فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۲۱ تا ۸۴۰ مورد از کل ۳۰٬۷۰۳ مورد.
منبع:
اثر دوره ۴۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۸)
39 - 63
حوزههای تخصصی:
روش ها و رویکردهای مختلف در مطالعه هنر و باستان شناسی دوره ایلخانی، نتایج گوناگون و بعضاً ضدونقیضی به بار آورده است؛ بااین وجود اکثر پژوهشگران معتقدند در آثار باقی مانده از این دوره، سبک ها، شیوه ها و نیروهای مختلفی تأثیرگذار بوده که با مطالعه و بررسی دقیق تا حد امکان می توان پارادایم های دخیل را شناسایی کرد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه و تحلیل مظاهر عرف گرایی و مفاهیم سنتی مغولی در مهم ترین آثار معماری، نگارگری و سکه های باقی مانده از دوره ایلخانی با استناد بر مبانی جامعه شناسی هنر و مکاتب تکامل تاریخی و اقتصادی است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که عرفضگرایی و سنن ایلی مغولان تا چه حد و به چه نحوی در آثار موردمطالعه نمود یافته است؟ این پژوهش از گونه پژوهش های کیفی است و با رویکرد توصیفی- تحلیلی به مطالعه داده ها پرداخته است. داده ها به روش کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده است. طبق یافته های پژوهش، مفاهیم عرفی و ایلی مغولان اولیه بعد از شروع حملات، به طور کامل حذف و یا مستحیل نشده و در برخی موارد به مناطق غربی تصرف شده، ازجمله ایران منتقل شده و تاحدودی در آثار مختلف قابل شناسایی است. این مضامین در برخی آثار معماری، نگارگری و سکه های ایلخانی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم نمود یافته است. مضامین عرفی و ایلی مغولی در نحوه مکان گزینی در تأسیس شهرهای جدید ایلخانی و مجموعه های معماری به تبعیت از سنن استپی، کاشت و پرورش گیاهان استپی در باغ ها و محوطه های بناها، اهمیت اردو بازارها، تأثیر از تزئینات و ساختار یورت های مغولی در شکل برخی از قبور ایلخانی و همچنین تأثیر مادرسالاری و رسوم سوگواری رایج در بین مغولان اولیه در مضامین برخی نگاره های شاهنامه بزرگ مغولی و مفاهیم اویغوری در عناصر بصری سکه های ایلخانی قابل مشاهده است.
ارزیابی آسیب پذیری مناطق شهری در برابر سیلاب با استفاده از GIS و مدل AHP؛ مطالعه موردی: شهر قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مسکن و محیط روستا دوره ۴۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹۰
61 - 76
حوزههای تخصصی:
هدف: با توسعه روزافزون جوامع انسانی و پیچیدگی روابط درونی و خارجی آن ها، مدیریت و برنامه ریزی به منظور کاهش سوانح و اثرهای آن بر سکونتگاه های انسانی، به مسئله ای ضروری تبدیل شده است. با توجه به افزایش خطرپذیری سکونتگاه های شهری در برابر سوانح و نقش حیاتی سیلاب ها در اکوسیستم های طبیعی، این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر آسیب پذیری ناشی از سیلاب و ارزیابی میزان آسیب پذیری مناطق مختلف شهر قزوین انجام شده است. تمرکز اصلی پژوهش بر شناسایی و تحلیل متغیرهای تأثیرگذار بر آسیب پذیری و تهیه نقشه پهنه بندی مناطق آسیب پذیر است. روش پژوهش: این پژوهش ماهیت تکنیکی و کاربردی-توسعه ای دارد و بر روش های آماری و کتابخانه ای متکی است. ابتدا، شاخص های آسیب پذیری از مقالات و منابع معتبر علمی استخراج شدند. برای دستیابی به هدف پژوهش، دو معیار اصلی آسیب پذیری و در معرض خطر بودن، همراه با 21 زیرمعیار شناسایی و تحلیل شدند. این معیارها با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی (AHP) در نرم افزار Expert Choice وزن دهی شدند و داده های حاصل در محیط سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) پردازش گردیدند. خروجی نهایی این فرایند، نقشه پهنه بندی خطر سیلاب برای شهر قزوین است. یافته ها: دستاورد این مقاله شناسایی مجموعه ای از متغیرها برای ارزیابی آسیب پذیری ناشی از سیلاب و نحوه تأثیر آن ها است. بررسی این متغیرها نشان داد که مناطق جنوبی و غربی شهر قزوین در صورت وقوع سیلاب بیشترین آسیب پذیری را دارند و درصد قابل توجهی از مساحت شهر در دسته بندی آسیب پذیری بالا قرار می گیرد. این یافته ها بیانگر نیاز مبرم به برنامه ریزی جامع و استفاده از فناوری های نوین برای مدیریت خطرات سیلاب است. نتیجه گیری: با توجه به قرارگیری شهر قزوین در اراضی دشتی و تأثیر رواناب های ناشی از بارش در محدوده شهری، اهمیت بررسی آسیب پذیری شهر و مدیریت مخاطرات سیلاب ضروری است. این پژوهش بر ضرورت بهره گیری از فناوری های نوین و مدیریت یکپارچه شهری تأکید دارد. استفاده از ابزارهای مدرن مانند GIS و مدل AHP در تحلیل فضایی و تصمیم گیری، امکان شناسایی دقیق مناطق پرخطر و برنامه ریزی بهینه را فراهم می کند. پیشنهادهایی ازجمله کاهش تراکم در مناطق پرخطر مانند حریم رودخانه ها، نوسازی بافت های فرسوده، افزایش نفوذپذیری شبکه معابر، مکان یابی مناسب کاربری های حساس و تدوین قوانین ساخت وساز می تواند به کاهش خسارات مالی و جانی ناشی از سیلاب کمک کند.
ارزیابی عملکرد سامانه های منظر یکپارچه بر آسایش بادی عابرپیاده: تحلیل کمی اثر هم افزایی با شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
براساس معیار دانپورت جریان هوا یکی از مؤلفه های مهم آسایش حرارتی و بادی در فضاهای باز شهری است که تحت تأثیر پیچیده هندسه ساختمان ها و چیدمان منظر قرار می گیرد. پژوهش حاضر به ارزیابی راهکارهای طراحی منظر یکپارچه در جهت ارتقای آسایش بادی در فضاهای باز بین ۱۲ بلوک مسکونی (شهرک امید تهران) می پردازد. در این راستا، با استفاده از شبیه سازی دینامیک سیالات محاسباتی (CFD) در نرم افزار Ansys Fluent و با بهره گیری از مدل توربولانسی k-ε، الگوی جریان باد در تراز عابرپیاده (۱.۷۵ متر) براساس معیار داون پورت شبیه سازی شد. نتایج وضعیت خط مبنا نشان داد که ۴۰درصد از ۴۲ نقطه سنجش از آستانه های آسایش بادی فراتر می روند. به دنبال آن، دو سناریوی مداخله (۱: پوشش گیاهی؛ ۲: سیستم یکپارچه پوشش گیاهی و موانع متخلخل) ارزیابی شدند. تحلیل های کمی نشان دادند که سناریوی یکپارچه (نسل سوم رویکردها) تعداد نقاط فاقد آسایش بادی را به میزان ۶۷درصد کاهش داد. مهم تر آنکه نتایج تحلیل هم افزایی نشان داد که راهبرد یکپارچه و ترکیبی، ۱۵درصد بهبود اضافی فراتر از مجموع خطی مداخلات انفرادی ارائه می دهد. این اثر غیرخطی و برتر، لزوم تدوین چهارچوب های طراحی مبتنی بر شواهد برای مدیریت جامع ریزاقلیم در شهرک های مسکونی را تأیید می کند.
کاربست سیاست انتقال حقوق توسعه در چارچوب حفاظت از باغات و اراضی کشاورزی قزوین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: گسترش شهرنشینی و تخریب اراضی کشاورزی و باغات در قزوین، لزوم به کارگیری راهکارهای نوین برای حفاظت از این اراضی حیاتی را نمایان ساخته است. انتقال حق توسعه به عنوان رویکردی نوین در مدیریت منابع و توسعه پایدار شهری مطرح می شود. هدف پژوهش: امکان سنجی و طراحی الگوی اجرایی انتقال حق توسعه در قزوین است تا به حفاظت از اراضی کشاورزی و باغات و هدایت توسعه شهری به سمت اراضی کم بازده کمک کند. روش شناسی: روش تحقیق از نوع ترکیبی و شامل دو فاز است. در فاز نخست، داده ها با استفاده از ابزارهای مصاحبه با کارشناسان از نهادها جمع آوری شد و با استفاده از مدل های اقتصادی عرضه و تقاضا، حقوق توسعه قابل عرضه و تقاضا در چهار نسبت انتقال متفاوت محاسبه گردید. سپس داده های مالی نرمال سازی گردیدند. در فاز دوم، برای تعیین بهینه ترین گزینه اجرایی انتقال حق توسعه، از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد. معیارهای کلیدی شامل سودآوری اقتصادی، تعادل بازار و پیامدهای اجتماعی وزن دهی و گزینه ها رتبه بندی شدند. یافته ها و بحث: یافته ها نشان داد نسبت انتقال ۲۵ به ۷۵، بهترین تعادل پویا بین عرضه و تقاضای حق توسعه ایجاد می کند. این گزینه، علاوه بر تعادل بازار، بالاترین سودآوری اقتصادی را برای پروژه های ساخت وساز به ارمغان می آورد و از افزایش غیرضروری هزینه های توسعه انتقالی جلوگیری می کند. نتایج مدل AHP نیز این برتری را تأیید کرد و گزینه ۲۵ به ۷۵ را به دلیل عملکرد مطلوب در معیارهای اقتصادی، بازار و اجتماعی، مناسب ترین و پایدارترین گزینه برای اجرای برنامه انتقال حق توسعه در قزوین معرفی نمود. نتیجه گیری: به کارگیری الگوی انتقال حق توسعه با نسبت انتقال ۲۵ به ۷۵ می تواند به عنوان راهکاری مؤثر در حفاظت از اراضی کشاورزی و ارتقاء بهره وری اقتصادی در شهر قزوین به کار گرفته شود. این یافته ها، مبنایی محکم برای سیاست گذاری های آگاهانه و برنامه ریزی دقیق تر مدیریت توسعه شهری و حفظ منابع طبیعی در شهر قزوین و شهرهای مشابه فراهم می آورد.
ریشه یابی مفهوم شاخ (گاو و بز) در فرهنگ اسطوره ای ایران و بین النهرین
حوزههای تخصصی:
نقش جانوران شاخ دار ازآغاز تاریخ، موضوع آثار هنری پیش از تاریخ بوده و نمایش این جانوران علاوه بر نماد باروری، به سبب تاثیر عقاید جادویی یا مذهبی انجام می گرفته؛ همچنین شاخ قوچ و گاو را نماد آفرینش و شعاع نور دانسته اند. نشانه های زیادی از قوچ، گاو و شاخ هایشان از دوران باستان برجای مانده است. با توجه به تقدس و اهمیت گاو و بز، از دوران کهن تاکنون و استفاده از نقش آن ها در آثار باقی مانده از فرهنگ های مختلف، اولا، چرا شاخ این حیوانات به عنوان یک نماد مهم، به عنوان یک عنصر مقدس شناخته شده است؟ در آثار دوره های بعد نیز این عنصر را می بینیم که در کنار ماه یا خورشید قرار گرفته و مهم شمرده شده اند. دوم، این سوال وجود دارد که چرا امروزه هم با این واژه مواجهیم: «شاخ خوش یمن است، خوش شانسی می آورد»، ریشه این تفکر در چیست؟ هدف از این پژوهش ریشه یابی معنا و مفهوم شاخ به عنوان یک عامل مقدس از دوران کهن تا کنون است و در آثار هنری و فرهنگی قبل از تاریخ تا به امروز مورد توجه قرار گرفته است. روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی است. جمع آوری اطلاعات با استفاده از منابع متنی، تصویری، به شیوه کتابخانه ای و میدانی از موزه ها و منابع اینترنی، پرداخته شده است. براساس جامعه آماری از تصاویر یافت شده، آثار باقی مانده درخصوص مفاهیم جانوری در حوزه پیکرنگاری و نقش برجسته، سفالگری و مفرغ های لرستان در ایران و بین النهرین مشاهده می شوند؛ نتیجه پژوهش، ریشه یابی مفهومی «شاخ»، از نمادهای کهن در زندگی مردم پیش از تاریخ تا به امروز است.
شهرهای ایرانی در آینه سفرنامه ها: تحولات و دیدگاه های شرقی و غربی (قرون سوم تا دوازدهم هجری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
75-97
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: شهرهای ایرانی به عنوان نماد تمدنی کهن، همواره کانون توجه سیاحان شرقی و غربی بوده اند. با وجود ارزش تاریخی سفرنامه های قرون ۳-۱۲ هجری به عنوان منابع دست اول، مطالعات پیشین از سه محدودیت اصلی رنج می برده اند: نگاه مقطعی به تحولات شهری، غفلت از تفاوت های دیدگاهی شرق و غرب، و ضعف روش شناختی در تحلیل محتوا. هدف: این پژوهش با هدف پر کردن این خلأهای پژوهشی، به تحلیل نظام مند سیر تحول شهرهای ایرانی و مقایسه تطبیقی دیدگاه های سفرنامه نویسان شرقی و غربی می پردازد. روش: با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی، ۱۴ سفرنامه منتخب (۷ شرقی و ۷ غربی) در نرم افزار MAXQDA بر اساس ماتریس پنج بعدی (کالبدی، اقتصادی، اجتماعی-فرهنگی، سیاسی و زیست محیطی) کدگذاری و تحلیل شدند. یافته ها: تحولات شهرهای ایرانی در سه دوره متمایز قابل شناسایی است: در دوره نخست (قرون 3-6 هجری)، شهرها با ساختاری ساده حول محور مسجد و بازار شکل گرفتند. دوره میانی (قرون 7-9 هجری) شاهد احیای تدریجی شهرها پس از آسیب های ناشی از حمله مغول بود. در نهایت، دوره سوم (قرون 10-12 هجری) با توسعه چندبعدی و شکوفایی همه جانبه شهرها همراه بود. در بررسی دیدگاه های سفرنامه نویسان، نویسندگان شرقی عمدتاً بر جنبه های انسانی و فرهنگی شهرها تأکید داشتند، در حالی که سفرنامه نویسان غربی توجه بیشتری به ابعاد کالبدی و اقتصادی شهرهای ایرانی نشان دادند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد که شهرهای ایرانی با حفظ هویت اصلی خود، توانایی بالایی در انطباق با تحولات تاریخی داشته اند. تفاوت دیدگاه های شرقی و غربی نه به معنای تضاد، بلکه به عنوان مکمل هایی برای درک جامع تر شهرهای تاریخی ایران قابل تفسیر است. نتایج این پژوهش می تواند چارچوبی برای مطالعات تطبیقی در تاریخ شهری ارائه دهد.
بررسی تاب آوری زیرساخت های شهر هوشمند با رویکرد پدافند غیرعامل ؛ نمونه مطالعاتی، منطقه 4 شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
76 - 100
حوزههای تخصصی:
در دو دهه گذشته، فرآیند شهرنشینی و صنعتی شدن در کشورهای توسعه یافته به شکل گیری شهرهای پیچیده ای منجر شده است که در برابر حوادث طبیعی و انسانی آسیب پذیر هستند. پیشرفت فناوری اطلاعات و حرکت به سمت شهرهای هوشمند به بهبود مدیریت شهری کمک کرده، اما نیاز به برنامه ریزی دقیقی دارد تا آسیب پذیری ها کاهش یافته و امنیت زیرساخت ها افزایش یابد. برنامه ریزی شهری باید بر اساس اصول پدافند غیرعامل و دفاعی انجام شود تا زیرساخت های شهری در برابر تهدیدات مقاوم شوند. این تحقیق در منطقه ۴ شهرداری تهران به بررسی موضوعات مرتبط با ایمنی و هوشمندسازی زیرساخت ها پرداخته است. هدف از پژوهش شناسایی و تعامل زیرساخت های ضروری برای دستیابی به تاب آوری، تحلیل عوامل مؤثر بر تاب آوری زیرساخت های شهری در شهر هوشمند و ارائه راهکارهای برنامه ریزی برای تقویت تاب آوری زیرساخت ها با رویکرد پدافند غیرعامل است. روش تحقیق به صورت اکتشافی-تحلیلی طراحی شده و برای جمع آوری اطلاعات از روش های مشاهده، مصاحبه، مطالعات کتابخانه ای و پرسشنامه استفاده شده است. تحلیل اطلاعات نیز با روش های تحلیل محتوا و آزمون های آماری مختلف انجام شده و از نرم افزار SPSS برای امتیازدهی بهره گیری شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که بین ابعاد کالبدی محیطی برنامه ریزی شهری و پدافند غیرعامل شهری با امتیاز 4.16 رابطه معناداری وجود دارد. مولفه کالبدی محیطی به عنوان تأثیرگذارترین عامل در کاهش خطرات در زمان بحران در منطقه ۴ شهرداری تهران شناخته شده است. در نهایت، این تحقیق تأکید می کند که بهبود تاب آوری زیرساخت های شهر هوشمند با رویکرد پدافند غیرعامل می تواند به طور چشمگیری آسیب پذیری را کاهش دهد.
بازتاب ویژگی های فرهنگی جامعه دهه 1390 خورشیدی تهران در طراحی زیورآلات بازار طلا و جواهر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۸)
128-147
حوزههای تخصصی:
وقتی به قطعه زیوری از گذشته می نگریم؛ شناخت خوبی از فرهنگ در آن دوره تاریخی به دست می آید؛ و نشانگر آن است که زیورآلات صرفا جنبه تزئینی نداشته و به عنوان رسانه ای مانا از نسلی به نسلی دیگر منتقل می شوند. در این پژوهش به علت گستردگی مخاطبان زیورآلات طلا و جواهر بازاری به بررسی میزان و نحوه وام گیری طراحی این زیورآلات از عناصر فرهنگی جاری در جامعه از منظر بازتاب ویکتوریا الکساندر پرداخته شده است. طلافروشی ها نیز از استان تهران به عنوان پایتخت و مرکزیت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی کشور انتخاب شده اند. ماهیت تحلیل یافته های این پژوهش کاربردی، گردآوری اطلاعات آن به صورت مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای صورت گرفته است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تعدد کاربرد مولفه حافظه فرهنگی (نقوش و نماد) در طراحی ها نشان از استقبال مخاطبین حال حاضر جامعه دارد. همچنین با توجه به جامعه خودمحور حاکم و شرایط اقتصادی، زیورآلات طلای بازاری با وزن کم که افراد با طراحی آن ها ارتباط فردی و شخصی احساس می کنند جلب توجه بیشتری خواهند کرد. از سوی دیگر به دلیل عدم الزام به رعایت قانون کپی رایت در ایران تولیدی ها کم ریسک ترین روش یعنی کپی از برندهای خارجی را انتخاب می کنند. به طور کلی، گسترش مباحث فرهنگی در فضای بازار به دلیل اولویت ساز و کارهای اقتصادی در این فضا، باید به صورت غیرمستقیم و از طریق گفتمان سلیقه سنجی در مخاطبان صورت گیرد. همچنین استفاده و یا احیای تکنیک های اصیل ایرانی می تواند سبب تنوع زیورآلات بازاری داخل کشور و هویت بخشی در سطح جهانی گردد.
مطالعه تطبیقی نگاره کوزه گر عقل آفرین در آثار چند تن از نگارگران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جلوه هنر سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۴۷)
118-129
حوزههای تخصصی:
از دوران گذشته تاکنون هنرمندان همواره به مصورکردن کتب مشغول بوده اند. تصویرسازی متون ادبی در دوره معاصر دچار تحولات بسیاری شد، از جمله اینکه این تصاویر برای آثار شاعرانی انجام شد که تا پیش از این زمان در ایران مهجور مانده بودند. از این دست اشعار می توان به رباعیات حکیم عمرخیام اشاره نمود. تحقیق پیش رو نیز، با هدف بررسی رابطه متن و تصویر در نگاره های مرتبط با این رباعی و دریافت وجوه اشتراک و افتراق در آثار چهار نگارگر معاصر «استاد حسین بهزاد، محمد باقر آقامیری، رضا بدرالسماء و امیرحسین آقامیری» در به کارگیری از عناصر تصویری و بیانی این مضمون است. پرسش های پژوهش عبارتند از: ۱. رابطه متن و تصویر در نگاره «کوزه گر عقل آفرین» در آثار نگار گران معاصر به چه صورت است؟ ۲. وجوه اشتراک و افتراق در نگاره مرتبط با رباعی «کوزه گر عقل آفرین» در آثار نگارگران معاصر کدام اند؟ بر این اساس، پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی و با استناد به منابع کتابخانه ای، مشاهده و منابع الکترونیکی انجام گرفته است. یافته های حاصل از پژوهش حاکی از آن است که در همه نگاره ها، نگارگران از متن رباعی جهت تصویرسازی بهره برده و در نمایش این مضمون به مراحل آفرینش، فنا و بقا وآفرینش مجدد موجودات اشاره داشته و تصاویر مطابق با متن ایجاد کرده اند که گاهی در این راستا با بهره گرفتن از عناصر نمادین، سبب ایجاد ترکیب بندی هایی با عناصر تصویری جدید شده و تصاویر متفاوت تری خلق کرده اند. کلید واژه ها: خیام نگاره، نگار گری معاصر، نگار گران معاصر، رباعیات خیام
طراحی سامانه احصاء و مدیریت امداد رسانی پس از زلزله بر پایه طراحی گنسای و رویکرد کاربر محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
140 - 159
حوزههای تخصصی:
اگرچه جلوگیری از وقوع زلزله امری غیر ممکن، اما مدیریت در جهت پیش آگاهی، آموزش و کسب آمادگی به منظور کاهش اثرات سوء و پیامد های ناگوار آن منطبق با تعاریف پدافند غیرعامل امری قطعی و ضروری است. شناسایی و کاربست راهکارهای اتخاذ شده توسط ژاپن با پیشینه ای قدرتمند در مدیریت موفق بلایای طبیعی و به ویژه زلزله، نیز ضروری می نماید. گنسای به عنوان راهکاری برای آمادگی پیش از زلزله، مدیریت حین زلزله و آماده سازی و مدیریت برای حادثه بعدی، می تواند راهگشا باشد. در این پژوهش ضمن مطالعه و مرور پیشینه، طیف محصولات نرم افزاری امدادی و سامانه های هوشمند و محصولات جانبی طراحی شده، سعی شد در قالب ایجاد و بررسی رابط کاربری طراحی شده در جهت اصلاح، تسهیل و تدقیق شیوه احصاء و آمارگیری حادثه دیدگان و مدیریت پس از زلزله، به تحلیل میزان درک کاربران این برنامه کاربردی و همچنین افزونه سخت افزاری برای تسریع در عملیات امدادی پرداخته شود. پژوهش از نوع توصیفی و کاربردی، با روش پیمایشی، قوم نگاری و میدانی بوده است. برپایه اطلاعات استخراج شده، مطالعات میدانی نیاز سنجی اقلیمی، نمونه اولیه ای از این اپلیکیشن ارائه و با سنجش رضایت محور کاربران بر اساس پرسشنامه لیکرت، مورد کاوش قرار گرفت. در طراحی این سامانه هوشمند سطوح ارزش نسبت به مولفه های اصلی میزان رعایت معیارهای کاربرپسندی، کیفیت رابط های گرافیکی و کیفیت احساسی - ارتباطی، سنجش درک پذیری و میزان مطلوبیت عناصر گرافیکی مورد بررسی قرار گرفت.
گونه شناسی برهمکنش تصویر و نوشتار در نقش برجسته های سنگی عصر ساسانی ایران
منبع:
مطالعات بین رشته ای هنرهای تجسمی دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸
87 - 103
حوزههای تخصصی:
از دوران حکومت ساسانیان، حدود 38 نقش برجسته سنگی به جا مانده است، که در ۱۰ مورد تصاویر و نوشتار در کنار هم قرارگرفته اند. این نقش برجسته ها اسناد تاریخی بی بدیلی محسوب می شوند که بازنمایاننده مهم ترین وقایع و موضوعات ایدئولوژیک ساسانیان هستند. هر چند نقش برجسته های ساسانی تا کنون بارها مورد مطالعه پژوهشگران قرار گرفته اند، ولی مطالعات درباره تاثیر همنشینی کلمات و تصاویر در ساخت و انتقال پیام نقش برجسته های ساسانی معدود است. هدف این پژوهش گونه شناسی رابطه تصاویر و نوشتار در نقش برجسته های سنگی ساسانی و نقش هر بخش در انتقال اطلاعات است. جامعه آماری این پژوهش، شامل نقش برجسته هایی است که هر دو وجه نوشتاری و تصویری را در خود جای داده اند؛ از آن میان ۵ نمونه که هر دو بخش نسبتاً سالم و قابل خوانش بودند انتخاب شدند. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی، شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای- اسنادی و چارچوب نظری تحلیل داده ها بر مبنای نظریات پری نودلمن در راستای برهمکنش متن و تصویر در روایت مصور است. نمونه های پژوهش را می توان بر اساس موضوع به دو گروه نقش برجسته های شاهی و نقش برجسته های دینی تقسیم کرد. نتایج پژوهش نشان می دهد که ساسانیان با آگاهی کامل از قابلیت های تصاویر و نوشتار به عنوان دو نظام بیانی متفاوت، نقش برجسته های سنگی را به عنوان یک رسانه تصویری-کلامی به کار گرفته اند. بخش تصویری در نقش برجسته های سنگی بیش از هرچیز «شاه» را در باشکوه ترین حالت نشان می دهد. روایت های جانبی و جایگاه سایر افراد بر اساس نمادهای تصویری مشخص می شوند. در نقش برجسته های دینی تصویر به حداقل می رسد و مراتب سلوک معنوی و آموزه های دینی در نوشته ها ثبت گردیده اند. با کمی ساده سازی می توان گفت: اطلاعات مربوط به جهان عینی در تصاویر، و مفاهیم ذهنی و شهودی در نوشته ها منعکس شده اند.
بازاندیشی مسئله طاق عرضی ارگ علی شاه تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
باغ نظر سال ۲۲ دی ۱۴۰۴ شماره ۱۵۱
47-58
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: ارگ علی شاه تنها بازمانده مجموعه مسجد تاج الدین علی شاه تبریزی است. اگرچه مشاهدات حمدا... مستوفی و نقاشی های مطراقچی و گرلو از مسجد علی شاه بر وجود طاق عرضی آجری دلالت دارند اما رهیافت غیرتاریخی به معماری، آن را یک سازه صفوی بدون طاق معرفی کرده که از نظر محاسبات فنی، دیوارهای صندوقه چینی شده طرفین آن هرگز نمی توانند بار طاق را تحمل کنند؛ اما این ادعا در حالی طرح شده است که در کاوش سال 1350ش آوار طاق آجری که حمدا... مستوفی آن را گزارش کرده است و در نقاشی های مطراقچی و گرلو دیده می شود، شناسایی و مستند شده است. هدف پژوهش: از نتایج تحلیل فنی نوع و ابعاد طاق عرضی ارگ علی شاه در طرح حفاظت-مرمت آن استفاده می شود. روش پژوهش: این پژوهش دارای سه روش مطالعه منابع تاریخی، برداشت میدانی و محاسبات فنی سازه است که در سه مرحله انجام گرفت. در مرحله میدانی با دستگاه لیزر اسکنر 3بعدی، سازه ارگ تبریز برداشت فنی شد و در مرحله سوم، داده های حاصل از دو مرحله قبلی با نرم افزارهای Revit و Diana FEA با دو روش آنالیز استاتیکی خطی و غیرخطی مدل سازی و تجزیه و تحلیل شدند. نتیجه گیری: دیوارهای شرقی و غربی ارگ علی شاه واقعاً قدرت تحمل وزن طاقی بزرگ و بلند با دهانه 4/ 28 متر در پاکار قوس و مهار تنش های کششی و فشاری آن را داشته اند و این تنش ها علت اصلی ریزش طاق نبوده اند و یقیناً ارگ تبریز تا سال 1721م هنوز طاق داشته است که علی الاصول این طاق باید از نوع جناغی باشد که در این حالت، طاق جناغی ارگ تبریز با 25/ 58 متر ارتفاع از کف بنا و 25/ 28 متر ارتفاع نسبت به پاکار قوس، بلندترین و بزرگ ترین طاق تاریخ معماری ایران و عالم اسلام و جهان باستان بوده است.
معماری پایدار جزیره قشم: درس هایی برای طراحی انرژی کارا در اقلیم گرم و مرطوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقش جهان سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
۱۷۴-۱۵۳
حوزههای تخصصی:
اهداف: هدف این پژوهش، بررسی ظرفیت های معماری سنتی جزیره قشم به منظور استخراج راهکارهایی برای طراحی انرژی کارا و سازگار با اقلیم گرم و مرطوب است. در این راستا، پژوهش بر حفظ منابع انرژی برای نسل های آینده، ارتقای فرهنگ مصرف بهینه، کاهش یارانه های مستقیم سوخت، کاهش آلاینده های زیست محیطی، و استفاده از مصالح بومی و عناصر اقلیمی تمرکز دارد. روش ها: روش تحقیق به کار رفته در این مطالعه از نوع کاربردی بوده و داده ها از طریق سفر میدانی به جزیره قشم گردآوری شده است. ابزار گردآوری داده ها شامل مشاهده مستقیم معماری بومی، بررسی منابع مکتوب محلی، مصاحبه با ساکنان، دانشجویان معماری، و اساتید دانشگاهی در منطقه بوده است. با توجه به شرایط اقلیمی خاص جزیره، دو نمونه موردی شامل خانه های سنتی «مغ» در قشم و بافت سنتی بندر لافت انتخاب شدند و با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی و تطبیقی مورد بررسی قرار گرفتند. یافته ها: پژوهش حاکی از آن است که طراحی معماری سنتی منطقه با بهره گیری هوشمندانه از عناصر اقلیمی نظیر بادگیر، حیاط مرکزی، بازشوهای کنترل شده و مصالح بومی، توانسته در تأمین آسایش حرارتی و کاهش نیاز به انرژی های فسیلی نقش مؤثری ایفا کند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از اصول معماری سنتی قشم می تواند به عنوان الگویی بومی، مؤثر و پایدار برای طراحی انرژی کارا در معماری معاصر اقلیم های گرم و مرطوب ایران مورد استفاده قرار گیرد.
مهارت های شناختی معماران در خلق روایت های مشارکتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه معماری و شهرسازی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۶
72 - 96
حوزههای تخصصی:
پیچیدگی های فرایند مشارکتی باعث می شود که طراح برای حضور در این فرایند نیازمند کسب توانایی های ویژه ای باشد. بخشی از این توانایی ها مربوط به مهارت های بینشی نزد معماران است. جهت درک مهارت های بینشی می توان پژوهش های مربوط به معماری مشارکتی را مطالعه و اصلی ترین مفاهیم حوزه را تجزیه، تحلیل و ترکیب کرد. بر این اساس پژوهش حاضر، سه هدف را دنبال می کند: الف) شناسایی و دسته بندی پژوهش های مربوط به مهارت های شناختی یک معمار در فرایند مشارکتی. ب) ارائه تعریف معماری مشارکتی معطوف به مهارت های شناختی مورد نیاز معماران. ج) مهارت های شناختی مورد نیاز برای معماران در فرایند مشارکت. در نتیجه این پژوهش مطالعه ای مروری است که براساس روش سنتزپژوهی کیفی و کدگذاری مضامین محتوایی حاصل شده است. همچنین با استفاده از نرم افزار VOS VIEWER شبکه کلیدواژه ها استخراج و براساس تحلیل آن ها الزامات شناختی بیان شده اند. نتایج نشان می دهد که دو گروه کلی مشارکت با معماران و مردم و شش زیرگروه قابل تفکیک هستند. براساس تعریف ارائه شده، مشارکت گفت وگویی روایی و مرکزگریزِ میان شهروندی برای خلق داستان های جدید است. همچنین معمار مشارکتی باید دارای توانایی ساخت و بازخوانی داستان هایی درزمینه مفاهیم شهر، مسکن، دموکراسی، ادراک و فقر باشد که بر رویکردهای انتقادی و مرکزگریز تمرکز داشته باشند. او باید نسبت به ورود به فرایندی تفسیری و چندسویه آگاه بوده و قادر به شناخت اجزای روایت و تفسیر آن باشد.
بررسی شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
160-179
حوزههای تخصصی:
مقدمه: مسجد مشیرالملک از بناهای دوره قاجار است که به دستور میرزاابوالحسن خان مشیرالدوله ساخته شده و در ایوان شمالی آن از شیوه کاسه سازی برای پوشش زیر طاق استفاده شده است. کاسه سازی یکی از آرایه های تزیینی طاقی است. ساختار کاسه سازی مسجد مشیرالملک از جذابیت بصری خاصی برخوردار است. ژرف نمایی یکی از عوامل ایجاد جذابیت بصری در اثر به شمار می رود. ژرف نمایی که به توانایی ذهن انسان در درک عمق مربوط است، به کمک روش های گوناگونی همچون پرسپکتیو میسر می شود، اما به نظر می رسد در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز، روش هایی متفاوت از پرسپکتیو سبب افزایش ژرف نمایی شده است. اهداف و سؤال ها: با توجه به ضرورت های مطرح شده در مقدمه، هدف از انجام این پژوهش بررسی شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز است و در پی پاسخ به این سؤال است که شیوه های افزایش ژرف نمایی در کاسه سازی مسجد مشیرالملک شیراز چگونه ایجادشده است؟ روش ها: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و هدف آن کاربردی است. گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای، استفاده از منابع اسنادی و مطالعات میدانی صورت گرفته و تحلیل داده ها از نوع کیفی است. یافته ها و نتایج: نتایج پژوهش نشان می دهد که به کمک خطوط و سطوحی که در نقاط عمق، به مثابه نقطه گریز، همگرا می شوند، همچنین ریتم ایجادشده به وسیله سطوح مشابه با اندازه های کاهشی نسبت به دید مخاطب و القای حرکت آرام به سوی نقاط عمق، تلاش شده است تا ژرف نمایی افزایش یابد. ازآنجا که کاسه سازی برای مکان هایی با ارتفاع کم مناسب است، افزایش القای عمق به منظور ارائه چشم اندازی بی نهایت، رویکردی بسیار هوشمندانه به شمار می آید.
تأثیر مضامین مذهبی بر مولفه های بصری در تصویرگری کتاب کودک و نوجوان (دهه 1350 شمسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
هنرهای زیبا - هنرهای تجسمی دوره ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
43 - 55
حوزههای تخصصی:
در دهه پنجاه شمسی، کتاب های تصویری گوناگونی با موضوعات مذهبی برای مخاطب کودک و نوجوان منتشر شد. این آثار علیرغم ارزش تاریخی و اطلاعاتی که از تحولات فرهنگی و اجتماعی این دوران ارائه می دهند، چندان مورد توجه پژوهشگران قرار نگرفته اند. لذا در پژوهش حاضر تلاش شد تا ویژگی های بصری این آثار مورد بررسی قرار گرفته و سپس ارتباط آن با جریان های مذهبی این دوران مشخص شود. پژوهشگران در گام نخست به طرح این پرسش پرداختند که رویکردهای بصری مسلط در این کتاب ها در دهه 50 شمسی چه بوده است؟ و سپس به دنبال پاسخگویی به این پرسش برآمدند که چرا گرایش های متفاوتی در تصویرگری کتاب های مذهبی در این دوره وجود داشته است؟ هدف پژوهش حاضر، شناخت ویژگی های بصری کتاب های تصویری در دهه 50 شمسی و یافتن نسبت آن با گرایش های مختلف مذهبی این دوران بوده است. این پژوهش از نظر هدف توسعه ای، از نظر روش تجزیه و تحلیل داده ها کیفی، از نظر گردآوری داده ها، اسنادی با مطالعه منابع کتابخانه ای و الکترونیکی و از لحاظ روش تحقیق نیز توصیفی-تحلیلی است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که دو گرایش بصری فیگوراتیو و غیرفیگوراتیو در کتاب های تصویری مذهبی در این دهه وجود داشته که متاثر از دو گونه برداشت مذهبی توسط گروه های مختلف بوده است. نخست برداشت عرفانی و معنوی از اسلام و دیگری برداشتی سیاسی-اجتماعی.
بررسی عوامل موثر برتوانمندسازی اجتماعی زنان (مطالعه موردی شهر گیلانغرب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شهر ایمن سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۰
101 - 116
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق : توانمندسازی زنان در عرصه های مختلف سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و مدیریتی از مباحث مهم در جوامع امروزی می باشد. مطالعهٔ حاضر با هدف واکاوی ابعاد مختلف توانمندسازی اجتماعی زنان شهرگیلانغرب انجام شده است. روش تحقیق : تحقیق حاضر به شیوه روش پیمایشی انجام گردیده است جامعه آماری تحقیق شامل زنان شهر گیلانغرب بودکه با روش نمونه گیری هدفمند تعداد ۳۷۲نفر به عنوان جمعیت نمونه انتخاب شد. برای بررسی ارتباط بین توانمند سازی زنان و اینکه چه چیزی تصمیم گیری و نگرش خانواده ها نسبت به تصمیم گیری و مشارکت در امور خانواده را تعیین می کند، از تحلیل رگرسیون چند جمله ای استفاده شد. یافته ها: یافته های تحقیق نشان دادند: متغیر های میزان تحصیلا ت، سن، ثرو ت و تعداد فرزندان، سن زنان، تعداد فرزندان، شغل همسر و نوع کسب و کار با توانمندسازی زنان ارتباط مثبت دارند و بر میزان مشارکت و تصمیم گیر ی در خانواده ها تأثیر می گذارد.نتیجه گیری: تشویق به مشارکت زنان در فرآیند توسعه، از طریق فراهم آوردن فرصت های مشارکت آن ها بسیار مهم است، این فرصت ها باید تمام جنبه های اجتماعی، فرهنگی و غیره را در بر داشته باشد تا با تشویق زنان به مشارکت، آگاهی آن ها افزایش پیدا کند.
آسیب شناسی دو سالانه های نگارگری در ایران تحلیل و بررسی یازده دوره برگزاری (از سال 1372 تا 1401)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نگره زمستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
52-75
حوزههای تخصصی:
مقدمه: دوسالانه ها نقشی مؤثر در ایجاد ارتباط میان متخصصان عرصه هنر و عموم مردم و نیز پویاییِ جامعه هنری ایفا می کنند. ازاین رو، مشکلات و چالش های موجود در روند برگزاری آن ها می تواند آسیب های قابل توجهی به این حوزه وارد کند؛ بنابراین، آسیب شناسیِ برگزاریِ این دوسالانه ها ضروری است. اهداف و سؤال ها: هدف این پژوهش، شناسایی نقاط قوت و ضعفِ دوسالانه های نگارگری در ایران است تا برگزارکنندگان اصلیِ این دوسالانه ها، با اتخاذ موضعی راهبردی، بتوانند به شکلی بهینه و در راستای اهداف تعیین شده، آن ها را مدیریت کنند. پرسش های اصلی پژوهش ناظر بر این موارد است که نقاط قوت و ضعف در ساختار مدیریتی و روند اجرایی دوسالانه ها چیست؟ و چه راهکارهایی برای بهبود روند موجود و رسیدن به وضعیت مطلوب می توان ارائه داد؟ روش ها: روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی است و بر اساس مطالعه اسنادی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته (یا عمیق) انجام شده است. جمع آوری اطلاعات با اتکا به منابع کتابخانه ای و مصاحبه با نخبگان، به صورت توأمان صورت گرفته و پس از مطالعه دقیقِ روندِ برگزاریِ یازده دوره گذشته، دسته بندی محتواییِ مصاحبه ها و تجزیه وتحلیل داده ها، آسیب های موجود در این زمینه مورد شناسایی شده است. یافته ها و نتایج: یافته های پژوهش ضمن تبیین دستاوردهای دوسالانه، به چالش های متعددی همچون وابستگی به نهادهای دولتی، فقدان برنامه منسجم، عدم وحدت رویه و موارد مشابه را نشان می دهد و به منظور رفع این مشکلات مهم ترین راهکار، تثبیت جایگاه انجمن صنفی نگارگری است و پس ازآن با افزایش تولی گری انجمن، سایر مشکلات، همچون فقدان برنامه، عدم وحدت رویه، حاکم شدن سلیقه جناحی، عدم شفافیت مالی و غلبه بخش دولتی نیز برطرف خواهد شد.
تحلیل مؤلفه های مؤثر بر برندسازی شهری (مورد مطالعه: شهر آمل)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش شهرسازی دوره ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
93 - 119
حوزههای تخصصی:
بیان مسئله: برندسازی شهری فرآیندی راهبردی است که با تکیه بر ویژگی های منحصربه فرد جغرافیایی، فرهنگی و اقتصادی شهر، تصویری متمایز و جذاب از آن ارائه می دهد. این رویکرد با هدف ارتقای جایگاه رقابتی شهر در جذب سرمایه گذاری و گردشگر، نیازمند برنامه ریزی بلندمدت و بهره گیری از ظرفیت های مکانی و غیرمکانی است. در سال های اخیر، نقش فرهنگ و نوآوری در این فرآیند پر رنگ تر شده و طراحی شهری نیز به عنوان ابزاری برای تقویت برند شهری مورد توجه قرار گرفته است. هدف: ارائه الگوی برندسازی شهر آمل با تأکید بر تصویر شهری، هدف اصلی این پژوهش است. این تحقیق می کوشد با ریشه یابی و تبیین تصویر ذهنی ساکنان و گردشگران از شهر آمل و شناسایی پتانسیل های آن، مفاهیم کلیدی مرتبط را تحلیل کرده و در ادامه، با بهره گیری از رویکرد آینده نگاری، دستورالعملی کاربردی برای آینده ای محتمل تدوین کند. روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و ترکیبی از روش های کمی و کیفی، به شناسایی تصویر ذهنی شهروندان و قابلیت های شهر آمل پرداخته و با استفاده از پرسشنامه، مطالعات اسنادی و تحلیل نرم افزار میک مک، عوامل مؤثر در برندسازی شهری آمل را بررسی کرده است. یافته ها : پس از بررسی های انجام شده این نتیجه به دست آمد که شهر آمل دارای پتانسیل های مطلوبی در جهت تبدیل شدن به برند منطقه ی و جذب گردشگران است. نتیجه گیری: در این راستا، و با توجه به وضعیت موجود شهر آمل، بر پایهٔ نتایج حاصل از نظرسنجی های انجام شده از شهروندان و تحلیل داده های به دست آمده، پیشنهادهایی در جهت حفظ و ارتقای کیفیت پتانسیل های موجود شهر و نیز جذب سرمایه گذاران ارائه شده است. این پیشنهادها در قالب راهکارهای عملی، به صورت تفکیکی در حوزه های مختلف، با هدف برندسازی شهر آمل و بهبود پایدار ظرفیت های آن تدوین گردیده است.
مقام سکوت: مطلع عالم شدن معمار بر عالم طبیعت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناخت و ادراک عالم طبیعت از مسائل مهم و پیچیده دنیای معاصر است، و علیرغم پژوهش های متعدد در دهه های اخیر، هنوز برخی از ابعاد آن ناشناخته مانده است. حال با توجه به اینکه از تعامل معمار و عالم طبیعت، معماری به منصه ظهور می رسد، شناخت و چگونگی تحقق علم معمار نسبت به عالم طبیعت می تواند زمینه ارتقای کیفیت کالبدی و فضایی بناهای معماری را فراهم آورد. حال پرسش اصلی تحقیق چگونگی فرایند عالم شدن معمار بر عالم طبیعت است که بر اساس نظریات ملاصدرا در حکمت متعالیه انجام شده و بر اساس روش تحقیق قیاسی، با تحلیل عناصر اصلی موضوع بر اساس نظریه های مبنا در حکمت متعالیه و از راهبرد استدلال و استنتاج منطقی بهره برده است. در این پژوهش ابتدا با تعریف مسئله شناخت و پیرو آن نفس و قوای ادراکی نفسانی، علم و چگونگی ادراک و سپس با بیان خصوصیات و ویژگی های عالم طبیعت از منظر حکمت متعالیه؛ چگونگی عالم شدن معمار بر عالم طبیعت تبیین شده است که تحقیق حاضر کوشش خود را نه بر تکرار تحقیقات پیشین، بلکه سعی نموده که با واکاوی خشت اول امر ادراک؛ بنای ادراک عالم طبیعت، توسط معمار را از نو بازسازی نماید و به این مهم دست یافته که تواضع، خشوع و خضوع عقل در برابر حقیقت عالم طبیعت، منجر به عملکرد سلیم قوای ادراکی نفس معمار و مطلع رسیدن معمار به مقام سکوت است و با احراز معمار به این جایگاه و عمل کردن به مراحل پنجگانه علم، که باعث استکمال نفسانی معمار می شود، می تواند به قوانین و سنت ها، هندسه و مقدرات عالم طبیعت عالم شود. در نتیجه معمار با شعور هندسی بناهایش را هماهنگ با مقدرات عالم طبیعت می سازد و میتوان معیاری برای مراتب علم معماران گذشته و معاصر بر عالم طبیعت ارائه نمود.