehension. The rapid pace of lectures and poor note-taking skills further complicated students’ ability to keep up with the curriculum. To address these multifaceted challenges, the study suggests implementing remedial courses, enhancing English language support, and adjusting teaching methodologies. These tailored interventions aim to improve students' academic performance and overall learning experience in ESP programs, offering valuable insights for educational institutions striving to support MBA students better. The pedagogical implications are discussed.
مرور نظام مند موانع استراتژی اقدام پژوهی برای توسعه حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه حرفه ا ی معلمان از طریق استراتژی اقدام پژوهی موضوعی مهم در همه محیط های کاری برای رویارویی موثر با پیچیدگی های جامعه مدرن است. این پدیده درباره آموزش نیز صدق می کند. این مطالعه با هدف مرور نظام مند و مطالعه کیفی موانع اقدام پژوهی(کنش پژوهی) و ارائه الگویی برای آن انجام شد. در این مطالعه، از روش کیفی و فراترکیب با هدف کاربردی استفاده شده است. با استفاده از نمونه گیری هدفمند از نوع موارد مطلوب، تحلیل نظام مند و جامعی از اسناد مختلف پایگاه های اطلاعاتی و ارجاعات مرتبط بین سال های ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲ صورت گرفت. برای تجزیه و تحلیل یافته های کیفی70 سند، از تحلیل تم استفاده گردید. برای تامین اعتبار پژوهش از مثلث سازی داده ای، روش شناسی و محیطی استفاده گردید. نتایج نشان می دهد که اقدام پژوهی ابزار ارزشمندی برای معلمان است تا فرایند آموزش و یادگیری را ارتقا، دانش آموزشی و تربیتی را بهبود، و به صورت مثبت بر یادگیری فراگیران اثر بگذارند. علاوه بر این، معلمان مشکلاتی را در اجرای اقدام پژوهی به صورت آکادمیک و غیرآکادمیک تجربه می کنند. موانع آکادمیک شامل موانع شناسایی و تشخیصی (نظری و تئوریک، روش شناسی، نگرشی و انگیزشی)، موانع اجرایی (مدیریتی، مالی، آموزشی، مشارکتی، اخلاق حرفه ای، فناورانه و خلاقانه، محیطی و حمایتی، نیروی انسانی متخصص و کارآمد) و موانع ارزشیابی (ساختار ارزیابی و داوری نامشخص، ضعف اطلاع رسانی و موانع مرتبط با کاربست نتایج) و موانع غیرآکادمیک نیز به صورت موانع فردی (شناختی، عاطفی و فراشناختی)، موانع سازمانی (نرم افزاری و سخت افزاری) و موانع فراسازمانی (فرهنگی، سیاست گذاری و نظام آموزشی) می باشند. معلمان دانش و مهارت لازم برای انجام اقدام پژوهی را ندارند. همچنین، از حمایت ها و منابع لازم برای این فعالیت برخوردار نیستند. حجم کار و بار اضافی بر دوش معلم، اضطراب نوشتن، کمبود زمان و دانش ناکافی روش شناسی پژوهش، موانع عمده در اجرای استراتژی اقدام پژوهی برای توسعه حرفه ای معلمان هستند. در نهایت، دسته بندی از موانع استراتژی اقدام پژوهی به صورت الگوی مفهومی انجام پذیرفت. اقدام پژوهی به عنوان یک روش شناسی، ابزار ارزشمندی برای پاسخ گویی به نیازهای رو به رشد دانش های عملی؛ پلی میان شکاف پژوهش دانشگاهی و کاربردهای روزمره و همچنین استراتژی برای مشارکت در رقابت های جهانی عمل می کند.
تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی ازنظر میزان توجه به مفاهیم مدیریت دانش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در روش های آموزش دوره ۲ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۶)
105 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی از نظر میزان توجه به مفاهیم مدیریت دانش بوده است. این پژوهش از لحاظ رویکرد، کمّی و از لحاظ هدف، کاربردی است. جامعه پژوهش شامل کلیه کتاب های درسی با ۳۶۶۹ مؤلفه شناسایی شده بود. برای انجام این پژوهش از روش تحلیل محتوا استفاده شد؛ واحد تحلیل صفحات (متن، تمرین، تصویر، پانویس) با مطالعات، تصاویر، تمرین ها و فعالیت ها بررسی شد. ابتدا مفاهیم به دست آمده در شش مقوله چرخه مدل پایه های ساختمان مدیریت دانش: شناخت دانش، اکتساب دانش، توسعه دانش، توزیع دانش، استفاده دانش و حفظ دانش قرار گرفتند. ابزار جمع آوری داده ها شامل چک لیست محقق ساخته بود. سپس داده های گردآوری شده به کمک نرم افزار اکسل و با استفاده از شاخص های آمار توصیفی در فرآیند تحلیلی آنتروپی شانون بررسی شد. نتایج نشان داد که مؤلفه شناخت دانش دارای بیشترین میزان فراوانی و مؤلفه حفظ دانش از کمترین میزان فراوانی برخوردار بودند. همچنین در بین کتاب های درسی، در کتاب علوم تجربی بیش از سایر کتاب ها به مفاهیم مدیریت دانش توجه شده است. در بین مفاهیم مدیریت دانش، داده های به هنجارشده بر حسب کتاب ها، مؤلفه اکتساب دانش و بر حسب پایه، مؤلفه توزیع دانش بالاترین ضریب اهمیت را کسب کردند و بر حسب کتاب ها و پایه ها، مؤلفه شناخت دانش جایگاه سوم را به خود اختصاص داد.
طراحی و اعتبارسنجی مدل برنامه درسی توسعه پایدار در دانشگاه فرهنگیان: پیشایندها و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی مدل برنامه درسی توسعه پایدار در دانشگاه فرهنگیان و بررسی پیشایندها و پیامدهای آن انجام پذیرفت. روش پژوهش برحسب هدف، کاربردی، بر مبنای ماهیت داده ها کیفی از نوع تحلیل محتوا بود. مشارکت کنندگان، شامل خبرگان آکادمیک و سازمانی بودند. برای تعیین حجم نمونه 20 مصاحبه شونده با استفاده از روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. روایی و پایایی ابزار مورد سنجش و تایید شد. روش تحلیل داده ها تحلیل مضمون شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر بود. در این پژوهش، عناصر برنامه درسی توسعه پایدار شامل هدف، محتوا، روش تدریس و ارزشیابی؛ پیشایندها شامل عوامل سازمانی، آموزشی و محیطی؛ پیامدها شامل یادگیری و توسعه حرفه ای بود. درنهایت با توجه به عوامل شناسایی شده مدل پژوهش ترسیم گردید که از اعتبار مطلوبی برخوردار بود.
بهبود عملکرد و نگرش ریاضی دانش آموزان پایه دهم تجربی در مبحث تعیین علامت عبارات جبری در فرآیند ارزشیابی پویا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در برنامه درسی سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴
265 - 288
