ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۶۱ تا ۷۸۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۷۶۱.

جغرافیای اجتماعی گروه های ساکن در سکونتگاه های خودانگیخته شهری؛ بررسی موردی: مقایسه محله دولت آباد کرمانشاه و نایسر سنندج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۸۱
بار ارزشی متفاوتی که بر دو مفهوم رسمیت و غیررسمیت مترتب است منتهی به شکل گیری جغرافیای نابرابری از ارزش های فضایی - اجتماعی شده است. جغرافیایی که در فضای نوین سرمایه داری بازتولید قدرت و برنامه ریزی است و این امر تجلی تمام عیار شهری شدن بدون توسعه است.  در این ساختارِ شهروندزدای بازتولیدکننده فقر گروه های اجتماعی ای به حاشیه رانده می شوند که هریک در پی عاملی صورت گرفته است. ازاین رو در این پژوهش به دنبال این پرسش هستیم که چه گروه های اجتماعی در سکونتگاه های خودانگیخته شهری دولت آباد کرمانشاه و نایسر سنندج زندگی می کنند؟ آیا می توان گفت که این افراد از گروه های مشابهی تشکیل شده و قابل گروه بندی هستند؟ برای این کار تلفیقی از روش های کمی (پرسش نامه) و کیفی (اتنوگرافی انتقادی) برای شناخت دقیق تر گروه های ساکن استفاده شده است. فرایند این پژوهش شامل طی مسیری از عرصه زندگی ساکنان به محلات خودانگیخته اولیه و بازگشت به میدان بوده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که ممکن است در بیشتر سکونتگاه های خودانگیخته شهری در ایران گروه های مشابهی زندگی کنند؛ اما براساس ماهیت و شرایط منطقه، شهر و سکونتگاه تفاوت هایی نیز در برخی از گروه های ساکن در هر سکونتگاه وجود دارد. درحقیقت می توان گفت امروزه با «جغرافیای اجتماعی نوینی از زیست غیررسمی شهری» روبه رو هستیم که با گروه های جمعیتی مختلف با اهداف و شرایط متفاوت در سه لایه فضایی (لایه تثبیت شده، نواحی منفصل شهری، روستاهای اطراف شهرها) در شهرها درحال بازتولید است.
۷۶۲.

بررسی عوامل مؤثر بر تحول منظرِ بام در ابیانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۶
اَبیانه، روستایی در شهرستان نطنز است که در دامنه کوه کرکس به صورت پلکانی شکل گرفته و عنصر بام در آن به دلیل نقش مهمی که در ایجاد منظر ایفاء می کند دارای اهمیت فراوانی است. مقصود از منظرِبام، ویژگی های کالبدی و کارکردی آن است که در تعامل با کیفیات زیستی و الگوهای رویدادی مردم در طول زمان به وجود آمده است. دو عامل اصلی حضور مردم و مشارکت آن ها در قوامِ منظر مؤثر بوده اما از دهه های گذشته این حضور کم رنگ شده و با ورود مصالح جدید در روستا و کاربست آن، بخشی از منظر کالبدی و کارکردی بام در معرض زوال قرار گرفته است. هدف پژوهش فهم منظرِ بام در ابیانه است و جهت نیل به آن دو پرسش درباره ویژگی های منظرِبام در ابیانه و عوامل مؤثر بر تحول آن مطرح شده است. در پاسخ به پرسش های مقاله و با استفاده از روش تفسیری و رهیافت تفسیری- تاریخی، ویژگی های کارکردی و کالبدی منظرِبام در این روستا بررسی شده است. نتایج این مقاله نشان می دهد که سیر تحول منظرِ بام در ابیانه در چهار دوره قاجار، پهلوی اول و دوم، دهه 50 تا 80 شمسی و هم اکنون قابل بررسی است و مجموعه عوامل اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، انسانی و اقلیمی در آن نقش داشته اند. در حفاظت از این منظر، اقداماتی چون آگاهی رسانی و ظرفیت سازی می تواند در کنار استفاده از فنآوری نوین در ترکیب با دانش های بومیِ ساختِ و مرمت بام مفید باشد. در این میان بهره گیری از تجارب روستاهایی مانند ماسوله و ارائه مشوق های مالی برای تغییر وضعیت بام از طرف نهادهای دولتی و غیردولتی لازم به نظر می رسد.
۷۶۳.

بررسی نقش صاحب منصبان عصر صفوی در آبادانی شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۵۴
صاحب منصبان همواره در دوره های مختلف در ساخت آثار معماری تاثیرگذار بودند. در دوره صفوی شکل جدیدی از حمایت از آثار معماری پدید آمد. صاحب منصبان در این دوره از جانب بانی اصلی، یعنی شاه، به حمایت از معماری می پرداختند. این تدبیر موجب شد که انگیزه های شاه و درباریان همسو شود و همه ثروت و قدرت ایشان در جهت حمایت از معماری گرد آید. توصیف جهانگردان از قم در دوره صفوی نشان می دهد که شهر در این دوره، از رونق و آبادانی خوبی برخوردار بوده است. قم در این دوره علاوه بر اینکه در مسیر شاهراه ارتباطی تردد خانواده سلطنتی از دارالسلطنه اصفهان به دارالسلطنه قزوین و دارالسلطنه اردبیل بود، پایگاه مهمی برای مذهب شیعه بود و از آنجایی که شاهان صفوی، مروج مذهب شیعه بودند، سبب شد تا این شهر مورد حمایت شاهان و صاحب منصبان صفوی قرار گیرد. برخی از آن ها حتی در بازه های مختلف زمانی بنا به دلایل مختلف در قم حضور و اقامت کوتاه مدت و یا بلندمدت داشتند و این امر اهمیت قم را در دوره صفوی نشان می داد. این مقاله قصد دارد به این پرسش پاسخ دهد که «صاحب منصبان دوره صفوی چه نقشی در آبادانی شهر قم داشتند و معماری شهر قم در این دوره چه تغییراتی کرد؟». روش تحقیق این پژوهش تفسیری تاریخی است و بر اساس اطلاعات جمع آوری شده از اسناد و منابع دست اول و سپس یافته های منابع جدید پیرامون وضعیت شهر قم در دوره صفوی، به تحلیل می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که صاحب منصبان و افراد صاحب نام که لزوما ساکن شهر قم هم نبودند حامی آبادانی این شهر بودند و اقدامات آنان فقط اماکن مذهبی را شامل نمی شد و ساخت مدارس متعدد، مرمت بناهای قدیمی، تعمیر باروی شهر، ایجاد سیل بند و موارد دیگر از جمله این اقدامات بود.
۷۶۵.

مطالعه ی گونه شناسی و سبک شناسی فلزکاری دیلمیان (مطالعه ی موردی: گنجینه ی سیمینه موجود در موزه ی ملی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۷۴
فلزکاری به عنوان یکی از شاخص ترین هنرها در دوره ی پیش از اسلام شمرده می شد. با نفوذ اسلام در ایران و بنا به دستورات مؤکد دین جدید، هنر فلزکاری شرایط متفاوتی را نسبت به سایر هنرها طی کرد. با توجه به شعائر و اصول دین اسلام نسبت به ساده زیستی و پرهیز از تجمل گرایی، تغییرات بنیادی در خلق آثار فلزی رخ داد، اما با این حال، هنرمندان ایرانی مسلمان نسبت به سنت های گذشته ی خود در ساخت اشیا فلزی وفادار ماندند. یکی از این مجموعه ها ظروف سیمین موجود در موزه ی ملی ایران است؛ گنجینه بی نظیر از هنر فلزکاری دیلمیان که گفته شده متعلق به امیری دیلمی مربوط به قرن چهارم هجری و شامل 11 قطعه ظروف کاربردی برای استفاده ی روزانه بوده است. این پژوهش با هدف شناسایی فنآوری ساخت و تزیین این مجموعه آثار صورت گرفته است. بر این اساس، پژوهش حاضر قصد دارد به بررسی تکنیک ساخت و تزیین این مجموعه اشیا بپردازد. سؤال اصلی این پژوهش عبارتند از: ساخت و تزیین مجموعه ظروف سیمینه بر مبنای چه شیوه هایی (تکنیک های ساخت و تزیین) شکل گرفته است؟ برای رسیدن به پاسخ این پرسش ها از روش تاریخی و توصیفی_تحلیلی بهره گرفته شده است. روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای و میدانی از طریق مراجعه به موزه ی ملی ایران و عکس برداری از آثار است. روش تجزیه و تحلیل با توجه به موضوع تحقیق کیفی است. نتایج تحقیق نشان می دهد این آثار شامل مجموعه ای از ظروف کاربردی سیمین هستند که با روش چکش کاری سرد ساخته شده و تکنیک های تزیین آن ها شامل کنده کاری و سیم سوخته با نقوش نوشتاری به زبان عربی و خط کوفی می باشد.
۷۶۶.

نقش موزه در معرفی هویت فرهنگی نو ظهور قطر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۳
در سال های اخیر فعالیت های فرهنگی در حوزه خلیج فارس باهدف هویت سازی و هویت یابیِ ملی رشد چشم گیری داشته است؛ به عبارتی ما با نهضتی تمدن ساز و تاریخ ساز در منطقه روبرو هستیم. این مقاله به تحلیل چگونگی استفاده دولت قطر از شیوه های دیپلماسی فرهنگی در سال های گذشته برای ارتقای جایگاه خود در خارج از کشور و تحکیم مشروعیت آن در داخل می پردازد. پژوهش حاضر با کاربست نظریه و روش تحلیل گفتمان لاکلا و موف، قصد دارد به دو مسأله و هدف دست یابد: نخست، شناسایی گفتمان های مسلط در فضای گفتمان فرهنگی "هویت نوظهور قطر" و دیگر نقش نهاد فرهنگی مانند موزه های تازه تأسیس قطر در برجسته سازی گفتمان های شناسایی شده. گردآوری داده ها به شیوه کتابخانه ای صورت گرفته است؛ تجزیه و تحلیل مبتنی بر متن ها و نمونه های هدفمند منتخب، مانند اسناد رسمی مکتوب، اظهارات مقامات دولتی، بیانیه های مطبوعاتی و بیانیه های مربوط به توسعه فرهنگی در قطر (شامل تجزیه وتحلیل سخنرانی های متصدیان موزه در خصوص چشم انداز و مأموریت موزه های جدید به عنوان بازیگران فعال در عرصه فرهنگ و سیاست) کدگذاری شده و سپس مورد تحلیل و تفسیر قرارگرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد دولت قطر از دیپلماسی فرهنگی و به طور استراتژیک از موزه ها برای تقویت هویت ملی، اعتباریابی در سطح بین المللی، خلق هویت منسجم در پیوند با دیگر سرزمین های اسلامی و برجسته سازی سبقه تاریخی در منطقه استفاده می کند.    
۷۶۷.

مدل پیش بینی نیاز روشنایی در ساختمان های بلندمرتبه بر مبنای عوامل کالبدی آتریوم از طریق شبیه سازی عملکرد روشنایی (مطالعه موردی: شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۳۸
آتریوم ها اثر قابل توجهی بر نیاز روشنایی و کاهش بار مصرف انرژی دارد؛ اما متاسفانه اطلاعات کافی در مورد تأثیر پارامترهای مختلف طراحی بر عملکرد روشنایی آتریوم وجود ندارد. به همین دلیل این پژوهش، به بررسی تأثیر عوامل کالبدی آتریوم بر نیاز روشنایی ساختمان های بلندمرتبه در شهر رشت از طریق شبیه سازی عملکرد روشنایی می پردازد. هدف نهایی این پژوهش، رسیدن به یک مدل پیش بینی نیاز روشنایی بر مبنای عوامل کالبدی آتریوم برای ساختمان های بلندمرتبه شهر رشت می باشد. برای این منظور، در یک ساختمان مرجع با مشخصات ثابت، طول، عرض، محیط، مساحت و جهت گیری آتریوم به عنوان متغیر مستقل مورد توجه قرار گرفته است. با تغییرات در متغیرهای مستقل، نتایج شبیه سازی نیاز روشنایی بر مبنای برنامه زمان بندی حاصل از شاخص نور مفید روز مورد ارزیابی قرار گرفته است. شبیه سازی روشنایی در نرم افزار دیزاین بیلدر انجام شده است. نتایج به دست آمده از شبیه سازی علاوه بر بررسی در قالب آمار توصیفی، مورد آزمون های همبستگی و رگرسیون قرار گرفته است. براساس یافته ها، در بین متغیرهای معماری مورد بررسی این پژوهش، به ترتیب عرض، مساحت و محیط آتریوم، دارای بیشترین تأثیر بر نیاز روشنایی هستند و زاویه جهت گیری آتریوم، تأثیر چندانی بر عملکرد روشنایی ساختمان نداشته است. آتریوم های شبیه سازی شده، از 4 درصد تا 17 درصد نیاز روشنایی را کاهش داده اند. بر اساس یافته ها، می توان نتیجه گیری کرد که قرار دادن کشیدگی آتریوم در حدود راستای شرقی-غربی و متمایل کردن شکل پلان آتریوم به مربع، باعث بهبود کارایی روشنایی آتریوم در شهر رشت می شود. همچنین، در انتهای این پژوهش، مدل های پیش بینی نیاز روشنایی، ارائه گردیده است.
۷۶۸.

تبیین کارکردهای اجتماعی عکس های دوروتیا لانگ در مواجهه با رکود بزرگ اقتصادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۹
این مقاله به بررسی کارکردهای اجتماعی عکاسی مستند، با تمرکز بر آثار دوروتیا لانگ در دوران رکود بزرگ اقتصادی، می پردازد. رکود اقتصادی بزرگ دهه 1930، میلیون ها نفر از کشاورزان و کارگران را با بیکاری، فقر و مهاجرت اجباری مواجه ساخت. در این شرایط، دولت ایالات متحده پروژه ای تحت نظارت اداره حفاظت از مزارع FSA برای مستندسازی واقعیت های زندگی مردم و جلب حمایت عمومی به اجرا گذاشت. دوروتیا لانگ، به عنوان یکی از برجسته ترین عکاسان این پروژه، توانست به بازنمایی عمیق شرایط دشوار خانواده های محروم بپردازد و صدای بی صدایان جامعه را به گوش مردم و سیاست گذاران برساند. مسئله اصلی پژوهش، تحلیل نقش عکاسی مستند در بازتاب مسائل اجتماعی و تاثیر آن بر آگاهی عمومی و تغییرات اجتماعی است. هدف اصلی این تحقیق، شناخت کارکردهای اجتماعی عکاسی مستند و نقش دوروتیا لانگ در بازتاب شرایط اجتماعی زمان خود است. پرسش های پژوهش: 1. چه کارکردهایی برای عکاسی مستند در حوزه مسائل اجتماعی قابل شناسایی است؟ 2. چگونه آثار دوروتیا لانگ در دوران رکود بزرگ به بازتاب مسائل اجتماعی و تاثیرگذاری بر جامعه پرداخته اند؟ 3. چگونه عکاسی مستند می تواند به آگاهی بخشی و ایجاد تغییرات اجتماعی کمک کند؟ روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و رویکرد این پژوهش به صورت بنیادی و بر اساس نظریه جامعه شناختی بوده و از روش نمونه گیری موردی برای بررسی آثار دوروتیا لانگ استفاده شده است. ابزار گردآوری اطلاعات از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که آثار لانگ صرفاً بازنمایی بحران اقتصادی نبوده، بلکه نقشی فعال در برانگیختن احساس همدلی عمومی، افزایش آگاهی اجتماعی و حتی تأثیرگذاری بر سیاست گذاری های حمایتی دولت داشتند. بنابراین، همکاری دوروتیا لانگ با گروه FSA در بستر رکود بزرگ، نمونه ای شاخص از قدرت عکاسی مستند به عنوان ابزاری برای ایجاد تغییرات اجتماعی و فرهنگی است؛ ابزاری که همچنان در جهان امروز قابلیت تأثیرگذاری و الهام بخشی دارد.
۷۶۹.

حفاظت و توسعه جامعه مبنا؛ به سوی برنامه ریزی مشارکتی در مدیریت میراث شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۳
رویکرد حفاظت و توسعه یکپارچه هرچند مفهومی جامع را به خود اختصاص می‌دهد اما همچنان در معرض چالش‌های دوگانه "حفاظت" و "توسعه" قرار دارد که خود نشان‌دهنده ضعف‌های ساختاری در این رویکرد است. از مهم‌ترین این ضعف‌ها، نادیده انگاشتن جوامع در مدیریت تغییرات ناشی از حفاظت و توسعه و توانایی جامعه، به خصوص جامعه محلی در یکپارچه‌سازی حفاظت و توسعه است. این پژوهش سعی دارد با معرفی رویکرد نوین حفاظت و توسعه جامعه‌مبنا، به تعادل‌بخشی حفاظت و توسعه میراث شهری با تاکید بر برنامه‌ریزی مشارکتی بپردازد. از این رو، هدف اصلی پژوهش دستیابی به چارچوب مفهومی حفاظت و توسعه جامعه‌مبنا بوده و نیل به آن مستلزم پاسخ‌دهی به این سوال است که اصول و مولفه‌های تاثیرگذار در رویکردهای "حفاظت و توسعه یکپارچه" و "مشارکت اجتماعی" چیست؟ و همپیوندی آن‌ها چگونه می‌تواند مبنای ایجاد رویکردی واحد در مدیریت میراث شهری باشد؟ با توجه به سوالات مطرح شده، این مقاله روش کیفی را اتخاذ کرده و بر مبنای پژوهش‌ها و نظریات پیشین ساختار یافته است. سازماندهی مطالعات پیشین و ارائه آن در قالب چارچوب مفهومی، از طریق راهبرد استدلال منطقی و با هم‌پیوندی مولفه‌های شناسایی شده از سه متغیر "حفاظت و توسعه یکپارچه"، "برنامه‌ریزی مشارکتی" و "حفاظت مشارکتی" بوده است. دستاورد این پژوهش، ارائه چارچوب حفاظت و توسعه جامعه‌مبنا بوده که در بر گیرنده معیارهای مشارکت جوامع در ذیل چهار اصل حفاظت و توسعه یکپارچه تدوین شده است. بر این اساس، اصول این چارچوب مستلزم 1- شناخت ارزش و اهمیت معنایی میراث از طریق بازتعریف ویژگی‌ها، توانمندسازی مردم محلی و با تاکید بر دانش غیر تخصصی؛ 2- پایبندی به اصول مدیریت شهرهای تاریخی از طریق اطمینان از تحقق‌پذیری، نظارت محلی و افزایش مسئولیت‌پذیری در مدیریت شهری؛ 3- پایبندی به اهداف توسعه پایدار از طریق کاهش نابرابری‌های توسعه اجتماعی، ارتقای تعاملات اجتماعی و بازگرداندن سرزندگی به بافت شهری تاریخی و در نهایت 4- برطرف‌سازی تعارضات حفاظت و توسعه از طریق ایجاد گفتمان میان ذی‌نفعان، متعادل‌سازی سیاست‌ها در چارچوب تصمیم‌گیری و یکپارچه‌سازی حفاظت و توسعه متناسب با نیازها، مسائل و مشکلات جامعه خواهد بود.
۷۷۰.

واکاوی مفهوم فردیت در فیلم «مهمان مامان» اثر مهرجویی با اتکا به آرای هگل در باب عاملیت در «فلسفه حق»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۷۹
ساختار فیلمنامه فیلم مهرجویی تناسبی با ساختار کلاسیک روایت سینمایی ندارد. نه دارای کاراکتر اصلی است و نه کاراکتر «مامان» آن طور که در آن ساختار رواج دارد، فعال است. کشمکش هایی که برای او اتفاق می افتند عمدتا بر اساس کنش سایر کاراکترهاست و او نقشی در آنها ندارد و درنهایت هم با مشارکت شخصیت های دیگر است که آن کشمکش ها حل می شوند. در این مقاله این ادعا مطرح می شود که این ساختار بدیل را می توان با اتکا به نظر هگل در باب عاملیت مدرن شرح داد. قرار است به این سوال پاسخ داده شود که آیا با آن نوع از عاملیت که هگل مطرح می کند، نور تازه ای بر این فیلم تابانده می شود؟ هگل در «فلسفه حق» سه نوع حق را درنظر می گیرد که هر یک مربوط با یکی از مراتب سه گانه فردیت هستند. این سه گانه با نظام دیالکیتک هگل، یعنی کلیت، جزییت، و فردیت همخوانی دارند و هگل با بررسی جداگانه هریک از آنها تلاش می کند نشان دهد هر یک به چه دلیل نیازمند رفع هستند تا به الگویی برسد که مناسب عاملیت در جهان مدرن باشد. او در نهایت شکلی از فردیت را درنظر می گیرد که دیگری یا جامعه را مندرج در خود می بیند. مشارکت فرد در امور جامعه به طریقی که هگل مدنظر دارد منافی خودآیینی فرد نیست بلکه با اتکا به دو مدل خودآیینی بالا به پایین و پایین به بالا، فرد که از نظر هگل دیگری را همواره در دل خود دارد، خود را در جامعه مدرن می یابد. درنتیجه، هدفِ این مقاله، نشان دادنِ این نکته است که فیلم مهمانی مامان دارای ویژگی هایی در روایت و شخصیت پردازی است که می توان در آن دقیقه هایی از خودآیینی مدنظر هگل در آن دید؛ صاحبخانه هایی که به بهانه مهمان جدید، با مشارکتی که در امر پذیرایی از آنها دارند، خود مهمان سفره ای می شوند که هریک گویا مدت هاست آرزوی آن را دارند.
۷۷۱.

دگرگونی مناسبات مکانی در تعزیه معاصر: تحلیلی از دیدگاه ادوارد تی. هال و تأثیرات آن بر تعامل مخاطب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۸
این پژوهش قصد دارد با مطالعه رمزگان های مکانی در نظام های دلالی اجرای تعزیه در ایران، به تحلیل چگونگی دگرگونی و تحول کارکردی آن ها در راستای شکل گیری و انتقال محتوا و همچنین تقویت تعامل دوسویه با مخاطب در فرهنگ ایرانی بپردازد. بر این مبنا به تبیین ویژگی های مکان اجرا در فرآیند تولید معنای این گونه نمایشی، از دل مکان های بسته (همچون تکایا و حسینیه ها) به درون مناسبات اجتماعی و زندگی روزمره در سال های اخیر خواهد پرداخت. رویکرد نظری بحث به طور عمده برگرفته از مطالعات ادوارد تی. هالِ مردم شناس در تحلیل رمزگان های موقعیت مکانی و دیگر صاحب نظران عرصه اجرا و نیز هنر تعزیه، امکان تحلیل چگونگی تأثیرگذاری دلالت گرهای مکانی را در فرآیند اجرای تعزیه معاصر مهیا خواهند نمود. روش تحقیق کیفی این پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی است که ضمن تبیین نظام های ارتباطی مکانی در حوزه مطالعاتی اجرا، به تحلیل این ویژگی ها در شیوه دگرگونی ظرفیت های نمایشی تعزیه امروز پرداخته خواهد شد. یافته های تحقیق گویای این واقعیت هستند که در شکل های اجرای سنتی (عرف گرای) تعزیه به مثابه یک هنر آیینی- مذهبی، مکان ثابت و نیمه ثابت به عنوان نظام نحوی غالب دلالت گرهای مکانی اثر گذار بوده است. با ورود تعزیه به درون زندگی شهری، عنصر مکان در این شکل از هنرهای نمایشی ایرانی، دیگر به مفهوم فضا کارکرد گذشته خود را ندارند. در واقع تعزیه معاصر با ظرفیت های اجراییِ تعاملی خود به واسطه مکان زدایی و حرکت از یک معماری ثابت به یک فضای عمومی، سبب تغییر کارکرد مکان نمایشی از فضا به عنوان یک ارگانیک غیرفعال به یک موجودیت غیر ارگانیک فعال یعنی زنده و قابل لمس، به معنای یک محیط یا زیست-مکان نمایشی، گردیده و موجب گسترش مشارکت و آزادی تماشاگر در فرآیند اجرا می شوند.
۷۷۲.

بازشناسی و خوانش مؤلفه های تصویری قلمدان کیانی در دوره ناصرالدین شاه و هنرمند آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۲۶
آثار هنری، جدا از جنبه های تاریخی آن، یکی از نمودهای فن و هنر در تاریخ نقاشی و قلمدان نگاری ایرانی هستند. قلمدان نگاری های ایرانی دارای نقوشی ظریف، زیبا و ویژگی های مفهومی و نمادین از زمانه خود است. این پژوهش به مطالعه قلمدان نگاری ایرانی و قلمدان کیانی، اثر سید محمد پرداخته است. این قلمدان نفیس و نادر، در تصویر مرکزی روی قاب قلمدان، ناصرالدین شاه را روی تخت کیانی نشان می دهد. در اطراف این تصویر، تصاویری از شاهان باستانی و افسانه ای ایرانی مانند کیکاووس و کیخسرو از شاهنامه فردوسی، در قاب مرکزی تصویر شده اند. همچنین دراویش مطرح ایرانی نیز در این قلمدان تصویر شده اند که تأکیدی بر شیعی نگاری است. هدف از این پژوهش معرفی قلمدان کیانی و پی بردن به شاخصه های آن، مطالعه تصاویر و ارتباط آن با ادبیات اسطوره ای ایران، شیعی نگاری و نگاره خود نقاش در داخل قلمدان است. سؤالات این پژوهش عبارت اند از: 1. ویژگی های ساختاری، فنی و محتوایی قلمدان کیانی کدم اند؟ 2. هنرمند قلمدان کیانی کیست و ویژگی های هنری آثار او چیست؟ روش تحقیق در این پژوهش توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و بررسی نمونه موزه ای قلمدان نفیس کیانی انجام شده است. شیوه تحلیل قلمدان نگاری بر اساس اصول و قواعد تجسمی به کاررفته در ویژگی های ظاهری قلمدان کیانی و ارتباط آن با ادبیات تاریخی و عرفانی ایرانی است. نتایج پژوهش نشان داد، این قلمدان با تأثیرپذیری از ادبیات و عرفان ایرانی در تلفیق با هنر پیکرنگاری درباری دوره قاجار تصویر شده است. ارتباط دربار ناصرالدین شاه با شاهان افسانه ای ذکرشده در شاهنامه و خمسه نظامی در بخش شاهان در بیرون قلمدان و ارتباط اشعار عطار با دراویش ایرانی نعمت اللهی که در دوره زند و ابتدای قاجار مورد آزار قرارگرفته اند، تصویر شده و به عنوان یادبودی برای آنان به شمار می آید. این قلمدان دارای امضای فردی به نام سید محمد است که تصویر خود را به صورت خودنگاره در داخل قلمدان تصویر کرده و به نظر می رسد با توجه به تصویر محمد اسماعیل در قلمدان دیگری، این دو دارای شباهت سبک کاری بوده و هنرمندانی مستقل باشند.
۷۷۳.

شناختِ شفافیت و شاخصه های آن در مسکن بومی شهرستان تالش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۶۷
«شفافیت» ازجمله مفاهیمی است که در معماری معاصر موردتوجه ویژه قرار گرفته است. در طراحی و ساخت بناهای امروزی، به ویژه در حوزه مسکن، تمرکز بیش از حد بر ویژگی های کمّی و الزامات فیزیکی موجب کاهش کیفیت های فضایی شده است. بهره گیری از شفافیت در طراحی می تواند یکی از راهکارهای ارتقای کیفیت فضایی در بناهای مسکونی باشد. شفافیت در معماری دارای سطوح و مؤلفه های گوناگون است و این مفهوم در معماری بومی گیلان به شیوه ای خلاقانه نمود یافته است؛ از این رو، شناخت و بررسی آن در معماری بومی و بهره گیری از دستاوردهای آن در طراحی معاصر می تواند به ارتقای کیفیت فضایی بناهای امروزی بیانجامد. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی شاخصه های شفافیت در معماری و بررسی آن ها در مسکن بومی شهرستان تالش به عنوان نمونه موردی است. بدین منظور، با راهبرد روش پژوهش کیفی، در مرحله نخست مفهوم شفافیت و شاخصه های آن به روش توصیفی-تحلیلی تبیین و تدوین شده است. ابزار گردآوری داده ها در این مرحله منابع کتابخانه ای بوده است. در مرحله بعد، مؤلفه ها و شاخصه های به دست آمده در 10 خانه بومی واقع در بخش جلگه ای شهرستان تالش مورد بررسی قرار گرفت و نمودهای کالبدی و فضایی شفافیت در این بناها معرفی و تحلیل شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که شفافیت در معماری بومی شهرستان تالش در سطوح متنوعی تجلی یافته است. از مهم ترین این سطوح می توان به شفافیت کالبدی-سازه ای اشاره کرد که در قالب عناصر معماری جداره هم چون: بازشوها، ایوان، غلام گردش، تلار و طاقچه نمود پیدا کرده است. شفافیت بصری-ادراکی نیز ازطریق ایجاد روزن ها و گشودگی ها، پنجره، ایوان، تلار و تداوم دید در فضا ایجاد شده است. هم چنین، شفافیت رفتاری-عملکردی با بهره گیری از عناصری نظیر: ایوان، غلام گردش، راه پله، تلار و پیوستگی فضاها تحقق یافته است؛ درنهایت، شفافیت معنایی-مفهومی که درمیان سطوح یادشده کمترین حضور را دارد، صرفاً در قالب عناصری هم چون سطوح مشبک و کاربرد رنگ جلوه گر شده است.
۷۷۴.

چالش های مدیریت پسماند در شهر مشهد: یک مطالعه کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۷۲
با افزایش روند شهری شدن در جهان، میزان مصرف در حال افزایش است. یک پیامد اجتناب ناپذیر مصرف بیشتر، افزایش سریع مقدار زباله جامد تولیدی است. امروزه شرایط مدیریت پسماند در کشورهای درحال توسعه نامناسب است. طی دو دهه اخیر، علیرغم فعالیت های سازمان مدیریت پسماند و سازمان فرهنگی شهرداری مشهد برای ترویج تفکیک زباله و مدیریت صحیح پسماند، نرخ تفکیک زباله از مبدأ در شهر مشهد در حد قابل قبول نیست و نیاز است به بررسی چالش های مدیریت پسماند است تا مشکلات و دلایل مدیریت نامناسب پسماند در شهر مشهد شناسایی شود. هدف اصلی تحقیق شناسایی چالش های مدیریت پسماند و دلایل آن در شهر مشهد است. داده های این مطالعه کیفی از طریق مصاحبه عمیق گردآوری شده و از روش تحلیل مضمون برای تحلیل داده ها استفاده شده است. با کمک نمونه گیری هدفمند و با معیار اشباع نظری با 25 نفر از مصاحبه شوندگان مصاحبه انجام شد و نهایتاً داده های گردآوری شده در قالب دو مضمون فراگیر و هشت مضمون سازمان دهنده، کدگذاری و تحلیل گردید. نتایج تحقیق درباره مشکلات مدیریت پسماند در مشهد نشان می دهد که چهار مضمون سازمان دهنده رفتارهای ناپایدار زیست محیطی شهروندان، نارسایی قانونی-ساختاری، ناکارآمدی اجرایی و مشکلات مرتبط با زائران در ایام پیک مهم ترین چالش های مدیریت پسماند در شهر مشهد هستند. همچنین چهار مضمون سازمان دهنده خلأهای فرهنگی و اجتماعی، نگاه کالایی و درآمدی به پسماند، بازدارندگی پایین قوانین و ضعف سازمانی مهم ترین دلایل چالش های مدیریت پسماند در شهر مشهد است.
۷۷۵.

نقش سن و جنسیت در ادراک حسی و تجربه زیسته کاربرانِ میدان های بهارستان و امام خمینی (ره) تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۸۳
مقدمه: ادراک فضا در میدان های تاریخی شهری، حاصل تعاملات بدنی، حسی و حافظه ای انسان با محیط پیرامون است و فراتر از تحلیل های صرفاً بصری یا کالبدی عمل می کند. در این میان، میدان های منطقه ۱۲ تهران، به ویژه میدان های دارای کارکردهای سیاسی و فرهنگی، فرصت مناسبی برای مطالعه تجربیات ادراکی شهروندان فراهم می آورند. عنصر آب به عنوان یک مؤلفه طبیعی و چندحسی، نقشی کلیدی در تقویت این تجربیات دارد، اما اغلب در طراحی های معاصر مورد غفلت قرار گرفته است. هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی نقش ادراک حسی و عناصر خاطره ساز، به ویژه آب، در شکل گیری تجربه زیسته کاربران دو میدان بهارستان و امام خمینی (سابقاً توپخانه) انجام شده است. پرسش های اصلی پژوهش بر چگونگی تأثیر حضور آب بر تجربه فضایی، عوامل مؤثر بر این تجربه، و تفاوت های ناشی از سن و جنسیت در تفسیر فضا تمرکز دارد. روش شناسی: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی بوده و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه ای ساخت یافته با چهار محور اصلی است: انتظارات کاربران از میدان، اولویت های طراحی منظر، عناصر حافظه ساز، و نقش آب در تجربه زیسته. نمونه شامل ۵۹ کاربر میدان ها در ساعات مختلف روز بوده که با ترکیب روش های هدفمند و تصادفی انتخاب شده اند. تحلیل داده ها به صورت آماری-توصیفی انجام گرفته است. یافته ها و بحث: یافته ها نشان دادند که آب با فعال سازی هم زمان چند حس، موجب ایجاد تجربه ای لذت بخش و به یادماندنی می شود. تفاوت هایی میان گروه های سنی و جنسی در نوع ادراک حسی نیز مشاهده شد. همچنین کیفیت، فرم و نگهداشت آب نماها تأثیر قابل توجهی بر عمق تجربه فضایی داشتند. نتیجه گیری: طراحی فضاهای عمومی، به ویژه در بافت های تاریخی، باید بر پایه درک چندحسی، پویایی اجتماعی، خاطره پذیری و پاسخ گویی به نیازهای روانی کاربران شکل گیرد. عنصر آب می تواند به عنوان عاملی مؤثر در تقویت حضور، هویت مکان و پیوندهای عاطفی کاربران با فضا عمل کند. توجه به ابعاد غیرکالبدی در طراحی، زمینه ساز ارتقای کیفیت تجربه شهری، افزایش حس تعلق و پایداری استفاده از فضا خواهد بود.
۷۷۶.

بررسی برازش مدل حکمروایی خوب شهری با رویکرد زمینه گرا و تحلیل معادلات ساختاری (مطالعه موردی: شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۷۳
مقدمه: در دهه های اخیر، ناکارآمدی مدیریت شهری سنتی و پیچیدگی جوامع، ضرورت بهره گیری از رویکردهای نوین مدیریتی را آشکار کرده است. در این راستا حکمروایی خوب شهری، رویکردی کثرت گرا و زمینه مند است که با تأکید بر تعامل میان بخش های دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی به دنبال تحقق توسعه انسانی پایدار است. بخش دولتی با ایجاد بسترهای حقوقی و قانونی، هدایت فعالیت های اقتصادی و اجتماعی، امنیت و دسترسی به خدمات عمومی را تضمین می کند. بخش خصوصی با همکاری جامعه مدنی، نقش مکمل و مؤثری در افزایش مشارکت، ارتقای پاسخگویی، بهبود شفافیت و کارآمدی مدیریت شهری دارند. هدف پژوهش: این پژوهش در ادامه مطالعه پیشین، که مؤلفه های حکمروایی خوب شهری در سنندج را احصا کرده بود، با هدف اعتبارسنجی همان مؤلفه ها و مدل حکمروایی خوب شهری در سنندج انجام شده است. روش شناسی: این مطالعه به صورت همبستگی و با روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. پرسشنامه ای محقق ساخته شامل ۸۱ شاخص در ۱۸ مؤلفه، براساس یافته های پژوهش پیشین، میان ۲۸۰ مدیر و کارشناس شهرسازی سنندج تکمیل شد. اعتبار و پایایی ابزار با شاخص هایی از جمله آلفای کرونباخ تأیید شد و تحلیل داده ها با نرم افزارهای SPSS و Smart PLS انجام گرفت. یافته ها و بحث: نتایج نشان داد مدل حکمروایی خوب شهری سنندج از اعتبار و کفایت پیش بینی مناسبی برخوردار است. توسعه خلاق، مشارکت شهروندان و یادگیرندگی بیشترین نقش را در تبیین حکمروایی خوب شهری داشتند. توانمندسازی سرمایه انسانی، ایجاد سامانه تعاملی هوشمند، به کارگیری تحلیل های پیشرفته و حرکت به سوی مدیریت یکپارچه شهری از عوامل اصلی ارتقای کارآمدی مدیریت و تحقق حکمروایی خوب هستند. نتیجه گیری: مدل حکمروایی خوب شهری سنندج علاوه بر اعتبار ساختاری و محتوایی، ظرفیت اجرایی لازم برای تحلیل و ارتقای فرآیندهای شهری را دارد و می تواند ابزاری راهبردی برای سیاست گذاران، مدیران و پژوهشگران در تصمیم گیری های شهری باشد و تحقق حکمروایی خوب شهری در سنندج و شهرهای مشابه را تسهیل کند.
۷۷۷.

ریشه یابی مفهوم شاخ (گاو و بز) در فرهنگ اسطوره ای ایران و بین النهرین

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۴۹
نقش جانوران شاخ دار ازآغاز تاریخ، موضوع آثار هنری پیش از تاریخ بوده و نمایش این جانوران علاوه بر نماد باروری، به سبب تاثیر عقاید جادویی یا مذهبی انجام می گرفته؛ همچنین شاخ قوچ و گاو را نماد آفرینش و شعاع نور دانسته اند. نشانه های زیادی از قوچ، گاو و شاخ هایشان از دوران باستان برجای مانده است. با توجه به تقدس و اهمیت گاو و بز، از دوران کهن تاکنون و استفاده از نقش آن ها در آثار باقی مانده از فرهنگ های مختلف، اولا، چرا شاخ این حیوانات به عنوان یک نماد مهم، به عنوان یک عنصر مقدس شناخته شده است؟ در آثار دوره های بعد نیز این عنصر را می بینیم که در کنار ماه یا خورشید قرار گرفته و مهم شمرده شده اند. دوم، این سوال وجود دارد که چرا امروزه هم با این واژه مواجهیم: «شاخ خوش یمن است، خوش شانسی می آورد»، ریشه این تفکر در چیست؟ هدف از این پژوهش ریشه یابی معنا و مفهوم شاخ به عنوان یک عامل مقدس از دوران کهن تا کنون است و در آثار هنری و فرهنگی قبل از تاریخ تا به امروز مورد توجه قرار گرفته است. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی است. جمع آوری اطلاعات با استفاده از منابع متنی، تصویری، به شیوه کتابخانه ای و میدانی از موزه ها و منابع اینترنی، پرداخته شده است. براساس جامعه آماری از تصاویر یافت شده، آثار باقی مانده درخصوص مفاهیم جانوری در حوزه پیکرنگاری و نقش برجسته، سفالگری و مفرغ های لرستان در ایران و بین النهرین مشاهده می شوند؛ نتیجه پژوهش، ریشه یابی مفهومی «شاخ»، از نمادهای کهن در زندگی مردم پیش از تاریخ تا به امروز است.
۷۷۸.

شناسایی عناصر مؤثر بر خوانایی ساکنین در بافت تاریخی - مرکزی شهر تبریز با استفاده از تکنیک نقشه شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۶
یکی از نگرانی های فزاینده در شهرهای ایران، توسعه غیرقابل کنترلی است که مکان های تاریخی را برای عابرین پیاده، ناخوانا کرده و تصور ذهنی آن ها از این مکان ها را به مرور زمان کمرنگ تر ساخته است.از این رو مقاله حاضر در تلاش است که به شناسایی عناصر خوانایی در بافت تاریخی- مرکزی شهر تبریز بپردازد چراکه ساخت و ساز و باسازی های مذکور در بافت های تاریخی شهرها باید با شناسایی و اقدام صحیح عوامل و مولفه ها، علاوه بر عدم آسیب به خوانایی موجود، موجب تحکیم حس خوانایی و یکپارچگی در مقیاس های مختلف محلات تا شهر شوند. تحقیق حاضر به شیوه کیفی؛ ترسیم نقشه شناختی در میان 50 نفر از ساکنان بخش مرکزی شهر تبریز و تحلیل نتایج آن با استفاده از رگرسیون خطی در نرم افزار Spss پرداخته است.یافته های تحقیق نشان می دهد که مهم ترین عنصر خوانایی در شناخت ذهنی ساکنین بافت تاریخی، عنصر گره با امتیاز (426/0) است که بر اساس ویژگی های تاریخی، فعالیتی یا تجاری و ارتباطی آن ها به عنوان مکان توقف، اقامت، مشارکت و تعامل با بافت شهری شناسایی شده-اند. گره های ارتباطی، توجه ناظران را به دلیل موقعیت مرکزی آن و عملکرد مهم برای حرکت پیاده جلب کرده و نیز تحت تأثیر تراکم و انواع فعالیت ها در گره ها و بویژه مقیاس عناصر می باشد. همچنین یافته های تحقیق حاکی از آن است که خوانایی یکی از ویژگی های مهم برای ایجاد محیط منسجم در بافت تاریخی شهر تبریز است. بنابراین جهت جذاب تر و خواناتر کردن مراکز شهرها بر بازسازی و حفظ گره ها به عنوان ویژگی ساخت مکان در بافت تاریخی مرکز شهر تأکید دارد.
۷۷۹.

رابطه الگوهای فعالیتی در فضاهای شهری مجاور مساجد تاریخی با حس معنویت مبتنی بر نحو فضا، مورد مطالعه: میدان نقش جهان اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۵۸
در شهرهای امروز رابطه میان مساجد و فضاهای شهری اطراف گسسته شده است. احیای نقش تعاملی مساجد و فضاهای شهری نیازمند مطالعه اجزای مختلف این رابطه است. در این میان، نقش فضاهای مفصلی، از جمله جلوخان، موضوعی است که کمتر بدان پرداخته شده است. هدف این مقاله، شناخت رابطه ساختار فضایی، الگوهای رفتاری شهروندان و رابطه آن با حس معنویت در ارتباط میان مسجد و فضای شهری در نظام معماری سنتی ایران است. ازاین رو، فضای مجاور مساجد میدان نقش جهان به عنوان نمونه عالی شهرسازی ایرانی-اسلامی برای مطالعه این موضوع برگزیده شده است. این پژوهش، کاربردی و از حیث روش تلفیقی محسوب می شود. داده های الگوهای رفتاری توسط مشاهده غیرمستقیم، داده های حس معنویت به وسیله پرسش نامه محقق ساخت و پیکره بندی فضایی نیز با روش نحو فضا گردآوری شده است. رابطه متغیرهای پژوهش از طریق آزمون همبستگی پیرسون تحلیل شده است. یافته های تحقیق نشان می دهند که در میدان نقش جهان اصفهان، فضای شهری مجاور مساجد نقش قابل توجهی در ایجاد حس معنویت در شهروندان دارد و جلوخان مساجد مورد مطالعه (مسجد امام و مسجد شیخ لطف الله) از این نظر دارای کیفیت بالایی هستند. در میان عوامل تأثیرگذار بر حس معنویت، عوامل روانی نسبت به عوامل کالبدی دارای تأثیر بیشتری هستند. در میدان نقش جهان اصفهان، میان هم پیوندی و حس معنویت رابطه معناداری برقرار است، اما این رابطه میان متغیر اتصال با حس معنویت وجود ندارد. همچنین رابطه مستقیم میان هم پیوندی و بروز فعالیت های اختیاری و اجتماعی مطابق نظریه گل، در این میدان تأیید می شود.
۷۸۰.

اصول راهبردی مکان یابی مساجد جامع در شهر اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۹
مقدمه: مسجد جامع به مثابه مهم ترین نهاد عبادی و اجتماعی شهر اسلامی، نقشی فراتر از یک بنای مذهبی دارد و همواره کانون هویت بخشی، انسجام اجتماعی و سازمان دهی فضایی شهر به شمار می رود. با وجود چنین اهمیتی، مکان یابی نامناسب بسیاری از مساجد جامع در شهرها موجب بروز چالش هایی در حفظ نقش و جایگاه آنها شده است. از این رو ضرورت دارد اصول راهبردی مکان یابی مسجد جامع مبتنی بر احکام فقه اسلامی و الزامات شهرسازی بازخوانی و تدوین گردد. هدف پژوهش: هدف این پژوهش دستیابی و درجه بندی اصول مکان یابی مساجد جامع در سطح راهبرد است که بر اساس احکام فقهی و توأمان با معیارهای معماری و شهرسازی معاصر قابل تبیین باشند. روش شناسی: پژوهش از نظر هدف، کاربردی و مبتنی بر روش های کیفی و تحلیلی است. راهبرد اصلی تحقیق، استدلال منطقی بر پایه اصل استقراء احکام از منابع استوار بوده و در هر بخش از مباحث، روش متناسب اتخاذ گردیده است. داده ها از طریق بررسی متون فقهی و منابع تخصصی معماری و شهرسازی به روش کتابخانه ای گردآوری و در قالب سه دسته اصلی در جدول های مربوطه طبقه بندی و کدگذاری شده اند. در نهایت پس از برقراری تناظر میان آنها، سنجش و ارزیابی بعمل آمده تا اصول مکان یابی مساجد جامع بر اساس احکام فقهی متناظر، بر اساس اولویت درجه بندی شوند. یافته ها و بحث: محوریت مسجد در شکل گیری شهر اسلامی و مرکزیت فضایی و هندسی آن در شهر، نقش چندعملکردی آن، سهولت دسترسی برابر برای تمام شهروندان و نقش وحدت بخش و هویت ساز مسجد از برجسته ترین اصول در مکان یابی مساجد جامع هستند. نتیجه گیری: از طریق تطبیق احکام راهبردی فقهی با اصول تخصصی شهرسازی چارچوبی جامع برای مکان یابی مطلوب مساجد جامع فراهم شده است که هم ریشه در آموزه های اسلامی دارد و هم پاسخگوی نیازهای فضایی و اجتماعی شهرهای امروز خواهد بود. اصول این چارچوب در سه دسته ی کلی شامل اصول ساختاری-کالبدی، اصول کارکردی-عملکردی و اصول محتوایی-معنایی تبیین شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان