ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۳۰٬۸۱۱ مورد.
۸۲۱.

ارزیابی آسیب پذیری مناطق شهری در برابر سیلاب با استفاده از GIS و مدل AHP؛ مطالعه موردی: شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۷۶
هدف: با توسعه روزافزون جوامع انسانی و پیچیدگی روابط درونی و خارجی آن ها، مدیریت و برنامه ریزی به منظور کاهش سوانح و اثرهای آن بر سکونتگاه های انسانی، به مسئله ای ضروری تبدیل شده است. با توجه به افزایش خطرپذیری سکونتگاه های شهری در برابر سوانح و نقش حیاتی سیلاب ها در اکوسیستم های طبیعی، این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر آسیب پذیری ناشی از سیلاب و ارزیابی میزان آسیب پذیری مناطق مختلف شهر قزوین انجام شده است. تمرکز اصلی پژوهش بر شناسایی و تحلیل متغیرهای تأثیرگذار بر آسیب پذیری و تهیه نقشه پهنه بندی مناطق آسیب پذیر است. روش پژوهش: این پژوهش ماهیت تکنیکی و کاربردی-توسعه ای دارد و بر روش های آماری و کتابخانه ای متکی است. ابتدا، شاخص های آسیب پذیری از مقالات و منابع معتبر علمی استخراج شدند. برای دستیابی به هدف پژوهش، دو معیار اصلی آسیب پذیری و در معرض خطر بودن، همراه با 21 زیرمعیار شناسایی و تحلیل شدند. این معیارها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در نرم افزار Expert Choice وزن دهی شدند و داده های حاصل در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) پردازش گردیدند. خروجی نهایی این فرایند، نقشه پهنه بندی خطر سیلاب برای شهر قزوین است. یافته ها: دستاورد این مقاله شناسایی مجموعه ای از متغیرها برای ارزیابی آسیب پذیری ناشی از سیلاب و نحوه تأثیر آن ها است. بررسی این متغیرها نشان داد که مناطق جنوبی و غربی شهر قزوین در صورت وقوع سیلاب بیشترین آسیب پذیری را دارند و درصد قابل توجهی از مساحت شهر در دسته بندی آسیب پذیری بالا قرار می گیرد. این یافته ها بیانگر نیاز مبرم به برنامه ریزی جامع و استفاده از فناوری های نوین برای مدیریت خطرات سیلاب است. نتیجه گیری: با توجه به قرارگیری شهر قزوین در اراضی دشتی و تأثیر رواناب های ناشی از بارش در محدوده شهری، اهمیت بررسی آسیب پذیری شهر و مدیریت مخاطرات سیلاب ضروری است. این پژوهش بر ضرورت بهره گیری از فناوری های نوین و مدیریت یکپارچه شهری تأکید دارد. استفاده از ابزارهای مدرن مانند GIS و مدل AHP در تحلیل فضایی و تصمیم گیری، امکان شناسایی دقیق مناطق پرخطر و برنامه ریزی بهینه را فراهم می کند. پیشنهادهایی ازجمله کاهش تراکم در مناطق پرخطر مانند حریم رودخانه ها، نوسازی بافت های فرسوده، افزایش نفوذپذیری شبکه معابر، مکان یابی مناسب کاربری های حساس و تدوین قوانین ساخت وساز می تواند به کاهش خسارات مالی و جانی ناشی از سیلاب کمک کند.
۸۲۲.

توسعه انگلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۵۹
حرف توسعه که می آید، ناخودآگاه همه ذوق می کنند که قرار است وضعشان بهتر شود. مظاهر توسعه می آید و زندگی دشوار گذشته پایان می یابد. علم و منافع تمدن علم محور جانشین زندگی سنتی با رشد تدریجی و کند می شود. توسعه گران برای دریافت حمایت های بیشتر و رفع موانعی که در روند توسعه و در واقعیت ملموس از سوی مردم برای آنها پدید می آید، به سرعت سراغ مظاهر توسعه می روند. پیش از آن که بنیان های توسعه به تولید مظاهر خود بپردازند، نمادهای جدید از سوی توسعه گر در قلمرو او گسترده می شود. توسعه های بزرگ اقتصادی تک پایه، مانند کارخانجات و صنایع بزرگ، پس از مکان یابی برای پشتیبانی نیروی کار خود اقدام به ساخت شهرها یا شهرک هایی می کنند تا کارگران و مهندسانشان در آنها اقامت کنند. فولادشهر و بهارستان اصفهان، الوند قزوین، سرچشمه کرمان و بسیاری نمونه های دیگر از این سنخ هستند. شهرهای جدید صنعتی که در وهله اول خوابگاهی هستند، توسط سرمایه گذار توسعه گر بنا می شوند و هزینه ساخت و نگهداری شهر نیز برعهده آنهاست. تدریجاً که شهر بزرگ می شود و مشاغل واسطه ای هم در آن مستقر می گردد، شهر از کمپ اختصاصی صنعت مستقل شده و ذیل قانون شهرداری ادامه مسیر می دهد؛ اگرچه در اغلب موارد بزرگترین مالک شهر، همچنان صنعت مادر آن است. شهرهای صنعتی، منظر دستوری و مهندسی خاص خود را دارند. تقریباً همه یک شکل و با سازمان مدرنیست فضایی ساخته می شوند، خیابان های شطرنجی با بلوک های همگن از حیث کارکرد. از آنجا که پایه گذاری شهر مهندسی است، کیفیت معماری و ساخت میانه بر آن حاکمیت دارد. همین ویژگی روحیه صنعتی و دستوری را بر کلیت شهر غلبه می دهد. در سیرجان اما، این سیاست کنار گذاشته شد. در دهه هفتاد شمسی معدن گل گهر با اقتصاد رو به تزاید در حاشیه آن بنیان گذاری شد و اینک بیش از سی هزار کارمند و کارگر دارد که با خانواده به یکصد هزار نفر می رسد. برای شهر دویست هزار نفری، افزوده شدن نیمی از جمعیت با تکانه های شدید همراه است. از این رو مدیریت معدن چه در قالب تکلیف قانونی برای تأمین بخشی از هزینه های رشد و چه در چارچوب مسئولیت اجتماعی به ارائه خدمات مختلف برای شهر پرداخت. اختلاط سبد کمک و تکلیف، دست مدیریت را برای تعیین نوع و اولویت خدمات بسیار گشود. در عین حال برگ برنده تأمین اعتبار به مدیریت معدن قدرت بلامنازع تصمیم گیری در اغلب شوراهای تصمیم سازی و تصمیم گیری اعطا کرد که آثار آن را در توسعه بی رویه شهر و اختلاط شهر و پیرامون بی رعایت قواعد متعارف شهری و گرانی زمین و مسکن می توان دید. در شرایطی که قوانین حکمروایی شهری در ایران از انسجام کافی برخوردار نیست، بروز پدیده توسعه های بخشی در حاشیه شهرها بیش از آن که منجر به ارتقای کیفیت شهر شود، با تحمیل مهاجرت های اجباری و تولید تقاضای جدید در سطح شهر، نه تنها به رونق زندگی پایه شهروندان نمی انجامد، بلکه مطالبه های جدیدتری در شهر ایجاد می کند که مدیریت شهری توان پاسخگویی به آن را ندارد. آن چه در فرایند این نوع توسعه انگلی، که از زیرساخت های شهر قدیم ارتزاق می کند نصیب شهر می شود، فضاهای نوظهور و غیرمتعارفی است که بی واسطه در کنار ساختارهای شهر شهر قدیم جای می گیرند. سازمان فضایی شهر نیز با رهاسازی همه قیود متعارف، به دنبال زمین ارزان، بیابان های اطراف را درمی نوردد و فاصله روستا و شهر را از میان می برد. توسعه انگلی چیزی از سازمان فضایی و منظر شهری باقی نمی گذارد نه شهر پیش اندیشیده جدید است و نه شهر تاریخی و توسعه یافته.
۸۲۳.

از فضاهای گمشده تا مکان های شهری: بازآفرینی مکان بر پایه تحلیل چندلایه فضاهای گمشده شهری (مطالعه موردی منطقه ۴ رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۸۳
بیان مسئله: بخش هایی از بافت های شهری ایران به رغم برخورداری از موقعیت مکانی مناسب و ظرفیت های بالقوه، در گذر زمان دچار افول کارکردی، گسست فضایی و حذف از تجربه روزمره شهروندان شده اند. این فضاها که در ادبیات شهرسازی معاصر به عنوان «فضاهای گمشده» شناخته می شوند، از منظر نظری و تجربی کمتر مورد واکاوی دقیق قرار گرفته اند. منطقه چهار شهر رشت نمونه ای عینی از بروز این پدیده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی فضاهای گمشده در منطقه چهار رشت، تبیین عوامل مؤثر بر شکل گیری آن ها، استخراج مولفه های مکان و ارائه راهکارهای مکان سازی با رویکردی چندسطحی انجام شده است. روش: این مطالعه از رویکرد کیفی با راهبرد تلفیقی بهره گرفته و شامل سه لایه تحلیلی مکمل، تحلیل مورفولوژیک با استفاده از ۱۶ شاخص شکل-زمینه؛ تحلیل پیوند فضایی به کمک تکنیک چیدمان فضا و تحلیل ادراکی-اجتماعی بر پایه مصاحبه های عمیق و ترسیم نقشه های ذهنی است. تحلیل مصاحبه ها به روش تحلیل تماتیک انجام شده و جهت پاسخ به سه پرسش کلیدی پژوهش به صورت مجزا بازخوانی و کدگذاری شده اند. یافته ها: نتایج پژوهش منجر به شناسایی یازده دسته فضای گمشده در منطقه چهار رشت شد. همچنین نتایج نشان داد سه بعد اصلی کالبدی-فضایی، عملکردی و اجتماعی-ادراکی در قالب ۲۶ عامل در ایجاد این وضعیت مؤثرند. تحلیل مضامین استخراج شده از مصاحبه ها، ده مؤلفه اصلی مکان را به عنوان مبنای مکان سازی تبیین نمود. راهکارهای طراحی، برنامه ریزی و مدیریتی نیز برای هر نوع فضای گمشده تدوین گردید. نتیجه گیری: پژوهش حاضر ضمن تلفیق سه سطح تحلیل، مدلی مفهومی برای مکان سازی در فضاهای گمشده شهری ارائه می دهد که قابلیت تعمیم به سایر مناطق شهری ایران را دارد و می تواند به عنوان ابزار تصمیم سازی در مدیریت شهری و طراحی زمینه محور مورد بهره برداری قرار گیرد.
۸۲۴.

روایت شناسی اذکار برگرفته از آیات قرآنی در نگاره ای از خمسه نظامی موزه بریتانیا به شماره AddMS25900(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۹۲
توجه به کتیبه های خوشنویسی موجود در نگاره ها که عمدتاً شامل آیات قرآنی و اذکار برگرفته از آن هستند، بخشی لاینفک از نگارگری ایرانی- اسلامی بوده و علاوه بر زیبایی اثر، واجد جنبه های تعلیمی و تربیتی برای مخاطب هستند. تاکنون هیچ پژوهشی در ارتباط با کتیبه های قرآنی در نگارگری صورت نگرفته و پژوهش حاضر درصدد است به ارتباط ضمنی و پنهان میان داستان نگاره و فحوای آیات و اذکار نقش بسته در نگاره «پناه بردن مجنون به کعبه» پی ببرد که به صورت غیرتصادفی انتخاب شده است. تحقیق حاضر قصد دارد تا به این سوال پاسخ دهد که به چه دلیلی هنرمند از به کار بردن عین آیات طفره رفته و اذکاری ملهم از آیات قرآنی را مورد استفاده قرار داده است؟ نتایج پژوهش حاکی از آن است که هنرمند با اهداف خاصی آیات را گزینش می کرده و گاهی نیز با دخل و تصرف در آیه و تبدیل کردن آن به ذکر، خداوند را مخاطب قرار داده و مخاطب را به حضور او در تمامی صحنه های زندگی توجه می داده و گاهی نیز با حذف قیود زمان از آیه، توانسته تا بی زمانی را القا کند که وجه تنبّه ذکر را به همه زمان ها تسری داده و به صورت آگاهانه و از سر اعتقاد، اغلب از آیات و اذکار سوم شخص بهره گرفته تا نشان دهنده ناظری بیرونی (خداوند) باشد که عالِم به کل ماجرا است. تحقیق پیش رو از نوع کیفی و به روش توصیفی- تحلیلی و تفسیری بوده و از منابع کتابخانه ای (واقعی و مجازی) بهره گرفته است.
۸۲۵.

تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران (مطالعه موردی: باغ شاهزاده ماهان کرمان)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۰
با توجه به اهمیت پیوند میان انسان و طبیعت در معماری سنتی ایران، پژوهش حاضر با هدف تحلیل مؤلفه های معماری بیوفیلیک در ساختار فضایی باغ های تاریخی ایران و با تأکید بر باغ شاهزاده ماهان کرمان انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، بررسی چگونگی بازتاب سه تجربه ی بیوفیلیک کلرت شامل: تجربه ی مستقیم، غیرمستقیم و انسان محور از طبیعت در سازمان فضایی و عناصر کالبدی این باغ است. روش پژوهش توصیفی–تحلیلی و با رویکرد ترکیبی (کیفی–کمی) بوده است. در بخش کیفی، داده ها از طریق تحلیل محتوای نظری و تطبیق عناصر کالبدی باغ با مؤلفه های مدل کلرت گردآوری شد و در بخش کمی، داده های حاصل از پرسشنامه ی پنج درجه ای لیکرت میان ۳۰ بازدیدکننده و ۱۰ متخصص تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که مؤلفه های بیوفیلیک در باغ شاهزاده ماهان به صورت هم افزا و هماهنگ حضور دارند و ابعاد روانی، ادراکی و حرکتی کاربران را تحت تاثیر قرار می دهند. عناصر طبیعی همچون جریان آب، تنوع گیاهی و سایه اندازها نقش محوری در تجربه ی مستقیم از طبیعت ایفا می کنند، درحالی که هندسه ی منظم، مصالح بومی و نور طبیعی تجربه ی غیرمستقیم و فضایی را تقویت می نمایند. ساختار سلسله مراتبی فضا، محورهای دید و کوشک مرکزی نیز تجربه ی انسان محور را هدایت و انسجام فضایی را افزایش می دهد. نتایج تحقیق نشان می دهد که تلفیق سه گانه ی تجربه های بیوفیلیک در این باغ، موجب شکل گیری الگویی منسجم از تعامل انسان و طبیعت شده و کیفیت روانی و ادراکی فضا را به طور معناداری ارتقا داده است. بر این اساس، می توان از الگوی فضایی و مفهومی باغ شاهزاده به عنوان مرجع طراحی برای فضاهای معاصر انسان محور و پایدار بهره گرفت.
۸۲۶.

زمانِ شکار: تجسم توالی زمانی در نگاره های شکار دوران ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۱
شکار از مضامین مهم فرهنگ بصری ساسانی است. ازآنجاکه فرایند شکار توالی چندین کنش در «زمان» و «مکان» است، بررسی نحوه به تصویرکشیدن آن می تواند به شکلی روشن، گستره گونه های روایتِ دیداری را در این دوران نشان دهد. این پژوهش به دنبال بررسی «چگونگی» تجسم زمان روایی در نقوش شکار باقی مانده از دوران ساسانی است و در این راستا با نظر به گونه شناسی «کورت وایتزمن» در شناسایی انواع روایت دیداری، 27 نمونه از آثار نقش برجسته های صخره ای و آثار فلزی منقوش با موضوع شکار در این دوران به روشی توصیفی تحلیلی بررسی شده است. گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای انجام گرفته است و در انتخاب تصاویر از کلیه آثار موجود، در دسترس و معتبر استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از وجود دو گونه روایت دیداری «چرخه ای» و «تک صحنه ای» در مجموعه آثار دوران ساسانی است. تعداد اندکی از نقوش شکار تنها «لحظه دقیق» را بازنمایی کرده اند؛ لحظه ای که شاهِ شکارگر، حیوان را می کشد. بسیاری از نقوش از طریق تکرار فیگورهای جانور[ان] به بازنمایی پیوستگیِ زمانِ روایی پرداخته و بدین صورت توانسته اند به شکلِ ذهنی، دارای زمان مندی «مستتر» شوند. از دیگر سو، هنرمند این دوران به منظور بیان جان مایه روایت به شکلی خلاقانه، «نقاط اوج» روایت را باهم درآمیخته و چندین صحنه را به شکلی واحد در فضایِ محدودِ در اختیار روایت کرده. بدین ترتیب، هنرمندان دربار توانسته اند در سطوح مختلف، تمام و یا بخش اصلی شکار را بازنمایی کنند و بدین گونه، راویِ زمانِ شکارِ شاهانه باشند.
۸۲۷.

بررسی دلایل اقبال عمومی به طراحی معماری نمای رومی و تأثیر آن بر سیما و هویت شهری؛ نمونه موردی: شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۷۱
طی سال های اخیر، نمای رومی در مناطق مسکونی شهر ایلام رشد چشمگیری داشته و به یکی از سبک های غالب نماسازی شهری تبدیل شده است. این گسترش موجب بی هویتی سیمای شهری شده؛ چراکه نمای رومی با ساختار تاریخی و نظام معماری ایرانی، ریشه دار در فرهنگ بومی، ناسازگار است. در این پژوهش، از تلفیق رویکرد کیفی گراندد تئوری با الگوی نظام مند اشتراوس و کوربین، به منظور تحلیل مفاهیم بنیادین و تولید چهارچوب نظری پدیده، استفاده شده است. همچنین به علل گرایش عمومی به این سبک و تأثیرات آن بر منظر شهری ایلام نیز پرداخته شده است. 488 داده اولیه از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۷ نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاه های مرتبط گردآوری شده اند که در ۲۴۱ کدگذاری باز، ۴۳ مؤلفه و ۷ مقوله اصلی دسته بندی شدند. نتایج نشان دادند که ویژگی های کالبدی و بصری نماهای رومی، از مهم ترین عوامل جذابیت آن برای عموم مردم بوده اند. از لحاظ اقتصادی نیز، این شیوه نماسازی به دلیل سودآوری زیاد و سهولت اجرا، استقبال گسترده سازندگان و پیمانکاران را به دنبال داشته است. محرک های اقبال عمومی به سمت معماری نمای رومی در جامعه ایران عبارت اند از: نداشتن آگاهی، ضعف آموزشی طراحان و معماران، فقدان هویت و قوانین در بناهای اجراشده. پیامد توجه و رویکرد جامعه به طراحی معماری نمای رومی نیز شامل ترویج معماری بی هویت، نابودی سیما و منظر شهری می شود. براساس یافته ها، می توان ادعا کرد که «بازنمایی منزلت اجتماعی از طریق نماهای شهری در بستر فرهنگ مصرف گرایانه و ضعف ساختارهای آموزشی و نظارتی»، الگوی غالب در تبیین اقبال به سبک نمای رومی در شهر ایلام بوده است.
۸۲۸.

A Critical Review of the Registration Process of Architects - Its Highs and Lows (Case Study: Uganda)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۱
The practice of architecture worldwide is one of the most regulated. To become an Architect, one must undergo a rigorous process, first at an architecture school and then in real-life practice. This paper critically examines the architect registration process in Uganda, highlighting its highs and lows, and recommends what must be done to improve the process. Using the mixed-methods approach consisting of surveys, thematic analysis, and document reviews, the study assesses the individual experiences of graduate architects who have undergone this process. To ensure the validity and reliability of research tools, the questionnaire was reviewed by five experts with in-depth knowledge of the architectural registration process. The study acknowledges that compulsory placement of graduates under a registered architect is useful as it exposes the graduates to practical skills, which include management of projects, office management, communication, supervision skills, and legal compliance, which cannot be easily provided in architecture schools. However, the registration procedure is considered very rigid and outdated due to its long registration timelines, lack of communication, and failure to accommodate the views of the new specialties in the course. In conclusion, it is acknowledged that reform is necessary in the registration process, which will include digitizing the documentation and feedback process, as well as introducing a modular assessment method. It also calls for flexible mentorship models that are tailored to meet professional requirements.
۸۲۹.

ارزیابی محوطه باز فضاهای آموزشی با تاکید بر عوامل کالبدی، محیطی و انسانی مطالعه موردی: مدارس ابتدایی منطقه 9 شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۲
فضاهای آموزشی یکی از مولفه های مهم و تاثیرگذار بر روی رفتار و شخصیت افراد می باشند ولی بخش اعظم محیط آموزشی را فضای بسته تشکیل داده است. با توجه به ارزیابی به عمل آمده از محیط های آموزشی تمام توجهات معطوف به فضاهای درونی است و آنچه مغفول مانده است فضاهای باز شامل حیاط و یا باغچه ها هستند که به منظور کمک به اهداف این فضاها می باشد. در صورتی که فضاهای باز در مکان های آموزشی میدان شهری کودکان بوده و این پتانسیل را دارد که به عنوان یک مکان برای تجربه آزادی حرکت و بازی، خلاقیت، کشف و ارزش های اجتماعی دیده شود. این پژوهش به دنبال یافتن ارتقای دانش طراحی فضاهای باز سایت های آموزشی و تقویت این فضاها در یادگیری و آموزش استفاده کنندگان است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی بر پایه پیمایش بوده و از فن مشاهده، مصاحبه و پرسشنامه به جهت جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. محدوده مورد مطالعه مدارس ابتدایی منطقه9 استان تهران می باشد. یافته های این پژوهش نشان می دهد از دیدگاه دانش آموزان عوامل محیطی بیش از دو عامل انسانی و کالبدی بر روی مطلوبیت فضاهای باز در رسیدن به یک طرح منظر موفق، تأثیرگذار است. بنابراین هر طرح برای ایجاد ارتباط صحیح با زمینه خود، می بایست با محدودیت ها و امکاناتی که شاخصه های محیطی در اختیار آن قرار می دهد، هماهنگ باشد. با چنین رویکردی، طراحی محیط و منظر از بستر و ویژگی های ذاتی آن برخاسته و در سازگاری با آن قرار می گیرد. هم چنین از نظر کاربران این فضاها، عوامل انسانی نیز بیش از عوامل کالبدی بر روی مطلوبیت فضاهای باز تأثیرگذار است که لزوم توجه به نظامی از ویژگی های رشد کودکان می تواند در جهت ارتقای کیفیت و با نشاط سازی حیاط مدارس در راستای اهداف متنوع آموزشی و پرورشی کارساز باشد.
۸۳۰.

معرفی سامون به عنوان بخشی از منظرِ شبانی در ایران نمونۀ موردی: سامون تَتِرِساق در بلدۀ مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۲۵
مراتع، نقشی بسیار حیاتی در حفظ تعادل اکوسیستم ها و تأمین خوراک دام ایفاء می کنند. به منظور حفاظت از دام، بهره برداری مناسب از مراتع و تأمین معیشت و زیست جوامع محلی، نظام های ساختاری و کارکردی متنوعی توسط انسان در طول زمان شکل گرفته و تبدیل به منظرِ شبانی شده است. این منظر در مناطق روستایی ایران با چالش های متعددی مواجه است. تغییرات اقلیمی، مهاجرت و چرخش از نظام دامداری سنتی به صنعتی، آن ها را در معرض زوال و فراموشی قرار داده است. هدف این پژوهش معرفی یکی از اجزای منظرِ شبانی در بلده مازندران به نام «سامون» است. سامون، ظرفی است عرفی که برای تدقیق مرزهای شبانی، زیستی و معیشتی اهالی این روستاها از آن استفاده شده و دارای عرصه ها و پهنه های مختلف کالبدی و عناصر هویتی غیرکالبدی است. این پژوهش به دنبال پاسخ به دو پرسش درباره چیستی اندام ها، عناصر و ارزش های موجود در سامون بوده و در این مسیر از روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سامون تَتِرِساق دارای سه عرصه زیستی، مرتعی و زراعی بوده و هر یک از عرصه ها دارای دو پهنه جداگانه هستند. اهالی سامون به وجودآورنده و توسعه دهنده ارزش های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و کالبدی در طول قرن ها بوده اند و به نوعی از آن تاکنون پاسداری کرده اند. اما هم اکنون با توجه به رشد فزآینده زوال منظر شبانی می بایست با پژوهش گسترده بر وضعیت عرصه و حریم سامون ها به مقولاتی چون: ایجاد و تقویت صنایع تبدیلی متوازن جاذب جمعیت و استفاده از ظرفیت های گردشگری منظرِ شبانی ازجمله اَگری توریسم و فارم توریسم نیز توجه نمود.
۸۳۱.

بررسی طرح و نقش رنگ در قالی کهنه نما (وینتیج) و تولید یک نمونه قالی بر اساس نتایج حاصل از پژوهش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۳
بیان مسئله: قالی دستباف ایرانی از دیرباز یکی از برجسته ترین نمادهای فرهنگی، هنری و اقتصادی ایران بوده و در سطح جهانی به عنوان نمادی از هویت ملی شناخته شده است. قالی های کهنه نما، که با ظاهری کهنه شده و درعین حال حفظ اصالت سنتی طراحی می شوند، یکی از انواع قالی های ایرانی هستند که در سال های اخیر توجه زیادی را به خود جلب کرده اند و ترکیبی از سنت و نوگرایی را به نمایش می گذارند. این پژوهش به بررسی این تحولات و تأثیر آن ها بر قالی های کهنه نما پرداخته و درنهایت به طراحی و تولید نمونه ای نوآورانه از این نوع قالی اقدام کرده است. هدف پژوهش: هدف اصلی این تحقیق، بررسی دقیق طرح ها، نقش مایه ها و رنگ های قالی های کهنه نمای ایرانی و تحلیل سیر تحولات آن ها درگذر زمان است. این مطالعه به دنبال شناسایی عوامل مؤثر بر این تغییرات و تأثیر آن ها بر جایگاه قالی کهنه نما در بازارهای داخلی و بین المللی است. علاوه بر این، هدف دیگر این پژوهش، طراحی و تولید یک نمونه قالی کهنه نما است که ضمن حفظ ارزش های سنتی قالی بافی ایرانی، نوآوری هایی در طرح و رنگ ارائه دهد. این نمونه باید پاسخگوی نیازهای بازار مدرن و سلیقه های معاصر باشد، درحالی که ریشه در سنت های غنی قالی بافی ایرانی داشته باشد. سؤال تحقیق: سؤال اصلی این پژوهش این است که چگونه طرح ها، نقش مایه ها و رنگ های قالی های کهنه نما درگذر زمان تغییریافته اند و چه عواملی در شکل گیری این تحولات نقش داشته اند. روش تحقیق: روش تحقیق این پژوهش کیفی و از نوع تاریخی است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و اسنادی گردآوری شده اند. منابع تاریخی مرتبط با قالی بافی ایرانی، به ویژه قالی های کهنه نما، بررسی شده اند تا سیر تحولات در طرح، نقش مایه و رنگ استخراج شود. این منابع شامل کتاب ها، مقالات علمی و اسناد تاریخی است. همچنین، مصاحبه هایی با بافندگان و کارشناسان قالی بافی انجام شده تا دیدگاه های تخصصی در این حوزه تکمیل شود. در مرحله اول، داده های جمع آوری شده تحلیل شده و الگوهای تغییر در قالی های کهنه نما شناسایی شده اند. سپس، با استفاده از یافته های این تحلیل، یک نمونه قالی کهنه نما طراحی و تولید شده است. این نمونه با هدف تلفیق عناصر سنتی و نوآورانه طراحی شده تا ضمن حفظ اصالت، پاسخگوی نیازهای بازار مدرن باشد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش نشان می دهد که قالی های کهنه نما توانسته اند با حفظ اصالت قالی ایرانی، خود را با نیازهای بازار مدرن هماهنگ کنند. این قالی ها با تلفیق سنت و نوآوری، جایگاه خود را در بازارهای داخلی و بین المللی حفظ کرده اند. نمونه قالی تولیدشده در این پژوهش، گامی در جهت ایجاد سبکی جدید و هماهنگ با روندهای جهانی است. این نمونه نشان دهنده آن است که قالی ایرانی، باوجود گرایش به ساده گرایی، همچنان جایگاه ویژه ای در هنر جهانی دارد. برای ارتقای جایگاه قالی های کهنه نما، تحقیقات بیشتر درزمینهٔ تلفیق تکنیک های سنتی و مدرن و حمایت از بافندگان و طراحان پیشنهاد می شود.
۸۳۲.

شناسایی مؤلفه های مؤثر بر ارزیابی و پرورش خلاقیت هنری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۶
در ارزیابی، نقد و یا حتی بیان ذوق و تمجید یک اثر هنری همواره خلاقیت نقش پر رنگ و ویژه ای دارد. اهمیت این موضوع به اندازه ای است که می توان اذعان نمود هر جا سخن از هنر به میان می آید، خلاقیت بخشی جدایی ناپذیر در مباحث هنر است. همچنین خلاقیت در حوزه های دیگر به عنوان مقوله ای در خورِ نگرش محسوب می شود؛ اما در حوزه هنر، در سطوح بالاتری قابل مشاهده بوده و از این رو شایسته پرورش و توجه بیشتری است. پیش زمینه پرورش خلاقیت، شناسایی مؤلفه ها و معیارهایی در جهت سنجش آن است. مناسب ترین بستر جهت دستیابی به چنین مؤلفه هایی، مطالعات و پژوهش هایی است که صاحب نظران این حوزه در دهه های مختلف بیان کرده اند. از این جهت پژوهش حاضر با هدف بررسی ماهیت چندوجهی خلاقیت هنری به شناسایی مؤلفه های اصلی مؤثر بر آن می پردازد که در این زمینه از دیدگاه های صاحب نظران مختلف روان شناسی، هنر و علوم شناختی بهره می گیرد. روش پژوهش حاضر کیفی بوده و از استدلال استقرایی سود می برد. داده های مورد نیاز تحقیق با استفاده از بررسی اسنادی به عنوان یکی از تکنیک های مطالعات کتابخانه ای، گردآوری شده و چگونگی تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز بر مبنای تحلیل محتوای ویژگی های عینی و با استفاده از نرم افزار MAXQda صورت پذیرفته است. در ادامه مؤلفه ها و زیرمقوله ها، سازمان دهی و طبقه بندی شده اند. در نهایت مؤلفه ها در دو بخش ویژگی های فردی و پیرامونی دسته بندی گردید. در مقوله فردی، ابعاد مهارت فردی، توانایی های اکتشافی، عوامل روان شناختی پایه و مشخصه های دوگانه شخصیتی، در کنار شانسِ برتری های ژنتیکی و هوش از عوامل فردی به حساب می آیند و در بخش ویژگی های پیرامونی، عواملی چون محیط اجتماعی و فرهنگی و محدودیت های آن، محیط فیزیکی و کارکردی و حوزه فعالیت طبقه بندی شده است.
۸۳۳.

تحلیل ابعاد گفتمانی نگاره قربانی حضرت ابراهیم (ع) از فالنامه دوره صفویه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۵۷
قرآن کریم، انسان را با بهره گیری از تمثیل و داستان های پیامبران، به سوی هدایت فرامی خواند. وظیفه اصلی پیامبران در این داستان ها، انذار و تبشیر (بیم دادن و امیدبخشیدن) برای تعالی انسان است. داستان های پیامبران، گفتمان هایی را شکل می دهند که از تعامل سه عنصر شخصیت، رویدادها و گفتگوها پدید می آیند. با توجه به پیوند ناگسستنی متن و تصویر در نسخ خطی مصور، بررسی بازتاب این گفتمان قرآنی در نگارگری اهمیت ویژه ای می یابد. این پژوهش باهدف مطالعه چگونگی بروز ابعاد گفتمانی بخشی از داستان قرآنی حضرت ابراهیم (ع) در یک اثر نگارگری، به تحلیل گفتمان قرآنی نگاره «قربانی حضرت ابراهیم» از فالنامه فارسی دوره صفویه می پردازد. پرسش اصلی این است که ابعاد گفتمانی یادشده در این نگاره چگونه بازتاب یافته است؟ روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی با رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی است و داده ها به شیوه کتابخانه ای گردآوری شده اند. تصاویر نگاره های مورد تحلیل در این پژوهش، بر اساس مستندات منتشرشده در کاتالوگ مصور موزه ملی هنر آسیایی (اسمیتسونیان) به کوشش معصومه فرهاد گردآوری شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که بافتار گفتمانی قرآن در این نگاره، از طریق جایگیری شخصیت ها در کادر، ترکیب بندی، زاویه دید، جهت گیری حرکت عناصر، رنگ بندی معنادار و نیز «جسمانه»هایی که بر روابط و معنا میان عوامل تصویری تأثیر می گذارند، آشکار شده است. در این میان، الگوی «آزمون» در ژرف ساخت اثر، زمینه ساز بروز سه گفتمانِ «کنش محور تجویزی»، «تنش محور» و «پادگفتمان» است.
۸۳۴.

ارزیابی عملکرد سامانه های منظر یکپارچه بر آسایش بادی عابرپیاده: تحلیل کمی اثر هم افزایی با شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۶۷
براساس معیار دانپورت جریان هوا یکی از مؤلفه های مهم آسایش حرارتی و بادی در فضاهای باز شهری است که تحت تأثیر پیچیده هندسه ساختمان ها و چیدمان منظر قرار می گیرد. پژوهش حاضر به ارزیابی راهکارهای طراحی منظر یکپارچه در جهت ارتقای آسایش بادی در فضاهای باز بین ۱۲ بلوک مسکونی (شهرک امید تهران) می پردازد. در این راستا، با استفاده از شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) در نرم افزار Ansys Fluent و با بهره گیری از مدل توربولانسی k-ε، الگوی جریان باد در تراز عابرپیاده (۱.۷۵ متر) براساس معیار داون پورت شبیه سازی شد. نتایج وضعیت خط مبنا نشان داد که ۴۰درصد از ۴۲ نقطه سنجش از آستانه های آسایش بادی فراتر می روند. به دنبال آن، دو سناریوی مداخله (۱: پوشش گیاهی؛ ۲: سیستم یکپارچه پوشش گیاهی و موانع متخلخل) ارزیابی شدند. تحلیل های کمی نشان دادند که سناریوی یکپارچه (نسل سوم رویکردها) تعداد نقاط فاقد آسایش بادی را به میزان ۶۷درصد کاهش داد. مهم تر آنکه نتایج تحلیل هم افزایی نشان داد که راهبرد یکپارچه و ترکیبی، ۱۵درصد بهبود اضافی فراتر از مجموع خطی مداخلات انفرادی ارائه می دهد. این اثر غیرخطی و برتر، لزوم تدوین چهارچوب های طراحی مبتنی بر شواهد برای مدیریت جامع ریزاقلیم در شهرک های مسکونی را تأیید می کند.
۸۳۵.

تدوین راهبردهای ارتقای هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری؛ نمونه موردی: خیابان بوعلی، همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۶۷
این پژوهش به تحلیل هم افزایی میان دو مفهوم زیست شبانه و شهر هوشمند در فضاهای عمومی شهری پرداخته است. این مطالعه با تمرکز بر پیاده راه بوعلی شهر همدان، به دنبال درک نحوه تعامل این دو رویکرد و ارائه مدل های کاربردی برای بهبود کیفیت زیست شبانه در فضاهای عمومی شهری است. هدف اصلی این تحقیق، بررسی ابعاد مختلف هم افزایی شبانه هوشمند و ارزیابی اثرات آن بر پویایی و امنیت فضاهای شهری در ساعات شب است. زیست شبانه به عنوان بخش مهمی از فعالیت های شهری، بهبود امنیت، تعاملات اجتماعی و اقتصادی را در ساعات شب فراهم می آورد. از سوی دیگر، شهر هوشمند با بهره گیری از فناوری های نوین اطلاعاتی، به مدیریت بهینه این فضاها کمک می کند. در این راستا، بسیاری از پژوهش ها به تحلیل ابعاد کالبدی و اجتماعی، مدیریت شهری و فناوری های هوشمند پرداخته اند؛ اما کمتر پژوهشی به هم افزایی میان این دو مقوله پرداخته است. این پژوهش از رویکرد ترکیبی (کمی کیفی) استفاده کرده و از ابزار پرسش نامه محقق ساخته برای گردآوری داده ها استفاده کرده است. جامعه آماری شامل ساکنان، کسبه و بازدیدکنندگان پیاده راه بوعلی است. تحلیل داده ها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) انجام شده است. محدوده مکانی این پژوهش، پیاده راه بوعلی در شهر همدان است که یکی از مهم ترین کانون های زیست شبانه شهر محسوب می شود. نتایج تحقیق نشان داد که مدل نهایی ۶۲درصد واریانس هم افزایی شبانه هوشمند را تبیین می کند. بیشترین اثر مستقیم از بُعد کالبدی محیطی (β=0.36) و اجتماعی فرهنگی (β=0.28) گزارش شد. همچنین، اثرات غیرمستقیم میان ابعاد مختلف نیز از طریق مسیرهای مدیریتی حکمرانی و فناورانه زیرساختی تأثیرگذار بودند. شاخص های برازش مدل در سطح مطلوب قرار داشتند (CFI=0.92، TLI=0.90، RMSEA=0.058). این پژوهش نشان داد که هم افزایی میان زیست شبانه و شهر هوشمند، پدیده ای چندبعدی و میان رشته ای است که تحقق آن به ترکیب فناوری های هوشمند با ابعاد اجتماعی، کالبدی و مدیریتی نیاز دارد. پیشنهاد می شود سیاست گذاری های شهری در فضاهای عمومی شبانه با اولویت بهبود کیفیت کالبدی، امنیت و توسعه زیرساخت های هوشمند پیگیری شود تا بستر مناسبی برای تحقق زیست شبانه ای پویا و هم افزا فراهم آید.
۸۳۶.

تحلیل تطبیقی نقش مؤلفه های غنای حسی در محیط های مسکونی (مطالعه موردی: مجتمع های کاکتوس و اندیشه، شهر رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۹
در طراحی محیط های مسکونی، کیفیت ادراک و تجربه زیسته ساکنان به طور مستقیم با انطباق ویژگی های محیطی با توانایی های حسی و ادراکی انسان در ارتباط است. در این میان، محرک های محیطی هماهنگ با ظرفیت های ادراکی نقشی کلیدی در ارتقای غنای حسی و بهبود کیفیت تجربه فضایی ایفا می کنند؛ بااین حال، مؤلفه های حسی در طراحی فضاهای مسکونی اغلب نادیده گرفته و کمتر به صورت جامع و نظام مند بررسی شده اند. سؤال اصلی پژوهش این است که کدام مؤلفه های معماری بر ارتقای تجربه غنای حسی افراد از فضای مجتمع های مسکونی تأثیرگذارند. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل مؤلفه های مؤثر بر غنای حسی و بررسی تأثیر آن ها بر کیفیت ادراک محیطی کاربران در دو مجتمع مسکونی منتخب در شهر رشت است. در بخش نظری، با مرور منابع کتابخانه ای، پیشینه تحقیق، نقش حواس پنج گانه در ادراک محیطی و چارچوب نظری پژوهش تبیین شده است. در بخش میدانی، با بهره گیری از روش های «پیاده روی حسی» و «یادداشت برداری حسی»، تجربیات چندحسی کاربران در شش نقطه شاخص از دو مجتمع مسکونی کاکتوس و اندیشه تحلیل شد. داده ها ازطریق مشاهده، مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسش نامه های تکمیلی گردآوری و به روش ترکیبی (کیفی-کمّی) تحلیل و با استفاده از دیاگرام عنکبوتی ارزیابی شد. نتایج نشان داد مجتمع کاکتوس به واسطه طراحی اقلیمی مناسب، پوشش گیاهی متنوع و فضاهای نیمه عمومی فعال، در مؤلفه های بویایی، لامسه و چشایی عملکرد بهتری داشته و منجر به درک حسی عمیق تری شده است. در مقابل، مجتمع اندیشه با وجود انسجام بصری، در تحریک سایر حواس عملکرد ضعیف تری داشته است. یافته ها بر اهمیت طراحی چندحسی در ارتقای کیفیت محیطی، افزایش رضایت ساکنان، تقویت حس تعلق و بهبود سلامت روان تأکید دارند. براین اساس، پیشنهادهایی جهت ارتقای غنای حسی در طراحی مجتمع های مسکونی مطرح شده است که به بهبود تعامل کاربران با محیط کمک می کند.
۸۳۷.

میراث زنده مسکونی: چارچوبی مفهومی برای فهم و حفاظت از تداوم سکونت در خانه های تاریخی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۶۰
مفهوم «میراث زنده» اصطلاحی است فراتر از نگاه مادی یا برساختی به میراث، و بر پیوند مداوم میان جوامع ساکن و میراثشان تأکید دارد. پژوهش حاضر با معرفی مفهوم «میراث زنده مسکونی»، در پی ساخت چارچوبی مفهومی بر  پایه ادبیات نظری ازپیش موجود درباره میراث زنده، و تدقیق آن با بهره گیری از مفاهیم «تداوم و تغییر»، «پراتیک فضایی»، و «ابیتوس» از آنری لوفور و پیر بوردیو است، تا از این طریق امکان فهم چگونگی تجربه زندگی نسل های متوالی در خانه های تاریخی را فراهم آورد. نتایج این پژوهش نقش جامعه ساکن و تداوم فعالیت های روزمره را در فرایند تولید و بازتولید فضا و تداوم حیات در میراث مسکونی نشان می دهد و مصداق هایی از خانه هایی در ایران را برای روشن تر شدن نحوه استفاده و کارایی این مجموعه مفاهیم در فهم میراث زنده مسکونی معرفی می کند. براساس این بررسی، تداوم حیات در میراث زنده مسکونی زمانی محقق می شود که ساکنان، طی زندگی روزمره، ازطریق امکان تکرار عادات فرهنگی خانوادگی در فضا و تداوم پراتیک های فضامند، میراث ملموس و ناملموس را بازتولید کرده و فضاها را با نیازهای امروز سازگار سازند. این روندِ پیوسته تغییر و تداوم، در هر بستر مکانی و زمانی به شکلی ویژه رخ داده و منجر به حفظ و تقویت میراث شده است. به این ترتیب، میراث زنده مسکونی بستری است برای تداوم تجربیات و تجلی هویت فردی و جمعی و حفاظت از این نوع میراث نیازمند مشارکتی پایین به بالا، از درون به بیرون و نقش فعال ساکنان در این فرایند است.
۸۳۸.

بازشناسی اخلاق بازسازی آرایه های معماری در جنوب غربی آسیا: مطالعه موردی میراث پسا- جنگ در ایران و سوریه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۵
این مقاله با به چالش کشیدن موضع منفی رایج در اسناد بین المللی حفاظت، به بررسی جایگاه اخلاقی بازسازی آرایه های تزئینی در بناهای تاریخی خاورمیانه می پردازد. نویسنده استدلال می کند که در بستر فرهنگی-اجتماعی این منطقه، بازسازی در شرایط خاص نه تنها مجاز، بلکه از نظر اخلاقی ضروری است. این پژوهش با اتخاذ رویکردی کیفی و روش مطالعه موردی چندگانه، پروژه های شاخص بازسازی در ایران (مسجد عتیق اصفهان، خانه امام جمعه تهران) و سوریه (پالمیرا، بازار حلب) را بررسی می کند. مبانی نظری تحقیق، ترکیبی از مباحث فلسفی اخلاق، اسناد بین المللی (مانند منشور ونیز) و اسناد منطقه ای (مانند منشور شارجه) است. یافته ها نشان می دهد که تأکید صرف بر «اصالت مادی» در نظریه های مرسوم حفاظت برای مواجهه با میراث زنده و پویای خاورمیانه ناکافی است. بازسازی زمانی از پشتوانه اخلاقی برخوردار است که تداوم فرهنگی، کارکرد اجتماعی و خاطره جمعی را در کنار اصالت کالبدی مورد توجه قرار دهد. نمونه های موفق، بر اهمیت مشارکت جامعه محلی، به کارگیری فنون سنتی و مستندسازی شفاف در توجیه اخلاقی بازسازی تأکید دارند. در نتیجه، تدوین یک چارچوب اخلاقی بوم محور برای بازسازی در خاورمیانه که میان اصالت مادی و ضرورت های اجتماعی-فرهنگی توازن برقرار کند و بازسازی را به مثابه ابزاری برای تقویت تاب آوری فرهنگی و التیام جوامع پسا جنگ به رسمیت بشناسد، ضروری تشخیص داده شد. اصولی همچون «اصالت کارکرد»، «حق ارث فرهنگی» و «شفافیت در مستندسازی» می تواند راهنمای عمل این چارچوب باشد.        
۸۳۹.

طراحی منظر رنگی شهر با رویکرد تقویت خوانایی و تعامل اجتماعی. نمونه موردی: خیابان ولیعصر، حدفاصل میدان ونک تا پارک وی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۳۹
اهداف: بررسی و تبیین ارتباط «رنگ» و «منظر رنگی» با «هویت مکان» و «هویت فردی» هدف این پژوهش است. مقاله به دنبال درک چگونگی ارتباط هویت فردی و مکانی در یک زمان است؛ و مفاهیمی چون "هویت مکان" و "هویت منظرشهری" را بررسی کند. مبانی نظری نشان می دهد که رنگ ها از مهم ترین عناصر ایجاد هویت شهری هستند. روش ها: روش تحقیق، توصیفی تحلیلی از نوع مطالعه موردی است و روش جمع آوری اطلاعات، میدانی (مشاهده و پرسشنامه) و کتابخانه ای است. علاوه بر این، رنگ های کنونی فضای مورد مطالعه در سیستم رنگ طبیعی یا همان NCS که یکی از سیستم های رنگی است بررسی می شوند. سیستم رنگ طبیعی یک مدل رنگ ادراکی اختصاصی است که بر اساس فرضیه تضاد رنگی بینایی ارائه شده توسط فیزیولوژیست آلمانی ایوالد هرینگ توسعه یافته است. یافته ها: مطالعات بر تأثیر رنگ (ذهنی و عینی) در خوانایی و اجتماع پذیری فضای شهری تاکید دارد. به منظور تحلیل عکس ها و مشاهدات میدانی، از سیستم رنگ طبیعی NCS برای کدگذاری رنگ ها استفاده شد و با بررسی نقش رنگ در پالت رنگی کنونی شهر، نتایج قابل توجهی حاصل شد. نتیجه گیری: طبق نتایج به دست آمده، رنگ ها مهم ترین عناصری هستند که می توانند فضا و اتمسفرهای همگن به وجود آورند و یا بالعکس، موجب ایجاد تمایز در آن ها شوند. استفاده از رنگ های مناسب در منظر شهری، احساس نشاط و آرامش برای کاربران به همراه دارد. رنگ ها را می توان به عنوان یکی از عناصر مهم مؤثر بر هویت و خوانایی منظر شهری در نظر گرفت و از نقش مهم آن ها در ارتقای کیفی محیط و منظر شهر نمی توان چشم پوشی کرد.
۸۴۰.

تحلیل خطاهای انسانی در فرایند طراحی معماری: شناسایی منشأ، طبقه بندی و راهکارهای کاهش آن، با رویکرد بومی انگارانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۴۰
فرایند طراحی معماری، به عنوان فعالیتی انسان محور، مستعد خطاهای شناختی، ادراکی و ارتباطی است که منجر به انحراف از اهداف اولیه می شوند؛ پژوهش های معماری عمدتاً بر محصول نهایی متمرکز بوده و خطاپذیری انسانی فرایند طراحی کمتر به صورت نظام مند تحلیل شده است. این پژوهش با هدف شناسایی منشأ و طبقه بندی خطاهایی که بازیگران انسانی در چرخه طراحی معماری مرتکب میشوند، شکل گرفته تا در ادامه، راهکارهایی برای کاهش تأثیر آن ها بر شکاف میان اهداف طراحی و نتایج نهایی، مبتنی بر منشاء آن ها ارائه دهد. همچنین، با توجه به بستر فرهنگی پژوهش، نقش گسست از الگوهای بومی نظیر نظام استاد-شاگردی و اخلاق حرفه ای سنتی در بروز این خطاهای نوین نیز مورد توجه قرار گرفته است. این پژوهش با راهبرد کیفی و رویکرد تحلیل مضمون انجام گرفته است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 105 نفر از متخصصان (25 استاد دانشگاه، 30 معمار حرفه ای، 15 مدیر پروژه، 10 کمک طراح دیجیتال، 15 دانشجوی کارشناسی ارشد و 10 پژوهشگر معماری) گردآوری شده است. تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت پذیرفته است. یافته ها نشان داد که خطاهای انسانی در پنج بُعد اصلی هستند: خطاهای شناختی (سوءتفسیر مسئله)، خطاهای ادراکی (درک نادرست مقیاس و فضا)، خطاهای ارتباطی (عدم هماهنگی تیم و کارفرما)، خطاهای مدیریتی (کنترل زمان و منابع) و خطاهای فنی (در ترجمه ایده به نقشه). افزون بر این، نتایج نشان داد که جایگزینی مفهوم «ادبِ معماری» با ضوابط خشک اداری، چگونه باعث شده است که خطاهای ناشی از بی توجهی به کرامت انسانی و سلسله مراتب فضایی در فرایندهای طراحی نهادینه شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان