تاریخ نگاری هنرهای کاربردی ایران بر اساس منابع مکمل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۵
170-193
حوزههای تخصصی:
مقدمه: عوامل آسیب زا و زوال پذیر بودن بسیاری از آثار هنرهای کاربردی، سبب شده است که مطالعات تاریخی مربوط به این حوزه بیشترین آسیب را ببینند و پژوهش های تاریخی و دیرینه شناسی مرتبط با این تولیدات با مشکلاتی مواجه شوند. ازاین رو، یک پژوهشگر تاریخ، ناگزیر است بازسازی تاریخی چارچوب مطالعاتی خود را با به کارگیری ابزارها و روش های موازی و مکمل ادامه دهد. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، دسته بندی منابع مکمل به منظور ارائه الگویی برای روشن سازی تاریخ نگاری هنرهای کاربردی ایران بر اساس منابع مکتوب است. سؤالات پژوهش نیز عبارت اند از: 1. هنرهای کاربردی ایران را می توان در چه دسته بندی از منابع مکمل بازسازی کرد؟ 2. با استفاده از چه الگویی در بازخوانی منابع مکتوب می توان تصویر واضح تری از وضعیت هنرهای کاربردی در دوره های تاریخی ارائه داد؟ روش ها: روش تحقیق این پژوهش ازنظر هدف بنیادی - نظری و ازنظر روش، کیفی است. ازنظر شیوه گردآوری اطلاعات، در بخش های تاریخی و نظری، پژوهشی کتابخانه ای و اسنادی به شمار می رود و تجزیه وتحلیل داده ها نیز به صورت کیفی انجام شده است. یافته ها و نتایج: یافته های این مطالعه نشان می دهد که می توان منابع را در سه دسته تخصصی، مستقیم و غیرمستقیم طبقه بندی کرد و بر این اساس به بازسازی نسبی هنرهای کاربردی ایران دست یافت. اگرچه منابع تخصصی (کتابت و هنرهای وابسته) ازنظر موضوعی محدود هستند، اما نکات ارزشمندی درباره مباحث نظری هنر، مراکز هنری، نقد و ارزش گذاری هنرمندان، مطالعات تطبیقی و مسائل اجتماعی ارائه می دهند. در منابع مستقیم، ضمن تکرار ویژگی های فوق، به موضوعات متنوع تری مانند معماری و تزیینات وابسته، موسیقی، کاشی کاری و سفالگری در قیاس با منابع تخصصی پرداخته شده است. در بخش منابع غیرمستقیم، با تمرکز بر بسامد واژگان مرتبط با تولیدات هنری و تحلیل کمی و کیفی آن در متون تاریخی و ادبی، معمولاً می توان فهرست این تولیدات را از سیاهه مالیات ولایات، غنائم جنگی، صورت وضعیت اموال و نیز منابع منظوم ادبی استخراج کرد. در این بخش، با به کارگیری الگویی نظام مند شامل ترکیبات توصیفی، تحلیل مفهومی متون و فرضیه همجواری واژگان، می توان به اطلاعات کمی و کیفی قابل قبولی از تولیدات هنری دست یافت.