ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۸۱ تا ۷۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۶۸۱.

جستاری تطبیقی در محتوای فکری نصیحه الملوک سعدی و سیاست نامه خواجه نظام الملک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
زمینه: کتاب های نصیحه الملوک و سیاست نامه از برجسته ترین آثار ادبیات سیاسی و اخلاقی ایران به شمار می روند که در بستر فرهنگ و تاریخِ ایران باستان و اسلامی شکل گرفته اند. این دو اثر، هر یک در دوره ای متفاوت، به ارائه رهنمودهایی برای حکمرانی، اخلاق سیاسی و مدیریت جامعه پرداخته اند. این پژوهش باهدف بررسی تطبیقی محتوای فکری این دو اثر، به تحلیل شباهت ها و تفاوت های آن ها در مفاهیم اخلاقی، سیاسی، اجتماعی می پردازد روش: روش این پژوهش با رویکرد کیفی، شامل تحلیل محتوای نصیحه الملوک سعدی و سیاست نامه خواجه نظام الملک، استخراج مضامین کلیدی، مقایسه شباهت ها و تفاوت ها و بررسی زمینه های تاریخی-فرهنگی است. یافته ها: یافته ها حاکی از آن است که هر دو اثر بر اهمیت عدالت، اخلاق در حکمرانی و مسئولیت حاکم در قبال مردم تأکیددارند اما با رویکردهایی متفاوت. سیاست نامه با تمرکز بر جنبه های عملی و ساختاری حکمرانی، مانند مدیریت لشکر، نظام مالیاتی، جاسوسی و روابط دیوانی، نشان دهنده تجربه عملی نظام الملک به عنوان یک سیاستمدار برجسته است. در مقابل، نصیحه الملوک با بهره گیری از زبان ادبی، حکایات و تمثیل ها، بر اخلاق فردی حاکم، خردورزی و تأثیر رفتار شخصی بر جامعه تأکید دارد. تفاوت دیگر در نوع مخاطب و سبک نگارش است؛ سیاست نامه به طور خاص برای سلاطین و نخبگان سیاسی نوشته شده و زبانی رسمی تر دارد، درحالی که نصیحه الملوک با لحنی ادبی و عامه پسند، مخاطبان گسترده تری را شامل می شود. هر دو اثر، ارزش های مشترکی مانند عدالت، حکمت و پرهیز از ظلم را ترویج می کنند، اما سیاست نامه بیشتر بر حفظ نظم سیاسی و نصیحه الملوک بر تربیت اخلاقی و معنوی حاکم تمرکز دارد؛ همچنین، تأثیر فرهنگ اسلامی و سنت های ایرانی در هر دو اثر مشهود است، اما بازتاب این ارزش ها در نصیحه الملوک بارنگ و بوی ادبی و عرفانی قوی تری همراه است.
۶۸۲.

تحلیل گفتمان انتقادی در سروده های حماسی طاهره صفّارزاده با تکیه بر نظریه نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۰۳
تحلیل گفتمان انتقادی، رویکردی نو و شاخه ای مهم از تحلیل گفتمان است. یکی از کاربردهای این رویکرد در حوزه ادبیّات و بررسی آثار ادبی است. طاهره صفّارزاده از شاعران برجسته معاصر و سراینده اشعار مقاومت و حماسه های پایداری است؛ با توجّه به این که پژوهش حاضر بر آن است، اشعار حماسی طاهره صفّارزاده را بر اساس گفتمان انتقادی فرکلاف مورد بررسی قرار دهد تا به تأثیر عوامل اجتماعی، فرهنگی و سیاسی بر اشعار وی پی بَرَد. برای رسیدن به این منظور اشعار این بانوی شاعر در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین، بررسی شده است. این نوشتار به روش تحلیل محتوا با رویکرد توصیفی– تحلیلی انجام شده است. نتایج حاصل نشان می دهد طاهره صفّارزاده با ترکیب بندی ابعاد گفتمان های مسلّط زمان پهلوی و انقلاب اسلامی، ساختار گفتمانی مسلّط دو دوره سیاسی و به تبع آن اجتماعی متفاوت آن روزگاران را بازتولید کرده است؛ بنابراین اشعار او با انتقاد از عملکردهای سیاسیّونِ دوره پهلوی، انزجار از استعمار و زورگویی، نظم گفتمانی ویژه ای را بازتولید کرده است.
۶۸۳.

کانون روایت داستان حضرت آدم و حوا (ع) بر اساس دیدگاه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۲۷
روایت یکی از مفاهیم رایج در نقد ادبی است، و روایت شناسی یکی از رویکردهای جدید مشتق شده از زبان شناسی است که به بررسی فنون و ساختار روایت ها می پردازد و روایت شناسان بسیاری در این حوزه نظریاتی ارائه داده اند. ژرار ژنت، ساختارگرای فرانسوی، از جمله این روایت شناسان بود که نظریه کانون روایت را مطرح ساخت. در این نظریه مقوله زمان دستوری (نظم، تداوم، بسامد)؛ وجه (فاصله و کانونی شدگی) و لحن یا صدا (راوی) به عنوان مهم ترین وجوه ساختار روایی مورد توجه قرار گرفت. از میان قصص مختلف قرآن، داستان حضرت آدم (ع) قابلیت بررسی بر طبق این نظریه را دارد. در این پژوهش داستان حضرت آدم (ع) به منزله نمونه ای از داستان های قرآنی و نیز به عنوان یک متن ادبی که عناصر روایی را در بر دارد، از دیدگاه نظریه ژرار ژنت مورد بررسی قرار می گیرد. جستار حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر مبنای نظریه روایت شناسی ژنت انجام شده و نتایج نشان می دهد که در این داستان، نظم، تداوم و بسامد در زمان دستوری، فاصله و کانونی شدگی در وجه داستان و راوی در لحن همه برای پیشبرد اهداف بلند و متعالی قرآن که در واقع هدایت و تربیت انسان هاست، صورت گرفته است.
۶۸۴.

تحلیل ارکان سماع مولویه، با رویکرد عصب روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۲۰
سماع ازجمله آدابی است که در بین گروه های مختلف عرفانی رواج داشته و در فرهنگ های گوناگون، به شکل های متفاوتی بروز و ظهور یافته است. در بین گروه های مختلف صوفیه، طریقه مولویه به سبب شاهکارهای ادبی، عرفانی مولانا و همچنین جاذبه های توریستی قونیه کنونی؛ ازجمله معروف ترین طریقه ها به شمار می رود. در میان مولویه، سماع جایگاه بالایی دارد و ازجمله مهم ترین آداب آن به شمار می آید. بر همین اساس شناخت عمیق، دقیق و علمی وجوه گوناگون آن، می تواند مباحثات موجود در این زمینه را شفاف و سوءبرداشت های احتمالی را برطرف نماید. یکی از مسائل مهم درباره سماع، تأثیر آن بر جسم و روان سالکان است. گرچه درباب این مسئله تاکنون نکاتی مطرح شده است، ولیکن این نکات معمولاً پراکنده و غیر روشمند بوده است؛ازین رو پژوهش پیش رو کوشیده است با بهره گیری از منابع مکتوب تاریخی-ادبی و رویکردی میان رشته ای، به بررسی ارکان سماع مولویه بپردازد و با استناد بر یافته های تحقیقات علوم اعصاب، تأثیرات این آیین را بر ابعاد جسمانی و روانی سالکان تحلیل و تبیین کند. در این راستا، پژوهش بر دو چارچوب نظری تجسم شناخت و نظریه عصب شناسی فرهنگی استوار است. ترکیب این دو دیدگاه، امکان تبیین هم زمان جنبه های زیستی، حسی-حرکتی و فرهنگیِ تجارب عرفانی را فراهم می کند. یافته ها نشان می دهد که یکی از مهم ترین آثار سماع بر سالکان، ایجاد خلسه است. این حالت ازطریق مجموعه ای از عوامل همچون موسیقی، ذکر، حرکات موزون، گرسنگی، فرهنگ و باور قلبی شکل می گیرد و در اثر آن، هماهنگی شبکه های عصبی، تغییرات فیزیولوژیک و برانگیختگی هیجانی عمیق پدید می آید.
۶۸۵.

تحلیل بینامتنی سوره یوسف در غزلیات مولانا با رویکرد نظریه رؤیای گویا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۸
تجربه وحی ، یکی از بنیادی ترین مفاهیم در ادبیات دینی و عرفانی است که از منظرهای کلامی، تفسیری و ادبی مورد توجه بوده است. پژوهش حاضر با طرح نظریه رؤیای گویا، در پی بازخوانی تأثیر متون مقدس بر ادبیات است. بر این اساس با رویکرد بینامتنی، بازآفرینی مضامین عرفانی را در غزل های شماره ۱۶ و ۱۸۹ دیوان کبیرمولانا بررسی می کند و پیوند آن ها را با سوره یوسف تحلیل می نماید. ضرورت این مطالعه در تبیین چگونگی تبدیل تجربه وحیانی به کلام شاعرانه در شعر عرفانی پارسی نهاده شده است، که پیوند میان ادبیات پارسی و متن وحیانی را از منظر نظریه رؤیای گویا آشکار می سازد. روش پژوهش کیفی- توصیفی است و از تحلیل های بلاغی (استعاره، تلمیح، تکرار)، نشانه شناختی (تصاویر چاه، پیراهن، نور)، و تحلیل بینامتنی بهره می گیرد. یافته ها نشان می دهند که مولانا با تلمیح به روایت یوسف و یعقوب، مضامین هجران و وصال را با تصاویر خیال محور و ساختارهای موسیقایی بازنمایی کرده و شعر خود را به تفسیری عرفانی و نمایشی هنری از قرآن نزدیک ساخته است. این مطالعه با ارائه چارچوبی نوین، پیوند عمیق ادبیات پارسی و قرآن را مستند می کند و بستر را برای پژوهش های تطبیقی عرفانی فراهم می سازد.
۶۸۶.

اغراض ثانویه جملات امری در ابیات تعلیمی بوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۱۳
واژه انشا در لغت به معنی به وجود آوردن و در اصطلاح ادبی، مراد سخنی است که ذاتاً راست باشد. این گونه جملات به دو نوع طلبی و غیر طلبی تقسیم می شود. جملات امری یکی از انواع انشای طلبی است. امر، به معنی دستور دادن و طلب انجام کار به طریق بزرگی و برتری است. گاهی هم از حالت حقیقی خود خارج می شود و شاعر یا نویسنده آن را برای اهداف دیگری همانند استرحام، تمنا و آرزو، ارشاد و غیره، از آن استفاده می کند. سعدی از جمله شاعران مطرح حوزه ادبیات تعلیمی از ظرفیت های زبانی، بیشترین بهره برداری کرده و از ساختار ویژه گفتار، برای بیان ظرافت های معنایی و اهداف بلاغی استفاده نموده است. این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای است، درصدد بررسی اغراض ثانوی امر ارشادی در ابیات تعلیمی بوستان می باشد تا مشخص شود که سعدی در بوستان از فعل امر برای کدام اغراض ثانویه و بیان کدام معانی استفاده کرده است. همچنین بسامد کاربرد هرکدام از اغراض ثانوی امر، مشخص گردد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سعدی به 29 غرض ثانوی جملات امر ارشادی توجه و عنایت داشته است که پربسامدترین آن ها عبارتند از امر ارشادی اقناعی 78 مورد (36/ 8%)، امر ارشادی ترغیبی 60 مورد (43/6%)، امر ارشادی تحریضی 46 مورد (93/ 4) و امر ارشادی اندرزی 39 مورد (18/4%) است.
۶۸۷.

بررسی شاهنامه سلیمانی و کاربرد اسطوره ها و روایت ها ی اساطیری در آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۷۵
شاهنامه حکیم فردوسی تأثیر بسزایی بر سرودن منظومه ها ی حماسی پس از خود در داخل و خارج از مرزهای ایران داشته است. این سروده ها که برخی در گونه حماسه ها ی تاریخی قرار می گیرند، گاه نام شاهنامه را به خود اختصاص داده و گاه با نام شاه مورد نظر ثبت شده اند . این نامه ها ی حماسی اگرچه بر وزن شاهنامه سروده شده اند و به ظاهر تقلیدی از اثر سترگ حکیم طوس بوده اند، اما هیچ گاه نتوانسته اند به لحاظ درون مایه ها ی محتوایی، تصویرآفرینی و حتی زبانی به پای آن برسند، بلکه تنها توانسته اند با استفاده از بن مایه ها ی اسطوره ای و فرهنگیِ غنی موجود در آن، تاریخی را روایت کنند یا از الگوهای مثبت و منفی شخصیت ها ی شاهنامه به منظور ستایش ممدوح خویش یا مذمت دشمنان بهره گیرند. در آسیای صغیر نیز شاهنامه ها یی به تأثیر از شاهنامه فردوسی سروده شده است. شاهنامه سلیمانی، سروده فتح الله عارف چلبی (ف: 969ق/ 1561م)، یکی از این شاهنامه ها است. شاهنامه سلیمانی، جلد پنجم از شاهنامه بزرگ پنج جلدی شاهنامه همایون یا شاهنامه آل عثمان است. این اثر افزون بر اینکه رخدادهای تاریخی، رده ها ی درباری، مدارس، استادان و مراتب ایشان، جنگ ها و جنگجویان دوره سلطان سلیمان قانونی (926-974ق/ 1520-1566م) را شرح می دهد، دایرهالمعارفی است از علوم گوناگون که عارف آن را به درخواست سلطان سلیمان قانونی سروده است. مقاله حاضر به بررسی و تحلیل نام ها ی اساطیری برگرفته از شاهنامه حکیم طوس و برخی باورهای اساطیری بر اساس صد صفحه نخست شاهنامه سلیمانی می پردازد و نشان می دهد که شاهنامه سلیمانی ( سلیمان نامه ) بیشتر از اسکندرنامه نظامی متأثر است.
۶۸۸.

توضیح چند اصطلاح در حوزه منسوجات در شعر شفروه اصفهانی و تکمیل و تصحیح فرهنگ های لغت(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۸۳
تصحیح متون کهن ازسویی در تکمیل و تصحیح فرهنگ های لغت مؤثر است و ازسوی دیگر، توجه به برخی از عناصر تکرارشونده در این متون می تواند اساس تدوین فرهنگ های تخصصی باشد که یکی از نیازهای پژوهشگران است. یکی از این فرهنگ های تخصصی مورد نیاز، فرهنگ منسوجات است. در شعر شرف الدین شفروه اصفهانی، شاعر، نویسنده و واعظ قرن ششم هجری، اصطلاحاتی در حوزه منسوجات آمده است که تازگی هایی دارد و در فرهنگ های لغت فارسی دیده نمی شود. برخی از این اصطلاحات نیز شواهد کهنی را به مدخل های بی شاهد فرهنگ ها می افزاید. در این مقاله براساس نسخه های خطی دیوان شفروه، به تصحیح چند اصطلاح در شعر شفروه پرداخته و با توجه به عناصر درون متنی و منابع جنبی، این اصطلاحات توضیح داده شد. گذشته از اصطلاحات فارسی، برخی از این اصطلاحات از زبان عربی به شعر شفروه راه یافته است که شماری از آنها بن مایه های قرآنی دارد و برخی دیگر، از زبان ترکی که شفروه دست کم با واژگان این زبان در روزگار خود برخورد کرده و با آنها آشنا بوده است. برخی نیز در گذر زمان، تلفظشان فراموش شده و تحریف ها و تصحیف هایی در آنها راه یافته است و حتی از معنای اصلی خود دور شده اند.
۶۸۹.

بررسی و تحلیل کارکردهای سِحر و جادو و عناصر فانتزی در داستان های عامیانه بهار دانش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۲۱
بهار دانش از افسانه های عامیانه و کهن هندی به زبان فارسی با درون مایه عشقی، نوشته عنایت الله کَنَبوِه لاهوری (درگذشته 1088ق) که آن را در سال 1061ق به نام شاه جهان گورکانی تألیف کرده است. این کتاب جزوِ ادبیات داستانی، یعنی فصل مشترک داستان های عامیانه و ادبی و به شیوه داستان پردازی هندی، داستان در داستان است. داستان اصلی و طولانی آن، تخیلی و موضوعش عشق «بهره وربانو و جهاندارشاه» و مضمون داستان اصلی و عمده ترین داستان های فرعی آن، حکایت هایی در مکر زنان است. در بهار دانش، درون مایه هایی چون تغییر شکل، طلسم، جادو، تجسد در حالت تغییر شکل، آگاهی به علم خلع بدن و نقل روح از کالبدی به کالبد دیگر در سراسر فضای داستان ها دیده می شود. به علاوه حضور و تسخیر دیوان و غولان، سخن گفتن با حیوانات جادویی، بهره گیری از جادوی موجود در عناصر طبیعت و... در تمامی داستان ها وجود دارد. در این مقاله، کارکردهای جادو و یاریگران آن، اشیا و ابزارهای جادو و شیوه های استفاده از آن ها، سفرها و مکان های جادویی و موجودات فراواقعی، راه های دست یابی به عوامل جادو و باطل کننده های سحر و طلسم در حکایات بهار دانش، بررسی و تحلیل شده تا هرچه بیش تر بر اهمیت مطالعه، آگاهی و حفظ پیشینه فرهنگی و اجتماعی قصه های عامیانه که مهم ترین بس تر حضور و تجلی بن مایه های اس اطیری و کهن در میان توده مردم اس ت- تأکید شود.  
۶۹۰.

طبقه بندی نخستین برخورد عشاق در منظومه های عاشقانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۹۰
یکی از مهم ترین انواع شعر غنایی در سنت ادب فارسی، منظومه های عاشقانه هستند. داستان های عاشقانه به عنوان قصه هایی که بستر روایی مشابهی دارند عموماً دارای بن مایه ها و عناصر همانندی هستند. یکی از عناصر اصلی در داستان های عاشقانه منظوم یا منثور نخستین برخورد و آشنایی بین عشاق است چراکه هر داستان عاشقانه ای از دو سویه عاشق و معشوق برخوردار است که مواجه آن دو و مطلع شدن طرفین از وجود یک دیگر کلیدی ترین گرانیگاه برای آغاز روایت های عاشقانه به حساب می آید. نخستین برخورد بین عشاق به منزله سرآغاز اصلی داستان های عاشقانه از اهمیت قابل توجهی در بررسی چگونگی شکل گیری ساختار روایت های عاشقانه برخوردار است. در این پژوهش، تلاش بر آن خواهد بود تا با کمک روش ساختارگرایی و در ذیل آن ریخت شناسی به بررسی پنجاه روایت عاشقانه برگزیده از منظومه های عاشقانه فارسی بپردازیم تا با ارائه طبقه بندی نویی از نخستین برخورد بین عشاق دریچه ای جدید برای بررسی های ریخت شناسانه داستان های عاشقانه مبتنی بر آثار بومی گشوده شود.
۶۹۱.

استعاره مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۷۲
استعاره مفهومی رویکردی نوین به متون ادبی است که با کمک آن می توان از راهبرد و تجربه موجود از مفاهیم عینی به درک مفاهیم انتزاعی رسید و در نهایت، اندیشه های پنهانی نویسنده را برای مخاطب آشکار کرد. از آنجا که زبان عرفان، زبان رمز و اشاره است، بنابراین گاه شاعر، قالب این قواعد را برای بیان اندیشه ها و تجربه های خود تنگ می بیند و از ابزار استعاره بهره می گیرد. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در نظر دارد به بررسی استعاره مفهومی عشق در دفتر چهارم مثنوی معنوی بر اساس نظریه لیکاف و جانسون بپردازد. نتایج پژوهش نشان می دهد که همانند شدن عشق به آتش، غیرت، کشتی، نور، چوگان و زندگی در لایه های پنهان ذهن مولانا وجود داشته و به وسیله این مفاهیم عینی، مفهوم انتزاعی «عشق» را برای مخاطبان خویش، مفهوم سازی و ملموس کرده است. همچنین خاصیت ترک نام و ننگ در راه عشق، رسیدن به فنا و بی خودی، گذرا بودن عشق، بی قراری و باختن در عشق و در نهایت راز بودن و وحدت و یکپارچگی عشق در دفتر چهارم مثنوی، دیدگاه و اندیشه مولانا و تأکید و توجّه وی را به این مقوله عرفانی نمایان ساخته است.
۶۹۲.

Metamorphic Narratives: A Comparative Study of Transformation in Gholam Hossein Saedi's The Cow and Franz Kafka's The Metamorphosis

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۲ تعداد دانلود : ۲۰۱
This study employs the framework of Influence Studies within Comparative Literature to explore the impact of Franz Kafka (1883-1924) on Gholam Hossein Saedi (1936-1985). The primary focus of this comparative study is to assess the quality of influence and elucidation regarding the overarching perspective on loneliness, isolation, identity crisis, and metamorphosis, ultimately aiming to comprehend the similarities and distinctions between Gholam Hossein Saedi's The Cow (1965) and Franz Kafka's The Metamorphosis (1915). The present research, conducted through a descriptive-analytical approach and grounded in the French school of comparative literature, concerned with influence studies, determines that the central theme of Kafka's novel revolves around human destiny, which is altered by societal issues. Both narratives illustrate the transformation of their main characters into non-human forms, emphasizing the alienation and isolation faced by individuals in contemporary society. Kafka examines the absurdity of human existence through Gregor's transformation and his subsequent ostracism by society, while Saedi sheds light on the struggles of marginalized communities through Mashd Hassan's change into a cow. The findings of this study demonstrate that Saedi, influenced by Kafka, has adapted and expanded the notion of metamorphosis in The Cow, thereby enriching the landscape of Persian literature.
۶۹۳.

زمانمندی نشانه ها و هرمنوتیک بی پایان: تحلیلی تبارشناسانه بر اساس تفسیر فوکو از نیچه، فروید و مارکس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
جستار حاضر به واکاوی نسبتِ پیچیده و درهم تنیده نشانه و معنا در سپهر فلسفه مدرن اختصاص دارد و دراین میان، تبارشناسیِ نظام های تأویلی در منظومه فکریِ میشل فوکو را در کانون توجه خود قرار می دهد. نگارنده از رهگذر تحلیل مفهومی و تطبیقی آرای نیچه، فروید و مارکس، به شناسایی سه زمان مندی متمایز در کارکرد نشانه ها و سازوکارهای تأویل روی می آورد: زمانِ انقضا در نظامِ نشانه ایِ کلاسیک، زمانِ خطی در دیالکتیک مارکسی، و زمانِ دوری در هرمنوتیک مدرن. جستار پیش رو نشان می دهد که فوکو دربرابر هرمنوتیک مدرن -که تقدمِ تأویل بر نشانه را مفروض می گیرد- چه موضعی دارد. در این بستر تعلیقِ بی پایان معنا، امتناع از دستیابی به خاستگاهی ثابت، و پیوند درهم تنیده درون بود و برون بود، به مثابه مؤلفه های بنیادینِ اندیشه مدرن بررسی و تحلیل می شود و روشن می شود که به موجب «هرمنوتیک ظن -که فوکو آن را به اندیشمندان مذکور منتسب می کند- هر تأویل، خود تأویلِ تأویلی دیگر است و در این میان، نشانه در وضعیتی ناپایدار، سیال و موقّت به سر می برد. این مقاله با بازخوانی سه گانه زمانی فوکو نشان می دهد که تحلیل او از نشانه ها، با وجود نوآوری، در سه سطح نیازمند اصلاح است: ریشه داشتن اصل مشابهت در تفکر اسطوره ای، اغراق در گسست تاریخی، و گرایش به نسبی گرایی هرمنوتیکی. در پایان، سه گانه زمانی به مثابه نظمی پویا و درهم تنیده بازتفسیر شده است.
۶۹۴.

شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار حافظ با استفاده از هوش مصنوعی و متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۱۹۰
شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار دیوان حافظ همواره مورد توجه حافظ پژوهان بوده و مطالعات گوناگونی دراین باره انجام گرفته است. عمده این پژوهش ها، اشعار را براساس تقسیم بندی تاریخی یا دوره زندگی شاعر دسته بندی کرده اند یا از نظرات کارشناسان و خبرگان حوزه ادبیات فارسی بهره برده اند. این پژوهش با شناسایی موضوعات اشعار دیوان حافظ براساس هوش مصنوعی و متن کاوی صورت گرفته و نظرات کارشناسان در آن دخالتی نداشته است. در این مطالعه، پس از بیان ویژگی های ظاهری و انجام پیش پردازش های لازم روی اشعار، هشت موضوع اصلی در دیوان حافظ شناسایی شده است. سپس، باتکیه بر واژگان پرکاربرد هر موضوع و استفاده از هوش مصنوعی، این موضوعات نام گذاری شده اند. موضوعات استخراج شده شامل «سوز و گداز»، «مدح و ستایش»، «فراق و وصال»، «زیبایی و دلربایی»، «عیش و مستی»، «راز عشق»، «طریقت و عرفان» و «رندی و آزادگی» است. در ادامه، اشعار حافظ براساس این موضوعات دسته بندی شده اند و میزان ارتباط هر شعر با هر موضوع، برپایه بیشترین ارتباط و یا برخورداری از حدآستانه ارتباط، استخراج شده است. روش به کارگرفته شده در این پژوهش، مستقل از نظر خبرگان و کاملاً مبتنی بر یادگیری ماشین و هوش مصنوعی است. این رویکرد با واکاوی واژگان به بررسی و شناسایی موضوعات موجود در دیوان حافظ پرداخته است و قابلیت تعمیم به دیگر متون ادبی را نیز دارد.
۶۹۵.

تحلیل رمان هزار خورشید تابان در پرتو جرم شناسی جنسیت محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۶
مطالعات جرم شناسی انتقادی ریشه اصلی ارتکاب جرم را در توزیع نابرابر قدرت در جامعه جست وجو می کنند. رویکردهای جنسیت محور به عنوان یکی از شاخه های مهم جرم شناسی انتقادی، به بررسی نقش جنسیت در فرآیند ارتکاب جرم، مجازات و برخورد دستگاه عدالت کیفری می پردازد. این پژوهش درصدد است با بررسی رمان «هزار خورشید تابان»، نظریات و اندیشه های جرم شناسی جنسیت محور را موردبررسی و ارزیابی قرار دهد. بدین منظور، برای دستیابی به معنا و خوانش عمیق متن، از روش تحلیل محتوای کیفی استفاده می شود. یافته ها نشان می دهد که جرائم علیه زنان در رمان، پدیده ای است برساخته که به منظور اعمال سلطه جنسیتی شکل می گیرد. جرائم قدرتمندان به عنوان بزهکاران صاحب منصب و امین نادیده گرفته می شود و در مقابل با جرائم فرودستان و به ویژه جرائم زنان با تسامح صفر برخورد می شود. حکومت طالبان در رمان برخی از آداب ورسوم زنانه را مورد جرم انگاری قرار می دهد و با جنایی سازی فرهنگ، بستری را برای ارتکاب جرائم مقاومتی پدید می آورد. همچنین، فرهنگ دفاع از ناموس و کنترل زنان، موجب وقوع قتل های ناموسی و خشونت های خانگی می شود که در جامعه به عنوان امری عادی نهادینه شده است. بزهکاری زنان در چنین ساختاری، به دلیل وابستگی اقتصادی، فشار فرهنگی و هژمونی مردانه رخ می دهد؛ بنابراین، راهکار پیشگیری از جرائم زنان، اصلاح ساختارها و سالم سازی فرهنگی است.
۶۹۶.

معنابخشی به نفس اماره بالسوء در حدیقه الحقیقه و مثنوی معنوی از طریق استعاره انسان انگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۱
از دیدگاه لیکاف و جانسون، انسان انگاری یک شیء یا یک مفهوم انتزاعی، بدیهی ترین نوع از استعاره های هستی شناختی است که به وسیله آن، مخاطب به شناخت درستی از اشیای بی جان و مفاهیم انتزاعی دست می یابد. شاعران عارف نیز برای کمک به شناخت مخاطبان و تحت تأثیر قرار دادن ارزیابی آنان از مفاهیم انتزاعی ای مانند نفس اماره بالسوء، از استعاره انسان انگاری بهره برده اند. هدف در این پژوهش نیز بررسی انسان انگاری این نوع نفس در حدیقه الحقیقه و مثنوی معنوی، بر مبنای دیدگاه لیکاف و جانسون و با روش اسنادی است. نتایج پژوهش نشان می دهد در آثار مورد بررسی، انسان انگاری نفس اماره بالسوء، در چهارحوزه ویژگی های اخلاقی– رفتاری، شخصیت های تاریخی– اساطیری، ویژگی های جسمانی و منصب و روابط اجتماعی انجام شده است. سنایی بیشتر ویژگی های اخلاقی- رفتاری منفی انسان را به نفس اماره بالسوء نسبت داده و این نوع نفس، در قالب انسانی شوم، سخن چین، بیمار، بی دین، پست و حقیر به تصویر کشیده شده که کنش مخاطب در برابر آن، آگاه سازی و قطع ارتباط با آن است. در مثنوی نیز حجم بیشتر استعاره انسان انگاری نفس اماره بالسوء در حوزه ویژگی های اخلاقی- رفتاری منفی است. از منظر ویژگی های جسمانی و جنس نیز تأکید مولانا بر زشتی، عیبناکی، بیماری و زن انگاری این گونه نفس بوده است. مولانا برخلاف سنایی، به بعد منصب و روابط اجتماعی کمترین توجه را نشان و از منظر شخصیت های تاریخی– اساطیری منفی نیز نسبت به سنایی، چهره منفی تر و منفورتری از این گونه نفس را به مخاطبان ارائه داده است.
۶۹۷.

سرگذشت حاجی بابای اصفهانی و چهار پرسش جنجال برانگیز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۱۸
رمان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی و دنباله آن سرگذشت حاجی بابای اصفهانی در انگلستان از تأثیرگذارترین رمان های اجتماعی پیش از مشروطه به شمار می رود که همواره در کانون توجه محققان بوده است. این توجهات عمدتاً ناشی از جنجال ها و ابهاماتی است که پیرامون این دو اثر پدید آمده است. تحقیق حاضر می کوشد تا ضمن ارزیابی اهم پژوهش های مرتبط، برای ابهامات موجود پاسخ هایی مستدل ارائه کند. روش این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلی است و پس از شناسایی و بررسی پیشینه، پرسش های موجود پیرامون این اثر در چهار حوزه دسته بندی شده اند: 1. محتوا و اهداف، 2. اصالت متن، 3.شخصیت پردازی 4. ترجمه و مترجم. تحلیل ها بیانگر این است که از نظر محتوا، رمان سرگذشت حاجی بابای اصفهانی -با وجود اهداف پیدا و پنهان استعماری-مورد استقبال جامعه قرار گرفت. این امر نشان می دهد ایرانیان آن را متنی صرفاً غرض آلود در نظر نگرفتند و به منزله بازنمایی اغراق آمیزی از آسیب های اجتماعی و فرهنگی نیز تلقی کرده اند. پیرامون اصالت متن، گرچه همچنان فرضیه وجود متن اصلی فارسی مطرح است اما به دلیل وجود تکنیک های پیکارسکی، اصالت انگلیسی آن پذیرفتنی تر است. البته به احتمال بسیار، موریه از دست نوشته های فارسی نیز بهره برده است. در خصوص شخصیت پردازی، نویسنده از تکنیک مونتاژ استفاده کرده و شخصیت ها، تصویری برساخته از کارگزاران واقعی دوره قاجار هستند که موریه عمدتاً صورتی هجوآمیز از آن ها ارائه داده است. در باب ابهامات پدید آمده پیرامون ترجمه جلد اول، مترجم این اثر، میرزا حبیب اصفهانی با دخل و تصرف گسترده در متن اصلی، آن را به یک اثر برجسته ضداستعماری و استبدادی برای تنویر افکار عمومی بدل کرده است.
۶۹۸.

بررسی تطبیقی روند بومی سازی در اقتباس های سینمایی از رمان بوف کور بوف کور رائول روییز و بزرگراه گمشده دیوید لینچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۴۷
در مطالعات اقتباس، بومی سازی به مجموعه راهکارهایی اطلاق می شود که اقتباس کننده برای همخوان سازی یک اثر با فرهنگ مقصد به کارمی گیرد. در این فرآیند، انطباق اثر با هنجارهای فرهنگی مقصد، قصد و استراتژی اقتباس کننده و دریافت مخاطب بیش از وفاداری به متن اصلی اهمیت دارد. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریات اقتباس، بویژه مفهوم بومی سازی نزد هاچن، و با در نظر گرفتن خوانش های مختلف از بوف کور صادق هدایت، به بررسی تطبیقی و کیفی روند و شگردهای بومی سازی در اقتباس سینمایی از رمان بوف کور ، توسط دو فیلم ساز از دو بافت جغرافیایی متفاوت می بپردازد یکی رائول روییز فیلمساز شیلیایی و دیگری  دیوید لینچ فیلمساز آمریکایی. بنابر یافته های پژوهش هر دو فیلمساز با شیوه هایی متفاوت، اثر هدایت را با جغرافیا، فرهنگ، زیست، دغدغه ها و سبک خود سازگار کرده اند که به تغییر معنای اثر و خلق آثاری جدید منجر شده است. اقتباس روییز همخوان با تجربه زیسته فیلمساز، با تأکید بر تجربه مهاجرت، بیگانگی و تصادم فرهنگی، به بازتابی از هویت پسااستعماری بدل شده است؛ درحالی که لینچ با تلفیق درون مایه های روان شناختی و مؤلفه های ژانر نوآر، بوف کور را، در بستری مدرن و آمریکایی بازتفسیر کرده است. این مقاله نشان می دهد که اقتباس های میان فرهنگی نه بازتولید، بلکه بازآفرینی هایی هستند که معنای تازه و همخوان با فرهنگ خود، در بستر جدید خلق می کنند.
۶۹۹.

بررسی زبان زنانه و مردانه (موردپژوهی: ترجمه حمادی و اکبری از رمان الأسود یلیق بک)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۱
ترجمه در میان زبان هایی که نشانه های جنس مؤنث و مذکر دارند، پیوسته مشکل ساز بوده است و پژوهش های جدید در این حوزه تأکید می کند که هویت فردی و جنسیتی مترجم بر ترجمه متون تأثیرگذار است. پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی- تحلیلی است که به بررسی اثر ترجمه شده و مقابله آن با متن مبدأ می پردازد و در آن چگونگی ترجمه دو مترجم زن و مرد ایرانی از زبان و دیدگاه های نویسنده زن عربی و تأثیر تفاوت های آنها مقایسه می گردد. به این سبب به بررسی تفاوت ترجمه بر پایه مؤلفه های سبک زنانه سارا میلز در لایه واژگانی و نحوی می پردازیم که این داده ها در متن مبدأ بر روی رمان الأسود یلیق بک از احلام مستغانمی و ترجمه مریم اکبری و محمد حمادی مورد کنکاش قرار می گیرد. روش پژوهش این گونه است که ابتدا مؤلفه های زنانه نویسی را استخراج، آنگاه با دو ترجمه مقایسه می کنیم و در پی آن هستیم که از راه بررسی مقابله ای و یافتن تفاوت هایی که در سبک نگارش نویسنده زن و دو مترجم زن و مرد وجود دارد، به این پرسش پاسخ دهیم که آیا هر دو مترجم در انتقال قلم نویسنده زن موفق عمل کرده اند؟ و چه تفاوت و شباهتی در کار آن دو وجود دارد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اکبری و حمادی در هفت مؤلفه از مجموع یازده مؤلفه، عملکردی شبیه به هم و در چهار مؤلفه، عملکردی متفاوت داشته اند. و چه تفاوت و شباهتی در کار آن دو وجود دارد. یافت
۷۰۰.

آموزه های تعلیمی با تاریخ گریزی داستان بهرام پنجم در شاهنامه و بهرام نامه نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۶۲
تاریخ نویسان متقدم و متاخر از جمله طبری و مسعودی از زندگی بهرام پنجم گزارش های تاریخی مختلفی بیان کرده اند هرچند شخصیت های ادبی ریشه های تاریخی دارند اماوقتی این شخصیت ها با عناصر ادبی آمیخته می گردند دیگر از رنگ وبوی تاریخی آنان کاسته می شود ، این جستار تقریبا نظریات این تاریخ نگاران را به صورت مختصر بررسی کرده وبه داستان این شخصیت در شاهنامه و هفت پیکر می رسد که دو شاعر توانا ،فردوسی ونظامی جدای از اشارات تاریخی در بسیاری موارد از ازوجه تاریخی دور گشته اند گویا تمام این گریزها رنگ وبوی ادبی داشته است وانگیزه های ایشان ،اخلاق مدارانه و تعلیم گرایانه بوده است و با گریز از واقعیت های تاریخی، داستانهایی با رویکرد اخلاقی به وجود آورده اند و تمام ایدآل های ،تعلیمی ،اخلاقی مورد نظر خویش را در چهره این شخصیت همراه داستان بیاورند و ازاین شخصیت، فردی عدالت گستر، آزاده ، اخلاق مدار و نیک اندیش وجوانمرد باجنبه های دیگر تعلیمی بسازند اگرچه نظامی دراین گریز تاریخی، رغبتی تمام تر به جنبه تعلیمی اخلاقی نسبت به فردوسی از خود نشان داده است و فردوسی پایبندی خود را به تاریخ حفظ کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان