ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۲۱ تا ۲٬۴۴۰ مورد از کل ۵۵۹٬۵۸۷ مورد.
۲۴۲۱.

چالش های آموزش عشایری خوزستان: شناسایی، دسته بندی و تدوین الگویی برای مدیریت آن ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۱۰۰
آموزش وپرورش جامعه عشایری، به منزله یکی از سه جامعه ساکن در کشور، امری ضروری است. آموزش ابتدایی عشایر استان خوزستان به منزله یکی از استان های محل سکونت عشایر، با چالش هایی رو به روست که باعث ایجاد اختلال در فرایند آموزش می شوند. هدف اصلی این پژوهش، شناسایی و دسته بندی چالش های آموزش ابتدایی عشایر خوزستان و ارائه الگویی برای مدیریت آن ها بود. این مطالعه یک طرح پژوهش آمیخته اکتشافی متوالی است. در بخش کیفی از تحلیل محتوای کیفی و در بخش کمی از روش توصیفی پیمایشی استفاده شده است. برای نمونه گیری، نخست جامعه پژوهش به دو گروه کادر اداری و اجرایی تقسیم شدند و با شانزده نفر از خبرگان این حوزه، مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته انجام شد. از آنجا که روش نمونه گیری هدفمند طبقه ای بود، شانزده نفر مشارکت کننده به صورت تناظر یک به یک، هشت نفر از دسته ستادی و هشت نفر از دسته اجرایی انتخاب شدند. خروجی مصاحبه ها مجموعه از مشکلات آموزش عشایری استان خوزستان بود که بر اساس الگوی پید، به سه گروه پازل ها، مسائل و آشفتگی ها دسته بندی شدند. سپس در مرحله کمی، بر اساس یافته های بخش کیفی، پرسش نامه محقق ساخته ای تدوین شد و در یک پیمایش توصیفی، برای 313 نفر از اعضای نمونه، که به صورت تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده بودند، ارسال شد. داده های این بخش برای برازش الگو با استفاده از نسخه 3 نرم افزار اسمارت پی ال اس بررسی شد. بر اساس تحلیل ها، تعداد 44 چالش شناسایی شده همه در یک سطح نیستند؛ برخی به آسانی قابل حل بوده و برای حل تعدادی از چالش ها نیاز به تصمیم گیری های سطح بالا و در خارج از نظام آموزشی نیاز است. در نهایت 20 راهکار جهت مدیریت این چالش ها شناسایی و تحلیل شد. 
۲۴۲۲.

روایت پردازی بازاریابی و روان شناسی فرهنگی زنان در بازارهای در حال گذار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۹۴
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش روایت پردازی بازاریابی در پیوند با روان شناسی فرهنگی زنان در بازارهای در حال گذار در توانمندسازی زنان و بازتعریف هویت آنان در بستر تغییرات اجتماعی و اقتصادی بود. جامعه پژوهش تمامی متون، مقالات علمی، کتاب ها و پژوهش های پیشین مرتبط با حوزه های بازاریابی روایی، روان شناسی فرهنگی، مطالعات زنان و بازارهای در حال گذار بود. نمونه پژوهش از منابع مکتوب و دیجیتالی که مستقیماً به موضوع روایت پردازی در زمینه بازاریابی و نقش آن در بازنمایی هویت و توانمندسازی زنان مرتبط بود، انتخاب شد.روش پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی بود. جهت گردآوری داده ها از مطالعه و تحلیل نظام مند منابع علمی، شامل مقالات، کتاب ها و پایگاه های معتبر استفاده شد. یافته ها نشان می دهد که بازاریابی روایی از طریق سه مکانیسم اصلی انتقال، همذات پنداری و اصالت ، توانایی خلق پیوندهای عاطفی عمیق میان برند و مصرف کننده را دارد. هم چنین در بافت بازارهای در حال گذار، این فرایند با چالش های فرهنگی، اقتصادی و جنسیتی درهم تنیده است؛ و می تواند به بازنمایی نقش های تازه ای از زنان به عنوان کنشگران فعال فرهنگی و اقتصادی منجر شود. از منظر روان شناسی فرهنگی، روایت های معتبر و متناسب با بافت فرهنگی می توانند خودکارآمدی، اعتمادبه نفس و جاه طلبی کارآفرینانه زنان را تقویت کرده و مسیر توانمندسازی فردی و اجتماعی آنان را هموار سازند. هم چنین، یافته ها بیانگر آن است که فضای دیجیتال و رسانه های اجتماعی، بستر مؤثری برای مشارکت مستقیم زنان در خلق روایت ها و برندسازی شخصی فراهم می آورند. در نهایت، می توان گزارش که موفقیت بازاریابی روایی در جوامع در حال گذار وابسته به اصالت فرهنگی، حساسیت جنسیتی و مشارکت فعال زنان در تولید روایت ها است.
۲۴۲۳.

نمودهای ادب غنایی در رمان «دختر رعیت» با رویکرد نظریه گریماس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
ادبیات داستانی معاصر ایران، آمیزه ای از مسائل اجتماعی و غنایی است. همراهی این دو ویژگی در برخی آثار شاخص داستانی بر جذابیت و ابعاد فنی و هنری آن ها افزوده و توجه مخاطبان را برانگیخته است. رمان «دختر رعیت» از محمود اعتمادزاده (م.ا. به آذین) با وجود پرداختن به زندگی عاطفی شخصیت محوری خود، صغری، و روابط پیچیده او با اربابان و عوامل اجتماعی، از عناصر ادب غنایی فراوان بهره می برد. این مقاله با استفاده از نظریه گریماس به تحلیل ساختار روایی و تقابل های معنایی در داستان می پردازد و نشان می دهد که چگونه احساسات، عواطف و رنج های فردی در قالب روایتی غنایی بازتاب یافته اند. بررسی عناصری مانند عشق، رنج، تسلیم و تلاش در زندگی صغری، در کنار تقابل های دوگانه گریماس، درک عمیق تری از عناصر ادب غنایی در این داستان ارائه می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تقابل های دوگانه داستان، در بستر غنایی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود به تحلیل و روایت زندگی افراد و چالش های اجتماعی می پردازند و با وجود تفاوت های ساختاری و روایی، در یک نقطه مشترک هستند، پردازش عمیق مسائل اجتماعی و فرهنگی و ارائه تصویری واقعی از زندگی مردم در شرایط سخت در جامعه ای که بر آن گفتمان سلطه فرادستان و حاکمان جریان دارد. از سوی دیگر، این داستان ها به نوعی نمایانگر تلاش های انسان ها برای تحمل و تغییر در برابر نابرابری ها و مشکلات اجتماعی هستند و از طریق روایت های خود، به خواننده پیامی از امید و ضرورت تغییر را منتقل می کنند.
۲۴۲۴.

نقش شیوه فعالیت مدیریت سود به عنوان معیاری برای خوش بینی به بازده های آتی در یک مدل تصمیم گیری منطقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۵۷
هدف: اطلاعات حسابداری در سودمندی تصمیم به عنوان مفهومی از تئوری بازی مورد آزمایش قرار گرفته است که تأکید می کند تلاش برای حداکثر کردن بازده، امکان اجرای مدیریت سود مثبت را تقویت می کند. در حسابداری مثبت، موضوع مورد توجه نه ذاتاً شیوه گزارش سود و کیفیت آن، بلکه نحوه دستکاری آن و جنبه علامت دهی آن به سرمایه گذاران، همره با سیاست های مالیاتی و شیوه تقسیم سود و رشد فروش شرکت برای آگاهی بخشی به سهامداران از عملکرد آتی شرکت است. هدف این پژوهش بررسی نقش شیوه فعالیت مدیریت سود به عنوان معیاری برای خوش بینی به بازده های آتی در یک مدل تصمیم گیری منطقی است. به عبارتی کیفیت سود ناشی از حسابداری عاقلانه را به عنوان معیاری برای سنجش کیفیت خوش بینی و اعتماد به بازده های آتی مورد بررسی قرار داده است. روش: اطلاعات این پژوهش برگرفته از صورت های مالی 164 شرکت در بازه زمانی 1393-1402 است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، و از نظر ماهیت و محتوا از نوع همبستگی است. برای آزمون وجود رابطه بین متغیرها و معنادار بودن مدل برآورده شده از روش رگرسیون چندگانه مبتنی بر تحلیل پانل دیتا استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد کیفیت سود منتج از دستکاری، بر ادراک سرمایه گذاران تأثیر مثبتی دارد و در پیش بینی اطمینان به بازده آتی مؤثر است. همچنین مدیریت صحیح مالیاتی زمانی که انطباق با استانداردهای حسابداری در سطح بالایی است، بازده آتی را افزایش می دهد. به علاوه سود تقسیمی و رشد فروش به عنوان شاخص های همسانی بالای رشد کسب وکار به عنوان متغیرهای تعدیل کننده، تأثیر مثبت کیفیت فعالیت مدیریت سود و مدیریت مالیات بر بازده آتی را تقویت می کنند. نتیجه گیری: در حسابداری اثباتی، آنچه مهم است، روش گزارش سود هر سهم نیست، بلکه نحوه دستکاری آن و جنبه علامت دهی به سرمایه گذاران، همراه با سیاست های مالیاتی، روش های تقسیم سود و رشد فروش شرکت برای آگاه کردن سهامداران از عملکرد آینده شرکت است. در این حالت، تصویر جامعی از روابط متقابل بین سرمایه گذاران و مدیریت در نظریه بازی ها ارائه می شود که در آن احتمال تصمیم هر یک از طرفین در یک ارتباط دوطرفه در مورد باورهای مثبت در آینده تخمین زده می شود.
۲۴۲۵.

پیش بینی بهزیستی روان شناختی براساس مولفه های سرمایه روان شناختی ( خودکارآمدی،خوش بینی،تاب آوری و امیدواری) در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۶
این پژوهش با هدف بررسی پیش بینی بهزیستی روان شناختی بر اساس مؤلفه های سرمایه روان شناختی (خودکارآمدی، خوش بینی، تاب آوری و امیدواری) در بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) انجام شده است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری در این پژوهش کلیه افراد مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس (ام اس) عضو انجمن بیماران مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس شهر یزد در سال 1401 می باشد. انتخاب افراد نمونه به صورت روش نمونه گیری در دسترس بود و 200 نفر به عنوان افراد نمونه انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (1980) و پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتاز (2007) بود. داده ها با استفاده از روش آماری رگرسیون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که تمامی مؤلفه های خودکارآمدی، تاب آوری، امیدواری، خوش بینی و سرمایه روان شناختی به عنوان پیش بینی کننده های معنادار تغییرات بهزیستی روان شناختی در بیماران ام اس محسوب می شوند (p>0.05). نتایج این پژوهش نشان می دهد که سرمایه روان شناختی می تواند نقشی حیاتی در تقویت بهزیستی روان شناختی بیماران مبتلا به ام اس ایفا کند و بر اهمیت تقویت این مؤلفه ها در مداخلات درمانی تأکید دارد. همچنین، این نتایج می تواند به عنوان مبنایی برای طراحی مداخلات روان شناختی با هدف بهبود بهزیستی روان شناختی در این گروه از بیماران مورد استفاده قرار گیرد. از این رو، به کارگیری مداخلاتی که به تقویت سرمایه روان شناختی می پردازند، می تواند بهبود قابل توجهی در کیفیت زندگی بیماران ام اس ایجاد کند و به کاهش استرس ها و فشارهای روانی ناشی از این بیماری کمک نماید.
۲۴۲۶.

تبیین و پیش بینی افسردگی بر اساس سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج در رابطه زوجین شهر تهران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۹۶
هدف: پژوهش حاضر با هدف، تبیین و پیش بینی افسردگی بر اساس سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج در رابطه زوجین شهر تهران انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی-پیمایشی و از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل تمامی افراد متأهل مراجعه کننده به مراکز خدمات مشاوره و روانشناسی منطقه 1 شهر تهران در بهار سال 1403 بود، که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی، تعداد 160 نفر از آنان به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های پژوهش با استفاده از پرسشنامه های افسردگی بک (1978)، مقیاس دلبستگی بزرگسال کولینز و رید (1990) و مقیاس انتظار از ازدواج نلسون و جونز (1996) جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش توصیفی و استنباطی با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندگانه توسط نرم افزار SPSS ویرایش 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که بین سبک دلبستگی اجتنابی و سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی با افسردگی رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین، بین انتظارات واقع بینانه از ازدواج با افسردگی رابطه منفی معنادار وجود دارد. نتیجه گیری: بنابراین می توان نتیجه گرفت که سبک دلبستگی اجتنابی، سبک دلبستگی دوسوگرا/اضطرابی و انتظارات واقع بینانه از ازدواج، افسردگی را در رابطه زوجین پیش بینی می کنند.
۲۴۲۷.

بررسی تطبیقی قلمرو طنز کودک در داستان های «حذاءالطنبوری و العرندس» از کامل الکیلانی و «دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه» از فرهاد حسن زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۹
طنز در داستان های کودکانه، متناسب با دنیای آن ها است به گونه ای که کودک با مطالعه و شنیدن داستان، خود را در فضایی جذاب تصور می کند نویسنده ها هم سعی می کنند کودکان را از طریق فضای مفرح، با شیوه ای ادبی خاص، تربیت و آموزش دهند و آن ها را به اندیشیدن وادار نمایند و روحیه کنجکاوی و پرسش گری را در آن ها تقویت کنند. اگر لایه های سطحی و زیرین طنز کودک در داستان ها در یک فضای واقعی و متناسب با زندگی و نیازها بین دو زبان، مقایسه شود قرابت فرهنگ ها را مشخص می کند و باعث غنی شدن طنز در یک مرز و بوم می شود.از این رو با توجه به این مهم، در این جستار سعی شده است با بهره گیری از تحلیل محتوا، قلمرو های طنز کودک حذاءالطنبوری و العرندس از کامل الکیلانی، نویسنده مصری، و دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه از فرهاد حسن زاده نویسنده ایرانی، با روش تطبیقی مکتب آمریکایی، بررسی شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قلمرو طنز این داستان ها: سرگرم کنندگی، تعلیمی – آموزشی و تفکر ساده انتقادی با زبانی ساده است در این میان ،داستان های کامل الکیلانی برای کودکان در سنین بالاتر مناسب تر دیده می شود و در مقابل داستان های حسن زاده به گونه ای خلق شده است که برای کودکان در سنین پایین تر، بسیار جذاب و دلنشین است.
۲۴۲۸.

بررسی مضامین مقاومت در رمان «قناع بلون السماء» بر اساس نظریه پسااستعماری «ادوارد سعید»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
رمان «قناع بلون السماء» نگاشته نویسنده فلسطینی «باسم خندقجی» (1983) نمونه ای برجسته از ادبیات مقاومت سرزمین فلسطین، به موضوعاتی همچون استعمار، هویت و مبارزه با اشغالگری می پردازد. پژوهش حاضر به روش تصیفی- تحلیلی مضامین پایداری این رمان را بر اساس نظریه اندیشمند و نظریه پرداز فلسطینی «ادوارد سعید» (1935- 2003 ) به ویژه مفاهیم گفتمان قدرت، شرق شناسی و مقاومت فرهنگی، واکاوی کند، نتایج پژوهش نشان می دهد نویسنده با بهره گیری از تکنیک های روایی نوین همچون شخصیت پردازی، گفت وگوهای درونی، ساختارهای چندلایه داستانی و پایانی باز، توانسته مفاهیمی همچون مقاومت در برابر استعمار، امیدبخشی به جامعه و بازپس گیری هویت تحریف شده را در قالبی هنری و تأثیرگزار ارائه دهد. خندقجی با به کارگیری تکنیک های ادبی و استفاده از نمادها و استعاره های عمیق، به شکلی هنرمندانه روایتی خلق می کند که فراتر از یک اثر ادبی معمولی، به عنوان یک بیانیه فرهنگی و سیاسی در برابر گفتمان استعماری عمل می کند. این رمان نه تنها بازتاب دهنده تاریخ پرفراز و نشیب فلسطین بوده، بلکه پاسخی کوبنده و دقیق به تلاش های اشغالگران برای تحریف تاریخ و هویت این ملت است.
۲۴۲۹.

ارائه راهبردهای توسعه محیط های انسان محور در جهت تحقق شهر شاد در تبریز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۶۸
شهر شاد به عنوان یکی از شاخص های کلیدی در سنجش کیفیت زندگی شهری، بر ایجاد فضاهای انسان محور، تعامل پذیر و سرزندگی آور تأکید دارد. در این میان، شهر تبریز با چالش هایی مانند کاهش نشاط اجتماعی، ضعف در طراحی فضاهای عمومی و کم رنگ بودن مشارکت شهروندان مواجه است. این پژوهش باهدف ارائه راهبردهای توسعه محیط های انسان محور در جهت تحقق شهر شاد در تبریز است که ازنظر هدف، کاربردی و ازلحاظ ماهیت، توصیفی– تحلیلی است. در این پژوهش، داده ها با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۲۵ نفر از صاحب نظران حوزه های شهرسازی، روان شناسی محیطی و مدیریت شهری گردآوری شد. فرایند مصاحبه تا دستیابی به اشباع نظری در چهار مرحله ادامه یافت. برای تحلیل روابط علّی و تأثیرگذاری متقابل متغیرها نیز از نرم افزار میک مک و روش تحلیل ساختاری متقاطع بهره گرفته شد.یافته های پژوهش نشان داد که مؤلفه اجتماعی– روانی با عدد 290 بیشترین سهم را در اثرگذاری و اثرپذیری نسبت به سایر عوامل دارد. این موضوع بیانگر نقش بنیادین کیفیت روابط اجتماعی، سلامت ذهنی و رضایت از زندگی شهری در تحقق شادی شهروندان است. در مقابل، مؤلفه مشارکتی–حکمرانی با عدد 69 کمترین میزان تأثیرگذاری را داشته که ناشی از ضعف ارتباط میان مدیریت شهری و ساکنان ارزیابی می شود. نتایج نشان دادند که توسعه شهر شاد صرفاً در گرو طراحی کالبدی نیست، بلکه نتیجه تعامل متوازن میان فضا، روابط انسانی و حکمرانی مشارکتی است. یافته های این پژوهش می تواند به عنوان مبنایی برای تصمیم گیری و سیاست گذاری در حوزه تحقق کیفیت زندگی و شادی شهری در تبریز مورداستفاده مدیران شهری و برنامه ریزان قرار گیرد.
۲۴۳۰.

Leveraging Sustainable Tourism to Project Soft Power: Evidence from the United Arab Emirates(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۱
In an era when global influence is increasingly shaped by cultural appeal and sustainable development, the intersection of sustainable tourism and soft power has emerged as a pivotal domain of scholarly inquiry. This convergence reflects the dual imperative facing nations today: cultivating positive international perceptions while addressing urgent environmental challenges. Countries that effectively integrate sustainability into their tourism strategies gain a distinct competitive advantage in diplomacy, economic growth, and cross-cultural engagement. This study explores the role of sustainable tourism in strengthening the United Arab Emirates’ (UAE) soft power, analyzing both its domestic initiatives and international branding efforts. Using a descriptive–analytical approach, the research draws on extensive library and online sources to assess the UAE’s policies, programs, and achievements in sustainable tourism. Findings indicate that the UAE’s strategic focus on sustainability has significantly enhanced its standing at both national and global levels. Domestically, government-led initiatives—such as the UAE Green Agenda 2030 and Dubai Sustainable Tourism —have produced tangible progress in environmental protection and economic diversification. Internationally, the UAE’s branding as a hub for sustainable tourism, together with foreign investment in green infrastructure and eco-friendly mega projects, has strengthened its global reputation. These efforts have not only attracted environmentally conscious travelers but also expanded the UAE’s cultural influence and diplomatic reach. Ultimately, the study demonstrates that sustainable tourism serves as a powerful instrument of the UAE’s soft power, simultaneously advancing its economic aspirations, environmental commitments, and positive global image. The UAE’s experience offers valuable insights for other nations seeking to leverage sustainable tourism as a strategic tool for soft power projection.
۲۴۳۱.

تبیین شاخصه های انعطاف پذیری مادی ها بر نظام پیکره بندی مسکن در شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۷۱
شاکله شکل گیری و توسعه هسته تاریخی شهر اصفهان مبتنی بر نظام مادی ها است. مادی ها در مقیاس کلان بر پیکره بندی و انتظام فضاهای شهری و در مقیاس خرد، بر استقرار واحدهای مسکونی اثر مستقیم داشته اند. این عنصر طی تغییراتی که عمدتاً پس از دهه ۴۰ ه.ش به وقوع پیوسته، به تدریج تبدیل به مانع توسعه فضاهای شهری_محلی گردیده است. هدف پژوهش حاضر تبیین شاخصه انعطاف پذیری مادی و اثرگذاری آن بر پیکره بندی مسکن است تا از این طریق، هم پیوندی مسکن با این عنصر حیاتی محقق گردد. پژوهش تلفیقی از روش کمی و کیفی است و در حوزه روش شناسی مبتنی بر مشاهده و تحلیل است. داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی به دست آمده و نتایج مبتنی بر دو روش استنباطی و تحلیل محتوا استخراج شده است. اطلاعات پایه از طریق عکس های هوایی دهه 40 ه.ش استخراج و به کمک نرم افزار Autocad، GIS و Depthmap تحلیل شده است. یافته ها بیانگر شکل گیری نظام پیکره بندی مسکن بر پایه چهار شاخص الگوی ساخت، مساحت، نسبت فضای پر به فضای خالی و یکپارچگی و انسجام فضایی است. سازگارترین الگوی ساخت مسکن، الگوی یک جبهه ساخت و تمام ساخت و پس ازآن الگوهای U شکل و L شکل است. در رابطه با شاخص مساحت، عرصه های مسکونی با مساحت ۲00-500 مترمربع و پس ازآن ۵۰۰-۱۰۰۰ مترمربع و در شاخص نسبت پر به فضای خالی، عرصه هایی با مقادیر (7/0-96/0) دارای بیشترین میزان انعطاف پذیری هستند. در رابطه با شاخص یکپارچگی و انسجام فضایی نیز حداکثر میزان شاخص به محور مادی ها، گذرهای متصل به مادی و خیابان های اصلی حاشیه محله را شامل می شود. نتیجه نشان می دهد که معماری مادی مهم ترین الگوی طبیعی است که در شکل گیری واحدهای مسکونی و ایجاد هم پیوندی در همه نقاط محله اثرگذار است. به منظور تقویت این الگو، طراحی مسکن مبتنی بر چهار شاخصه برشمرده شده نقش آفرین است. در مقابل عدم توجه به این شاخصه ها، تأثیرات منفی فراوانی را بر پیکره بندی مسکن و نظام محله ها به همراه خواهد داشت.
۲۴۳۲.

تدوین مدل تأثیرات توسعه خانه های دوم گردشگری در محدوده های روستایی بر ابعاد مفهوم دلبستگی به مکان (موردکاوی روستاهای هروی و بیرق از توابع شهرستان تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۸۶
| طی دهه های اخیر سکونتگاه های روستایی ایران، از نظر شیوه زندگی، دستخوش تغییرات گسترده ای بوده اند و به دنبال آن ساختار کالبدی و معانی و مفاهیم وابسته به خانه های روستایی نیز تحولات گسترده ای داشته است. توسعه خانه های دوم گردشگری در محدوده های روستایی، اهمیت و جایگاه ویژه ای در این تحولات ساختاری، اجتماعی و فرهنگی روستاها یافته اند. هدف پژوهش حاضر واکاوی تأثیرات این پدیده بر مؤلفه های دلبستگی به روستا و خانه های روستایی به عنوان یکی از شاخصه های مهم معنایی و فرهنگی سکونت است. این پژوهش تحولات ایجاد شده بر این مفهوم را از دیدگاه ساکنان دائمی روستایی در روستاهای هروی و بیرق از توابع شهرستان تبریز، مورد سنجش قرار می دهد. بدین منظور، رویکرد آمیخته متوالی، شامل یک بررسی اکتشافی کیفی با هدف کشف و پالایش سازه های مفهوم کلان دلبستگی به مکان از ادبیات موضوع و مرحله پیمایشی کمی، انجام گرفت. داده های میدانی از 562 پرسشنامه، در قالب طیف لیکرتِ پنج درجه ای، گردآوری شد. جهت آزمون مدل مفهومی، از روش مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر واریانس استفاده شد. نتایج نشان داد که هر چهار بُعد دلبستگی عاطفی، وابستگی به مکان، هویت مکانی و پیوند اجتماعی، در نتیجه تأثیرات پدیده خانه های دوم گردشگری در بستر روستاهای مورد مطالعه، به طور معناداری بر سازه کلان دلبستگی به مکان، اثرگذار هستند. در مجموع، در بستر مورد مطالعه، جامعه محلی با تکیه بر ظرفیت های اجتماعی-عاطفی خود، تغییرات ناشی از گسترش خانه های دوم را به صورت پدیده ای دوسویه تجربه می کند؛ پدیده ای که می تواند توأمان چالش ها و فرصت هایی را در پایداری اجتماعی و فرهنگی روستاها فراهم سازد..
۲۴۳۳.

پژوهشی بر کاشی های شش ضلعی ساخت هنرمندان مکتب تبریز از دوره ایلخانی تا اواخر صفوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۰
کاشی به شکل شش ضلعی در دوره ایلخانی به یکی از مطلوب ترین اشکال تزیینی تبدیل شد و در اکثر بناهای آن زمان؛ نمونههای به کار رفت. این کاشی ها با نقش های هندسی، حیوانی و گیاهی ملهم از آثار آسیای میانه و یوان چین قابل مقایسه هستند و تصور می رود با ورود هنرمندان و صنعتگران کشمیر، ختای و اویغور در ارتباط باشند. این هنرمندان به فرمان آباقاخان برای تزیین در بناهای مذهبی بودایی فراخوانده شدند، اما تغییر و تحول بزرگ در فنون و نقوش هنری پدید آمده در کاخ تخت سلیمان از بناهای برجای مانده از این دوره؛ نشانگر آن است که این هنرمندان و صنعتگران با هنرمندان و صنعتگران بومی در همکاری گسترده بوده اند. نقوش ترکی و چینی در کاشی ها در آثار نقاشان و کاشی کاران تبریزی به مدت زیادی به کاررفته و به عنوان وجه ممیزه مکتب تبریز هم محسوب می شود. ازاین رو هدف اصلی از این پژوهش؛ مشخص نمودن ویژگی ها و جلوه های بصری کاشی های شش ضلعی مکتب تبریز از طریق مطالعه و تطبیق نمونه هایی از کاشی ها، به عنوان یک عنصر پرکاربرد و ثابت در میان انواع کاشی ها به کاررفته، توسط هنرمندان کاشی ساز تبریزی است. مهم ترین عناصر قابل تفکیک و شناخته شده در این کاشی ها تکنیک، رنگ و نقش است. این پژوهش از نوع کیفی بوده و روش تحقیق به کاررفته به صورت توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها؛ مطالعات کتابخانه ای و اسنادی و میدانی است. نتایج پژوهش نشان می دهد که کاشی های شش ضلعی ساخت هنرمندان تبریزی به صورت رنگ های لاجوردی، سفید-آبی، معرق و طلا کاری، به صورت یک شکل کنار هم، یا توأم با قطعات مثلث، مربع، مستطیل های باریک و شمسه های منقش دایره ای شکل به کاررفته اند و در ادوار بعدی توسعه یافته است. در دوره ایلخانی برتری نقوش حیوانی بر گیاهی در شش ضلعیها وجود داشته است. در ادوار بعدی، نقوش هندسی کمتر به کاررفته و نقوش گیاهی توسعه یافته است. این نقوش در ادوار بعدی در آثار شام (دمشق) و عثمانی نیز دیده می شود. رنگ های پرکاربرد در آن ها رنگ های طلایی، زرد، آبی، سبز، سیاه وسفید است.
۲۴۳۴.

استعمارپژوهی جنسیتی: مروری تحلیلی-انتقادی به نظریه کنش گری زنان در پدیده استعمار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۴
تحلیل پیوند میان جنسیت و استعمار، از محورهای بنیادین در مطالعات انتقادی گفتمان استعماری به شمار می رود. واکاوی ماهیت این ارتباط، نه تنها قلمرو مطالعات استعمارپژوهی را گسترش می دهد، بلکه ابعاد پیچیده ی موضوع جنسیت و نقش های چندگانه ی زنان را در دلِ پدیده ای چون استعمار بازنمایی می کند. سارا میلز، به عنوان نظریه پرداز و فمینیست ادبی معاصر، با رویکردی انتقادی و جنسیتی تبیین می کند که متون زن نوشت، برخلاف غفلتِ رایج در جریان استعمارپژوهی، نقشی کلیدی در بسط و تداومِ ساختار استعماری ایفا کرده و واجد «عاملیتی فعالانه» هستند. با توجه به خلأ تئوریک در ادبیات فارسیِ این حوزه، نوشتار حاضر بر آن است تا ضمن بررسیِ مبانی نظری میلز و دستاوردهای آن، با تحلیل یکی از نمونه های موردی وی، زوایای عملیِ این دیدگاه را واکاوی کند. در پایان نیز، قوت ها و کاستی های این نظریه با هدف جریان سازی در فضای فکری فارسی زبانان و کنشگران حقوق زنان مورد ارزیابی قرار می گیرد. یافته های این پژوهش بیانگر آن است که میلز با استراتژی «استعمارزدایی از درون»، درصدد فراهم آوردن زمینه های رهایی از استعمار بیرونی است. از این منظر، تلاش او بیش از آنکه نقدی بر عملکرد زنان باشد، کنشی فمینیستی جهت اعتباربخشی به نوشتار زنانه و اثبات توانمندی و خلاقیت آنان در تولید آثار ادبی و هنری، حتی در بسترهای صلبِ تاریخی است.
۲۴۳۵.

تمدن اخلاقی برساختی در فلسفه مالک بن نبی و لوازم مترتب بر آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۹۱
این مقاله به بازخوانی انتقادی اندیشه تمدنی مالک بن نبی می پردازد و نشان می دهد که او چگونه از رهگذر نقد مبانی پیش فرض شده تمدن غربی، افق هایی نو برای بازسازی تمدن اسلامی می گشاید. مسئله اصلی آن است که به زعم بن نبی، تمدن غربی حقیقتی جهان شمول و فراامتی را مسلم می انگارد و آن گاه تجلی تمدنی خود را صورتی کامل از آن حقیقت مطلق جهان شمول می بیند. اما در نقطه مقابل، بن نبی بر این باور است که حقیقت امری است مقید، موقعیت مند و مبتنی بر ساختارهای جمعی هر امت. حقیقت اطلاق ناپذیر است و هیچ قومی را نمی توان مالک تمامیت آن دانست. این پژوهش به روش تحلیلی-تطبیقی و بر پایه داده های کتابخانه ای سامان یافته و با بهره گیری از تکنیک تحلیل مضمونی، در پی استخراج مؤلفه های کلان اندیشه تمدنی بن نبی است. یافته ها نشان می دهد بن نبی روح حاکم بر هر امت و فرهنگ ساری در آن را، عامل سازنده حقیقت قومی می داند. بر این بنیاد، مسلمانان را به ساخت تمدنی متناسب با ظرفیت ها، سلایق و تمایزات وجودی خویش فرامی خواند. در سپهر اخلاق، دستگاه فکری او به سوی نوعی «وظیفه گرایی امت مدار» میل می کند که در آن، تکلیف اخلاقی نه از عقل فردی، بلکه به واسطه ضمیر جمعی امت، برعهده فاعل اخلاقی نهاده می شود. در این هندسه تمدنی، تقدم با جنگ است نه صلح؛ چرا که هر تمدنی برای صیانت از تعین خویش، ناگزیر از ستیزی دائمی با دیگر تمدن ها است. همچنین با التزام به این چارچوب، دین و سیاست چنان درهم تنیده می شوند که اخلاق تابع شریعت می شود و اعتبار جهان شمول حقوق بشر غربی زیر سؤال می رود. درنتیجه هر امتی خود را محق می داند که دستگاه حقوقی ای متناسب با هویت و تمدن خویش بنیان نهد.
۲۴۳۶.

رتبه بندی عوامل مؤثر در بهره وری زنان شاغل با رویکرد فرایند سلسله مراتبی (AHP)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۴
بهره وری زنان شاغل به مشارکت و سهم زنان در فعالیت های اقتصادی، تولید کالا و خدمات و ایجاد ارزش اقتصادی در یک جامعه اشاره دارد و تحت تأثیر عوامل مختلف حاکم بر ابعاد مختلف زندگی آنان قرار دارد. در این پژوهش تحلیلی-توصیفی، ابتدا با استفاده از روش مطالعه کتابخانه ای، چارچوب مفهومی عوامل اثرگذار بر بهره وری زنان شاغل در ابعاد فردی، خانوادگی، نهادی و سازمانی و نیز فرهنگی و اجتماعی شناسایی شد. سپس با استفاده از روش دلفی تعدیل شده و به شیوه پرسشنامه، با استفاده از نظرات خبرگان (زنان متأهل دارای تحصیلات بالاتر از دیپلم و حداقل 10 سال سابقه شغلی)، از میان 35 معیار استخراج شده براساس مدل مفهومی فوق، 10 عامل مهم اثرگذار بر بهره وری زنان شاغل در قالب سه معیار مشارکت اقتصادی زنان، اشتغال رسمی و حفظ بنیان خانواده معرفی شد. بعد از آن، با به کارگیری روش تحلیل فرایند سلسله مراتبی (AHP) و استفاده از نرم افزار Expert Choice این عوامل رتبه بندی شدند. نتایج نشان داد با تلفیق وزن عوامل در قالب سه معیار فوق، سه عامل امنیت شغلی، مجوزهای قانونی و کیفیت نهادی و نیز شرایط شغلی از مهم ترین عوامل مؤثر بر بهره وری زنان شاغل محسوب می شوند. به علاوه، عامل گسترش خانواده جایگاهی قابل انتظار در رتبه بندی عوامل مؤثر بر بهره وری زنان شاغل ندارد. به این ترتیب شاید بتوان گفت به دلیل گرایش روزافزون زنان به مشارکت در فعالیت های اجتماعی-اقتصادی و نیاز به کسب درآمد، تمایل به گسترش خانواده (تأهل و فرزندآوری) کاهش یافته است.
۲۴۳۷.

سقط جنین و اصل اثر دوگانه: بررسی نقادانه ی دیدگاه فیلیپا فوت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۸۲
تحلیل آموزه ی اثر دوگانه از منظر فیلیپا فوت چشم اندازی تازه برای فهم مسئله ی سقط جنین می گشاید و مبانی ارزیابی اخلاقی اعمال را دگرگون می سازد. نقد او بر تمایز سنتی قصد و پیش بینی تمرکز بحث را از وضعیت ذهنی عامل به ساختار وظایف اخلاقی منتقل می کند و بر تقدم وظایف سلبی بر وظایف ایجابی تأکید می نهد. این جابه جایی مفهومی امکان تمایزی دقیق تر بین انواع اعمال اخلاقاً مجاز و ناروا را فراهم می آورد و نشان می دهد که سنجش اعمال نمی تواند صرفاً بر نیت یا پیامد مبتنی باشد. نظریه ی متأخر فوت درباره ی خیر طبیعی نیز افق تحلیل را از سطح وظایف به سطح غایات زیستی و شکوفایی انسانی ارتقا می دهد و معیار ارزیابی اخلاقی را در پیوند با ساختار طبیعی نوع انسان قرار می دهد. بر این اساس، سقط جنین نه صرفاً به منزله ی پایان دادن به حیات جنین بلکه در پیوند با نقش بارداری، والدگری و غایات بنیادین زندگی انسانی تحلیل می شود. در عین حال، مواجهه ی نقادانه با مهم ترین نقدها، از جمله نقش نیت در ساختار عمل، مسئله ی تقدم وظایف و اتهام مغالطه ی طبیعی گرایانه، نشان می دهد که دیدگاه فوت، با وجود برخی چالش ها، چارچوبی منسجم و غنی برای ارزیابی اخلاقی اعمال مرتبط با زیست پزشکی در اختیارمان می گذارد. نتیجه ی چنین تحلیلی ترسیم تصویری است که در آن نسبت میان طبیعت، هنجار، فضیلت و زندگی انسانی در پرتو مسئله ی سقط جنین به گونه ای نو بازاندیشی می شود.
۲۴۳۸.

تحلیل مقایسه ای دو رهیافت اخلاقی خوش بینانه و بدبینانه به توسعه هوش مصنوعی با تمرکز بر معضل شکاف مسئولیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۲
این مقاله به طور مقایسه ای دو رهیافت خوش بینانه و بدبینانه نسبت به توسعه هوش مصنوعی را با تمرکز بر معضل «شکاف مسئولیت» بررسی می کند. نخست مبانی هر یک از این دو دیدگاه تشریح می شود: در رهیافت خوش بینانه تلاش می شود بر مزایای چشمگیر هوش مصنوعی برای جامعه، فقدان نگرانی در میان متخصصان و عدم قطعیت های فلسفی تأکید شود؛ در مقابل، رهیافت بدبینانه با استناد به سوگیری های الگوریتمی، افول توانایی تصمیم گیری انسانی و پیامدهای پیش بینی ناپذیر اجتماعی اقتصادی، توسعه بدون محدودیت هوش مصنوعی را از نظر اخلاقی مردود می داند. پس از آن شکاف مسئولیت به عنوان معضلی بررسی می شود که امکان انتساب کامل پیامدهای منفی فنّاوری به فرد یا نهادی مشخص را از بین می برد و نمونه هایی از مواجهه با آن در نظام سلامت و سلاح های خودران ارائه می شود. در ادامه سه معیار محوری مبنای خیر اخلاقی، دامنه قابلیت های متافیزیکی و عملی هوش مصنوعی و آسیب پذیری انسان در رواج هوش مصنوعی به عنوان چارچوبی برای تحلیل معقولیت دو رهیافت مطرح می شوند، اما تحلیل انجام شده نشان می دهد هیچ یک از استدلال های ارائه شده ذیل رهیافت های خوش بینانه و بدبینانه به طور مطلق پاسخ قطعی به این معیارها نمی دهند؛ بنابراین استدلالی مستقل درباره میزان معقولیت رهیافت خوش بینانه و بدبینانه با تأکید بر معضل شکاف مسئولیت ارائه خواهد شد که براساس آن، رهیافت خوش بینانه نسبت به رهیافت بدبینانه معقول تر دانسته می شود. در پایان تأکید خواهد شد که این استدلال و معقول تر بودن رهیافت خوش بینانه نسبت به رهیافت بدبینانه به معنای بی احتیاطی در توسعه هوش مصنوعی و نادیده انگاشتن معضل شکاف مسئولیت نیست.
۲۴۳۹.

سیاستگذاری اقتصادی مبتنی بر قاعده نفی سبیل در مقابله با سیاست مبارزه با تروریسم امریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۷ تعداد دانلود : ۳۱۹
زمینه و هدف: سیاستگذاری اقتصادی کشورهای اسلامی تاکنون نتوانسته به صورت مستقل دنبال شود که همین عاملی برای حضور آمریکا در منطقه با هدف کسب منافع اقتصادی با استفاده از ابزارهایی نظیر مبارزه با تروریسم بوده است. پژوهش حاضر درصدد است تا رویکرد سیاستگذاری اقتصادی در میان کشورهای اسلامی را با عنایت به قاعده نفی سبیل بررسی نماید. مواد و روش ها: مقاله حاضر از روش تحلیلی و توصیفی بهره برده و ابزار انجام پژوهش کتابخانه ای است.  ملاحظات اخلاقی: در نگارش مقاله حاضر، ارجاع دهی مستند و امانتداری مبنا قرار گرفته است. یافته ها: مبارزه با تروریسم ابزاری برای پیگیری منافع آمریکا در غرب آسیا بوده که با ایجاد وابستگی متقابل اقتصادی میان کشورهای اسلامی، از بین بردن استقلال آنها و تثبیت جایگاه خود در نظام جهانی با سازوکاری اقتصادی و سیاسی است. نتیجه: سیاستگذاری اقتصادی مبتنی بر قاعده فقهی نفی سبیل در قالب ایجاد سازوکاری برای دلارزدایی از ساحت اقتصادی و مالی کشورهای اسلامی، کوشش برای یافتن یک ارز جایگزین، استفاده از تهاتر و تبدیل شدن به بازیگرانی کنشگر برای بدست گرفتن تعیین قیمت انرژی و استفاده از ابزار اقتصاد سیاسی کشورهای اسلامی است. کاهش دادن و غلبه بر هژمونی اقتصادی امریکا به به معنای تحقق احکام شریعت در عرصه سیاستگذاری اقتصادی کشورهای اسلامی است.
۲۴۴۰.

An Introspective Analysis of Appropriacy Indices in ELT Curriculum Policy and Practice(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۰ تعداد دانلود : ۱۹۲
The present study aimed to explore how the ELT curriculum is perceived, adopted, and implemented by EFL high school teachers. This study also shed some light on several effective factors in curriculum planning and practicing. Data for this study came from a survey and follow-up interviews with EFL teachers. The Findings revealed some critical systemic gaps between policy and practice: (1) a disconnect between policymaking processes and established ELT pedagogical theories; (2) insufficient incorporation of stakeholder voices, particularly teachers, during policy formulation; (3) neglect of teacher agency, professional needs, and motivational factors in curriculum design; and (4) an absence of foundational needs analysis research to inform policy decisions. The study underscores the imperative of prioritizing teacher autonomy, participatory policymaking, and evidence-based frameworks in curriculum development. To mitigate disparities between policy objectives and classroom practices, recommendations include decentralizing decision-making to empower educators, integrating teacher feedback into policy cycles, leveraging academic expertise, and fostering context-sensitive adaptations of global ELT methodologies. These insights contribute to broader regional discussions on educational equity, teacher professionalization, and sustainable language policy reforms in institutional settings.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان