هنرهای زیبا - هنرهای نمایشی و موسیقی

هنرهای زیبا - هنرهای نمایشی و موسیقی

هنرهای زیبا - هنرهای نمایشی و موسیقی دوره 30 زمستان 1404 شماره 4 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

ترجمان استعاره مفهومی به زبان تصویر در سینمای شاعرانه با نگاهی به فیلم نیویورک مجاز مرسل اثر چارلی کافمن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اردشیرنامه نقاشی ایرانی اسلامی نقاشی صفوی نقاشی یهودی ایرانی نقوش اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
سینمای شاعرانه رویکردی فیلم سازانه است که با الهام از آرایه های ادبی و به ویژه استعاره، خلق معنا را از طریق تصویر محقق می سازد. این پژوهش، با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به بررسی چگونگی بازنمایی تصویری استعاره و نقش آن در خلق بیانیه های اگزیستانسیالیستی در سینمای چارلی کافمن می پردازد. این مطالعه بر فیلم «نیویورک، مجاز مرسل» تمرکز دارد و نشان می دهد که این اثر چگونه از طریق تمهیدات بصری، مرز میان واقعیت و نمایش را از بین برده و خود تبدیل به یک بیانیه ی فلسفی در باب پوچی و معنای زندگی می شود. برخلاف آثار مشابه که در آن ها هنرمند به خلق جهانی استعاری می پردازد، این پژوهش استدلال می کند که کافمن در فیلم خود، قهرمان داستان (کیدن) را به تدریج به یک استعاره در دل اثر هنری اش تبدیل می کند. تحقیق حاضر بر این فرض استوار است که شخصیت اصلی، با بازسازی استعاری زندگی خود بر روی صحنه، تلاش می کند به حقیقت دست یابد، اما تنها در لحظه مرگ است که پاسخ قطعی برای او آشکار می شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که فیلم «نیویورک، مجاز مرسل» با تلفیق بی سابقه تخیل و واقعیت، به روایتی اگزیستانسیالیستی دست می یابد که در آن، مرگ تنها پایان قطعی برای جستجوی بی پایان انسان در جهان آکنده از استعاره ها است.
۲.

بازنمایی پلات درونی در درام ایرانی: مطالعه موردی نمایشنامه های بهرام بیضایی و نغمه ثمینی با نگاهی به مفهوم تراوئراشپیل والتر بنیامین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تراوئراشپیل بازنمایی پلات درونی والتر بنیامین نمایشنامه های ایرانی بهرام بیضائی نغمه ثمینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
بازنمایی پلات درونی، یکی از مؤلفه های اصلی مفهوم «تراوئراشپیل» از منظر والتر بنیامین است که ساختاری متفاوت و همسان با تعریف «پیرنگ تراژدی» دارد. در تفسیر والتر بنیامین از تراوئراشپیل دو پلات اصلی و درونی وجود دارد. پلات درونی به صورت موازی یا متضاد با پلات اصلی و به شیوه بازی در بازی بازنمایی می شود. پلات درونی کنشی است که توسط شهید/قهرمان مطرح می شود تا نقشه دسیسه گر را برملا سازد. پژوهش حاضر، یک پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی تحلیلی است که به بررسی مؤلفه بازنمایی پلات درونی بر نمایشنامه های مرگ یزدگرد، مجلس ضربت زدن اثر بهرام بیضائی، خواب در فنجان خالی، شکلک اثر نغمه ثمینی می پردازد. دلیل انتخاب چهار اثر نمایشی، تأکید بر رویدادهای تاریخی و سیاسی از طریق پیوند زمان گذشته و حال و بازنمایی رویدادهای سیاسی در پلات درونی است. پلات درونی در چهار متن نمایشی، از طریق زمان ذهنی کاراکترها و تکرار تاریخ، جابه جایی نقش ها، نقلی بودن روایت، پیوند و همسان سازی دو موقعیت گذشته و حال، به شیوه بازی در بازی در پلات اصلی بازنمایی می شود. این آثار با به هم زدن توالی زمانی و مکانی در روایت، از ساختار پیرنگ ارسطویی فاصله می گیرند و به جای تمرکز بر سرنوشت فردی، به بازنمایی مسائل تاریخی_ اجتماعی می پردازند. در نتیجه، پلات درونی به عنوان ساختاری خلاقانه می تواند جایگزینی برای نگارش متون نمایشی باشد.
۳.

واکاوی مفهوم آلوده انگاری در سینمای دیوید کراننبرگ با تأکید بر شخصیت های زن بر اساس آرای ژولیا کریستوا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سینمای وحشت ژولیا کریستوا آلودگی دیوید کراننبرگ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۷
مفهوم «آلودگی» در نظریه ی ژولیا کریستوا به عنوان تهدیدی برای مرزهای هویتی سوژه در مواجهه با عناصر طردشده تعریف می شود. این مفهوم ریشه در گسست کودک از بدن مادر دارد و در برخورد با پدیده هایی مانند جسد، خون، ترشحات بدنی و بدن زن به مثابه غیرِ مرد نمود می یابد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی است و با روش تحلیل محتوای نشانه شناسانه انجام شده است. ابزار تحلیل شامل کدگذاری نشانه ها بر اساس مؤلفه های نظریه ی آلودگی کریستوا بوده است؛ به ویژه در تحلیل بازنمایی عناصر طردشده، مرزهای روانی و اجتماعی و بدن زن به عنوان عامل بحران در ساختار روایی و تصویری آثار. پنج فیلم از آثار شاخص دیوید کراننبرگ، رعشه ها، هار، فرزندان، اسکنرها و ویدئودروم، به عنوان نمونه های منتخب ژانر وحشت جسمانی بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهند که در این آثار، بدن زن صرفاً سوژه ای در معرض آلودگی نیست، بلکه عاملی فعال در فروپاشی مرزهای روانی، اجتماعی و نمادین به تصویر کشیده شده است. بدن زن در این فیلم ها بستر بحران، تخریب نظم پدرسالار و انتقال ترس است. نتیجه گیری این پژوهش نشان می دهد که نظریه ی آلودگی کریستوا نه فقط ابزاری برای تحلیل مفاهیم انزجار و طرد به شمار می رود، بلکه چارچوبی مؤثر برای فهم نحوه ی بازنمایی بدن زن در سینمای وحشت نیز فراهم می آورد. این چارچوب به ویژه در تبیین چگونگی فروپاشی مرزهای روانی، اجتماعی و نمادین از طریق بدن زن در آثار کراننبرگ مؤثر بوده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر پیوند میان جنسیت، خشونت و هویت در ژانر وحشت، به گسترش تحلیل های میان رشته ای در تقاطع روان کاوی و مطالعات سینمایی کمک می کند.
۴.

از چوپانان کویر تا آتابای: ملودی پردازی حسین علیزاده در موسیقی فیلم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حسین علیزاده موسیقی فیلم آهنگسازی فیلم ساختار ملودی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
این مقاله بر پایه مطالعه دقیق فواصل ملودیک و هم چنین کارکرد موسیقی در ارتباط با تصویر، با روش توصیفی تحلیلی، گرایش ها و ویژگی های ملودی پردازی حسین علیزاده در آثار بلند سینمایی را تبیین می کند. خطوط ملودیک در آثار بلند سینمایی او، عموماً مجموعه ای از خصوصیات به کارگیری فواصل، آلتراسیون غیر مدولاسیونی درجات مد و تأکیدات تتراکوردی یا ترایکوردی در جملات را در برمی گیرد که منجر به ایجاد تشابهات ساختاری متمایز در ملودی پردازی او می شود. فواصل پرتکرار نیم پرده و تریتون در نگاه افقی و عمودی و همچنین آلتراسیون درجات مد در جهت برجسته سازی فاصله دوم کوچک، جزو گرایش ها شاخص علیزاده در ساخت خطوط ملودیک است. ایجاد حل یا گرایش نیم پرده ای درجه دوم به تنیک برگرفته از مد فریژین و به کارگیری فاصله نیم پرده ای، به ویژه در پایان بندی عبارات و جملات ملودیک، منجر به ایجاد اشتراکات نمایشی در سکانس های با مضمون مشابه می شود. فواصل دوم کوچک و تریتون نه تنها بین نت های متوالی ملودیک، بلکه گاهی به شکل متقاطع، غیر مجاور و بین خطوط مختلف به شکل عمودی نیز خودنمایی می کنند. این مقاله با تمرکز بر آثار سینمایی علیزاده، از فیلم چوپانان کویر تا آتابای در دو بخش به تحلیل ملودی پردازی و کارکرد آن می پردازد. در بخش نخست، با تمرکز بر عناصر ملودیک، تعلیقات آلتراسیونی و اهمیت فواصل مذکور در خطوط ملودیک بررسی می شود و در بخش دوم، به طور مختصر به مضامین مشابه و کارکرد نمایشی آن اشاره خواهد کرد.
۵.

تحلیل تطبیقی بازنمایی بصری شخصیت های شرور و ضد قهرمان: مطالعه موردی انیمیشن های «کوکو» و «پسر دلفینی»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انیمیشن شرور ضدقهرمان قهرمان کاراکتر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۶
در این پژوهش که با هدف شناخت شیوه ها و ضوابط پرداخت کاراکترهای شرور و ضدقهرمان، نگارش شده، تلاش بر این است تا وجوه اساسی و کمتر بررسی شده ساخت و پرداخت شخصیت های ضدقهرمان و شرور در دو انیمیشن از دو کشور امریکا و ایران بررسی شوند. وجود دو شخصیت قهرمان کودک و عدم رستگاری شرورها در این انیمیشن ها دلیل انتخاب این موضوع است. سؤال این پژوهش آن است که الگوهای تکرارشونده شخصیت شرور و ضدقهرمان در تولیدات مقطع زمانی حاضر، انیمیشن ها چیست و این الگوها در دو انیمیشن کوکو و پسر دلفینی چگونه بازنمایی شده اند؟ این پژوهش کیفی است که پس از جمع آوری اطلاعات با توجه به آرت بوک ها و مراجعه به انیمیشن های ذکرشده نتیجه آن به شیوه توصیفی تحلیلی ارائه شده و داده های آن با استناد به مطالعات کتابخانه ای و منابع الکترونیکی به دست آمده است. بر اساس یافته های این پژوهش، الگوهای تکرارشونده برای شرورها، صورتی با قالبی مثلث شکل برای القاء خطر است و ضدقهرمان ها معمولاً از نظر آناتومی بزرگ تر از قهرمان هستند. با مقایسه دو انیمیشن هر دو شرور اصلی یعنی دلاکروز و پیرمرد غریبه، مخفی و دسیسه گرند و ضدقهرمان هر دو انیمیشن مردانی حمایتگر، اما با ویژگی های ظاهری متفاوت اند.
۶.

ظهور بدن های دورگه بر صحنه واقعیتِ ترکیبی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ریمینی پروتکل تئاتر دیجیتال پساپدیدارشناسی بیناسوبژکتیویته واقعیت ترکیبی بدن دورگه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
مقاله حاضر به واکاوی ارتباط تماشاگر/شرکت کنندگان با اجراگر در بستر تئاتر واقعیت ترکیبی یا دیجیتال می پردازد؛ ارتباطی که با وساطت فناوری های دیجیتال شکل می گیرد و تجربه ی تماشاگر را به طور بنیادین دگرگون می سازد. این دگرگونی ضرورت بازاندیشی نسبت بدن و فناوری را پیش می کشد. برای این منظور مقاله حاضر ضمن بررسی ارتباط وساطت یافته با فناوری این پرسش را پیش می کشد که هم حضوری بدن و فناوری چه نوع «باهم بودنی» را ممکن می سازد؟ بدین منظور مقاله حاضر با بهره گیری از رهیافت پساپدیدارشناسانه و با اتکا به مفاهیم پدیدارشناسانه ای چون شاکله بدنی و ادراک حسی، به تحلیل شیوه های نوین مواجهه ی تماشاگر با اجرا در فضای دیجیتال می پردازد. نمونه ی موردی پژوهش، اجرای ریموت x اثر گروه آلمانی «ریمینی پروتکل» است که با استفاده از هدفون و صدای هدایتگر درون آن، مرز میان واقعیت و مجاز را به چالش می کشد. تماشاگر در این فرایند در فضایی چندلایه میان ادراک محیط فیزیکی و درگیری با عناصر مجازی پیوسته جابه جا می شود. با وساطت هدفون بدن اجراگر (صدای درون هدفون) در بدن تماشاگر تجسد می یابد و «بدنی دورگه» خلق می شود که در آن مرز میان تماشاگر و اجراگر فرومی ریزد. در این حالت، تماشاگر نه صرفاً تماشاگر که اجراگر هم است. بدین ترتیب، تجربه این اجرا صحنه ای تازه برای درهم تنیدگی بدن واقعی و دیجیتال فراهم می آورد و امکانی است برای بازاندیشی در زیست جهان فناورانه و شیوه های نوین باهم بودن در اجراهای دیجیتال

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۱