فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۴۱ تا ۷۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۸
101 - 121
حوزههای تخصصی:
طریق بسمل شدن از رمانهای مدرن محمود دولت آبادی، که در زمره پرفروشترین آثار داستانی دهه نود قرار گرفت، ماجرای درگیری نیروهای ایرانی و عراقی در جنگ تحمیلی است که در نقطه ای مرزی به نام «تپه صفر» به روایت درمی آید و کم کم به صحنه طرح افکار و باورهای قومی و نژادپرستانه پارس و عرب تبدیل می شود. نویسنده با ارتباط دادن زنجیره ای از شخصیت های تاریخی خاص به هم، گفتمانی هژمونیک می آفریند و ارزشهای انسانی را در قالب مفاهیم قومیتی برجسته می کند؛ به این منظور، بارها به روایات تاریخی ایران از زمان ظهور اسلام تا میانه قرن سوم هجری می پردازد. براساس نتایج پژوهش، که به روش توصیفی تحلیلی انجام یافته، بهره گیری از گفتمان ملی گرایی، اشاره به برهه ای دلالتمند از تاریخ سیاسی، تحریف روایات تاریخی از زبان قوم عرب به منظور تحریک احساسات ناسیونالیستی و استفاده از رمزگانهایی همچون قلم، شمشیر، ماده شیر و کبوتر در اسطوره سازی از چهره های ملی گرای سردمدار جنبشهای انقلابی ایران از جمله مهمترین ابزارهای هژمونیک در جذب مخاطب و القای مفاهیم ملی گرایانه بوده است؛ بدین ترتیب، تحلیل ساختار هژمونیک رمان براساس آرای استوارت هال، نظریه پرداز مطالعات فرهنگی، رمزگانهای استعاری متن را آشکار می سازد.
کارکرد نامه نگاری الکترونیک در ادبیات نوجوان: بررسی رمان برایم شمع روشن کن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله ی حاضر به بررسی مقوله ی نامه نگاری الکترونیک و کارکرد آن در ادبیات نوجوان می پردازد. نویسنده با بهره گیری از نظریات منتقدانی نظیر الیزابت کمپل و ویکتوریا فلنگن و تمرکز بر موضوعاتی نظیر «شهروندگری فرامرزی»، ساختار «تکنورئالیستی» و «بیناسوژه گی»، در پی پاسخ به این پرسش بنیادی است که چگونه می توان از تکنیک نامه نگاری الکترونیک در راستای بازتعریف تعامل نوجوان با ساختارهای قدرت بهره جست؟ بدین منظور رمان برایم شمع روشن کن (1397)، نوشته ی مریم محمدخانی بررسی می شود تا بااستفاده از شیوه ی توصیفی تحلیلی به چگونگی تأثیر تکنیک نامه نگاری الکترونیک بر بازتعریف هویت زنانه و چالش ضوابط حاکم بر تعاملات فردی پرداخته شود. چنین استدلال می شود که کاربرد تکنیک نامه نگاری، به ویژه در آثار زنانه، نوعی روایت غیرخطی و چندپاره را به دست می دهد که پدیده ی تکرار و کاربرد غیرمرسوم زبان، جزء جدانشدنیِ آن است. افزودن فضای سایبری به این ساختار به پررنگ شدن ماهیت چندصدایی این آثار و ایجاد تغییری چشمگیر در تعریف هویت زنانه و چگونگی تعامل آن با نهادهای قدرت و سلسله مراتب های جنسیتی می انجامد. به دیگرسخن، با شکل گیری واقعیت مجازی، مقوله ی هویت فردی، دیگر مقهور گفتمان اصالت ِ وجود نیست؛ بلکه متشکل از هویت های واقعی و مجازی وی است. این امر، ماهیت «برساختی» و «کنشی» هویت را برجسته می کند و آن را پدیده ای فرای مقوله های آناتومی، نژاد و مذهب تعریف می کند. درپی این امر، سوبژکتیویته ی زنانه متأثر از ماهیت جمع گرایانه ی فضای سایبری، به مقوله ای سیال تبدیل می شود که زین پس نه تنها محصور هنجارهای جنسیت مدارانه نیست، بلکه ارزش های فرهنگ حاکم را نیز واژگون می کند.
Le Cœur de la vache : Le retour de la littérature iranienne à la relation « l’humain/l’animal » et sa redéfinition écoféministe(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
« La Vache » est l’œuvre la plus parlante de la littérature iranienne du siècle dernier qui problématise la relation entre l’humain et l’animal. A l’époque actuelle, la conscience écologique et écoféministe des romanciers iraniens éveillée, la littérature extrême-contemporaine revient à cette relation. Roman extrême-contemporain, Le Cœur de la vache peut être considéré en tant que relecture écoféministe de « La Vache » et ceci se comprend à travers nombreuses références à l’intrigue et au personnage principal de la nouvelle. Le roman met en scène le jeune Atā qui fait l’expérience d’une aliénation progressive à force d’avoir travaillé dans un abattoir et tué les vaches. Il défend en effet une position écoféministe qui rejoint celle de Susan Griffin revendiquant l’égalité de l’homme et de la femme face à l’environnement. Dans cette recherche, nous nous sommes proposé d’effectuer une lecture réceptionniste et écoféministe du Cœur de la vache et nous avons tenté de répondre à quelques questions majeures : comment Le Cœur de la vache reproduit-il la problématique de « La Vache » et comment peut-on interpréter l’écart que le personnage principal représente par rapport à celui de la nouvelle ? Pourquoi ce personnage principal est condamné à l’isolement et comment le vit-il ? Quel type de relation rattache ce dernier au monde animal et quelles sont les conséquences d’une telle relation ? La réponse à ces questions nous a révélé l’émergence d’une nouvelle conscience écoféministe qui proclame l’égalité de l’homme et de la femme face aux conventions patriarcales et capitalistes.
بازتاب آیین ها و باورهای عامه در مکتب داستانی جنوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
33 - 61
حوزههای تخصصی:
ادبیات عامه که شامل آیین ها، باورها و سنت های هر اقلیم است؛ یکی از سرچشمه ها و بن مایه های ادبیات هر کشوری به ویژه ادبیات داستانی آن است. ادبیات داستانی ایران با توجه به اقالیم گسترده و متنوع کشورمان، به چندین مکتب از جمله مکتب داستان نویسی جنوب تقسیم شده است. در این جستار به روش توصیفی - تحلیلی، جلوه های فرهنگ عامه؛ اعم از آیین ها، باورها و سنت های مردمی جنوب را در آثار سه تن از نویسندگان مکتب جنوب؛ احمد محمود، محمد ایوبی و قباد آذرآیین که بسامد بالایی دارند؛ مورد کنکاش قرار گرفت و ضمن بررسی و طبقه بندی آن ها این نتیجه حاصل شد که تنوع و عمق و لایه های پنهان معنایی در داستان های احمد محمود بیشتر از دو نویسنده دیگر است. رئالیسم اجتماعی همراه با تسلّط بر فضاسازی، زبان و کاربرد به جای واژگان بومی و استفاده شایسته از فرهنگ عامه در داستان از ویژگی های منحصر به فرد وی است. در داستان های محمد ایوبی؛ اشاره به مرگ، دیو، سایه و همزاد و همچنین اشعار عامیانه به ویژه به لهجه دزفولی بسامد بیشتری دارد. وی در داستان های خود یک تقابل ایجاد می کند؛ این تقابل به خواننده اجازه می دهد که بتواند دریافت های خاص خودش را داشته باشد و تأثیر محیط و شرایط اجتماعی که انتخاب می کند، قطعاً در این تقابل ها دخیل است. بسامد واژگان، اصطلاحات و زبان زدهای عامیانه در داستان های قباد آذرآیین، بیشتر و نشانه های جنوبی بودن در آثار او چشمگیرتر از دو نویسنده دیگر است؛ به ویژه فرهنگ و واژگان رایج در میان مردم بختیاری جنوب در داستان های او تبدیل به یک ویژگی اصلی شده است.
بررسی و تحلیل نظام هندسیِ حاکم بر ساختار غزل حافظ (براساس رویکرد جامعه شناسیِ دیالکتیکی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
45 - 66
حوزههای تخصصی:
جامعه شناسی دیالکتیکیِ ادبیات را میتوان رویکردی تاریخی و کارکردگرا تلقی کرد که به دنبال اثبات تاثیر رخدادهای اجتماعی و طبقاتی جامعه بر ساختار آثار ادبی برجسته است. این رویکرد کل نگر و تعادل گراست به این معناکه نه متن ادبی را اصل میداند و نه تاریخ اجتماعی و طبقاتی را؛ بلکه به دنبال نشاندادن دیالکتیک این دو برهم است. با کاربست جامعه شناسی دیالکتیکِ تاریخی، میتوان غزلهای حافظ را یک سند تاریخی دانست و گفت که ساختار گسسته نمای غزلهای حافظ حاصل پریشانی طبقاتی دوران شاعر است. طنز حافظ نیز محصول بن بست های سیاسی، مطلق گرایی همچنین مطالبه مردم است؛ به این معنا که در جوامع استبداد زده استفاده از طنز رواج بیشتری پیدا میکند. همچنین صورخیال غزل حافظ – تشبیه عکس، بدل بلاغی، استعاره، تناقض نمایی و ...- نیز نتیجه جابجایی و تحریف ارزش های اجتماعی و طبقاتی است. تلقیق غزل عاشقانه و عارفانه، ایهام، ابهام در غزل حافظ نیز به ریاکاری و نقاق گسترده و عمومی برمیگردد. جفت های متقابل در ساختار غزلها نیز نشان دهنده خصومت، ستیز و ناسازگاریهای آشکار طبقاتی و اجتماعی است. در این مقاله با روش نظری و بررسی کیفی، تاثیر جامعه و ساختارهای هنری، ادبی حافظ، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
زیبایی شناسی کنایه در خسرو و شیرین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه زبان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
9 - 39
حوزههای تخصصی:
نظامی برای آنکه داستان خسرو و شیرین را «دست بافی تازه درپوشد» و شعرش را از شعر داستان پردازان پیش از خود چون فردوسی و فخر الدین اسعد گرگانی متمایز سازد، در نظم داستان شگردهایی به کار برده که شناسایی دقیق و معرفی آن ها چه بسا ناممکن باشد؛ اما کاربرد گسترده کنایه، طرزی است که برای بالا بردن ارزش زبان شعر برگزیده است. او می داند که در این راه نباید «از اعتدال افزون نهد گام» تا مبادا خوانندگان را نادلپسند افتد. نگارنده در این مقاله کنایات داستان خسرو و شیرین را به شیوه دانیل برلین، از منظر زیبایی شناسی تجربی تحلیل کرد و بدین نتیجه دست یافت که نظامی برای اینکه داستان معروف خسرو و شیرین را برای خوانندگان لذت بخش گرداند از کنایه به طور گسترده بهره برده و توانسته است با بالا بردن خواص روان فیزیکی (چون تکرار واژگان کنایه، جناس ها و کنایات هم °آهنگ) و خواص هم سنجی (چون ایراد کنایات تازه، تبدیل کنایه به استعاره، اغراق و تضاد) کوشیده تا کاستی خواص بوم شناختی داستان (به دلیل آشنا و معمولی بودن معنا و مفهوم داستان) را جبران کند و پتانسیل برانگیختگی آن را به حد متعادلی برساند تا خوانندگان ذوق یابند و ملول نگردند.
تفسیر و تحلیل کاربرد واژه «کافور» در آثار خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
101 - 126
حوزههای تخصصی:
کافور مادّه ای خوشبو با خواص دارویی بسیار است. این مادّه، در فرهنگ ایران بسیار کاربرد داشته و در پهنه ادب فارسی نیز راه یافته است. شاعران و نویسندگان با توجه به ویژگی های بی شمار و خاص این مادّه، از این واژه، در مضمون آفرینی و ابداع تصاویر هنری گوناگون بهره برده اند. در آثار خاقانی شروانی، واژه کافور دامنه تکرار بالایی دارد. خاقانی که استاد معناآفرین است، علاوه بر استفاده این واژه در معنای ظاهری، به صُوَر خیال نظر داشته و واژه کافور را در موارد زیادی، در معنای مجازی و ادبی گماشته و تصاویر هنری خیال انگیزی آفریده است. خاقانی در غالبِ موارد استفاده از واژه کافور، این واژه را با گونه های علم بیان همراه کرده و کلام خود را به این زیورهای ادبی آراسته است. تصویرهای شاعرانه ای که خاقانی با واژه کافور آفریده است، به دو دسته عناصر طبیعی و متعلّقات انسانی تقسیم می شود. وی در کاربرد واژه کافور، بیش از همه شاخه های علم بیان، به استعاره و سپس تشبیه نظر داشته است. این مقاله به روش توصیفی و تحلیلی انجام شده است؛ پژوهندگان نخست ابیات و عباراتی از آثار خاقانی را که واژه کافور در آن ها به کار رفته است، استخراج کرده و سپس با تحلیل آن ابیات و عبارات، صُوَر خیال موجود در واژه کافور را تبیین نموده و به گره گشایی شعرِ خاقانی پرداخته اند. در پایان نیز با ارائه جدول، آمار استفاده خاقانی از واژه کافور با توجه به صُوَر خیال آورده شده است.
Necropoetics and the Art of Death in Sinan Antoon’s The Corpse Washer(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
369 - 395
حوزههای تخصصی:
The Corpse Washer (2013) by Sinan Antoon explores the intersections of resistance, memory, and mortality in post-invasion Iraq from the perspective of Jawad, an artist who has become a corpse washer. In contrast to prior research that has examined the novel through trauma theory, existentialism, and postcolonial critique, this paper introduces necropoetics, a theoretical framework that connects Achille Mbembe's necropolitics (the power to orchestrate death) with literary aesthetics, to investigate how Antoon stylizes death as both a political act and a narrative story. The novel transforms Jawad’s grim vocation into a site of artistic defiance against the erasure of Iraqi lives by emphasizing the ritualized labor of washing corpses. This study contends that necropoetics, as a lens, demonstrates how Antoon’s prose resists the commodification of war trauma, instead portraying death as a subversive, intimate practice that challenges state-sanctioned violence and historical amnesia. The Corpse Washer is not merely a chronicle of loss; it is also a literary act of preservation and dissent, as a result of this approach.
بازنمایی مفاهیم «زیست سیاست» و «حکومتمندی» فوکو در نمایشنامه کپنهاگ اثر مایکل فرین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
397 - 424
حوزههای تخصصی:
مایکل فرین ( 1933.م) نمایشنامه نویس بریتانیایی است که در دوره زمامداری تاچر (1979-1990) در انگلستان آثاری با مضامین سیاسی- اجتماعی از خود به جای گذاشت. آثار این نویسنده تحت تأثیر ایدئولوژی حاکم و معضلات سیاسی در دوره تاچر و مفهوم نئولیبرالیسم بودند. نمایشنامه کپنهاگ یکی از مهم ترین آثار وی، در بستری از تحولات جنگ جهانی دوم و همچنین جنگ سرد در قرن بیستم و ظهور فیزیک کوانتوم شکل می گیرد و با ارائه تعریف جدیدی از مفاهیم نظارت و کنترل، به روابط پیچیده تری از قدرت و دانش، به مفاهیم فوکویی می پردازد. هدف از این پژوهش، بررسی و تحلیل مفاهیمی مانند حکومت مندی و زیست سیاست است که مفاهیمی اصلی در مطالعه شرایط اجتماعی دوران حکومت تاچر محسوب می شوند. این مفاهیم توسط فوکو به نقد و بررسی کشیده شده اند و در اندیشه مدرن جایگاه گفتمانی مهمی می یابند. در همین راستا، بررسی مفاهیم زیست سیاست و حکومت مندی در نمایشنامه کپنهاگ نشان می دهند که چگونه فرین، دوران تاچر را با مفاهیم فوکویی بازخوانی کرده و شکل گیری این مفاهیم را در دوره تاریخی تاچر تحلیل کرده است. همچنین تأثیر و نقش دانش در شکل گیری مفاهیم فوکویی، چه در نمایشنامه کپنهاگ و چه در دوره تاچر، قابل بررسی می شود و این چشم انداز را ایجاد می کند که بتوان با کاربست این مفاهیم در یک متن ادبی، دریچه ای برای آشکار ساختن حقایق اجتماعی و سیاسی زمانه تألیف آن اثر، یافت
افسانهه 1301 (داستان کوتاه فارسی: جمال زاده یا هدایت؟)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
190-205
حوزههای تخصصی:
عموم پژوهشگران یکی بود و یکی نبود (1300) محمدعلی جمال زاده (1270-1276) را نخستین مجموعه داستان فارسی فرض کرده اند. برخی نیز سال 1301 را نقطه تحول ادبیات در هر سه حوزه شعر، داستان و نمایش دانسته اند با آثاری چون «افسانه» نیما یوشیج، مجموعه داستان کوتاه یکی بود و یکی نبود جمال زاده، رمان تهران مخوف مشفق کاظمی و نیز نمایش نامه جعفرخان از فرنگ آمده حسن مقدم. در این مقاله با رد اهمیت ویژه این سال، زنده به گور (1309) صادق هدایت (1281-1330) نخستین مجموعه داستان کوتاه فارسی خوانده شده است. برای این کار به تحلیل کلی داستان های هر دو مجموعه در زمینه های زبان، ایدئولوژی، شکل، نظام روایی، شخصیت و مکان پرداخته ام. دست آخر هم در کنار بررسی گونه محور مختصر داستان ها، شباهت های درون مایه ای آنها را با یکدیگر مطالعه کرده ام. همچنین با توجه به ترتیب تألیف داستان ها در قیاس با ترتیب درج آن ها در مجموعه، کوشیده ام حدس هایی درباره روال کلی کار هر نویسنده در زمینه داستان کوتاه بزنم.
التفات روایی در مجالس سبعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
49 - 76
حوزههای تخصصی:
متون ادبی، تجلّی نگاه ها و نگرش های خاص خالق آن در بیان های ویژه است. یکی از شگردهای ادبی کردن کلام، التفات است که این صنعت بر اساس آرای جاناتان کالر (و نه بر اساس آرای سنّتی ادبیات فارسی) سطوحی به خود می گیرد که آن را به زمان حال گفتمانی پیوند می دهد. در این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی و با تکیه بر مطالعات کتابخانه ای به بررسی و تحلیل مجالس سبعه از مولوی بر اساس صنعت التفات پرداخته شده است. داده های پژوهش حاکی از آن است: التفات، کلید درک بخش مهمی از قدرت تأثیرگذاری کلام مولوی در مجالس سبعه است که در خدمت شرح و تبیین نظام فکری مولوی قرار گرفته است. با توجّه به بُعد وعظی و تعلیمی مجالس سبعه، سطح اول التفات برجستگی بیشتری دارد که از طریق آن، شنونده را از حالت انفعال خارج و در فضای معنوی و دراماتیک سهیم می کند. سطح دوم و سوم، جهان بینی وحدت وجودی مولوی را نشان می دهد که تمام مخلوقات در آن، دارای شعور هستند و حق حیات دارند. در سطح چهارم، بیقراری و شوریدگی مولوی و در سطح پنجم، نفس و خودآگاهی بیشتر تجلی پیدا کرده است.
واکاوی گونه های تمثیلی در پاردوکس های غزل حسین منزوی و محمدعلی بهمنی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
اگر پارادوکس را با همه پیچیدگی ها اوج هنر شاعرانه در انتقال مفاهیم بدانیم شیوه های گوناگون تمثیل راهی برای دستیابی به زوایا و ابعاد ابهام آمیز آن به شمار می رود؛ پیوند آرایه های معنوی تمثیل و پارادوکس افزون بر برجسته نمایی نقش آن ها در عمق بخشی، وسعت بخشی و تاثیرگذاری بیشتر کلام می تواند به وجود آورنده ظرفیت های بسیاری در محتوا، ساختار و تصویرسازی های یک اثر ادبی نیز باشد؛ با این همه تاکنون هیچ پژوهش ادبی در این زمینه پدید نیامده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی و واکاوی شیوه های گوناگون تمثیل در پارادوکس های غزل حسین منزوی و محمدعلی بهمنی به عنوان دو شاعر جریان ساز در شعر معاصر و همچنین پرداختن به شفاف سازی نقش گونه های تمثیلی در فهم و درک بهتر انواع پارادوکس خواهد بود که با روش تحلیلی-توصیفی بر پایه مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. نخست پاردادوکس های غزلیات این دوشاعر استخراج و پس از آن نمونه های مشخص شده طبق دسته بندی تمثیل های محتوایی و ساختاری مورد بحث و ارزیابی قرار گرفته اند. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد پیوند تمثیل و پارادوکس می تواند کارکردهایی چون برجسته سازی تضادها، عمق بخشی به عواطف مورد نظر شاعر، همذات پنداری، ساده سازی مفاهیم، ایجاد چندلایگی و دسترسی به لایه های معنایی و همچنین نقد مسائل اجتماعی را در پی داشته باشد. کارکردهایی که تا کنون به آن پرداخته نشده و هر کدام در جایگاه خود قادر هستند ارزش و عیار یک اثر ادبی را نشان بدهد.
تحلیل ساختار تمثیل خرد در خردنامه اسکندری جامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
خرد یکی از مهمترین عناصر مفهومی و واژگانی در پهنه ادب فارسی و دارای رویکردی آفاقی و انفسی در شعر شاعران حکیم و عارفان است و دارای سیر تحول سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی است. تمثیل نیز زبان حقیقت است و از این طریق عقاید و اندیشه های ناب حکما و عرفا جهت فهم مخاطب عینی می شود. در این پژوهش، به روش کتابخانه ای و شیوه تحلیلی . توصیفی، به تحلیل ساختارتمثیلِ خرد در خردنامه اسکندری پرداخته شده است. و برای رسیدن به این منظور، دیوان شاعرانِ حکیم و عارف قبل از جامی بررسی شد تا در مرحله اول تفاوت خرد و عقل و سیر تحول این دو مفهوم از نظر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی مشخص شود. و در مرحله دوم، چگونگی تبیین، تحلیل و تمایز انواع خرد در قالب تمثیل توسط جامی بیان شد. و در نهایت به تحلیل تمثیل انواع خرد در خردنامه اسکندری پرداخته شده است. خرد، در خردنامه اسکندری جامی، مفهومی چندوجهی است که شامل ابعاد عملی، اخلاقی، نظری، عرفانی و سیاسی می شود که دارای دو سیر حکمی و عرفانی است باکارکرد هدایتگری در جهت برقراری عدالت بیان شده است.
«داش آکل» از منظر روایت های جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
71 - 107
حوزههای تخصصی:
داش آکل، پهلوان مشهور شیرازی، یکی از شخصیت های برجسته در ادبیات عامه و رسمی ایران است که روایت های مختلفی از زندگی و شخصیت او در فرهنگ عامه مردم شیراز وجود دارد. صادق هدایت با الهام از این روایت ها، داستان کوتاه «داش آکل» را در سال 1311ش نوشت. مهارت های داستان نویسی هدایت و شهرت گسترده او موجب شد تا روایت او به تدریج به روایت غالب و تثبیت شده ای از داش آکل تبدیل شود، به طوری که سایر روایت های محلی به مرور فراموش شدند. تغییراتی که هدایت در روایت این داستان ایجاد کرد، تأثیر عمیقی بر شکل گیری تصویری جدید از داش آکل داشت. در این تصویر، داش آکل، قهرمانی بی عیب و نقص است که با آرمان های مردانگی و پاکدامنی اخلاقی درهم آمیخته است. تغییراتِ هدایت نه تنها شخصیت داستان را بازآفرینی کرد، بلکه بازتابی از تحولات فرهنگی و اجتماعی ایران در اوایل قرن بیستم بود که به طور گسترده توسط روشنفکران و نویسندگان پیگیری می شد. در مقاله حاضر تلاش شده با فاصله گرفتن از روایت تثبیت شده هدایت، به بررسی روایت های جایگزین از داش آکل که در منابع محلی در شیراز بازتاب یافته اند، بپردازیم. این روایت ها غالباً با نسخه هدایت تفاوت های اساسی دارند و ویژگی هایی چون وضعیت جسمانی، روابط عاشقانه و نحوه مرگ داش آکل را به شکلی متفاوت از روایت غالب هدایت بازگو می کنند. این مقاله به بررسی انگیزه های فرهنگی و ادبی پشت تغییرات هدایت می پردازد و نشان می دهد که چگونه او با ایدئال سازی شخصیت داش آکل، تصویری جدید از قهرمان اساطیری ساخت که نه تنها با تحولات فرهنگی زمانه اش هم راستا بود، بلکه از گفتمان های عرفانی، اساطیری و روشنفکری ایران نیز متأثر بود. این بازسازی نه تنها پیوند میان روایت های مسلط و تغییرات فرهنگی را آشکار می کند، بلکه نگاهی تازه به فرایند تطبیق فولکلور با چارچوب های ادبی مدرن ارائه می دهد.
تجلی عشق در دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
157 - 186
حوزههای تخصصی:
عشق از مهم ترین درون مایه های دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان است. آفرینندگان اصلی دوبیتی ها هنرمندان عامه هستند که از شهرت و مقامی بهره ندارند، ولی در میان گروه های مردم عادی زندگی می کنند. سینه های مردم و ذهن تاریخی نسل ها، وسیله نگهداری و انتقال دوبیتی ها بوده است. از این رو، هدف این پژوهش بررسی تجلی عشق در دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان است. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، تعداد 1200 دوبیتی عامه هزارگی مورد مطالعه قرار گرفت، یافته های اسنادی و میدانی نشان می دهد که درون مایه های اکثر دوبیتی های عامه هزاره های افغانستان عشق است، زیرا از 1200 دوبیتی، 1100 دوبیتی یعنی تقریباً 92 درصد را مسائل عشقی و عاطفی تشکیل می دهد. همچنین در تجلی عشق می توان جلوه های معیشتی، شرایط محیطی و نمادهای مذهبی را نیز دید. از جمله مفاهیم برجسته عاشقانه در این دوبیتی ها، وصف زیبایی های معشوق، آرزوی وصل و دیدار، وفاداری به معشوق، بی قراری و سوز عشق و عاشق در انتظار معشوق بیشترین بسامد را داراست. علاوه برآن ها نمادها و باورهای مذهبی، شکایت از اطرافیان، شرم از مردم، هجران و دوری از معشوق و وطن دوستی و غم غربت از جایگاهی ویژه در این دوبیتی ها برخوردارند. مفاهیم یادشده و نیز سوز و گداز، شور و اشتیاق، لحظه های غم و شادی و التهاب درونی از عوامل سرایش این دوبیتی هاست. در این دوبیتی ها، عشق ساده، دست یافتنی، زمینی و جسمانی بیشترین بازتاب را دارد تا عشق آسمانی و روحانی. همچنین دیده شد که شاعر عاشق پیشه هزارگی نمادهای مذهبی را برای توجیه عشق بازی های خود استفاده کرده است.
نمودهای مفهوم تشرف و گذار در برخی آیین های تولد تا بلوغ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
33 - 64
حوزههای تخصصی:
تشرف و گذار مفاهیمی هستند که در بسیاری از فرهنگ ها برای توصیف تغییرات اساسی زندگی افراد به کار می روند. این تغییرات و گذار از مرحله ای به مرحله دیگر، اغلب با مراسم و آیین هایی همراه است. بسیاری از این آیین ها ناشناخته هستند و معرفی و شناساندن آن ها، موجب شناخت عمیق ما با فرهنگ جامعه می شود. ازاین رو، این مقاله در صدد است تا با روش توصیفی تحلیلی، خاستگاه کهن سه آیین «انداختن نوزاد از پشت بام به پایین»، «ختنه سوران» و «جشن نُوشوالانه» را که از تولد تا بلوغ فرد را شامل می شود، بررسی کند و ارتباط آن ها را با مفهوم تشرّف و گذار مشخص نماید. نتیجه تحقیق بیانگر این نکته است که هر سه آیین، مفهوم گذار از مرحله پیشین زندگی و تشرف به مرحله جدید را به رازآموز تلقین می کنند. بدین معنی که آیین انداختن کودک از بلندی به پایین، به معنای گذار از زهدان مادر اصلی و تشرف به آغوش/ زهدان مادر کبیر (زمین) یا گذر از زندگی زهدانی و تشرف به زندگی خاکی است. مراسم ختنه سوران با نشانه های اسطوره ای که در خود دارد مانند رسیدن به تمامیت و کمال و ظهور و تسلط اصل نرینه با کاربرد نمادین عدد سه مرتبط با مناسک تشرف به آیین حنیف و پیوستن به جماعت مردان است. مراسم نوشوالانه نیز به معنای گذار فرد از دوران کودکی و رسیدن به بلوغ و کسب هویت جدید اجتماعی و فرهنگی است.
النعت و دلالاته النحویه فی خطب نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کان علم النحو هو أساسیه العلم عند تدریس اللغه العربیه، لأنّ علم النحو یهتم عن تغییر الحرکه فی آخر الکلمه. فی هذا البحث یبحث الباحث بعض الأبواب من علم النحو و هو النعت و أغراضه فی خطب نهج البلاغه . وتأتی أهمیه هذه الدراسه لمعالجتها موضوع النعت فی الإمام علی (ع) لأنّه یحمل دلالات خصبه توثر فی فهم نص الخطب. یقوم هذا البحث بدراسه تحلیلیه لأهم دلالات النعت فی خطب نهج البلاغه معتمدا فی ذلک علی المنهج الوصفی-التحلیلی للوقوف علی مکانه دلالات النعت فی کلام الإمام علی (ع). تبحث هذه الدراسه فی النعت فی خطب الإمام علی (ع) و تعرض نماذج للنعت و أشکاله و أنواعه کافه وتبین أهم الدلالات التی تخرج إلیها السیاقات المختلفه. ثم تطرقت عن المسالک التی یرد علیها فی التألیف و النظم. اذ عرضت لأنواع النعت و دلالته المعنویه فی خطب الإمام علی (ع) و المعنی المتضمن فیها فتوصلت إلی دلالات معنویه متعدده ذکرتها فی البحث کالمدح والثناء والتخصیص والتوضیح ....و غیرها. و من نتائج هذه الدراسه أن النعت یخرج دلالته إلی الدلاله الأصلیه و هی ما أسمیته التخصیص المحض و التوضیح المحض و الدلاله الفرعیه المرتبطه بالسیاق.
تأویل و تحلیل داستان «شبیه گالیله» از عالیه عطایی بر مبنای رویکردهای روانکاوانه و فمنیسم مارکسیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
133 - 157
حوزههای تخصصی:
«شبیه گالیله»، داستانی است در مجموعه «چشم سگ» از عالیه عطایی. داستان، بیان احوال و ماجرای مردی است که ماری را از افغانستان برای فروش به ایران می آورد. ضیا، شخصیت اصلی داستان در مواضع متعدد، صفات، حالات و کنش هایی به همسر و دختر و گاه دیگر زنان داستان اسناد می دهد که پیشتر برای مار نیز به کار برده بود. مسئله مقاله، یافتن توجیه یا علتی برای این اسنادهاست . از این رو با رویکرد روانکاوانه به بررسی ناخودآگاه متن و شخصیت اصلی پرداخته شد و از آنجا که این رویکرد، وجوه اجتماعی و رابطه قدرت را در بر نمی گیرد، در بخشی دیگر با رویکرد فمنیسم مارکسیستی، متن تحلیل و بررسی شد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر تفسیر و تأویل است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ناخودآگاه متن از طریق شخصیت اصلی با ادغام و جابه جایی، تداعی و نماد، مار و زن را به جای هم می نشاند. و زن/ مار به شیئی برای بهره اقتصادی فروکاسته می شود. طبیعی شدگیِ رابطه زن/ مار مطابق خواست شخصیت اصلی و سرانجام رهایی از سلطه شخصیت اصلی در قالب خودبودگی و استقلال در زندگی و تأمین نیازهای اولیه پدیدار شده است. مفاهیم ارزشی ذکرشده در داستان طبق نظرگاه و گفتمان غالب شخصیت اصلی و در جهت تثبیت سلطه او بر زن/ مار، تغییر معنا می یابد.
بررسی اشتراکات و ارتباط رباعیات برخی مجموعه ها و رباعی نامه های کهن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
99 - 117
حوزههای تخصصی:
گردآورندگان برخی از سفینه های شعری، علاوه بر دیوان شاعران، از سفینه ها و مجموعه های دیگر نیز به منزله منبع استفاده می کرده اند. با بررسی تطبیقی محتویات این منابع می توان اشتراکاتی را یافت که حاکی از این مسئله است. در پژوهش حاضر با بررسی رباعیات عطار نیشابوری در مونس الاحرار و مختارنامه و فصولی که این رباعیات در آن آمده، نشان داده شده است که احتمالاً جاجرمی در تدوین کتاب خود، مختارنامه را پیش چشم داشته و از آن به منزله منبع استفاده کرده است. همچنین، با بررسی شکل فصل بندی و رباعیات مشترک رباعی نامه مجموعه شماره 2051 کتابخانه ایاصوفیا و نزههالمجالس، نشان داده شده است که احتمالاً گردآورنده مجموعه ایاصوفیا در فصل بندی مجموعه رباعیات خود از نزههالمجالس الگوبرداری کرده و در انتخاب و نقل رباعیات، از گزیده جمال خلیل شروانی در کنار منابعی دیگر، بهره برده است. سفینه کهن رباعیات و مجموعه شماره 487 کتابخانه لالااسماعیل دیگر منابعی هستند که رباعیات مشترک آنها در این مقاله بررسی شده است. با بررسی رباعیات فخرالدّین مبارکشاه و چند رباعی مشترک دیگر در این دو منبع نشان داده شده که عبدالکریم بن اصیل جاربردی که یکی از کاتبان مجموعه لالااسماعیل بوده است و گردآورنده سفینه کهن رباعیات، احتمالاً در گزینش برخی رباعیات از منبعی مشترک استفاده کرده اند.
همزه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
13 - 36
حوزههای تخصصی:
همزه تحت تأثیر جایگاه واجی، سیاق و سرعت گفتار تظاهر آوایی مختلف دارد و در مقایسه با همخوان های دهانی بیشتر در معرض حذف و کاهش قرار می گیرد. از نظر آوایی، همزه یک انفجاری بی واک چاکنایی است و در توصیف واجی آن فقط مشخصه چاکنای منقبض تمایزدهنده است. هدف این مقاله توصیف و تبیین یکپارچه ای از واج گونه های همزه در چارچوب نظریه بهینگی است. برای این منظور، با استفاده از یک واژگان، همزه در 5 جایگاه ساختاری شامل اول کلمه، بین دو واکه، پایانه هجا، ابتدای تکواژ غیرفارسی و فارسی در کلمات مرکب، و در گونه های رسمی و غیرتأکیدی، رسمی و تأکیدی، و غیررسمی بررسی شده است. عامل اصلی فرایندهای واجیِ همزه محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» است که از رهگذر فرایندهای حذف، کاهش و جایگزینی در تلفظ کلمات تظاهر آوایی پیدا می کند. سرانجام دستور تلفظ همزه برای گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی و گونه غیررسمی به صورت رتبه بندی محدودیت ها و در چارچوب رویکردهای دستورهای چندگانه و دستورهای مرتب پاره ای به دست داده شده است. در دستور گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی که به تلفظ همزه وفاداری بیشتری دارد، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای پایین ترین اولویت در رتبه بندی و در دستور گونه غیررسمی که به تلفظ همزه وفادار نیست، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای بالا ترین اولویت در رتبه بندی محدودیت هاست.