فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۸۱ تا ۱٬۲۰۰ مورد از کل ۱۷٬۸۷۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
بیش از 70 درصد از جمعیت ایران در سنین کار و فعالیت بوده و این کشور در حال حاضر در پنجره جمعیتی قرار دارد. با توجه به قرار گرفتن کشور ایران در دوره پنجره جمعیتی، افزایش میزان مشارکت نیروی کار می تواند بستری مناسب برای رشد و توسعه اقتصادی فراهم سازد. پیش بینی میزان مشارکت نیروی کار به واسطه تأثیر آن بر رشد اقتصادی در کشور می تواند نگرش عمیق تر و جامع تری نسبت به مقوله عرضه نیروی کار به منظور سیاست گذاری و برنامه ریزی فراهم نماید. یقیناً دانش از بازخورد یک تصمیم در آینده و ارائه برنامه ای جامع و هدفمند رشد و توسعه اقتصادی مطلوب را به همراه خواهد داشت. مقاله حاضر، با تکیه بر شبیه سازی مبتنی بر شبکه های عصبی به دنبال پیش بینی میزان مشارکت در نیروی کار زنان، مردان و کل جمعیت مربوط به سالهای 1397 تا سال 1407 در یک بازه 10 ساله متوالی می باشد. شبیه سازیها در نرم افزار متلب و بر پایه داده های سازمان بین المللی کار انجام شده است. این داده ها مربوط به 27 سال متوالی از سال 1369 تا 1396 می باشد. نتایج روند نزولی در میزان مشارکت نیروی کار مردان، زنان و کل جمعیت تا سال 1407 را نشان می دهند. بر مبنای نتایج شبیه سازی میزان مشارکت نیروی کار مردان، زنان و جمعیت کل 15 تا 64 ساله از سال 1397 تا سال 1407 به ترتیب از حدود 5/74 به 5/73 درصد، از 16/0 به 14/0 درصد و از 5/46 به 5/44 درصد تغییر خواهند نمود. نتایج مقاله حاضر زنگ هشداری است برای برنامه ریزان و سیاست گذارن در سطح کلان جهت توجه ویژه به برنامه ریزی های هدفمند در حوزه اشتغال و سرمایه گذاری تا بتوانند بهترین بهره برداری را از فرصت قرار گرفتن در پنجره جمعیتی برای کشور تأمین نمایند.
شناسایی موانع و عوامل بازدارنده مشارکت زنان در اقتصاد و توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
177 - 203
حوزههای تخصصی:
امروزه موضوع مشارکت اقتصادی زنان در توسعه اهمیت بسیاری یافته است، با این حال آمارها نشان می دهد، نرخ مشارکت زنان در ایران بسیار اندک بوده و رتبه ایران در بعد مشارکت اقتصادی از میان 146 کشور جهان، رتبه 144 است. از این رو در این پژوهش، تلاش شده تا با استفاده از روش دلفی کیفی و انجام مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته، علل عدم مشارکت زنان در رشد و توسعه اقتصادی کشور مورد مطالعه قرار گیرد. بدین منظور با ۱۱ نفر از کارشناسان، صاحب نظران، کنشگران و مسئولین ساختارهای متولی حوزه زنان مصاحبه صورت پذیرفت. نتایج این تحقیق نشان داد علل امتناع و عدم مشارکت زنان در رشد اقتصادی در قالب سه مقوله اصلی قابل دسته بندی است؛ مقوله اصلی اول، «بازدارنده های فردی و خانوادگی»، که خود شامل دو مقوله فرعی «فقدان خود باوری در زنان» و «موانع خانوادگی و نهادینه شدن تقسیم کار جنسیتی» است مقوله اصلی دوم «موانع فرهنگی اجتماعی» که شامل مقولات فرعیِ «سیطره نگاه های عرفی و مردسالار» و «عدم پذیرش نان آوری زن» است و در نهایت مقوله «موانع ساختاری و خلاء قانونی» به عنوان آخرین مقوله اصلی در عوامل امتناع و عدم مشارکت زنان در رشد اقتصادی در این پژوهش مورد بررسی قرار گرفت که شامل سه مقوله فرعی؛ «فقدان نگاه جامع و سیستمی به مشارکت اقتصادی زنان»، «مردانه بودن ساحت تصمیم گیران و سیاست گذارن» و«عدم مسئله مندی مشارکت اقتصادی زنان در سیاست گذاری » می باشد. در مجموع یافته های این پژوهش نشان می دهد، علی رغم اهمیت مشارکت زنان در رشد اقتصادی، در این زمینه زنان با چالش ها و مسائل متعددی مواجهند که موجب فراهم شدن زمینه امتناع و عدم مشارکت آنان در عرصه های اجتماعی و اقتصادی شده است که این امر نیازمند سیاست گذاری و توجه مسئولین به این مسئله است.
