فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۹٬۰۷۶ مورد.
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
27 - 44
حوزههای تخصصی:
آیات قرآن در بیش از ده آیه با تعابیر «مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ»، «مُصَدِّقاً لِما مَعَکُمْ» و «مُصَدِّقاً لِما مَعَهُمْ»، تورات را تصدیق کرده است. امروزه بیشتر دانشمندان قرآنی، نظیر علامه بلاغی، علامه طباطبائی، آیت الله مصباح یزدی و آیت الله جوادی آملی می پذیرند که قرآن عهد عتیق یعنی تورات موجود نزد یهودیان را فی الجمله تصدیق می کند. تصدیق فی الجمله به این معناست که قرآن برخی از مطالب تورات موجود را تصدیق و تأیید و برخی را تکذیب و رد می کند. از میان مطالب تصدیق شده، بر اساس بررسی انجام شده توسط نگارنده، برخی فقرات کتاب مقدس کاملاً تصدیق شده اند و برخی با توجیه و تأویل قابل تصدیق اند. این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی و با بررسی کل عهد عتیق و عرضه آن به آیات قرآن، فقراتی را که توسط آیات قرآن کاملاً قابلیت تصدیق دارند، با ذکر آیات تصدیق کننده بیان کرده و به این نتیجه رسیده است که حدود هشتاد فقره از آیات عهد عتیق توسط قرآن کاملاً تصدیق شده است.
Symbolic Representation and the Mobility of Pilgrimage Sites
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۱, Spring ۲۰۲۵
87 - 109
حوزههای تخصصی:
In this article I draw attention to a little-studied phenomenon in the study of pilgrimage and sacred sites: how famed pilgrimage locations and routes may be replicated on a smaller scale in other locations. The article focuses mainly on Japanese pilgrimages, using primarily the example of the 1300-kilometre-long Shikoku pilgrimage, and shows how local small-scale versions of this pilgrimage developed historically throughout Japan from the seventeenth century onwards and were also taken abroad by Japanese migrants. A key factor in the development of these localised versions of the pilgrimage was that, for most people in earlier times, long distance pilgrimages were difficult if not impossible. Yet there was a widespread sense that such pilgrimages and the sacred figures associated with them were universal in nature and should be available to all. As such, localised replications on a smaller scale were developed so that those unable to go to sacred sites and make long journeys to distant famed pilgrimage sites, could have access in their own localities. While outlining key factors behind such developments in Japanese contexts the article shows that this is not something only evident in Japan; it is a phenomenon found globally and across numerous religious traditions and geographic settings. Examples are provided of similar developments in Catholic, Hindu and Buddhist contexts globally. In outlining some of the underlying implications of this phenomenon, of pilgrimages and sacred sites being replicated in localised versions, the article particularly highlights the issue of movement and mobility, a topic that has rightly been highlighted as an analytical theme in studies of pilgrimage. However, thus far, discussions of mobility and movement in pilgrimage contexts have focused on movement to and around sacred sites, and on the people—pilgrims—who do this. As the article argues, movement can also go the other way: of pilgrimages and sacred sites moving to where potential pilgrims are, and it flags up this issue along with the need for more research into replicated pilgrimages, as key areas of pilgrimage studies research.
The Role of Religion in the Formation of Knowledge from the Perspective of Abul Hasan Ameri(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
95 - 118
حوزههای تخصصی:
Ameri believes that knowledge is formed through matter and form. This matter either originates from religion or does not. If the matter comes from a religious source, it constitutes religious sciences in the specific sense, including disciplines such as hadith studies and similar fields. However, since religion requires not only matter but also form, and since the general form of all sciences is shaped by the universal intellect that is the source of religion—namely, the intellect of the Prophet—while their details are discovered by ordinary human intellects, it can be said that the true form of all sciences is religion and knowledge takes shape under a form called religion. In this sense, all real sciences,inasmuch as they correspond to reality,are religious, and it is religion, through its teachings, that leads to the existence of real sciences. In other words, since the combination of religion and human intellect, which is called wisdom, forms the structure of real sciences, it can be said that the main paradigm for the formation of real sciences is wisdom.
پاسخ بر اشکالات نظریه ادراکات اعتباری علامه طباطبایی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
183 - 202
حوزههای تخصصی:
تحلیل ادراکات اعتباری از مباحث بنیادین معرفت شناسی و فلسفه علم شمرده می شوند. علامه طباطبایی به جهت خلط نشدن این نوع ادراکات با ادراکات حقیقی و پاسخ به مغالطات در این زمینه به تحلیل و تبیین ویژگی های ادراکات اعتباری پرداخته و نحوه شکل گیری آن ها را بر اساس نظریه سکاکی در بحث حقیقت و مجاز توضیح داده است. نگارندگان در ابتدا با روش توصیفی-تحلیلی به ارائه تصویری روشن -و به دور از پیچیدگی های پژوهش های مرتبط- از نظریه اعتباریات علامه طباطبایی پرداخته اند؛ در مرحله بعدی، به تحلیل و پاسخ چهار اشکال اصلی پرداخته شد که به ترتیب عبارتند از: مستدل نبودن و نداشتن منطق لازم و ریشه ای یک نظریه؛ تایید نسبیت مطلق گزاره های اخلاقی توسط عبارات ایشان در مقاله ششم کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم؛ انکار رابطه هست ها و باید ها به سبب اعتباری دانستن مطلق بایدها و نبایدهای میان نفس و افعال آدمی و متزلزل شدن پایه های اخلاق، فقه و... ؛ عدم علم نفوس در ظرف توجه به این اعتبارات که فعل نفس هستند. نوآوری مقاله حاضر اولاً در آن است که نشان دهد بدون رجوع به سایر آثار علامه طباطبایی و با تاکید بر کتاب اصول فلسفه و روش رئالیسم نیز می توان به اشکالات پاسخ داد؛ ثانیاً تاکید و تحلیل بر اقسام سه گانه اعتباریات کرده و روشن می سازد در برخی از اشکالات وارد بر نظریه اعتباریات علامه طباطبایی مغالطه اشتراک لفظی صورت گرفته است.
نظر و عمل به مثابه مقوّم "حکمت" در جدال تاریخی ابن تیمیه و ابوالحسن عامری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
97 - 120
حوزههای تخصصی:
متفکران اسلامی در مورد اشتمال مفهوم حکمت بر "علم" و "عمل" به جدال پرداخته اند. در این میان، ابن-تیمیه از دیدگاه عامری در این خصوص انتقاد نموده، عقیده دارد نسبت دانش معقول و دین، از قاعده ای تبعیت نمی کند و عقل گرایان و ازجمله عامری، سعی در انتساب اقوالشان به شرایع الهی دارند. همچنین وی، خاستگاه نظام مفهومی فلاسفه از جمله عامری را در خصوص "حکمت" غیر از اسلام می داند. در ارزیابی این انتقادات باید گفت اولاً ابن تیمیه تنگ بینانه و غیرمنصفانه با آراء متفکران روبرو می شود و ثانیاً نقش عامری، صرفاً انتقال مفاهیم فلسفی یونانی به فضای اسلامی نیست؛ بلکه وی مفاهیم فلسفی را به دین عرضه می کند. همین طور عامری در موارد متعددی، عمل را به عنوانِ اصلِ محوری در علم مطرح نموده، لازمه ی عملی را برای علم ضروری می داند. وی علم را مبدأ عمل، و عمل را مرحله پایانیِ علم می داند و یا عمل را تمام و کمال علم معرفی می کند. .
نسبت دین و انسان در اندیشه ی جوزایا رویس: تحلیلی بر نظریه ی "جامعه ی وفاداران"(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۳)
95 - 108
حوزههای تخصصی:
مسئله ی نسبت دین و انسان از مباحث بنیادین در فلسفه، جامعه شناسی و الهیات است که با تحولات فکری و اجتماعی همواره دستخوش تحولاتی بوده است. در دوران مدرن و به طور خاص در غرب، رشد عقل گرایی، سکولاریسم و فردگرایی، منجر به طرح پرسش های مهمی در حوزه دین شده است. در این میان، جوزایا رویس، فیلسوف ایده آلیست آمریکایی، با ارائه ی نظریه ی «جامعه ی وفاداران» کوشیده است تا چارچوب نوینی برای تبیین پیوند دین، اجتماع و هویت انسانی ارائه دهد. او دین را نه صرفاً مجموعه ای از باورهای متافیزیکی، بلکه تعهدی اخلاقی و اجتماعی به یک اجتماع معنوی می داند که در آن، وفاداری به ارزش های متعالی و خیر جمعی، جوهره ی دینداری را تشکیل می دهد. این جستار، با اتخاذ روش تحلیل توصیفی-انتقادی، نظریه ی رویس را در نسبت با چالش های معنویت در جهان معاصر مورد نظر و تأمل قرار داده است. یافته ها نشان می دهد که علی رغم تأکید رویس بر نقش دین در تقویت انسجام اجتماعی، نظریه ی او با نقدهای مهمی مواجه است؛ از جمله ابهام در تعریف جامعه ی وفاداران، نادیده گرفتن ابعاد وحیانی و عرفانی دین، و امکان سوءاستفاده ی ایدئولوژیک از مفهوم وفاداری. مقایسه ی آرای رویس با سنت فلسفی اسلامی نشان می دهد که برخلاف رویکرد او که دین را عمدتاً نظامی اجتماعی-اخلاقی تلقی می کند، در اندیشه ی اسلامی ایمان به وحی و حقیقت متعالی، بنیان دینداری را تشکیل می دهد. نتایج این مطالعه نشان می دهد که نظریه ی جامعه ی وفاداران، با پذیرش ابعاد معرفتی و وحیانی دین، می تواند به مثابه امکانی برای بازاندیشی جایگاه دین در جهان مدرن قلمداد شود. این نوشته، نشان می دهد که دین، باوجود چالش های ناشی از مدرنیته، همچنان نقش مهمی در معنابخشی به حیات انسان معاصر ایفا می کند.
بررسی تطبیقی دیدگاه قرآن و اناجیل هم نوا دربارۀ ماهیت بشری حضرت عیسی (ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۳)
7 - 26
حوزههای تخصصی:
مسیحیت تثلیث گرا حضرت عیسی(ع) را هم ذات خداوند و پسر او می داند؛ اما قرآن با تأکید بر پاره ای از ویژگی های بشری وی و برجسته کردن آنها، این ادعا را رد می کند. هدف این پژوهش نشان دادن همسو بودن قرآن و اناجیل هم نوا در معرفی عیسی(ع) به عنوان یک انسان است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل متنی و تفسیر متون مقدس نشان می دهد که هر دو منبع به بشر بودن عیسی(ع) تصریح کرده اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قرآن با کاربرد مکرر «پسر مریم»، گزارش بارداری مریم(ع)، ولادت عیسی(ع)، نیازهای بشری و عبادت و بندگی او، بر انسان بودن وی تأکید می کند. اناجیل هم نوا نیز با کمی تفاوت با تأکید بر عبارت «پسر انسان»، به انسانیت عیسی(ع) اشاره دارند و بارداری مریم(ع)، تولد، ویژگی های بشری و بندگی عیسی(ع) را روایت می کنند که با تصویر یک انسان همخوانی کامل دارد. این یافته ها دلالت می کنند که اعتقاد به الوهیت عیسی(ع) محصول تفاسیری است که بعدها توسط برخی نویسندگان عهد جدید، مانند پولس و یوحنا، و الهی دانان بر مسیحیت تحمیل شد و ریشه در آموزه های حضرت عیسی(ع) و باورهای مسیحیان نخستین ندارد.
Assessing the Needs of Disabled Pilgrims in Religious Places: A Case Study of the Holy Shrine of Imam al-Rida
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۵
51 - 68
حوزههای تخصصی:
The desire to be present in religious places is not confined to any one group; all members of society wish to visit and benefit from the spiritual atmosphere of such sites. This desire is steadily increasing among diverse social groups. Persons with disabilities are among these groups; due to the limitations they face, they have fewer opportunities to be present in crowded places. This article seeks to identify the important needs of disabled pilgrims when visiting the Shrine of Imam al-Rida (PBUH). It employs a mixed qualitative–quantitative approach, drawing upon documents and theoretical studies, expert interviews, and content analysis. Six principal dimensions and thirty-one components of need were identified, followed by analysis of their causal relations using fuzzy cognitive mapping. According to the findings, accessibility facilitation, environmental adaptation, and rehabilitation constitute the three main dimensions of need, each with associated components that point to practical strategies.
The Visitation of Foreign High-Ranking Muslim Statesmen to the Shrine of Imam al-Rida and Their Sufi Inclinations
منبع:
Razavi Heritage, Volume ۱, Issue ۲, Summer ۲۰۲۵
69 - 92
حوزههای تخصصی:
Visiting religious sites is one of the customary programs in the journeys of diplomats and officials from Muslim countries when traveling to other Islamic lands. The shrine of the eighth Shiʿi Imam in the holy city of Mashhad—which is considered the most important pilgrimage site in Iran—has, in the last century, received dozens of Sunni statesmen. This study, conducted through a descriptive–analytical method, seeks to identify the reasons for the pilgrimage of these figures to the shrine of Imam al-Rida (PBUH). The findings indicate that the Sufi inclinations of certain Muslim statesmen constituted one of the reasons for their visitation to the Imam al-Rida’s shrine. Some Muslim politicians, such as Zahir Shah, Abul Kalam Azad, Imran Khan, Abdoulaye Wade, Benazir Bhutto, and others, from countries including Afghanistan, India, Pakistan, Senegal, and beyond, when visiting Iran, traveled to Mashhad with the intention of pilgrimage to Imam al-Rida’s shrine. In their homelands, these individuals were known for supporting Sufism or for their affiliation with ṭarīqas such as the Suhrawardiyya, Qādiriyya, Naqshbandiyya, Chishtiyya, and Murīdiyya, and there exist numerous reports of their pilgrimages to Sufi shrines. Accordingly, it seems that these political leaders, whether by conviction or out of reverence for the position of Imam al-Rida (PBUH) within Sufi silsilas undertook the visitation of his tomb. In this respect, one may expect that the shrine of Imam al-Rida could serve as a point of reliance contributing to the improvement and strengthening of political and cultural relations.
منزلت عقل در فهم و کشف حکم الهی با تأملی در اندیشه های علامه آیت الله جوادی آملی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۹
29 - 56
حوزههای تخصصی:
یکی از مباحث مهم در مورد عقل، حجیت و نقش آن در فهم و کشف حکم الهی می باشد. تردیدی نیست که شناخت درست از دین، در سایه سار بهره درست از منابع آن دین می باشد. در این مهم چنانچه دین مجموعه ای از اعتقادات، احکام و اخلاقیات بوده باشد راه دست یابی به این امور از منابعی است که توسط دین مشخص می گردد. فقها برای شریعت اسلامی به طور کلّی، چهار منبع مشخّص کرده اند که عبارتند از: قرآن؛ سنّت، اجماع و عقل. در این میان در مورد حجیت عقل در جهت فهم و یا کشف حکم الهی دیدگاههای متعددی مطرح شده، عده ای قائل به عدم فهم و برخی هم ضمن پذیرش حجیت عقل قائل به کشف حکم الهی از سوی عقل می باشند. دراین مهم، از ظواهر برخی سخنان علامه جوادی آملی بر می آید که ایشان قائل به نفی حکم عقل بوده مع الوصف در برخی دیگر از آثار ایشان بر می آید که ایشان عقل را منبعی مستقل در کنار کتاب و سنت دانسته، معتقدند آنچه را که کتاب و سنت بیان نکرد عقل بیان داشته و فتوای آن عین فتوای شرع می باشد. لذا از آنجاییکه فهم این نکته در جهت شناخت جایگاه عقل در کشف حکم الهی به عنوان یک منبع مستقل، مهم به نظر می رسد این تحقیق با روش تحلیلی به بررسی این مواضع پرداخته، یافته های تحقیق بر آن است که عقل از سویی با نگاه به نقل می تواند موفق به درک و کشف حکم الهی گشته و از سویی در کنار نقل خود با تشخیص برخی مصالح و مفاسد می تواند به کشف حکم الهی بپردازد و در حقیقت حکم الهی از دو ابزار نقل و عقل بیان گشته عقل نیز منبعی برای حکم الهی شمرده می شود.
مبانی هستی شناختی معقولات از منظر استاد فیاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
65 - 75
حوزههای تخصصی:
تقسیم معقولات به اولیه و ثانویه از ابتکارات فلاسفه اسلامی است. برخلاف برخی فلاسفه اسلامی که مقسم معقولات را مفهوم و یا عارض قرار داده اند، از دیدگاه استاد فیاضی «معنا» مقسم معقولات است و از منظر ایشان، معقول اول معنایی است که شأنیت دارد مابازای خارجی داشته باشد. در مقابل دیدگاهی که معقولات اولیه را مساوی با مفاهیم ماهوی می داند، از منظر استاد فیاضی، معقولات اولیه علاوه بر معانی ماهوی، معانی فلسفی نیز دارند. از مشخصه های استحکام مکتب فلسفی استاد فیاضی، هماهنگی مسائل فلسفی، ازجمله تقسیم معقولات با مبانی هستی شناختی ایشان است. این مقاله که با روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، تلاشی است برای پاسخ به این مسئله که چگونه مبانی هستی شناختی در معقول اول و یا ثانی دانستن معانی فلسفی نقش دارند؟ این موضوع گرچه به صورت ارتکازی در بین کلمات فیلسوفان مطرح شده، ولی به صورت مجزا از آن بحثی نشده است. استاد فیاضی در مواضع متعددی به نقش و تأثیر مبانی هستی شناختی (همچون اصالت وجود، واقعیت داشتن عدم و وجود ذهنی داشتن مفاهیم غیرماهوی) اشاره کرده است.
تبیین حدوث و قدم بالحقیقة و المجاز با تکیه بر آراء صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فلسفه اسلامی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
209 - 232
حوزههای تخصصی:
حدوث و قدم معانی متعددی دارد که هر کدام با یکی از اقسام تقدم و تأخر گره خورده است. ملاصدرا علاوه بر اقسام شش گانه ای که قدما بیان کرده اند، دو قسم تقدم و تأخر بالحقّ و تقدم و تأخر بالحقیقه و المجاز را اضافه کرده است. با توجه به قسم اول، خود او، قسم جدیدی از حدوث و قدم را تحت عنوان حدوث و قدم بالحقّ توضیح داده است. حال سؤال این است که آیا بر اساس تقدم و تأخر بالحقیقه و المجاز به قسم دیگری از حدوث و قدم می توان رسید یا خیر؟ با توجه به مبانی خود ایشان و همچنین اشاراتی که در برخی مباحث دارد، نه تنها حدوث و قدم بالحقیقه و المجاز اثبات می شود بلکه می توان ادعا کرد که دیدگاه نهایی ملاصدرا نیز همین است. در این نگاه، قدیم، حق تعالی است که حقیقت و مصداق بالذات وجود است و عدم برای او محال است. اما حادث، تمام ماسوی الله است که فی نفسه عدم است و به حیثیت تقییدیه شأنیه وجود حق، تحقّق دارد؛ یعنی بالعرض و المجاز متصف به موجودیت می شود. از جمله آثار این نگاه، وحدت اطلاقی خداوند؛ وحدت حقه حقیقیه حق؛ احاطه قیومی خداوند بر ماسوی؛ و معیت حق با خلق است. از آنجا که بر اساس فحص نگارنده، نه در کتب فلسفی چنین عنوانی ذکر شده و نه مقاله یا پایان نامه ای در این زمینه نوشته شده است؛ این نوشتار در تلاش است تا با روش تحلیلی و توصیفی و با تکیه بر آراء صدرالمتألهین، به تبیین حدوث و قدم بالحقیقه و المجاز بپردازد.
تحلیل انتقادی دیدگاه ابونصر فارابی در باب مصادیق حروف معانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله اساسی این پژوهش، تحلیل انتقادی دیدگاه فارابی در باب مصادیق «حروف معانی» در زبان عربی و هدف از آن نشان دادن ناکارآمدی نظر فارابی در این باب از طریق نقد منطقی تقسیم سه گانه الفاظ به اسم، فعل و حرف است. فارابی در آثار منطقی خود، تقسیم بندی سه گانه دانشمندان نحو از کلمه را می پذیرد و هر یک از اسم، فعل و حرف را بر اساس روش مرسوم آنها تعریف می کند؛ امّا در مقام مصداق، تقسیم بندی نوینی از حروف ارائه می دهد. وی واژگانی همچون ضمایر، اسم های اشاره، موصول ها، اسم های استفهام و افعال ناقصه را از دایره اسامی و افعال خارج می کند و آنها را در ذیل «حروف» مندرج می کند. در این پژوهش نشان می دهم: 1-فارابی به درستی متوجّه عدم پایبندی دانشمندان نحو به قوانین منطق تعریف بوده است و در مقام سلب به خوبی آنها را به چالش کشیده است؛ امّا در مقام ایجاب به بیراهه رفته است و واژگان مذکور را در زمره حروف قلمداد کرده است؛ 2-علّت این اشتباه، پایبندی غیرمنطقی فارابی به تقسیم سه گانه کلمه و حصر اقسام کلمه در اسم، فعل و حرف است؛ 3-تقسیم سه گانه مشهور از کلمه-چه بر اساس تعریف و چه بر اساس قید «خبر و مخبرٌعنه واقع شدن/ نشدن» مبنای منطقی درستی ندارد و دارای حصر عقلی نیست؛ 4-قید «عدم استقلال معنایی» را نمی توان فصل تمایزبخش «حروف معانی» از اسم و فعل دانست. بر اساس این انتقادات در پایان این پژوهش نشان می دهم که برای تکمیل کار فارابی، باید خود را از چنبره تقسیم سه گانه رها سازیم و واژگان مذکور را در تقسیم بندی نوینی، قسیم اسم، فعل و حرف قرار دهیم.
بررسی انتقادی رابطه «علم و دین» در ادراک حقیقت معنوی از دیدگاه دن براون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۴)
203 - 213
حوزههای تخصصی:
براون در قالب داستان های معنوی رمزآلود به مفاهیم گوناگونی اشاره دارد که جملگی بر بنیاد رابطه علم و دین تحلیل پذیر است. بدین سان، پرسش این است که آیا دیدگاه او درباره «علم و دین» می تواند درک جدیدی از حقیقت معنوی ارائه دهد؟ مقاله حاضر، با روش تحلیلی انتقادی، به بررسی خوانش براون تحت ایده «نمادشناسی» می پردازد؛ بدین معنا که دوگانه علم و دین برای فهم حقیقت در دو نسبت قوام می یابند: «نزاع علم و دین» و «پیوستگی حقیقت و معنویت». لکن، یافته های پژوهش نشان می دهد که ایده براون از اعتبار کافی برخوردار نیست. چون ارزیابی داده های اولیه که شالوده معرفتی داستان ها را شکل می دهند به لحاظ سندیت و پشتوانه مخدوش است. از یک سو، در تبیین رابطه بر نوعی اندیشه تعارض و تمایز تأکید می کند؛ حال آنکه در «رویکرد تعاملی» نه علم به عنوان تنها ابزار کشف حقیقت معرفی می شود نه دین مانعی در برابر پیشرفت علمی به شمار می رود، بلکه هر دو در چارچوبی مبتنی بر گفت وگو و هماهنگی به درک عمیق تر حقیقت یاری می رسانند. از سوی دیگر، علم را به عنوان ابزار اصلی رمزگشایی حقیقت مطرح می سازد؛ حال آنکه این رویکرد یک جانبه نگرانه نقش دین را در کشف حقیقت کم رنگ می کند و اهمیت باورهای دینی را در فهم حقیقت معنوی نادیده می گیرد. بدین سان، نگرش او به لحاظ روش و محتوا و به دلیل عدم ارائه مدل جامع برای تعامل محل تردید است.
بازنمایی تشبیه و تنزیه در علم الاساطیر یونانی: عوامل و آثار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
148 - 133
حوزههای تخصصی:
«تشبیه» و «تنزیه» به عنوان دو اصطلاح فنی و الهیاتی، از کاربردهای درون دینی و دلالت های برون دینی برخوردارند و به لحاظ مفهومی، برابرنهاد فرض می شوند. فرهنگ اساطیری یونان به اسلوبی ویژه مَحمِل و مَجلای کاربردهای دینی این دو اصطلاح تصور می شود؛ به طوری که ایزدان یونانی در مقام نظر، فراتر از ساحت تشبیه محض فرض شده اند؛ حال آنکه در مقام عمل، فصل الخطاب تشبیه و تنزیه را نمی توان در وصف ایشان به سادگی بازشناخت. ازآنجاکه ظاهراً واکاوی اصل و ابعاد این مسئله به لحاظ پژوهشی تا حدی مغفول مانده، پژوهش فراروی بر بنیاد این مسئله شکل می گیرد که قلمرو های معنایی، نسبت ها و پیامدهای تشبیه و تنزیه بر اساس گزارش های اساطیر یونانی کدام اند؟ یافته ها نشان می دهند که تشبیه در اساطیر یونانی معادل انسان شکل انگاری ایزدان به لحاظ شمایلی، احساسات و رفتار است؛ حال آنکه مقصود از تنزیه، غیریت ایزدان تنها از نظر نامیرایی و برخورداری از قوای فراانسانی است. تشبیه در اینجا موجِد درک همدلانه تر کنش های ایزدان می شود و تنزیه موجبات طلوع ایمان به اثربخشی داداری مطلقاً توانا و ستودنی را فراهم می کند. گرچه شاید ایزدان یونانی مطلقاً تشبیهی در نظر آیند، لیکن اصالتاً تنزیهی و متعالی اند.
واکاوی تحلیلی تقریر نوین علامه حسن زاده آملی از برهان صدیقین و پیامدهای نقلی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
نسیم خرد سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۰)
55 - 73
حوزههای تخصصی:
برهان صدیقین به عنوان یکی از استوارترین براهین اثبات وجود خدا، همواره مورد توجه فلاسفه و متکلمان اسلامی بوده است. علامه حسن زاده با رویکردی نوگرایانه و با تکیه بر مبانی حکمت متعالیه، تقریری بدیع و عمیق از این برهان ارائه کرده است. ایشان با تحلیل معناشناسانه و هستی شناسانه ی ماده «فطر» معتقد است که رابطه میان فاطر و منفطر، رابطه ظاهر و مظهر است و همه موجودات هستی از متن ذات خداوند متعال ظهور یافته و مشتق شده اند. در پژوهش حاضر با روش تحلیلی-توصیفی، ابتدا مبانی فلسفی و عرفانی این خوانش بیان شده و در ادامه، پیامدهای نقلی و سازگاری آن با آیات قرآن و روایات، مورد بررسی قرار می گیرد. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که تقریر علامه حسن زاده نه تنها از نظر فلسفی و عرفانی مستحکم است، بلکه با متون نقلی نیز هماهنگی عمیقی دارد و می تواند به شایستگی نمایان گرِ پیوند جدایی ناپذیر قرآن و عرفان و برهان باشد. از جمله ملازمات نقلی این دیدگاه، «شهودی بودن توحید فطری، شناخت خدا با خدا، و اشتقاق موجودات از ذات واجب تعالی» می باشد.
مکانیزم عملکرد انگاره انتظار فرج در تقویت بینش و کنش انسان در عصر غیبت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
مشرق موعود سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۵
100 - 124
حوزههای تخصصی:
جدایی میان امام و امت در زمان غیبت، جامعه اسلامی را در معرض تهدیدهای معنوی قرار می دهد. انگاره انتظار فرج یک آموزه کاربردیِ تربیتی برای مقابله با آسیب های دوری از امام مانند قساوت قلب و گمراهی از طریق حق است. در این پژوهش تلاش خواهد شد تا با بررسی روایات انتظار فرج، مولفه های تربیتی مؤثر در این فرآیند تربیتی استخراج شود. در گام اول با مفهوم شناسی انتظار و فرج بخشی از ماهیت این باور تربیتی شناسایی می شود. در گام بعدی تمایز میان دو واژه تعجیل و استعجال در روایات کمک بیشتری به شناخت ما از حقیقت انتظار فرج خواهد کرد. در ادامه با بررسی عمیق تر روایات، عواملی را که در اثربخشی انتظار فرج دخیل هستند، شناسایی می کنیم. پنج عامل پنهان بودن زمان فرج، نزدیک دانستن زمان فرج، تصویر فاصله عمیق دنیای قبل و بعد از ظهور، ارزش ذاتی انتظار فرج و توجه به حضور امام در میان شیعیان عوامل مؤثر تربیتی هستند. تلاش می شود در هر بخش تحقیقات نوین روان شناختی مرتبط با هر مؤلفه مورد اشاره قرار گیرد. از این طریق می توان منظومه ای تربیتی براساس انگاره انتظار فرج طراحی نمود.
تحلیل مقایسه ای برزخ صعودی و نزولی در عرفان نظری و تفاوتهای شهود أحدیتِ حضرت ختمی مرتبت و خالد نبی بر اساس فصوص الحکم ابن عربی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
حکمت اسراء تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۹
81 - 98
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی داستان حضرت خالد (علیه السلام) و تبلیغ «عالم برزخ صعودی» توسط ایشان می پردازد. همچنین به تحلیل حکمتی که از طریق غلبه اسم «الصمد» بر قلب ایشان افاضه شد و دعوت قوم شان به سوی اسم «الاحد الصمد» اشاره دارد. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی مفهوم «برزخ» در عرفان نظری، تفاوت های میان «برزخ صعودی» و «برزخ نزولی»، و نیز تمایز میان شهود حضرت خالد از مقام «احدیت» الهی با شهود حضرت ختمی مرتبت6 از این مقام است.
این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای و متون عرفانی، به بررسی مفاهیم «برزخ»، «احدیت» و مراتب آن پرداخته است. «برزخ صعودی» و «برزخ نزولی» دو مفهوم متمایز در عرفان اسلامی هستند که از نُه جنبه مختلف (از جمله جهت حرکت، غایت، و تجلیات اسماء الهی) با یکدیگر تفاوت بنیادین دارند. شهود حضرت خالد از مقام احدیت با شهود حضرت رسول اکرم6 به سه دلیل، متفاوت است.
بررسی کارکرد پیرامتنی عناوین داستان های رضوی از کتاب ستاره من(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
143 - 175
حوزههای تخصصی:
عنوان یک اثر به مثابه ورودی آن باید جذابیت های آوایی، معنایی و واژگانی داشته باشد. در این امر خطیر آثار مربوط به همه گروه های سنی مورد توجه بوده و در این زمینه همواره حساسیت هایی وجود داشته است؛ اما اگر مخاطب اثر از حیث دانش، دقت، قدرت تفکر و شکیبایی در دریافت محتوا و درون مایه در سطح پایینی قرار داشته باشد، باید در انتخاب نام اثر آگاهانه تر و متعهدانه تر عمل کرد. معیار های فراوانی در گزینش واژگان عنوان باید مد نظر قرار گیرد. پیوند عناوین با عناصر درونی داستان، تناسب نام اثر با دانش مخاطب، داشتن جاذبه لازم، روانی و زیبایی، نو بودن، آهنگین بودن، اعتدال در رمز گونگی و ... از جمله این معیارهاست. در اثر مورد مطالعه که داستان های گزینشی از زندگانی شریف علی بن موسی الرضا (ع) است، سعی در شناسایی انگیزه نویسنده در انتخاب عناوین داشتیم. عوامل درون متنی مثل عناصر بلاغی، نام خوردنی ها، نشانه های زمانی و مکانی، مضمون و درون مایه، نام اشیا و عناصر برون متنی مانند بینامتنیت در انتخاب نام دخیل بوده است. به لحاظ معنایی بیان این نکته خالی از لطف نیست که عنوان اصلی اثر پیشینه غنی روایی دارد و فرازی از تاریخ تشیع را برای مخاطب نوجوان بازگو می کند. هدف از انجام این پژوهش تحلیلی توصیفی، بررسی عنوان اصلی اثر و عناوین داستان های فرعی به عنوان عناصر پیرامتنی و نقش آن در گیرایی، زیبایی و جذابیت این اثر نوجوانانه مذهبی است.
ویژگی های مشترک ابر انسان نیچه و انسان کامل مولوی در مثنوی و چنین گفت زرتشت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۸۳)
121 - 148
حوزههای تخصصی:
برای نشان دادن تفاوت های انسان با دیگر جانداران، و برای بیان تفاوت بین انسان ها، نشانه های متعددی معرفی شده و درنهایت انسان کمال یافته در تفکر انسانی مطرح شده است. ابرانسان مهم ترین نظریه ی نیچه و انسان کامل مولوی کمال درجه ی انسانی را نشان می دهد. با وجود اختلاف در دیدگاه این دو متفکر، شباهت های بسیاری در معرفی ویژگی های انسان کمال یافته از سوی آنان وجود دارد. در این پژوهش، ابتدا زمینه های فکری مولوی و نیچه بررسی می شود و سپس به ویژگی های مشترکی که آنان برای کمال انسانی برشمرده اند پرداخته می شود. این اشتراک، با توجه به ابیات مولوی در مثنوی و آثار نیچه، به شیوه ی تحلیلی-تطبیقی بررسی شده است. این دو متفکر در تعریف ابرانسان مفاهیم مشترکی را ارائه کرده و موانع رسیدن به این مقام را برشمرده اند. اشتراک در بیانات آنان ما را به این باور نزدیک می کند که تنها لعابی از دین داری یا بی دینی آنان را متفاوت نشان داده است.