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر ارزشیابی پویا مبتنی بر وب بر بهبود عملکرد و نگرش ریاضی دانش آموزان پایه دهم تجربی انجام شد. روش تحقیق مورد استفاده در این مطالعه، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون همراه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانش آموزان دختر پایه دهم رشته تجربی مدارس دولتی شهرستان قروه در سال تحصیلی 1400-1399 بود که از میان آنها 40 دانش آموز به روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب و به دو گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند. گروه آزمایش از سیستم ارزشیابی پویا مبتنی بر وب با رویکرد ترغیبی تدریجی (GPA) استفاده کردند، در حالی که گروه کنترل با روش سنتی آموزش دیدند. ابزارهای جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه نگرش ارزشیابی مبتنی بر وب و آزمون عملکرد ریاضی محقق ساخته بود که روایی و پایایی آنها تأیید شد. یافته های پژوهش نشان داد که ارزشیابی پویا مبتنی بر وب تأثیر مثبت و معناداری بر بهبود نگرش و عملکرد ریاضی دانش آموزان دارد. نتایج تحلیل های آماری حاکی از آن بود که میانگین نمرات نگرش و عملکرد ریاضی در گروه آزمایش به طور قابل توجهی افزایش یافته است. به طور خاص، میانگین نمرات نگرش در گروه آزمایش از 108.25 در پیش آزمون به 144.45 در پس آزمون و میانگین نمرات عملکرد ریاضی از 13.35 به 17.45 افزایش یافت. اندازه اثر (Cohen’s d) برای نگرش 1.32 و برای عملکرد ریاضی 1.18 محاسبه شد که نشان دهنده تأثیر قوی و معنادار مداخله است.این پژوهش نشان داد که استفاده از فناوری های نوین در فرآیند ارزشیابی می تواند به عنوان یک استراتژی آموزشی مؤثر در بهبود کیفیت آموزش ریاضیات مورد استفاده قرار گیرد. ارزشیابی پویا مبتنی بر وب نه تنها به معلمان کمک می کند تا نقاط ضعف و قوت دانش آموزان را شناسایی کنند، بلکه به دانش آموزان نیز امکان می دهد تا در فرآیند یادگیری خود نقش فعال تری داشته باشند
اهمیت بینش مدرسان تاریخ و اهداف مطالعل تاریخ در تحکیم جایگاه این رشته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
55 - 76
حوزههای تخصصی:
آموزش تاریخ امروزه جزء لاینفک نظامهای آموزشی در سرتاسر جهان است. ضرورت این امر زمانی بیشتر احساس می شود که دانسته شود تاریخ یک رشته هویت ساز است. ایجاد این هویت نه توسط تاریخ به ماهو تاریخ، بلکه توسط متولیان تاریخ که همان دبیران و استادان این رشتهاند محقق می گردد. دبیران تاریخ و متولیان این رشته در ساخت فرهنگ پویا و انتقال آن به نسل جوان نقش مهم و سازنده ای دارند. حال چگونه می توان از این امر به راحتی چشم پوشی کرد.پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی و تحلیلی و روش جمع آوری کتابخانه ای – میدانی «تجربه زیسته و مطالعاتی پژوهشگران» در صدد پاسخگویی به این سوال است که بینش دبیران و مدرسان تاریخ در ساختار نظام آموزشی کشور و هم چنین اهداف مطالعه این رشته در تحکیم جایگاه آن در دانشگاه ها چه تاثیری دارد؟ بعد از بررسی داده های تاریخی و تجارب شخصی نویسندگان در تدریس تاریخ یافته تحقیق حاضر آن را نشان می دهد هرگونه تغییر و تحول در سیستم آموزشی تاریخ در سطح کشور و قبل از بازنگری در محتوای درسی، محیط آموزشی، تغییر نگرش خانواده و جامعه در ابتدا منوط است بر تغییر بینش و نگرش دبیران و استادان تاریخ. در وهله اول تا زمانی که فلسفه مطالعه تاریخ برای آنان حل نشده باشد هرگونه راهکاری برای روشمند کردن تدریس تاریخ یا تغییر در آن بیهوده است.
واکاوی تجربه زیسته معلمان دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم از آموزش مجازی: یک مطالعه پدیدار شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف وا کاوی تجربه زیسته معلمان دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم از آموزش مجازی دوران کرونا انجام شد. روش: این پژوهش در پارادایم )مدل( تفسیرگرایی و به شیوه کیفی و با رویکرد پدیدارشناسی صورت گرفت. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان منطقه 6 مدارس اُُتیسم شهر تهران در سال تحصیلی 1402 - 1401 بود که تجربه تدریس به دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم در دوران کرونا را داشتند. برای انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری هدفمند و معیاری استفاده شد. در راستای هدف پژوهش، در مرحله اول با 20 نفر از معلمان منطقه 6 مصاحبه انجام و اشباع نظری حاصل شد. در ادامه، داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته و با توجه به شرایط افراد در 3 قالب حضوری، تلفنی و برخط به صورت پرسش های بازپاسخ انجام شد. در این پژوهش برای شناسایی، تحلیل و گزارش نتایج داده های کیفی حاصل از مصاحبه، از روش تحلیل موضوعی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، از دیدگاه مشارکت کنندگان در پژوهش، تجربه زیسته آموزش مجازی دارای 4 زیرمقوله شامل تدریس، استرس شغلی، مشکلات فناورانه و سبک ارتباطی بود. همچنین فرصت های آموزش مجازی در دوران کرونا دارای 5 مقوله، شامل: گسترش مهارت فناورانه، توسعه مهارت تدریس برخط، فرا گیر شدن آموزش مجازی، تقویت زیرساخت آموزش مجازی و به صرفه بودن در هزینه های جانبی بود. همچنین چالش های آموزش مجازی در دوران کرونا شامل: 5 مقوله مشکلات ارتباطی، مشکلات آموزشی و تدریس، بی توجهی والدین، ضعف تجهیزات و امکانات و افت توجه دانش آموزان بود. نتیجه گیری: آموزش مجازی برای دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم دارای فرصت های مناسبی بود. از آن جاییکه سبک یادگیری این افراد دیداری محور می باشد و راهبردهای آموزشی مبتنی بر تدریس مجازی می تواند از این نوع سبک پشتیبانی نماید، از این رو، پیشنهاد می شود زیرساخت های برگزاری آموزش مجازی برای این افراد تقویت شود و از ظرفیت های راهبردهای آموزشی مبتنی بر فناوری برای غنی سازی فرایند یادگیری دانش آموزان با اختلال طیف اُُتیسم استفاده شود.
بررسی محتوای پیام های قرآنی در کتاب های قرآن و پیام های آسمانی دوره متوسطه اول بر اساس مؤلفه های عاطفه مثبت و رضایت از زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در آموزش معارف و تربیت اسلامی دوره ۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴
101 - 128
حوزههای تخصصی:
هدف ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ بررسی محتوای پیام های قرآنی در کتاب های قرآن و پیام های آسمانی دوره متوسطه اول براساس مؤلفه های عاطفه مثبت و رضایت از زندگی بود. روش پژوهش ﺗﺤﻠﯿﻞ ﻣﺤﺘﻮا بوده و ﺑﺎ ﺗﺤﻠﯿﻞ واﺣﺪﻫﺎی ﮔﻮﻧﺎﮔﻮن کتاب های قرآن و پیام های آسمانی دوره متوسطه اول، ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از چک لیست ﻣﺤﻘﻖ ﺳﺎﺧﺘﻪ، ارزﯾﺎﺑﯽ مؤلفه های عاطفه مثبت و رضایت از زندگی، ﻣﯿﺰان ﮐﺎرﺑﺮد اﯾﻦ ﻣﺘﻐﯿﺮ در شکل گیری ﻣﺤﺘﻮای ﮐﺘﺎب مورد نظر از دیدگاه محتوای پیام های قرآنی انجام شد. با توجه به ماهیت موضوع مورد بررسی و اهداف، این پژوهش از نوع توصیفی بوده و از لحاظ کاربرد، از نوع تحقیقات کاربردی می باشد. جامعه آماری پژوهش در بخش تحلیل محتوا شامل کتاب های قرآن و پیام های آسمانی دوره متوسطه اول (9 جلد کتاب درسی متوسطه اول در سال تحصیلی 1400-1401 در سه عنوان پیام های آسمانی، پیام های آسمانی کتاب کار و قرآن) است. ﻧﺘﺎﯾﺞ نشان می دهد که کتاب های درسی به مؤلفه های شادکامی پرداخته اند، اما بین میزان توجه به هر یک از مؤلفه های شادکامی تفاوت وجود دارد. به طوری که مؤلفه عاطفه مثبت دارای بیشترین فراوانی و ضریب اهمیت بوده و کمترین میزان فراوانی و ضریب اهمیت مربوط به مؤلفه رضایت از زندگی است. علاوه بر این، بین میزان توجه به هر یک از شاخص های شادکامی تفاوت وجود دارد، به طوری که شاخص رابطه با خدا، دعا، نیایش و خندان بودن و تبسّم در برخورد با دیگران، دارای بیشترین فراوانی و ضریب اهمیت بوده و کمترین میزان فراوانی و ضریب اهمیت مربوط به شاخص امید به آینده و شوخی و شوخ طبعی با دیگران است.
نقد و بررسی دانش های ادبی در کتب فارسی متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کتاب های فارسی دوره متوسطه اول یکی از مهمترین منابع این دوره است؛ به نحوی که می توان این کتب را پیشاهنگ و مقدمه فهم برخی از دروس دیگر نیز به حساب آورد. در کتاب های فارسی بخشی تحت عنوان دانش های ادبی گنجانده شده است که هدف اصلی آن کمک به دانش آموزان در جهت فهم نکات ادبی و ظرافت های زیباشناختی است. پژوهش حاضر این بخش از کتاب های فارسی را با روش تحلیل محتوایی، بر پایه منابع کتابخانه ای بررسی کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که این بخش به دلیل پاره ای از کاستی ها و نقایص نتوانسته است زمینه را برای تحقق اهداف مورد نظر برنامه ریزان برای درس فارسی دوره متوسطه اول فراهم آورد. عمده این نقایص عبارتند از عدم توجه کافی به بخش دانش های ادبی در پایان دروس و ایجاز و فقدان توضیحات لازم و همچنین پیروی نکردن از یک شکل پیوستار در ترتیب قرار گرفتن این دانش ها و نیز ارتباط نسبتاً ضعیف محتوای درس با دانش ادبی مطرح شده. مرتفع ساختن این تقص ها در راستای حرکت از وضع موجود و نیل به وضعیت مطلوب خواهد بود.
Relationships between Metacognitive Beliefs, Personal-Social Adaptation, and Happiness in High School Students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study investigates the relationship between metacognitive beliefs and personal-social adaptation and happiness among high school students. Using a descriptive-correlational design, 373 high school students from Robat Karim city were selected via convenience sampling. Data was collected using the Metacognitive Beliefs Questionnaire short form by Wells & Cartwright-Hatton (2004), the California Psychological Inventory by Clark et al. (1939), and the Oxford Happiness Inventory by Argyle et al. (1995). Statistical analysis involved Pearson correlation and regression. The study identified significant correlations between metacognitive beliefs and personal-social adaptation and happiness. Positive correlations were noted between beliefs about concern and personal adaptation (0.245), and uncontrollability and danger and personal adaptation (0.520). Cognitive confidence also correlated positively with personal adaptation (0.383), while the need for control of thoughts showed a negative correlation (-0.361). Social adaptation displayed similar trends with substantial correlations linked to positive beliefs about concern (0.741) and cognitive confidence (0.471). The need for control of thoughts showed a strong negative correlation (-0.798). Happiness correlated positively with metacognitive beliefs (0.518), with these beliefs predicting a 0.118 unit change in happiness.Metacognitive beliefs significantly affect personal-social adaptation and happiness among students. Workshops involving parents on metacognitive beliefs are recommended to enhance student outcomes.
نقش دانش محتوایی آموزش فنّاورانه در توسعۀ حرفه ای معلمان: یک مرور روایتی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: توسعه حرفه ای معلم فرایندی مداوم است که از طریق آن معلمان متناسب با توانایی های خود و نیازهای زمان در حال تغییر سازگار و به رشد خود ادامه می دهند. امروزه، توسعه معلمان، نه تنها شامل تسلط بر علم و توانایی های تدریس بلکه با تسلط بر فنّاوری نیز به چالش کشیده می شود. یکی از ایده های نوآورانه برای ارتقای آموزش در قرن بیست و یکم، تجدید نظر در آموزش و توسعه برنامه درسی با ادغام فنّاوری اطلاعات و ارتباطات با دانش محتوایی آموزشی به شیوه ای سیستماتیک است، این ادغام معلمان را قادر می سازد تا به طور مؤثّر ابزارها و منابع فنّاوری مدرن را در شیوه های تدریس خود بگنجانند و کیفیت کلی آموزش را افزایش دهند و دانش آموزان را برای نیازهای عصر دیجیتال آماده کنند. روش ها : پژوهش حاضر مطالعه از نوع مرور روایتی است و با هدف بررسی و تحلیل نقش دانش محتوایی آموزش فنّاورانه در توسعه حرفه ای معلمان انجام شد. برای گردآوری اطلاعات از مقالات علمی منتشر شده در پایگاه های اینترنتی استفاده شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که دانش محتوایی آموزش فنّاورانه با ایجاد شایستگی های در دانش فنّاورانه، دانش تربیتی و محتوا، دانش محتوایی تربیتی، دانش محتوای فنّاوری و دانش تربیتی فنّاوری، باعث درک و بازنمایی مناسب معلم از آموزش و تدریس همراه با استفاده از فنّاوری مناسب می شود. همچنین باعث ایجاد نقش های متفاوتی برای معلمان و دگرگونی تجارب آموزشی و فرآیندهای آموزشی می شود. نتیجه گیری: در مجموع با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که حرفه ای شدن یک فرآیند مستمر از طریق مشارکت فعال در عمل است. معلمان نمی توانند به تنهایی برای رسیدن به این هدف مبارزه کنند؛ اما باید از طرف های مختلف حمایت شوند. از این رو سیستم های آموزشی باید به دنبال فراهم کردن فرصت هایی برای معلمان برای توسعه حرفه ای ضمن خدمت برای حفظ استاندارد بالای تدریس و حفظ نیروی کار معلم با کیفیت بالا باشند. دانش محتوایی آموزشی فنّاورانه یک نوع تخصّص منحصر به فرد است که باعث حرکت معلمان به سمت توسعه حرفه ای می شود.
ارزشیابی جامع برنامه پژوهش سرای دانش آموزی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و ارزشیابی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۸
85 - 109
حوزههای تخصصی:
این مقاله از یک طرح پژوهشی که هدف آن ارزشیابی برنامه پژوهش سراهای دانش آموزی بود، استخراج شده است. برای انجام آن پژوهش از مصاحبه حضوری با صاحب نظران و کارشناسان آگاه و چهار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شد. با تعداد 47 نفر که به صورت هدفمند از میان کارشناسان مرتبط با موضوع انتخاب شده بودند، مصاحبه شد؛ 32 پژوهش سرا در 5 استان منتخب مورد مشاهده قرار گرفتند. از مجریان برنامه پژوهش سراها نمونه گیری و داده های ناظر بر نگرش و واکنش آنها نسبت به جنبه های مختلف برنامه پژوهش سرای دانش آموزی با استفاده از چهار پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. در مجموع، تعداد 434 نفر به پرسشنامه ها پاسخ دادند. محورهای مصاحبه و سئوال های بازپاسخ به اهداف، بافت، تمهید مقدمات، درونداد، فرایند و برونداد برنامه معطوف بود. محتوای مصاحبه ها با استفاده از روش های ناظر بر مطالعات کیفی استخراج، طبقه بندی و تلخیص شد. پاسخ گروه های مورد مطالعه به پرسشنامه ها، تحلیل و به صورت درصد فراوانی گزارش شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بافت حاکم برجامعه(مدرک گرایی، آزمون محوری سنتّی و کافی نبودن زمان برای آموزش و یادگیری فعال) برای اجرای برنامه پژوهش سرا مساعد نیست. نبود فهم مشترک از اهداف، منابع، گروه هدف، فرایند و نتیجه برنامه های پژوهش سرا در میان همه گروه های ذی نفع مشهود است. برخلاف هدف سیاست گذار، اغلب پژوهش سراهای دانش آموزی بدون رعایت ضوابط و تمهید مقدمات تشکیل شده اند. 66 درصد کارشناسان و مدیران پژوهش سرا معتقدند در مقابل اجرای برنامه های پژوهش سرا موانع جدّی وجود دارد. از پاسخ های انشایی مدیران پژوهش سرا می توان دریافت که واکنش اغلب آنان نسبت به برنامه پژوهش سراها منفی است. موفقیت تعداد معدودی از دانش آموزان داوطلب در مسابقات علمی، به عنوان دستاورد پژوهش سراهای دانش آموزی، مستند شده است. امّا، تبدیل پژوهش سرا به«مسابقه سرا» نوعی انحراف از هدف اصلی سیاست گذار است.
بررسی رابطه برنامه درسی ضمنی با بهزیستی تحصیلی: نقش میانجی خودپنداره تحصیلی
منبع:
توسعه برنامه درسی دوره اول بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
147 - 167
حوزههای تخصصی:
یکی از اهداف و وظایف آموزش وپرورش، ایجاد زمینه برای رشد همه جانبه فرد و تربیت انسان های سالم، کارآمد و مسئول برای ایفای نقش در زندگی فردی و اجتماعی است. هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه برنامه درسی ضمنی با بهزیستی تحصیلی: نقش میانجی خودپنداره تحصیلی دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان در ه شهر بود. روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی با مدل معادلات ساختاری (SEM) می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان متوسطه دوم شهرستان دره شهر در سال تحصیلی 1401-1402 بود. نمونه این پژوهش شامل 300 نفر دانش آموز بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی تحصیلی (تومینین - سوینی و همکاران، 2012)، پرسشنامه برنامه درسی پنهان (تقی پور و غفاری، 1388) و پرسشنامه خودپنداره تحصیلی (یسن چن، 2004) بود. یافته ها نشان داد میان متغیرهای پژوهش حاضر که شامل ابعاد برنامه درسی ضمنی، خودپنداره تحصیلی و بهزیستی تحصیلی بود، رابطه معناداری وجود دارد؛ افزون بر آن، خودپنداره تحصیلی در رابطه بین برنامه درسی ضمنی با بهزیستی تحصیلی نقش میانجی دارد. نتایج این پژوهش حاکی از اهمیت توجه به برنامه درسی ضمنی و خودپنداره تحصیلی در بهبود بهزیستی تحصیلی دارد.
جستاری بر آموزه های تعلیمی مجموعه کتب داستانی آموزش سواد مالی کودکان (بر اساس تکنیک آنتروپی شانون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ تابستان ۱۴۰۳شماره ۲
31 - 50
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی آموزه های تعلیمی مجموعه کتب داستانی آموزش سواد مالی کودکان بود تا از این رهگذر میزان توجه به استانداردها و مهارت های هر یک از عرصه های شش گانه سواد مالی مشخص گردد. این تحقیق با استفاده از تحلیل محتوای قیاسی مایرینگ انجام شد. واحد زمینه، کلیه ی متن های مجموعه ی 22 جلدی (752 صفحه) و واحد تحلیل در این پژوهش برابر با واحد زمینه بود. ابزار گردآوری داده ها در پژوهش حاضر، مجموعه کتب داستان سواد مالی و کتاب سنگ بنا جامپ استارت و استانداردها (15 مورد) و مهارت های (34 مورد) مالیه شخصی جامپ استارت بود. روایی فرم های تحلیل محتوا پس از چندین بار بررسی توسط متخصصین، تأیید گردید. هم چنین پایایی پژوهش نیز از طریق ضریب اسکات (733/0) محاسبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز بر اساس روش آنتروپی شانون انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد به تمام عرصه ها و استانداردها و مهارت های مالیه شخصی به طور یکسان توجه نشده است. به طوری که در بین عرصه های سواد مالی، بیش ترین فراوانی و ضریب اهمیت به استانداردهای عرصه خرج و پس انداز و کم ترین فراوانی و ضریب اهمیت به استانداردهای عرصه مدیریت ریسک و بیمه تعلق دارد. سایر عرصه های مالی شخصی به ترتیب میزان اهمیت در کتب داستانی عبارتند از: عرصه کاریابی و درآمد، تصمیم گیری مالی، سرمایه گذاری و اعتبار و بدهی. در نتیجه طراحی الگویی غنی متناسب با فرهنگ و ویژگی های بومی ایران برای آموزش سواد مالی و تألیف کتاب های داستان و غیر داستان مبتنی بر چنین الگویی در همه عرصه ها و مهارت های مالیه شخصی به طور متوازن پیشنهاد می گردد.
طراحی الگوی برنامه درسی هنر مبتنی بر تعامل با پلیس در دوره ابتدایی و شناسایی فعالیت-های اثر بخش در افزایش این تعاملات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
92 - 107
حوزههای تخصصی:
هدف:هدف از پژوهش حاضر، طراحی الگوی برنامه درسی هنر مبتنی بر تعامل دانش آموزان با پلیس و همچنین شناسایی فعالیت-های یادگیری اثر بخش به منظور افزایش این تعاملات است.روش: این پژوهش به روش آمیخته و از رویکرد کیفی گرندد تئوری و رویکرد کمی توصیفی- پیمایشی بهره گرفته است.حوزه ی پژوهش در بخش کیفی معلمان خبره و با تجربه که26نفر به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی و در بخش کمی نیز معلمان و مسئولان پرورشی دوره ابتدایی شهر شیراز بودند که310نفر به صورت تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته27سوالی که روایی آن توسط9نفر از متخصصان موضوعی و پایایی آن با آلفای(0.96)تایید شد، تجزیه و تحلیل داده-ها در بخش کیفی به شیوه ی اشتراوس کوربین و در بخش کمی از آزمون فریدمن وtتک نمونه بهره گرفته شد.یافته ها: پس از تحلیل متن مصاحبه ها و کدگذاری مؤلفه های آن، تعداد43کدباز،13کد محوری و5کدانتخابی استخراج گردید. علاوه براین،27فعالیت یادگیری شناسایی شد که به منظور ابزار بخش کمی از آن بهره گرفته شد. یافته های کمی نشان داد که از دیدگاه معلمان تمام فعالیت های یادگیری شناسایی شده در افزایش این تعاملات دارای اهمیت بوده و اجرای نمایش و مجسم کردن فداکاریهای پلیس، استفاده از شعر و موسیقی، دعوت از پلیس برای حضور در کلاس در رتبه های اول تا سوم قرار گرفتند.نتیجه گیری: نتایج بخش کمی پژوهش حاکی از آن است، فعالیت هایی که نیازمند بودجه، زیرساخت و زمان کافی است در رتبه های آخر قرار گرفته اند. علاوه براین، الگوی برنامه درسی ارائه شده در این پژوهش عوامل مؤثر در اجرای برنامه درسی و پیامدهای متصور از آن را به نمایش می گذارد.
مدل علی یادگیری خودگردان مبتنی بر خلاقیت شناختی با توجه به نقش میانجی هوش موفق در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۶ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳
108 - 118
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش مدل یابی یادگیری خودگردان مبتنی بر خلاقیت شناختی با توجه به نقش میانجی هوش موفق در دانش آموزان دوره دوم ابتدایی استان کرمان انجام شد. پژوهش حاضر توصیفی و از نوع همبستگی و معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی استان کرمان، در سال تحصیلی 1402-1401 به تعداد 170066 نفر بود. که 310 نفر بر اساس روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی چند مرحله ای، از 4 شهرستان (راور، بافت، بم، رفسنجان) به عنوان نمونه انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد خلاقیت شناختی (CT) عابدی (1372)، هوش موفق (SIQ) استرنبرگ و گریگورنکو (2002) و یادگیری خودگردان (SLQ) نقوی (1401) استفاده شد. سپس نمره گذاری با نرم افزار آماری SPSS نسخه 23 و تحلیل داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار AMOS-23 انجام شد. نتایج نشان داد که بین هوش موفق و یادگیری خودگردان رابطه معناداری وجود دارد (01/0>P). همچنین نتایج نشان داد مسیرهای غیرمستقیم یادگیری خودگردان مبتنی بر خلاقیت شناختی با نقش میانجی هوش موفق دانش آموزان معنادار بود. بر اساس یافته ها، مدل نهایی از برازش مطلوبی برخوردار بود (01/0>P). یافته های این پژوهش می توانند بر طراحی برنامه های درسی تاثیر گذاشته و موجب هدایت دانش آموزان در مسیرخلاقیت شناختی مؤثر و استفاده از هوش موفق برای حل مسائل، توسط معلمان و طراحان می شود.