بررسی مدیرت بدن و عوامل ظاهری اثرگذار بر هویت اجتماعی زنان (مورد مطالعه: زنان 25 تا 45 سال ساکن شهر سنندج)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
251 - 275
حوزههای تخصصی:
هویت اجتماعی دانش و تعلق فرد به گروه اجتماعی خاص است که فرد بر حسب تعلق و وابستگی به معرفی خود می پردازد و هویت در روابط جاری یا تصورات انسان ها از خود و دیگران شکل می گیرد و هویت اجتماعی متاثر از عوامل ظاهری و تصویر بدنی است. این پژوهش درصدد بررسی وضعیت مدیریت بدن و عوامل ظاهری اثرگذار بر هویت اجتماعی زنان شهر سنندج است. چارچوب نظری این تحقیق مبتنی بر نظریات آنتونی گیدنز، اروینگ گافمن و هنری تاجفل است و روش تحقیق پیمایشی و ابزار پژوهش پرسشنامه محقق ساخته است که بر روی 450 نفر از زنان 25 تا 45 سال ساکن شهر سنندج که از طریق نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده اند، صورت گرفته است و پس از حذف داده های پرت به 441 نمونه دست یافتیم. بر اساس نتایح پیرسون، بین هویت اجتماعی و مدیریت بدن(503/0=r) و عوامل ظاهری؛ پذیرش اجتماعی(510/0=r)، تمایزطلبی(250/0=r) و منزلت اجتماعی(189/0=r) رابطه معناداری وجود داردبه عبارتی مدیریت ظاهری و توجه بدن عامل هویتی برای پذیرش و تمایزطلبی و بهبود و نمایش منزلت اجتماعی در بین زنان است.و طبق نتایج آزمون رگرسیون؛ پذیرش اجتماعی بیشترین تاثیر را بر شکل دهی هویت اجتماعی زنان دارد. در واقع مدیریت ظاهری و تنظیم، طراحی و خودآرایی، ساخته و پرداخته هویت اجتماعی زنان است وآنها دائماً در حال ساخت بدن هستند تا ظاهری متمایز و مثبت در تعامل با دیگران ایجاد کنند که باید از فرصت مدیریت بدن برای طراحی مدل و هویت ایران و انسجام اجتماعی و توانمندسازی زنان بهره گرفت.
تحلیل جامعه شناختی مفهوم خود از دیدگاه حسین نصر در نسبت با جامعه شناسی کنش متقابل نمادین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میان نظریه های کلان و خرد جامعه شناسی نوعی گسست معرفتی وجود دارد. برخی از این نظریه ها اصالت را به ساختارهای کلانی مانند جامعه و برخی آن را به افراد و مفاهیم خرد مانند رفتار و کنش مربوط می دانند. برای اتصال این دو سطح مفاهیمی مانند «خود» می توانند کارگشا باشند. خود از مفاهیم اصلی مکتب کنش متقابل گرایی نمادین به شمار می آید که در آرای اندیشمندان اجتماعی مسلمان مانند حسین نصر نیز مدنظر قرار گرفته است. در این پژوهش مقایسه این دو دسته از نظریه پردازان صورت گرفته و این مقوله بررسی شده است که آیا نصر با رویکردی متفاوت قادر به اتصال سطح خرد و کلان است. این پژوهش کیفی و از نوع اسنادی است و از منابع دسته اول و دسته دوم در آن استفاده شده است. با توجه به یافته های تحقیق، این دو دسته از نظریه پردازان تفاوت هستی شناسی و معرفت شناسی با یکدیگر دارند. کنش متقابل گرایان واقعیت را فراگردی اجتماعی می دانند که حاصل کنش متقابل افراد است، اما حسین نصر معتقد است واقعیت سلسله مراتبی عینی (وجود) دارد که از سطح مادی تا ذات حق (خداوند) گسترده است. همچنین سلسله مراتبی ذهنی (آگاهی) دارد که مراتب مختلفی از جمله درک طبیعی انسان از خود، جهان خارجی و درنهایت آگاهی به خود مطلق را شامل می شود. علاوه براین با توجه به یافته های پژوهش به نظر می رسد نصر با رویکردی متفاوت به پیوند میان سطوح خرد و کلان پرداخته است.
شیوع نقش های چندگانه در میان زنان و مردان میانسال ساکن در مناطق شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۴ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳ (پیاپی ۹۱)
109 - 132
ایفای نقش های گوناگون، بر سلامتی و رفاه فرد تأثیر می گذارد و معمولاً میان سالان بیش از دیگر گروه های سنی در معرض چنین وضعیتی قرار دارند. این مقاله با تحلیل ثانویه داده های آخرین پیمایش گذران وقت مناطق شهری ایران (99-1398)، شیوع نقش های چندگانه، شدت این نقش ها و ویژگی های اجتماعی-جمعیت شناختی مرتبط با نقش های چندگانه شدید را بررسی می کند. یافته ها نشان داد (1) نقش های چند گانه در میان سالی، از دیگر دوره های سنی رایج تر است؛ (2) چندگانگی نقش ها، به دلیل اشتغال کم زنان، در مردان شایع تر است؛ (3) زنان بیش از مردان درگیر نقش های چندگانه شدیدند و این الگو ناشی از مدت زمان زیادی است که زنان صرف فعالیت های خانگی می کنند. تفاوت های مردان و زنان در شیوع نقش های چندگانه و تأثیرپذیری شدت این نقش ها از جنس، سن، بعد خانوار، وضع زناشویی و تحصیلات، اهمیت بررسی تأثیر چندگانگی نقشی بر سلامت و رفاه میان سالان و طراحی مداخلات مبتنی بر شواهد برای بهبود وضعیت آنها را برجسته می کند.
بررسی رابطه انواع سرمایه خانواده و گرایش به رفتارهای پر خطر (مورد مطالعه: دانش آموزان شهر و روستای مقطع متوسطه دوم شهرستان الشتر)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سرمایه و دارایی های یک خانواده، بر آینده و سرنوشت فرزندان تأثیر بسزایی دارد. از طرفی بروز و گسترش رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان، که آینده سازان یک جامعه اند، مورد توجه جامعه قرار گرفته و نگرانی های زیادی را درباره آن به وجود آورده است. بر این اساس، پژوهش حاضر درصدد است تا رابطه بین سرمایه های متعدد خانواده و گرایش به رفتارهای پرخطر را در بین دانش آموزان بررسی کند. روش تحقیق پیمایش و جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان دختر و پسر مقطع متوسطه دوم شهرستان الشتر است که براساس فرمول کوکران و نمونه گیری سهمیه ای، تعداد 340 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند. از این تعداد، با توجه به سهم جمعیت دانش آموزان ساکن در شهر، 294 و در روستا 46 پرسش نامه جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داد ه ها با نرم افزارهای Spss 22 و Amos انجام شده است. یافته ها بیانگر آن است که از بین متغیرهای سرمایه ای خانواده، 3 متغیر سرمایه فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی به ترتیب شدت ضریب رابطه، با رفتار پرخطر رابطه غیرمستقیم و معنادار دارند؛ اما با متغیر سرمایه نمادین، ارتباط معناداری به دست نیامد. میانگین رفتار پرخطر با توجه به جنسیت، نوع مدرسه و نوع سکونت متفاوت است. در مدل رگرسیونی، متغیرهای مستقل، 64/0درصد متغیر وابسته را تبیین کرده اند. همچنین مدل نظری پژوهش، با توجه به داده های جمع آوری شده در مدل معادله ساختاری، تأیید شد.
واکاوی شکل های مسئولیت اجتماعی دانشگاه و فراروی از آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر تعریفی از مسئولیت اجتماعی دانشگاه دربردارنده ی آن است که شکل خاصی از دانشگاه را پیشاپیش در نظر گرفته باشیم. این شکل ها چه هستند و چه پیامدهایی دارند. این مقاله که بر پژوهش های منتشره در حوزه مسئولیت اجتماعی دانشگاه در دهه ۱۳۹۰ شمسی متمرکز است، درصدد شناسایی الگوهایی بر پایه پژوهش های مورد بررسی برآمده است. سپس با واکاوی انتقادی این شکل ها نشان داده شده که چرا باید از مطالعات موجود فراتر رفت و به شکل های بدیل دیگر اندیشید که بهتر بتواند مسئولیت اجتماعی دانشگاه را صورت بندی کند. سه شکل اصلی دانشبنگاه، دانشگاه خدمت محور و دانشگاه اجتماعی بر اساس رویکردهای موجود در فضای مطالعات دانشگاه و مسئولیت اجتماعی آن شناسایی شدند. این سه شکل مورد واکاوی و نقد قرار گرفت تا شکل چهارم یعنی دانشگاه بوم شناختی همچون بدیلی مسئول تر از نظر اجتماعی معرفی شود. درواقع، به شکلی ضمنی می خواهیم نشان دهیم که که الگوها و رویکردهای پژوهشگران نقشی اساسی در شکل یابی جهت گیری پژوهشی آن ها دارد و همین ضرورت ارائه شکل ها و الگوهای بدیل را نشان می دهد. چرا که امکان های تازه نظری و پژوهشی را ایجاد می کند. یافته ها نشان داد که بدون وجود درکی هستی شناختی از دانشگاه، هر شکلی از صورت بندی مسئولیت اجتماعی به تقلیل وجوه گوناگون دانشگاه به وجوه بازار یا دولت می انجامد؛ چیزی که به ویژه در پژوهش های دانشگاهی ایرانی درباره مسئولیت اجتماعی دانشگاه به چشم می خورد. پیشنهاد ما توجه به دانشگاه بوم شناختی همچون بدیلی مهم است که رونالد بارنت آن را صورت بندی کرده است.
تعاملات اجتماعی و جایگاه آن در الگوی ارزیابی اثرات اجتماعی و فرهنگی (پیوست فرهنگی) مراکز تجاری و تفریحی مدرن ، مشهدمال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بازارها از دیرباز، نقش اساسی در جریان شاخص های اجتماعی و فرهنگی در شهرها ، به عهده داشته اند. اما با تحول این گونه فضاهای تجاری و شکل گیری مجتمع های تجاری مدرن و به خصوص مگامال ها، نگرانی های جدی درباره ی تاثیرات این فضاها بر شاخص های اجتماعی و فرهنگی از جمله تعاملات اجتماعی به وجود آمده است. میزان موفقیت فضاهای شهری با میزان استفاده از آن فضا و حضور انسان در آن متناسب است. در واقع ارتقاء فضای شهری باید به جای افتراق و جدایی، در پی افزایش تعاملات اجتماعی باشد. اما آنچه امروزه در اغلب فضاهای شهری با آن روبرو هستیم کاهش روابط و مشارکت اجتماعی ساکنان در این فضاهاست این پژوهش ازنظر هدف کاربردی و به لحاظ روش توصیفی- تحلیلی است. در این پژوهش، ارزیابی اثرات اجتماعی، بر مبنای ماتریس فازی، پیشنهاد شده است. در ساختن ماتریس ارزیابی، فعالیت های اصلی طرح در فاز بهره برداری و نیز شاخص های مهم اجتماعی و فرهنگی ، با استفاده از روش دلفی فازی، تعیین شده و اهمیت هر اثر به صورت اعداد فازی مثلثی برآورد می شود. در نهایت با استفاده از نرم افزار ونسیم (VENSIM)روشی عملیاتی برای ارزیابی فرهنگی و اجتماعی مال ها ارائه شده است. نتایج ارزیابی بر اساس الگوی پیشنهادی، نشان می دهد که زیرشاخص"زمینه سازی برای حضور خانوادگی در فضای شهری" با امتیاز 0.754 ، بیشترین اثرپذیری را از فعالیت های مجتمع تجاری و تفریحی مدرن دارد. از بین فعالیت های اثرگذار نیز،" محل احداث مجتمع تجاری" با امتیاز 0.784 بیشترین اثر را بر زیرشاخص های تعاملات اجتماعی داشته است.
تبیین کنشگری فردی و مدنی در حمایت از تنوع زیستی با تأکید بر سازوکارِ گفت وگوی جمعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی کاربردی سال ۳۴ بهار ۱۴۰۲ شماره ۱ (پیاپی ۸۹)
51 - 66
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، کنشگری محیط زیستی در دو سطح فردی و جمعی بررسی شده و برای تبیین آن علاوه بر نظریه های رایج هنجار-فعال سازی (NAT)، رفتار برنامه ریزی شده (TPB)، ارزش-باور-هنجار (VBN)، مؤلفه جدیدی بر مبنای نظریه های اینگلهارت و تورن درباره تأثیر بحث و گفت وگوهای گروهی و گسترش فضاهای مجازی بر شکل گیری کنش های مدنی جدید اضافه شده است. برای آزمون این نظریه ازطریق پیمایش آنلاین عمل شد و تعداد 393 پرسش نامه مربوط به رفتارهای تنوع زیستی در بین دانشجویان گردآوری شد. نتایج پژوهش نشان داد شکل گیری نظام ارزشی و هنجاری تقویت کننده کنش های مدنی تنوع زیستی، منوط به وجود فرصت های گفت وگویی است. هرچه امکان گفت وگو و شبکه سازی مجازی در بین دانشجویان بیشتر باشد، تبدیل و درک موضوع تنوع زیستی به یک مسئله محلی، ملی و جهانی بیشتر بوده است. با افزایش آگاهی و دانش تنوع زیستی و در جایی که نظام ارزشی و هنجاری با درک و ارزیابی ذهنی کنشگران همراه و همسو بوده است، فرصت کنشگری مدنی نیز بیشتر شده است. همچنین، نتایج نشان داد کنشگری مدنی محیط زیستی صرفاً امری ذهنی نیست، بلکه تحقق آن در گروِ فراهم بودن بسترهای نهادی و قانونی برای تشکیل سازمان های داوطلبانه محیط زیستی است.
متفکران و کنشگران عهد مشروطیت در ایران و مسئله حقوق اساسی ملت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
188-147
حوزههای تخصصی:
هدف از این مقاله بررسی مفهوم حقوق و آزادی های اساسی ذیل مفهوم عدالت، نزد متفکران مشروطه است. مقاله بر آن بوده که با روش تحلیل تاریخی، تعریف دقیقی از حقوق اساسی نزد بیش از سی روحانی و روشنفکر دوران مشروطه عرضه دارد و تلاش کند دسته بندی مناسبی از نوع مواجهه هریک از ایشان نسبت به حقوق و آزادی ها ارائه دهد و از دسته بندی های دوگانه تن زند. چارچوب مفهومی و نظری موردبررسی، نحوه شکل گیری سوژه مدرن نزد کانت و رالز؛ و ازطرفی دسته بندی های موجود از حقوق، بوده است. درنهایت طیفی ارائه شد که در دسته اول آن باور به اینکه «آزادی باعث نشر زنادقه و مخالفت با اسلام است»؛ در دسته دوم «باورمندان به حقوق سیاسی یا حقوق شاه و رعیت، یا مردم و مسئولان»؛ در دسته سوم «حقوق اقتصادی و اجتماعی برای قوام بخشیدن به جامعه»؛ در دسته چهارم «باورمندان به حقوق شخصی و سیاسی» و در دسته پنجم «حقوق اساسی و آزادی های عمومی به عنوان حق شهروندی» وجود دارد.
مدل یابی شادابی اجتماعی بر اساس حمایت و سلامت اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی در معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مدل یابی شادابی اجتماعی بر اساس حمایت و سلامت اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی در معلمان انجام شد.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر اجرا پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش 56560 معلمان شهر تهران در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. حجم نمونه طبق فرمول کوکران 384 نفر از معلمان بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. علاوه بر فرم اطلاعات جمعیت شناسی، برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های شادابی اجتماعی (لیندنبرگ،2000)، حمایت اجتماعی (فیشر،1999)، سلامت اجتماعی (کییز،2004) و رضایت از زندگی (داینر،2004) استفاده شد. داده ها با روش های ضرایب همبستگی پیرسون و مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزارهای Spss25 و Smart Pls3 تحلیل شدند.یافته ها: مدل یابی شادابی اجتماعی بر اساس حمایت و سلامت اجتماعی با میانجی گری رضایت از زندگی در معلمان برازش مناسبی داشت. تاثیرحمایت اجتماعی، سلامت اجتماعی و رضایت از زندگی بر شادابی اجتماعی مستقیم و معنادار، ضمناً حمایت و سلامت اجتماعی بر رضایت از زندگی نیز تأثیر مستقیم و معنادار داشتند و با میانجی گری رضایت از زندگی تاثیرغیر مستقیم و معنادار بر شادابی اجتماعی داشتند (05/0>p).بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش برای بهبود شادابی اجتماعی معلمان می توان از طریق ارتقای حمایت اجتماعی، سلامت اجتماعی و رضایت از زندگی آنان اقدام کرد.
مطالعه نیازهای آموزشی مدیران مدارس ابتدایی البرز بر اساس شایستگی های حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
277 - 286
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی نیازهای آموزشی گروه های مختلف همواره به شناخت بهتر وضعیت موجود و داشتن چشم اندازی مناسب به آینده کمک می کند. بنابراین، هدف این پژوهش، مطالعه نیازهای آموزشی مدیران مدارس ابتدایی بر اساس شایستگی های حرفه ای بود.روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه پژوهش مدیران مدارس ابتدایی دولتی استان البرز در سال تحصیلی 97-1396 به تعداد 584 نفر (381 زن و 203 مرد) بودند. نمونه پژوهش 231 مدیر بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه نیازهای آموزشی مدیران مبتنی بر شایستگی های حرفه ای با 89 گویه بود که توسط پژوهشگران مطالعه حاضر طراحی شد. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی اکتشافی و آزمون خی دو در نرم افزار SPSS-19 استفاده شد.یافته ها: یافته ها نشان داد که برای نیازهای آموزشی مدیران مدارس ابتدایی بر اساس شایستگی های حرفه ای 8 عامل تخصص مدیریت، آگاهی از مهارت های معلمی، مهارت های ادراکی- انسانی، مهارت های هنری، مهارت های اخلاقی- اجتماعی، مهارت های فنی، مهارت های انگیزشی و آگاهی از استانداردهای فضای کالبدی مدارس شناسایی و بار عاملی همه گویه ها بالاتر از 40/0 بود. همچنین، بار عاملی همه عامل ها بالاتر از 50/0، میانگین واریانس استخراج شده همه عامل ها بالاتر از 60/0 و پایایی همه عامل ها با روش های آلفای کرونباخ و ترکیبی بالاتر از 80/0 و پایایی کل ابزار با روش آلفای کرونباخ 91/0 برآورد شد. علاوه بر آن، از نظر مدیران مدارس ابتدایی بین مقدار مشاهده شده و مقدار موردانتظار در هر 8 نیاز شناسایی شده (تخصص مدیریت، آگاهی از مهارت های معلمی، مهارت های ادراکی- انسانی، مهارت های هنری، مهارت های اخلاقی- اجتماعی، مهارت های فنی، مهارت های انگیزشی و آگاهی از استانداردهای فضای کالبدی مدارس) تفاوت معناداری وجود داشت (05/0P
طراحی الگو و اعتبارسنجی سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان دوره دوم متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
403 - 412
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به اهمیت سواد اطلاعاتی در عصر حاضر و لزوم گنجاندن آن در برنامه درسی دانش آموزان، پژوهش حاضر با هدف طراحی الگو و اعتبارسنجی سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان دوره دوم متوسطه انجام شد.روش شناسی: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش اجرا آمیخته (کیفی-کمی) بود. جامعه پژوهش در بخش کیفی خبرگان رشته های برنامه درسی و آموزش سواد اطلاعاتی شهر تهران در سال 1402 بودند که تعداد 16 نفر از خبرگان (طبق اصل اشباع نظری) با روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. جامعه پژوهش در بخش کمّی دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر تهران در سال تحصیلی 1402-1401 بودند که 400 نفر از آنها با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان و تکمیل پرسشنامه محقق ساخته توسط دانش آموزان بودند که شاخص های روانسنجی آنها تایید شد. داده ها با روش های کدگذاری و تحلیل عاملی اکتشافی تحلیل شدند.یافته ها: بر اساس یافته های کدگذاری مصاحبه ها برای سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان 40 مولفه در 7 بعد شامل دسترسی و بازیابی اطلاعات، ارزیابی اطلاعات، سازماندهی و ترکیب اطلاعات، ملاحظات اخلاقی اطلاعات، ارتباطات و اشتراک گذاری اطلاعات، عوامل شناختی یادگیری سواد اطلاعاتی و عوامل انگیزشی یادگیری سواد اطلاعاتی شناسایی شد. همچنین، نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که 13 مولفه توانستند 81 درصد و هر 40 مولفه توانستند 100 درصد واریانس سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان را تبیین کنند، بار عاملی هر 40 مولفه بالاتر از 70/0 بود و سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان بر هر 7 بعد و هر بعد بر مولفه های آن اثر مستقیم و معنادار داشت (001/0P). بنابراین، الگوی طراحی شده سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان دارای اعتبار مناسبی بود.نتیجه گیری: بر اساس نتایج این مطالعه جهت بهبود سواد اطلاعاتی در برنامه درسی دانش آموزان می توان زمینه را برای تحقق ابعاد و مولفه های شناسایی شده فراهم کرد.
کودکان کار در تقاطع مهاجرت بی رویه و توسعه صنعتی نامتوازن، یک مردم نگاری انتقادی در شهر صنعتی میبد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۲ شماره ۲
123 - 144
کار کودکان،در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان، پدیده ای فراگیر است. اما دراین میان،بعضی شهرهای کوچک نیز این پدیده را تجربه می کنند.شهر کویری میبد با سابقه تاریخی خاص خود،در دل ایران،شاهد این پدیده است.شهر میبد با جمعیتی صدهزار نفری،تعداد زیادی از مهاجران را در خود جای داده است و در حال تجربه تغییرات اجتماعی،فرهنگی و اقتصادی شتابانی است.رشد مهاجرت و تجربه تغییرات شتابان به واسطه توسعه نامتوازن صنعتی در دهه اخیر رخ داده است. نتیجه این وضعیت گسترش پیامدهای اجتماعی این روند از جمله ظهور کودکان کار در این شهر کوچک است.به همین دلیل در این پژوهش کوشش شده است، کودکان کار در تقاطع صنعتی شدن نامتوازن و ورود گسترده مهاجران مطالعه شوند. این پژوهش با استفاده از روش مردم نگاری انتقادی با رویکرد کارسپیکنی، سعی کرده است با پارادایمی پراگماتیستی، چندگانه گرایی روش شناختی را استفاده کند. دراین میان با استفاده از مشاهدات مشارکتی و غیرمشارکتی، بازسازی اولیه در داده ها صورت گرفت و سپس داده های گفت وگو محور با مصاحبه های عمیق جمع آوری شد مقوله های اصلی استخراج شده از این مصاحبه ها در قالب مقولاتی شامل همبستگی کودکان کار و رشد صنایع، گسترش مشاغل کاذب، پستوهای سازمان یافته، کار عاطفی کودکان، بهره کشی خانوادگی، ابزارانگاری و آسیب پروری، شهر تَرَک خورده و قانون در کُما ارائه گشت.نتایج نشان داد که کودکان کار در تقاطع مهاجرت بی رویه و توسعه صنعتی نامتوازن فعالیت می کنند.در این مسیر می توان آنها را حاشیه ای ترین و آسیب پذیرترین گروه قلمداد کرد که از کیک رشد اقتصادی هیچ نصیبی نمی برند،کودکی نمی کنند و تجربه های زیسته دردناکی دارند.درواقع آنها هستند که پیامدهای صنعتی شدن نامتوازن و خانواده ناتوان شان را با شانه های کوچک خود بر دوش می کشند.
حوزویان، پزشکی مدرن و بیماری های همه گیر سنخ شناسی مقدماتی الگو های مواجهه حوزویان با بیماری های همه گیر در دوره قاجار و پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)
پس از انقلاب میکروب شناختی در پزشکی و تغییر در مواجهه با بیماری های همه گیر، چالش هایی میان دستورات پزشکی جدید و احکام دینی به وجود آمد. چالش ها، طیف مختلفی از واکنش ها را به همراه داشتند: از تقابل کامل تا تبعیت و از تلفیق پذیرش- سرکشی تا حمایت و هم افزایی. بررسی الگوهای تعاملی و تقابلی این دو نهاد، اهمیت جامعه شناختی فراوان دارد.
پژوهش حاضر تلاش می کند تا با رویکردی کیفی و با استفاده از روش مطالعه اسنادی و سنخ شناسی وبری، یکی از مهم ترین لحظات رویارویی حوزویان با پزشکی مدرن، یعنی دوره قاجار و پهلوی اول را بررسی کند. این پژوهش تلاش می کند تا پاسخی برای پرسش های ذیل بیابد: انواع سنخ های مواجهه حوزویان با شیوع بیماری های واگیردار کدامند؟ معنای ذهنی روحانیت به مثابیه یک گروه اجتماعی درباره مداخله در امر بهداشت عمومی چه بوده است؟ هرکدام از اشکال پذیرش یا ستیز با پزشکی مدرن، در چه شبکه ای از ارزش ها جای گرفته است؟
بر اساس یافته های پژوهش، واکنش های حوزویان به بیماری های همه گیر، ذیل شش سنخ توصیفی قابل توضیح است. این موارد نسبت به سه متغیر «امر اجتماعی»، «پزشکی مدرن» و «جایگاه ماوراءالطبیعه در تفسیر» برساخت شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سنخ غالب مواجهه با پزشکی مدرن، «طب جدیدپذیر» بوده و هرچه پیش تر می آییم، درک بیماری به مثابه امری فردی، به سوی درک اجتماعی از بیماری حرکت می کند. به تناسب آن نیز حوزویان در رساله های علمیه میانجی های اجتماعی را در نظر می گیرند. جایگاه ماوراءالطبیعه نیز به طور بنیادین متزلزل نشده، بلکه تنها از علت نزدیک به علت دور تبدیل شده است.
اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی، تاب آوری و تنظیم هیجان در دانش آموزان دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
413 - 423
حوزههای تخصصی:
هدف: اختلال اضطراب فراگیر یکی از شایع ترین اختلال های روان پزشکی است که به صورت اضطراب افراطی و نگرانی ذهنی غیرقابل کنترل درباره مسائل مختلف تعریف می شود. در نتیجه، هدف این مطالعه تعیین اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر تحمل پریشانی، تاب آوری و تنظیم هیجان در دانش آموزان دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر بود.روش: این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری دو ماهه همراه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش دانش آموزان دختر متوسطه دوم دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر منطقه یک شهر تهران بودند که تعداد 30 نفر از آنها پس از بررسی ملاک های ورود به مطالعه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه برابر (هر گروه 15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش 8 جلسه 90 دقیقه ای با روش آموزش ذهن آگاهی کابات- زین (2003) آموزش دیدند و در این مدت گروه کنترل آموزشی ندید. داده ها با مقیاس کوتاه اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006)، مقیاس تحمل پریشانی (سیمونز و گاهر، 2005)، مقیاس تاب آوری (کونور و دیویدسون، 2003) و پرسشنامه تنظیم هیجان (گروس و جان، 2003) گردآوری و با روش های تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون تعقیبی ال اس دی در نرم افزار SPSS نسخه 22 تحلیل شدند.یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که آموزش ذهن آگاهی باعث افزایش معنادار تحمل پریشانی، تاب آوری و ارزیابی مجدد هیجانی و کاهش معنادار سرکوبی هیجانی در دانش آموزان دارای نشانه های اختلال اضطراب فراگیر شد و نتایج در مرحله پیگیری نیز باقی ماند (0.001P<).نتیجه گیری: طبق نتایج این مطالعه، متخصصان و درمانگران حوزه سلامت می توانند از روش آموزش ذهن آگاهی در کنار سایر روش ها جهت بهبود ویژگی های مرتبط با سلامت از جمله تحمل پریشانی، تاب آوری و تنظیم هیجان استفاده کنند..
بررسی رابطه بین مدیریت استعداد و جامعه پذیری سازمانی با سرمایه های روانشناختی (مطالعه موردی: معلمان دوره ابتدایی شهرستان سقز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
181 - 190
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه بین مدیریت استعداد و جامعه پذیری سازمانی با سرمایه های روانشناختی انجام شد.روش شناسی: روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره ابتدایی شهرستان سقز در سال تحصیلی 1400-1399 بودند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی 278 نفر از معلمان به طور تصادفی جهت مطالعه انتخاب شدند. برای گردآوری داده های پژوهش از سه پرسشنامه استاندارد مدیریت استعداد(Cunningham, 2007)، جامعه پذیری سازمانی(Taormina, 1997) و سرمایه های روانشناختی(2007،Luthans, Youssef , Avolio) استفاده گردید.داده های تحقیق پس از جمع آوری با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و مدل معادلات ساختاری در نرم افزارهای آماری Lisrel وSPSS تحلیل شدند.یافته ها: نتایج نشان داد که رابطه مدیریت استعداد با سرمایه های روانشناختی (28/0) با آماره تی 29/4 مثبت و معنادار می باشد(01/0P<)همچنین رابطه جامعه پذیری سازمانی با سرمایه های روانشناختی (64/0) با آماره تی 36/7 مثبت و معنادار بود(01/0P<).بحث و نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضراز عوامل اثر گذار بر سرمایه های روانشناختی می تواند مدیریت استعداد و جامعه پذیری سازمانی باشد.
غریبه هایی پیش چشمان آشنایان (مطالعه جامعه شناختی کودکان کار)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۹
161 - 192
حوزههای تخصصی:
در ایران، هفتاد هزار نفر کودک کار و در شهر تهران، دوازده هزار نفر مشغول به کارند و انواع تبعیض ها را تجربه می کنند. هدف از نگارش این مقاله، بررسی وضعیت کودکان کار و چرایی شکل گیری پدیده کودک کار است. بنابراین مبتنی بر طرح تحقیق تلفیقی و در قالب دو بخش مطالعاتی کمّی و کیفی، ابتدا مبتنی بر روش پیمایش، 128 پرسشنامه 115 سؤالی تهیه شد که کودکان کاری که با نمونه گیری غیر تصادفی و هدفمند انتخاب شدند، آن را تکمیل کردند. سپس در بخش دوم با انجام هفت مصاحبه عمیق و نیمه ساختمند با فعالان و نخبگان اجتماعی و تحلیل تماتیک مصاحبه های آنها، تلاش شد تا یافته ها تفسیر شود. یافته ها نشان می دهد که بیشترین کودکان کار، پسر هستند و در سنین 10-14 سال قرار دارند. اکثر آنها بی سوادند یا برای کمک به خانواده، به اجبار خانواده و نیاز مالی، ترک تحصیل کرده، کار می کنند. هرچند والدین اکثر آنها در قید حیات هستند، آنها بین ده تا پانزده ساعت در روز کار می کنند و بیشتر به دست فروشی مشغولند. یافته های بخش دوم تحقیق، بیانگر استخراج سه مقوله اصلی، هشت مقوله فرعی، ده مفهوم و 67 کد بود. مهم ترین یافته های کیفی در این مقاله نشان می دهد که پدیده کودک کار به مثابه پدیده پنهان و مغفول است که داده ها و اطلاعات معتبری درباره آن وجود ندارد و در فرهنگ جامعه تبعیضی چندلایه و متکثر، نهادینه شده و در قالب باورهای فرهنگی بازتولید می شود.
مقایسه اثربخشی آموزش گروهی کاوشگری و مفهوم آموزی در درس علوم بر خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی آموزش و پرورش دوره ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۲ شماره ۱
125 - 136
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی آموزش گروهی کاوشگری و مفهوم آموزی در درس علوم بر خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان پسر بود.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه اجرا نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری(یک ماهه) با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش دانش آموزان پسر پایه پنجم ابتدایی شهرستان کیار (شهر کرد) در سال تحصیلی 400- 1399 بودند. نمونه پژوهش شامل 75 نفر از دانش آموزان پسر در دو گروه آزمایش گروهی کاوشگری، مفهوم آموزی و یک گروه کنترل (هر گروه 25 نفر) بودند که به شیوه نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای از 3 مدرسه و 3 کلاس انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه خودکارآمدی جنکینز و مورگان (1999) و مداخله نیز روش آموزش گروهی کاوشگری و آموزش گروهی مفهوم آموزی به مدت 10 جلسه (هر جلسه 45 دقیقه) که برای هر دو گروه آزمایش اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بنفرونی در نرم افزار Spss24 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که هم آموزش گروهی کاوشگری و هم مفهوم آموزی در مقایسه با گروه کنترل موجب افزایش نمرات خودکارآمدی تحصیلی شدند(05/0>P). ولی بین میانگین نمرات آموزش گروهی کاوشگری و مفهوم آموزی تفاوت معناداری وجود نداشت. به عبارتی دیگر، هر دو روش آموزش گروهی کاوشگری و آموزش گروهی مفهوم آموزی به یک اندازه موجب افزایش نمرات خودکارآمدی تحصیلی شدند بحث و نتیجه گیری: بر اساس یافته ها می توان نتیجه گرفت آموزش گروهی کاوشگری و مفهوم آموزی باعث افزایش خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان در درس علوم می شود. بنابراین برنامه ریزان درسی می توانند این روش ها را بیشتر مورد توجه قرار دهند و همچنین معلمان دوره ابتدایی می توانند در آموزش درس علوم از این روش های آموزشی جهت خودکارآمدی تحصیلی آنان استفاده نمایند.
مقایسه سبک زندگی اسلامی در افراد با و بدون اختلال ملال جنسیتی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۹ پاییز و زمستان ۱۴۰۲شماره ۱۷
89 - 102
حوزههای تخصصی:
عوامل متعددی از جمله سبک زندگی می تواند در بروز اختلال ملال جنسیتی مؤثر باشد. پژوهش حاضر درصدد مقایسه سبک زندگی اسلامی در افراد با و بدون اختلال ملال جنسیتی است. این تحقیق به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش گردآوری داده ها، از نوع پژوهش های توصیفی- پیمایشی و به روش علی- مقایسه ای است. جامعه آماری این پژوهش تمامی افراد ساکن شهر شیراز هستند که از بین آنها 50 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس (25 نفر مبتلا به اختلال ملال جنسیتی و 25 نفر عادی) انتخاب شدند و به پرسشنامه سبک زندگی اسلامی کاویانی پاسخ دادند. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی (آزمون تی مستقل) با استفاده از نرم افزار spss26 انجام شد. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که میانگین سبک زندگی اسلامی در افراد دارای اختلال ملال جنسیتی پایین تر از افراد عادی است. تفاوت نمره کل سبک زندگی و همچنین همه مولفه های آن به جز مولفه اخلاقی در افراد دارای اختلال ملال جنسیتی و افراد عادی از لحاظ آماری معنادار می باشد. بنابراین سبک زندگی اسلامی به عنوان یکی از عوامل اختلال ملال جنسیتی می تواند مورد توجه قرار بگیرد.