آسیب شناسی افسانه های عامیانه برای کودکانِ پیش دبستانی با رویکرد طرح واره های فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
افسانه ها به سبب ساختار و شیوه ی رواییِ دل انگیزشان، همواره توجه کودکان را به خود جلب کرده اند؛ راویانِ بزرگ سال نیز در طول تاریخ برای سرگرم کردن کودکان و آموزش مهارت های زندگی به آنان از ظرفیت افسانه ها بهره گرفته اند. به همین سبب افسانه ها و داستان های عامیانه همیشه در زمره ی منابع مهم ادبیات کودک محسوب شده اند. اما بررسی دقیق محتوایی این افسانه ها نشان می دهد بسامد مضامین ناهنجار و ناشایست اخلاقی، اجتماعی، انسانی و... در این متون بسیار بالاست و ازآنجاکه در سنین خردسالی، طرحواره های ذهنی بر اساس داده هایی که بزرگ سالان (والد) و محیط در اختیار کودک قرار می دهند، شکل می گیرد، نقل این افسانه ها برای کودکان، نسل به نسل، طرحواره های ذهنی و انگاره های فرهنگی ایشان را شکل می دهد. راویان معتبر و مقتدر این افسانه ها (پدر و مادر، پدربزرگ و مادربزرگ و...) نیز به تثبیت این محتواها در ذهن کودک کمک می کنند و «ضبط والد» او را شکل می دهند که این امر پایان عمر به شکل ناخودآگاه، بر تصمیم گیرهای او و تفسیر وی از جهان پیرامونش تأثیر جدی خواهد گذاشت. از دیگرسو، محتواهای مشترک و مشابه در متونی که در طول زمان برای کودکانِ یک جامعه فراهم شده، طرحواره های ذهنی مشابهی برای اعضای آن جامعه تولید می کند و به مرور انگاره های فرهنگی آن جامعه را شکل می دهد؛ بنابراین ردّپای بسیاری از کنش ها و منش های موجود در هر جامعه را می توان در متونی یافت که در کودکی برای اعضای آن جامعه تولید شده است. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی به بررسی یکصد و هشتاد افسانه پرداخته و طرحواره های موجود در آن ها را برشمرده و بررسی کرده است.