فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۸۱ تا ۱٬۳۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۴ (پیاپی ۹۲)
81 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف تحقیق حاضر، تأثیر بزه دیدگی سایبری به عنوان یک منبع فشار بر ایده پردازی خودکشی است. این مطالعه به منظور دستیابی به این هدف، از نظریه فعالیت های روزمره و تئوری فشار عمومی بهره برده است. روش تحقیق، پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسش نامه است. جمعیت آماری تحقیق را کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشگاه مازندران، در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل داده اند که درمجموع 400 نفر از این دانشجویان با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب انتخاب شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد دانشجویان دختر، بیش از دانشجویان پسر در معرض بزه دیدگی سایبری اند، به طوری که براساس داده های این تحقیق، 27درصد از دانشجویان دختر و 3/3 درصد از دانشجویان پسر دچار بزه دیدگی سایبری شدند. همچنین داده های پژوهش حاکی از این است که حدود یک سوم از دانشجویان، ایده پردازی خودکشی دارند و مقایسه ایده پردازی میان دانشجویان دختر و پسر نشان می دهد ایده پردازی دانشجویان دختر ( 42 درصد) حدود دو برابر دانشجویان پسر (20 درصد) است. نتایج تحقیق نشان می دهد وجود جذابیت هدف آنلاین، مجاورت آنلاین با متخلفان باانگیزه و نبود محافظان توانا، به افزایش بزه دیدگی سایبری منجر می شود. همچنین نتایج حاکی از تأثیر مثبت بزه دیدگی بر هیجانات منفی و نیز رابطه مستقیم هیجانات منفی با ایده پردازی خودکشی دانشجویان است. نظریه فشار استدلال می کند که خودکشی، تابعی از سطح فشار فرد و توانایی کنار آمدن با چنین فشار از طریق کانال های قانونی است. طبق تئوری فشار، کسانی که از عهده هیجانات منفی خود برمی آیند، تمایل کمتری به خودکشی دارند؛ بنابراین توصیه های سیاستی نظیر برنامه های توان بخشی شناختی- رفتاری که بر مهارت هایی مثل مدیریت خشم و حل تضاد متمرکز می شوند، مبتنی بر نظریه فشار عمومی اند.
طراحی و ساخت ابزار سنجش فرهنگ زیست محیطی شهروندان و برآورد پایایی و روایی آن (مورد مطالعه: شهر بوشهر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
119 - 146
حوزههای تخصصی:
زمینه وهدف:یکی از موضوعات موردمطالعه اندیشمندان در حوزه های علوم اجتماعی و رفتاری، ابزارسازی برای مفاهیم اصلی مرتبط است. فرهنگ زیست محیطی که ناشی از نگرش های مسئولانه در قبال محیط زیست باشد، یکی از عناصر کلیدی در فرایند توسعه پایدار جوامع مدرن و در حال توسعه است. بنابراین درک ماهیت آن، در گرو سنجش دقیق آن موضوع است. مطالعه حاضر با هدف طراحی و ساخت ابزار سنجش فرهنگ زیست محیطی شهروندان و برآورد پایایی و روایی آن با تاکید بر شهر بوشهر انجام گرفت. روش بررسی:روش مطالعه در این پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه است. برای این منظور از کل جامعه آماری، نمونه ای 374 نفری از شهروندان بالای ۱8 سال شهر بوشهر به روش تصادفی انتخاب و آن را تکمیل نمودند. برای هنجاریابی و تعیین اعتبار و روایی این ابزار، از آزمون های متعدد روایی مانند تحلیل عاملی و برای پایایی آن از هماهنگی درونی گویه ها و روش آلفای کرونباخ استفاده و تحلیل های آماری با استفاده از دو نرم افزار SPSS و AMOS انجام گرفت. یافته هاروش تحلیل عامل نشان دهنده ساختار سه مؤلفه ای مقیاس فرهنگ زیست محیطی (دانش، نگرش و رفتار زیست محیطی) در نمونه مورد مطالعه است. به این ترتیب مولفه دانش با ارزش ویژه 17/8 بیشترین درصد واریانس(76/10)، مولفه نگرش با ارزش ویژه 68/4 درصد واریانس(16/6)، مولفه رفتار با ارزش ویژه 97/3 درصد واریانس(22/5) کل را تبیین می کنند. نتایج حاصل از مدل اندازه گیری (AMOS) نشان می دهد مقدار ریشه میانگین مربعات باقیمانده (RMR) برابر 627/0، شاخص ریشه میانگین مربعات خطای برآورد (RMSEA) برابر با 041/0، شاخص کای اسکوئر بهنجار (نسبی) (CMIN/DF) برابر 626/1 و شاخص های برازش تطبیقی (CFI) و شاخص برازش شده تطبیقی مقتصد (PCFI) با مقادیر 956/0 و 646/0 در حد قابل قبولی مدل را مورد تأیید قرار می دهند.
رابطه ی فعالیت های توسعه ای و مهاجرت های داخلی در ایران معاصر: (مطالعه ی موردی استان سمنان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی ایران سال ۲۴ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۲
147 - 180
حوزههای تخصصی:
مدیریت فرآیند توسعه به واسطه ی مداخله ها و دسترسی های نابرابر نخبگانی و عملکرد نهاد سیاست باعنوان محرک توسعه، عامل تاثیرگذار در برخورداری و عدم برخورداری از مواهب توسعه در مناطق قلمداد می شود. عدم تعادل در بهره مندی از مواهب توسعه، تحرک جمعیتی را به دنبال خواهد داشت و موجب مهاجرت فزاینده به مرکز و کلان شهرها بوده و روند سیاست گذاری های توسعه ای را به نقاط مرکزی معطوف می کند.
در این مقاله ضمن اشاره به مبانی نظری و مرور تحقیقات انجام شده، جنبه های تجربی و اقدامات توسعه ای دولت ها را بر اساس رهیافت استقرایی در روش ترکیبی، با دو روش کیفی شامل مطالعه اسناد، داده ها و اطلاعات ثبتی، و مصاحبه ی کیفی مورد بررسی قرار داده ایم. در بررسی عوامل ساختاری و تصمیمات سیاسی تأثیر گذار بر مهاجرت، از داده های ثبتی موجود در اسناد تدوین شده ی سازمان برنامه و بودجه استفاده شد و در خصوص علل و مهم ترین دلایل گرایش افراد به مهاجرت، از مصاحبه ی کیفی استفاده شده است.
یافته های تحقیق بیانگر تسلط الگوی تمرکزگرا در سیاست گذاری های توسعه بوده و بررسی شاخص ها، گویای این است که توزیع متعادل و برابر توسعه در بین شهرستان های استان صورت نگرفته و مهاجرت ریشه در عدم توزیع عادلانه ی امکانات، متناسب با پتانسیل ها و توان مندی های مناطق دارد.
تأثیر متغیرهای جمعیت شناختی بر رفتارهای جمعیِ نمایشی در بستر ویروس کرونا؛ مورد مطالعه: شهر بوشهر در سال 1400(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات جامعه شناختی شهری سال ۱۳ بهار ۱۴۰۲ شماره ۴۶
148-184
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارزیابی تأثیر متغیرهای جمعیت شناختی در رفتارهای جمعیِ نمایشی در بستر ویروس کرونا در شهر بوشهر، با روش پیمایش و رویکرد توصیفی انجام شده است. جمعیت آماری متشکل از ساکنان 15 سال به بالای شهر با تعداد 197864 نفر هستند که نمونه ای به تعداد 384 نفر با تکنیک نمونه گیری تصادفی – خوشه ای از میان آن انتخاب شدند. پرسشنامه پژوهش محقق ساخت است که رواییِ محتوایی آن توسط استادان و پایایی اش به وسیله آزمون آلفای کرونباخ (79/.) تأیید شدند. فرضیه های پژوهش با آزمون های آماریِ تی تک نمونه ای، آزمون فریدمن و تحلیل واریانس آزمایش شدند. نتایج نشان می دهند میانگین واقعی نمره میزان رفتار جمعیِ نمایشی پاسخگویان برابر 195 و یازده صدم است که از میانگین مورد انتظار آن یعنی مقدار 174 بالا تر است و این نشان می دهد که رفتارهای جمعی نمایشی در ایام شیوع کرونا بالاتر از متوسط جامعه بوده است. در رتبه بندی میانگین ابعاد متغیر رفتارهای جمعیِ نمایشی، بُعد مد اجتماعی با میانگین رتبه ای 28/6، اولویت اول را دارد. در واقع آن بعد از رفتار نمایشی که تنها به طور دوره ای و در فرایند شیوع کرونا در معرض تغییر قرار گرفت. متغیرهای جنس، وضعیت تأهل، وضعیت تحصیلات و نوع منزل مسکونی پاسخگویان تأثیر معنی داری بر رفتارهای جمعیِ نمایشی دارند و افراد متأهل، زنان، افراد با تحصیلات پایین و افراد ساکن در مسکن غیرشخصی، بیشتر تحت تأثیر رفتارهای جمعیِ نمایشی قرار گرفته اند.
نقش ابعاد رهبری توانمند ساز مدیران مدارس در مالکیت روان شناختی معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، مدل یابی نقش ابعاد رهبری توانمند ساز مدیران مدارس در مالکیت روان شناختی معلمان بود. جامعه پژوهش کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان قروه، به تعداد 548 نفر بودند که از این جامعه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای نسبتی و بر مبنای جدول مورگان، نمونه ای به حجم 225 نفر انتخاب شد. روش پژوهش، کمی و از نوع همبستگی بود. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه استفاده شد. برای تحلیل داده ها از مدل یابی معادلات ساختاری با نرم افزار Lisrel v. 10.20 استفاده شد. نتایج نشان دادند که ابعاد رهبری توانمند ساز مدیران مدارس اثر مثبت و معناداری بر مالکیت روان شناختی معلمان دارند و دامنه اثر ابعاد رهبری توانمند ساز مدیران مدارس 13/0 تا 24/0 است که بیشترین اثر مربوط به بعد مشارکت در تصمیم گیری و کمترین اثر مربوط به بعد معناداری است. ابعاد چهارگانه رهبری توانمند ساز مدیران مدارس قادر به تبیین 33درصد واریانس مالکیت روان شناختی معلمان به طور معنادارند. برای تعیین اهمیت نسبی سازه ها در الگوی ساختاری، از تحلیل ماتریس اهمیت – عملکرد استفاده شد. نتایج نشان داد ابعاد چهارگانه رهبری توانمند ساز دارای اهمیت- عملکرد بالایی اند و در ناحیه تحکیم قرار دارند؛ بنابراین ایجاد، رشد و تقویت مالکیت روان شناختی معلمان تحت تأثیرات مدیران مدارس و رهبری آنان قرار دارد؛ پس بهره گیری از رهبری توانمند ساز به وسیله مدیران مدارس با تأکید بر کاربست فعال ابعاد آن، تأثیرات مثبتی بر مالکیت روان شناختی معلمان دارد.
بدن آستانه ای، به مثابه عرصه کشکمش بر سر معنابخشی به بدن( تحلیل نشانه شناختی آواز قو)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر تلاش نموده تا با بهره گیری از آراء میشل فوکو و جورجو آگامبن و با تکیه بر روش نشانه شناختی جان فیسک، مفهوم بدن آستانه ای را در سینمایی آواز قو از منظری گفتمانی در کانون توجه قرار دهد. در این فیلم که در اواخر دهه 70 تولید شده، بدن دستمایه خلق اثری هنری قرار گرفته است، اثری که می توان آن را بازنمایی از شرایط اجتماعی زمانه خود نیز تلقی نمود. فیلم آواز قو برای به تصویر کشیدن جدال قدرت و سوژه حول مفهوم بدن آستانه ای، صحنه هایی را می آفریند که در آن، دوطرفِ یک رابطهِ قدرت، دائماً مشغول چانه زنی بر سر تعریف بدن هستند. جلسه کمیته انضباطی، پست های بازرسی و اداره اجتماعی پلیس جملگی فضاهایی هستند که از منظر فوکوی حضور همیشگی و همه جایی قدرت را تداعی می کند و "بدن" به دفعات محل نزاع گفتمانی قرار می گیرد. یافته ها نشان می دهد که در این فیلم، دو سطح از نزاع گفتمانی حول بدن بیش از همه جلوه گری می کند: یکی، نزاع درون گفتمانی (میان گفتمان اصلاح طلبی و گفتمان اصولگرایی) و دوم، نزاع بین گفتمانی (میان گفتمان سوژه-محور و گفتمان اصولگرایی). در سطح نزاع بین گفتمانی، سوژه با کنشگری فعالانه خویش تلاش نموده در مقابل گفتمان اصولگرایی، سوژگی خویش را با توسل به بدن خویش محقق سازد، جدالی که در نهایت با مرگ وی به پایان می رسد، لیکن پایان بازِ فیلم، فضا را به گونه ای رقم می زند که دلالت بر استمرار گفتمان سوژه محوری دارد که شخصیت زن فیلم آن را نمایندگی می کند.
مطالعه پدیده تجرد قطعی دختران روستایی شهرستان دره شهر (ارائه یک نظریه زمینه ای)(مقاله علمی وزارت علوم)
ازدواج، آرمان بسیاری از دختران است و عدم تحقق آن در سن مطلوب و تاخیر آن، به مسئله ای به نام «تجرد قطعی» منجر خواهد شد. این پژوهش با بهره گیری از روش نظرییه زمینه ای در پی دست یابی به مدل پارادایمی تجرد قطعی دختران است. جامعیه هدف تحقیق، دختران روستایی شهرستان دره شهر از توابع استان ایلام است که با استفاده از نمونه گیری هدفمند و با رعایت اصل اشباع نظری، تعداد 22 نفر از آنان به عنوان اطلاع رسان در نظر گرفته و از طریق مصاحبه نیمه ساختار یافته با آنان مصاحبه به عمل آمد. فرایند کدگذاری شامل سه مرحله کدگذاری باز، محوری و گزینشی بود. شرایط علی شامل: تابوی نوبت، داغ ننگ، ترجیحات آرمانی بودند. شرایط زمینه ای را پارادوکس شناخت، ناهمسانی طبقاتی، همه چیز خواه و هراس های بازدارنده رقم زده بودند. شرایط مداخله ای شامل مانع تراشی های اطرافیان و ناکامی های شخصی بود. مهم ترین راهبردها عبارت بودند از: تحمل و سکوت، مرگ اندیشی، رضایت به حداقل ها، ارتباط با جنس مخالف، پناه بردن به رمال ها و فراغت ستیزی. جلب رضایت دیگران، ایجاد گروه همدرد پیامدها شامل: استیصال، تردید و اعتراض، پذیرش و جبران، هویت مخدوش بود. مقوله کانونی این پژوهش تجرد قطعی به مثابیه تلخی بی پایان است.پدیدیه تجرد قطعی دختران که برایند نقصان سرماییه جنسی و فروکاهی زنانگی مؤکد و عوامل دیگر است سبب برچسب خوردن دختران و داغدیدگی آنان شده است و این داغ ننگ به طرد اجتماعی شان انجامید، طردی که امنیت وجودی شان را به خطر انداخته است
واکاوی جامعه شناختی جنبش های حسنی در عصر عباسی با تاکید بر عوامل اقتصادی تا پایان سدۀ دوم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
۱۹۲-۱۵۹
حوزههای تخصصی:
مؤلفه های اجتماعی، اقتصادی و سیاسی عصر عباسی زمینه جنبش های زیادی را رقم زده است. سلسله جنبش های سادات و به ویژه حسنیان بخش قابل توجهی از جنبش ها شیعی را در قرون مقتدم به خود اختصاص داده است. موضوع این پژوهش شناسایی و تحلیل زمینه های جامعه شناختی جنبش های حسنی با توجه به عوامل اقتصادی است. این پژوهش با روش تحلیلی به ارزیابی جنبش های حسنی از منظر جامعه شناختی می پردازد. این جنبش ها را می توان در رده جنبش های سنتی دسته بندی کرد. عواملی چون اختلافات شاخه حسنی و حسینی در مسائل مالی، اعمال فشارهای اقتصادی و تصرف اموال شیعیان توسط امویان و عباسیان، ناکامی حسنیان در تصدی حکومت بعد از سقوط امویان، اندیشه قیام به سیف و اختلافات اعتقادی مذهبی مسلمانان در حجاز و عراق در عصر عباسی زمینه جنبش های حسنی را فراهم کرد. از آرمان های جنبش حسنیان می توان به مشروعیت و افضلیت فرزندان امام حسن، عدم مشروعیت عباسیان، عدالت اقتصادی، پای بندی به کتاب خدا و سنت رسول خدا(ص) و لزوم قیام امام بر علیه حاکم جائر، اشاره کرد.
جست وجوی جوامع مادرسالار در پیش از تاریخ، با تکیه بر یافته های محوطه های تدفینی در جنوب غرب آسیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
۲۸۴-۲۵۷
حوزههای تخصصی:
امروزه برخی پژوهشگران بر این باورند که در یک ساختار مادرسالار، جانشینیِ ارثی در یک خطِ مادرتباری ردیابی می شود. محل سکونت، مادرمکانی است و همه موارد ضروری در دست زنان است.ولی ما امروزه در جوامعی با ساختار پدرسالار و مردمحور زندگی می کنیم. برخی از پژوهشگران فمینیست بر این باورند که اگر جامعه مادرسالاری در پیش از تاریخ وجود داشته باشد، چه بسا بتوان به پایان یافتنِ ساختار پدرسالار امروزین نیز امیدوار بود.2 برای جست وجوی زنان، چگونگیِ زیست و جایگاه آنان در گذشته، می توان از مواد و انباشته های گوناگونی همچون داده های اسکلتی و کالاهای گور بهره برد. با کمک پژوهش هایی درباره خاک سپاری زنان و چگونگی آن در یک محوطه تدفینی و با کمک یافته های گورها، می توان انگاره هایی برای بود یا نبودِ یک ساختار مادرسالار در آن جامعه ارائه کرد. در این نوشته با کمک پژوهش های کتابخانه ای پیشینه ای کوتاه از پدیداری انگاره جوامع مادرسالار و برخی ویژگی های آن می گوییم. سپس با روشی توصیفی تحلیلی و با بهره مندی از پژوهش های میدانی انجام شده به بیان تفسیرهای برآمده از یافته ها در برخی از محوطه های تدفینی در جنوب غرب آسیا می پردازیم. دریافت ها نشان از آن دارد که نباید تنها یک نوع ساختار برای همه جوامع پیش از تاریخ این پهنه درنظر گرفت، و از سویی با همه پژوهش های انجام گرفته در این زمینه، هنوز یافته های محکم و قطعی درباره حضور جوامع مادرسالار در گستره پیش از تاریخ جنوب غرب آسیا وجود ندارد.
تقابل های اجتماعی در جامعۀ موسیقایی قرون نخستین اسلامی (دورۀ اموی و عصر اول عباسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جامعه موسیقی ایران در دوره های مختلف تاریخی کنش ها و تقابل هایی را تجربه کرد و نسبت به سایر حرفه ها و گروه های اجتماعی تعارضات بیشتری را ازسر گذراند. تقابل های موسیقی دانان با سایر نهادهای جامعه ازجمله حکومت، مذهب، مردم و حتی تقابل های درون گروهی موسیقی دانان در دوره های مختلف با شدت و ضعف هایی جلوه یافت. مسئله اصلی در تحقیق حاضر، یافتن انواع تقابل های اجتماعی جامعه موسیقایی قرون نخستین اسلامی (دوره اموی و عصر اول عباسی) است. در قرون اولیه اسلامی، در پی حمایت و توجه طبقات مختلف جامعه و در رأس آن، خلفای اسلامی، دوره ای درخشان در تاریخ موسیقی رقم خورد. هدف از تحقیق حاضر شناسایی و تحلیل گونه هایی از تقابل های درون گروهی و برون گروهی مبتنی بر نظریه تقابل اجتماعی در این دوران است. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که جامعه موسیقی قرون نخستین اسلامی با چه تقابل های اجتماعی ای درگیر بوده است؟ به علاوه، این تقابل ها به چند گروه قابل تفکیک هستند؟ نتایج حاصل از این تحقیق نشان می دهد که لایه های درگیر تقابل ها با موسیقی دانان در دو شاخه عمده درون گروهی و برون گروهی جای دارند. همچنین، تقابلات درون گروهی موسیقی دانان، ازجمله طبقه بندی آن ها، تقابل بین سنت گرایان و نوگرایان، مسابقات و مناظرات و نقد و داوری موجب بالندگی و پویایی جامعه موسیقایی آن روزگار شد. این تحقیق به روش توصیفی تحلیلی انجام شده و گردآوری داده ها از طریق رجوع به منابع کتابخانه ای صورت گرفته است.
مهاجرت و مسئله ذره ای شدن، مطالعه ای کیفی در میان زنان مهاجر شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله پیوندیابی در بین مهاجران، همیشه مهم بوده است. سازگاری مهاجران در جامعه میزبان، منوط به کیفیت پیوندیابی آنهاست؛ اما مهاجرانی که وارد مقصد می شوند، تا حد زیادی به جای پیوند با جامعه میزبان، به سمت ذره ای شدن (اتمیزه شدن) گرایش می یابند و معمولاً در حواشی اسیر می شوند. پژوهش حاضر به دنبال واکاوی چگونگی فرآیند ذره ای شدن زنان مهاجر بوده است. روش پژوهش، کیفی و از نظریه زمینه ای بهره گرفته شده است. مشارکت کنندگان، 21 نفر از زنان مهاجر به شهر یزد از استان های مختلف کشور بوده اند که به صورت هدفمند و به شیوه نمونه گیری نظری انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها به شیوه کدگذاری باز، محوری و گزینشی انجام شده است. نتایج نشان داد آغاز فرآیند ذره ای شدن زنان مهاجر، خودخواسته و در راستای واماندگی آنان در زادگاه، در ابعاد مختلف از جمله رنج های فزاینده پایدار، زیست بحرانی در زادگاه و گسست اعتماد بر اثر شرایط بی ثبات کننده مبدأ رخ می دهد. آنان در فرآیند شرایط سخت یاد شده به نوعی واگرایی از مبدأ می رسند و برای بازسازی دوباره زندگی و شخصی سازی آن در جهت آرامش و بهره وری بیشتر، به بازتعریف شبکه اجتماعی خود در پیوند با مقصد دست می زنند. از سوی دیگر، زنان مهاجر با ورود به مقصد و مواجهه با عواملی چون ناپذیرش گری فرهنگی شهر جدید، چرخه ناتوانی اقتصادی و سبک زندگی انزواطلب شهری، ناخواسته مجبور می شوند ارتباطات خود را سود محور کنند. نتیجه روند طی شده، خلاصه شدن روابط آنان در دایره ای از روابط اجتماعی تعریف شده، سودمند و مطمئن است که بر حسب شرایط سیال وار تجدید، بسط یا تحدید می شود.
بررسی جامعه شناختی تقلب دانشگاهی در میان دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، بررسی جامعه شناختی تقلب دانشگاهی در میان دانشجویان است. این پژوهش در پرتو نظریه های انتخاب عقلانی و بازدارندگی، موضوع تقلب دانشگاهی دانشجویان را بررسی کرده است. روش این تحقیق بر پایه روش پیمایشی و شیوه نمونه گیری آن تصادفی طبقه ای متناسب با حجم است. جامعه آماری این تحقیق، دانشجویان دانشگاه مازندران اند و برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسش نامه استفاده شده است. حجم نمونه این تحقیق برابر با 401 دانشجو است که اطلاعات به دست آمده از آنان با استفاده از نرم افزار spssتجزیه و تحلیل شد. نتایج این پژوهش نشان داده است که متغیرهای نیازهای منفعت گرایانه، باورهای اخلاقی، مجازات غیررسمی و خودکنترلی، قابلیت پیش بینی متغیر تقلب دانشگاهی را دارند. تقلب دانشگاهی در میان دانشجویان، تحت تأثیر میزان ادراک از مجازات غیررسمی، یعنی احساس گناه، شرمساری و طرد شدن به وسیله ی اشخاص مهم، کاهش پیدا می کند. هنگامی که باور اخلاقی فرد، تقلب را به عنوان تقابل با ارزش ها تلقی کند نیز، از آن پرهیز می شود. از طرفی، گاهی افراد براساس اینکه تقلب چه هزینه و یا فایده ای به همراه دارد، دست به تقلب یا پرهیز از آن می زنند. در نهایت دستاورد نظری این پژوهش، حمایت تجربی نسبی از تئوری های انتخاب عقلانی و بازدارندگی در تبیین تقلب دانشگاهی است.
مطالعه جامعه شناختی مناسبات پزشک و بیمار در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، ضمن بررسی الگوهای جهانی موجود مناسبات پزشک و بیمار با توجه به موقعیت خاص ایران، الگویی از مناسبات پزشک و بیمار در این کشور ارائه شده است.داده های تحقیق از مصاحبه با پزشکان، بیماران، دانشجویان پزشکی و متخصصان حوزه سلامت و همچنین تحلیل اسنادی قوانین، طرح ها و لایحه های مربوط به حوزه سلامت بعد از انقلاب 1357 در راستای دستیابی به دیدگاهی همه جانبه از این الگو کسب شده است. نظریه داده بنیاد چندگانه ضمن ایجاد حساسیت نظری، با بهره گیری از تکنیک مثلث سازی به متقن شدن یافته های پژوهش کمک کرده است. در روش به کاررفته محققین تنها به داده های پژوهش اکتفا نکرده، بلکه نظریات موجود و پژوهش های انجام شده در حوزه مورد مطالعه نیز برای تحلیل یافته ها به کار رفته اند.یافته ها در دو مقوله اصلی مناسبات پدرمآبانه و مناسبات تجاری میان پزشک و بیمار جای می گیرند. در مناسبات پدرمآبانه نشان دادیم چطور دوران دانشجویی، آموزه ها و تجربیات این دوران شکلی از رابطه پدرمآبانه را در دانشجویان ایجاد می کند. این آموزه ها در شکل رابطه پدرسالار به منزله عادت واره پزشکی در مناسبات پزشک و بیمار نهادمند می شوند. در کنار فرهنگ پدرسالار، عوامل اقتصادی نیز در این مناسبات نقش دارند که در طرح های خصوصی سازی و تعرفه گذاری ها خود را نشان می دهند.سنتز این عوامل فرهنگی و اقتصادی، شکل گیری الگوی جدیدی از مناسبات پزشک و بیمار در ایران است که آن را الگوی پزشکی تهاجمی نامیدیم. مناسباتی که در آن نه تنها پزشک در قالب پدری مسلط بر رابطه در موضع فرادست از بیمار قرار دارد، بلکه در شکل فروشنده در بازاری رقابتی دنبال فروش کالای سلامتی نیز هست.
الگوی شکل گیری جنبش های اعتراضی با تأکید بر نقش شبکه های اجتماعی مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
شبکه های اجتماعی مجازی، انقلابی را در ارتباطات، تعامل و اشتراک گذاری ایده ها ایجاد کرده و به یک عامل حیاتی و مؤثر در پیدایش و حیات جنبش های اعتراضی تبدیل شده است. هدف این مقاله، به دست آوردن الگوی شکل گیری جنبش های اعتراضی ایران در بستر شبکه های اجتماعی است. تح ت ت أثیر شبکه های اجتماعی مج ازی، سه رخداد اعتراضیِ حوادث بعد از انتخابات سال 1388، وق وع اعتراض ات و س پس آش وب ه ای دی م اه ۹۶ و آبان 1398 در گستره بالایی از ش هرهای کشور، فضای سیاس ت رس می ای ران را ب ا تکان ه ه ای ش دیدی مواج ه ک رد و با ایجاد روند جدیدی در اجرا و سازمان دهی اعتراضات اجتماعی، تأثیرات فراوانی را بر سیاست گذاری فضای مجازی کشور داش ت. این مقاله با کاربست نظریه جامعه شبکه ای، تلاش می کند به این پرس ش پاسخ دهد که چه الگویی بین استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و شکل گیری و تکامل جنبش های اعتراضی در کشور و مشخصاً در اعتراضات سال های 1388، 1396 و 1398 وجود دارد؟ به منظور دستیابی به هدف، با استفاده از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون، 14 نفر از نخبگان مرتبط با موضوع، ازطریق نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به دو صورت حضوری و غیرحضوری (به لحاظ شیوع بیماری کرونا و با استفاده از نرم افزارهای ارتباط آنلاین) مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته انجام شد. از کدگذاری و تحلیل داد ه مصاحبه های انجام شده، درمجموع 78 مفهوم کلیدی، 26 واحد معنایی فشرده، 7 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی سازمان داده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد شبکه های اجتماعی در قالب سه مضمون کلی «هنجارسازی»، «بسیج و سازمان دهی» و «واکنش میدانی»، بر جنبش های اعتراضی تأثیر می گذارد.
تبیین جامعه شناختی سیاست گذاری های ﺗﻮﺳﻌﻪای دولت در بخش مسکن اقشار آسیب پذیر جامعه شهری و روستایی استان اردبیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تبیین جامعه شناختی سیاست گذاری های توسعه ای دولت در بخش مسکن اقشار آسیب پذیر جامعه شهری و روستایی در استان اردبیل است. پژوهش از نوع پژوهش های کیفی و از نوع نظریه میدانی است. جامعه مورد مطالعه شامل مدیران، کارشناسان و صاحب نظران حوزه مسکن در استان اردبیل است که به صورت نمونه گیری هدفمند صورت گرفته است. تحلیل اطلاعات، در سه مرحله کدگذاری (باز، محوری و گزینشی) با استفاده از نرم افزار (مکس کیو دی ای) انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که شرایط علی تحقیق سیاست گذاری های موفق در حوزه مسکن اجتماعی شامل مدیریت مقرون به صرفگی، مکان یابی با محوریت برابری اجتماعی و بهره مندی عمومی، بهسازی شهری همراه با جلب مشارکت مدنی، سازگاری با شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و اقلیمی منطقه، رعایت استانداردهای علمی مقوله محوری شامل ایجاد هماهنگی با برنامه های توسعه شهری و روستایی، توجه به فرهنگ اقلیم و اقتصاد مناطق، مخاطب شناسی، توجه به مسائل فرهنگی، اعتمادسازی قبل از اجرا، بستر و زمینه شامل مدیریت بهینه اراضی و تأکید بر بهره وری، انبوه سازی، ارتقای فنی، ایجاد حس تعلق به مکان هست. شرایط مداخله گر شامل ساخت خودیار و تدریجی، حمایت از تعاونی مسکن، سیستم تضمین کیفیت و ایجاد اطمینان است. راهبردها شامل کنترل شکاف عرضه و تقاضا، توجه به نمادهای فرهنگی و نشانه های اجتماعی، توجه به نمادهای فرهنگی و نشانه های اجتماعی، توجه به فرهنگ اقلیم و اقتصاد مناطق، کنترل قیمت اجاره و پیامدها شامل تعادل بازار، کاهش استهلاک، ارتقای شاخص های بهسازی مسکن روستایی، ایجاد حس تعلق به مکان با سبک های معماری نوین، واگذاری امور به مردم در اجرای طرح است.
پدیدارشناسی سویه تقابلی مرگ انسانی و هویت بومی در دو فیلم «از کرخه تا راین» و «یک بوس کوچولو»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مرگ به عنوان یک امر طبیعی در هر فرهنگی بار معنایی خاصی دارد. از این رو مرگ را نمی توان صرفاً یک رخداد زیستی دانست. چه، جهان فرهنگی پیرامون انسان، مشحون از مناسبات معنایی است که هر رخدادی در آن قالب قابل تفسیر و معناست.
طبیعی است «مرگ» به عنوان یک امر محتوم و قطعی جایگاه مهمی را در نظام معنایی و قلمروی فرهنگی هر جامعه ای داشته باشد. چه، نوع انسان به عنوان یک موجود خلاق و خودآگاه در این قلمرو معنایی برای خود، هویتی کسب می کند و «مرگ و زندگی» خود را نیز در آن چارچوب معنا خواهد کرد. از این رو مرگ ارتباط تنگاتنگی با بومی دارد که باشندگان در آن زندگی می کنند. این رابطه دو سویه بین فرد و خاستگاه بومی اش آنچنان مهم و حیاتی است که در صورت بروز هرگونه اختلال در این رابطه یقیناً فرد را دچار بحران هویتی خواهد ساخت. در این سطور سعی خواهد شد با الهام از اندیشه های لوکاچ در باب شخصیت مساله دار و نیز نظر هایدگر در باب بوم و مرگ دو فیلم «یک بوس کوچولو» ساخته بهمن فرمان آرا و «از کرخه تا راین» اثر ابراهیم حاتمی کیا را مورد تحلیل قرار دهیم.
بنیادهای نظری مقاومت در برابر قدرت های استعماری در نظام اندیشگی شیخ فضل الله نوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شیخ فضل الله نوری نماینده جریانی در ایران است که بیش از هر چیز به حفظ دیانت و استقلال کشور در تمام عرصه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی می اندیشید. از جمله مسائلی که دغدغه ایشان در ایران بود، استبداد و استعمار در کنار حفظ استقلال کشور بود؛ مسئله ای که او را از پیشروان نهضت تنباکو و جنبش مشروطه مشروعه در ایران قرار داد. شیخ فضل الله با شناخت عمیقی که از مبانی فرهنگ و تمدن غرب و اصول فکری و اندیشه سیاسی آن ها داشت، هدف اصلی مبارزات خود را صیانت از دین به عنوان عامل همبستگی، وحدت و استقلال ایرانیان و حفظ عزت مردم ایران با قطع دست اجانب از سرنوشت کشور قرار داد. دشمنان شیخ فضل الله عمدتاً دو جریان خارجی استعمار و داخلی غرب گرا بودند که شیخ را سد راه پیشبرد اهداف خویش می دیدند و درنهایت ایشان جان خود را در راه دفاع از ساحت دین و مبارزه برای استقلال ایران فدا کرد. نوشتار حاضر با استفاده از روش توصیف و تحلیل به مبانی اندیشگی و ابعاد مبارزات استقلال طلبانه شیخ فضل الله در رهایی ایران از سلطه استعمار می پردازد.
پیش بینی کمال گرایی بیمارگون (بیشینه خواهی) بر اساس بخشش، قدردانی و وابستگی در متأهلین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۷۴
327 - 344
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر تعیین بیشینه خواهی بر اساس متغیرهای بخشش، قدردانی و وابستگی در متأهلین بوده است. روش پژوهش حاضر توصیفی، از نوع همبستگی، از انواع روش های پیش بینی بوده است. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده متأهلین ساکن شهر تهران بوده است. برای این منظور، 220 نفر به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس و داوطلبانه انتخ اب ش دند و ب ه پرسش نامه بیشینه خواهی شوارتز و همکاران، (M S، ۲۰۰۲)، پرسش نامه بخشش احتشام زاده و همکاران (IFI-25، 1389)، پرسش نامه قدردانی مک کالوف و همکاران (GQ -6، 2002) و پرسش نامه وابستگی بین فردی هیرشفلید و همکاران (BDI، 1997) پاسخ دادند. نتایج به دست آمده از آزمون تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد که مؤلفه های بخشش، قدردانی، و وابستگی، در مجموع 55/31 درصد بیشینه خواهی را در سطح معناداری 001/0>p پیش بینی می کنند. مؤلفه های بخشش با ضریب بتای برابر با 189/0، در سطح ۰۱/۰ معنادار است. با این حال، ضریب بتای قدردانی برابر با 044/0- محاسبه شده که معنادار نیست و ضریب بتای وابستگی نیز برابر با 435/0 است که در سطح ۰۱/۰ معنادار است. نتایج نشان می دهد متغیرهای بخشش، قدردانی و وابستگی بیشینه خواهی را پیش بینی می کنند.
فراترکیب سطوح فرهنگ سازمانی؛ جُستاری برای فرهنگ شایستگی محور دانشگاه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
127 - 161
حوزههای تخصصی:
فرهنگ سازمانی وسیله ای برای به مقصود رساندن اهداف مطلوب سازمان است و تا زمانیکه افراد در سازمان خود موفق هستند نشانگر فرهنگ شایسته آن سازمان است. به این منظور هدف پژوهش پیش رو فراترکیب سطوح فرهنگ سازمانی است. در این رابطه روش فراترکیب رویکردی کیفی است که اجزای فرهنگ سازمانی را در قالب 7 مرحله و در بازه زمانی سال 1996 تا سال 2020 مورد واکاوی قرار می دهد. یافته ها در سه بخش اجزای مفهومی، مدل های فرهنگ سازمانی و سطوح فرهنگ سازمانی، با توجه به به 12 الگوی شناسایی شده ؛ الگوی مک کوئین، الگوی ماسیاگ، الگوی یازیچی و کرباگ، الگوی بووچوک و فست، الگوی شاین، الگوی دابر، فینک و یولز، الگوی کامرون و کویین، الگوی برگ کوئیست و پاولاک، الگوی رائو، الگوی هافستد، الگوی پیترسون و وایت، الگوی یان مک نی ارائه گردیده است. نتایج نشان می دهد که کاربرد هر یک از این الگوها در حوزه عمل به چه شکل است. همچنین چهار سطح مصنوعات شامل: راهبرد، ساختارهای تصمیم گیری، ساختارهای سازمانی، معیارهای سنجش مسئولیت پذیری، سازوکارهای تأمین مالی، جو سازمانی، سازوکارهای استخدام و پذیرش؛ سطح ارزشها شامل: هنجارها و ناهنجارهای آموزشی، هنجارها و ناهنجارهای پژوهشی، و نیز هنجارها و ناهنجارهای اداری و اجرایی؛ سطح باورها: سنت های علمی، سنت های اجرایی و در آخرین سطح نمادها با عنوان الگوها مورد بازشناسی قرار گردید. لذا پیشنهادات کاربردی این پژوهش را می توان در دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی بکار برد.
تحلیل و نقد گفتمان تعلیم و تربیت لیبرال در نسبت با مفهوم تلقین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد فرهنگ سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۶۲
163 - 186
حوزههای تخصصی:
در مکتب تعلیم و تربیت لیبرال عامل تلقین با خلل در تفکر انتقادی و نقص در قوه عقلانیت منجر به از دست رفتن خودمختاری عقلانی و استقلال شخصیتی دانش آموز می شود. در این نگرش تعلیم و تربیت تلقینی با تکیه بر اقتدار معلم و مرجعیت نهاد آموزشی به دنبال القای آموزه های اخلاقی، سیاسی و دینی خاص به ذهن دانش آموز است. از اینرو تلقین مرز میان تعلیم و تربیت خوب و بد است. اما آیا تلقین یکسره منفی و نامناسب است؟ آیا تعلیم و تربیت لیبرال خود واجد ویژگی های تعلیم و تربیت تلقینی است؟ این پژوهش کیفی با روش تحلیل مفهومی به دنبال درک ماهیت تلقین در گفتمان تعلیم و تربیت لیبرال است. ادعای پژوهش این است که گفتمان تعلیم و تربیت لیبرال در تلقینی خواندن اشکال دیگر تعلیم و تربیت موجه نیست. زیرا نخست این که تلقین در برخی از زمان ها و موضوعات آموزشی و عقیدتی مناسب و بلکه لازم است. دوم این که تحقق مولفه هایی مانند پرورش قوه عقلانیت و تفکر انتقادی و خودمختاری به شکل ایده آل و مطلق در تعلیم و تربیت امکان پذیر و حتی مناسب نیست. سوم این که تعلیم و تربیت لیبرال خود با پشتیبانی منابع قدرت و مرجعیت برنامه درسی پنهان به دنبال تلقین نوعی آموزه خاص عینی گرایی علمی در فرایند آموزش است و لذا انتقادات آن نسبت به سایر اشکال تعلیم و تربیت دارای نوعی ویژگی خودارجاعی است. بنابراین خالی کردن فضای تعلیم و تربیت از ارزش های اخلاقی و آموزه های مذهبی به بهانه تلقینی خواندن آن از سوی مدافعان لیبرال امری نادرست و مخاطره آمیز است.