مطالب مرتبط با کلیدواژه

حروف معانی


۱.

معانی حرف باء در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تضمین جانشینی حروف معانی حرف باء

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴۹ تعداد دانلود : ۲۲۳۵
نحویان برای حرف باء، چهارده معنا ذکر کرده اند که حداقل در پنج مورد آن ها این حرف به جای حروف دیگر (فی، من، عن، علی، إلی) به کار رفته است. آیا این کاربرد، صِرف یک جانشینی است و یا از یک جانشینی هدف فراتری مورد نظر است؟ با توجه به این که قرآن، کلام الهی و نشانه جاویدان اوست و ممکن نیست در دو عبارت همسان بدون هیچ هدفی، دو حرف متفاوت به کار گرفته شود، و مثلا کاربرد حرف إلى و باء را با فعل «أحسن» در عبارت های «وقد أحسَن بی» و «وأحسِن کما أحسَن الله إلیک» صرفا یک تنوع در لفظ دانست. این پدیده که در قرآن کریم به فراوانی یافت می شود، هدفی فراتر از تنها تنوع در عبارت دارد. یکی از اهداف این جانشینی، توسعه معنایی فعل است که از طریق تضمین معانی دیگری به جز معنای خود فعل سبب می شود فعل، علاوه بر معنای اصلی خود، معانی دیگری که از رهگذر قرارگرفتن در کنار حروف دیگر به دست می آید نیز به همراه داشته باشد. برای درک بهتر کاربرد این حرف، لازم است نمونه های مختلف آن مورد بررسی، و معانی به دست آمده از آن مورد کنکاش و دقّت قرار گیرند.
۲.

تحلیل انتقادی دیدگاه ابونصر فارابی در باب مصادیق حروف معانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: حروف معانی منطق تعریف زبان شناسی نحو فارابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۹
مسئله اساسی این پژوهش، تحلیل انتقادی دیدگاه فارابی در باب مصادیق «حروف معانی» در زبان عربی و هدف از آن نشان دادن ناکارآمدی نظر فارابی در این باب از طریق نقد منطقی تقسیم سه گانه الفاظ به اسم، فعل و حرف است. فارابی در آثار منطقی خود، تقسیم بندی سه گانه دانشمندان نحو از کلمه را می پذیرد و هر یک از اسم، فعل و حرف را بر اساس روش مرسوم آنها تعریف می کند؛ امّا در مقام مصداق، تقسیم بندی نوینی از حروف ارائه می دهد. وی واژگانی همچون ضمایر، اسم های اشاره، موصول ها، اسم های استفهام و افعال ناقصه را از دایره اسامی و افعال خارج می کند و آنها را در ذیل «حروف» مندرج می کند. در این پژوهش نشان می دهم: 1-فارابی به درستی متوجّه عدم پایبندی دانشمندان نحو به قوانین منطق تعریف بوده است و در مقام سلب به خوبی آنها را به چالش کشیده است؛ امّا در مقام ایجاب به بیراهه رفته است و واژگان مذکور را در زمره حروف قلمداد کرده است؛ 2-علّت این اشتباه، پایبندی غیرمنطقی فارابی به تقسیم سه گانه کلمه و حصر اقسام کلمه در اسم، فعل و حرف است؛ 3-تقسیم سه گانه مشهور از کلمه-چه بر اساس تعریف و چه بر اساس قید «خبر و مخبرٌعنه واقع شدن/ نشدن» مبنای منطقی درستی ندارد و دارای حصر عقلی نیست؛ 4-قید «عدم استقلال معنایی» را نمی توان فصل تمایزبخش «حروف معانی» از اسم و فعل دانست. بر اساس این انتقادات در پایان این پژوهش نشان می دهم که برای تکمیل کار فارابی، باید خود را از چنبره تقسیم سه گانه رها سازیم و واژگان مذکور را در تقسیم بندی نوینی، قسیم اسم، فعل و حرف قرار دهیم.