ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۱۹٬۰۷۶ مورد.
۸۱.

بازتاب فرجام زندگی عیسی (ع) در احادیث اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرجام عیسی (ع) تصلیب عروج حدیث مسیحیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۳
یکی از مسائلی که در آیات قرآنی و احادیث اسلامی درباره حضرت عیسی(ع) مورد توجه قرار گرفته، مسئله فرجام اوست. اکثریت قریب به اتفاق مسلمانان، برخلاف قاطبه مسیحیان، به جای آموزه صلیب، قائل به حیات و عروج عیسی(ع) هستند؛ اگرچه این دیدگاهی فراگیر نیست. ابهام در برخی آیات مربوطه که به تفاسیر مختلفی منجر شده، لزوم بررسی حدیثی این مسئله را دوچندان می کند. بسیاری از روایات در این زمینه، خبر واحدند که پذیرش آنها به مبنای پژوهشگر ارتباط دارد. ما در این تحقیق تلاش کرده ایم که فارغ از محتوای واقعیت تاریخی مسئله (بررسی تاریخی) و دلالت آیات قرآنی (بررسی تفسیری)، به مطالعه توصیفی تحلیلی مفاد روایات مربوطه (پژوهش حدیثی) بپردازیم. با بررسی سندشناختی و دلالی روایات درمی یابیم که رفعت حضرت عیسی(ع) به آسمان و نزول دوباره ایشان در موعد مقرر، به تواتر قابل اثبات است؛ اما نمی توان در خصوص فرجام زندگی حضرت عیسی(ع) به باور جزمی فراگیری نائل شد. باری اعتقاد به حیات فرزند مریم(ع)، با فرض اثبات ارزش معرفتی خبر واحد و البته اعتبار سندی اخبار آحادِ مربوطه، ممکن خواهد بود.
۸۲.

بازطراحی خوانش حداکثری از نظریه شهود حسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهود حسی قوای نفس علم حضوری عالم ماده محسوسات علم النفس فلسفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۱ تعداد دانلود : ۱۲۳
«شهود» در اصطلاح خاص، به معنای دریافت مستقیم حقیقت است که در فلسفه از آن به «علم حضوری» تعبیر می شود. نفس انسانی مطابق قواعدی مانند «النفس عین البدن»، «النفس فوق البدن»، «النفس فی وحدتها کل القوی حتی القوی الحسیه»، «النفس فی وحدتها متحد مع الماده بشدتها و ضعفها» و «النفس فوق الماده»، افزون بر مرتبه قوای حسی، در موطن محسوس خارجی نیز حضور دارد. حواس نیز دارای ویژگی هایی هستند که امکان ادراک چندگانه را فراهم می کنند. فیلسوفان از نظریه «شهود حسی» تقریرهایی ارائه کرده اند که با توجه به قواعد مذکور و افزودن دو قاعده «النفس فی وحدتها متحد مع الماده بشدتها و ضعفها» و «النفس فوق الماده»، می توان از تقریر حداکثری آن دفاع کرد و با خوانشی نوین، گستره علم حضوری به عالم ماده و محسوس را بازطراحی نمود. این پژوهش با روش تحلیلی نشان می دهد که علاوه بر قواعد سه گانه ای که فلاسفه بر آن تأکید می کنند، باید دو قاعده «النفس فی وحدتها متحد مع الماده بشدتها و ضعفها» و «النفس فوق الماده» نیز مد نظر قرار گیرد. بر این اساس، نفس، هم در موطن قوای خود (اندام حسی) و هم در موطن خود محسوس خارجی به صورت شدید و ضعیف با ویژگی های بدنی که در حواس و بدن او امکان وقوع دارند، شهود حسی حداکثری خواهد داشت. این شهود شامل علم حضوری نسبت به محسوسات بدنی، قوای ادراکی، و محسوسات غیر بدنی در موطن خود است.
۸۳.

خوانش اکتشافی و پس کنشانه تائیه دعبل خزاعی براساس الگوی نشانه شناسی شعر ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان شعر نشانه شناسی ریفاتر تائیه دعبل خوانش انباشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
در تحلیل و مطالعه متون ادبی، نقد نشانه شناختی نقش ویژه ای را در قرن بیستم به خود اختصاص داده است. مایکل ریفاتر، منتقد فرانسوی در نظریه نشانه شناسی خود، الگوی تازه ای را در خوانش شعر ارائه می دهد. بر اساس نظریه او، شعر به دو روش خوانش اکتشافی یا دریافتی (heuristic reading) و خوانش پس کنشانه یا ناپویا (retroactive reading) مورد واکاوی قرار می گیرد. در خوانش اول که خوانشی محاکاتی است، معنای ظاهری و در خوانش دوم که خوانشی نشانه شناسانه است، دلالت های زبانی و معنای ضمنی مورد توجه قرار می گیرد که پس از مشخص شدن عناصر غیردستوری در متن، رابطه این عناصر در قالب انباشت ها و منطومه های توصیفی، کشف جدیدی از شبکه ساختاری متن ارائه می دهد. در این نوشتار، تائیه دعبل خزاعی (249ق.) شاعر حضرت رضا (ع) که از 124 بیت سامان یافته و مشهورترین و بلندترین شعر اوست، به شیوه توصیفی تحلیلی و بر اساس رویکرد ریفاتر بررسی می شود. بر اساس الگوی ریفاتر و واکاوی نشانه شناسی او در دو «انباشت» مدح اهل بیت(ع) و ظلم به ایشان با نگاهی در «منظومه توصیفی» رنج شاعر از جور بر معصومان(ع) در «شبکه ساختاری» امید به شفاعت و پایان تراژدی ستم، خوانشی ژرف و لطیفی از این قصیده برای «اَبَرخواننده» ارائه می شود.   
۸۴.

آسیب شناسی نفوذ استعمار نو بر اندیشه انقلابی جوانان(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: استعمار فرانو اندیشه انقلابی جهانی سازی نفوذ فرهنگی سند 2030 استعمار رسانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۰۷
انقلاب اسلامی ایران که با هدف ایجاد تمدن نوین اسلامی و اجرای ارزش های اصیل اسلامی پدید آمد، به دلیل ماهیت استکبارستیزی اش، هماره در معرض تهدید و دشمنی قدرت های شرق و غرب قرار داشته است. در سال های اخیر، این دشمنی ها با شیوه های گوناگونی رخ نموده که جهانی سازی و استعمار فرانو از جمله آنهاست. پژوهش پیشِ رو، تلاش دارد با روش توصیفی تحلیلی، پس از تبیین مفهوم انقلابی گری و نظریه نظام انقلابی، به بررسی راه های نفوذ دشمن، به ویژه از طریق جهانی سازی و نفوذ فرهنگی بپردازد. در این زمینه، نظریه"دهکده جهانی"، سند آموزشی 2030، و رسانه های وابسته، به عنوان ابزارهایی برای تحمیل فرهنگ غربی و تضعیف فرهنگ بومی کشور معرفی و نقد شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که جهانی سازی در قالب جدید خود، نوعی استعمار فرانو (مدرن) است. معاهده هایی مانند سند 2030 که با نام توسعه پایدار معرفی می شوند، در واقع هدفشان نفوذ فرهنگی، اقتصادی و سیاسی به کشورهای اسلامی و نزدیک کردن آنها به الگوی غربی است. همچنین رسانه ها با ترویج فرهنگ های بیگانه، تضعیف هویت ملی و ارائه الگوهای جذاب ولی نادرست به جوانان، تلاش می کنند آنها را از ارزش های اسلامی و انقلابی دور کنند.
۸۵.

انسان شناسی مسیحی، دوگانه گرا یا سه گانه گرا؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوگانه انگار سه گانه انگار نفس روح پولس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۱
پولس رسول در یکی از دیدگاه های الهیاتی اش معتقد است که آدم ابوالبشر با عصیان خود و خوردن میوه ممنوعه، مرگ را برای خود و همه ابنای بشر به ارمغان آورد. اگرچه گاه این مرگ به معنای موت و انفکاک نفس از جسم تفسیر می شود، اما واقعیت این است که این مرگ در همان حالی که انسان از نظر جسمانی زنده است، رخ می دهد و آدمی درحالی که زنده است، مرده است. در باب حل این مسئله دیدگاهی مطرح شد که در آن انسان دارای سه ساحت جسم، نفس و روح است و مرگی که پولس در نظر گرفته، مرگ روح است و به نوعی سه گانه انگاری ارائه شد. البته در برابر این دیدگاه، نگرش دوگانه انگار نیز وجود دارد که آدمی را تنها دارای جسم و روح در نظر گرفته است. اکنون در این نوشتار، با مراجعه به کتاب مقدس و تفاسیر آن، در پی بررسی این دو دیدگاهیم و البته در نهایت با بررسی ادله دو طرف به این نتیجه می رسیم که برداشت سه گانه انگار درباره ساحت های وجودی انسان، از منظر کتاب مقدس چندان موجه نیست و اندیشمندان مسیحی نمی توانند برای تبیین دیدگاه پولس به آن تکیه کنند.
۸۶.

بررسی رابطه کثرت ماهوی با تشکیک عَرْضی وجود(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تشکیک تشکیک طولی تشکیک عرضی کثرت وجودی کثرت ماهوی کثرت عرضی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
تشکیک وجود بعنوان یکی از مهمترین و تأثیرگذارترین مبانی حکمت متعالیه، همواره مورد بحث اندیشمندان بوده است. با تمام اختلافاتی که در تعریف تشکیک، وجود دارد، مسلم است که اولاً، در تشکیک باید وحدت و کثرت حضور داشته باشد؛ ثانیاً، کثرت آن به وحدت بازگردد. کثرت از یک حیث، به کثرت وجودی و کثرت ماهوی تقسیم میشود. کثرت وجودی ناظر به کثرت و اختلاف برخاسته از وجود، و کثرت ماهوی ناظر به کثرت و اختلاف برخاسته از ماهیت است. نوشتار پیش رو درصدد است به این پرسش پاسخ دهد که آیا کثرت ماهوی به وحدت بازمیگردد، تا در آن تشکیک جریان یابد؟ برخی از عبارات و گفته های حکما این گمان را ایجاد میکند که آنان کثرت ماهوی را به وحدت ارجاع داده و آن را با تشکیک عرْضی برابر میدانند. اما بباور نویسنده، کثرت ماهوی نه تشکیک عرْضی وجود، بلکه کثرت عَرَضی آن را ببار می آورد. اتحاد ماهیت با وجود سبب میشود کثرت ماهوی به وجود سرایت کند و وجود ثانیاً و بالعرض، به کثرت ماهوی متصف شود، اما این بمعنای آن نیست که تشکیک عرْضیِ وجود برخاسته از ماهیت باشد. این نوشتار با تبیین حقیقت تشکیک و اقسام آن، به تبیین مدعای مذکور و اقامه دلیل بر آن میپردازد.
۸۷.

تأثیر نظریه رهایی بخشی در آیین کاتولیک بر نظریه محمود ایوب با عنوان رنج رهایی بخش در اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: رنج رهایی بخش محمود ایوب مسیحیت کاتولیک اسلام تشیع امامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۱۳
این مقاله به بررسی چگونگی تأثیرگذاری آموزه رهایی بخشی در الهیات کاتولیک بر نظریه محمود ایوب با عنوان رنج رهایی بخش در اسلام می پردازد. در این راستا، ما نیاز داریم تا دریابیم که چگونه دیدگاه های الهیاتی مسیحیت پیرامون عمل رهایی بخش مسیح (ع)، الهام بخش ایوب بوده و چگونه اصطلاح شناسی مسیحیت به کمک ایوب در مدل سازی افکارش می آید. بنابراین سؤال اصلی این پژوهش عبارت ست از این که مدل رنج رهایی بخش ایوب چگونه از آموزه های الهیات مسیحی تأثیر پذیرفته است؟ بر این اساس، ابتدا سعی می شود نظریه ایوب به اختصار معرفی شود. سپس، سه قلمرو مهم که بر اساس الهیات مسیحی دارای ظرفیت الهام بخشی برای ایوب هستند بررسی می شود. این سه قلمرو عبارت اند از اصطلاح شناسی، کارکرد نظریه و نیز نقش تحمل رنج ها در رهایی بخشی. در قلمرو نخست، تعریف ایوب از رهایی بخشی به فهم یهودی-مسیحی از این اصطلاح چندان وفادار نبوده و سعی کرده با ارائه تعریفی عام از ورود اشکالات احتمالی جلوگیری کند. در قلمرو دوم، کارکرد نظریه ایوب با مبانی مسیحیت اشتراک عمده ای دارد؛ همان طور که مسیح انسان را از بردگی گناه نجات می دهد، شفاعت نیز به کمک گناهکاران برای نجات از کیفر گناهان خواهد آمد. در نتیجه، با وجود دیدگاه های متفاوت اسلام و مسیحیت در مورد تقسیم بندی گناهان، رهایی بخشی در هر دو مورد از گناه رخ می دهد. در نهایت، قلمرو سوم به این مطلب می پردازد که تحمل رنج ها و مصائب توسط مسیح (ع) و امام حسین (ع) الهام بخش اساسی ایوب در نظریه رنج رهایی بخش در اسلام بوده است، هرچند تحمل رنج به تنهایی نمی تواند موجب رهایی بخشی باشد.
۸۸.

طرحی از فلسفه دینی در اندیشه فارابی با تمرکز بر «رساله فی أغراض مابعدالطبیعه»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فارابی فلسفه دینی فلسفه اسلامی فلسفه یونانی فی أغراض مابعدالطبیعه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۶
فلسفه فارابی برساختی هوشمندانه از پاره ای آیات و اشارات قرآنی و بعضی آموزه های میراث فلسفه یونانی است که سهم خلاقیت های این فیلسوف نیز در آن محفوظ است. این نوع تألیف قبل از فارابی سابقه داشته و به فلسفه دینی نام بردار است. در این الگوی فکری (فلسفه دینی) اصول اعتقادی موجود در هر یک از ادیان ابراهیمی (برای پیروان هر کدام از این ادیان) به عنوان اصل مفروض در نظر گرفته می شود و از میان آموزه های فلسفی، آنهایی که با این اصول موضوعه تقابل نداشته باشند، در برساخت یک نظام فلسفی دینی با تنظیمی سازگار مورد استفاده قرار می گیرند. به زعم ما، می توان طرح اولیه ای از نزدیک شدن به فلسفه دینی در عالم اسلام را در رساله فی أغراض مابعدالطبیعه فارابی مشاهده کرد. او در این رساله ابتدا الله را مبدأ موجود مطلق دانسته و آن بخشی از مابعدالطبیعه را که عهده دار بررسی مبدأ موجودات است شایسته نام علم الهی می داند. در ادامه، موضوع اول مابعدالطبیعه را موجود مطلق معرفی می کند. فارابی از این دو مقدمه نتیجه می گیرد که علم الهی به وجهی همان مابعدالطبیعه است. این برداشت وی منجر به دگردیسی مابعدالطبیعه به الهیات در عالم اسلام شده است. این هرگز به معنای آن نیست که الله موضوع فلسفه اسلامی شده باشد، بلکه می توان گفت الله (به عنوان مبدأ وجود) محور فلسفه اسلامی و اندیشه توحیدی قرار گرفته و به تبع آن مفاهیم اصلی اعتقادی مانند نبوت و معاد وارد فلسفه اسلامی می شود. به علاوه می توان خطوط برجسته از طرح فلسفه دینی را در آثار دیگر این فیلسوف مانند آراء أهل المدینه الفاضله، السیاسه المدنیه، و رساله های الجمع، المله و الحروف مشاهده کرد. این امر بیانگر آن است که الگوی فلسفه دینی در حکم بن مایه و اندیشه بنیادین در نگارش آثار فارابی بوده است.
۸۹.

بررسی و ارزیابی ادله امتناع و امکان فهم فلسفی قرآن با تأکید برآراء صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فهم فلسفی فلسفه اسلامی صدرالمتألهین قرآن کریم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۰۵
بسیاری از فلاسفه بزرگ اسلامی به فهم فلسفی قرآن توجه خاص داشته و تعالیمی را که از این راه به دست آورده اند در قالب تفسیر فلسفی قرآن کریم نگاشته اند. در میان آنها، گسترده ترین تفسیر فلسفی متعلق به ملاصدراست. ایشان فهم فلسفی خود از آیات قرآن را در کتاب «تفسیر قرآن کریم» بیان کرده است. یکی از مباحث مهمی که درباره فهم فلسفی مطرح می شود، بحث امکان آن است که دیدگاه های متفاوتی درباره آن وجود دارد. عده ای قائل به امتناع آن هستند و برای این ادعای خود دلایلی ارائه کرده اند. عده ای دیگر هم به امکان و جواز آن باور دارند و با دلایل متعدد، به اثبات آن پرداخته اند. این پژوهش کوشیده است تا به پرسش های ذیل پاسخ دهد: آیا فهم فلسفی قرآن امری ممکن و مجاز است یا خیر؟ دیدگاه صدرالمتألهین در این زمینه چیست؟ پس از بیان دلایل موافقان و مخالفان فهم فلسفی قرآن و بررسی و ارزیابی آنها، با روش توصیفی و تحلیلی، تصویر روشنی از دیدگاه صدرا درباره امکان فهم فلسفی قرآن ارائه شده و زمینه ای برای اثبات هماهنگی فلسفه و قرآن، و در مراتب بالاتر، عدم تمایز عقل و دین فراهم آمده است.
۹۰.

بررسی و تحلیل نسخه غیرمشهور اثولوجیا و ارتباط آن با التلویحات سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سهروردی التلویحات روضه التعریف ابن الخطیب روایت غیرمشهور اثولوجیا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۱
الهیات منسوب به ارسطو یا همان اثولوجیا دو نسخه متفاوت دارد: نسخه کوتاه تر و نسخه طولانی تر. نسخه کوتاه تر در شرق عالم اسلام به دست فیلسوفان رسیده و مسائلی فلسفی را برای آن ها به ارمغان آورده است، اما روایت طولانی تر اثولوجیا در غرب عالم اسلام شهرت داشته است. مسئله اصلی در این مقاله معرفی نسخه طولانی تر و پژوهش هایی است که تا به حال درباره آن انجام شده و نشان دادن این مطلب که با توجه به یکی از این پژوهش ها و تحقیق در کتاب التلویحات اللوحیّه و العرشیّه شیخ شهاب الدین سهروردی می توان ارتباطی میان روایت طولانی تر اثولوجیا و التلویحات یافت. روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و روش تحلیل داده ها توصیفی تحلیلی است. نتیجه اجمالی که این مقاله به آن رسیده این است که تا به حال تحقیقات بسیار اندکی درباره روایت طولانی تر اثولوجیا انجام شده و با توجه به فقره ای که از کتاب روضه التعریف بالحب الشریف روایت شده و آنچه در التلویحات اللوحیّه و العرشیّه آمده می توان نشان داد که شیخ شهاب الدین سهروردی تحت تأثیر روایت طولانی تر اثولوجیا بوده است.
۹۱.

لذت و رنج از منظر ابن سینا در دانش عصب شناسی امکان گذار از دوآلیته حداکثری ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ابن سینا انفعالات نفسانی لذت درد علوم شناختی ادراک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۱ تعداد دانلود : ۹۵
در شاخه های متفاوت علوم شناختی، شناخت دقیق مغز، مدارهای مغزی، تغییرات ناشی از تجربیات فرد و ... یافته هایی درباره لذت و رنج دارد که هر یک بخشی از نظرات ابن سینا درباره درد و لذت را به طور علمی تایید و تفسیر می کند. نسبی بودن ادراک درد، تاثیر حالات روحی بر آن، اقسام، عوامل، موانع و بسیاری دیگر از یافته ها که با نظرات ابن سینا نیز همخوانی دارد؛ تنیدگی، چندلایه و پیچیده بودن مسئله را نشان می دهد. علوم جدید اگرچه در موضع اثبات یا تایید روح نیست اما موضع گیری جزمی یگانه انگاری حذف گرا را بر نمی تابد. همچنان که با دوگانه انگاری حداکثری نیز ناسازگارست. برخی موضع گیری های ابن سینا درخصوص نفس از آن جمله نظرات وی درباره درد و لذت و سایر شواهد  می تواند تا حدودی امکان تفسیر متناسب تری از دوآلیته نزد وی را فراهم نماید.
۹۲.

مؤلفه های تربیتی اُمید در کلام امام حسین و امام سجاد(ع) منطبق با نظریه «اُمیدِ» اسنایدر

کلیدواژه‌ها: اسنایدر امام حسین(ع) امام سجاد (ع) تحلیل محتوا نظریه امید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۱۹۵
قیام عاشورا بشارت دهنده امید و حرکت رو به جلو برای اجرای حکومت اسلام ناب محمدی در کنار ظرفیت بالای حضرت سیدالشهداء در این زمینه است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای مؤلفه های تربیتی امید در کلام امام حسین و امام سجاد(ع) مطابق با مؤلفه های نظریه امید، چارلز ریچارد ریک اسنایدر است. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و واحد تحلیل نیز کلام امام حسین و امام سجاد(ع) شامل: متون و تصاویر در دنیای مجازی و مکتوب است. یافته ها نشان داد که خداباوری نقطه مشترک مؤلفه های امید است و به ترتیب مؤلفه های هدف گذاری (امید داشتن به خدا)، برنامه ریزی برای دستیابی به امید، اراده امید داشتن، صبر و تحمل سختی ها و شناسایی موانع راه ها برای رسیدن به هدف، در کلام امام حسین و امام سجاد(ع) مشهود است.
۹۳.

نظام ارتباطات ولایی در سبک زندگی اسلامی با تأکید بر سیره رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ولایت سبک زندگی امام رضا (ع) نظام ارتباطات اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۹۰
یکی از مباحث سبک زندگی اسلامی، شیوه تعامل افراد جامعه با یکدیگر است. مفهوم «ولایت» این ظرفیت را دارد که طراحی نوینی از نظام ارتباطات اجتماعی ارائه کند. مسئله اصلی مقاله آن است که حقیقت و مراتب ولایت را به عنوان مبنایی برای بازتعریف نظام ارتباطات در لایه های مختلف جامعه معرفی کند. یافته های این تحقیق که به روش توصیفی تحلیلی سامان یافته، نشان می دهد با استناد به آیات و روایات به ویژه سخنان امام رضا(ع)، تحقق ولایت مؤمنین شرط تکوینی برای راهیابی به ولایت معصومان(ع) است. این جنبه از ولایت که تاکنون در پژوهش های ارتباطی و سبک زندگی مورد توجه پژوهشگران نبوده، نشان می دهد یکی از شاخص های نزدیکی افراد به امامشان، موفقیت در برقراری شئون ارتباطی با دیگر شیعیان است. این قاعده مبنای تنظیم روابط با افراد خانواده و دیگر مؤمنین است. الگوی یادشده بر خلاف الگوی ارتباطی غربی که بر مبنای فردگرایی، بی تفاوتی و تنازع بر سر منافع است، سبب دغدغه مندی بیشتر افراد جامعه با یکدیگر می شود. همچنین خدمت و محبت به دیگران بدون تکلف و چشم داشت محقق می شود و تمام ارتباطات اجتماعی رویکردی قدسی و ولایی می یابد. نوآوری این مقاله در نگاهی متفاوت به مقوله ولایت و استفاده جدید از ظرفیت آن در بازطراحی سبک زندگی است.
۹۴.

کلاهخود خدا و واقع گرایی تجربه دینی(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: مایکل پرسینگر کلاهخود خدا کلاهخود کورن تجربه دینی تجربه عرفانی نوروتئولوژی واقع گرایی دینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۹
از جمله مسائل فراروی تجربه های دینی و عرفانی واقع نمایی آنها است و با پیدایش نظریه های جدید در عصب شناسی الهیات باب جدیدی در این باره گشوده شده است. یکی از دیدگاه های مطرح در این حوزه، موضع مایکل پرسینگر مبنی بر خاستگاه مغزی تجربه های دینی و امکان کنترل و همتاسازی آنها از طریق فناوری های پیشرفته است. این گمانه دستمایه ای برای جریان الحادی و شک گرا در مقابله با واقع گرایی تجربه دینی است. با توجه به اهمیت دفاع عقلانی و منطقی از تجربه ها و باورهای دینی در برابر چالش های نوپدید، هدف پژوهش حاضر بررسی میزان اعتبار علمی و نسبت دیدگاه یاد شده با واقع گرایی تجربه دینی است. مایکل پرسینگر روان شناس آمریکایی-کانادایی، مغز آدمی را جایگاه تمام تجربیات او دانسته و تجربه های دینی را با الگوهای خاصی از فعالیت های مغز مرتبط می داند. به نظر وی، تجربه های عرفانی و دینی توسط ریزموج های الکتریکی جاری در ساختارهای عمیق لوب تمپورال مغز برانگیخته می شوند. وی وقوع چنین تجربه هایی را قابل کنترل و همتاسازی از بیرون می داند و در این راستا، «کلاهخود خدا» را برای مطالعه تجربه های مذهبی و اثرات تحریک نامحسوس لوب گیجگاهی مغز به کار گرفت. براساس گزارش پرسینگر، بسیاری از افراد مورد آزمایش با به سر نهادن کلاهخود خدا تجربه های عرفانی و حالات دگرگون شده»ای را گزارش کرده اند. بر این اساس، او فرضیه تحریک الکتریکی مغز برای ایجاد تجربه عرفانی و دینی را ارائه کرد و لوب گیجگاهی را خاستگاه تجربه های دینی انگاشت. بنابراین، تجربه های عرفانی که طی قرون گذشته مبنای اصلی عقاید دینی و نظام های اعتقادی-اجتماعی مختلفی بوده و به مبادی کیهانی منتسب می شدند، ناشی از تأثیر میدان های مغناطیسی بر مغز انسان است. براساس این گمانه، دریافت های پیامبرانه و وحی نازل شده بر انبیای الهی نیز مستثنی نبوده و حالات پیامبران در زمان دریافت وحی را می توان نشانه نوعی بیماری همچون صرع و تشنّج مغزی قلمداد کرد. اکنون این سؤال مطرح می شود که درنتیجه چنین مدعیاتی، دیگر چه جایی برای اعتبار و ارزش تجربه های دینی، باورهای بنیادین دینی همچون خداباوری و نیز وحی الهی به مثابه عظیم ترین و مهم ترین منبع معرفت دینی و در یک کلمه، چه جایی برای واقع گرایی دینی باقی خواهد ماند؟ روش پژوهش توصیفی- تحلیلی بوده، و نتایج نشان داد، دعاوی پرسینگر اشکالاتی را نشان می دهد از قبیل: اولاً، ناکامی در همتاسازی و شکست تکرار تجربه مورد ادعای وی توسط دیگر پژوهشگران؛ تا آنجا که شماری از آزمایش های غیرمستقیم نیز نتیجه ای مغایر با مدعای پرسینگر را به نمایش گذاشته اند. ثانیاً، آسیب مندی آزمایش های پرسینگر و فقدان شرایط لازم از قبیل دوسو کور بودن. ثالثاً، ضعف و نارسایی میدان های مغناطیسی تولیدشده توسط کلاهخود خدا و ناکارآیی میدان های مغناطیسی ضعیف در بازتولید آزمایشگاهی تجربه های مورد انتظار. رابعاً، پیچیدگی و چندعاملی بودن تجارب مذهبی، تا آنجا که حتی بر فرض مثبت بودن آزمایش های پرسینگر، تجارب مذهبی متأثر از عوامل انگیزشی، شناختی و زمینه ای مختلفی هستند و نمی توان آنها را با حالت های عصبی فیزیولوژیکی که به راحتی تعریف می شوند، یکسان انگاشت. به لحاظ دلالت معرفتی-الهیاتی نیز رویکرد الحادی بر آن است که تجربه های دینی و عرفانی، چیزی بیش از تصویرسازی ذهنی برآمده از فرآیندهای عصبی و رفتار طبیعی یا اختلالی سلول های مغزی نبوده و درنتیجه، نمی توان آنها را تجربه واقعی و حکایت گر واقعیات و مابازاء عینی ورای خود دانست. در نقد این گمانه روشن شد که، اولاً، بنیاد عصب شناختی تجربه، دلیل معتبری برای نفی واقع نمایی آن نیست؛ زیرا اگر صِرف جایگاه مغزی تجربه، نافی واقع نمایی آن باشد؛ همه تجربه های انسان بی اعتبار خواهند شد و شکاکیتی فراگیر رقم خواهد خورد. ثانیاً، ناواقع نمایی یک تجربه، زمانی نتیجه می شود که پیشاپیش، ارتباط آن با واقعیت و متعلق خارجی نفی شده باشد؛ لیکن تحقیقات و آزمایش های پرسینگر چنین چیزی را اثبات نمی کند. ثالثاً، ناواقع نماانگاری تجربه دینی، مبتنی بر یک سری مبانی متافیزیکی و پیشینی است و برداشت آن از دیدگاه علمی، ناشی از خلط تبیین طبیعی و فیزیکی با فیزیکالیسم و طبیعت گرایی فلسفی و مغالطه اخذ جزءالعله به جای تمام العله است. رابعاً، بنیاد عصب شناختی و ایجاد آزمایشگاهی تجربه دینی، حتی مستلزم موضع شک گرایانه هم نمی تواند باشد؛ بلکه از جهت دلالت معرفتی کاملاً لااقتضاء است. خامساً، اصل بر واقع نمایی سیستم شناختی انسان است. بدین جهت، همچون دیگر تجربه های رایج بشری، اصل بر واقع نمایی تجربه های دینی است؛ الاً ماخرج بالدلیل.
۹۵.

امام زمان به مثابه حجت باطنی در اندیشههانری کربن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هانری کربن امام غایب امام زمان ظهور منجی شیعه حجت باطنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۵
معنویت شیعی در اندیشه هانری کربن از جایگاه والایی برخوردار است. وجه این والایی در این است که کربن بر این باور است که در تشیع، ارتباط با الوهیت و عالم قدسی به واسطه امام زنده همچنان محفوظ و پایدار است. به همین خاطر است که آموزه مهدویت در اندیشه کربن اهمیت ویژه ای دارد وکربن پذیرش معنویت شیعی را بدون پذیرفتن اندیشه مهدویت ناتمام می داند.او برای امام دوازدهم شأنی برتر قائل است،که همان ولایت بر تأویل و آشکار شدن باطن ادیان الهی است. هانری کربن ضمن تصدیق وجود مادی و آفاقی امام زمان، بر وجود انفسی و مثالی امام زمان تأکید بیشتری دارد. و اصراری بر واقعه ظهور به مثابه یک پدیده ای که روزی در عالم خارج اتفاق بیفتد، ندارد و تحقق آن را منوط به ذهن و ضمیر فرد مؤمن می داند. در اندیشه کربن، امام غایب در مقام اسوه و به عنوان پیشوای شخصی، انسان را به امام زمان موجود در درون هر فرد هدایت می کند.کربن این را به عنوان یک رابطه شخصی در نظر می گیرد و وجود امام را- هرچند در قالب حضوری غایبانه- نشانه گشودگی این دنیا به عالم قدس می داند.در این مقاله تلاش شده است که به تفصیل دیدگاه هانری کربن در باب وجود امام دوازدهم و چگونگی پیشوا بودن او در دوران غیبت و چگونگی تحقق یافتن ظهور مورد تحلیل و بررسی قرار گیرد.
۹۶.

پیکر سیاسی در فلسفه اسلامی استعاره منزل و مدینه فاضله چونان بدن انسان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پیکر سیاسی حکمت عملی فارابی خواجه نصیر طوسی استعاره مفهومی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۴۳
استفاده استعاری از بدن انسان برای سخن گفتن از اجتماع انسانی ایده آل از قدیمی ترین استعاره هایی است که در فلسفه سیاسی کاربرد داشته و به اشکال مختلف به کار رفته است. «پیکر سیاسی» استعاره ای است که بر اساس آن، برای ارائه فهمی منسجم از عالم، میان بدن انسان و اجتماعات خرد/کلان انسانی مشابهت برقرار می شود. فیلسوفانِ مشائی مسلمان، به ویژه فارابی و نصیرالدین طوسی که در کانون فلسفه سیاسی نزد فیلسوفان مسلمان قرون میانه ایستاده اند، از این استعاره استفاده کرده اند. این مقاله علاوه بر ترسیم جغرافیای بحث از «پیکر سیاسی» از دنیای باستان تا قرون وسطی و نقش حکمای مسلمان در پروراندن آن، با استفاده از نظریه «استعاره مفهومی» لیکاف و جانسون، کاربرد این استعاره و شبکه مفاهیم حول آن را در متون حکمی فلسفه مشایی بررسی کرده است. همچنین، با عنایت به سیر تحول این مفهوم در فلسفه سیاسی غرب و تبدیل آن از «پیکر سیاسی» به «پیکره سیاسی» به توقف تحول این استعاره در اندیشه سیاسی نزد حکمای مسلمان اشاره کرده است. درنهایت با توجه به کارکردهای استدلالی استعاره ها در فهم و تجربه ما از جهان و توانایی که برای ایجاد تغییر در باورهای ما دارند، پیشنهاد کرده ایم که تأمل درباره استعاره «پیکر سیاسی» یکی از بهترین نامزدها برای کمک به ایجاد فهم جدید از مناسبات سیاسی و اجتماعی در ایران معاصر است.
۹۷.

بررسی نسبت میان امکان فقری و امکان ذاتی از منظر آیت الله جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امکان ذاتی امکان فقری نسبت جوادی آملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۸۶
«امکان فقری» از نوآوری های صدرالمتالهین شیرازی در باب مفهوم «امکان» است و حقیقت آن را به گونه ای متفاوت شناسانده است. از میان حکیمان صدرائی، آیت الله جوادی آملی معتقد است نظریه امکان فقری، در تنافی و تضاد با «امکان ذاتی» قرار داشته بلکه اساسا بساط «ماهیت» را برمی چیند و مجالی برای امکان ذاتی باقی نمی گذارد. در مقابل برخی از محققان، با ارجاع به علامه طباطبایی، معتقدند امکان فقری، امتداد و تعمیق امکان ذاتی است و این دو با هم سر ناسازگاری ندارند. بر این اساس، هدف از این پژوهش پاسخ به این پرسش اصلی است که آیا پایبندی به نظریه امکان فقری نافی صدق انگاره امکان ذاتی است؟ اگر چنین است این تنافی و ناسازگاری چگونه تبیین می شود؟این پژوهش از نوع مطالعه بنیادین است که به روش کتابخانه ای و تحلیل محتوا و با جست وجوی داده های مرتبط با هدف و سؤال اصلی تحقیق، ابتدا امکان ماهوی را تقریر و سپس تبیینی از امکان فقریِ ملاصدرا ارائه می کند. در ادامه با استناد به تعابیر آیت الله جوادی آملی، به توضیح و تشریح نظریه ایشان پرداخته و استدلال مخالفان ایشان مورد بررسی و نقد قرار می گیرد. این پژوهش در پایان، با تایید و تاکید بر درستی نظریه آیت الله جوادی آملی و اشاره به برخی از لوازم این دیدگاه، نتیجه می گیرد که سازگاری میان امکان فقری و امکان ذاتی منتفی است؛ چرا که با تثبیت امکان فقری، ماهیات هویت و تذوّت خود را از دست می دهند و به تعبیر آیت الله جوادی آملی، ماهیت از فرهنگ نامه فلسفی مرخص شده، به موزه معرفت باستانی می رود.
۹۸.

اسلام و مسئله شرّ: بررسی مختصر کتاب شناسی آثار اصلی موجود به زبان انگلیسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: اسلام مسئله شر جهان معاصر کتاب شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
فجایع انسانی حاصل از جنگ جهانی دوم و همچنین تجربه کشتارهای دسته جمعی یهودیان که پس از دوران حاکمیت عقل روشنگری و ارزش های شکل گرفته از آن رخ داده بود، به پرسش های وجودی و فلسفی بسیاری انجامید که منجر به شکل گیری گفتمان شر در سنت فلسفی و الهیاتی غرب گردید. در این فضا، فلاسفه ملحد در معقولیت خداباوری سنتی و دیدگاه آن نسبت به مسئله شرّ تردید نمودند. همچنین جریان های ضدتئودیسه نیز شکل گرفتند که هر گونه تلاش برای توجیه شرور را شرم آور و غیراخلاقی می خواندند. در این پس زمینه، متکلمان یهودی و مسیحی و فلاسفه دین باور به بازخوانی سنت دینی شان و ارائه پاسخ هایی با تاب آوری بیشتر در خصوص مسئله شرّ روی آوردند. اما در جهان اسلام متفکران مسلمان علاقه چندانی به این بازخوانی نشان ندادند. در این مقاله مختصر، با بررسی کتبی که به زبان انگلیسی در زمینه اسلام و مسئله شرّ در دوره معاصر نگاشته شده، نشان داده می شود که این آثار معدود نیز غالباً به واگویی همان پاسخ های کلاسیک و سنتی پرداخته اند و یا این که گفتمان شرّ را دغدغه ای غربی یا بیگانه قلمداد کرده اند. از این رو به نظر می رسد که الهیات اسلامی همچنان نیازمند پرداختن جدی تر به وجه وجودی و انسانی شرّ و ارائه پاسخ ها ی عملی بدان است.
۹۹.

Some of non-Aristotelian elements in philosophy of Avicenna(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Greek philosophy Religion of Islam mysterious aptitude intellectual genius

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۹۲
Avicenna (Ibn Sinā) is the inheritor of Peripatetic Philosophy. Peripatetic Philosophy is the same as Philosophy of Aristotle, and Avicenna always praised Aristotle for that he reformed and reorganized philosophy in a logical and intellectual framework so that One can deliberate its truth and false according to reason. However, Avicenna in his Philosophizes was extending new approaches, and under several decisive elements he produced a new collection and presented his special philosophy. Four decisive elements in presentation of special philosophy of Avicenna are (1) Greek philosophy, (2) religion of Islam, (3) mysterious aptitude, and (4) intellectual genius. These factors drove Avicenna to a conclusion that by avoiding some Aristotelian elements and approaching to some non - Aristotelian elements, attain his special philosophy, a philosophy that, in spite of being Peripatetic, is in accordance with Religion and compatible with spirit and principles of Islamic culture.In this article, in proper order and brief manner, I will present a description and explanation of the three elements that are non-Aristotelian and have a great impression on Avicenna's philosophy, and finally detect same agreement of opinions in their works. The elements that we will speak of them are as follows: (1) on the doctrine of emanation and proceeding world from First Principle. (2) on the reason and soul and body. (3) on the matter and form
۱۰۰.

تلقی ابن سینا و ملاصدرا از بدن انسانی و تأثیر آن در نحوه تبیین معاد جسمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابن سینا ملاصدرا بدن نفس معاد جسمانی حرکت جوهری بدن مثالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۳۷
معاد جسمانی از چالش برانگیزترین مسائل فلسفه اسلامی است که فیلسوفان بزرگی چون ابن سینا و ملاصدرا را به ارائه تبیین های متفاوتی واداشته است. این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و تمرکز بر آثار اصلی این دو فیلسوف، استدلال می کند که ریشه بنیادین اختلاف نظر آن ها در تبیین معاد جسمانی، بیش از هر عامل دیگری، به تلقی متفاوتشان از ماهیت، نقش و سرنوشت “بدن انسانی” بازمی گردد. ابن سینا با دیدگاهی دوگانه انگار و عمدتاً ابزاری نسبت به بدن، آن را جوهری متمایز از نفس، فسادپذیر و حتی مانع کمال نهایی نفس می داند. این نگرش، تبیین فلسفی بازگشت عین بدن عنصری را با محذورات جدی (امتناع اعاده معدوم، مشکل هویت) مواجه ساخته و او را به سمت تعبد به شرع در این باب سوق می دهد. در مقابل، ملاصدرا با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه (اصالت وجود، حرکت جوهری)، بدن را مرتبه ای نازل و پویا از وجود نفس و در حال تکامل ذاتی به تبع حرکت جوهری آن می شمارد. این نگرش وحدت گرا و تکاملی، زمینه را برای ارائه تبیینی فلسفی از معاد جسمانی فراهم می آورد که در آن، بدن اخروی (مثالی)، نه اعاده بدن معدوم، بلکه مرحله تکامل یافته بدن دنیوی و ظهور نفس در نشئه ای بالاتر است که توسط خود نفس و متناسب با ملکاتش ایجاد می شود. بنابراین“فلسفه بدن”، نقطه عزیمت و کلید فهم گذار از رویکرد مشائی به صدرایی در مسئله معاد جسمانی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان