ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۰۱ تا ۸۲۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۸۰۱.

هندسه یا مجموعه هم نهاد و حق نهاد هندسه های مهندس: مبنا و جان و جوهر تمامی انحاء و شئون هنر مهندسی و معماری و آثار مربوطه در فرهنگ دانش نهاد و عقل محور اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۷۲
اگر بخواهیم و بگوییم «"خلاصه و جوهره هستی"، در "امر عظیم و عزیز یا قطعی و شکست ناپذیرنده مهندسی ساختمان، چه معنوی و سازوکار وجود و یا عملکرد عقلی و علمی، و چه عینی کالبدی آن»، چیزی به جز «هندسه» و یا «قَدْر» نبوده و نیست و نخواهد بود، سخنی گزاف یا بیهوده و بی ریشه نگفته ایم؛ چراکه «خود "اللّه"» («خود "آن مطلق علم و حکمت و عقل زنده و قدرت و اراده دانش نهاد"، و "یگانه جامع و دربردارنده جمع اندر وحدت علوم و فناوری های دانش محور"»،) همان «مُطلقِ هندسه یا قَدرِ مُقَدِّر یا مهندس» و «مُطلقِ هندسه یا قَدر قَدرِ مُقَدِّر یا مهندس» (یعنی «"خلاصه و جوهره هستی"، و «اصلی ترین عامل زنده و ذی شعور، و بلکه مطلق علم و حکمت شعورمند و هماره فعّال" در "امر عظیم و عزیز مهندسی پیوسته نوشونده و عالی ترشونده ساختمان معنوی و سازوکار وجود و یا عملکرد عقلی و علمی و عینی آن»،) همان «اللّه» است؛ و «آن» یعنی «اللّه عزّوجلّ و تبارک وتعالی» چیزی به جز «مُطلقِ هندسه» و یا «مُطلقِ قَدْر» نیست. از قول حضرت رضا علیه السّلام نیز «این روایت یا سخن بس بدیع» را داریم که (در مقام «چیستی حقیقت "اوّلین آفریده"، یعنی "مبنای سایر آفرینش های الهی"»، ) فرموده اند: «"نخستین آفریده آفریننده"»، «آن " تقدیر " » است (یا «همان " بستر مناسب قَدرمندسازی یا مهندسی " برای " مهندسی مُستمرِّ قَدرها یا هندسه های تازه به تازه و حق نهاد هرچیز ترکیب مند " و "آفرینشی یا مجموعه ای از آفرینش هایی هم نهاد، قَدرمدار یا هندسه مند" و "مُکرّراً نوبه نوشونده"») . از طرفی، همین امام هشتم شیعیان دوازده امامی (حضرت علی بن موسی الرّضا علیه السّلام) در مقامی دیگر نیز فرموده اند: «اوّلین عِلم» ی که به «انسان» آموزش داده شد، تا «به آن واسطه» و «در بستر فعّال گشتن و جاری شدن و نتیجه دادن آن»، «خلقِ خُداوند»، (، و «شیوه و منش و روش خُداوند خلّاق در خلقِ موجودات خویش پدیداری بخشنده»، در چیستی حقیقت حق نهاد خود) «معرفه» بشود (و یا به بیانی، «شناسای عاقله انسان ها» گردد )، «علم "کتاب" یا دانش "ترکیب حروف الفبا" یا همان "محکمات یا حقایق بنیادین عقلی علمی برپادارنده ساختمانِ حکمت نهاد جُزءجُزء هستی " و " مبانی هر نوع کتاب یا ترکیب " از " جمع بی نهایت کتاب ها یا وجودهای ترکیب مند حق نهاد یا مبتنی بر مبانی عقلانی، آسمانی یا عقل محور» بوده است! و این معنا و مفهوم پیش اشاره از ایشان (درحقیقت) همان شرح «این "سخن خود خداوند"» است که می فرماید: «آن خداوند " رحمان " » [، «اللّه» («آن یگانه مُطلق در دانش و فاعلیت فعّالِ دانش مدار در همه مراتب هستی، و جامع جمع اندر وحدتِ همه دانش های مادر و توانایی های دانش بُنیان برتر و حاکم بر هستی و جاری در آن، و ازجمله توانایی: " خلق کلمه یا کلمه های تدوینی و تکوینی حامل به معانی ملکوتی " »)؛ آن رَحمانِ رَحِم گونه که «مُهم ترین کار و عمومی ترین و فراگیرنده ترین فعّالیتش» همان «رحمانیت» است، بنا بر «فاعلیت همین رحمانیت رَحِم گونه، و بنابراین آفرینشگر، تغذیه کننده، شکوفنده، رُشددهنده، درسلامت دارنده و تمام آورنده نطفه، جنین و طفل یا اطفالی از جنس خودش، یعنی ترکیب گر و خلّاق، و آفریننده صورت های مختلف و متعدّد و گویا به حُسن و زیبایی و کمال، و درعین حال اصلاح کننده و سلام آور و ...»، ] «قرآن» را [یعنی «دانش " خلّاقیت " ، و " خلق کلمه یا کلمه های تدوینی و تکوینی حامل به معانی ملکوتی"، «دانش "ترکیب گری و آفرینندگی صورت های مختلف و متعدّد گویا به حُسن و زیبایی و کمال» را] « " تعلیم " نمود» [و برای «تحقّق بخشیدن عینی به نتیجه این تعلیم خویش در عالَم توسّط نماینده خود در شهادت،] «آفرید " آن انسان به حقیقت انسان " » را [ در مقام «صورت مثالی خود»، آفرینش داد «آفریده ای خداگون را که مجهّز به " دستگاه خَلّاقه یا ناطقه سخن آفرین یا کلمه ساز " است»؛ و "دستگاه خَلّاقه یا ناطقه سخن آفرین یا کلمه ساز" او» همان «حنجره نای گونه و توانمند خود اللّه جلّ جلاله و تبارک وتعالی» در امر عظیم «کلمه سازی دانش نهاد»، و «اظهار و بیان آن ها»ست، «حنجره ای بس قدرتمند، و با صدایی بس خوانا و آهنگین و پُرطنین و رَسا»] [و سپس، یعنی با هدف «بسترسازی و تجهیز "دستگاه خَلّاقه یا ناطقه سخن آفرین نماینده خود" برای فعّال شدن و تحقّق بخشیدن عینی به امر کلمه سازی های مبتکرانه و جدید و نوبه نو،] به او «علم " بیان " » را آموخت [«علم به " اسم اعظم خویش " » را؛ «علم اجمالی به ذات، در عین تفصیلی به شئون و صفات» را؛ «علم»ی که «با واسطه آموختن آن»، انسان، اساساً «انسان» شد، «انسانیت» یافت؛ و «آن» را، در مقام «یک موجودیت دومرتبه ای فاعلی مفعولی یا ملکُوتی مُلکی و لاهُوتی ناسُوتی»، «تجربه» نمود، و «بدان واسطه» (یعنی «به واسطه "انسان" بودن»، و «زنده و فعّال بودن یا فعّال داشتن مستمرِّ انسانیت خود»،) «همه چیز» را «دانست» (و «می تواند که بداند»)]!
۸۰۲.

مدلیابی مولفه های موثر بر الگوهای معماری به منظور تأثیر ابزارهای تعاملی بر افزایش توجه و حضور ذهن کودکان در فضاهای آموزشی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۳
در سال های اخیر، کیفیت فضاهای آموزشی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در ارتقای یادگیری و رشد ذهنی کودکان مورد توجه فزاینده ای قرار گرفته است. کودکان، به دلیل ویژگی های خاص روان شناختی و ادراکی، واکنش های متفاوتی نسبت به محیط پیرامون خود نشان می دهند؛ واکنش هایی که می تواند به طور مستقیم بر میزان تمرکز، مشارکت فعال و کیفیت فرآیند یادگیری آنان اثرگذار باشد. از این رو، طراحی فضاهای آموزشی نه تنها یک امر کالبدی، بلکه یک ضرورت تربیتی و شناختی به شمار می آید. بیان مسئله در این پژوهش از این نگرش سرچشمه می گیرد که محیط های آموزشی صرفاً ظرفی برای آموزش نیستند، بلکه خود به مثابه یک "ابزار یادگیری" عمل می کنند. تجربه های حسی، ادراکی و تعاملی کودکان در این فضاها، می تواند بنیان شکل گیری حضور ذهن، تقویت توجه و ارتقای توانایی های شناختی آنان را فراهم آورد. به ویژه در شرایط کنونی که ابزارهای تعاملی و فناوری های نوین به بخش جدایی ناپذیر زندگی کودکان تبدیل شده اند، بررسی نقش این عناصر در ارتقای کیفیت آموزش ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش حاضر، مدلسازی مؤلفه های مؤثر بر الگوهای معماری با تأکید بر کارکرد ابزارهای تعاملی در افزایش توجه و حضور ذهن کودکان در فضاهای آموزشی است. این تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی–تحلیلی است. جامعه آماری شامل معلمان، معماران، طراحان آموزشی و والدین کودکان است و داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شده اند. تحلیل داده ها به روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که عواملی همچون طراحی انعطاف پذیر فضا، بهره گیری از نور و رنگ طبیعی، گرافیک های محیطی و به کارگیری فناوری های تعاملی، به طور معناداری بر افزایش حضور ذهن و تمرکز کودکان در محیط های آموزشی اثر می گذارند. نتایج به دست آمده می تواند به عنوان راهنمایی عملی برای طراحان و معماران در جهت خلق محیط های یادگیری کارآمدتر و کودک محور مورد استفاده قرار گیرد.
۸۰۳.

A Comparative Study of TRIZ and Critical Thinking Perspectives in the Design Process with an Emphasis on Architectural Education(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۹۴
Architectural education is one of the most complex forms of education, as it does not rely on predetermined answers; instead, students are expected to propose unique and appropriate solutions through their own creativity. Adopting an appropriate design methodology to clarify the design process is among the most critical factors that enhance students’ design quality in architectural studios. Various techniques have emerged worldwide to foster creativity, and their application as design approaches can significantly contribute to the effectiveness of architectural education studios. Among these, the TRIZ theory and the critical thinking approach have proven to be effective architectural design methodologies in the context of architectural education. This study examines and compares these two perspectives, analyzing the results of architectural education through the lens of each. The research employs a descriptive–analytical approach, with data collected through library studies using relevant books, scholarly articles, and documentary data, complemented by the Delphi technique. To this end, in-depth interviews were conducted with professors and experts. Sampling was conducted using the snowball technique, and the study reached a total of 20 interviews, determined by theoretical saturation. Findings indicate that the design process differs significantly depending on which of these two approaches is applied. From the 17 criteria extracted through document analysis and the Delphi study, several similarities and differences emerged. Among the most prominent differences are the approaches to problem definition, assessment methods, and evaluation criteria. A noteworthy point is the substantial influence of the student’s personality in determining which method they can engage with most effectively.
۸۰۴.

نقش مؤلفه های زیبایی شناسی زیستی در پیش بینی ادراک از کیفیت محیط مسکونی (مورد پژوهی: محلات منتخب شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۵۶
بیان مسئله: افزایش نگرانی ها درباره کیفیت محیط های مسکونی در سال های اخیر، توجه پژوهشگران را به شناسایی عوامل مؤثر بر ادراک ساکنان از محیط معطوف کرده است. در این راستا، زیبایی شناسی زیستی به عنوان یکی از ابعاد کلیدی مطرح شده است.هدف پژوهش: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش مؤلفه های زیبایی شناسی زیستی در پیش بینی ادراک از کیفیت محیط مسکونی انجام شده است.روش پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ زمانی مقطعی و از نظر روش توصیفی - همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه ساکنان محلات خسروآباد، آغه زمان، قطارچیان و سرتپوله در شهر سنندج بود. با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس، 250 پرسشنامه توزیع شد که از این تعداد، 214 پرسشنامه به صورت کامل و صحیح بازگردانده شد. ابزار گردآوری داده ها دو پرسشنامه محقق ساخته بود. برای سنجش مؤلفه های زیبایی شناسی زیستی، از پرسش نامه ای مشتمل بر 49 آیتم و چهار مؤلفه زیبایی شناسی ادراکی، شناختی، اجتماعی و بیولوژیکی استفاده شد. همچنین برای سنجش ادراک از کیفیت محیط مسکونی از پرسشنامه ای مشتمل بر چهار آیتم استفاده شد. روایی پرسشنامه ها با استناد به نظر متخصصان و همچنین پایایی پرسشنامه ها نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. شایان ذکر است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه انجام شد.نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد: رابطه میان مؤلفه زیبایی شناسی ادراکی، شناختی، اجتماعی و بیولوژیکی باکیفیت محیط مسکونی مثبت و معنادار بود. همچنین ترکیب مؤلفه های زیبایی شناسی زیستی پیش بینی کننده معنادار کیفیت محیط مسکونی بودند (0/001> p؛ 33/ r2). تأمل در ضرایب رگرسیونی نشان داد که سه مؤلفه زیبایی شناسی ادراکی، بیولوژیکی و شناختی به تنهایی نیز پیش بینی کننده معنادار کیفیت محیط هستند؛ اما تاثیر مؤلفه های زیبایی شناسی شناختی به تنهایی معنادار نبود. نتایج این پژوهش نشان می دهد که طراحی محیط های مسکونی براساس اصول زیبایی شناسی زیستی، به ویژه با تمرکز بر مؤلفه های ادراکی و بیولوژیکی، می تواند نقش مهمی در بهبود کیفیت سکونتی ایفا نماید.
۸۰۵.

از سبزشویی تا معماری پایدار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۵۰
بیان مسئله: در چهار دهه گذشته، فلسفه پایداری با تمرکز بر محیط زیست و سپس رویکردهای اقتصادی و اجتماعی-فرهنگی به عرصه معماری وارد شده است. درحالی که دانش و فناوری های موردنیاز معماری پایدار درحال توسعه و گسترش است، معماری پایدار در عمل به اهداف خود دست نیافته است. این شکاف میان نظریه و عمل سبب شده معماری پایدار در واقعیت آن چنان که در تئوری ادعا شده، نتواند در راستا توسعه پایدار حرکت کند. برداشت سطحی از مفهوم پایداری، منجر به شکل گیری پدیده ای تحت عنوان سبزشویی در معماری شده که رویکردی نمادین و نمایشی از پایداری را بازتولید می کند. ازآنجایی که پایداری در عصر حاضر نیاز اساسی است و معماری پایدار نقشی کلیدی در تحقق آن ایفا می کند، واکاوی ابعاد سبزشویی در راستا بازتعریف معماری پایدار حائزاهمیت است.  هدف پژوهش: پژوهش حاضر در پی آن است که با بررسی نقادانه جلوه های سبزشویی در معماری، پارامترهای مؤثر در خلق معماری پایدار کارآمد و جامع را تببین کند. لازم به ذکر است که چنین پارامترهایی می توانند زمینه را برای بازتعریف معماری پایدار به مثابه رویکردی عمیق، چندبعدی و عمل گرا فراهم کند.  روش پژوهش: این پژوهش با رویکرد تحلیلی-انتقادی، ابتدا به شناسایی وجوه سبزشویی در معماری پرداخته و سپس بااستفاده از تحلیل گفتمان و استدلال منطقی، پارامترهای کلیدی بر توسعه معماری پایدار عمل گرا را تبیین می کند. هم چنین، جمع آوری داده ها برپایه شیوه های اسنادی و کتابخانه ای است.  نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که بازتعریف فناوری ذیل سیستم اجتماعی-فرهنگی، فرایندمحوری، زمینه گرایی و منطقه گرایی، مشارکت و رفتار سبز شهروندان، فرهنگ، توجه به واقع گرایی و فلسفه کل گرا، از مهم ترین مؤلفه های توسعه کارآمد معماری پایدار و مقابله با سبزشویی محسوب می شوند. در حقیقت، چنین پارامترهایی می توانند معماری پایدار را از سطح شعار به بستر عمل نزدیک کند.
۸۰۶.

راهکارهای افزایش تعاملات بینافرهنگی مبتنی بر پایداری اجتماعی در خوابگاه های دانشجویی (نمونه مطالعاتی: خوابگاه دخترانه هفت تیر دانشگاه صنعتی شاهرود)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۶
در 5 دهه اخیر با توجه به افزایش میل عمومی به اخذ مدارک تحصیلی عالیه، مراکز آموزش عالی به صورت چشمگیری توسعه یافته اند و این موضوع موجب افزایش تعداد دانشجویان غیر بومی شده است. یکی از ملزومات مورد نیاز این دانشجویان داشتن خوابگاه برای اسکان می باشد و خوابگاه های دانشجویی نقش بسزایی را در شکل گیری ارتباطات و تعاملات آن ها ایفا می نمایند. همچنین ساختار معماری هر جامعه، گویای نمادهای فرهنگی مردم آن سرزمین می باشد. بنابراین، از طریق معماری صحیح و کارآمد می توان فرهنگ و ارزش ها را انتقال و آموزش داد. معماری پایدار یکی از مفاهیم و رویکردهای فراگیری است که امروزه توجه ویژه ای به آن شده است و به معنای توانایی پاسخگویی فضاهای طراحی شده به نیازهای زمان خود است. با توجه به مطالب بیان شده، هدف اصلی این پژوهش بررسی تاثیر شاخص های معماری پایدار از منظر اجتماعی و فرهنگی بر تعاملات بینافرهنگی و ارائه ی راهکارهایی در جهت افزایش آن در خوابگاه های دخترانه دانشجویی می باشد. ساختار این پژوهش بر پایه داده های کیفی و کمی استوار شده است و نحوه گردآوری اطلاعات در این پژوهش در دو بخش مطالعات کتابخانه ای و میدانی انجام گرفته است. در بخش مطالعات کتابخانه ای، شاخص های متغیر مستقلِ معماری پایدار از منظر اجتماعی و فرهنگی، که عبارتند از «مشارکت»، «کالبدی»، «اقتصادی»، «مردم داری»، «تنوع»، «محیط زیستی» و «هویتمندی» و همچنین شاخص های متغیر وابسته تعاملات بینافرهنگی، شامل «همدلی»، «آگاهی بخشی»، «خودشناسی»، «گفتگو گستری»، «احترام متقابل»، «نوع دوستی» و «عدالت و مساوات» استخراج شده اند. در بخش مطالعات میدانی، با استفاده از شاخص های به دست آمده، پرسشنامه ای تهیه و میان دانشجویان ساکن در خوابگاه دخترانه هفت تیر دانشگاه صنعتی شاهرود به عنوان محدوده مورد مطالعه پژوهش حاضر توزیع گردید. در ادامه، با توجه به محاسبات آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی ساده در نرم افزار SPSS 24 به ترتیب، چهار شاخص «تنوع»، «مردم داری»، «کالبدی» و «اقتصادی» دارای ارتباط معنادار با تعاملات بینافرهنگی تشخیص داده شدند و در پایان پیشنهاداتی جهت افزایش تعاملات بینافرهنگی بر پایه شاخص های استخراج شده ارائه گردیده است.
۸۰۷.

روانشناسی رنگ در لباس پیکره های نگاره ی ساختن کاخ خُوَرنَق اثر کمال الدین بهزاد بر اساس نظریه ی ماکس لوشر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۰
کمال الدین بهزاد، از برجسته ترین نقاشان دوره ی تیموری و صفوی، در آثار خود از عنصر رنگ برای بیان بصری بهره گرفته است. یکی از مهم ترین نگاره های او، ساختن کاخ خورنق است. این اثر، به دلیل تنوع رنگ در لباس شخصیت ها، امکان مطالعه از دیدگاه روانشناسی رنگ ماکس لوشر را فراهم می کند. مسئله ی پژوهش حاضر تحلیل روانشناسی رنگ های به کاررفته در لباس پیکره های نگاره ی مذکور بر اساس نظریه ی فوق است. در این پژوهش، ابتدا نظریه ی روانشناسی رنگ ماکس لوشر به تفصیل شرح داده می شود و سپس اثر یادشده از این منظر تحلیل می شود. هدف پژوهش شناخت اندیشه های روانی بهزاد در ترسیم لباس پیکره های موجود در نگاره ی ساختن کاخ خورنق بر اساس نظریه ی روانشناسی رنگ ماکس لوشر است. این مقاله کوششی است برای پاسخ به این پرسش: رنگ های به کاررفته در لباس پیکره های موجود نگاره ی ساختن کاخ خورنق از لحاظ روانشناسی رنگ در اندیشه های بهزاد دارای چه مفاهیم روانی هستند؟ این پژوهش به لحاظ ماهیت و روش اجرا کیفی است و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. گردآوری داده ها از طریق منابع کتابخانه ای و با استفاده از روش فیش برداری صورت گرفته است. روش نمونه گیری هدفمند و متناسب با تعدد حضور عنصر رنگ در لباس پیکره های نگاره ی مذکور در تطابق با نظریه ی حاضر تعیین شده است. یافته ها و نتایج پژوهش نشان می دهد که بهزاد بر اساس نظریه ی ماکس لوشر از سه گروه زوج رنگی بعلاوه، ضربدر و مساوی برای پوشش لباس پیکره ها استفاده کرده است. رنگ های آبی و سبز بیشترین کاربرد رنگی در نگاره ی حاضر را دارند که این از نظر روانشناسی رنگ جسارت و پشتکار بهزاد در بیان مفهوم رنگ ها را آشکار می کند. او دارای ویژگی های روانی همچون درک شرایط، آرامش طلبی و نشان دادن توانایی های خود به دیگران است.
۸۰۸.

بهینه یابی نسبت سطح بازشو به کف در کلاس های درسی به منظور دستیابی توامان به آسایش حرارتی و بصری دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۴۹
طراحی معماری امری پیچیده است که در آن باید به صورت همزمان برای موضوعات و مسائل متعدد پاسخی قانع کننده و درخور یافت شود. نسبت مساحت پنجره به کف در کلاس های درس مناطق سردسیر، نقش مهمی در افزایش آسایش بصری و حرارتی کاربران دارد. چرا که به طور مستقیم، بر میزان نفوذ نور طبیعی و گرمای تابشی آن تأثیر می گذارد. به این ترتیب، نیاز به نور مصنوعی و وابستگی به سیستم های گرمایشی کاهش می یابد. با این حال، نسبت بیش از حد نیز می تواند منجر به از دست دادن گرما و انرژی و همچنین خیرگی آزاردهنده شود. بنابراین دستیابی به یک نسبت بهینه از مساحت پنجره به کف در کلاس در تأمین آسایش بصری و حرارتی کاربران اهمیت فراوانی دارد و این پژوهش بر این مهم اختصاص یافته است. مدل مورد بررسی در این مطالعه، یک کلاس درس در مقطع متوسطه در شهر تبریز است. بهینه یابی اهداف تحقیق با استفاده از پلاگین های شبیه ساز بی و لیدی و پلاگین بهینه ساز اکتاپوس انجام شده است. دستاورد این تحقیق نسبت مساحت پنجره به کف کلاس های درسی مطلوب را در بازه 125/0 تا 2/0 معرفی می کند. بررسی جداگانه اهداف و پاسخ هایی که به عنوان برترین های هر هدف معرفی شدند، بیانگر این موضوع است که در اهداف مربوط به میزان خیرگی و آسایش حرارتی تطبیقی، نسبت بهینه سطح بازشو به کف، در حدّ پایین بازه مذکور و در هدف مربوط به کفایت نور روز، این نسبت در حدّ بالای بازه مذکور قرار دارد.
۸۰۹.

بررسی و تحلیل پیکره های سفالین مادر و کودک در دوران سلجوقی بر مبنای نظریه آیکونولوژی آروین پانوفسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۷
آثار هنری از جمله سفال، در سده های مختلف تاریخی، انعکاس دهنده اندیشه ها و دیدگاه های آیینی و مذهبی بوده است. در این میان؛ آثار سفالی دوره سلجوقی، از دوره های باشکوه هنر ایران، حائز اهمیت بسیاری است. تزیینات و فرم های به کار رفته در این گونه آثار؛ به خوبی انعکاس دهنده دیدگاه ها و بازتاب نگرش اجتماعی جامعه آن دوران است. پژوهش حاضر به بررسی پیکره های سفالین از نوع مادر و کودک در دوران سلجوقی می پردازد و هدف آن، بررسی کاربرد آن ها، نقد دیدگاه های محققان در مورد این نوع آثار و در نهایت شناسایی هویت اصلی صاحب پیکره ها بر اساس مطالعه متون مرتبط با دوره سلجوقیان است. برای نیل به این اهداف از روش شمایل شناسی آروین پانوفسکی بهره برده شده است. پرسش های مطروحه در باب موضوع این است: 1) هدف از ساخت پیکره های سفالین مادر و کودک چیست؟2) و چه کاربردی داشته اند؟ این پژوهش از نوع کیفی بوده و روش تحقیق به کار رفته به صورت توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها؛ به صورت مطالعات کتابخانه ای است. با توجه به مقایسه پیکره ها با نمونه های مشابه و همچنین نقد و بررسی مباحث گذشته درباره کارکرد این نوع مجسمه ها؛ می توان نتیجه گرفت که پیکره های سفالین مادر و کودک، نمی توانند نوعی ریتون باشند و از طرفی با توجه به نوع لباس و آرایش و تطابق با نگاره های این دوره؛ مادر و کودک نوعی نبوده و با استناد به نوع لباس و جزییات نقوش؛ به صورت زنی درباری بوده است. در پایان باید گفت که با توجه به مرسوم بودن ساخت پیکره های شاهان این سلسله؛ پیکره های مورد بحث در این پژوهش می تواند پیکره ترکان خاتون (همسر سلطان ملکشاه سلجوقی) و پسر شیرخوارش محمود باشد.
۸۱۰.

تبیین فرآیند حل مسئله در بازی رایانه ای تعاملی «فرزندان مورتا» و «میراث نگهبانان نور» از نظرگاه جان دیویی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۹ تعداد دانلود : ۲۰۹
پژوهش پیش رو، با تمرکز بر ضرورت کسب توانایی حل مسئله  از سن کودک و نوجوان، به تبیین فرآیند حل مسئله در دو بازی رایانه ای تعاملی «فرزندان مورتا» و «میراث نگهبانان نور» پرداخته است. بازی های انتخاب شده، داستان محور و دارای روایتی خانواده محوراست که با داستان شروع می شوند و به نبرد با پلیدی می روند. کودک در این بازی ها، به یادگیری و بازسازی تجارب خود پرداخته و با طرح مسئله در ذهن، منجر به ساخت فرضیه، آزمایش فرضیه ها و در نهایت ارزشیابی می شود. پرسش اصلی پژوهش، چیستی نقش مهارت های حل مسئله در سبک زندگی، فرهنگ سازی و چگونگی جهت دهی بازی های رایانه ای تعاملی حوزه کودک و نوجوان است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و با ماهیت کیفی است و از آنجا که مولفه های حل مسئله دیویی، فیلسوف آمریکایی قرن بیستم و از پیشتازان پراگماتیسم، به خوبی با مراحل بازی های منتخب قابل انطباق است، بر این مبنا، برای پاسخ دادن به پرسش هایی پیرامون مراحل حل مسئله در بازی های فوق الذکر، به جمع آوری اطلاعات درباره حل مسئله توجه شده و مولفه های پنج گانه حل مسئله در بازی های رایانه ای مذکور تحلیل شده است تا نقش مخاطب را به عنوان کنشگر روایت و هدایتگر بازی با استفاده از پی رنگ ها بررسی نماید. نتایج پژوهش بیانگر این است که در این گونه از بازی های داستان محور، امکان یافتن راهکارهای حل مسئله برای کودک و نوجوان درگیر این بازی های تعاملی پویا، فراهم می شود. به این ترتیب بازی های رایانه ای تعاملی منتخب، در پرورش تفکر حل مسئله در کودک و نوجوان، با فرآیندهایی که در فرآیند حل مسئله از دیدگاه جان دیویی طی می کنند، نقش مهمی دارند. همچنین توسعه آگاهانه و هدفمند این گونه از بازی ها، می توانند نقش کلیدی در پرورش و فرآیندهای شناختی کودک و نوجوان ایفا کنند.  
۸۱۱.

تدوین چارچوب ارزیابی اهمیت میراثی برای سناریوهای اقدامات بهره وری انرژی در بناهای تاریخی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۲۲
اقدامات بهره وری انرژی در ساختمان های موجود یکی از گزینه ها برای کاهش انتشار گاز دی اکسید کربن و صرفه جویی در مصرف انرژی است. بناهای تاریخی بخش بزرگی از ساختمان های موجود در کشورهای مختلف هستند و مطالعات بسیاری بر تطبیق بین اقدامات حفاظتی و بهره وری انرژی انجام شده است. تعیین اهمیت و ارزش میراثی بنا به عنوان اولین گام پژوهش مقدم بر تعیین اقدامات بهره وری انرژی است. هدف این مقاله تدوین یک چارچوب ارزیابی اهمیت میراثی بناهای تاریخی ایران جهت تنظیم سناریوهای اقدامات بهره وری انرژی است، به طوری که هم در فرآیند ارزیابی اهمیت میراثی و هم در ارزیابی تأثیرات میراثی ناشی از اقدامات بهره وری انرژی مؤثر عمل کند. روش این پژوهش کیفی و مبتنی بر مطالعات کتابخانه ای است و با رویکردی تحلیلی، به بررسی و تبیین کاستی های روش های ارزیابی میراثی در منابع معتبر علمی می پردازد. دستاورد این مقاله یک چارچوب ارزیابی اهمیت میراثی بومی شده برای بناهای تاریخی ایران است که بر اساس شش محور اصلی: مکان های ارزشیابی، اجزای ساختمان، تیپ بندی اجزا، عناصر اجزا، سطوح اهمیت میراثی و تحلیل کیفی تنظیم شده است. این ساختار قابلیت هم پوشانی اهمیت میراثی با تأثیرات میراثی ناشی از اقدامات بهره وری انرژی ضمن توجه به جزییات و عناصر خاص معماری ایرانی را داراست و امکان مقایسه میان اقدامات مختلف بهره وری انرژی جهت تصمیم گیری را فراهم می کند. 
۸۱۲.

مطالعه قابلیت های مواد بوم آورد در دیزاین محیطی پایدار بر اساس نظریه اتزیو مانزینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۴
با گرم شدن کره زمین و افزایش جمعیت، دیزاین پایدار به عنوان راه حلی مناسب جهت کاهش فرآیند تولید زباله و به حداقل رساندن آسیب های محیط زیستی بدون به خطر انداختن منابع نسل های آینده، عمل می کند. در زمانی که پایداری زیست محیطی از دغدغه های اصلی دنیای امروز است این تحقیق به طور انتقادی مواد و روش های مرسوم در گرافیک محیطی را بررسی کرده و از تغییر نگرش به سمت شیوه های سازگار با محیطزیست حمایت می کند. هدف اصلی آن شناسایی و ارزیابی نقش مواد بومی در دیزاین پایدار و کاربرد آن ها بر پایه نظریه دیزاین پایدار اتزیو مانزینی است. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای و دیجیتال انجام شده و به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه می توان از مواد محلی که برای فرهنگ، جغرافیا و محیط یک مکان مهم هستند در دیزاین استفاده کرد؟ محور اصلی این تحقیق، تأکید بر پایداری در دیزاین گرافیک، نقدی به مواد غیرقابل تجدید و روشن کردن اثرات نامطلوب محیطی آن ها است. استفاده از مواد بومی مانند گل، خاک رس، آجر و سنگ را به عنوان جایگزین های پایدار پیشنهاد کرده که ردپای کمتر اکولوژیکی، هویت فرهنگی، تطبیق پذیری زیبایی شناسی و دوام آن ها بیشتر است. این رویکرد با مفهوم بومی گرایی جهان وطنی اتزیو مانزینی، که دیدگاه های محلی و جهانی را در دیزاین هماهنگ کرده، هم سو می شود. سنجش قابلیت های مواد بوم آورد در یکپارچه سازی محیطی و پایداری در دیزاین گرافیک محیطی و معماری بومی ایران از دستاوردهای اصلی این پژوهش به شمار می رود.
۸۱۳.

نقد و تحلیل مؤلفه های تزیین و زینت در هنر اسلامی از دیدگاه الگ گرابار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۷۱
مسئله تزیین در تاریخ نگاری هنر اسلامی، از موضوعات بحث برانگیزی بوده است که شناخت و طبقه بندی آن ها از شکل گیری رویکردهای شرق شناسانه به سرزمین های اسلامی آغاز شد. در سده بیستم، مورخان و متفکران به روش شناسی و تعریف مفاهیم تزیین پرداختند و همچنان پژوهش های معاصر در جهان، درباره تعریف مفاهیم و چیستی ، چرایی و چگونگی تزیینات اسلامی در حال انجام و انتشار است. روش ها و رویکردهای مختلف و حتی متمایزی در این عرصه مطرح شده اند که یکی از این دیدگاه ها، رویکرد تاریخی الگ گرابار است. وی درصدد برآمده است تا اصول و چارچوبی برای فهم معانی تزیین در هنر اسلامی و تفسیر آن تبیین کند. نظر به تأثیر و اهمیت آرای گرابار در پژوهش های معاصری که در باب هنر اسلامی انجام می شود، هدف از پژوهش حاضر تحلیل و تبیین زوایای چارچوب نظری گرابار در ارتباط با ماهیت مبهم تزیین است تا شناخت بیشتری از رویکرد گرابار حاصل شود. ازاین رو، سؤالات این پژوهش عبارت است از: 1. ارکان نظریه گرابار در باب تزیین کدام است؟ 2. بر اساس نظریه گرابار، مخاطب در مواجهه با تزیین، چه ادراکاتی از آن می تواند داشته باشد؟ روش تحقیق این مقاله، به منظور رسیدن به شناخت دقیق تر از دیدگاه الگ گرابار در باب تزیین، با تحلیل نظریات وی، به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر مبنای گردآوری کتابخانه ای انجام شده است. بر اساس نتیجه این پژوهش، گرابار سه پیش فرض کلی «جهان شمولی»، «امکان پذیری» و «قابلیت گروه بندی» را در بیان نظریه خود در نظر می گیرد و نظریه وی بر مبنای سه مؤلفه «لذت آنی»، «تداعی گری» و «میانجی گری» شکل گرفته است که پیوند مستقیمی با ادراک «بصری- نشانه ای» نزد مخاطب دارند.  
۸۱۴.

اولویت بندی مؤلفه های ارتقاء حس تعلق به مکان در قرارگاه های رفتاری شهری بر اساس ادراک ذهنی شهروندان؛ نمونه مورد مطالعه: ضلع غربی خیابان امام خمینی اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
تغییرات سریع شهرها و رشد بی رویه توسعه شهری باعث کاهش ارتباط شهروندان با فضاهای شهری و کاهش حس تعلق به مکان شده است. این پدیده در بسیاری از شهرهای تاریخی که دارای هویت های فرهنگی منحصربه فرد هستند، مشهودتر است. با وجود این، برنامه ریزی شهری معاصر به ندرت به ارتباط عاطفی شهروندان با محیط پیرامون خود پرداخته است. خیابان امام خمینی در اردبیل، به عنوان یک فضای شهری با قدمت تاریخی، نمونه ای از چنین مکان هایی است که نیازمند بازتعریف مؤلفه های حس تعلق به مکان و تقویت نقش آن در ایجاد پیوند اجتماعی میان شهروندان است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های ارتقای حس تعلق در قرارگاه های رفتاری، بر اساس نقشه ذهنی شهروندان در فضاهای شهری انجام شده است. روش پژوهش ترکیبی شامل تحلیل معادلات ساختاری و تحلیل سلسله مراتبی (AHP) بوده و همچنین از داده های کمی برای دستیابی به این هدف استفاده شده است. داده ها از طریق پرسشنامه و مصاحبه با 384 شهروند و 15 متخصص معماری و شهرسازی جمع آوری شد. یافته های تحلیل عاملی نشان داد که مؤلفه های قرارگاه رفتاری به سه گروه اصلی تقسیم می شوند؛ حفظ هویت و افزایش حس تعلق به مکان، ارتقای حس تعلق به مکان و خوانایی فضاهای شهری با استقرار کاربری ها و بنای شاخص و ارتقای تصویر ذهنی از بدنه های شهری. با توجه به یافته ها، معیار ارتقای حس تعلق به مکان و خوانایی فضاهای شهری با استقرار کاربری ها و بنای شاخص بیشترین تأثیرگذاری را در ادراک ذهنی شهروندان داشته است. این نتایج نشان می دهد که توجه به ویژگی های تاریخی، هویتی و فرهنگی سایت مورد مطالعه، همچنین ایجاد فضاهای منحصر به فرد با الگوهای طراحی مناسب و توجه به نیازهای شهروندان، می تواند به افزایش حس تعلق در فضاهای شهری کمک کند. راهکارهایی که با ویژگی های بصری و عملکردی فضا، شناخت خواسته های شهروندان و قرارگیری عملکردهای مناسب در فضاهای مناسب در ارتباط است، بیشترین تأثیرگذاری را در افزایش حس تعلق میان شهروندان دارند. این راهکارها به ویژگی های هویتی و فرهنگی در کالبد فضا اشاره دارند و می توانند بهبودی محسوس در تجربه شهروندان از فضاهای شهری ایجاد کنند. این پژوهش با ارائه چارچوبی تحلیلی برای اولویت بندی مؤلفه های حس تعلق در فضاهای شهری، می تواند به برنامه ریزان و طراحان شهری کمک کند تا بهبود های مدنظر شهروندان را در نظر بگیرند و فضاهای شهری را بر اساس نیازهای واقعی ساکنان بهبود بخشند.
۸۱۵.

مقایسه تطبیقی معماری ساختمان های ایستگاه های راه آهن ایران و ترکیه در بازه زمانی 1300تا 1357ش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۱ تعداد دانلود : ۲۰۰
با آغاز قرن بیستم، ایران و ترکیه در پرتو تحولات جهانی و داخلی، گام های اساسی درجهت نوسازی و توسعه زیرساخت های حمل ونقل برداشتند. ایستگاه های راه آهن به عنوان نقاط اتصال فیزیکی، عملکردی و فرهنگی، نقشی مؤثر در بازتاب هویت ملی و سیاست های توسعه ای ایفاء کردند. بااین حال، تفاوت های فرهنگی، سیاسی و اقلیمی میان دو کشور، به بروز تمایزاتی در طراحی و ساخت این ایستگاه ها انجامید. هدف پژوهش حاضر، تحلیل تطبیقی معماری ایستگاه های راه آهن ایران و ترکیه در بازه زمانی ۱۳۰۰تا۱۳۵۷ش، باتمرکزبر عوامل مؤثر در شکل گیری الگوهای طراحی و بازتاب هویت ملی در هر کشور است. روش تحقیق به صورت کمی-تحلیلی بوده و داده ها به شیوه اسنادی و کتابخانه ای گردآوری شده اند. دراین چارچوب، هشت ایستگاه راه آهن منتخب از هر دو کشور، موردبررسی و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد ایستگاه های ایران، به ویژه در دوران رضاشاه پهلوی، تلفیقی از سبک های معماری ایرانی و غربی باتأکیدبر استفاده از مصالح محلی، ملاحظات اقلیمی و تقویت هویت ملی هستند. در مقابل ایستگاهای ترکیه، به ویژه در دوران جمهوری، تحت تأثیر سبک های نئوکلاسیک، آرت نوو و معماری ملی ترکی، بیشتر بر مدرنیسم و هویت جمهوری خواهانه تمرکز دارند. تحلیل تطبیقی نشان می دهد که ایستگاه های راه آهن در در هر دو کشور، افزون بر عملکرد زیرساختی، به مثابه نمادهای فرهنگی و سیاسی تلقی می شوند. این تفاوت ها بازتاب گر رویکردهای متفاوت نوسازی و توسعه در ایران و ترکیه اند.
۸۱۶.

تحلیل انتقادی دیدمان جنسیت در نقاشی قاجار؛ تبار کاوی چهره و بدن در مکتب پیکرنگاری درباری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۸ تعداد دانلود : ۲۱۹
موضوع اصلی نقاشی قاجار پیکر انسانی با نوعی زیبایی آرمانی است که به لحاظ ویژگی های چهره و بدن از الگویی ثابت تبعیت می کند. بنا به رأی برخی محققان، مختصات زیبایی به طور یکسان برای مردان و زنان تصویرگری می شده است. این گزاره اگرچه صحیح، اما دقیق نیست. مسئله باید پیرامون بازنمایی جنسیت در فرهنگ دیداری و دیدمان حاکم بر این دوره صورت بندی شود و این موضوع و چرایی آن، خصوصاً در مورد شاه و شاهزادگان نیز باید مورد واکاوی قرار گیرد. این تحقیق از نوع کیفی و بنیادین بوده و روش آن توصیفی با تحلیل ترکیبی است که به نحو انتقادی کاربست می یابد. روش شناسی به مفهوم تبارکاوی بر بنیان آراء فوکو و لکان برمی گردد. تبارکاوی چهره و بدن از اهداف این نوشتار است. با توجه به اهمیت پرتره ی شاه، می توان نتیجه گرفت که فتحعلی شاه محور دیدمان و کلیشه ای تصویری برای بازنمایی زیبایی به علاوه ی قدرت است و برای خود و دیگران مورد تقلید و مطلوب انطباق هویتی قرار می گیرد. بنابراین زیبایی در این دیدمان، نخست متعلق شاه/پدر یا دیگری بزرگِ آینه ای است و سپس به دیگران تعلق می گیرد. چنین امری محصول ساحت خیالی جامعه بوده و به انگاره ی شاهی در نهاد ناآگاه جمعی برمی گردد که به نحو اسطوره ای، تاریخی و فرهنگی شکل گرفته است.
۸۱۷.

پیدایش درام رمانتیک و نخستین جلوه خودآگاهی به آن در ادبیات نمایشی ایران: سرنوشت پرویز از علی محمدخان اویسی و شیدوش و ناهید از میرزا ابوالحسن خان فروغی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۷ تعداد دانلود : ۲۵۶
موضوع این مقاله تبیین پیدایش درام رمانتیک در تاریخ ادبیات نمایشی ایران و شناخت نخستین مولفه های آن است که به لحاظ تاریخی، ابتدا در نمایشنامه سرنوشت پرویز علی محمد خان اویسی بروز و ظهور پیداکرد؛ اما با وجود مولفه هایی چون ادبیات غنایی، امر خیال انگیز، دوپارگی سوژه و میهن دوستی در نخستین نمایشنامه رمانتیک نام برده و همچنین در آثار نمایشنامه نویسان پس از اویسی، به کار رفتن لفظ رمانتیک برای این آثار مرسوم نبود و یا خودآگاهی نسبت به آن وجود نداشت تا اینکه نخستین بار ابوالحسن خان فروغی در دیباچه اثر خود با نام شیدوش و ناهید از لفظ «سبک رمانتیک» استفاده می کند و اثر خود را ذیل رمانتیسم به مثابه نمودی از تجدد ادبی صورت بندی می نماید. قابل ذکر است که ضرورت این پژوهش، در دستیابی به شناخت بنیاین های فکری در جهت شکل گیری ادبیات نمایشی در ایران نهفته است. زیرا مسئله این است که نشان دهیم مهمترین پدیده ادبی در جنبش های فکری دوران مدرن، در ایران چگونه آشکار گشت و سیردگرگونی خود را پیش برد. برای تبیین موارد یاد شده، از مبانی نظری رمانتیسم های اولیه که فردریک بیزر آن را صورت بندی کرده است، بهره خواهیم برد، تا بتوانیم از طریق آن حدود رمانتیسم در ایران را مشخص نماییم.
۸۱۸.

Comparative Evaluation of the Effectiveness of Cool Roofs in the Hot and Dry Climate of Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۹۲
Escalating urban heat island effects and rising energy demands in Iran's hot, dry climate pose a serious challenge for educational buildings, where high occupant density intensifies cooling needs and operational costs. This research addresses the urgency of adopting cool roof technologies—such as reflective coatings, green roofs, high-albedo materials, and radiative cooling roofs—to mitigate extreme indoor temperatures, reduce carbon footprints, and enhance student and staff well-being. Drawing on empirical data, simulation models, and a comprehensive literature review, we employ a weighted-scoring framework that evaluates each technology's thermal performance, energy savings, cost factors, durability, and environmental impact. Findings reveal that while radiative cooling roofs offer the greatest potential for reducing cooling loads (up to 30–40%) and maintaining comfortable indoor temperatures, they demand more advanced materials and higher initial investment. Green roofs yield substantial insulation and environmental benefits, but are limited by water scarcity and elevated setup costs. Conversely, reflective coatings and high-albedo materials strike a balance between effectiveness and affordability, making them viable for retrofits in budget-constrained educational facilities. The results underscore the need for context-specific solutions that consider local climate, water resources, building typology, and policy incentives. By clarifying the strengths and trade-offs of each cool roof approach, this study provides actionable guidance for architects, policymakers, and school administrators seeking sustainable and cost-effective interventions. Future research should focus on long-term performance monitoring, integrating complementary passive strategies (e.g., shading, natural ventilation), and developing localized materials tailored to resource-limited contexts.
۸۱۹.

بازخوانی ابعاد و مؤلفه های فضای شهری بی زمان مبتنی بر روش نظریه پردازی داده بنیاد متنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۵۶
امروزه فضاهای شهری هم به لحاظ کالبدی و عملکردی و هم معنایی دستخوش تحولات فراوانی شده اند. بسیاری از فضاهای شهری ساخته شده در دهه های معاصر تنها در یک مقطع زمانی مورد پذیرش کاربران قرار گرفته اند و به بی زمانی و جاودانگی راه نمی برند و نمی توانند در اندیشه و ذهن مخاطب نقش بسته و به خاطرات جمعی و فرهنگ و هویت یک ملت بپیوندد؛ با این حال ایجاد الگویی مناسب حاصل از مطالعه و بررسی در راستای چگونگی دستیابی به این فضا، فضایی که از دوران خود فراتر رفته و مدت ها پس از ایجادش، جذاب، کاربردی و الهام بخش باقی بمانند احساس می شود. مقاله حاضر، با هدف تدوین اصول و معیارهای فضاهای شهری بی زمان در صدد ایجاد فضایی است که تجربه بشری را افزایش داده و در برابر زمان های در حال تغییر و خواسته های اجتماعی پایدار بماند. بدین منظور در مقاله حاضر، از طری ق روش نظریه پردازی داده بنیاد متنی و طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی به شناسایی ابعاد و مؤلفه های این فضا در قالب یک الگوی کدگذاری و نگارش روابط آنها با یکدیگر، پرداخته شده است. نتایج این پژوهش مبین آن اس ت فضای شهری بی زمان حاصل نگاهی کل نگر از جنبه های معنایی، کالبدی، فرهنگی و اجتماعی، ادراکی، اقتصادی، سیاسی و زمان است. که در این میان بعد معنایی با در برگرفتن مولفه هایی چون تداوم، هویت، حس مکان، حس تعلق، حافظه جمعی دارای بیشترین تاثیر در شگل گیری این فضاها می باشد و در میان مولفه های اشاره شده مولفه تداوم و هویت اثرگذاری بسزایی در ماندگاری و تداوم ذهنی معنای مکان دارند و می توان با بهره گیری از این ابعاد و مولفه ها به عنوان الگوی جدیدی از خلق فضاهای شهری بی زمان مبتنی بر ماندگاری هم در بعد کالبد و هم در اندیشه و ذهن مخاطب دست یافت.
۸۲۰.

آب چون کنشگر در جهانِ خراسانیانِ سده های نخست هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۱۱۳
زیست جهان خراسانیان سده های نخست هجری، در همه مراتب و شئونش، به آب وابسته بود. همچنان که رودها و جوی ها سرچشمه ای داشت و از جایی برمی آمد و در جایی جاری می شد و در جایی می گسترد و آبادانی پدید می آورد و به جایی می ریخت، سرچشمه ها و دامنه ها و خانه ها و آبگیرهای ذهنی و معنوی هم داشت. آنچه زیست جهان خراسانیان را قوام و انسجام می بخشید، پیوند میان این جنبه های ذهنی و عینی بود. وجوهی از این زیست جهان در متونی پدیدار شده است که خراسانیان آن روزگار پدید آوردند. پرسش اصلی این است که براساس آنچه از این متون به دست می آید، آب چون کنشگری مادی و ذهنی و فرهنگی در زیست جهان خراسانیان سده های نخست هجری چه نقشی داشته است؟ در این مقاله با اتکا به نظریه کنشگر شبکه، مفاهیم تاریخ فرهنگی محیط و مطالعات انسان محیطی، به بررسی نقش آب در این زیست جهان پرداخته و به آب نه چون عنصری صرفاً طبیعی، بلکه کنشگری مادی، فضایی، و فرهنگی نگریسته ایم که در سازمان دهی حیات جمعی، نظم فضایی، مناسبات قدرت، و ذهنیات انسان ها ایفای نقش می کرد. ازطریق خوانش تنگاتنگ متون نظم و نثر فارسی خراسانِ سده های نخست هجری از منظر تعامل آب با سایر کنشگران انسانی و ناانسانی، به فهمی از شبکه پیچیده روابط میان آب، انسان، فضا، اشیا، آیین ها، و زبان رسیده ایم که در آن، آب واسطه تولید معنا، تحقق نظم، و تجربه زیسته انسان است و با حضور هم زمان در عالَم محسوس و نامحسوس، نقشی سازمان دهنده و میانجی گر و چندساحتی دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان