فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
93 - 119
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: برندسازی شهری فرآیندی راهبردی است که با تکیه بر ویژگی های منحصربه فرد جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی شهر، تصویری متمایز و جذاب از آن ارائه می دهد. این رویکرد با هدف ارتقای جایگاه رقابتی شهر در جذب سرمایه گذاری و گردشگر، نیازمند برنامه ریزی بلندمدت و بهره گیری از ظرفیت های مکانی و غیرمکانی است. در سال های اخیر، نقش فرهنگ و نوآوری در این فرآیند پر رنگ تر شده و طراحی شهری نیز به عنوان ابزاری برای تقویت برند شهری مورد توجه قرار گرفته است. هدف: ارائه الگوی برندسازی شهر آمل با تأکید بر تصویر شهری، هدف اصلی این پژوهش است. این تحقیق می کوشد با ریشه یابی و تبیین تصویر ذهنی ساکنان و گردشگران از شهر آمل و شناسایی پتانسیل های آن، مفاهیم کلیدی مرتبط را تحلیل کرده و در ادامه، با بهره گیری از رویکرد آینده نگاری، دستورالعملی کاربردی برای آینده ای محتمل تدوین کند. روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ترکیبی از روش های کمی و کیفی، به شناسایی تصویر ذهنی شهروندان و قابلیت های شهر آمل پرداخته و با استفاده از پرسشنامه، مطالعات اسنادی و تحلیل نرم افزار میک مک، عوامل مؤثر در برندسازی شهری آمل را بررسی کرده است. یافته ها : پس از بررسی های انجام شده این نتیجه به دست آمد که شهر آمل دارای پتانسیل های مطلوبی در جهت تبدیل شدن به برند منطقه ی و جذب گردشگران است. نتیجه گیری: در این راستا، و با توجه به وضعیت موجود شهر آمل، بر پایهٔ نتایج حاصل از نظرسنجی های انجام شده از شهروندان و تحلیل داده های به دست آمده، پیشنهادهایی در جهت حفظ و ارتقای کیفیت پتانسیل های موجود شهر و نیز جذب سرمایه گذاران ارائه شده است. این پیشنهادها در قالب راهکارهای عملی، به صورت تفکیکی در حوزه های مختلف، با هدف برندسازی شهر آمل و بهبود پایدار ظرفیت های آن تدوین گردیده است.
مقام سکوت: مطلع عالم شدن معمار بر عالم طبیعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت و ادراک عالم طبیعت از مسائل مهم و پیچیده دنیای معاصر است، و علیرغم پژوهش های متعدد در دهه های اخیر، هنوز برخی از ابعاد آن ناشناخته مانده است. حال با توجه به اینکه از تعامل معمار و عالم طبیعت، معماری به منصه ظهور می رسد، شناخت و چگونگی تحقق علم معمار نسبت به عالم طبیعت می تواند زمینه ارتقای کیفیت کالبدی و فضایی بناهای معماری را فراهم آورد. حال پرسش اصلی تحقیق چگونگی فرایند عالم شدن معمار بر عالم طبیعت است که بر اساس نظریات ملاصدرا در حکمت متعالیه انجام شده و بر اساس روش تحقیق قیاسی، با تحلیل عناصر اصلی موضوع بر اساس نظریه های مبنا در حکمت متعالیه و از راهبرد استدلال و استنتاج منطقی بهره برده است. در این پژوهش ابتدا با تعریف مسئله شناخت و پیرو آن نفس و قوای ادراکی نفسانی، علم و چگونگی ادراک و سپس با بیان خصوصیات و ویژگی های عالم طبیعت از منظر حکمت متعالیه؛ چگونگی عالم شدن معمار بر عالم طبیعت تبیین شده است که تحقیق حاضر کوشش خود را نه بر تکرار تحقیقات پیشین، بلکه سعی نموده که با واکاوی خشت اول امر ادراک؛ بنای ادراک عالم طبیعت، توسط معمار را از نو بازسازی نماید و به این مهم دست یافته که تواضع، خشوع و خضوع عقل در برابر حقیقت عالم طبیعت، منجر به عملکرد سلیم قوای ادراکی نفس معمار و مطلع رسیدن معمار به مقام سکوت است و با احراز معمار به این جایگاه و عمل کردن به مراحل پنجگانه علم، که باعث استکمال نفسانی معمار می شود، می تواند به قوانین و سنت ها، هندسه و مقدرات عالم طبیعت عالم شود. در نتیجه معمار با شعور هندسی بناهایش را هماهنگ با مقدرات عالم طبیعت می سازد و میتوان معیاری برای مراتب علم معماران گذشته و معاصر بر عالم طبیعت ارائه نمود.
تحلیل تطبیقی مدل های حکمرانی مناطق کلان شهری: تعادل میان تمرکززدایی و تمرکز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - معماری و شهرسازی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
37 - 54
حوزههای تخصصی:
تمرکززدایی با هدف بهبود خدمات عمومی، قدرت را از دولت مرکزی به سطوح محلی منتقل می کند. این پژوهش مدل های حکمرانی کلان شهرها را از منظر تفرق و یکپارچگی بررسی کرده و تأثیر تمرکززدایی مالی، اداری و سیاسی بر کارایی خدمات عمومی را تحلیل می کند. با استفاده از نظریه داده بنیاد و ابزار MAXQDA، داده های کیفی از منابع منتشرشده بین مهروموم های ۱۹۸۱ تا ۲۰۲۴ تحلیل شدند. یافته ها نشان می دهند که مدل تفرق، کیفیت خدمات و پاسخگویی محلی را بهبود می بخشد، اما ممکن است نابرابری اقتصادی و هزینه ها را افزایش دهد. در مقابل، مدل یکپارچه با بهره گیری از صرفه جویی های مقیاس، این چالش ها را کاهش داده و کارایی را تقویت می کند. برای حکمرانی مؤثر کلان شهرها، تعادل پویا بین تمرکززدایی و تمرکز، همراه با شفافیت و مشارکت شهروندی، توصیه می شود.
تحلیل نشانه شناسانه گفتمان ملی گرایی باستان گرا در تحولات نگارگری معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۴۹)
48-70
حوزههای تخصصی:
نگارگری معاصر ایران تحت تأثیر مسائل اجتماعی، تحولاتی را در تصویرپردازی داشته که یکی از مسائل اجتماعی تأثیرگذار «گفتمان ملی گرایی باستان گرا» بوده است. این مقاله بر آن است تا تحولات عناصر تصویری نگارگری معاصر ایران را تحت تأثیر این گفتمان، توصیف و تحلیل نشانه شناسانه کند. «آثار گفتمان ملی گرایی باستان گرا بر تحولات تصویری نگارگری معاصر ایران چه بوده و چگونه به ظهور رسیده است؟» سؤال تحقیق است. این پژوهش ابتدا گفتمان ملی گرایی باستان گرا در تاریخ معاصر ایران را تبیین می کند و درنهایت عناصر تصویری را تحلیل کرده و مدلول های هر یک از این عناصر تصویری که نشانه های گفتمان مزبور هستند را مشخص می کند. روش تحقیق در این مقاله، نشانه شناسی از مجموعه روش های کیفی با رویکرد نشانه شناسی گفتمانی انتقادی است و روش گردآوری اطلاعات کتابخانه ای است. نتایج این مقاله نشان می دهد گفتمان ملی گرایی باستان گرا به عنوان یک عامل اجتماعی، نگارگری معاصر ایران در قرن 14 ه.ش را تحت تأثیر گذاشته است و سبب شده که عناصر تصویری خاصی که نمایان گر ارزش های فرهنگی ایران باستان بوده اند، در نگارگری به کار روند؛ این عناصر دال هایی هستند که مدلول آن ها «شکوه پادشاهی ایران باستان» و «ارزش های فرهنگی آن دوره» است که به منظور حفظ و اعتلای فرهنگ ایران باستان در نگارگری به کار گرفته شده اند.
بازنمایی ظروف فلزی کاربردی دوره صفوی بر اساس نگاره های شاهنامه شاه طهماسبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۵
48-71
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با نگاهی به منابع فلزکاری اسلامی، مشخص می شود که آثار باقی مانده در موزه ها، مجموعه های شخصی و حتی متون دوره اسلامی، عمدتاً شامل آثار برنجی و مفرغی هستند و اشیاء طلایی و نقره ای کمتری در دسترس است. دلیل این امر، به خاصیت خورندگی فلز و همچنین جنبه مادی آن ها بازمی گردد، چراکه بسیاری از آن ها برای مقاصد مالی، ذوب شده اند. یکی از منابع معتبر برای کسب اطلاعات درباره ظروف کاربردی دوره صفویه، نگاره های به جای مانده از این دوره است. اهداف و سؤال ها: یکی از اهداف این مقاله، بازنمایی اشیاء کاربردی بر اساس نگاره های شاهنامه شاه طهماسبی است. سؤال های اصلی پژوهش عبارت اند از: 1. کدام ظروف کاربردی دوره صفوی در نگاره های شاهنامه شاه طهماسبی ترسیم شده اند؟ 2. این ظروف چه شکل و تزئیناتی دارند؟ روش ها: این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر مطالعات کتابخانه ای و الکترونیکی، به بررسی شکل و تزئینات ظروف کاربردی فلزی در نگاره های شاهنامه شاه طهماسبی می پردازد. یافته ها و نتایج: بر اساس نتایج این مطالعه، ظروف کاربردی در نگاره های این شاهنامه، عمدتاً متعلق به دربار شاهان بوده و جنس آن ها اغلب طلا، نقره و برنج است. شکل های رایج این ظروف کاربردی شامل صراحی، تُنگ، ابریق، آفتابه و لگن، شمعدان، بخوردان و مشعل بوده اند. این ظروف با تزئینات گیاهی، هندسی و نیز نقش های شیاری مشابه با ظروف فلزی دوره هخامنشی آراسته شده اند.
ارزیابی اثرگذاری نقاشی دیواری در فرایند طراحی مبلمان شهری و نقش آن در ارتقاء کیفیت منظر شهری؛ مطالعه موردی شهر رشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
60-78
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: هر رشت، مرکز استان گیلان، با دارا بودن سرمایه های غنی فرهنگی و طبیعی، ظرفیت تبدیل شدن به الگویی پیشرو در منظر شهری انسان محور را دارد. نقاشی های دیواری به عنوان عناصر پویای مبلمان شهری، می توانند با ایجاد پیوند میان حافظه جمعی و فضای معاصر، نقش کاتالیزوری در تقویت هویت مکانی ایفا کنند. هدف: سنجش تأثیر نقاشی های دیواری بر فرایند طراحی مبلمان شهری و ارتقای کیفیت منظر شهری رشت با محوریت چارچوب رلف (1976) و توان (1977) و تحلیل سه محور: هویت و حس تعلق، یکپارچگی بصری و ارائه راهکارهای طراحی مبتنی بر فرهنگ محلی و شرایط محیطی. روش: پژوهش توصیفی-تحلیلی و ترکیبی (کتابخانه ای و میدانی) است. ۲۸۳ پرسشنامه چهارگزینه ای میان ۶۴ شهروند در ۶ گروه سنی-اجتماعی توزیع شد. داده ها بر شاخص های هماهنگی فرهنگی، انطباق محیطی، کارکردهای هویتی، رسانه ای و زیبایی شناختی، و تعامل با مخاطب و محیط تحلیل شدند. یافته ها: آثار هم خوان با فرهنگ محلی (مانند نقاشی زنان برنجکار و میرزا کوچک خان) حس مکان و اصالت را تقویت کردند، اما آثار انتزاعی به دلیل گسست از زمینه تاریخی-فرهنگی توسط ۸۲٪ مخاطبان بی ارتباط ارزیابی شدند. نتیجه گیری: دیوارنگاره ها تنها با بازتاب زیست جهان محلی، انطباق محیطی و پاسخگویی به سلیقه مخاطبان می توانند نقش راهبردی در طراحی مبلمان و ارتقای منظر ایفا کنند. پیشنهاد اصلی، تبدیل آن ها به «کانون های تعامل اجتماعی» از طریق دستورالعمل مدیریتی مشارکتی است.
بررسی اثر غلظت هوا ( CO2) معماری فضاهای درمانی بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان
حوزههای تخصصی:
کیفیت پایین هوا و سطوح بالای CO₂ در فضاهای درمانی به دلیل تهویه ناکافی و شرایط نامناسب، آسایش حرارتی و سلامت کارکنان را تهدید می کند. معماری مناسب این فضاها با طراحی بهینه تهویه، نورگیری و چیدمان، می تواند از تجمع CO₂ جلوگیری کرده و خستگی و کاهش عملکرد کارکنان را کاهش دهد. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی نقش غلظت بالای CO2 بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی کارکنان فضاهای درمانی است. مطالعه حاضر به روش آزمایشگاهی در یک درمانگاه تخصصی در شهر ایلام انجام گرفت، جامعه آماری این پژوهش شامل 20 نفر از کارکنان فضاهای درمانی است که در یک آزمایشگاه در زیرزمین فعالیت داشتند. گروه های شرکت کننده پس از تقسیم به صورت تصادفی در معرض دو سطح CO2 با مقادیر 1100 PPM با تهویه مکانیکی و 1800 PPM بدون تهویه مکانیکی قرار گرفتند، هم زمان مقادیر ضربان قلب، وضعیت آسایش حرارتی (بر اساس پرسشنامه استانداردهای ASHRAE آمریکا)، احساس خستگی (بر اساس پرسشنامه استاندارد MFI) ثبت گردید. سپس داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره، مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد غلظت بالای CO2 (1800 PPM بدون تهویه در مقابل 1100 PPM با تهویه) بر احساس خستگی عمومی، جسمی و ذهنی و کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). همچنین عدم سازگاری حرارتی کارکنان حین فعالیت کاری، بر بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی تأثیری معنی داری دارد تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). افزایش میزان ضربان قلب کارکنان بر خستگی عمومی کاهش فعالیت و انگیزه تأثیر معنی داری دارد (05/0> p). همچنین اثر متقابل این فاکتورها معنادار نیست (05/0< p)؛ بنابراین مهم ترین عامل بین سطوح خستگی متغیر خستگی عمومی است و پس از آن خستگی جسمی و ذهنی هستند. با استناد به مقادیر CO2 در استاندارد اشری امریکا و نتایج حاصل از این پژوهش، غلظت بالای CO2 (1800 PPM در مقابل 1100 PPM) در محیط های درمانی می تواند بر احساس خستگی و سازگاری حرارتی افراد اثرگذار باشد و در بلند مدت سبب بروز آسیب جدی به سلامت افراد در فضاهای درمانی گردد، همچنین نتایج نشان داد غلظت بالای CO2 سبب عدم سازگاری حرارتی، افزایش ضربان قلب و بروز خستگی عمومی، جسمی و ذهنی است و باعث کاهش فعالیت و انگیزه کارکنان می شود. ایجاد تهویه مطبوع و کنترل مداوم کیفیت هوا در محل کار افراد جهت ارتقاء عملکرد افراد و حفظ سلامت کارکنان فضاهای درمانی ضروری است.
بازنمایی استعارۀ مفهومی «زندگی به مثابه سفر» در آثار کیارستمی؛ نمونۀ موردی: بررسی سه فیلم «خانۀ دوست کجاست»،«زندگی و دیگر هیچ» و«زیر درختان زیتون»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهپویه هنرهای نمایشی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶
93 - 104
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی «زندگی به مثابه سفر» یکی از بنیادی ترین ابزارهای شناختی برای درک تجربیات انسانی است که در آثار هنری و ادبی ازجمله سینما به کار گرفته می شود. این پژوهش به بررسی نشانه های زبانی این استعاره و طرح واره های تصوری نظیر حرکتی، حجمی و قدرتی در سه فیلم برجسته عباس کیارستمی خانه دوست کجاست ، زندگی و دیگر هیچ ، و زیر درختان زیتون می پردازد. بدین منظور با تکیه بر نظریه استعاره مفهومی لیکاف و جانسون (1980) نگاشت های استعاری مانند مقصد، مسیر، موانع، همراهان، راهنماها، بازگشت و سرگردانی در هر فیلم شناسایی و چگونگی ایفای نقش این الگوهای ذهنی در ساختار روایت و تصویرسازی فیلم ها بررسی شده اند. تحلیل متن زبانی فیلم های منتخب نشان می دهد استعاره «زندگی به مثابه سفر» نه تنها در ساختار داستانی و شخصیت پردازی حضور دارد، بلکه در عناصر بصری، فضاسازی و دیالوگ ها نیز به شکلی عمیق و تأثیرگذار بازنمایی شده است. همچنین فراوانی طرح واره حرکتی در مقایسه با طرح واره های حجمی و قدرتی در فیلم های منتخب می تواند نشانگر به کارگیری مفهوم حرکت و کنش فیزیکی به عنوان زبان سینمایی و استعاره ای برای جست وجوی معنای زندگی، مواجهه با واقعیت و عبور از بحران ها بوده و تماشاگر را با تجربه چندوجهی از زمان و فضا در وضعیت تعلیق و عدم قطعیت قرار دهد که حاصل نگاه فلسفی و زیباشناسانه کیارستمی به روایت و سینماست و مخاطب را وارد فرایند فعال مشارکت در تفسیر روایت و پیوند با واقع گرایی نموده و به بازاندیشی در مورد مسائل بنیادی مانند عشق، مرگ، بازسازی و جست وجوی معنا دعوت می کند.
مقاصد شریعت در حکمرانی اسلامی، در حوزۀ هنر (تحت ضوابط فقهی تشخیص مصالح)
منبع:
مطالعات نظری هنر دوره ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
31 - 58
حوزههای تخصصی:
مقاصد شریعت در حکمرانی اسلامی هنر، موضوع این مقاله است. از آنجا که حکمرانی اسلامی در فقه اسلامی عبارت از إعمال ولایت عمومی در جهت پیشبرد اهداف و مقاصد اجتماعی شریعت است و إعمال ولایت مقید به مصلحت است، مقاصد شریعت در حکمرانی اسلامی، در چارچوب ضوابط فقهی تشخیص مصلحت خواهد بود. در این چارچوب، به عنوان درآمد و گام نخست، سه هدف یا مقصد، برای حکمرانی اسلامی در حوزه هنر، قابل طرح، معرفی و اثبات است. اول، تعظیم شعائر اسلامی، براساس سابقه فقهی توجیه برخی از آثار و رفتارهای هنری، به عنوان یکی از مقاصد، عنوان شده است. مقصد دوم عبارت است از دور نگهداری هنر از مفاسد و منکرات و مقصد سوم قرار گرفتن هنر در راستای برپایی نیکی ها و براندازی بدی ها، است. بیان و اثبات این سه مقصد، پس از بیان دیگاه کلی اسلام، مستند به قرآن و روایات، درباره هنر، با محوریت زیبایی، صورت گرفته است. روش علمی مقاله فقهی و اجتهادی است. نوآوری مقاله، ضمن طرح اصل موضوع، با زوایه نگاه حکمرانی اسلامی، بررسی و نتیجه گیری در چارچوب ضوابط فقهی تشخیص مصلحت در حکمرانی اسلامی است.
فناوری ساخت سفال لعاب پاشیده در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گروه بزرگی از سفالینه های دوران اسلامی، سفال های لعاب پاشیده و نقش کنده هستند که به لحاظ تاریخی و فنی از اهمیت ویژه ای برخوردارند. این مطالعه با هدف بازسازی فناوری ساخت لعاب پاشیده در دوره اسلامی ایران، به بررسی فرآیند شکل گیری و مراحل فنی تولید این تکنیک می پردازد. دو پرسش اصلی تحقیق به این شرح است؛ فرآیند شکل گیری لعاب پاشیده در ایران به چه صورت بوده است؟ چگونه می توان مراحل بازسازی فنی لعاب پاشیده را انجام داد؟. روش تحقیق از نوع کاربردی و از روش تاریخی و آزمایش های تجربی جهت ساخت نمونه ها استفاده شده است. در جامعه آماری پژوهش، تعداد 10 نمونه به روش هدفمند انتخاب شده و مراحل تولید و مواد اولیه به کار رفته مورد واکاوی دقیق تری قرار گرفته است. طبق نتایج پژوهش حاضر، سفال های لعاب پاشیده که در مراکز مهمی چون نیشابور، ری، جرجان، تخت سلیمان، تپه منار بلقیس، شاه کوه الموت، سیراف، دهلران و شوش کشف شده اند، به دو دسته اصلی تقسیم می شوند: ظروف با تزئینات رنگی پاشیده شامل رنگ های سبز، آبی، زرد و ارغوانی و ظروفی که تکنیک اسگرافیاتو را با نقش های هندسی، گیاهی و جانوری نشان می دهند. همچنین در این تحقیق، برای ساخت گلابه سفید، از ترکیب اکسید سرب 20% (سرنج) و 80% کائولن استفاده شده است. فرآیند انتقال طرح بر سطح بدنه از طریق خراش و برداشتن گلابه سفید از روی بدنه رسی ظرف انجام شده است. پخت بدنه در دمای 750-800 درجه سانتی گراد صورت گرفته و برای نقاشی زیر لعابی، از لعاب به رنگ های زرد عسلی، زرد تیره، سبز روشن، سبز تیره و ارغوانی با نسبت های مشخص از ۸% و ۱۵% اکسید آهن، ۸% و ۱۲% اکسید مس و ۱۴% اکسید منگنز استفاده شده است. پس از آن، لعاب شفاف بر روی سطح نهایی با فرمول 50% اکسید سرب و 50% سیلیس در دمای 900-850 درجه سانتی گراد پخته شده است.
مرور نظام مند مؤلفه های محیطی مؤثر بر سلامت اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
گفتمان طراحی شهری دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
75 - 87
حوزههای تخصصی:
اهداف: سلامت اجتماعی به عنوان یکی از ارکان سلامت جامعه، متأثر از مؤلفه های متعددی می باشد. هدف پژوهش حاضر، مرور جامع پژوهش های صورت گرفته در خصوص مؤلفه های محیطی مؤثر بر سلامت اجتماعی و شناسایی مؤلفه های تأثیرگذار محیطی بر آن می باشد.
روش ها: در یک مطالعه مروری سیستماتیک، کلیه مقالات مرتبط با موضوع بدون محدودیت زمانی و مکانی و با جستجوی نظام مند پایگاه های معتبر در دسترس شامل گوگل اسکولار، وب آف ساینس، اسکوپوس، پاب مد، جهاد دانشگاهی، پرتال جامع علوم انسانی و بانک اطلاعات نشریات کشور بازیابی گردید که در نهایت 46 مقاله مطابق با معیارها و ملاک های ورودی موردنظر، به عنوان پژوهش های نهایی مرتبط با موضوع انتخاب شد.
یافته ها: طبق یافته های این تحقیق، اکثر مطالعات در کشورهای ایالات متحده و استرالیا انجام شده است. همچنین یافته های حاصل از مطالعه بیانگر آن است که اغلب تحقیقات در رابطه با حوزه شهری و در خصوص شهروندان و ساکنان محله و منابع بسیار کمی در حوزه معماری انجام شده که اکثراً در رابطه با کاربری مسکونی و تعداد اندکی در رابطه با کاربری های فرهنگی، درمانی و اداری می باشد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج این پژوهش، مؤلفه های محیطی تأثیرگذار بر سلامت اجتماعی را می توان در 20 گروه اصلی دسته بندی نمود، بطوریکه بیشترین میزان مطالعات مربوط به فضاهای سبز طبیعی، مکان سوم، تجهیزات، مبلمان و دسترسی بوده است. از میان 28 شاخص سلامت اجتماعی مورد مطالعه، به ترتیب تعامل اجتماعی و روابط اجتماعی بالاترین میزان تأثیرپذیری را داشته اند.
توزیع فضایی- مکانی پارکینگ های عمومی و مکان یابی بهینه آن با بهره گیری از مبانی شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری، مطالعه موردی: شهر ارومیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پارکینگ های عمومی یکی از مهم ترین زیرساخت های سیستم حمل ونقل هستند که نقش مؤثری در کاهش ترافیک و کارایی آن و کیفیت زندگی شهری دارند. در عصر معاصر به دلیل افزایش اتومبیل، کمبود فضای پارک کردن، هزینه هنگفت ساخت پارکینگ، ارزیابی دقیق برای مدیریت و مکان یابی پارکینگ ضرورت پیدا می کند. این پژوهش از نوع کاربردی است که به بررسی امکان سنجی مکان و مکان یابی مناسب پارکینگ در شهر ارومیه به روش توصیفی تحلیلی پرداخته است. با مطالعات کتابخانه ای به تدوین مبانی نظری (شهرسازی و مدیریت ترافیک شهری)، برای شناخت محدوده مورد مطالعه و بررسی وضع موجود از روش میدانی و استفاده از نقشه های طرح تفصیلی و جامع پرداخته و میزان کمبودها و نحوه توزیع فضایی پارکینگ ها مشخص شده است. تعیین سرانه پارکینگ عمومی با توجه به استاندارد وزارت راه و شهرسازی انجام گردیده است. برای تعیین محدوده های مناسب جهت احداث پارکینگ، معیارهای تأثیرگذار در مکان یابی را شناسایی و با استفاده از نرم افزار سوپر دسیژن معیارها را به لایه های اطلاعاتی تبدیل کرده و برای هریک از معیارها (لایه ها)، فاصله های موردنیاز (حریم ها) ایجاد شده است. شبکه معابر در مطالعات جامع حمل ونقل و ترافیک شهر ارومیه با محیط نرم افزار شبیه سازی ترافیک مدل سازی شده است. با توجه به میزان تأثیر هریک از لایه ها و مقایسه زوجی آن ها از طریق نرم افزار سوپر دسیژن، وزن هریک از لایه ها را محاسبه کرده که نرخ ناسازگاری مقایسات زوجی 08/0 به دست آمده و چون کمت ر از 1/0 بوده ، س ازگاری ای ن مقایسات قابل قبول است. در نهایت با روی هم گذاری لایه های اطلاعاتی، محدوده های مناسب مشخص و در پنج دسته خیلی ضعیف تا بسیار خوب تقسیم بندی شده است.
بازخوانیِ مفهومی حفظ و احیا سازه های میراث صنعتی بر اساس دیدگاه های حفاظت مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مرمت و معماری ایران سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
۷۰-۵۷
حوزههای تخصصی:
میراث به جای مانده از فرهنگ صنعتی شدن کشورها جز آثار بسیار شاخص در دولتهاست. این آثار دارای ویژگیهای گوناگونی در ساختار بوده که به همراه رشد تکنولوژیکی در کشورهای مختلف خودنمایی میکنند. این دسته از آثار گویای ورود صنعت به جوامع بوده و حفظ و احیا آنها امری درخور توجه است. هدف از پژوهش پیش رو شناخت مولفههای موثر در حفظ و احیا مجدد سازههای میراث صنعتی و تبیین مدل مفهومی حفاظت یکپارچه در این حوزه است. روش تحقیق به صورت توصیفی تحلیلی بوده و از مطالعات اسنادی و خوانش قوانین و منشورهای حوزه حفاظت و میراث صنعتی استفاده شده است. در پژوهش سعی گردیده تا این مفهوم و دیدگاه به آن از ابتدای بحث در حوزه حفاظت به بررسی گذاشته شود و مولفه های مورد توجه از بستر اسناد واکاوی گردد. یافتههای پژوهش بیان میدارد که در این اسناد مولفههای مانند ارزش تاریخی، ارزش زیباشناختی، ارزش اجتماعی و ارزش اقتصادی در حوزه حفاظت ارزشی و ویژگی کالبد فیزیکی، ویژگی تکنولوژیکی و بستر و بافت محیطی در حوزه حفاظت کالبدی- کارکردی از معیارهای موثر در حفظ و احیا بوده که شناخت آنها در فرایندهای حفاظت و احیا میتواند حفاظتی یکپارچه را در این حوزه به همراه داشته باشد. بنابراین زمانی که مداخلات در میراث صنعتی با توجه به ارزشها در تعامل با بستر محیطی و ویژگیهای تکنولوژیکی و کالبدی صورت میپذیرد بهترین رویکرد در جهت حفظ و احیا مجدد میراث صنعتی در گذر زمان خواهد بود.
راهبرد کارآمدی میراث در برنامه های توسعه یکپارچه
منبع:
مکتب احیاء سال ۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
5-7
حوزههای تخصصی:
میراث فرهنگی به عنوان یکی از عناصر هویت ساز و هویت بخش جوامع شناخته می شود. در طول قرن گذشته و دوران معاصر، نظریه پردازی درباره میراث فرهنگی دچار تحولات چشمگیری شده و الزامات و ابزارهای حفاظت نیز بر اساس این تغییرات دگرگون شده اند. در گذشته، میراث فرهنگی غالباً به جنبه های فیزیکی یا کالبدی خلاصه می شد (برای نمونه یک بنا یا اثر معماری)، اما امروزه ابعاد غیرملموس آن همچون سنت ها، آیین ها، معناها و بافت های اجتماعی نیز به رسمیت شناخته شده اند. در طول عمر نظریه های مرتبط با حفاظت میراث فرهنگی، چه در بُعد ملموس و چه در بُعد غیرملموس، همواره چالش های جدی وجود داشته است. در مقاطعی، میراث فرهنگی به عنوان عاملی بازدارنده در مسیر توسعه های شهری و فنی تلقی می شد، و همین دیدگاه ها گاه آن را در معرض خطر قرار می داد. جریان ها و چالش های مرتبط را می توان در دو دسته ی چالش های سنتی و چالش های نوظهور بررسی کرد. از جمله چالش های سنتی می توان به تخریب ناشی از سودجویی، جنگ و خشونت، بلایای طبیعی همچون سیل و آتش سوزی و نیز مدیریت ناکارآمد اشاره کرد. در مواردی، سودجویی برخی افراد که با هدف فروش بخش هایی از آثار یا تزئینات تاریخی اقدام می کردند، موجب تخریب آثار می شد. همچنین توسعه های شهری بدون ضابطه و در مواردی جنگ ها و حملات نظامی، به ویرانی میراث فرهنگی منجر شده است. مسجد جامع اصفهان، قلعه شوش و خانه تاریخی صدقیانی تبریز نمونه هایی از آثاری اند که در جریان جنگ ایران و عراق آسیب جدی دیدند. البته این پدیده جهانی است و محدود به ایران نمی شود. اما در خصوص چالش های نوظهور باید به فشار روزافزونی که توسعه شهری بر آثار تاریخی و فرهنگی وارد می کند اشاره کرد: گسترش شهرها و ساخت وسازهایی که بدون توجه به بافت تاریخی انجام می شوند، تغییرات اقلیمی و محیطی شامل افزایش خشکسالی، سیلاب ها، فرسایش و تغییر سطح آب دریاها، همگی میراث فرهنگی را به مخاطره انداخته اند. افزایش حضور گردشگران، تردد خودروهای سنگین، و بهره برداری اقتصادی بیش از ظرفیت بناهای تاریخی نیز موجب فشارهای فیزیکی و معنایی بر این آثار شده است؛ آثاری که اساساً برای استفاده محدود طراحی شده بودند. افزون بر این، مدیریت غیرتخصصی و دخالت های سیاسی با اهداف غیر فرهنگی از دیگر تهدیداتی اند که میراث فرهنگی را در معرض تخریب قرار داده اند.
سیر تطور نقوش و فنون آرایه های معماری در مساجد تاریخی خراسان؛ از دوره سلجوقی تا دوره صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگارینه هنر اسلامی سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
190-209
حوزههای تخصصی:
نقوش و فنون اجرایی تزئینات معماری در مساجد، به طور عام و به ویژه در مساجد تاریخی خراسان، علاوه بر جنبه زیبایی شناختی، نقش مهمی در القای مفاهیم قدسی و معنوی نیز داشته اند. بااین حال، کمتر پژوهشی جامع و دوره بندی شده، که به بررسی تطبیقی سیر تطور نقوش و فنون تزئینی این مساجد در بستر تحولات تاریخی بپردازد، انجام شده است. این پژوهش، با هدف تحلیل سیر تحول نقوش و فنون آرایه های معماری مساجد خراسان از دوره سلجوقی تا دوره صفوی، تلاش دارد تا نقوش غالب در هر دوره را شناسایی کرده و رابطه آن ها با فنون اجرایی هم عصر را تبیین کند. بر این اساس، دو پرسش شکل گرفته است. نخست این که در ادوار مختلف تاریخی، چه نقوشی بیشترین فراوانی را در مساجد خراسان داشته اند؟ و دیگر این که فنون اجرائی به کاررفته در آرایه های مساجد، چه بوده و فراوانی آن ها چگونه بوده است؟ پژوهش حاضر با فرض بر این که هر دوره تاریخی، متأثر از شرایط خاص خود، آرایه های متفاوتی از نقوش و فنون را ارائه داده و روندی تکاملی یا تغییریافته را در تزئینات مساجد رقم زده، انجام شده است. روش تحقیق از نوع تاریخی - تحلیلی است و داده ها از طریق مطالعه اسنادی، برداشت های میدانی و تحلیل آثار موجود گردآوری شده اند. از میان تعداد 55 باب مسجد شناسایی شده، تعداد ۳۲ باب مسجد به عنوان حجم نمونه، انتخاب و بر اساس چهار دوره تاریخی، طبقه بندی و تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهند که نقوش هندسی و کتیبه در تمامی ادوار حضور پررنگی داشته اند و تقریباً تمامی نقوش تزئینی، در این دو دسته بندی قرار گرفته اند؛ هرچند همواره، نقوش هندسی، نقش غالب تزئینی بوده اند؛ بدین صورت که در دوره های سلجوقی و خوارزمشاهی، نقوش هندسی، نقش غالب بوده اند؛ در دوره ایلخانی، فراوانی کتیبه ها بیشتر شده و به نقوش هندسی نزدیک شده اند؛ در دوره تیموری، بار دیگر، استفاده از نقوش هندسی اوج گرفته است؛ و در دوره صفوی، باتوجه به استفاده یکسان از نقوش ترئینی، نقش غالبی مشاهده نمی شود. از منظر فنون اجرایی تزئینات، نتایج نشان می دهند که میزان استفاده از آجرکاری، گچ بری، کاشی کاری و سنگ کاری در ادوار مختلف تفاوت هایی داشته اند. بدین صورت که در دوره های سلجوقی و خوارزمشاهی، آجرکاری فن غالب بوده است؛ در دوره ایلخانی، گچ بری؛ و در دوره تیموری، فنون گچ بری و کاشی کاری، آرایه های پر تکرار در مساجد خراسان بوده اند. همچنین در این دوره، سنگ کاری، به عنوان فن نوظهور تزئینی، جایگاهی ویژه پیدا کرده که در دوره صفوی، خود را به عنوان آرایه ای پر تکرار مطرح می نماید. در دوره صفوی، باتوجه به استفاده هم زمان از تمامی فنون اجرایی، فن غالبی مشاهده نمی شود.
تبیین قابلیت کشف پذیری فضا مبتنی بر شاخص هایی ساختار فضایی؛ نمونه موردی بازار تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ساختار فضا بر چگونگی ادراک و تجربه مردم تأثیرگذار است و هرچه افراد، بیشتر راجع به یک فضا اطلاعات داشته باشند، احتمال بیشتری وجود دارد که از قابلیت های آن استفاده کنند. پژوهش حاضر به این سؤال اصلی می پردازد که چگونه ساختار فضایی، بر قابلیت کشف پذیری توسط کاربران تأثیر می گذارد؟ هدف این پژوهش توسعه مفهوم کشف پذیری در حوزه معماری و ارتباط آن با شاخص های ساختار فضایی است. اطلاعات کمی مربوط به ساختار فضایی از طریق نقشه های چیدمان فضایی و داده های کیفی از طریق پرسش نامه های تصویری گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون رگرسیون خطی چندگانه انجام گرفت و پایایی ابزار تحقیق نیز با آلفای کرونباخ و روایی آن توسط روش دلفی تائید شد. مطابق یافته ها، هرچند به دلیل چندبعدی بودن و ماهیت آن، یک تعریف ساده و قابل سنجش برای کشف پذیری وجود ندارد، اما دارای ارتباط معنادار، با بعضی از مفاهیم شاخص های ساختار فضایی همچون ایزوویست، سطح قابل دید، اتصال، ارتباط و آشفتگی در بازار تبریز است.
بررسی چالش ها و موانع مشارکت مردمی در فرایند بازسازی و طراحی بافت های فرسوده شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازآفرینی و طراحی بافت های فرسوده شهری، زمانی موفق خواهد بود که فرایند تصمیم سازی و مداخله، بر بستر مشارکت واقعی و اعتماد شهروندان شکل گیرد. در شهر تبریز، تجربه سال های گذشته نشان داده است که ضعف ساختارهای نهادی، پیچیدگی فرایندهای اداری و نبود ارتباط سازنده میان مدیریت شهری و ساکنان، مانع مشارکت مؤثر مردم در طرح های نوسازی شده و بسیاری از پروژه ها را با شکست یا کندی مواجه کرده است. این پژوهش با هدف شناسایی وتحلیل چالش ها و موانع مشارکت مردمی در فرایند بازسازی و طراحی بافت های فرسوده تبریز انجام شد و با بهره گیری از رویکردی آمیخته، تلاش کرد تصویری جامع از عوامل بازدارنده و مسیرهای بهبود مشارکت ارائه کند. در بخش کیفی، تحلیل مضمون مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان، ۹ مضمون محوری را آشکار ساخت که عبارت اند از: ضعف ضوابط و مقررات حمایتی، ناکارآمدی ساختارهای نهادی، کمبود ظرفیت سازی اجتماعی، فقر سرمایه اجتماعی، ضعف فرایند اطلاع رسانی و آموزش، نبود سابقه مشارکت، ناکارآمدی نظام نظارت، پیچیدگی فرایندهای اداری و کم اعتمادی نسبت به مدیریت شهری. بخش کمی پژوهش نیز این مضامین را تأیید و نشان داد که مجموعه این عوامل، ادراک شهروندان از مشارکت را تضعیف می کند و احتمال همراهی آن ها در پروژه های بازسازی را کاهش می دهد. یافته ها نشان می دهد مهم ترین سهم نظری پژوهش در تبیین این نکته است که مشارکت پایدار در بافت های فرسوده تنها زمانی امکان پذیر می شود که اصلاح نهادی، شفافیت فرایندها و بازسازی اعتماد اجتماعی هم زمان پیگیری شوند. بر این اساس، نتیجه تحقیق برای سه گروه بیشترین کاربرد را دارد: سیاست گذاران و مدیران شهری در تعریف ساختارهای مشارکتی جدید، طراحان و برنامه ریزان شهری در تدوین راهکارهای مبتنی بر همکاری مردمی و نهادهای محلی در تقویت سرمایه اجتماعی و آموزش شهروندان. این پژوهش نشان می دهد هرگونه بازآفرینی مؤثر در تبریز بدون بازسازی رابطه مدیریت شهری و مردم، امکان تحقق نخواهد داشت.
گونه بندی کاخ های صفویه و تبیین نقش شاه سلیمان صفوی در گسترش کوشک های تفریحی شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
81 - 98
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیرات معماری و شهرسازی شاه سلیمان صفوی (۱۱۰۵-۱۰۷۷ ق) در اصفهان می پردازد که یکی از مهم ترین دوره های تحول کالبدی این شهر است. برخلاف اسلاف خود، شاه سلیمان به جای تأکید بر فضاهای عمومی و نمایشی، تمرکز خود را بر توسعه فضاهای خصوصی، حرم سراها و کوشک های تفریحی معطوف کرد. تغییرات معماری شامل ایجاد باغ های اختصاصی، خیابان های خصوصی و حصر فضاهای عمومی به نفع اهل حرم بود که تأثیر عمیقی بر ساختار اجتماعی و فضایی شهر گذاشت. این مطالعه با روش تفسیری-تاریخی و تحلیل منابع تاریخی، رابطه معناداری میان شخصیت شاه و این دگرگونی ها را آشکار می کند. نتایج نشان می دهد که تمایلات شخصی شاه، ازجمله زندگی حرم محور و تمایل به تفریحات خصوصی، باعث تغییرات بنیادی در سازمان فضایی اصفهان شد. این تغییرات، اگرچه در راستای نیازهای دربار بود، اما فضاهای عمومی شهر را محدود کرده و هویت شهرسازی اصفهان را در دوره صفوی متحول ساخت. .
فناوری های نوین و بهبود کیفیت زندگی در شهرهای هوشمند: چالش ها و فرصت های مسکن هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هویت شهر سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
117 - 128
حوزههای تخصصی:
مسکن هوشمند به عنوان یکی از مفاهیم نوین در حوزه ساخت وساز شهری، با هدف افزایش بهره وری انرژی، ارتقای آسایش ساکنین و بهبود امنیت سکونتگاهی توسعه یافته است. با این حال، گسترش این فناوری با موانع متعددی همراه است .این پژوهش، با بهره گیری از روش تحلیل کیفی و استفاده از نرم افزار MAXQDA،به بررسی چالش های موجود و ارائه راهکارهای پیشنهادی برای رفع این موانع پرداخته است یافته های تحقیق نشان می دهند که هم افزایی میان بخش های دولتی، خصوصی و دانشگاهی می تواند نقشی کلیدی در رفع موانع توسعه مسکن هوشمند ایفا کند. این مطالعه بر ضرورت تدوین سیاست های حمایتی، تقویت زیرساخت های ارتباطی و فناوری، و ترویج فرهنگ سازی در میان شهروندان تأکید دارد. به کارگیری این راهکارها می تواند مسیر توسعه پایدار مسکن هوشمند را هموار ساخته و تأثیرات مثبتی بر بهره وری انرژی، امنیت و آسایش ساکنین داشته باشد. در نهایت، اتخاذ راهکارهای مناسب می تواند به تسریع روند پذیرش این فناوری نوین و بهره گیری از مزایای آن منجر شود.
بررسی وجوه شکل گیری مرقع هفت اورنگ ابراهیم میرزا صفوی با رویکرد تحلیل گفتمان نورمن فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ فروردین ۱۴۰۴ شماره ۱۴۲
83 - 92
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: نگارگری از منابع غنی هنر ایران و تمدن اسلامی است و دوره صفویه جزء درخشان ترین دوره در هنر اسلامی به شمار می رود. مطالعه آثار این دوره به دلیل بازشناسی پیشینه فرهنگ و هویت ایرانی و تأثیراتشان بر هنر اسلامی ایران، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. مرقع هفت اورنگ ابراهیم میرزا، معروف به جامی فریر، آخرین نسخه مصور ممتاز با معیارهای سلطنتی بوده که به سفارش و حمایت سلطان ابراهیم میرزا در دوره صفویه تولید شده است. این مرقع در دوره شاه تهماسب، همزمان با تغییرات سیاسی و اجتماعی و محدودیت های حمایتی از هنر و هنرمندان، خلق شده است. به نظر می رسد این اثر در فضایی نسبتاً آزاد و مستقل از تحولات و ایدئولوژی حاکم بر زمان خود شکل گرفته است.هدف پژوهش: این پژوهش با رویکردی تاریخی و گفتمانی، در چارچوب نظری نورمن فرکلاف، به بررسی بافت زمینه ای و عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر شکل گیری مرقع هفت اورنگ ابراهیم میرزا می پردازد. روش تحلیل گفتمان در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین برای واکاوی این اثر به کار گرفته شده است. از نظر هدف، این پژوهش در دسته تحقیقات توسعه ای قرار می گیرد.روش پژوهش: این پژوهش از نظر ماهیت، توصیفی-تاریخی-تحلیلی است. و بر پایه بررسی های تاریخی و اطلاعات به دست آمده از بسترهای اجتماعی و سیاسی زمان شکل گیری مرقع ابراهیم میرزا انجام شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها کیفی است. نتیجه گیری: با بررسی تاریخی بافت زمینه ای عوامل اجتماعی تأثیرگذار بر شکل گیری این مرقع در چهارچوب نظری نورمن فرکلاف نشان می دهد که ابراهیم میرزا، به دلیل موقعیت سیاسی، روابط سلطنتی و جهان بینی متفاوت خود، نقشی محوری در خلق این اثر داشته است. همچنین، تغییرات سیاسی و مذهبی ایجاد شده در قدرت حاکم صفویه برموضوع، تصاویر و مضامین مرقع تأثیرگذاشته و سبب ایجاد اثری هنری با ویژگی های متفاوت نسبت به سایر آثار هم دوره اش شده است.