فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
1 - 19
حوزههای تخصصی:
نظامی در منظومه «خسرو و شیرین» از چهار هنرمند دربار خسرو (شاپور/ فرهاد و باربد/ نکیسا) نام برده و جایگاه آ نها را مؤثر و ویژه می داند. هدف از انجام این پژوهش، تحلیل جایگاه این چهار هنرمند در منظومه خسرو و شیرین است. ضرورت انجام پژوهش در شناسایی مؤلفه های مربوط به هنرمندان دوره شاعر و نگاه آن دوره به هنرمندان بوده است. ویژگی های هنرمندانه شاپور/ فرهاد و باربد/ نکیسا در منظومه خسرو و شیرین نظامی کدامند؟ به نظر می رسد مؤلفه هایی مانند دقت و مهارت در طراحی و ترسیم هنرهای دیداری و برانگیختن احساسات مخاطبان از جمله ویژگی های هنری هنرمندان نام برده شده در منظومه خسرو و شیرین است. روش انجام تحقیق، توصیفی- تحلیلی و روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای بوده است. جامعه هدف پژوهش، ابیات مربوط به منظومه یادشده است. ابیات به روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. نتایج به دست آمده نشان داد که شاپور و فرهاد در حوزه تجسمی و با مهارت و استادی، بارها به کمک خسرو و شیرین آمدند. هر دو، شاگرد یک استاد بودند. شاپور، نقاش و فرهاد، پیکرتراش بودند. هر دو واقع گرا بودند. اما باربد و نکیسا موسیقی می دانستند. یکی در نواختن چنگ و دیگری در بربط، سرآمد نوازندگان دوره خود بودند. هر دو با الحان ابداعی و خلاقانه بارها حالات و روحیات مخاطبان را تحت تأثیر قرار دادند.
بررسی تقابل سنّت وتجدد در رمان طوبی و معنای شب اثر شهرنوش پارسی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۷ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲۴۹
199 - 215
حوزههای تخصصی:
بررسی و تحلیل چگونگی تقابل سنت و تجدد در تاریخ ایران بر اساس رمان« طوبا و معنای شب»اثر شهرنوش پارسی پور است. رمان شامل رخدادهای چند دوره پرحادثه از تاریخ معاصر ایران است که با محور قرار دادن زندگی طوبا، می باشد. حوادث رمان در متن تحولات سیاسی از آستانه جنبش مشروطه خواهی تا دهه های پایانی حکومت پهلوی دوم و مبارزات می گذرد. پارسی پور درخلال آن زندگی نسلها را با محوریت زندگی طوبا به تصویر کشیده است. از این چشم انداز، رمان «طوبا و معنای شب» داستان زندگی وکشاکشهای انسان است که علاوه بر زیستن در متن کشاکشهای سیاسی و اجتماعی، درگیر آشوبها و درگیریهای روانی برخاسته از موج تجدد خویش است. نتایج نشان می دهد که تقابل سنت و تجدد از آستانه مشروطیت تا وقوع انقلاب در عرصه های مختلف جامعه ایران جریان داشته و علاوه بر حوزه سیاست و حکمرانی، مناسبات خانوادگی و اجتماعی را نیز دگرگون کرده است. درهرزمان از این دوره، از یک سو پیشروی جلوه ها و نمودهای تجدد در عرصه فردی و اجتماعی، سیاسی است و از سوی دیگر مقاومت معیار ها و موازین سنت را در برابر تجدد می توان مشاهده کرد. یافته ها مؤید آن است که رویکرد اقشار مختلف جامعه به تجدد، متناسب با میزان تحصیلات، خاستگاه طبقاتی و اجتماعی آنان از یکدیگر تمایز می یابد. از این حیث، می توان آن ها را در سه طیف پذیرندگان مبانی و اندیشه های تجدد ، مخالفان ابعاد اجتماعی و سیاسی تجدد و سرگشتگان در برابر تجدد صورتبندی کرد.
تحلیل مقایسه ای کارکرد بلاغی و زیبا شناختی غدیریه های فارسی در قبل و بعد از مشروطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
101 - 134
حوزههای تخصصی:
تطبیق آثار راهی برای شناخت بهتر و برجسته سازی لایه های آشکار و کشف لایه های پنهان آثار ادبی است و از این رهگذر نوع نگاه، میزان قدرت زبانی و برتری آثار در قیاس با هم نمایان می شود. یکی از این روش ها بررسی از منظر زیبایی شناسیک است. زیبایی شناسی، دیدگاهی فلسفی است که درباره جنبه های گوناگون زیبایی سخن می گوید و می تواند موجب شناخت بهتری از درک زیبایی ها و التذاذ بیشتر خواننده از اثر ادبی شود. باتوجه به اهمیت عصر مشروطه و تأثیر آن بر ادبیات به ویژه شعر، شناخت نگاه شاعران آئینی در قبل و بعداز جنبش مشروطیت ضروری است. این جستار با روش تحلیلی تطبیقی به بررسی برجسته ترین غدیریه های شعر فارسی از دوره قاجار تا اوایل مشروطیت و پس از آن (تا دهه هشتاد)، با هدف واکاوی پر کاربردترین عناصر سازنده زیبایی شناسی می پردازد، تا تفاوت نگاه و بیان شاعران را در این بُرهه نمایان کند. نتایج پژوهش نشان می دهد میزان کاربرد و گوناگونی انواع تکرار و همچنین ابزارهای بلاغی در آثار قبل از مشروطه در قیاس با بعد از مشروطیت به مراتب بیشتر و نحوه استفاده از آن نیز متمایز است. از نظرگاه زبانی، تکرار موسیقیایی در دو سطح آزاد و منظّم، بیشترین کاربرد را داشته، به گونه ای که در پیش از مشروطه در سطح آزاد، جناس اختلافی و تکرار صامت و در سطح منظم، ذوقافیتین پر کاربردتر بوده و بعداز مشروطه، تکرار صامت و جناس اختلافی در سطح اول (آزاد) و جناس مزدوج در سطح دوم (منظّم)، بیشترین بسامد را داشته است. همچنین در شعر پیش از مشروطه، تشبیه و در آثار شاعران پس از آن تلمیح نسبت به سایر صناعات ادبی، پُر کاربردترین آرایه شناخته شده است.
بررسی منشأ زائوم ها در غزلیات شمس با تکیه بر آرای کارل گوستاو یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۴۲
147 - 160
حوزههای تخصصی:
در مطالعه و بررسی غزلیات شمس با ابیاتی مواجه می شویم که موسیقیایی، امّا فاقد معنایی خاص هستند. عبارات این ابیات که در برخی از پژوهش ها، با نگرشی فرمالیستی، زائوم یا فراخرد نامیده شده اند، بحث ها و چالش های فراوانی در میان پژوهشگران برانگیخته اند. دریافت پاسخ این پرسش که منشأ روان شناختی سرایش چنین ابیاتی چیست و ریشه در چه رویدادهایی در زندگی مولانا دارد، یکی از مباحثِ دارای اهمیّت و ضرورت ویژه است. در پژوهش پیش رو با رویکرد تحلیلی توصیفی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای و به ویژه با بهره گیری از اندیشه های روان شناختی کارل گوستاو یونگ به بررسی این ابیات خواهیم پرداخت. بدنه اصلی مقاله را بررسی روان شناسانه ابیاتی از مولانا تشکیل می دهد که می تواند مصداقی از زائوم باشد. برآیند این پژوهش، کشف پیوند تنگاتنگی است که در میانه این زائوم ها با نمود کهن الگوی دیونیسوسی وجود دارد و از رویدادهای تراژیک زندگی مولانا سرچشمه می گیرد؛ رویدادهایی که بر شکل گیری اشعار فاقد معنا امّا موسیقیایی غزلیات شمس، تأثیر مستقیم گذاشته است. بر این اساس، ابیات زائوم گونه مولانا، ریشه در ضمیر ناخوداگاه جمعی شاعر دارد و حاصل تجلی کهن الگوی دیونیسوسی وی در پی رویدادی تراژیک، یعنی دوری دفعی از شمس تبریزی است.
بررسی تطبیقی صفات و شرایط دبیران در ادب الکُتاب صولی و چهار مقاله نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۳ شماره ۵۳
1 - 17
حوزههای تخصصی:
شرایط سیاسی و اجتماعی ملل مختلف همواره دو شریان مهم در انتقال فرهنگ و ادبیات به قلمرو یکدیگر بوده است. در دوره اسلامی نفوذ دستگاه های سیاسی اعراب مسلمان در مرزهای ایران، سبب شد که به صورت خودکار سیاست، فرهنگ و ادبیات دو ملل بر یکدیگر اثر بگذارد و عالمان، دانشمندان و ادیبانی فرهیخته ظهور یابند که امروزه نیز در نوع خود منحصر به فردند. از ادبای کم نظیر دو ادبیات فارسی و عربی می توان به نظامی عروضی و ابو بکر صولی اشاره کرد. نظامی از مؤلفان شناخته شده ادبیات فارسی کوشیده در چهار مقاله وظایف چهار طبقه مهم در دستگاه سیاسی حکومت را معرفی کند که یکی از این طبقات مختص به دبیری و شرایط و صفات آن است. همچنین ابو بکر صولی در کتاب، ادب الکُتّاب ، کوشیده به اهمیت وظایف دبیر در دستگاه سیاسی بپردازد. وی در آموزه های خود وجوه اشتراکی با نظامی عروضی دارد که البته این بدان معنا نیست دو مؤلف از یکدیگر اثر پذیرفته اند؛ چه بسا نفوذ فرهنگ دو ملل در قلمرو یکدیگر سبب شده تشابهاتی در آموزه های ایشان یافت شود که در کنار وجوه افتراق این تعالیم، قابل تأمل و بررسی است. بنابراین پژوهش پیش رو کوشیده در چشم اندازی تطبیقی و با هدف شناخت همگونی ها و ناهمگونی های این دو اثر، آنها را مورد نقد و تطبیق قرار دهد.
واکاوی بن مایه آزادی در شعر قاسم حدّاد و احمد شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۷ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۰
73 - 98
حوزههای تخصصی:
شعر آزادی شاخه ای از شعر است که در آن شاعر به بیان ایده ها، احساسات و اندیشه های خود بدون محدودیت های سنتی، اجتماعی یا سیاسی می پردازد و از تحریم ها و محدودیت های زبانی و ساختاری رها می شود. در این نوع شعر، شاعر اغلب به بیان اندیشه های نو، تجربیّات شخصی و نگرش های متفاوت به جوامع و مسائل اجتماعی می پردازد. شعر آزادی با ابتکار، خلاقیّت و زبان شاعرانه می تواند بر مخاطبان خود تأثیر بگذارد و به عنوان ابزاری برای انتقاد از قدرت ها و نهادها و تبیین آرمان های فردی و اجتماعی استفاده شود. در میان عرب زبانان و فارسی گویان، شاعران برجسته ای در زمینه آزادی شعر سروده اند که از آن جمله می توان به قاسم حدّاد از بحرین و احمد شاملو از ایران اشاره کرد. اشعار این دو شاعر مملو از مفاهیم آزادی است که به عنوان میراثی ارزشمند در عرصه شعر آزادی در ادبیّات معاصر شناخته می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر مکتب آمریکایی ادبیّات تطبیقی، درون مایه های آزادی دو شاعر را بررسی و شباهت ها و تفاوت های آن را استخراج می کند تا عوامل ظهور مضامین آزادی در شعر هر دو تبیین شود. یافته های پژوهشی حاکی از آن است که عوامل اجتماعی، سیاسی و تاریخی از مهم ترین انگیزه های دو شاعر در بیان مضامین آزادی هستند. مهم ترین درون مایه های مشترک آزادی در شعر هر دو عبارتند از: برخورد با ظلم و ستم، حقوق انسانی، بیان اندیشه ها و ایده ها، انکار زنجیرها و محدودیت ها، تجربه زندان و زندگی در محدودیت.
کتابی برساخته به نامِ آثارمنتشرنشده عارف قزوینی!(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
101 - 137
حوزههای تخصصی:
در سال 1321 سیّد هادی حائری (کوروش) مجموعه ای از اشعار منتشرشده عارف قزوینی را که پیشتر در کتاب منتخباتی از دیوان ابوالقاسم عارف (به کوشش سِر دینشاه سلیسیتر ایرانی) و عارفنامه هَزار (مجموعه مکاتبات عارف و محمدرضا هَزار شیرازی) چاپ شده بود، به علاوه چند شعر دیگر تحت عنوان جلد دوم دیوان عارف قزوینی در بنگاه بازرگانی گلبهار کرمان (در تهران) منتشر کرد.
حائری در سال 1372 با انتشار کتاب آثار منتشرنشده عارف قزوینی تغییر و تحریف و حذف و انواع دگرگونی ها در شعرهای عارف را به انگیزه های ایدئولوژیکِ مذهبی، سیاسی، مصلحت اندیشانه، تغییرهای ذوقی و رفع خطاها و لغزش های زبانی (دستوری، منطقی = معنایی) و عروضی دنبال گرفت تا هم انتقادهای آتشین عارف به نهاد و متولیان روحانیت را محو کند، هم از او شاعری ضد رضاشاه و مخالف با نظام سلطنت بسازد، هم هزل و هجاها و سخنان گزنده شاعر ملی را بزداید و سرانجام بیت های محذوف را با تصرف هایی خودسرانه در شعرهایی برساخته به کار گیرد.
تنازع در انتساب یک غزل به سعدی، مهستی و رفیع مروزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۹۴
103-113
حوزههای تخصصی:
از جمله مشکلات امروز در باب اشعار پیشینیان، سرگردان بودن برخی از این اشعار در جُنگ ها و تذکره های مختلف است. به تکرار با اشعاری مواجه می شویم که به چندین شخص منتسب است؛ تا جایی که خواننده از انتساب های چندگانه این آثار در تاریخ ادبیات، سردرگم می شود. غزل معروفی به نام سعدی و البته در دیوان هلالی جغتایی با عنوان مخمس بر غزل سعدی ثبت شده است که با بررسی کلیات سعدی و تفحص در چند نسخه خطی، غزل در دیوان سعدی پیدا نشد. غزلی که در تضمین هلالی به دست است، تخلص به نام سعدی نیز دارد. این غزل در دو سفینه بیاض تاج الدین احمد وزیر و روضه الناظر و نزهه الخاطر عبدالعزیز کاشی، به مهستی نسبت داده شده است. نکته بسیار مهمی که موجب ایجاد تشکیک در این انتساب ها می شود، آمدن این غزل در لباب الالباب به نام رفیع مروزی است. با توجه به این که لباب نسبت به همه این آثار متقدم است، انتساب غزل به مهستی و سعدی مورد تردید قرار می گیرد. ضمن اینکه در سه موضع در جوامع الحکایات ، تاریخ جهانگشای جوینی و مکارم اخلاق از این غزل بیت یا ابیاتی آمده، که با توجه به حدود تاریخی این کتاب ها، انتسابش به سعدی غیر ممکن است. دیگر اینکه انتساب غزل به رفیع نسبت به مهستی ارجحیت دارد. چه اینکه غزل مزبور در لباب که متقدم تر از نسخه های دیگر است به نام رفیع مروزی آمده است.
نگاهی دیگر به تصحیح ابیاتی از دیوان سوزنی سمرقندی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیوان حکیم سوزنی سمرقندی، از شاعران سده ششم در سال 1338 ش. به دست دکتر ناصرالدّین شاه حسینی تصحیح شد. نبود نسخه معتبر نزدیک به دوره حیات شاعر باعث شد مصحح، از نسخ متأخّر استفاده کند و بی توجهی به ترجیح نسخه بدل ها بر متن در مواردی و بی اعتنایی به سن ت ادبی و قرائن آن در تصحیح، موجب شده تصحیحی آشفته و غیرعلمی، با اغلاط فراوان مطبعی به مخاطبان عرضه شود. بدخوانی لغات دشوار و خاص ترکی و عربی متن نیز از اشکالات دیگر این تصحیح است. از همان زمان تاکنون انتقادات فراوانی بر تصحیح این دیوان شد که نتیجه آن انتشار مقالاتی در تصحیح ابیات بود، اما در مجموع باز هم این دیوان سترگ،تا زمان تصحیح کامل، نیاز به بازبینی، بررسی و تصحیح دارد. در این نوشتار کوشش شده، با توجه به در دسترس نبودن نسخه های قدیمی، ابیاتی از دیوان این شاعر با کمک فرهنگ ها از جمله فرهنگ جهانگیری و در مواردی لغت نامه دهخدا بازخوانی و تصحیح شود.
دگردیسی معنایی اسطوره های ملّی، دینی، تاریخی و پدیده های طبیعی در اشعار سیاوش کسرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از زیباترین و هنرمندانه ترین کاربردهای اساطیر در شعر، «بازآفرینی یا دگردیسی معنایی اسطوره» هاست. شاعران توانمند و اسطور ه ساز معاصر، با بکارگیری اسطوره های پیشین و با آفرینش اسطوره های تازه، فضایی دیگرگونه را در شعر امروز پدیدآورده اند. سیاوش کسرایی یکی از شاعرانی است که با استفاده از اساطیر کهن و همچنین بازآفرینی از اسطوره های تاریخی و پهلوانی، متناسب با موقعیت جامعه، به سروده هایش جلوه ویژه بخشیده و باعثِ جاودان ماندنِ آنها شده است. هدف از این پژوهش، تحلیل و تبیینِ کارکردِ اسطوره های دگردیسی شده، به روش توصیفی - تحلیلی است. طبق نتایج پژوهش می توان گفت دخل و تصرّف کسرایی در اسطوره ها، و همچنین خلق و ایجاد اسطوره مدرن، تغییر در معنا و کارکرد اسطوره های کهن و نمادهای ابداعی از عمده ترین شیوه های دگردیسی اسطوره ها در اشعار کسرایی است. انطباق هرچه بیشتر اسطوره ها با وضعیّتِ عصرِ حاضر، اندیشه ها و اهداف شاعر و نیازهای سیاسی - اجتماعی را نیز باید از مهم ترین اهداف کسرایی در دگردیسی اسطوره ها دانست. تأکید شاعر بیشتر بر اسطوره های ملّی، تاریخی و دینی و نمادهای طبیعی بوده است و این اسطوره ها در شعر وی به فراوانی مشمول دگردیسی معنایی گشته اند.
بررسی و تحلیل سبک شناسانه منظومه علی نامه ربیع در سه سطح فکری، زبانی و ادبی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۶۱
197 - 221
حوزههای تخصصی:
منظومه علی نامه، نخستیم منظومه حماسی شیعه که در سال های اخیر توسط محققان ادب فارسی کشف و معرفی گردید، دریچه های تازه ای را در پژوهش های ادبی حوزه حماسه دینی بر روی پژوهشگران گشود. در این پژوهش سعی شده است این اثر منظوم ازلحاظ سه سطح فکری، زبانی و ادبی موردبررسی و مقایسه تطبیقی قرار بگیرد. روش تحقیق در این پژوهش، به صورت توصیفی و تحلیلی است که به شیوه کتابخانه ای نوشته شده است. محدوده و جامعه موردمطالعه، علی نامه ربیع به تصحیح رضا بیات و ابوالفضل غلامی است. پس از مطالعه دقیق، نمونه های موجود در این منظومه، در سه سطح مذکور طبقه بندی و موردبحث و بررسی قرار گرفتند. تحلیل نمونه ها تا حد زیادی ویژگی های بارز سبکی این منظومه را روشن ساخت و مهم ترین نتایج این بررسی در بخش نتایج ارائه گردید. در سطح فکری، منابع علی نامه بسیار موثّق بودند و با روایات تاریخی همخوانی زیادی داشتند، در سطح زبانی، اشکالات مختصری درزمینه انتخاب واژه ها، ایرادات دستوری و وزن و قافیه دیده شد؛ در سطح ادبی نیز آرایه های ادبی، بسیار ساده و قابل فهم بودند و شاعر، از فنون و آرایه های دشوار استفاده نکرده است.
جست وجوی امر مطلق در دو روایت منطق الطیر عطار و تصویر پرده پوش سائیس اثر شیلر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۲۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱
125 - 149
حوزههای تخصصی:
آثار ادبی جهانی اغلب بر اساس اندیشه ها و دغدغه های عام بشری شکل می گیرند. نیازها، آرزوها، موفقیت ها، ناکامی ها و هرآن چه به طبیعت بشر باز می گردد مضمون اصلی آثار ادبی است. گرایش ها و کندوکاوهای معرفتی در کنار دیگر تمایلات انسانی موضوع بسیاری از این آثار - به ویژه آثار مبتنی بر نگاه فلسفی و عرفانی - بوده است. منطق الطیر عطار و چکامه تصویر پرده پوش سائیس از شیلر، دو روایت در دو فرهنگ و زبان مختلفند که این نیاز آدمی را با مراحل و نتایج تلاش برای دستیابی به مقصد معرفتی، بازتاب می دهند. زین رو مقاله کیفی و تحلیلی حاضر، در کنار مقایسه این آثار، پرداختن به مطالب منعکس شده در آن ها، شباهت، تفاوت و دلایل نا-/هم سانی شان را در زمره اهداف اصلی خود برمی شمرد. از جمله یافته های این پژوهش ذکر این نکته است که گرچه شاعران نام برده از سنن متفاوت برخاسته اند و از فضاهای گوناگون سخن می گویند، اما اصل و انگیزه جست وجوی انسانی برای کشف حقیقت مطلق و نتایج آن در روایاتشان کمابیش همانند است. نیز هرچند در نگاه فیلسوفانه، جست وجوی رمز و راز هستی از دیرباز امری ارزشمند و والا تلقی شده است، اما عارفان نیز همواره در پی حقیقت هستی (حق/معشوق حقیقی) بوده اند و شاعران متفکر منسوب به هر دو نحله (عطار و شیلر) در آثار خویش این تلاش ها را بازتاب داده اند. ویژگی هایی هم چون ابهام و رازآلودگی، بی نشانی امر رازآمیز، ناتوانی یا بی زبانی کاشف راز و تحول شخصیت وی در دو روایت پیشِ رو مشترک است. البته مواردی چون شخصیت های روایات، قالب/ساختار، فضای داستانی، مصداق راز و حقیقت، تفاوت هایی در دو روایت دارند.
بررسی جلوه های طبیعت در غزلیات سلمان ساوجی
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۷ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۲
63 - 78
حوزههای تخصصی:
توصیف طبیعت یکی از بارزترین مضامین مورد استفاده ی بسیاری از شاعران پارسی گو بوده است و آن ها از گذشته های دور با جلوه های طبیعت، انس و الفت فراوانی داشته اند. تأثیر و بازتاب این جلوه ها، با توجه به نوع نگرش و طرز تفکر شاعران، تنوع وسیعی از تصاویر شعری را به نمایش می گذارد. طرز تلقی آن ها از طبیعت، نشان دهنده ی افکار، اندیشه ها و احساسات آن ها است. مسأله ی اصلی در این مقاله، بررسی جلوه های طبیعت در غزلیات سلمان ساوجی است. بدین منظور ابتدا غزلیات وی مورد مطالعه قرار گرفته و بیت هایی که بیانگر پدیده های طبیعت بوده، استخراج گردیده و سپس به تحلیل و بررسی آن ها پرداخته شده است. بسامد جلوه های طبیعت در غزلیات ساوجی، بسیار چشمگیر است. در مجموع می توان گفت که وی، شاعری طبیعت گرا با طبعی لطیف و ذوقی سرشار است. این ویژگی ها باعث شده در توصیف مناظر ، بسیار ماهر باشد و بخشی از ذوق شاعری خود را در این عرصه نشان دهد.
بررسی تطبیقی جایگاه مضحکه و خنده کارناوالی در دن کیشوت و دائی جان ناپلئون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
باختین در بوطیقای داستایوفسکی، بعد در فرانسوا رابله و فرهنگ مردمی در قرون وسطی و نوزایی، با برشماری شاکله های ادبیات کارناوالی، دن کیشوت را نمونه خنده کارناولی معرفی می کند. کارناوال، به دید او، وارونه شدن قوانین، آداب و سنن، نیز باورهاست و خندیدن به هرآنچه جدی است. مضحکه یا بورلسک، شگردی است که بدین خنده مجلای بروز می دهد. نویسنده ضمن تمسخر آداب و رسوم با سنت ادبی نیز درمی افتد؛ سبک فخیم را مضحک و موضوعی جدی را تمسخرآمیز می بیند. در ایران، پزشکزاد، در دائی جان ناپلئون، با تکیه بر مضحکه-نویسی ، چنان می کند تا خنده کارناولی به یکی از مهم ترین بارزه ها تبدیل شود و رمانی حاصل آید که از طریق وارونه سازی، جلوه های سنن، عادات، رسوم و باورها را به موضوع خنده بدل میکند. مضحکه در ایران سنتی است دیرساله؛ درنتیجه، قرابت میان دن کیشوت و دائی جان ناپلئون، نه تنها از منظر نقد جامعه شناختی، چونان پایانی بر دورانی خاص، بلکه وامدار سنتی است که در ایران پُرسابقه است و نمونه هایش در مضحکه نگاری هایی که جنبه فخیم و جدی ادبیات و باورها را به سخره می گیرند مشاهده میشود
تحلیل بینامتنی روایت اسطوره ای رمان چاه بابل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بینامتنیت اصطلاحی مهم در نظریه های ادبی معاصر است که در آن به روابط بین متون اشاره می شود؛ بنابر، این نظریه متون ادبی در انزوا شکل نمی گیرند و نمی توان آن ها را بدون ارتباط با یکدیگر خواند و تفسیر کرد. بینامتنیت در آثار پست مدرن با دیگر ویژگی های این متون همچون گسست زمانی، روایت غیرخطی، دور باطل و... پیوندی جدانشدنی دارد. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از نظریه بینامتنیت، اثرپذیری روایت چاه بابل از اسطوره هاروت و ماروت بررسی و تحلیل شده است. نتایج این بررسی نشان می دهد شخصیت ها، کنش ها و حوادث داستان چاه بابل هم در صورت و هم در مضمون مشابهت های فراوانی با روایت اسطوره ای هاروت و ماروت دارند و استفاده از عناصر اسطوره ای همچون بن مایه ها، شخصیت ها و نمادها، چاه بابل را به روایتی اسطوره ای تبدیل کرده که از اهمیت تحلیل بینامتنی برخوردار است. در این داستان سیال بودن ذهن راوی رمان در بینامتن های اسطوره ای، روایتی پسامدرن از دنیای پر از رنج و عذاب شخصیت ها آفریده است. هدف این پژوهش بررسی و بازنمایی نقش بینامتنیت در روایت پسا مدرن و رابطه آن با دیگر مؤلفه های این نوع متون در رمان چاه بابل است.
رمز و رازهای نبرد اسفندیار با ارجاسب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در فرایند گذر از دوران اسطوره به حماسه، شاهد دگرگونی هایی در مظاهر اساطیری هستیم به طوری که در اسطوره، با تقابل ایزد و اهریمن روبرو هستیم اما این ثنویت، در نمود حماسی خویش، ساختاری منطقی می یابد و به تقابل پهلوان ایرانی با پادشاهی انیرانی مبدل می گردد. اسطوره اژدهاکشی یکی از این موارد است که در شاهنامه، نسج و نمودی حماسی می یابد؛ آن گونه که در اساطیر، اژدها یا موجودی اهریمنی موجب نابودی و سترونی زمین می گردد تا این که فرّه ایزدی، این اژدها یا اهریمن را شکست می دهد و موجب باروری زمین می گردد اما در حماسه رویارویی اسفندیار با ارجاسب اژدهاصفت، پهلوان به دین به عنوان فرّه ایزدی موجب شکست اژدها یا اهریمن شده و پهنه زمین را از سترونی و خشک سالی می رهاند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی در پی اثبات اژدها بودن ارجاسب در خان هفتم اسفندیار و رویارویی پهلوان ایرانی با پادشاهی انیرانی در قالب تقابل ایزد و اهریمن است. در این حماسه، ارجاسب با اسارت خواهران اسفندیار به عنوان مظاهر باروری، موجب خشکسالی می شود. اسفندیار که نمودی ایزدی در اساطیر دارد با شکست ارجاسب اهریمنی موجب آزادسازی آب ها و سرسبزی زمین می گردد. لذا حماسه رویارویی اسفندیار با ارجاسب تورانی، شکل دگردیس یافته اسطوره اژدهاکشی و تقابل خیر و شر به شمار می رود. بازکاوی ژرف ساخت داستان های شاهنامه ما را به شناخت بهتر بن مایه های اساطیر کهن ایرانی رهنمون می سازد.
آسیب شناسی افسانه های عامیانه برای کودکانِ پیش دبستانی با رویکرد طرح واره های فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افسانه ها به سبب ساختار و شیوه ی رواییِ دل انگیزشان، همواره توجه کودکان را به خود جلب کرده اند؛ راویانِ بزرگ سال نیز در طول تاریخ برای سرگرم کردن کودکان و آموزش مهارت های زندگی به آنان از ظرفیت افسانه ها بهره گرفته اند. به همین سبب افسانه ها و داستان های عامیانه همیشه در زمره ی منابع مهم ادبیات کودک محسوب شده اند. اما بررسی دقیق محتوایی این افسانه ها نشان می دهد بسامد مضامین ناهنجار و ناشایست اخلاقی، اجتماعی، انسانی و... در این متون بسیار بالاست و ازآنجاکه در سنین خردسالی، طرحواره های ذهنی بر اساس داده هایی که بزرگ سالان (والد) و محیط در اختیار کودک قرار می دهند، شکل می گیرد، نقل این افسانه ها برای کودکان، نسل به نسل، طرحواره های ذهنی و انگاره های فرهنگی ایشان را شکل می دهد. راویان معتبر و مقتدر این افسانه ها (پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ و...) نیز به تثبیت این محتواها در ذهن کودک کمک می کنند و «ضبط والد» او را شکل می دهند که این امر پایان عمر به شکل ناخودآگاه، بر تصمیم گیرهای او و تفسیر وی از جهان پیرامونش تأثیر جدی خواهد گذاشت. از دیگرسو، محتواهای مشترک و مشابه در متونی که در طول زمان برای کودکانِ یک جامعه فراهم شده، طرحواره های ذهنی مشابهی برای اعضای آن جامعه تولید می کند و به مرور انگاره های فرهنگی آن جامعه را شکل می دهد؛ بنابراین ردّپای بسیاری از کنش ها و منش های موجود در هر جامعه را می توان در متونی یافت که در کودکی برای اعضای آن جامعه تولید شده است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی به بررسی یکصد و هشتاد افسانه پرداخته و طرحواره های موجود در آن ها را برشمرده و بررسی کرده است.
تأملی انتقادی بر تصحیح حبیب یغمایی از گرشاسب نامه ی اسدی طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شعرپژوهی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۶۱)
1 - 22
حوزههای تخصصی:
اگر آوازه و محبوبیّت شاهنامه ی فردوسی را اوّلین و مهم ّترین عامل ناشناختگی و کتابخانه نشینی گرشاسب نامه بدانیم، بی شک دوّمین عامل این گمنامی را باید مربوط به تنها تصحیح موجود این اثر ادبی دانست. نخستین بار گرشاسب نامه به طورکامل به اهتمام حبیب یغمایی در سال 1317 تصحیح و منتشر شد. این تصحیح اشکالات متعدّدی دارد. نگارندگان درصددند تا با مقابله ی نُسخه هایی که یغمایی برای تصحیح در اختیار داشته و نسخه های نویافته و با ذکر مصادیق و شواهد تا آنجا که در حوصله ی این جستار می گنجد، شیوه و حاصل تصحیح یغمایی را به بوته ی نقد بگذارند و تصحیحات پیشنهادی ارائه دهند. یافته های تحقیق حاکی از آن است که مصحّح بارها از شیوه ی تصحیح مصرَّح خود عدول کرده، نسخه بدل ها را در مواردی ذکر نکرده و در مواضعی ناقص آورده است. همچنین نقلِ نسخه ی اساس و نسخه بدل ها نیز در بین متن و حاشیه، در مواردی نامستدّل و ناموجّه می نماید. علاوه براین تصحیح فاقد تعلیقات فراگیر، مفید، راهگشا و راهنماست.
خلقت و آفرینش در مثنوی های بیدل با نظر به منابع فلسفی و عرفانی دین هندو(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دین هندو یکی از مهم ترین ادیان در هند است. خلقت و آفرینش انسان و جهان هستی پایه ی جهان بینی و ایدئولوژی این دین را تشکیل می دهد. مفاهیم خلقت و آفرینش انسان و جهان در قدیم ترین متون حکمی و فلسفی آنها یعنی وداها و اوپه نیشدها مطرح شده است. در وداها خلقت و آفرینش را از عدم و نیستی می دانند. در متون اوپه نیشدها برای تبیین خلقت و آفرینش از واژه ی «برهمن» استفاده کرده اند. برهمن از یک سو عدم و نیستی است و هیچ توصیف ادراکی نمی گیرد و به آن «نیرگون برهمن» می گویند و از سوی دیگر جهان مادی و جسمانی است که آن را «سگون برهمن» می نامند. فرزانگان اوپه نیشدی می گویند عدم و نیستی مانند یک روح حقیقی در باطن انسان و جهان هستی وجود دارد. بیدل بی آنکه از اصطلاحات «نیرگون برهمن» و «سگون برهمن» استفاده کند، به گونه ای چیستی آفرینش را گزارش می کند که مخاطب آشنا با عرفان و فلسفه هند، می تواند با نظر در زوایای سخن او، تصاویر و شیوه استدلالش مفاهیم هندی «عدم و نیستی»، «انسان»، «تخم عالم کیهانی»، «نظریه ی انعکاس»، «شخص خلقت» و «وهم و خیال بودن جهان هستی» بازیابی کند.
بررسی ترجمه ازبکی طوماری نقالی به نام شاهنامه خاموشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۸۳
۱۳۶-۱۱۵
حوزههای تخصصی:
شاهنامه خاموشی، یکی از ترجمه های شاهنامه به زبان ترکی ازبکی است که توسط ملا خاموش یا خاموشی در سال 1164 انجام شده و روایت آن با روایت طومار ترکی ای که قبلاً معرفی شده است، اندکی تفاوت دارد. نویسندگان در این پژوهش قصد دارند ابتدا با مقایسه شاهنامه خاموشی با شاهنامه فردوسی نشان دهند آیا چنان که این اثر شهرت یافته، ترجمه شاهنامه است یا خیر؟ و سپس به بررسی ویژگیهای ساختاری و نوع ترجمه این اثر بپردازند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که برخلاف تصور پژوهشگران، این اثر ترجمه شاهنامه فردوسی نیست و داستانهای آن به لحاظ کوتاه و بلند بودن روایت، نام قهرمانان و نوع حوادث و... با شاهنامه تفاوت دارد و حتی روایت هجونامه با روایتهای قبلی هماهنگی ندارد و روایتی جدید به حساب می آید. هم چنین برخی از ویژگیهای این اثر از جمله ذکر انواع گزاره های قالبی و توصیفگرها به زبان فارسی در متن ازبکی، کاربرد فراوان آیات قرآن و احادیث، اشاره به پیامبران و اساطیر سامی و اسلامی، کاربرد ابیاتی غیر از ابیات شاهنامه به زبان فارسی و... نشان می دهد که این اثر ترجمه طوماری نقالی است که مترجم به شیوه ترجمه آزاد، آن را به ترکی ازبکی برگردانده و در قسمتهایی از داستانها، آیات و احادیث و یا ابیاتی را از خود و یا دیگران به متن افزوده است.